مدار تلویزیون

مقدمه
تعريف تلويزيون
آنچه كه امروزه در اصطلاح عمومي تلويزيون ناميده مي شود عبارت است از انتقال پيوسته تمام معلومات قابل رويت يك ميدان ديد توسط امواج الكترومغناطيسي از يك نقطه به محل ديگر به نحوي كه تمام تغييرات طبيعي اين ميدان ديد حركات تغييرات روشنايي و تاريكي از دور با احساس همزماني و پيوستگي قابل تعقيب باشد.
ولي در واقع تلويزيون هنگامي حقيقي است كه ديدگان با مسلح شدن به نوعي وسيله اپتيك مثلاً جام جمشيد افسانه اي بتواند با انتخاب شخصي و بدون هيچ وسيله كمكي ديگر شيئي را از دور رويت و آن را در نظر بگيرد. سيستمهاي رادار كه در آنها از انعكاس امواج ميليمتري متمركز تصوير نقاط دور به وجود مي آيد مي توانند به عنوان يك نوع تقرب نسبي به جام جادويي تلويزيون واقعي در نظر گرفته شوند.

آنچه كه ما در اينجا بدان خواهيم پرداخت آن نوع از تكنيك انتقال تصاوير است كه پس از مدت بيش از سي سال زمان تكامل امروزه ميدان صنعتي وسيعي را به خود اختصاص داده است . اين تكنيك كه به نحو فوق العاده اي پيشرفت كرده است ولي تكامل آن را هنوز پايان نيافته است دستگاههايي را به وجود آورده است كه با آنها گرچه افسانه جام جمشيد به حقيقت نپوسته است ولي اهميت آنها از نقطه نظر كوشش انسان براي از ميان بردن حدود

فضائي حس بينائي به هيچ وجه كمتر نيست. ما در روي صفحه تصوير يك گيرنده تلويزيون مي توانيم فقط آن چيزي را از دور ببينيم كه در آن محل از دوربين تلويزيون گرفته شده توسط فرستنده و گيرنده با شرايطي كه براي واضح بودن تصوير قائل مي شويم و نيز توسط حدود طبيعي انتشار امواج ااكترومغناطيسي تعيين مي شود. با استفاده از تقويت كننده هاي مدرن با حداقل نويز- تقويت كننده هاي پارامتري و Maser- و به كمك ماهواره ها از اين حدود تقريباً از ميان رفته اند و ميدان عمل تلويزيون به نحو غير قابل تصوري وسعت گرفته است.

مقايس زماني تجزيه تصوير
۱٫ ميدان تصوير تلويزيون يك ((ميدان)) يا ((مجموعه)) اي از سطرهاي (افقي) تصوير است كه مجاور هم قرار گرفته اند و يك نوع ((رده هاي سطر)) بوجود مي آورند. بنا به تجسم اوليه در مورد ساختمان موزائيكي تصوير كه هر سطر از المانهاي كوچكي با سطع معيني تشكيل مي شوند بايد هر سطر را مجموعه اي از نقاط با روشنايي مختص به خود حساب آورد. ولي واقعيت اين است كه نه تنها در طول خطوط سطرها بلكه در امتداد عمود بر آن هم تغييرات روشنايي تصوير و

همراه با آن تغييرات دامنة سيگنال الكتريكي حامل آن بطور پيوسته اسن و هيچگونه جهشي از يك نقطه به نقطه ديگر يا از يك سطر به سطر ديگر صورت نمي گيرد. بنابراين تجسم موازئيك مانند تصوير گرچه يك وسيله كمكي است ولي بر خلاف واقعيت فيزيكي است. در آينده اين مطلب را دقيق تر مورد مطالعه قرار خواهيم داد.
براي مطالعات بعدي لازم است سطرهاي تصوير را از بالا به پايين با ۱و۲و۳و…K شماره گذاري كنيم.
۲٫ تجزيه تصوير در مقايس زمان فركانسهاي كاملاً متفاوت زير را بدست مي دهد:

الف: فركانس سطرها و يا فركانس افقي Fz عبارت است از تعداد سطرهايي كه در يك ثانيه نوشته مي شوند.
ب: فركانس ميدان تصوير م يا فركانس عمودي Ff كه عددي است مشخص تعداد ميدانهاي سطرها كه در يك ثانيه نوشته مي شوند.وقتي كليه سطرهاي يك تصوير هنگام تجزيه از شماره ۱ تا k (آخرين سطر) پشت سر هم نوشته شوند فركانس ميدان تصوير Ff و فركانس تصوير Fb مساويند. فركانس تصوير Fb تعداد تصاوير كاملي را كه در يك ثانيه نوشته مي شوند مشخص مي كند. در طريقه معمول امروزي به نام ((روش بين هم قرار دادن سطرها)) و يا Interlaced

Scanning براي از بين بردن اثر چشمك زدن ميدان ديد در دو ميدان شامل سطرهاي با شماره هاي فرد(۱و۳و۵…۱-k) و ديگري از سطرهاي با شماره هاي جفت تشكيل مي گردد. ميدانهاي سطر با فركانس ميدان تصوير Ff نوشته مي شوند و از هر دو ميدان سطر يك ميدان كامل تصوير بوجود مي آيد. اين
دو ميدان بين هم قرار مي گيرند و فركانس تصوير Fb نصف Ff مي باشد. در محل گيرنده در اثر كندي كار چشم اينطور احساس مي شود كه عملاً در هر ثانيه به اندازه Ff تصوير كامل نوشته مي شود در سيستم اروپايي Hz25=Fb و از اين رو ۵۰=Ff مي باشد.

ج: ماكزيمم فركانس مدولاسيون Fmax را كه بعداً دقيق تر تعريف خواهد شد مي توان براي تجسم بهتر به صورت تعداد تغيراتي كه در هر ثانيه اشعه از روشن به تاريك عوض مي شود در نظر گرفت. بنا به مطالبي كه در قسمت ۲ گفته شد اين فركانس

مساوي نصف تعداد نقاط تصوير است كه در يك ثانيه نوشته مي شوند به اين ترتيب Fmax= p/2Tb كه در آن Tb زمان نوشته شدن يك تصوير كامل است.
همراه كردن صوت در ارسال تصوير

در تلويزيون معمولي انتقال قسمتهاي اكوستيكي تصوير همراه تصوير و از طريق همان كانال صورت مي گيرد. امروزه معمول بر اين است كه دو مولفة صوت و تصوير بر روي حامل هاي مختلف مدوله مي شوند. فاصله بين دو حامل نه تنها توسط ماكسيمم فركانس مدولاسيون مدولاسيون تصوير Fmax تعيين مي شود، بلكه علاوه بر آن سادگي و ارزاني وسائل سلكسيون كانال صورت صوت در گيرنده، كه به هيچ وجه نبايد وارد كانال تصوير شود، رل بزرگي را بازي مي كند. مراعات اين موضوع باعث مي شود كه حاملهاي صوت و تصوير بيش از فركانس Fmax از هم فاصله بگيرند. پهناي باند كانال انتقال تلويزيون ( صوت و تصوير ) در سيستم FCC امروز ۶ مگاهرتس و در سيستم CCIR عموماً ۷ مگاسيكل تعيين شده است.

