روایتی از انقلاب دوم
امروز روز ۱۳ آبان سال ۱۳۵۸ است. زمان باردار حوادثی است که تاریخ ساز است حوادثی که دنیا را تکان خواهد داد و چه کسی گمان می برد در چنین روزی واقعه ای به وقوع خواهد پیوست که پایه های شیطانی ترین حاکمیت ادوار تاریخ بشری را به لرزه خواهد افکند.
آسمان ابریست و هوا و زمین غمناک از نم نم قطرات باران و تو گویی که آسمان شهر نیز بغضی فرو خورده دارد. بعضی ناشی از حیات ذلت بار ملتی بزرگ در زیر سر نیزه های حکومتی خود کامه و دست نشانده بغضی که می رود تا انقلاب دوم ملت بزرگ ایران را به بار نشیند و انقلاب اسلامی ۲۲ بهمن را در ۱۳ آبان ۵۸ تکامل و تعالی بخشد. اینک حوادث می روند تا هویت حقیقی انقلاب یعنی ملت ایران را به منصه ظهور رساند چرا که در بهمن ۵۷ این ملت تنها توانسته بود که ریشه استبداد را بر کند و امروز می رود تا بنیانهای استعمار و استکبار را در ایران برچیده و در جهان به لرزه در آورد.

سالها بود که اتحاد جماهیر شوروی و اذناب سیاسی و اقتصادی و ایدئولوژیکش در بلوک شرق بر مبارزه علیه استعمار و امپریالیسم غرب خاصه آمریکا را سر می دادند و اما اراده حق بر این مقرر گشت که فروپاشی همینه پوشالین استکبار شیطانی ایالات متحده آمریکا از طلعت ازلی و ناصیه نورانی حضرت روح الله و فرزندان معنویش طلوع نماید تا افتخار آن تنها در کف با کفایت مکتب انسان ساز و اسلام عزیز و مذهب مقاومت تشیع قرار گیرد.

ساعت ۱۰ صبح روز ۱۳ آبان سال ۱۳۵۸ خیابان طالقانی (روزولت سابق) وضع عادی خود را دارد. مردم در سراسر خیابان مشغول رفت و آمد و انجام کارهای خود هستند.
اتومبیل ها با سرعت و با سر و صدا عبور می کند. فروشگاه ها و شرکت ها بازند و کارکنان آنان سرگرم کارهای روزمره هستند همه چیز درست مثل روزهای قبل است.
ساعت ۱۱ صبح است. گروهی نزدیک به ۴۰۰ نفر در حالی که خیابان طالقانی را طی می کند به سوی سفارت آمریکا می آیند هنگامی که به مقابل آن می رسند در یک لحظه از در و دیوار سفارت بالا می روند و به درون محوطه سفارت می پرند. مردم هاج و واج به این صحنه می نگرند و همه از خود می پرسند چه شده است؟

خیابان بند می آید و نفسها نیز جوانها تند و تیز یکی پس از دیگری از گوشه و کنار سفارت به داخل می روند حالا هر کدامشان بازوبندی بدست و عکسی از امام بر سینه دارند. مدتی نمی گذرد و در حالی که باران رحمت از آسمان تهران شروع به بارش کرده و خبر در همه شهر می پیچد. سفارت آمریکا اشغال شد.
بغض فرو خورده ۲۵ ساله

روز ۱۳ آبان ۱۳۵۷ ۲۵سال رفته از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ و آغاز خودکامگی پهلوی دوم در زیر بیرق پرچم آمریکا دانشجویان و دانش آموزان به ستوه آمده از خودکامگی رو به فزونی خاندان پهلوی و اذناب هزار فامیلش و به پاس داشت روز ۱۳ آبان ۱۳۴۳ روز تبعید رهبر دور از وطنشان که نزدیک به ۱۵ سال است در تبعید در بلاد غربت می زید به دانشگاه تهران پناه آوردند اما چه کسی گمان می برد که خون این فرزندان عزیز ایران اسلامی آن هم در دانشگاه تهران رنگین کننده سنگفرش های دانشگاه تهران گردد و نهالی شود از برای سرنگونی سلطنت پهلوی.

