مقدمه:
امروزه مقبوليت يك كشور به رعايت اصول و آزاديهاي حقو بشر بستگي دارد و كانون اصلي توجه افكار بين المللي است. اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق هاي بين المللي آن حدود و آزاديهاي مدني، سياسي اجتماعي و فرهنگي بشر را تعيين مي كند و «انديشه حمايت از حقوق بشر همواره در طول تاريخ بعنوان عاملي براي مبارزه عليه ظلم و بي عدالتي و تلاش براي تامين حداقل حقوقي براي افراد جامعه مورد توجه بوده و در آثار فلاسفه و انديشمندان بر آن تاكيد شده است». (ارفاي و ديگران، ۱۳۷۲: ۱۳)

تجربيات تلخ جامعه بشري و تجارب دو جنگ جهاني و نقض شديد و هولناك حقوق انسانها بشر را بر آن داشته تا با تدوين حقوق اساسي و حياتي بشر از مسايل پيش آمده براي بشر جلوگيري نمايد.

هدف نهايي و انگيزه اصلي حمايت از حقوق بشر حفظ صلح و امنيت بين المللي است و اين امر در مقدمه هر دو ميثاق بين المللي حقوق بشر مورد توجه قرار گرفته است و «شناسايي جيثيت ذاتي و حقوق يكسان و غير قابل انتقال كلية اعضاء خانواده بشر مبناي آزادي، عدالت و صلح در جهان» اعلام دشه است. ميثاقعاي بين المللي حقو بشر ضمانت نامه هاي اجراي ياين حقوق هستند كه سازمان ملل به تصويب رساند. »دو ميثاق بين الملل حقوق بشر و اساس حمايت قانوين از حقوق شناخته شده بشر بوسيلة سازمان ملل متحد را تشكيل مي دهند و در يك بيان پايه گذار حقوق موضوعه در زمينة حقوق بشر هستند. (كيليار، ۱۳۶۸: ۶۳۶)

بايد خاطرنشان كرد كه حقوق شناخته شده در ميثاق ها مطلق نيستند بلكه مقيد و تابع محدوديتهايي هستند و اين حقوق را مي توان به موجب قانون و با رعايت شرايطي تحديد نمود و به حال تعويق درآورد.

مثلاُ در ميثاق حقوق مدني و سياسي نيز در ماده مشابهي به دولت ها اجازه تحديد يا تعويق برخي از حقوق را در مواقعي كه حالت فوق العاده عمومي بروز كند و حيات و موجوديت ملت را تهديد نمايد، اعطا مي كند. مشروط بر اينكه اين تدابير با ساير الزاماتي كه دولت ذيربط بر طبق حقوق بين الملل بر عهده دارد، مغايرت نداشته باشد و منجر به تبعيض منحصراً بر اساس نژاد، رنگ، جنس، زبان، اصل منشاء مذهبي يا اجتماعي نباشد. (شيخاتني نژاد فلاح، ۱۲۸۰: ۱۰)

حقوق مندرج در ميثاق ها نبايد محدود شود جز به موجب قانون و آنچه كه براي حفظ امنيت ملي، نظم عمومي، بهداشت يا اخلاق عمومي با حقوق و آزاديهاي ديگران لازم است. اما مشكل اساسي در اين زمينه برداشت و رويه هاي متفاوت و متناقض كشورها با يكديگر در مورد اعمال محدوديت و تعليق حقوق بشر است. اختلاف عقيده بين دولتها ناشي از عدم توافق در مورد جايگاه ويژه فرد در حقوق بين الملل و عدم تفسير صحيح و روشن ميثاق در اين مورد است كه

نيازمند تفسيري واحد و يكسان از سوي نهادهاي بين المللي است. (همان، ۹)

تحقيق حاضر در روند كلي تلاش خود، براي پاسخ به اين سؤال است كه آيا با توجه به آزاديها و حقوق كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاقهاي آن نباشد، آيا محدوديتهايي براي اين آزاديهات وجود دارند و اينكه اين ازاديها چگونه حقوق بشر را تحديد و تدقيق (limitation and extraction) مي سازند و چگونه بايستي اين محدوديتها را راعايت كرد. بنابراين تحقيق حاضر بر اين فرضيه استوار است كه با توجه به رعايت ضروري حقوق بشر در اسناد بين المللي و سازمان ملل و توجه آن در همه كشورها بدون توجه به نژاد، دين و مذهب، محدوديتهايي براي آن وجود دارد كه اجراي آن را مقيد مي سازد و براي اجراي آن ضرورت دارد كه قوانين خاصي نيز ايجاد شود تا بتواند بشكل همگاني و فراگير درآيد.