براي بالا بردن كيفيت صوت در تلويزيون، علاوه بر كوششهايي كه در جهت كاستن مصارف لازم براي جدا كردن آن از تصوير بعمل آمد، براي اولين دفعه در آمريكا معمول شد كه علائم تصوير را با مدولاسيون دامنه صوت را با مدولاسيون دامنه صوت را با مدولاسيون فركانس انتقال دهند. در سيستم FM در اثر پهناي بيشتر باند نسبت سيگنال به نويز خيلي بالاتر و كيفيت اكوستيكي گيرنده به ميزان قابل توجهي بهتر است. اين طريقه كه بعداً در اروپا نيز از آن استقبال شد. روش جديدي را به نام Intercarrier Systems ببار آورد. بدين ترتيب كه فركانس حامل تصوير f با مدولاسيون دامنه و فركانس حامل صوت f2 با مدولاسيون فركانس ابتدا در گيرنده (براي توليد فركانس if) با فركانس واحدي آميخته مي شوند.

سپس هر دو فركانس if حامل تصوير و صوت از قسمت if تصوير (با پهناي كانال) مي گذرند. در مدولاتور علاوه بر سيگنال Video كه به شدت اشعه لامپ تصوير را هدايت مي كند. يك فركانس ثابت if جديد صوت برابر ۱f – ۲f (MHz 5/5=CCIR ، MHz 5/4=FCC) به وجود مي آيد كه فركانس حامل آن كاملا ثابت و تغييرات فركانس اسيلاتور گيرنده بهيچ وجه تاثيري در آن ندارد. اين فركانس IF جديد

صوت كه به صورت FM است. بعد از تقويت و محدود سازي از آشكار سازي نسبي گشته بلند گوار هدايت مي كند. پيشنهادهاي مربوطه به اينكه صوت و تصوير هر دو توسط يك حامل انتقال داده شوند به دلايل فني و اقتصادي جنبه علمي پيدا نكرده اند.
گيرنده تلويزيون سياه و سفيد
شكل ۹۹ بلوك دياگرام يك گيرنده تلويزيون سياه و سفيد را نشان مي دهد. اجزاي مهم دستگاه عبارتند از:
۱-تيونر
تيونر از سه قسم

ت تقويت كننده HF اسيلاتور و مدولاتور كه باند HF را به باند IF تبديل مي كند تشكيل شده است. ضريب تقويت قسمت HF بطور اتوماتيك تنظيم مي گردد. كانالهاي باند I و III اغلب توسط يك سلكتور طبقه به طبقه انتخاب مي شوند. كانالهاي باندهاي IV وv بطور پيوسته تعويض مي گردند. در گيرنده هاي مدرن تنظيم دقيق كانالها توسط ديودهاي خازني Varactor انجام مي شود و كنترل فركانس اسيلاتور بطور اتوماتيك صورت مي گيرد.
۲- تقويت كنندة IF تصوير و دمدولاتور

تقويت كننده IF تصوير فركانس IF تصوير را كه از تيونر نتيجه مي شود تقويت مي كند.
فركانس حامل تصوير در باند IF در گيرنده ها مختلف انتخاب شده است. در سيستم CCIR امروزه فركانس ۹/۳۸ مگاهرتس براي IF استاندارد مي باشد. تقويت كننده IF اغلب از سه طبقه تشكيل شده است و داراي شش تا هشت مدار رزونانس فركانس IF است كه منحني سلكسون كاملاً مشخصي را به وجود مي آورند. اين منحني استاندارد شده است و بايد براي سيستم باند جانبي اضافي Vestigirl Seideband كه در تلويزيون مورد استفاده قرار مي گيرد شرط نيكويست را تضمين نمايد.

در ناحيه حامل صوت كه در سيستم CCIR در فاصله ۵/۵ مگاهرتس از حامل تصوير قرار دارد منحني سلكسيون مسير افقي و تضعيف معيني را دارا مي باشد علاوه بر آنبايد در مقابل حامل تصوير و صوت كانالهاي همسايه در اين تقويت كننده يك حداقل تضعيف تامين شود. براي بدست آوردن منحني سلكسيون مورد نظر اغلب از يك يا چند مدار مسدود كننده و يا مدارهاي تله موج Wavetrap استفاده مي شود كه يكي ازآنها روي كرير تصوير كانال همسايه ۹/۳۱ مگاهرتس دومي روي فركانس حامل صوت ۴/۳۳ مكاهرتس و سومي روي فركانس حامل صوت كانال مجاور ۴/۴۰ مكاهرتس تنظيم مي گرد. استحكام تقويت كننده IF در مقابل فركانسهاي پارازيت تعيين كننده كيفيت گيرنده است. اين تقويت كننده نبايد تشعشع مستقيم هيچ فرستنده اي را كه در ناحيه باند IF كار ميكند قبول كند. تضعيف فركانس پارازيت آن بايد اقلا از db 60 كمتر نباشد.

فركانس if توسط يكسوساز Video دمدوله مي شود و سيگنال مركب تصوير بدست ميآيد.
۳- تقويت كننده IF صوت آشكارساز نسبي و تقويت كننده صوتي

در بر گيرنده هاي امروزي تلويزيون صوت با روش تفاضل حاملها(Intercarrier System) بئست مي آيد. بعد از دمدولاسيون فركانس IF تصوير ، حامل صوت ، متناسب با فاصله بين حامل صوت و حامل تصوير ، روي فركانس ۵/۵ مگاهرتس قرار مي گيرد . اين فركانس كه كاملاً ثابت و تغييرات فركانس اسيلاتور تيونر در آن بي تاثير است. توسط يك مدار نوساني جدا و بعد از تقويت در يك آشكارساز نسبي دمدوله مي شود. سيگنال صوتي حاصل در تقويت كننده صوتي و بلند گو را هدايت مي كند.

۴- تقويت كننده Video
در ساده ترين حالت تقويت كننده Video مستقيماً به دمدولاتور Video وصل است در اين حالت تقويت كننده بايد ولتاژ لازم براي هدايت كامل لامپ تصوير را ايجاد نمايد.