از این پس بود که ملت ایران مترصد فرصتی بود تا بغض فرو خورده ۲۵ ساله زیستن در زیر سیطره شیطانی و نظم جهنمی ایالات متحده امریکا و مزدوری محمد رضا پهلوی را بر فرق ایشان وارد آورد. این بود تا درست یک سال بعد یعنی ۱۳ آبان ۵۸٫

دو روز پس از پیروزی انقلاب در صبحگاه ۲۴ بهمن ۵۷ عده ای در حرکتی مرموزانه و اقدامی مشکوک و قدرت نمایانه دست به تسخیر سفارت امریکا در تهران زدند.
آنان مسلحانه و طی درگیری یک ساعته توانستند سفارت امریکا را به اشغال خود در آورده و اعضای سفارت را به گروگان گیرند. هویت آنان مشخص شد آنان نیروهای وابسته به چریکهای فدایی خلق بودند که اینک آمده بودند تا برای تحقق شعارهایی ضد امپریالیستی که از صبح تا شام می دادند جامه عمل بپوشانند.
آنان خود و همپالگی های خود مانند مجاهدین خلق را تنها مبارزین راستین با امپریالیسم امریکا می دانستند و البته تاریخ صحت این مدعا را بعدها به خوبی مشخص ساخت. سرانجام با دخالت مشاور نخست وزیر دولت موقت در امور انقلاب ابراهیم یزدی غائله خاتمه یافت. اما ثمره چنین حرکت مذبوحانه ای خروج سولیوان سفیر امریکا از ایران برای همیشه بود و این چنین بود تا آن هنگام که سفارت امریکا ۸ ماه دیگر در ۱۳ آبان ۵۸ به تسخیر دانشجویان پیرو خط امام در آمد.

اولین گام
یک هفته پس از ۱۳آبان ۵۸ در روز آدینه آن هنگام که نمازگزاران صلاء جمعه خویش را در میعاد گاه نماز جمعه به پایان بردند رو به سوی سفارت امریکا در تقاطع خیابان آیت الله طالقانی و خیابان شهید مفتح راهپیمایی نمودند.
آنان پس از رسیدن به مقابل درب سفارت آمریکا شعارهای ضد آمریکایی و ضد امپریالیستی سر دادند و آنگاه خیل عظیمی از جمعیت بود که به سوی دیوارها و میله های سفارت یورش آورد تا سفارت را تسخیر سازند اما آنها با ممانعت گارد حفاظت سفارت مواجه شدند و بدین گونه کار خاتمه یافت.
اما حرکت فرزندان امام در چند روز دیگر به هیچ وجه به سرنوشت دو حرکت قبلی دچار نیامد و خود سرنوشتی یافت که بر تارک آسمان تاریخ ظلم ستیزی و ستم سوزی مردمان جهان چونان نجم ثابت می درخشد.

مردم ایران پس از انقلاب دیگر هیچ دل خوشی از امریکا نداشتند آنان خوب می دانستند که امریکا مقصر اصلی تمامی فسادها ، تبعیض ها ، بی عدالتی ها ، نابسامانی ها ، ظلم ها و … در عصر پهلوی دوم بود و محمد رضا تنها مترسکی سرجالیز بود برای نابودی هر آنکه در برابر منافع آمریکا در مزرعه ایران سر به شورش بردارد.
* ما دانشجویان مسلمان پیرو خط امام خمینی از موضع قاطعانه امام در مقابل امریکای جهان خوار به منظور اعتراض به دسیسه های امپریالیستی و صهیونیستی سفارت جاسوسی امریکا در تهران را به تصرف در آورده ایم تا اعتراض خویش را به گوش جهانیان برسانیم.

