۹۳ زییپا / هفتم و شصت شماره هفدهم/ سال

بلکه کیفیت مردم و نهادهای مدنی و مناسبات و ارتباط آنها و به عبارتی سرمایه اجتمـاعی است که بسیار مهم محسوب میگردد. پرسش اصلی این مقاله آن اسـت کـه دلالـتهـای مفهومی سرمایه اجتماعی در مجموعه آموزه های دین اسلام کدام اسـت و رابطـه سـرمایه اجتماعی با حکمرانی خوب چیست؟

کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، حکمرانی خوب، آموزههای دین اسلام، همبسـتگی اجتماعی و سیاسی.

مقدمه

انسانها از طریق روابط با یکدیگر در صدد تأمین نیازمندیها و محقّق ساختن اهداف خود میباشند؛ از این طریق پدیدهای به نام »جامعه۱ « شکل گرفته است. برقراری رابطـه افراد موجب تبادل اطلاعات بین آنان می شود. هرچه روابط افراد جامعه از استحکام بیشتر و کیفیت بالاتری برخوردار باشد و به صورت نظام مندتر و هماهنـگتـر عمـل کننـد، بـه اهداف جمعی در زمان کوتاهتر و با صرف هزینه کمتر دست پیـدا خـواهیم کـرد. در ایـن حالت میتوان شاهد شکلگیری »سرمایه اجتماعی۲« بود که درواقع ترکیب ویـژه روابـط اجتماعی و سیاسی و نیز کیفیت این روابط میباشد.

عوامل متعددی در شکلگیری سرمایه اجتماعی تأثیرگذارند که یکی از عوامل مهـم و اساسی دین و آموزههای دینی است. به هر حال به نظر میرسد دین چه از طریق حضـور افراد در مراکز مذهبی و فعالیتهای اجتماعی و تحکیم روابـط اجتمـاعی و چـه از طریـق اهمیت دادن فرد مؤمن به ابعاد و عناصر دین میتواند حسّ اعتماد، پیوند، هویت مشترک، همبستگی اجتماعی و روحیه همکاری و تعاون اجتماعی را در افراد ایجـاد کنـد کـه ایـن عناصر از مظاهر و پیامدهای سرمایه اجتماعی محسوب میگردند.

آنچه پژوهش حاضر در پی آن است در مرتبه نخست، شناسـایی سـرمایه اجتمـاعی و مؤلفههای آن در آموزههای دین اسلام و در مرتبه بعد، بیـان رابطـه سـرمایه اجتمـاعی و حکمرانی خوب است و این مسئله اهمیت می یابد که سرمایه اجتماعی بـا دارا بـودن چـه عناصر و ویژگیهایی میتواند زمینههای شکلگیـری حکمرانـی خـوب را فـراهم سـازد. پرسش اصلی این مقاله آن است که »دلالتهای مفهومی(سنجههای) سـرمایه اجتمـاعی

۱٫Society.
134 2. Social Capital.

(قلـیپـور، ۱۳۸۳،
Archive of SID

در مجموعه آموزه های دین اسلام کداماند و رابطه سرمایه اجتمـاعی بـا حکمرانـی خـوب چیست؟«

سرمایه اجتماعی و حکمرانی خوب

امروزه حکومتها در پی آن اند از طریق دخالـت بیشـتر مـردم در حکمرانـی، نـهتنهـا مشروعیت خود را فزاینده سازند، بلکه به بهبود حکمرانی یاری رسانند. بیگمان در چنـین شرایطی به مردم به دیده سرمایه اجتماعی مینگرند، نه ابزار حکومت.

نهادهای بینالمللی در پاسخ به اوضاع نامطلوب جوامع در حال توسعه حکمرانی خوب را مطرح کردند. این الگو بیشتر بر مهندسی اجتماعی تکیه داشت تـا بـر مهندسـی فنـی. الگوهای مهندسی اجتماعی بر رویکردهای شهروندمدار تأکید داشت و بخشی از حکمرانی را بر عهده شهروندان و بهتعبیری جامعه مدنی میگذاشت. در الگوهای جدید، نحوه تعامل دولت و شهروندان از اهمیت خاصی برخوردار است و دولـتهـا بـازیگر اصـلی بـه شـمار نمیآیند؛ بلکه بازیگران مختلفی از جمله دولت، نهادهای مـدنی و شـهروندان سـهمی در حکمرانی دارند. بانک جهانی نیز در توضیح این الگو بیان میدارد که وادارکردن دولت بـه پاسخگویی بیشتر در برابـر نیازهـای مـردم و نزدیـکترکـردن دولـت و مـردم از طریـق مشارکتهای گستردهتر و تمرکززدایی علاوه بر توانمند سازی حکومت، قابلیتهای آن را

