مایاها
مایا نام مجموعه‌ای از اقوام سرخ‌پوست جنوب مکزیک و شمال آمریکای مرکزی است
حدودا برای مدت ۶ قرن، از سال ۳۰۰ تا ۹۰۰ میلادی، تمدن مایا در زمینهای پست گواتمالا و مکزیک کنونی رونق گرفت. بسیاری از مایاها در شهرهایی مثل تیکال، پالنگ کی و کوپان زندگی می کردند. حاکمان آنها در این نواحی عبادتگاههای هرمی شکل، قصرها، بازار و میدانهای تجارتی و زمینهای ورزشی بسیار زیبایی ساختند . آموزش هنر و تجارت رونق پیدا کرد و نویسندگان با استفاده از عکسها و نقشهای سمبلیک، یک سیستم نوشتاری ایجاد کردند. ریاضیدانان و ستاره شناسان مایا بسیار متخصص بودند.

عبادتگاه هرمی شکل
تعداد بسیاری زیادی از اهرام سنگی (معبدهای هرمی شکل) در جنگلهای انبوه آمریکای مرکزی پنهان شده اند. بسیاری از این اهرام توسط مایاها، در حد فاصل سالهای ۳۰۰ میلادی و ۹۰۰ میلادی ساخته شدند. یکی از بزرگترین هرمها، معبد کتیبه ها در منطقه پالنگ در مکزیک می باشد.

حروف تصویری مایاها
کسی تا کنون طریقه خواندن خط مایاها را که با استفاده از حروف تصویری نوشته می شد، کشف نکرده است. نخستین حروف تصویری روی سنگهای یاد بودی حکاکی شدند که برای بزرگداشت حاکمان یا ثبت وقایع مهم بود. سپس حدودا از تاریخ ۸۹۰ میلادی، کاهنان مایا روی کاغذ های ساخته شده از پوست درختان با استفاده از قلم های ساخته شده از موی خوک وحشی، می نوشتند. یک کتاب مایا را کودکس (مجموعه قوانین) می نامند.

۱۰۰۰ سال قبل از میلاد
روستاهای کوچک کشاورزنشین مایاها ، مذهب و فنون و صناعت تمدنهای اولمک، ژآپوتک و تئوتی واکان متعلق به آمریکای مرکزی، را از طریق تجارت و جنگ، تاثیر پذیرفتند و آن را توسعه دادند.
۲۹۲ میلادی
فرهنگ قدیمی مایاها شروع به رونق یافتن می کند. شهرها با ساختمانهای سنگی مخصوص جشنها در روی زمینهای کشاورزی روستاهای قدیمی ساخته شدند. اولین کتیبه مایاها در سال ۲۹۲ میلادی روی بنای یادبودی قرارداشت که در شهر تیکال، گواتمالا، پیدا شد.
۶۰۰
سال ۶۰۰ فرهنگ قدیمی مایاها در اوج خود قرار دارد. کشیشهای قدرتمند و حاکمان نیرومند ، به نواحی شهری مثل کوپان و پالنگ کی تسلط پیدا می کنند. آنها معابد و قصرهای بسیار زیبایی می سازند و دستاوردهای خود را روی سنگهای یادبود می نویسند.
۸۰۰
کار ساخت ساختمانها و کتیبه ها در بسیاری از شهرهای مایا از قبیل واکساکتوم، زولتان و زامانتوم متوقف می گردد. این امر بیانگر سقوط قدرت کشیشها و حاکمان می باشد.
۹۰۰
بسیاری از نواحی شهری گواتمالا، شامل کریگ، تیکال و پلانگ کی، تخلیه می شوند. شهرهای جدید مایایی شامل اوسمال، مایاپان و چیچن ایتزا در شبه جزیره یوکاتان در مکزیک دستخوش نابودی نشدند. اما این مراکز در زمینه آموزش و هنر، به پای زمینهای پست قدیمی، نمی رسیدند.
۱۰۰۰
شهرهای مایایی چیچن ایتزا بوسیله تولتکهای مهاجم تسخیر شده و گسترش پیدا می کنند.
۱۴۰۱ ـ ۱۲۰۰
شهر مایاپان که دارای حصاردیواری بود. پایتخت شهرهای مایا می باشد. این شهر یک مرکز تجاری مهم محسوب می شود.