ملت ایران خوب می دید که چگونه و به فاصله اندکی از پیروزی انقلاب هر روز شورش و بلوایی در سراسر کشور آغاز می شود و خوب می دانست که کدامین قدرت در پس از این غائله ها پنهان است. و کدام کانون در تهران آنها را هدایت می کند.

روزی غائله خلق ترکمن و غائله گنبد کاووس روز دیگر غائله خلق عرب و استان خوزستان و خرمشهر روز دیگر غائله خلق بلوچ و غائله در سیستان و بلوچستان و خلاصه آن که مردم و امام مردم می دانستند که سر نخ تمامی این ماجراها به یک جا ختم می شود. سفارت امریکا در تهران.

از دیگر سوی شاه این چهره منفور در میان ملت ایران قرار بود در آن روزها به بهانه درمان سرطان خود به امریکا رود که این نیز خود علت مضاعفی بود بر نفرت مردم از امریکا در همین اثنا بود که در آبان ۵۸ هنگامی که مهندس بازرگان به همراه وزیر خارجه و وزیر دفاع و رئیس ستاد ارتش ابراهیم یزدی ،مصطفی چمران و سر لشکر شاکر برای شرکت در جشن سالگرد پیروزی انقلاب الجزایر به آن کشور سفر کرد طی دیداری محرمانه با برژینسکی از او و دولت امریکا برای اداره ایران پس از انقلاب و بازسازی آن کمک طلب نمود.

این حرکت در کنار روند رو به جدایی دولت موقت از انقلاب و مشی لیبرالی و مسامحه کارانه آن و ارتباط خوب با امریکا از حدود ۲۵ سال پیش از انقلاب مردم را به این نتیجه رساند که امریکایی ها به دولت موقت به چشم آلترناتیوی برای حال و و پلی برای آینده می نگرند اما آنچه برایشان گزنده بود این دیدار محرمانه و توجیهات تهی از حقیقت بازرگان بود.
چنین وقایعی در بستری از فضای انقلابی گری ،آرمان گرایی و استکبار ستیزی و ضد امریکایی بی شک می بایست که حادثه ای را به بار می نشست که نوک پیکان حمله آن معطوف به مخاطره افکندن منافع امریکا در ایران بود. این چنین بود که بستر سیاسی و اجتماعی تسخیر لانه جاسوسی فراهم آمد.

به بار نشستن ایده تسخیر
اول بار ایده تسخیر سفارت امریکا در تهران در اوایل آبان ماه ۱۳۵۸ در جلسه شورای هماهنگی دفتر تحکیم وحدت از سوی نماینده سازمان دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف مطرح شد علت اصلی پیدایش این جلسات تدوین اساس نامه دفتر تحکیم وحدت و ارتباط تشکیلاتی این دفتر با ولی فقیه و رهبر انقلاب بود که این شورا متشکل بود از ۷ عضو که عبارت بودند از نمایندگان انجمن های اسلامی دانشگاه تهران ،دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه تربیت معلم ، دانشگاه علم و صنعت ، دانشگاه پلی تکنیک و البته دو نماینده از ۷ نماینده در جلسه مذکور غائب بودند.
در این جلسه طرح ابتدایی تسخیر سفارت توسط نماینده دانشگاه صنعتی شریف با مخالف صریح نماینده دانشگاه تربیت معلم و مخالفت تلویحی نماینده دانشگاه علم و صنعت مواجه شد. بدین گونه طرح در طی جلسه رسمی رد می شود اما پس از خاتمه یافتن جلسه نماینده صنعتی شریف با تشریح وضعیت جامعه و تحلیل اوضاع سیاسی ، اجتماعی و بین المللی ایران و اجرای چنین طرحی را ضروری می داند.
ایده تسخیر و تحلیل های این نماینده کار خود را کرد. دیگر اعضای شورا نتوانستند ذهن خود را از اشتغال به این طرح باز دارند. آنان نیز در دل خود این طرح را تایید کرده و مشتاق اجرای آن بودند. توافقی حاصل شد.