اغلب اين تقويت كننده از دو طبقه تشكيل مي شود.
۵- فيلتر دامنه

كه تا حد امكان در مقابل پارازيت مقاوم ساخته مي شود سيگنال سنكرون را از سيگنال مركب تصوير جدا مي كند. بعد از آن سيگنال سنكرون V وh از هم جدا ساخته مي شوند و براي سنكرون كردن اسيلاتورهاي انحراف افقي و عمودي بكار مي روند. سنكرون افقي براي كاهش تاثير پارازيتها بطور غير مستقيم صورت مي گيرد. سنكرونيزاسيون اسيلاتور عمودي مستقيماً انجام مي شود.

۶- كنترل اتوماتيك ضريب تقويت
تطبيق ضريب تقويت دستگاه با دامنه سيگنال گرفته شده از آنتن توسط يك كنترل اتوماتيك صورت مي گيرد كه تقويت كننده HF و تقويت كننده هاي IF را تنظيم مي كند. نحوه عمل سيستم اتوماتيك طوري است كه امپولسهاي پارازيت در آن خيلي كم موثرند. اين سيستم توسط امپولسهاي برگشت افقي اشعه هدايت مي شود و ولتاژ كنترل ايجاد شده با دامنه سيگنال سنكرون مقايسه مي گردد.
۷- سيستمهاي انحراف با ايجاد كننده ولتاژ بالا براي آند لامپ تصوير

هر دستگاه گيرنده داراي يك سيستم انحراف افقي و يك سيستم انحراف عمودي است . در تمام گيرنده هاي خانگي تلويزيون از سيستم انحراف افقي براي ايجاد ولتاژ بالا نيز استفاده مي شود . اين ولتاژ كه به آند لامپ تصوير وصل مي شود اغلب حدود ۱۸ كيلو ولت است .
۸- گرم كردن فيلامان تمام لامپهاي موجود در گيرنده تلويزيون بطور سري انجام مي شود.
ولتاژ آند لامپها با يكسو سازنده هاي يك راهي توليد مي شود. وقتي در دستگاه

ترانزيستور نيز وجود داشته باشد ولتاژ تغذيه آن اغلب از يكسو ساز ديگري گرفته مي شود .
۲- تيونر تلويزيون
سيستم آنتن تلويزيون در حالت ايده آل سيگنال تمام فرستنده ها را يكسان دريافت مي- كند. توسط تيونر يكي از فرستنده ها انتخاب مي شود و باند سيگنال گرفته شده از آنتن به باند كانس IF گيرنده منتقل مي شود. براي اين كار يك عضو سيمتري كننده مقاومت سيمتري آنتن را به مقاومت غير سيمتري ورودي تيونر تبديل و آنها را از لحاظ توان يا نويز به هم تطبيق مي دهد. تقويت كننده HF نسبت به سيكنال به نويز را افزايش مي دهد و قسمت اسيلاتور را از آنتن جدا مي كند.

عضو خروجي IF مقاومت خروجي قسمت مدولاتور را به مقاومت ورودي كابل كه تقويت كننده IF مي رود تطبيق مي دهد. ضريب تقويت ، تقويت كننده HF توسط يك ولتاژ كه از قسمت Video گرفته مي شود كنترل مي شود همينطور قسمت اسيلاتور يك ولتاژ تنظيم كننده فركانس دريافت مي كند.
مهمترين مسائل مربوط به تيونر عبارتند از ايجاد بهترين نسبت سيگنال به نويز تطبيق بدون انعكاس ، دكوپلاژ اسيلاتور از آنتن و سهولت تعويض كانالها . براي تعويض كانالها معمولاً قسمت بوتين مدارهاي نوساني تعويض ميشود. در گيرنده هاي گرانقيمت تمام بوتينهاي ورودي آنتن و اسيلاتور تعويض مي گردند.
شناسايي عيب گيرنده از روي تصوير

مهمترين وظيفه يك گيرنده تلويزيون خوب نمايش تصوير خالي از عيب است . وقتي قسمتي از گيرنده دچار نقصي شود اين نقص بنحوي در تصوير روي صفحه گيرنده اثر مي گذارد و آن را از صورت واقعي خارج مي كند. عيب هر قسمت اثر مخصوصي روي تصوير دارد بطوري كه عملاً مي توان با مشاهده تصوير يك تلويزيون محل عيب را در بر گيرنده مشخص كرد و سپس به جستجوي دقيقتر براي يافتن الماني كه دچار نقص شده است اقدام نمود.
در صفحات آينده تعدادي تصاوير غير معمولي از گيرنده هايي كه دچار نقص فني اند نمايش داده مي شوند ، نقايص مورد بحث ۸۰% نقايص ممكن را در برگيرنده مشخص مي كنند . در هر مورد عواملي كه مي توانند با معيوب شدن چنين تصويري را به وجود آورند مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرند و سپس قسمتهايي كه بايد مورد بررسي دقيقتر قرار گيرند مشخص مي شوند.
نقايص مورد بحث به ترتيب قسمتهاي زير طبقه بندي شده اند:

۱- قسمت HF و IF .
2- تقويت كننده Video .
3- انحراف عمودي .
۴- انحراف افقي .
۵- مدارهاي سنكرونيزاسيون .

۶- منبع تغذيه .
۷- متفرقه .
۱٫معايب قسمت HF و IF تجزيه و تحليل عوامل عيب
عواملي كه باعث ايجاد برفك در تصوير مي گردند
اغلب در خارج از دستگاه گيرنده قرار دارند طبقه
تقويت كننده HF نيز مي تواند وقتي ضريب تقويت

آن كم باشد ايجاد برفك در تصوير نمايد. ولي در اين صورت تصوير علاوه بر برفكي بودن كنتر است برفك نيز با كم شدن ضريب تقويت به همان نسبت پايين مي آيد . وقتي ضريب تقويت دستگاه به اندازه كافي باشد برفك تصوير فقط در اثر كمي دامنه سيگنال در ورودي گيرنده بوجود مي آيد (گاهي نيز ولي به ندرت فرستده مقصر است.) عوامل كمبود سيگنال در ورودي گيرنده عبارتند از صحيح نبودن نوع آنتن اشتباه بودن جهت آنتن قطع بودن و يا معيوب بودن سيم آنتن.
وقتي از آنتن داخلي و يا آنتن اتاق استفاده م

يشود گاهي با تعويض محل گيرنده نسبت بهتري براي سيگنال به نويز بدست مي آيد.
قسمتهاي مورد بررسي:
۱- اشتباه بودن جهت آنتن قطع بودن سيم آنتن.
۲- المانهاي ورودي گيرنده.