۱۵۰۲
کریستف کلمب کاشف، در سفر چهارم خود به آمریکا ، تجار مایایی را روی جزایر دور از هندوراس می بیند. آنها از دانه های کاکائو ، به عنوان پول استفاده می کردند.
۱۵۲۰
فاتحان اسپانیایی با مایاها روبرو می شوند، که در شهرهای کوچکی که توسط رئیسهای کوچک اداره می شد، زندگی می کردند. این شهرها در شبه جزیره یوکاتان قرار دارد.
تا قبل از سال ۹۰۰ میلادی تمدن مایایی در سرزمینهای پست، گواتمالای امروز، رو به زوال رفت. نواحی شهری تحلیه شدند و مجسمه های سنگی و عبادتگاههای جدید ساخته نشد. هیچ کس نمی داند علت ترک آن شهرهای زیبا توسط مایاها با آن سرعت چه بود.
زمین لرزه یا بیماری؟
برخی از کارشناسان معتقدند که شهرهای مایاها بر اثر یک زلزله عظیم، ویران شدند. از طرفی، ویرانه های موجود، هیچ مدرکی را که دلیل بر وقوع چنین فاجعه ای باشد، نشان نمی دهند. برخی نیز بر این باورند که مایاها، بر اثر شیوع مالاریا یا تب زرد، از شهرهاشان گریختند. اما ظاهرا هیچ یک از این دو بیماری، تا قبل از فتح آمریکا توسط اسپانیا، در آنجا وجود نداشته است. از طرفی اگر مایاها قبل از اشغال آمریکا توسط اسپانیا، دچار تب زرد شده بودند، بطور طبیعی در برابر شیوع مجدد آن در قرن ۱۷م، مصونیت بیشتری می داشتند.
بحران کشاورزی
صاحب نظران دیگر معتقد هستند که زوال ناگهانی این تمدن، احتمالا در اثر نابودی و سوزاندن مزارع کشاورزی حادث شده است. زارعین باستانی آمریکایی درختها را قطع کردند و بعد کنده آنها را سوزاندند تا به زمین کشاورزی بیشتری برای کشت ذرت دست پیدا کنند. اما زمینهایی که به این شکل بوجود بیایند، به تدریج حاصلخیزی خود را از دست می دهند و زارعین مجبورند همین کار را در جایی دیگری تکرار کنند. روش کشاورزی سوزاندن درختان، علت مهاجرت مداوم قبایل قدیمی را توضیح می دهد، اما کاملا سرنوشت مایاها را روشن نمی کند. بعضی از شهرهای متروک مایاها در نواحی که سکنه کشاورز آن، مزارع خود را پس از برداشت محصول آتش می زدند، قرار نداشتند. بعنوان مثال شهر کوپلن ، در منطقه حاصلخیز دره اطراف رودخانه قرارداشت.
قیامهای سیاسی
هنر مایایی در قرن نهم میلادی زرق و برق بیشتری پیدا کرد. بعضی از دانشمندان بر این عقیده هستند که علت این امر، فساد ایجاد شده در میان اقوام حاکم نواحی شهری بوده است. کاهنان و اشراف، جامعه سنتی مایایی را تحت سلطه خود داشتند. آنها دستور ساخت معابد هرمی شکل، قصرها و بناهای یادبود را صادر کردند و تنها عده ای خط سمبلی مایایی و تقویم آنها را می توانستند بخوانند. احتمالا سقوط بسیاری از تمدن های قدیمی مایا در اثر قیام سیاسی مردم عادی بر علیه حکام بوده است. ممکن است بیماری، کمبود غلات و یا بلایای طبیعی از دلایل انقلاب مردم بوده باشد.
حقایق ثبت شده
تجار مایا را به نام «پولم ها»می خواندند. آنها خدایان خاص خود را داشتند و از پرداخت مالیات معاف بودند. پولمها (تجار) به تجارت نمک، پنبه، کاکائو، عسل، موم، ماهی و سنگ چخماق در طول مسیر رودخانه ها، مابین شهرهای مایا، می پرداختند. آنها به تجارت اشیاء زینتی مانند طلا، سنگهای قیمتی و پرهای زرد مایل به سبز پرنده ای به نام کتسال، نیز دست می زدند. آنها از دانه های کاکائو، ریسمانهایی که زنگوله های مسی از آن آویخته بود، و صدفهای قرمز رنگ به عنوان پول استفاده می کردند.