انگيزه اصلي از نگارش اين پايان نامه و انتخاب موضوع تحقيق علاقه به موضوعات حقوق بشر و افزايش دانش و آگاهي لازم در اين زمينه و سيطره اي كه ماهواره ها در عصر اطلاعات و ارتباطات نوري ايجاد كرده اند و فضايي را بوجود آورده اند كه جامعه شبكه اي (Network Society) را نويد مي دهند و از طريق ديگر

جامعة اطلاعاتي پي ريزي شده است كه جريان بين المللي اطلاعات و توزيع و نشر برنامه ها و اطلاعات ماهواره اي و غيره از اصول اوليه آن است. در اين عصر، پرداختن به اساسي ترين نياز بشري و حقوق آن از اهم واجبات است و لذا ضرورت دارد، نگاهي به ابزارهاي جهاني سازي (Globalization) انداخت كه به قول مك لوهان دنيا را به يك «دهكده جهاني» (Global village) تبديل كرده اند و انسان در يك فضاي نابرابر چگونه مي تواند از حقوق برابر و فرصتهاي برابر بهره برد و

ازر اين فضا براي همه آحاد بشري پس اندازي ذخيره نمايد.
عدم امكان دستيابي سريع بر منابع دست اول خارجي و محدوديت استفاده از منابع اينترنتي و فراهم نبودن شرايط استفاده از روشهاي مشاهده، پرسشنامه و مصاحبه با نهادهاي بين المللي و مرتبط با محدوديتهاي اصل ماهواره اي از مشكلات فراروي تحقيق حاضر بوده است.

روش اصلي تحقيق در اين پايان نامه اسناد و كتابخانه اي بوده و بر اساس استدلال علمي و منطقي مطرح به بررسي مطالب مورد نظر از منابع فارسي و امگليسي بهره گرفته است.
براي نيل به اهداف مورد نظر، مطالب و مباحث مربوط دد دو بخش كه هر بخش شامل چند فصل و گفتار مي باشد، بيان شده است.
در پايان از زحمات همه اساتيد و بزرگواراني كه در راهنمايي و مشاورت اين تحقيق تلاش وافر كرده اند تشكار مي شود.

بخش اول:

آزادي پخش مستقيم برنامه هاي ماهواره اي

فصل اول: مفهوم و مبناي
فصل دوم: قلمرو و حقوق آزادي پخش

بخش اول:

فصل اول: مفهوم و مبنا

مداخل:
گفتار اول: ارتباطات و سير تحول آن
گفتار دوم: ارتباطات ماهواره اي

مدخل
عصر حاضر به درستي به عنوان عصر ارتباطات لقب گرفته است. عصري كه جهان مدرن را در مقياسي بيش از پيش جهاني به هم نزديك كرده و فضايي را بوجود آورده است كه به قول مك لوهان، دهكدة جهاني ناميده مي شود. پيامها از فواصل دور به آساني ارسال مي شود، آنچنانكه افراد به اطلاعات و ارتباطي كه از منابع دور سرچشمه مي گيرند، دسترسي دارند. ارتباطات نه تنهاد نقش اساسي در توسعه و پيشرفت هر جامعه اي ايفا مي كند بلكه در جهان كنوني ايفاگر نقش مهمي در ارتباطات بين كشورها و حتي ملتهاي مختلف جهان است.
رسانه ها آن چنان با تار و پود جوامع مختلف عجين شده اند، و چنان نقش در شكل دهي افكار عمومي و فرهنگ سازي بر عهده گرفته اند كه مي توان آنها را با نقش سيستم عصبي در بدن انسان مقايسه كرد. ماهواره يكي از وسايل ارتباطي است كه پس از اختران، به رسعت مراحل تكميل و تكامل خويش را پشت سر گذارده و امروزه به عنوان يكي از ابزارهاي منحصر به فرد در انتقال تصاوير و پيامهاي راديويي و تلوزيوني در جهان ارتباطات مطرح شده است. «تحول فن آوريهاي قادر به ارسال پيام از طريق امواج الكترومغناطيسي، همراه با ظهور سازمانهاي ملي و بين المللي دست اندركار مديريت و ادارة فضاي طيف، نشان دهندة پيشرفت قطعي در جهاني شدن ارتباطات بود.» (تامپسون، ۱۳۷۸: ۱۹۶)

اين نقش غير قابل انكار، از همان آغاز، سبب بروز نگرانيهايي در بسياري از سياستمداران، مصلحان و انديشمندان جوامع مختلف شد و همين نكرانيها بود كه حتي مدتها قبل از آنكه عملاً از اين رسانه در جهت انتثال پيامها و تصاوير تلوزيوني بهره برداري شود، كوششهاي سياسي جهت قانومند كردن استفاده از آن به نحوي كه مورد قبول همة كشورهاي جهان باشد به عمل آمده شايد در مقام مقايسه، كمتر موضوعي را در صحنه بين المللي بتوان پيدا كرد كه تلاش شده باشد قبل از ظهور و استفاده از آن، در صدد تنظيم و ندوين قواعد حقوق متناسب با رهره برداري صحيح از آن برآيد.