۳- تقويت كننده HF .
1-معايب قسمت IF و HF تجزيه و تحليل عوامل عيب
اين وضعيت هنگامي پيش مي آيد كه دامنه IF صورت

در آشكار ساز Video خيلي بالاست براي اينكه
فركانس IF صوت روي تصوير اثر نگذارد بايد دامنه IF
صوت در آشكار ساز Video از مقدار معيني تجاوز ننمايد. براي اين كار منحني عبور IF را طوري تنظيم مي كنند كه دامنه IF صوت به ميزان مورد نظر تضعيف گردد..
ولي وقتي ثيونر گيرنده ميزان نباشد فركانس IF صوت در ناحيه اي از منحني عبور IF واقع مي شود كه به اندازه كافي تضعيف نمي شود. در نتيجه مدولاسيون كرير IF صوت و فركانسهي مدولاسيون IF تصوير فركانسهايي موسوم به Beat Frequency ايجاد مي شوند كه از تقويت كننده Video مي گذرند ورودي صفحه تصوير ظاهر ميشوند.
تصوير همچنين سايه هاي سفيدي از خود نشان مي دهند. اين حالت وقتي رخ مي دهد كه تنظيم تيونر طوري است كه علاوه بر عدم تضعيف كافي IF صوت باعث تضعيف فركانسهاي پايين تصوير كه حول كرير تصوير قرار دارند نيز ميشود . در نتيجه زمان
صعود پرشهاي روشنايي و تاريكي افزايش مي يابد و تصوير داراي سايه هاي سفيد مي گردد.
قسمتهاي مورد بررسي:
۱- تنظيم مناسب تيونر گيرنده.
۲- تنظيم تقويت كننده HF و IF .

تجزيه و تحليل عوامل عيب ۱٫معايب قسمت HF و IF
اين وضعيت هنگام نوسان ولتاژ AGC در يك فركانس
پايين و يا با نوسان كردن تقويت كننده Video پيش ميايد.
نوسان AGC معمولاً در اثر باز بودن و يا تغيير مقدار ظرفيت

يك خازن در مدار كوپلاژ AGC به وجود مي آيد. در
مورد اين عيب بايد تقويت كننده هاي HF و IF امتحان و معين شود كه آيا مشخصات آنها با آنچه كارخانه سازنده تعيين كرده است ، تطابق دارد.
علاوه براين لازم است خازنهاي بي پاس ولتاژ تغذيه قسمتهاي HF و IF كنترل شوند.
قسمتهاي مورد بررسي:

۱- باز بودن خازن ۲۴۲C سيستم AGC .
2- باز بودن خازنهاي ۶۸۰C و ۱۶۰C در قسمت HF و IF .
3- تنظيم تقويت كننده هاي HF و IF .
1-معايب قسمت HF و IF تجزيه و تحليل عوامل عيب

 

امروزه تقريباً تمام گيرنده ها با سيستم Intercarrier كار
مي كنند كننده Video و يا بعد از آن گرفته مي شود.
عدم وجود صوت وتصوير وقتي صفحه روشن باشد نشان دهنده نقصي در قسمت آشكار ساز است. اين نقص مي تواند در اثر كار نكردن يك طبقه از تقويت كننده if تصوير تقويت كننده HF مدولاتور تيونر اسيلاتور و يا خود آشكار ساز بوجود آيد . وقتي يكي از قسمتهاي نامبرده عيب جزئي داشته باشد همواره تصوير روي صفحه ظاهر مي شود ولي دامنه كنتر است آن خيلي از وضع عادي كمتر است.
براي يافتن محل دقيق عيب بايد ابتدا آزمايش كرد كه آيا سيگنال IF از تيونر به تقويت كننده IF مي رسد يا نه و آنگاه هر قسمت را جداگانه بررسي كرد.
قسمتهاي مورد بررسي:

۱-اسيلاتور تيونر.
۲-تقويت كننده HF .

۳-آشكارساز تصوير.
۱- معايب قسمت HF و IF تجزيه و تحليل عوامل عيب
اين حالت هنكام مدولاسيون بيش از اندازه فركانس ۵۰
هرتس در تقويت كننده IF رخ مي دهد.
وقتي ميزان اين مدولاسيون زياد نباشد مي توان تصوير را بطور كامل مشاهده كرد ولي سطوح سياه و سفيد باز هم
در آن ديده مي شوند. در بعضي از حالات سنكرو نيزاسين عمودي نيز از كار مي افتد و با كليد تنظيم فركانس انحراف عمودي هم نمي توان آن را مجدداً به وضع عادي برگرداند.
مدولاسيون فركانس ۵۰ هرتس به علت كم شدن اثر فيلتر منبع تغذيه اتفاق مي افتد و بايد المانهاي اين فيلتر امتحان شوند.
قسمتهاي مورد بررسي:
۱- المانهاي فيلتر منبع تغذيه .
۲- خازنهاي بي پاس تقويت كننده IF .
تجزيه و تحليل عوامل عيب ۲-معايب تقويت كننده Video
يك چنين تصويري اين ظن را به وجود مي آورد كه
فوكانس تصوير خراب است. در حالي كه دقت بيشتر در
مسير سطرها جلاف آن را ثابت مي كند . صاف و واضح
نبودن تصوير اغلب با لكه دار شدن لبه هاي فوقاني و تحتاني
تصوير همراه است. قطع فركانسهاي بالا در سيگنال تصوير باعث بوجود آمدن چنين تصويري مي شود . وقتي جزئيات سياه و سفيد بدون سياه هاي سفيد رنگ باشند مي توان قبول كرد كه فركانسهاي پايين سيگنال ثصوير بدون تضعيف به لامپ تصوير راه ميابند.
تضعيف فركانسهاي بالا مي تواند از معيوب بودن يك يا چند المان در تقويت Video و يا عدم تنظيم قسمتهاي HF و IF ناشي شود. از آنجايي كه بوبينهاي تقويت كننده Video براي كمپنزاسيون فركانسهاي بالا بكار مي روند رل آنها در فركانسهاي بزرگتر و بايد قبل از همه بررسي شوند.
تنظيم تقويت كننده هاي if تصوير نيز بايد براي اطمينان از رسپانس صحيح بررسي شوند.
قسمتهاي مورد بررسي:
۱- اتصال كوتاه بوبينهاي ۴۳۰L و ۴۳۱L .
2- باز بودن بوبين ۴۳۱L .
2.معايب تقويت كننده Video تجزيه و تحليل عوامل عيب
عدم وجود تصوير در اين حالت از نقصي در طبقه
Video ناشي مي شود. در برگيرنده هاي
Intercarrier كه if صوت از آشكارساز

 

تصوير گرفته مي شود. مي توان قبول كرد كه قسمت HF و تقويت كننده هاي IF
تصوير سالمند. سيگنال تصوير در ناحيه اي بين آشكارساز و لامپ تصوير از بين مي رود.
به كمك يك اسيلوسكوپ مي توان مسير آن را تعقيب و محل قطع آن را پيدا كرد.
قسمتهاي مورد بررسي:

۱- ترانزيستور (يا لامپ) تقويت كننده Video .