تمدن اینکا
رهبر قوم اینکا اطراف دره ی ” کوزکو ” در ارتفاعات آند را بعد از جنگ و گریز با قوم دیگری که قبلاً در این منطقه ساکن شده بود ، تصرف نمود و کشور کوچکی تشکیل داد . این قوم بعد از جنگهایی که کرد ، توانست بر منطقه حاکم شود . رهبر
این قوم نام “پاچاکوتی” را برای خود گزید ، نام به معنای
کسی که جهان را ا ز نو می سازد ” پاچاکوتی به راستی
هم جهان اینکا را بازسازی کرد . وی شعائر مذهبی را به
گونه ای سازماندهی کردکه کانون اش پرستش خورشید
باشد و خود را نیز نماینده ی خورشید در زمین قلمداد
نمود . اندیشه ی پرستش نیاکان را تشویق کرد که
شامل پرستش فرمانروایان گذشته اینکا نیز میشد . وی
شهر کوزکو را به شکل یک شیر کوهی بازسازی کرده به تسخیر سرزمینهای دیگر ادامه داد. جانشینهای وی امپراطوری را به گسترده ترین اندازه آن توسعه دادند ، به گونه ای که از ناحیه ای که امروز اکوادور نامیده میشود ، رو به جنوب تا آرژانتین ، بولیوی و شیلی را در برگرفت . امپراطوری اینکا کم تراز یکصد سال پیش از ورود فرمانده ی اسپانیایی بنیانگذاری شده بود . نخبگان اینکا با استفاده از تجربیات سازماندهی گروههای نخستینی که طی هزاران سال در سر زمینشان زیسته بودند ، موفق به ساختن چنین امپراطوری شده بودند . نبوغ قوم اینکا در آن بود که دانش و سنت های ساکنان قبلی منطقه آند را با نیروی سازماندهی و مدیریت ممتاز خود ترکیب کرد .
شنیدنیهایی از اینکاها
اینکا ها دو نوع تقویم داشتند : یک تقویم روز که ۳۶۵ روزه بود و یک تقویم شب که ماههای قمری را محاسبه میکرد . هدف اصلی هر دوی آنان ، تعیین زمان فعالیتها و آیین ها بود . فعالیت به موقع مردمان جهان ، برای خشنودی خدایان و ادامه حیات به بهترین شیوه ، ضروری بود . برای مثال در تقویم روزانه ماه جولای ، ماه انبار کردن سیب زمینی و سایر محصولات و تمیز کردن کانالهای آبیاری است و در تقویم شبانه ماه ستامبر ، ماه پاکسازی شهر کوزکو است . ماهی که درآن بت های قوم شکست خورده از اینکا را به میدان می آوردند تا شاه را ستایش کنند .

اینکاها
امپراتوری اینکا در قرون پانزدهم و شانزدهم توسعه پیدا کرد. این امپراتوری بوسیله فرمانروای اینکا که خود را خدایگان می پنداشت، اداره می شد. پایتخت آن، شهر کوزکو ، در ارتفاعات آند بود. شبکه ای از راههای عالی ، تمام بخشهای امپراتوری را به هم وصل می کرد و امکان اداره بیش از ده میلیون جمعیت و غلبه بر تقریبا همه قبایل همسایه را برای اینکاها، فراهم می کرد. وقتی اسپانیایی ها در سال ۱۵۳۲ م از راه رسیدند، امپراتوری اینکاها در اوج خود بود. فاتحان اسپانیایی به طمع طلا و نقره اینکاها، این تمدن را در عرض چند ماه نابود کردند.

امپراتوری اینکا
این امپراتوری در زمان اوج خود، سرزمینهایی ما بین اکوادور و شیلی کنونی را در بر می گرفت.