توافقی بدین مضمون که طرح مذکور مستقل و خارج از تشکیلات دفتر تحکیم و با مشارکت سه دانشگاه تهران ،صنعتی و پلی تکنیک انجام پذیرد و اگر با موفقیت روبرو بود با پیوستن دو دانشگاه دیگر و دفتر تحکیم محفوظ بماند.
اما این طرح طرح ساده ای نبود ناگزیر دغدغه های بزرگی اذهان دانشجویان را به خود مشغول ساخت. اینکه آیا با حضور دولت موقت و شورای انقلاب منصوب از سوی رهبر انقلاب انجام چنین حرکتی برخلاف مشی رهبری انقلاب نخواهد بود؟

آیا حضرت امام با تبعات این عملیات موافق می باشند ؟
اگر دولت موقت پیش از انجام عملیات بدان پی برد اقدامات بازدارنده سیاسی امنیتی اجرا نخواهد کرد؟
حتی پس از اجرای موفقت آمیز عملیات آیا دولت موقت دانشجویان را به اتهام کمونیست بودن یا چپ گرا بودن از سفارت اخراج نخواهد کرد. (همانند اخراج فدائیان خلق در۲۴ بهمن توسط ابراهیم یزدی)

چنین مصائب دشواری بر سر راه اجرای طرح دانشجویان را بدین نتیجه رسانید که باید نظرات حضرت امام (ره) را در این باب از طریق اعضای شورای نمایندگی امام در دفتر تحکیم وحدت جو باشد و دیگر آنکه پس از تسخیر سفارت یک روحانی مشهور و متعهد مردم در سفارت حضور یافته و ضمن ایراد سخنرانی و تایید اقدام دانشجویان امکان اجرای هر گونه مانوری را از سوی دولت موقت را غیر ممکن سازد. از سوی دیگر طرح باید محرمانه می ماند تا اقدام بازدارنده ای صورت نگیرد.

انتخاب روحانی عملیات

صبح روز ۷آبان نمایندگان سه دانشگاه در دانشگاه پلی تکنیک گرد هم می آیند. این سه عبارت بودند از سید محسن میر دامادی محمد ابراهیم اصغر زاده و بی طرف. آنان در جلسه ابتدا حضرت آیت الله سید علی خامنه ای را به عنوان روحانی عملیات بر می گزینند اما پس از بررسی های بسیار و اینکه باید حتما باید حتما این روحانی هیچ گونه وابستگی به احزاب و گروه های رسمی نداشته باشد تا هیچ گونه شائبه ای بر وابستگی حرکت دانشجویی بوجود نیاید.

به دلیل عضویت ایشان در حزب جمهوری اسلامی حجت الاسلام سید محمد خوئینی ها را برگزیده و بر روی آن اتفاق می نمایند. پس از اتمام جلسه و با قرار قبلی راهی دفتر حجت الاسلام خوئینی ها در ساختمان جام جم می شوند. حجت الاسلام خوئینی ها نماینده وقت حضرت امام در رادیو و تلویزیون بودند آنان پس از رسیدن به جام جم و رفتن به اتاق آقای خوئینی ها تمامی طرح را باز گو می نمایند و مصائب و مشکلات را نیز مطرح می کند.

و اضافه می نمایند بر اساس اطلاعات بدست آمده یکی از عناصر مهم سازمان مرکزی اطلاعات امریکا در پوشش یک دیپلمات امریکایی وارد ایران شده است و گویا به دنبال اهداف خاصی در راستای سرنگونی انقلاب است.
حجت الاسلام خوئینی ها بی درنگ طرح را پذیرفته و بر آن صحه می گذارد. و موافقت می نماید تا پس از تسخیر سفارت و یا با تلفن مطلع سازند تا خود را سریعا به آنجا رسانیده و کارهای لازم را انجام دهد. وی هم چنین بافتن تائیدیه و اجازه از حضرت امام مخالفت نموده و دلیل خود را از این گونه به دانشجویان باز می گوید :
حضرت امام با این عمل موافق هستند ولی اگر موضوع با ایشان مطرح گردد ممکن است علیرغم موافقت صلاح ندانند که چنین عقیده ای را قبل از عمل ابراز کند و اصولا حضرت امام در بعضی از امور اجازه صریح نمی دهند.