در اين فصل مفهوم و مبناي اصل آزادي پخش برنامه هاي ماهواره اي طرح يم شود.
سپس قلمرو اين حق را در جهان امروز و اسناد و مدارك مورد بررسي قرار داده و با روش استنادي و استدلالي به طرح موضوع اين مفهوم در اسناد حقوق بشر مي پردازيم.

گفتار اول: ارتباطات و سير تحول آن
ارتباطات يكي از قديمي ترين فعاليت هاي بشري است و بشر به مدد ارتباط با همنوع خود توانسته است اولين اجتماعات بشر را پايه گذاري نمايد. ارتباط را شامل تمامي فرآيندهايي مي دانند كه در آن ارفاد همديگر را تحت تأثير قرار مي دهند. ارتباطات از ديگاه تئودورسون، انتقال اطلاعات، انديشه ها، نگرشها يا عواطف از يك شاخص يا گروه به گروه ديگري كه عمدتاً از طريق نهدها صورت مي گيرد. (ويندال و ديگران، ۱۳۷۶: ۱۸)

هر ارتباطي داراي عناصري است كه به طور كلي به شش قسمت تقسيم مي شود. فرستنده، گيرنده، پيام، كانال، تاثير و معنايي كه از آن درك مي شود. فرستنده عنصر اوليه در فراگرد ارتباطات است و گاه به آن منبع گفته مي شود. گيرنده، طرف مقابل هر كنش ارتباطي است و اساساً به آن مخاطب (audience) گفته مي شود.

پيام (Message0 چيزي است كه مخاطب و ارتباط گر در آن اشتراك دارند و در آن سهيمند. معني در ارتباطات از ابهام اساسي برخوردار است و از ديدگاه بعضي از انديشمندان، معني در پيام نهفته نيست بلكه در انسانها نهفته است و چيزهاي شخصي هستند و بين فرد تا فرد متضادند. (محسنيان راد، ۱۳۷۹: كانال

(Canal) به مجراي انتقال پيام گفته مي شود و يا رسانه نيز گفته مي شود. اثر رسانه ها، بيش از همه مورد توجه قرار گرفته و رويدادي است كه بدون حضور رويداد ديگر واقع نمي شود. و به يك عامل و يك واكنش نياز دارد. (ويندال، ۱۳۷۶: ۳۲۶) همين جنبة اثرات رسانه اي است كه گاه ما شاهد محدوديتهاي رسانه اي در جهان هستيم و باعث ضايع شدن حقوق مي شود.

ارتباطات جمعي كه موضوع بحث اين رساله است، شكل ماهواره اي آن و آزادي تا حدودي مورد بحث قرار مي گيرد. انجمن بين المللي ارتباطات، ارتباط جمعي را چگونگي توليد و توزيع كالاها و خدمات مختلفي كه وسايل و فعاليت هاي فوق به عهده دارند و مطالعات و تحقيقات مربوط به محتواي پيامها و نتايج و آثار آن ها را شتمل مي شود (كازنو، ۲۵۳: ۴۸)

وسايل ارتباط جمعي مولود محصول انديشة انسانند از اين رو منبعث از جامعه و متأثر از آنند. اما بعد از آنكه پيدا شدند و به كار رفتند، برحسب طرز استفاده اي كه از آنان بعمل مي آيد، مي توانند سالم، آرام بخش يا مضر و انحراف برانگيز باشند.