توصیفی دیگر از تمدن اینکا
سیستم راههای سلطنتی

بخشهای مختلف از طریق ۲۵۰۰۰ کیلومتر (۱۵۵۰۰ مایل) جاده و پل به یکدیگر وصل می شد. مردم پای پیاده سفر می کردند. اسب با وسیله نقلیه چرخ دار وجود نداشت. منزلگاهها به اندازه یک روز پیاده روی با همدیگر فاصله داشتند. اینکاها از قاصدهایی به نام «چاسکویی» استفاده می کردند. آنها آنقدر سریع بودند که حتی هنگامی که حاکم در پایتخت، شهر کوزکو، در فاصله ۴۰۰ کیلومتری (۲۵۰ مایلی) از دریا زندگی می کرد، ماهی تازه برای او می آوردند.
امپراتوری اینکا بیش از ده میلیون جمعیت داشت. این امپراتوری در زمان اوج خود، مناطقی از کشور پرو، جنوب بولیوی، اکوادور، شمال شیلی و جنوب آرژانتین را شامل می شد. رهبران اینکاها بدون خط و کتابت یا وسایل نقلیه چرخدار بر این منطقه وسیع حکومت می کردند.
کشاورزی
کشاورزی پایه و اساس زندگی اینکاها را تشکیل می داد. سال کشاورزی در ماه اوت، هنگامی که فرمانروای اینکا اولین شیار را در زمین بوسیله دیلمی نوک تیز از جنس طلا ایجاد می کرد، آغاز می شد. تمام زمینهای قابل استفاده به زیر کشت می رفت. آبراه های طولانی، زمینهای کویری ساحل را آبیاری می کردند، در حالیکه در دامنه شیب دار کوهها، شیارهایی به شکل پلکان ایجاد می شد تا آب پر ارزش را نگه دارد. کشاورزان اینکا برای تغذیه سپاهیان، کاهنان و همچنین خودشان به کشت غلات می پرداختند. آنها گوشت مورد نیاز خود را از راه پرورش خوکچه هندی تامین می کردند. چوب کمیاب بود و سوخت منازل آنها از فضولات لاما (شتر بی کوهان آمریکای جنوبی) تامین می شد.

مالیات میتا
هر کشاورز اینکایی مجبور بود زمین خود را ترک کند و به مدت پنج سال برای دولت کار کند. این کار اجباری به نام میتامعروف بود. او مجبور بود به عنوان معدنچی، کارگر راهسازی که او از خانه اش دور بود، همسر او روی مزرعه خانوادگی کار می کرد. ایالات مختلف امپراتوری اینکا، انواع کارگران مختلف دولتی را تامین می کردند. هر کس به شکلی کمک می کرد. بیکاری و فرد بیکار وجود نداشت.
کورکواکاها
هر ناحیه بوسیله یک کوراکا، مسئول دولتی، اداره می شد. او مراقب بود تا همه خانواده ها مالیات غله و میتا (کار مجانی) را پرداخت نمایند. او راههای محلی و پلها را مورد بازرسی قرار می داد. او حتی ازدواجها را ترتیب می داد. کوراکاها خانه های زنان خانه دار اینکا را بازرسی می کردند و مراقب بودند تا آنها خانه هایشان را تمیز و مرتب نگه دارند.
شیوه لباس پوشیدن
زنان اینکا، پشم لاما (شتر بی کوهان آمریکای جنوبی) و آلپاکا (نوعی شتر بی کوهان آمریکایی) را می ریسیدند و از آن لباس می بافتند. آنها لنگ، پیراهنهای گشاد و بلندی که تا روی زانو می رسید، و رداهای گرم می دوختند. در دره های ساحلی، جایی که پنبه کاشته می شد، مردم لباسهای نازکتری می پوشیدند.
کویپو
اینکاها زبان نوشتاری یا شمارش و عدد نداشتند. به جای آن از کویپو استفاده می کردند. کویپو ، یک رشته (طناب) بود که رشته های رنگی مختلفی با ضخامتهای متفاوتی از آن آویزان بود. این رشته های آویزان برای نشان دادن مقادیر مختلف چیزها به آن وصل می شدند. بایگانی های ضبط شده روی کویپو، در یک دفتر مخصوص در شهر کوزکو (پایتخت) نگهداری می شدند. دولت معمولا اطلاعات ارزشمندی درباره وضعیت جمعیت هر منطقه، میزان برداشت محصول و مقدار دقیق پشم، اسلحه و فلزهای قیمتی موجود در انبارها در اختیار داشتند . سیستم کویپو نشان داد که هیچ کس در پرو دچار گرسنگی نشده بود. هنگامی که محصولات کشاورزی در منطقه ای دچار نقصان می شد، تولیدات اضافی مناطق دیگر در بین مردم آن منطقه تقسیم می گردید.