وی در مقابل اصرار شدید دانشجویان قول داد که در صورت وجود شرایط مساعد مساله را با حضرت امام در میان خواهند گذارد و این چنین بود که دانشجویان مجاب شده و قول ایشان را پذیرفتند. پس از قطعیت یافتن عملیاتی کردن طرح با تمامی حواشی و مسائل پیرامون اش در آن صورت پذیرفته و هماهنگی ها و جلسات فرماندهی و هماهنگی در آنجا صورت پذیرد.
ستاد مرکزی عملیات تسخیر سفارت امریکا در ساختمانی واقع در خیابان انقلاب مستقر گردید. ساختمانی که بعدها تبدیل به ساختمان جهاد دانشگاهی گردید. برنامه ریزی و تحلیل جز به جز عملیات در این ستاد آغاز شد و کار به سرعت پیش می رفت.

بعد از ظهر ۹ آبان جلسه ای در ستاد مرکزی تشکیل شد و ترکیب شورای ستاد فرماندهی بر ترکیب ۵ نفر متشکل از نمایندگان دانشگاه های تهران ، صنعتی شریف ،پلی تکنیک ، ملی و علم و صنعت صحت گذارد. در این جلسه آخرین مراحل کار و نیازها ،امکانات ، نقایص و بررسی شد.
صدور جواز تسخیر

روز پنج شنبه ۱۰آبان حضرت امام خمینی در پیامی به مناسبت سالگرد حماسه خونین دانشجویان و دانش آموزان در دانشگاه تهران پیامی حماسی و مسبوط خطاب به کلیه دانشجویان دانش آموزان و طلاب اعلام داشته و در بخشی از آن چنین می نویسد : بر دانش آموزان ، دانشگاهیان و محصلین علوم دینی است که با قدرت تمام حملات خود را علیه امریکا و اسرائیل گسترش داده و امریکا را وادار به استرداد این شاه مخلوع جنایتکار نمایند.

این پیام دانشجویان را بر این گمان استوار ساخت که این بیانات ناشی از آگاهی حضرت امام از طرح دانشجویان از طریق حجت الاسلام خوئینی ها بوده و امام با این پیام جواز تسخیر سفارت امریکا را صادر فرموده اند. غافل از آنکه آقای خوئینی ها هیچ گاه پیش از اجرای طرح مساله را خدمت امام بازگو نکرده است.

این گونه بود که دانشجویان قاطعانه مصمم بر اجرای این طرح شدند و دیگر هیچ گونه بهانه ای برای خود نمی دیدند اما آنچه که به نظرشان بنابر پیام صریح امام ضروری آمد دخالت طلاب حوزه در این طرح بود لیکن به دلایل امنیتی و فقدان ارتباطات تشکیلاتی با طلاب و فقدان تشکیلات منسجم سیاسی در میان طلاب از این امر منصرف شدند.
طی جلسه دیگری که دانشجویان با حجت الاسلام خوئینی ها داشتند مقرر ساختند تا وی از تمامی جزئیات و پیشرفت مطلع شوند که این امر طی جلسات بعدی محقق گشت.
جلسه دیگر دانشجویان در درون اتومبیل و هنگام بازگشت از جام جم تشکیل یافت. در این جلسه بود که توافق شد که طرح مساله ارتباط از طریق با امام شورای نمایندگی امام در دفتر تحکیم لغو شود و هر دو کار ارتباط با امام و حضور در سفارت پس از تسخیر را خود شخص آقای موسوی خوئینی ها بر عهده داشته باشد که این ناشی از برخورد مثبت وی با قضیه بود. موارد دیگر توافق عبارت بودند از :