۲- ولتاژ تغذيه اين تقويت كننده .
۳- باز بودن بوبين ۴۳۰L ، ۷۰۳L و ۴۳۱L .
4- اتصال كوتاه شبكه كنترل و كاتد لامپ تصوير .
۵- اتصال كوتاه ورودي تقويت كننده Video .

۳-معايب تقويت كننده Video تجزيه و تحليل عوامل عيب
وقتي نقطه كار تقويت كننده Video درست

نباشد تقويت سيگنال مركب تصوير در تمام
قسمتها بطور خطي انجام نمي شود در اين حالت دامنه هاي مربوط به قسمتهاي سياه تصوير و نيز دامنه سنكرون تضعيف مي گردد. بدين ترتيب با كم شدن دامنه امپولسهاي سنكرون سيستم سنكرونيزاسيون دچار اغتشاش و سياهيهاي تصوير نيز حذف مي گردند. گاهي كه دامنه كنتراست نيز خيلي بالاست سنكرونيزاسيون مختل مي گردد. زيرا از طريق سيستم AGC دامنه سيگنال IF به ضرر
دامنه هاي امپولسهاي سنكرون پايين آورده مي شود.

قسمتهاي مورد بررسي:
۱- نقطه كار تقويت كننده Video .
تجزيه و تحليل عوامل عيب ۲-معايب تقويت كنندة Video
افزايش بيش از حد دامنه فركانسهاي پايين در
سيگنال تصوير باعث برجستگي قسمتهاي سياه
تصوير و سايه دار بودن آنها مي شود.
اين عيب از افزايش مقاومت بار آشكار ساز و يا تقويت كننده Video بوجود مي آيد . اين موضوع نتنها دامنه فركانسهاي پايين را بلا مي برد بلكه با اثر گذاشتن آنها باعث تضعيف بيشتر فركانسهاي بالا مي گردد.
قسمتهاي مورد بررسي :
۱- مقاومتهاي ۱۸۷R و ۱۸۸R .
2- مقاومت ۴۳۱R .
3- تنظيم گيرنده .
۳-معايب سنكرونيزاسيون تجزيه و تحليل عيب

با توجه به اينكه صوت و تصوير معمولي اند قسمتهاي
HF و IF مسلماً بي عيبند . از آنجايي هر دو
سنكرونيزاسيون افقي و عمودي خراب هستند بايد

بايد منبع نقص در تقويت كننده سنكرون و يا فيلتر

دامنه باشد چون اين دو طبقه براي هر دو سنكرونيزاسيون مسئولند.
در برگيرنده هايي كه ولتاژ AGC از طبقه فيلتر دامنه سرچشمه مي گيرد هنگام معيوب بودن تقويت كننده سنكرون كنتراست تصوير نيز كاهش مي يابد.
در حالتي كه سنكرونيزاسيون ضعيفي موجود باشد استفاده از يك اسيلوسكوپ براي تعيين محل عيب كار را خيلي آسانتر مي كند.
قسمتهاي مورد بررسي :

۱- باز بودن يا كم شدن ظرفيت خازن كوپلاژ ۲۷۸G .
2- صحيح نبودن مقادير مقاومتهاي ۲۶۷T و ۳۹۱R .
3- ترانزيستورهاي ۲۶۷T و ۳۹۱T .
4- ولتاژ تغذيه طبقه مشترك سنكرونيزاسيون .

تجزيه و تحليل عوامل عيب ۳٫ معايب سنكرونيزاسيون

اين تصوير نشان مي دهد كه اسيلاتور انحراف عمودي
دامنه كافي از امپلس سنكرون دريافت نمي كند و يا
اينكه فركانس نوسان آن بقدري از مقدار واقعي دور شده
است كه ديگر سنكرون كردن آن ممكن نيست وقتي سنكرونيزاسيون ضعيف باشد عيب در مدار انتگرالي جلو اسيلاتور قرار دارد.
بهترين روش براي يافتن اين عيب استفاده از يك اسيلوسكوپ براي مقايسه شكل و دامنه امپولسهاي سنكرون و فركانس نوسان با مشخصات گيرنده است.
قسمتهاي مورد بررسي :

۱- دامنه امپولسهاي سنكرون در ورودي اسيلاتور انحراف عمودي .
۲- فركانس اسيلاتور انحراف عمودي در صورت درست نبودن فركانس مقاومتهاي
۳۰۲R و ۳۰۱R اندازه گيري شود.
۳- خازن فيدبك ۳۰۶C و خازن كوپلاژ ۲۶۵C .
3. معايب سنكرونيزاسيون تجزيه و تحليل عوامل عيب
ورود ولتاژ متناوب منبع تغذيه گيرنده به آند لامپ اسيلاتور
انحراف افقي و يا به مدار فيلتر دامنه باعث ايجاد اين عيب

مي گردد.
نوسان دامنه انحراف افقي در لبه راست يا چپ تصوير در اثر ولتاژ ۵۰ هرتس است كه به ولتاژ دندانه اره اي انحراف اضافه گريده است.
قسمتهاي مورد بررسي :
۱- باز بودن و يا كمبود ظرفيت خازن ۳۵۲C .
2- ولتاژ DC تغذيه سيستم انحراف افقي .
تجزيه و تحليل عوامل عيب ۳٫ معايب سنكرونيزاسيون

عادي بودن تمام وظايف گيرند بجز سنكرونيزاسيون
عمودي خود به خود عيب را در اين قسمت مجزا ميكند

خوب كار نكردن سنكرونيزاسيون عمودي در اثر كمبود
دامنه امپولسهاي سنكرون در ورودي اسيلاتور و يا اشتباه
بيش از حد فركانس نوسانات اسيلاتور به وجود مي آيد.
براي تعيين محل دقيق عيب در اينجا نيز بايد از يك اسيلوسكوپ كمك گرفته شود. از يك طرف بايد فركانس اسيلاتور اندازه گيري و از طرف ديگر دامنه امپولسهاي سنكرون در ورودي سيستم انحراف عمودي با مشخصات گيرنده مقايسه كردد . در صورتي كه فركانس اسيلاتور اشتباه باشد بايد عيب را در يكي از المانها تعيين كننده فركانس جستجو كرد .
قسمتهاي مورد بررسي :
۱- دامنه و شكل صحيح امپولسهاي سنكرون در مدار انتگرالي .
۲- المانهاي تعيين كننده ۳۰۱R ، ۳۰۲R و خازن ۳۰۷C .