ارد اینکا
فرمانروای اینکا بر امپراتوری وسیعی حکومت می کرد. مردم معتقد بودندکه او از فرزندان خدای خورشید است. امپراتور اینکا یک نوار طلایی کوچک که انتهای آن قرمز بود، به سر خود می بست. لباسهای او را کاهنه هایی که تحت آموزشهای خاصی قرار گرفته بودند، می دوختند. تمام طلا و نقره اینکاها جزو گنجینه شخصی امپراتور محسوب می شد. او در ظروف طلا و نقره غذا می خورد و بر تخت طلایی می نشست. هر چند که امپراتور اینکا از همسران متعدد خود بچه هایی داشت، همیشه یکی از خواهرانش به عنوان ملکه برگزیده می شد، چرا که تنها او از نظر مقام با امپراتور اینکا در رده مساوی قرار داشت. هنگامی که یک امپراتور اینکا از دنیا می رفت، ثروت او برای تزئین قبر و آرامگاه او صرف می شد. این به آن معنی بود که جانشینان او می بایست ثروت جدیدی برای خود دست و پا می کردند. شاید این مسئله بتواند دلیل حرص بیش از حد اینکاها را برای گسترش امپراتوری خود، بیان کند. همچنین ممکن است روشنگر این نکته باشد که چرا اینکاها آنقدر مراقب مناطق تحت سلطه خود بودند.
۱۱۰۰ م
بر اساس افسانه های اینکاها، شهر کوزکو توسط «مانکوکاپاک» ساخته شد.
۱۳۰۰
اینکاهای ساکن شهر کوزکو، ناحیه کوهستانی آند را در همسایگی خود تسخیر کردند.
۱۴۳۸
حاکم اینکا، پاچاکوتی اینکا یوپانکوی، به قدرت می رسد. او به همراه پسر جنگجویش، توپالینکا یوپانکوی، بیشتر قبایل ساکن کوههای آند را مطیع خود می سازد.
۱۴۹۳
توپالینکایوپانکوی، می میرد. در این زمان امپراتوری اینکا سرزمینی را به طول ۴۰۰۰ کیلومتر (۲۵۰۰ مایل) در کوههای آند و نیز در امتداد سواحل اقیانوس آرام، در بر می گرفت.
۱۵۲۵
فرمانروای اینکا، هولیناکاپاک، قبل از انتخاب جانشینش می میرد. نتیجه این حادثه جنگ داخلی بین دو تا از پسرانش، هواسکار و آتاوالپا، بود. آتلوالپا در شهر کاجامارکا سلطنت خود را مستقر می کند. او سرانجام برادر خود را شکست داده و او را می کشد.
۱۵۳۱
ماجراجوی اسپانیایی، فرانسیسکو پیزارو ، پاناما را به قصد پرو ترک می کند. او با شنیدن اخبار تحریک کننده درباره ثروت اینکاها، دولت اسپانیا را قانع می کند تا وسایل سفر بهتری برای اکتشاف در اختیار او قرار دهند.
۱۵۳۲
«پیزارو» به کاجامارکا قدم می گذارد. قاصدهای آتاوالپا او را در جریان پیروزی فاتحان اسپانیایی قرار می دهند و او برای آنها هدایای ارزشمندی می فرستد. پیزارو با اسیر کردن آتاوالپا در اولین فرصت به او پاسخ می دهد. حاکم اینکاها در ازای آزادیش، یکی اطاق پر از اشیاء گرانبها شامل طلا و نقره به پیزارو پیشنهاد می کند.
۱۵۳۳
پیزارو بعد از دریافت حق آزادی بسیار چشم گیر آتاوالپا، او را به ایجاد شورش علیه اسپانیایی ها متهم می کند. بدستور پیزارو، آتاوالپا را خفه می کنند و امپراتوری بدون فرمانروای اینکا فرو می پاشد.