۱- نظر حضرت امام فقط از طریق آقای خوئینی ها جویا شوند.
۲- در نامگذاری تسخیر کنندگان سفارت امریکا عنوانی انتخاب شود که دیگر گروه های سیاسی و نظامی غیر مسلمان و بیرون از خط امام موجود در جامعه نتوانند از آن سوء استفاده کنند.
۳- از هر کدام از سه دانشگاه اول سه نفر دیگر به جمع پنج نفره شورای ستاد فرماندهی اضافه شود تا بعد از ظهر آن روز در دانشگاه پلی تکنیک جلسه تشکیل دهند.
جلسه مذکور در دانشگاه پلی تکنیک برگزار و نتایج ذیل حاصل شد:
۱- واکنش اعضا نسبت به طرح مثبت بود و تنها پاره ای ابهامات وجود داشتند.

۲- پیش بینی شد در صورت موفقیت آمیز بود عملیات دولت موقت استعفا دهد که در این صورت یکی از اهداف بزرگ پیروان خط امام حاصل شده و حربه مظلوم نمایی و بهره گیری از اهرم فشار استعفا از دست دولت موقت سلب شود البته موفقیت تصرف لانه آن هنگام اهمیت خود را نشان داد که بازرگان قصد داشت در ۱۳ آبان ۵۸ به بهانه وجود دخالت های بی جا نهادهای انقلابی در امور تحت اختیار دولت استعفا داده تا عدم موفقیت های خویش را به دیگران منتسب سازد.

۴- پیش بینی شد که با تصرف سفارت و دانشجویان از حمایت بزرگان انقلاب بهره مند شوند لذا پس از ۳ الی ۵ روز آنان از دانشجویان خواهند خواست که سفارت را تخلیه کنند و دانشجویان نیز دعوت آنان را پذیرفته و از آنجا خارج می شوند.

۵- پیرامون نحوه تسخیر سفارت تصمیم قاطعی اتخاذ نشد چرا که اطلاعات موجود از وضعیت فیزیکی ، اقلیم و کروکی داخلی سفارت چیز قابل توجهی نبود. اما بحث بر سر دو روش تسخیر مردمی یا نظامی مطرح شد که بالاتفاق بر روی حرکت انقلابی با مشارکت مردمی را پذیرا شدند چرا که از سویی با ماهیت انقلاب اسلامی تطبیق داشت از سوی دیگر عملیات بدون مقاومت مسلحانه محافظین سفارت روبرو شده و عملیات بدون تحمل تلفات جانی انجام می پذیرفت. بدین منظور و برای جلوگیری از حادث شدن اتفاق خاصی پیش بینی نشده ای توافق شد که هیچ یک از افراد تسخیر کننده سفارت به صورت مسلح وارد سفارت نشوند.

۶- در این جلسه به گونه ای مقدماتی تقسیم وظایف شد به صورتی که هر یک از وظایف کلی بر عهده یکی از دانشگاه های پنج گانه محول شد تا انسجام و هماهنگی بیشتری در اجرای وظایف حاصل شود در نتیجه جلسه ی جهت مطلع ساختن چند نفر دیگر از افراد هر دانشگاه و تنظیم مقدمات و وظایف مربوط به هر دانشگاه ضروری تشخیص داده شد به موازات این جلسه افراد هر دانشگاه هر کدام حدودا ۷ تا ۸ نفری شدند.

جدا از اموری که برای هر دانشگاه تنظیم شده بود وظایف محوله مربوط به خودشان را پی گیری می کردند و نتایج مربوط در این جلسه مورد بحث قرار می گرفت. وظیفه مشترک و مهم هر کدام از آنها تهیه لیستی از دانشجویان مسلمان آن دانشگاه بود که اولا مورد شناسایی کامل بوده و ثانیا عضو هیچ گروه و سازمانی نیز نباشند.

