مبادله و چرخه‌هاي همكاري: تجزيه وتحليل تئوريكي و تجربي مشاركت دركار

چكيده
اين مطالعه، ماهيت و عمل سيستم‌هاي مشاركتي دركار، يعني سيستم‌هاي غيرقانوني مبادلة مشاركتي بين مديريت وكار درسازمانها را توصيف مي‌كند. ابتدا، مدل تشريحي كلي مشاركت را ارائه داده و سپس، آنرا در داده‌ها و اطلاعاتي از نمونة ۵۲ سازمان UK، با استفاده از واكنش‌هاي هماهنگ مديريت و كارمندان، آزمايش مي‌كنيم. اين مدل، فرض را بر اين قرار مي‌دهد كه تراست،

مبادله و مشاركت، مكانيسم‌هاي اصلي عملي مؤثر سازمانهاي مشاركتي مي باشند. نتايج تجزيه وتحليل، عناصر واجزاي اصلي مدل را شديداً ساپورت مي‌كنند. اين امر، متمل بر ايده اي مي باشد كه از مفهوم چرخه تراست، مبادله و همكاري حاصل شده مبني بر اينكه مديريت و نيروي كار، با رفتارهاي مشاركتي مؤثر و مفيد متقابل در سازمانها مي‌توانند به توسعه و رشد سيستم‌هاي مشاركتي با عملكرد و تراست بالا كمك كنند.

مقدمه
سيستم هاي مشاركتي مديريت – نيروي كار، ودر سال‌هاي اخير، توجه متخصصين و كارشناسان را به خود معطوف كرده‌اند. بنابراين، درحال حاضر، هنوز توافق اندكي در مورد ماهيت و مفهوم

مشاركت در كار وجود دارد. شايد، ارائه الفاظ مربوط به مفهوم مشاركت و شكل‌هاي مختلفي كه اين تنظيمات مي‌توانند وارد عمل كنند، غافلگير كننده نيست. در نتيجه، هنوز مباحث قابل ملاحظه‌اي در آثار ادبي در مورد ويژگيهاي مشاركت وجود دارد، و نويسندگان مختلف، تفاسير و تعاريف مختلفي از اين پديده ارائه مي‌دهند. تقابل، تراست (اعتماد) مشاركت ويژگيهاي اصلي همكاري و مشاركت مؤثر در سازمانها به شمار مي‌روند.اما تا اين تاريخ، عمل چنين پروسه‌هايي به شكل سيستماتيك، بررسي نشده است.

اين مطالعه، به سه شيوه عمل مي‌كند. اول با توسعه درك تئوريكي واضح تري از مشاركتهاي مديريت- نيروي كار در كار به عنوان سيستم‌هاي غيرقانوني اداره مشاركتي مبتني بر تراست، مبادله و همكاري، دوم ، با ارائه عوامل اصلي كه احتمالاً توسعة موثر چنين سيستم‌هايي را در سازمانها، تسهيل مي‌سازند، و سوم، با بررسي اثر اين سيستم ها بر عملكرد سازماني و رفاه كارمند، ما ، بدين منظور، ابتدا به بررسي مفهوم مشاركت، با مفاهيم تراست، مبادله وهمكاري

مي‌پردازيم، سپس، مقدمات سازماني و نتايج سيستم‌هاي مشاركتي را تجزيه و تحليل مي كنيم. سپس مدل تشريحي مشاركت را كه تراست، مبادله وهمكاري را مكانيسم هاي اصلي سيستم هاي مشاركت و عوامل اصلي واسطه بين انواع مختلف سيستم استخدام وعملكرد سازماني و رفاه كارمند تلقي مي كند، ارائه مي‌دهيم. در قسمت دوم مقاله، اين مدل را با استفاده از داده‌هاي مقطع عرضي نمونه‌اي از ۵۲ سازمان UK، آزمايش مي‌كنيم. نتايج تجزيه و تحليل، در بخش آخر مقاله، همراه با مفاهيم كلي مطالعه،ارائه مي‌شوند.