۳- المانهاي مدار انتگرالي ۲۶۶R ، ۲۶۶C ، ۲۶۵R و ۲۶۴C .
3. معايب سنكرونيزاسيون تجزيه و تحليل عوامل عيب
اين عيب مشخص نقصي در خازن كوپلاژ تقويت كننده
سنكرون به فيلتر دامنه و يا خازن كوپلاژ تقويت كننده Video

به فيلتر دامنه مي باشد . از آنجايي كه اين خازن امپولسهاي باريك سنكرون افقي را از خود عبور مي دهد . وقتي باز بماند از امپولس سنكرون توسط مقاومت ۲۷۱R انتگرال گرفته مي شود با اين عمل امپولس كمي تاخير فاز پيدا مي كند و تصوير به سمت چپ منتقل مي شود.

قسمتهاي مورد بررسي :

۱- باز بودن و يا كمبود ظرفيت خازن ۲۷۱C .
2- كمبود ظرفيت خازن ۲۷۸C .
تجزيه و تحليل عوامل عيب ۳٫ معايب سنكرونيزاسيون

اين وضعيت نشانه قطع شدن سنكرونيزاسيون اسيلاتور انحراف افقي است .وقتي ولتاژ نقطه كا لامپ اسيلاتور در اثر باز بودن ، خراب شدن و يااتصال كوتاه المانهاي آن بهم بخورد چنين
حالتي رخ مي دهد.

براي يافتن المان معيوب بايد از يك اسيلوسكوپ استفاده
كرد. براي اين كار شكل نوسان با مشخصات گيرنده مقايسه
مي گردد و در صورت لزوم بايد هر كدام از المانهاي اسيلاتور انحراف افقي امتحان شوند.
قسمتهاي مورد بررسي :
۱- المانهاي اسيلاتور انحراف افقي بخصوص ۳۴۷R و ۳۴۷C .
3. معايب سنكرونيزاسيون تجزيه و تحليل عوامل عيب

اين اثر نشانه جمع شدن يك نوسان فركانس پايين روي ولتاژ
دندانه اره اي اسيلاتور انحراف افقي است.
در همه حال خوب كار نكردن و يا از كار افتادن سيستم كنترل فركانس انحراف افقي باعث ايجاد چنين تصويري مي شود .
در مدار شبكه كنترل لامپ راكتانس كه كنترل فركانس اسيلاتور انحراف افقي را به عهده دارد يك مدار براي از ميان بردن نوسانات مزاحم تعبيه شده است . در صورتي كه المانهاي اين مدار ۳۳۸R و يا خازن ۳۳۹C باز و يا مقادير آنها افزايش يابد مزاحمت نوسات خارجي روي ولتاژ انحراف حتمي است .
قسمتهاي مورد بررسي :
۱- باز بودن و يا كمبود ظرفيت خازن ۳۳۹C .
2- باز بودن و يا افزايش مقدار مقاومت ۳۳۸R .

تجزيه و تحليل عوامل عيب ۴٫ معايب سيستم انحراف عمودي
معمولاً كم شدن ارتفاع تصوير در اثر نقص المان يا مدار

سيستم انحراف عمودي و با غير خطي شدن انحراف همراه
است. اين موضوع بخصوص موقع نقص الماني در مدار خطي
كننده سيستم صادق است . به كمك اسيلوسكوپ بايد شكل ولتاژ انحراف با مشخصات گيرنده مقايسه و در صورت لزوم المانهاي طبقه انتهايي سيستم انحراف عمودي امتحان شود.
قسمتهاي مورد بررسي :

۱- كم شدن ظرفيت خازن ۳۲۶C .
2- كمبود اميزسيون لامپ طبقه انتهايي سيستم انحراف عمودي ۸۰۵PL .
3- معيوب بودي ترانسفورماتور خروجي .
۴- نقطه كار لامپ طبقه انتهايي .
۵- باز بودن و يا قطع خازن ۳۲۹C .
6- اشتباه بودن تنظيم پتانسيمتر ۳۱۱R ( ارتفاع تصوير) .
۴٫ معايب سيستم انحراف عمودي تجزيه و تحليل عوامل عيب
وقتي تعادل اسلاتور انحراف عمودي از ميان برود تصوير

دچار چنين وضعيتي مي گردد.
اين پديده بدين صورت تجلي مي كند وقتي كليد
Vertical hold براي تنظيم چرخانده شود در يك نقطه بحراني غير تعادل سنكرونيزاسيون و ارتفاع تصوير عادي است. چرخاندن كليد از اين نقطه در يك طرف باعث از بين بردن سنكرونيزاسيون و در جهت ديگر تا خوردن تصوير از لبه تحتاني مي شود در حالتي كه سنكرونيزاسيون كار مي كند.
قسمتهاي مورد بررسي :

۱- المانهاي اسيلاتور انحراف عمودي .
تجزيه و تحليل عوامل عيب ۴٫ معايب سيستم انحراف عمودي
كمبود توان خروجي طبقه انتهايي عمودي و يا كاهش دامنه ولتاژ
دندانه اره اي اسيلاتور باعث اين حالت مي گردد.

به كمك يك اسيلوسكوپ بايد ابتدا دامنه و شكل ولتاژ دندانه-
اره اي اسيلاتور اندازه گرفته شود. مسلماً طبقه انتهايي سيستم انحراف عمودي درست كار نمي كند . خراب بودن لامپ ترانسفورماتور خروجي و يا نقطه كار لامپ مي توانند باعث كم شدن ارتفاع تصوير گرداند
يك امكان ديگر افزايش دامنه ولتاژ EHV است كه باعث كاهش حساسيت انحراف و در نتيجه كم شدن ارتفاع تصوير مي گردد. در اين حالت اغلب از پهناي تصوير نيز كاسته مي شود . اكثراً تغييرات مدار خطي كننده نيز ارتفاع تصوير را كم مي كنند.
قسمتهاي مورد بررسي :

۱- افزايش اندازه مقاومت ۳۴۵R و ۳۴۶R .
2- خرابي ترانزيستورماتور خروجي سيستم انحراف عمودي .
۳- نقطه كار لامپ طبقه انتهايي .

۴- كم شدن ظرفيت خازن كاتد لامپ انتهايي ۳۲۹C .
5- خراب بودن لامپ طبقه انتهايي ۸۰۵PL .