برای اجرای این عملیات بزرگ و مهم بزرگ ترین مشکل فقدان نقشه و کروکی ساختمان های داخل محوطه سفارت و حفاظت پس از تصرف آن بود که برای حل این دو مشکل حجت الاسلام خوئینی ها با محسن رضایی فرمانده وقت واحد اطلاعات و تحقیقات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی موضوع را در میان نهاده و با هماهنگی های لازم دو تن از دانشجویان احمد سیف اللهی و اصغر زاده طی یک ملاقات خصوصی با محسن رضایی موضوع عملیات را به طور کامل شرح داده وی نیز با این طرح موافقت نموده و اعلام می نماید که برای حراست از حفاظت آماده است تا سلاح کافی و نیروی لازم از پاسداران انقلاب اسلامی را در اختیار دانشجویان قرار داده تا پس از تصرف به مدد دانشجویان آمده و در حراست از سفارت به آنان کمک کند.

مورد دیگر اینکه سپاه پاسداران در زمینه نقل و انتقال اسناد و اشیا مورد لزوم اعلام آمادگی کرد تا آنها را از محل سفارت به ستاد مرکزی سپاه پاسداران منتقل سازند. اما در مورد تهیه نقشه و کروکی سفارت اعلام داشت که سپاه پاسداران فاقد چنین امکاناتی است. لذا برای تهیه نقشه و کروکی و کسب کلیه اطلاعات مورد نیاز داخل سفارت یک تیم اطلاعات از میان دانشجویان برگزیده شود تا با بهره گیری از برخی شگردهای خاص چون استقرار در هتل مقابل سفارت و یا سوار شدن بر روی اتوبوس های دو طبقه عبور کننده از مقابل سفارت و شگردهای خاصی دیگر اطلاعات و اخبار و نقشه های مورد نیاز عملیات فتح لانه جاسوسی را گرد آورند و بتوانند نقشه و کروکی مورد نیاز را تهیه نمایند.
در جلسه بعدی ستاد فرماندهی مقرر شد تا با توجه به امکانات هر دانشگاه دانشگاه تهران ۱۵۰ نفر دانشگاه صنعتی شریف ۱۵۰ نفر و دانشگاه پلی تکنیک ۱۰۰ نفر را شناسایی نموده تا برای شرکت در عملیات از آنها دعوت به عمل آید.

اما برای آنکه تعداد نفرات به حد نصاب ۴۰۰ نفر برسد و برای در نظر داشتن احتمالات به دانشگاه تهران نیز دستور داده شد تا حدود ۱۰۰نفر را شناسایی نماید.
مرحله نهایی پیش از اجرای عملیات آگاه نمودن حدود ۴۰۰ نفر دانشجوی چهار دانشگاه تهران بود مشی این مرحله بدین گونه بود که نسبت به افراد شرکت کننده از هر دانشگاه در کمیته های هر دانشگاه توافق شده بود.

لیست اسامی آنها در صبح روز شنبه ۱۲ آبان بین چند نفر تقسیم شد تا افراد مورد نظر را برای جلسه مهمی در ساعت ۷ صبح روز یکشنبه ۱۳ آبان دعوت کنند بدون اینکه کوچکترین اطلاعی در زمینه موضوع جلسه به مدعوین داده شود. مدرک افراد منتخب عبارت بود از :
۱- مسلمان بودن و اعتقاد به جمهوری اسلامی و امام خمینی

۲- فقدان گرایش های گروهکی به انجمن دانشجویان مسلمان شاخه دانشجویی مجاهدین خلق و دیگر سازمان های منحرف و جدای از رهبری امام.
مرکز تجمع تمامی نیروهای فراهم آمده از هر دانشگاه در محل دانشگاه خودشان بود تا جلسه توجیهی پیش از عملیات در آن مرکز صورت پذیرد. مگر دانشجویان دانشگاه های که به دلیل بعد مسافت در محل مسجد دانشگاه پلی تکنیک تجمع نمودند.