۱۵۳۵
پیزارو شهر لیما را به عنوان پایتخت خود انتخاب می کند. هنگامی که اولین فاتحان در بین خود شروع به جنگیدن می کنند، دولت اسپانیا کشور پرو را فتح می کند.
۱۵۴۱
پیزارو در شهر لیما بدست رقبای اسپانیایی خود به قتل می رسد.
۱۵۷۲
اسپانیایی ها آخرین ایالت مستقل اینکا را فتح می کنند و سر توپاک آمارو، آخرین فرمانروای اینکا، را از بدن جدا می کنند. مردم اینکا به عنوان برده روی مزارع بزرگ و معدنهای طلا و نقره برای اسپانیایی ها کار کردند.

شواهدی از سرخ پوستان کهن
سرخ پوست ها ۲۳۰۰۰ سال پیش از حضور اروپائی ها در آمریکا بودند !!
به نظر شما چه کسی بیشتر سابقه داشته است ؟
آیا ممکن است کسانی زمان ماموت ها هم وجود داشته باشند ؟
باستان شناسان بر اساس حفاریهایی که انجام داده اند حضور این مردمان را به بیش از ۲۰۰۰۰ سال پیش رسانده اند.
ژاک سنک مارس باستان شناس کانادایی در سال ۱۹۸۳ م و در یک حفاری باستان شناسی یک قطعه استخوان ماموت به درازای حدود ۳۰ سانتی متر برخورد کرد که بر سطح آن خراش ها و فرورفتگیهایی مشاهده می شد. وی بعد از مطالعات آزمایشگاهی بر روی این استخوان به این نتیجه رسید که آن یک ابزار استخوانی میباشد. چرا که امکان نداشت بر اثر حرکت یخ رودخانه یا لگد حیوانات چنین خراش و فرورفتگی پیدا شده باشد و هیچ نشانه و اثر دندان تیز یک جانور گوشتخوار نیز بر روی استخوان دیده نمی شد. آشکار بود که یک شکارچی آن را از استخوانهای یک ماموت جدا کرده و طی مراحلی پی درپی و دقیق خراش داده و فرورفتگی بر روی آن ایجاد کرده است. اما نکته ی مهم و جالبی که در آزمایشگاه مشخص شد همان قدمت استخوان بود که به۲۳۵۰۰ سال پیش باز می گشت یعنی سردترین مرحله آخرین یخبندان .
نظارت بر روسا ، نظارت بد مردم
ماموران مخصوص مدیران و روسا ، کارها و تولیدات
هر ناحیه ای را زیر نظر داشتند .آنها برای شمارش و
نگهداری حساب از ” کویپو ” که یک سلسله ریسمانها
ی رنگین بود و به صورت استادانه ای در فواصل معین
گره زده می شد و رنگ آنها کار کد را انجام میداد ، استفاده میکردند .
خبگان اینکا به راههای مختلف ، نظارت بر مردم را شدیتر کردند و اندک اندک نشانه های طغیان شکار شده منجر به نبرد های داخلی گشت . این جنگها که پیش از ورود اسپانیایهای شروع شده بود ، خودبازتاب مشکلاتی بود که در زمینه توزیع ثروت بروز می کرد . شاید حتی بدون تسلط اروپائیان به اینکا ، خود امپراطوری از دورن فروپاشیده می شد و یا تسلیم یک دولت یا دولت هایی کم تر خودکامه در نواحی آند می گشت که البته از شیوه وورش برنامه ریزی و سازماندهی اینکا ها بهره مند بود .
معبد خورشید ، مرکز آیینی
تمام طبقات مردم درمرکز آیینی حضور می یافتند .
چشمگیر ترین بنا درکوزکو معبد خورشید یا مرکز روحانی
تمام امپراطوری اینکا بود . امپراطور ، کاهنان ونجبا در
برنامه ریزی جشن های عمومی مذهبی از تقویم منطقی پیروی میکردند که بیش تر بر اساس وقایع مهم کشاورزی مانند کاشت و برداشت نخستین محصول تنظیم شده بود .
مردم اینکا برای خوشید احترام رسمی فوق العاده ای قائل بودند ولی این بدان معنا نبود که سایر خدایان فراموش شده اند . سنت ساختن زیادرتگاه و تندیس های مقدس و زیرت آنها ، سنتی دیرینه بود که سدت کم تا دوران چاوین قدمت داشت .