۴٫ معايب سيستم انحراف عمودي تجزيه و تحليل عوامل عيب
اين وضعيت نشانه اتصال كوتاه يك المان در مدار
Vertical hold مي باشد بطوري كه شكل مدار

نشان مي دهد اين امر ممكن است در اثر اتصال كوتاه خازن ۳۰۷C ويا پتاتسيومتر ۳۰۱R رخ دهد.
همچنين خرابيهاي ديگر در اسيلاتور انحراف عمودي مي توانند باعث كم شدن ارتفاع تصوير و كار نكردن سنكرونيزاسيون عمودي شوند ولي بي اثر بودن تنظيم كليد Vertical
Hold خود عيب را در اين مدار مشخص مي كند.
قسمتهاي مورد بررسي :

۱- اتصال كوتاه خازن ۳۰۷C .
2- اتصال كوتاه مقاومتهاي ۳۰۱R و ۳۰۲R .
تجزيه و تحليل عوامل عيب ۴٫ معايب سيستم انحراف عمودي
بوبينها ي انحراف عمودي است . نقايص سيستم انحراف عمودي
مانند اسيلاتور طبقه انتهايي باز بودن تراتسفورماتور خروجي و يا
باز بودن بوبينهاي انحراف عمودي باعث اين عيب مي گردند.

در اينجا نيز مانند بقيه عيبهاي سيستمهاي انحراف سريعترين راه يافتن عيب استفاده از يك اسيلوسكوپ است. به كمك اسيلوسكوپ مي توان ولتاژ دندانه اره اي اسيلاتور را تعقيب و محلي را كه قطع مي شود پيدا كرد .
قسمتهاي مورد بررسي :
۱- باز بودن بوبينهاي انحراف عمودي .
۲- باز بودن ترانسفورماتور طبقه انتهايي سيستم انحراف عمودي .
۳- كار نكردن اسيلاتور و يا لامپ طبقه انتهايي .
۴- قطع ولتاژ آند لامپ طبقه انتهايي .

۴٫ معايب سيستم انحراف عمودي تجزيه و تحليل عيب
خطي نبودن انحراف عمودي باعث مي شود كه
قسمتهايي از تصوير بطور عمودي درازتر و از تناسب خارج شوند.
گرچه كار نكردن صحيح هر قسمتي از سيستم انحراف عمودي مي تواند اين عيب را

به وجود آورد. ولي معمولاً عامل اصلي عيب در طبقه انتهايي نهفته است .
ابتدا بايد شكل و دامنه ولتاژ در ورودي لامپ طبقه انتهايي آزمايش شود و با مشخصات گيرنده مقايسه شود. و سپساين عمل در مورد ولتاژ طبقه انتهايي تكرار شود.
قسمتهاي مورد بررسي :
۱- المانهاي مدار خطي كننده مانند ۳۲۰R ، ۳۲۱R ، ۳۲۳R ، ۳۲۱C ، ۳۲۴C ، ۳۲۴R .
2- خازن كوپلاژ ۳۲۷C .
3- نقطه كار لامپ طبقه انتهايي .
۴- لامپ طبقه انتهايي .

تجزيه و تحليل عوامل عيب ۴٫ معايب سيستم انحراف عمودي
وقتي دامنه ولتاژ ورودي در طبقه انتهايي سيستم انحراف عمودي بالا مي رود اين عيب به
وجود مي آيد. بنابراين هر گونه نقصي در يكي را بالا
مي برند. عامل اين عيب خواهد بود. همچنين كمي دامنه
ولتاژ آند لامپ تصوير باعث افزايش حساسيت انحراف