– سيستم‌هاي مشاركت و ماهيت همكاري مديريت – نيروي كار در كار
در آثار ادبي به هيچ تعريفي در مورد مشاركت وجود ندارد. بنابراين، عناصر و اجزاي متعددي وجود دارند كه همگي در مفاهيم فعلي، مورد تأكيد قرار مي‌گيرند. مثلاً، اين موارد مشتمل بر مفاهيم سودهاي دو جانبه و متقابل، تراست و مقابله به مثل

مي باشد. در اغلب موارد، مفاهيم فعلي مشاركت، نسبتاً مبهم ونامعلومند و مطالبي را در مورد تراست و همكاري مرتبط با تجزيه و تحليل سيستم‌هاي مشاركتي ارائه مي‌دهند.
ما، دراين مطالعه با توسعه و اتكا بر كارهاي قبلي در اين زمينه، مفاهيم سيستم مشاركت را به عنوان سيستم‌هاي غيرقانوني كم و بيش رسمي مبادله متقابل كه جهت به حداكثر رساني همكاري بين مديريت و نيروي كار در سازمانها طراحي شده اند، ارائه مي‌دهيم. نكته اصلي ، ايده

اي است كه بعضي بر اينكه در سيستم‌هاي مشاركت، مديريت و نيروي كار – به شكل كم و بيش رسمي يا اختياري، خودشان را مقيد و متعهد مي كنند كه در شكل هاي متعهد و متقابل سودمند رفتار مشاركتي دخالت داشته باشند. رفتار مشاركتي، در اينجا رفتار يك عامل در يك مشاركت اجتماعي مي باشد كه از نظر عوامل ديگر موجود در آن مشاركت، جهت نيل به اهداف مورد

نظرشان كمك كرده و بنابراين، مفيد و مطلوب تلقي مي‌شود. بنابراين، در اصل، سيستم هاي مشاركتي، سيستم‌هايي هستند كه در آنها،مديريت و نيروي كار،خود را ملزم مي‌دانند كه با يكديگر همكاري كرده و در مبادله در مورد مانع متقابل براي طرف ديگر، منافعي داشته باشند.
مبادله، از موردي تا مورد ديگر، متفاوت و متغيير مي‌باشد. بنابراين، در مديريت، مبادله مي‌تواند مشتمل برتعهد در مقابل فراهم آوري منافعي در رابطه با پروسه و نتيجه آن براي نيروي كار باشد. منابع پروسه، مشتمل بر فرصتهايي در مورد مشاركت مستقيم يا غيرمستقيم كارمندي مي‌باشند. مشاركت مستقيم، عمدتاً مشتمل بر فرصتهايي براي كارمندان، جهت مشاركت درتصميمات

روزانه‌اي است كه مستقيماً آنها را تحت تأثير مي‌دهند، در حاليكه مشاركت غيرمستقيم، مشتمل بر فرصتهايي براي كارمندان، جهت داشتن تنشي در اداره سازمان، از طريق نمايندگان و مسئولين منتخب و منصوب مي‌باشد. از سوي ديگر، منافع (out come)، مشتمل بر اشكال مختلف

پاداش‌هاي دروني و خارجي، مثل حقوق بالا، امنيت شغلي، فرصتهايي براي توسعه شخصي و ارتقاي مهارت وغيره مي‌باشند. متشابهاً، مبادله در مورد نيروي كار، مي‌تواند مشتمل بر ارائه منافع و مزايا به مديريت مي‌باشد. اين منافع، مشتمل بر تعهد و مسئوليتي از جانب كارمندان جهت حداكثر رساني وظايف و عملكرد اختياري ، با افزايش تلاش وكوشش و دخالت در اشكال مختلف رفتارهاي اجتماعي و سازماني، مثل كمك به پيشرفت پيوسته و مداوم، ابتكار وانعطاف پذيري در كار، مي‌باشند.