انبارهای ذخیره
مقادیر بسیار زیادی کالا در سراسر امپراطوری درانبار ها ذخیره
می شد.از جمله ذخیره سازی سیب زمینی خشک شده
یخ زده . سبزیجات و نیز گوشت خشک شده در انبارهایی در ارتفاعات که درجه حرارت همیشه پایین بود ، نگهداری می شدند .همچنین پوشاک ،انواع پر ، ظروف سفالی واسلحه .
از کالاهای انبار شده با ارتشیان و کارگرانی که در طرح های ساختمانی کار میکردند ، غذا و پوشاک میدادند . کالاها به عنوان کمک نیز درمواقع بروز مصائب طبیعی از نقطه ی دیگر امپراطوری ارسال می شدند . کالاها درعین حال نیازهای افرادی مانند مستمندان ، سالخوردگان ، کاهنان و نجبا را تأمین میکرد .
تمدن های پیشرفته در آمریکای باستان
آمریکای مرکزی و ناحیه آند از هر نظر با هم متفاوت
بودند ولی هر دو چیزی در خود داشتند که اجازه می داد
تمدن درآنجا پا بگیرد و آن اتکا به اندیشه ی باستانی پیوند
بین گروههای آدمیان ودنیای روحانی بود . از این جهت
این دو منطقه و تمدن هایشان ، با هم شباهت داشتند .این
تمدن ها مستقلاً ظهور کردند اکثر تاریخ نویسان امروزی با این نکته موافقند که جامعه متمدن عبارت است از جامعه ای پیچیده که تحت تأثیر تمدن و جوامع دیگر بوده است . فقط شش بار تمدنهایی شکوفا شد که تحت نفوذ تمدنی دیگر نبود . این تمدن های موسوم به نخستین تمدنهای بین النهرین ، تمدن دره سند ، تمدن چین باستان ، مصر باستان، تمدن های آمریکای مرکزی وتمدن های ناحیه ی آند درآمریکای جنوبی بود . تمدن مستقل آمریکای مرکزی و آند به خاطر شروع زود هنگام کشاورزی و رشد و تکامل ممتد آن به وجود آمد . چرا که مازاد مواد غذایی کشاورزی اجازه میداد که بسیاری از مردمان دیگر دغدغه ی تأمین غذا نداشته باشند و ساعات روز را به کارهای اختصاصی بپردازند . همچنین سهولت داد و ستد کالا میان سرزمینهای است که دارای تنوع منابع طبیعی باشند که ناحیه آند با مراتع کوهستانی و دره ای ، رودخانه ها و دره هایی در حاشیه دریا و ساحل طولانی غربی که سرشار از غذاهای دریایی است و آمریکای مرکزی با کوهها و دره های خشک شمالی ، سرزمین های مرتفع پر آب جنوبی ، جنگل های انبوه در زمین های پست و ساحل اقیانوس آرام و اقیانوس اطلس ، هر یک محیط های متنوع ، با منابع طبیعی گوناگون برای داد و ستد دائمی و فعال ، کاملاً به یکدیگر نزدیک هستند .
در همان حال که ذخایر طبیعی رد و بدل می شدند ، اندیشه ها نیز مباله می شدند و این خود به ایجاد شیوه ی زندگی پر بار تر کمک میکند و نیز هر دو سرزمین به یک اندازه درمعرض تهدید خشکسالی و زمین لرزه بوده اند برنامه ریزی و همکاری با یکدیگر که از ضروریات بنیادی تمدن است ممکن است عادت ثانوی ساکنان این سرزمین ها بوده تا به این ترتیب خود را در برابر مصائب طبیعی محافظت کنند . همراه با شکل گیری این تمدن در نواحی آند دو سنت فرهنگی – روحانی به نامهای اولمک و چاوین نیز شکل گرفتند . بازرگانی در گسترش این دو سنت نقشی اساسی داشت . هیچ یک از این دو سنت جنبه ی اقتصادی نداشتند . درعوض ، شیوه های نوین فکری و ساختمانی مردم هر ناحیه ی را گرد یک سلسله معتقدات متحد کرد
مهاجرت اسرار امیز