ديدگاه مك كاري در زمينه ارتباط جمعي اين است كه جمع (Mass) عده اي از افراد را در بر مي گيرد كه منافعي مشترك آنان را به هم پيوند مي دهد و رفتاري مشابه با هدفي يكسان را در آنان پديد مي آورد. ليكن افرادي را كه جمع تشكيل مي دهند، يكديگر را نمي شناسند، تعامل آنان با يكديگر ناچيز است، فعاليت هاي آنان با هم مرتبط نيست و به معناي دقيق كلمه سازمان يافته نيستند. ۰كازنود، همان، ۴۱) رسانه ها كه مجاري انتقال ارتباطات و بخصوص ارتباطات جمعي مي باشند. نقش سريع كننده نهادي (instituinal vatalyst) را بر عهده دارند. اين رسانه ها، جهان را به صورت يك كل به هم پوشيده درآورده و فرهنگ معاصر را در سرگرميهاي نوين اطلاعاتي دچار اشباع واقعيت كرده اند. در اين عصر، تفاوت ميان واقعيت و انگاره، نشانه ها و شبيه سازي واقعيت از ميان رفته است. اين امر به ايجاد آن چه، »ژان بودريار – استاد جامعه شناسي – صورتهاي خيال مي نامند، منجر شده است. يعني باز توليد شبيه سازي شدة واقعيت كه تشخيص آن از واقعيت دشوار يا غيرممكن است. نتيجه ظهور فرا واقعيت (hyperreality0 است كه در عين حال كه واقعي نيست، واقعي تر از واقعي است. (كيوستيو، ۱۳۷۸: ۱۹۴)
براي درك صحيح صحيح نقش رسانه ها در فرهنگ، بايستي گفت كه تماشا و گوش دادن به رسانه ها به هيچ وجه فعاليت انحصاري نيست، بلكه معمولاً به همراه انجام ساير كارهاي خانه در هنگام صرف غذا با خانواده و ارتباطات اجتماعي انجام مي گيرد. اين فعاليت تقريباً همواره در پس زمينه حضور دارد و تار و پود زندگي ماست.
ما به همراه رسانه ها و به كمك رسانه ها زندگي مي كنيم. مك لوهان از عبارت رسانة تكنولوژيك همچون قوت روزانه يا منابع طبيعي استفاده مي كند. به بيان دقيق تر، رسانه ها بويژه راديو تلويزيون به محيط ديداري – شنيداري تبديل شده اند كه ما به گونه اي بي پايان و خودكار با آن ارتباط متقابل برقرار مي كنيم. (كاسكز، ۱۳۸۰: ۹-۳۸۸)
تمامي تكنولوژي رسانه ها از توان ايجاد دگرگوني در مفاهيم سنتي زمان و مكان برخوردارند. بدين ترتيب بايد اذعان كرد كه دگرگوني مهمترين عامل در ايجاد راه و رسم تازه از طريق متكنولوژي رسانه ها محسوب مي شود.

گفتار دوم: ارتباطات ماهواره اي
توسعه فن اوريهاي جديد كه جهاني شدن ارتباطات را رقم زده است و ماهواره ها نيز جزئي از آن هستند، حاصل تحول سه عنصر بهم پيوسته در اواخر قرن بيستم وبده است. يكي از اين سه، بكارگيري سيستمهاي كابل پيشرفته، پيچيده و گسترده است كه ظرفيت بسيار بيشتري را براي ارسال الكترونيكي فراهم مي آورد. تحول دوم، استفاده فزاينده از ماهواره بخ منظور ارتباط از مسافتهاي دور و اغلب در همايند با سيستم هاي كابل زمينه پايه است. و تحول سوم، استفاده فزاينده از روشهاي ديجيتالي در پردازش، انباشت و بازيافت اطلاعات است. ديجيتالي كردن همراه با توسعه فن آوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي را بوجود آورده است. تمامي اين سير تحول فن آورانه به شويه هاي بنيادين در جهاني كردن ارتباطات سهيم بوده است. (تامپسون، ۱۳۷۹: ۲۰۰-۱۹۹)
نخستين قمر مصنوعي شوروي موسوم به اسپونتيك كه چهارم اكتبر ۱۹۵۷ به مدار زمين فرستاده شد، عصرذ جديدي از تكنيكهاي ارتباطي را آغاز كرد. در واقع شوروي سابق با قرار دادن اين ماهواره، اولين تلاش موفقيت آميز در زمينة ارسال ماهواره به فضا انجام داد.

در سال ۱۹۶۲ ميلادي هنگامي كه ماهواره «تله استار» با امكان ارسال برنامه هاي زندة تلويزيوني از آمريكا به مقصد اروپا به فضا پرتاب شد و در مدار زمين قرار گرفت همگان از سرعت پيشرفت فني بشر در تسخير فضا متحير ماندند. روندي كه تا به امروز با سرعتي خيره كننده ادامه يافته است. امروزه ارتباطات ماهواره اي و جهاني و منطقه اي رشد چشمگيري يافته و بر محدودة گسترده اي از فعاليت ها، از ارتباطات تلفني گرفته تا هواشناتسي، سايه افكنده است (كيا، ۱۳۸۱: ۴۲۳)

– پيشرفت هاي فني اين امكان را در سال ۱۹۸۰ به بعد ميسر ساخت كه برنامه هاي ارسالي ماهواغره ها به طور مستقيم و با كيفيت بالا توسط عموم دريافت شود. سيستم هاي ماهواره اي را مي توان بر اساس نوع ارتباط (linkage) انواع ماهواره ها، سرويس يا نوع كار، مدار (orbit) و پوشش بهع انواع مختلف تقسيم كرد. كه شامل لينك هاي ماهواره اي، ماهوارة ارتباطي و خدمات سيستم ماهواره اي.