نیز افزایش میدهد .(The World Bank, 1997, p.2-3)

برخی معتقدند حکمروایی یا حکمرانی خوب عبارت است از »مـدیریت مـؤثر اقـدامات عمومی از طریق ایجاد یک رژیم (مجموعهای از قوانین و مقررات) که به عنوان نقطه آغاز جهتِ ارتقا و پیادهسازی ارزشهای اجتماعی ایجادشده از طرف تکتک افراد و گروههای اجتماعی پذیرفتـه شـده اسـت« (اسـماعیلزاده و همتـی، ۱۳۹۱، ص.(۱۰۵ ایـن تعریـف دربردارنده جنبه هنجاری مفهوم حکمرانی و ماهیت روابط صاحبان قدرت و اقشار مختلف

مردم میباشد.

حکمرانی خوب در گزارش سازمان ملل در مورد توسعه اقتصادی تاجیکسـتان عبـارت است از نظامی از ارزشها، سیاستهـا و نهادهـا کـه بـا آن جامعـه و سیاسـت و مسـائل اجتماعی خود را از طریق تعامل سه بخش دولت و خصوصی و مدنی مدیریت میکند. در تعریف دیگری حکمرانی خوب شامل سازوکارها، فرایندها و نهادهایی است که به واسـطه آنها، شهروندان و گروهها و نهادهای مدنی منافع خود را دنبال و حقوق قانونی خود را اجرا

میکنند و تعهداتشان را برآورده میسازند و تفاوتشان را تعدیل میکنند

خوب حکمرانی با آن رابطه و اجتماعی سرمایه دینی مبانی

۱۳۵

Archive of SID

ص .(۸۶
نکته کلیدی این نظریه تعامل و همکاری سه بخش دولتـی و خصوصـی و نهادهـای
مدنی است که بر نظام شراکتی تأکید دارد و از طریق دخالتدادن مردم در حکمرانی ابعادِ
حکمرانی را توسعه میدهد و امکان توزیع قـدرت را فـراهم مـیآورد و مشـتمل بـر یـک
استراتژی اصلاحی وسیع برای تقویت نهادهای جامعه مدنی است. درواقع می تـوان گفـت
پیش از این، تعریف حکمرانی فقط به دولت مربوط و آن را شامل میشـد؛ حـال آنکـه در
کاربرد جدید علاوه بر دولت، جامعه مدنی و بخش خصوصی را نیز در بر میگیرد.
حکمرانی خوب به عنوان یک موضوع مستحدثه از حیث ساختاری دو جنبه دارد؛ یکی
اینکه بر نقش مشارکتی مردم در حکمرانی تأکید دارد و دیگر اینکه الگوی مشارکت را بـر
مبنای یک الگوی سه وجهی از حکومت، بخش خصوصی و نهادهای مدنی قرار می دهـد
که هر کدام نقش و وظایفی بر عهده دارند. درباره جنبه نخست در متون دینی نشانههـای
سال فراوانی وجود دارد که به آنها اشاره خواهد شد؛ اما جنبه دوم کمتر مورد توجه نصوص واقع
شده است. این امور بهطورمعمول در یک دوره تاریخی به عنوان یک تجربه بشری بروز و
هفدهم/ ظهور یافته است. بهرهگیری امام خمینی از الگوی جمهوریت اینگونه است.
امام خمینی به عنوان یک عالم دینی با خوانشی کـه از دیـن داشـت، بـه تأسـیس
شماره حکومت اسلامی مبادرت ورزید و برای مردم در تعیین سرنوشـت کشـور و تعیـین برخـی
و شصت کارگزاران حکومت و نظارت بر مسئولان و نهادهای حکومت و سرانجام دخالـت در امـور
عمومی کشور جایگاه ویژهای قایل بود. وی معتقد است که »مملکت باید بـا دسـت خـود
هفتم مردم، با دست خود اشخاص اداره شود. شهرها باید به توسط خودتان اداره بشـود، توسـط
/ خودتان آباد بشود« (امام خمینی، ۱۳۸۵، ج۱۰، ص(۳۳۷ و »امروز مسئولیت به عهده ملت
۹۳ زییپا
است) « همان، ج۱۲، ص.(۱۸۱ از اینرو الگوی جمهوریت را که یک تجربه مقبول بشری
بود، به کار گرفت.
تلاش برای تفکیک نقشها و تقسیم وظایف و واگذاری برخی امور توسـط حـاکم بـه
مردم ظهور و بروز حکمرانی حکومت است تا علاوه بر جلـوگیری از تمرکـز قـدرت، اداره
عمومی بهبود بیشتری یابد. این موضوع مورد اهتمام آموزههای دینی نیز بوده است.
اقامه قسط در آیه » لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم النوا
۱۳۶ بالقسط« (حدید: (۲۵ آشکارا بر عهده مردم گذاشته شده است. تفسیر نمونه اشاره دارد که
این آیه از خودجوشی مردم حکایت میکند. این آیه نمیفرماید که هدف این بوده که انبیا