جلسه توجیهی عملیات در گرگ و میش هوا و در تاریک و روشن آسمان راس ساعت ۷ در ۵ دانشگاه عملیات کننده و در سالن های بخصوصی برگزار گردید. برنامه ریزی جلسات به گونه ای بود که افراد پس از ورود به جلسه تا پایان جلسه اجازه خروج از جلسه را نداشتند آن گاه نیز که جلسه خاتمه می یافت فرصت رسیدن به محل لانه جاسوسی برای افراد وجود می داشت و از محل جلسه نیز می بایست حداقل دو به دو به سمت لانه حرکت کنند.
این تمهیدات از آن روی بود که اگر افرادی مرتبط با گروهکها و یا مخالفان تصرف لانه در میان جمع حضور داشته باشند فرصت انجام هر گونه خبرچینی و در نتیجه عکس العمل از سوی گروه ها و یا دولت سلب شود.

دانشجویان مدعو در مراکز تعیین شده گرد آمدند. هیچ یک از آنان از موضوع جلسه آگاه نبودند و آن گاه بر شگفتی شان افزوده شد که بر روی تخته سیاه که در سالنها وجود داشت نقشه ها و کروکی ساختمان های محوطه را می دیدند.
جلسات آغاز شد و شرح کاملی از نحوه عملیات بازگو شد و توجیهات لازم به عمل آمد. سپس وظایف هر دانشگاه نیز بیان و توجیه گردید. پس از پایان توضیحات و توجیهات به هر یک از دانشجویان کارتهای مخصوص همراه با عکس حضرت امام تحویل شد تا هنگام عملیات و در درون لانه و برای شناسایی یکدیگر آنان را روی سینه خود نصب کرده و استفاده نمایند تا به این طریق افراد ناشناس از محل لانه اخراج گردند.

حرکت به سوی لانه جاسوسی
پیام حضرت امام در سه روز گذشته خود را کرده بود و شورای انقلابی برای عملیات فراهم آورده بود. پس از پایان جلسات آن گونه که گفته شد دانشجویان به سوی سفارت حرکت کردند.
ساعت از ۱۰ گذشته بود که جوانان به مقابل سفارت امریکا رسیدند. پس از آنکه تمامی دانشجویان از تمامی دانشگاه ها رسیدند راس ساعت ۱۱ صبح در ضلع جنوبی شرقی سفارت گرد هم آمدند… در این هنگام در این نقطه پرچم سبز رنگ منقوش به کلمه شریفه لا اله الا الله باز شد و بلافاصله تمامی نیروهای عملیاتی با نظمی خاص پشت پرچم قرار گرفته و با دادن شعار این چنین وانمود می کردند که به مناسبت روز ۱۳ آبان قصد راهپیمایی به سوی دانشگاه را دارند.

ناگهان به سرعت به جلوی درب اصلی سفارت رسیده و با بریدن زنجیر آن و خلع سلاح محافظین شروع به بالا رفتن از دیوار و میله های سفارت نمودند. در این میان این کمال تبریزی بود که با دوربین فیلمبرداری خود از این صحنه ها فیلم می گرفت.
فیلمی ۸ دقیقه ای که تنها تصاویر ثبت شده از این حماسه سترگ در اولین لحظات و دقایق آن بود. دانشجویان داخل سفارت نشده بودند که تفنگ داران دریایی محافظ سفارت با شلیک دو کپسول گاز اشک آور محوطه سفارت را مملو از دود ساختند. اینک دیوار بزرگ ترکی کوچک برداشته بود و این ترک کوچک به تمامی دیوار سری می یافت و هیچ کاری نمی شد کرد. از هم اینک سفارت تسخیر شده فرض می گشت.

سفارت امریکا در آن زمان سایت سیاسی – اطلاعاتی و امنیتی امریکا در خاورمیانه و خلیج فارس محسوب می شد. سفارت امریکا با داشتن ۱۴۰۰ کارمند پیش از انقلاب بزرگترین سفارت در تهران و خاورمیانه محسوب می شد. این سفارت به مثابه شهری در قلب شهر تهران بود. شهرکی با سیستم آب و برقی جداگانه و یا ذخیره غذایی بیش از یک سال.