Archive of SID

انسانها را وادار به اقامه قسط کنند؛ بلکه میگوید هدف این بوده که مردم مجری قسط و عدل باشند (مکارم شیرازی، ۱۳۷۷، ص.(۳۷۲ اگرچه حاکم و مردم توأمان اقامـه قسـط را بر عهده دارند، آیه بهروشنی از دولت هدایتگر سخن میگوید که مسیر هدایت را بـر پایـه بینات و کتاب و میزان معین میکند و از مردم میخواهد خود امور را بر عهده گیرنـد و از جمله عدالت را که اساس حکومت اسلامی است، رونق بخشند. اطلاق کلمـه »بالقسـط« گویای آن است که عدالت همه امور سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را در برمیگیرد.

مناسبات میان حکومت و مردم و کیفیت آن مورد توجه اندیشه حکومتی امام علی بوده است. شهید مطهری در کتاب سیری در نهجالبلاغه چنین میگوید: یکی از چیزهایی که رضایت عموم مردم بدان بستگی دارد، این است که حکومت با چه دیـدهای بـه تـوده مردم و به خودش نگاه میکند؛ با این چشم که آنها برده و مملوک و خود مالک و صاحب اختیار است و یا با این چشم که آنها صاحب حقاند و او خود، تنها وکیل و امین و نماینده است؟ در صورت اول، هر خدمتی انجام دهد از نوع تیماری است که مالـک یـک حیـوان برای حیوان خویش انجام دهد و در صورت دوم از نوع خدمتی است که یک امین صـالح انجام میدهد. اعتراف حکومت به حقوق واقعی مردم و احتراز از هر نوع عملی که مشـعر بر نفی حق حاکمیت آنها باشد، از شرایط اولیه جلب رضا و اطمینان آنان اسـت (مطهـری، ۱۳۹۲، ص.(۴۴۱ از این دو – حکمران و مردم- اگر بناست یکی برای دیگری باشد، ایـن حکمران است که برای توده محکوم اسـت، نـه تـوده محکـوم بـرای حکمـران (همـان،

ص.(۴۴۹

امیرمؤمنان بارهـا از حقـوق متقابـل مـردم و حاکمـان یـاد کـرده اسـت. یکـی از خطبههای نهجالبلاغه علاوه بر بیان رابطه مردم و حکومت به برخی کـارویژههـای آنـان

ایها الناچنین انیاشارهلی علیکمدارد: »حقاً و لکم عَلَیَّ حَقٌّ فأَََمَّا حَقُّکُوم عَلَویَّ فالن ویحه لکوم و تمفیر فِیئکم علیکم و تعلیمکم کیال تجهلما و تأدیبکم کیما تعلمما:« ای مردم بهدرستی کـه مـرا بـر

شما حقی است و شما را بر من حقی. حقی که شما بر من دارید، این اسـت کـه خیرخـواه شما باشم، در راه افزونساختن اموال (اسباب رفاه و آسایش) شـما همـت گمـارم، در امـر آموزش شما بکوشم تا از ورطه جهل رهایی یابید و به شما آداب (زندگی فردی و سـلوک اجتماعی) بیاموزم تا دانا و فرهیخته گردید (نهجالبلاغه، ۱۳۸۲، خطبه ۳۴، ص.(۶۰