و در نتيجه ايجاد چنين تصويري مي گردد.
قسمتهاي مورد بررسي :
۱- كم شدن مقادير مقاومتهاي ۳۱۱R ، ۳۴۵R ، ۳۴۶R ، ۳۱۴R .
2- كم بودن دامنه ولتاژEHV .
4. معايب سيستم انحرف عمودي تجزيه و تحليل عوامل عيب
اين حالت هنگامي رخ مي دهد كه خازن كوپلاژ
امپولسهاي سنكرون به اسيلاتور انحراف عمودي اتصال كوتاه و يا پتانسيل بيس ترانزيستور اسيلاتور مثبت شود. وقتي خازن كوپلاژ ۲۶۵C اتصال كوتاه شود. پتانسيل بيس مثبت مي شود و با افزايش جريان ترانزيستور دامنه ولتاژ دندانه اره اي اسيلاتور بالا مي رود . هرگونه افزايش دامنه ولتاژ انحراف با غير خطي شدن آن همراه است. همچنين كم شدن ظرفيت خازن ۳۰۷C مي تواند باعث اين عيب شود.
قسمتهاي مورد بررسي :
۱- نقطه كار ترانزيستور اسيلاتور انحراف افقي .
۲- اتصال كوتاه خازن كوپلاژ ۲۶۵C .
3- كم شدن ظرفيت خازن ۳۰۷C .
تجزيه و تحليل عوامل عيب ۴٫ معايب سيستم انحراف عمودي
اين وضعيت نشانه آن است كه ميدان انحراف يكي از بوبينهاي
انحراف عمودي به قوت ميدان بوبين ديگر نيست. اين موضوع
باعث باريكتر شدن تصوير در گوشه سمت راست يا چپ مي گردد.
معمولاً موازي هر بوبين انحراف يك مقاومت بسته شده است . ابتدا بايد مقادير اين مقاومتها اندازه گرفته شود و سپس خود بوبينها بررسي شوند. اتصال كوتاه قسمتي از سيم پيچهاي بوبينها نيز مي تواند باعث اين عيب گردد. ولي آزمايش آن تنها با اندازه گيري مقاومت ميسر نيست . عملاً بايد بوبين جديدي را به جاي اولي نصب كرد و نتيجه را مشاهده نمود .
قسمتهاي مورد بررسي :
۱- اتصال كوتاه خارجي بوبينهاي انحراف عمودي .
۲- اتصال كوتاه داخلي بوبينهاي انحراف عمودي .
۳- نقص مقاومتهاي موازي بوبينهاي انحراف عمودي .
۵٫ معايب سيستم انحراف افقي تجزيه و تحليل عوامل عيب
كمبود پهناي تصوير نشانه كافي نبودن توان خروجي طبقه انتهايي سيستم انحراف افقي است .
از آنجايي كه توان خروجي طبقه انتهايي با دامنه ولتاژ انحراف
در ورودي آن بستگي دارد . بايد به كمك يك اسيلوسكوپ
دامنه و شكل اين ولتاژ كنترل شود.
در صورتي كه اين ولتاژ با مشخصات گيرنده تطبيق نمايد بايد عيب را در طبقه انتهايي جستجو كرد. در اينجا بايد از اسلوسكوپ كمك گرفت . ولتاژ شبكه پرده و آند لامپ ۵۰۴PL نيز بايد كنترل شود.
قسمتهاي مورد بررسي :
۱- دامنه و شكل ولتاژ انحراف در ورودي لامپ ۵۰۴PL .
2- اتصال كوتاه مقاومت ۳۶۲R و يا معيوب بودن بوبينهاي انحراف .
۳- اتصال كوتاه قسمتي از سيم پيچهاي ترانسفور ماتور سطر .
۴- نقطه كار لامپ ۵۰۴PL .
5- ضعيف بودن لامپ ۵۰۴PL .
تجزيه و تحليل عوامل عيب ۵٫ معايب سيستم انحراف افقي
نظر به اينكه ولتاژ آند شتاب دهنده لامپ تصوير از طبقه
انتهايي سيستم انحراف افقي اخذ مي شود. تقريباً هر گونه
عيبي در اين سيستم باعث قطع ولتاژ مزبور و تاريك شدن صفحه تصوير مي گردد .
نظر به اينكه در اينجا صفحه تصوير خط عمودي روشن را نشان مي دهد بنابراين عيب مزبور مي تواند تنها در اثر باز بودن بوبين انحراف افقي بوجود آيد.
قسمتهاي مورد بررسي :
۱- باز بودن بوبينهاي انحراف افقي .
۲- قطع سيم اتصال از ترانسفورماتور سطر به بونينهاي انحراف .
۵٫ معايب سيستم انحراف افقي تجزيه و تحليل عوامل عيب
خطي نبودن انحراف افقي اغلب از طبقه انتهايي سيستم
انحراف افقي سر چشمه مي گيرد.
براي اطمينان بايد ابتدا امتحان شود كه آيا كليد كنترل خطي كننده تصوير موثر است يا نه.
سپس شكل ولتاژ انحراف در ورودي طبقه انتهايي بررسي مي شود و در صورتي كه با مشخصات گيرنده مطابقت كند بايد نقطه كار لامپ انتهايي المانها ترانسفورماتور خروجي و بوبينهاي انحراف آزمايش شوند .
قسمتهاي مورد بررسي :
۱- اتصال كوتاه كنترل خطي كننده ۳۶۸L .
2- المانهاي خراب در طبقه انتهايي انحراف .
۳- خازن بي پاس شبكه پرده لامپ طبقه انتهايي ۳۶۳C .
4- ترانسفورماتور خروجي و بوبينهاي انحراف .
۵- نقطه كار لامپ ۵۰۴PL .
تجزيه و تحليل عوامل عيب ۵٫ معايب سيستم انحراف افقي
وقتي ولتاژ انحراف افقي در زمان رفت در قسمت راست
متناسب با زمان بالا نرود اين تصوير به وجود مي آيد.
اين موضوع مي تواند از بار زياد از حد اسيلاتور انحراف
افقي ناشي شود كه از رسيدن دامنه ولتاژ انحراف به ماكزيمم خود جلوگيري مي كند. در نتيجه غير خطي شدن انحراف تصوير در گوشه راست به هم فشرده مي شود .
قسمتهاي مورد بررسي :
۱- خازن ۳۵۷ C .
2- كاهش اندازه مقاومت ۳۵۹R .
5. معايب سيستم انحراف افقي تجزيه و تحليل عوامل عيب
اين وضعيت هنگام كوپلاژ فركانس اسيلاتور افقي
روي بوبينهاي انحراف عمودي ايجاد مي شود .كوپلاژ
مزبور در داخل بوبينهاي انحراف صورت مي گيرد و در
نتيجه مدولاسيون ضعيف ولتاژ انحراف عمودي باعث به وجود آمدنچنين تصويري مي شود نوسانات مدولاسيون زود گذرند و اين موضوع از روي تصوير بخوبي نمايان است كه در قسمت راست آن تصوير تدريجاً حالت عادي پيدا مي كند. معمولاً موازي يكي از بوبينهاي انحراف افقي يك خازن بسته شده است كه وقتي مقدار آن تغيير كند مي تواند باعث اين عيب گردد. منبع ديگر عيب خود بوبين انحراف است كه بايد با تعويض آن آزمايش شود.
قسمتهاي مورد بررسي :
۱- خازن موازي بوبين انحراف افقي .
۲- خرابي بوبينهاي انحراف افقي .
۳- معيوب بودن ديود بوستر ۸۸Py .
تجزيه و تحليل عوامل عيب ۵٫ معايب سيستم انحراف افقي
اين وضعيت نشانه ميرايي غير كافي برگشت انحراف افقي
است . اين موضوع باعث تا خوردگي تصوير در گوشه
چپ و ايجاد يك نوار سفيد عمودي در محل تا خوردگي
مي شود.
باز بودن مدار لامپ ميرا كننده ( ديود بوستر ) ويا خراج بودن اين لامپ باعث ايجاد عيب مزبور مي گردد.
قسمتهاي مورد بررسي :
۱- باز بودن بوبينهاي ۴۶۱L و ۳۶۵L .
2- معيوب بودن ديود بوستر .
۵٫ معايب سيستم انحراف افقي تجزيه و تحليل عوامل عيب
اين عيب نتيجه نوسانات HF در سيستم انتهيي انحراف
افقي و معمولاً به نام Barkhausen Oscillation
معروف است اين نوسانات به صورت يك خط سياه عمودي در صفحه تصوير ظاهر مي شود و وقتي سيگنال ورودي قوت گيرد محو مي گردد.
وجود اين نوسانات بدين ترتيب ثابت مي شود كه محل خط عمودي در كانالهاي مختلف روي صفحه تصوير جابجا ميشود. با تغييراتي در طبقه انتهايي سيستم مي توان آن را از ميان برد. گاه كه دامنه تصوير از حد معيني تجاوز كند . اين خط نيز روي صفحه تصوير ظاهر مي شود.
قسمتهاي مورد بررسي :
۱- لامپ طبقه انتهايي انحراف افقي ۵۰۴PL .
2- ترانسفورماتور خروجي .
۳- مقاومتهاي ۳۶۲R و ۳۶۹R .
تجزيه و تحليل عوامل عيب ۵٫ معايب سيستم انحراف افقي
سيستم كلي انحراف در هر گيرنده از چهار بوبين تشكيل شده
است . كه دو تاي آن براي انحراف افقي و دو تاي ديگر براي
انحراف عمودي اختصاص يافته است. وقتي يكي از بوبينها ميدان ضعيفتري نسبت به بوبين ديگر ايجاد نمايد تصوير ذوزنقه اي مي شود.
هنگامي كه باريكتر شدن تصوير در گوشه تحتاني يا فوقاني صورت بگيرد .
عيب مربوط به بوبينهاي انحراف افقي است . همچنين ممكن است خازني كه موازي يكي از اين بوبينها بسته مي شود اتصال كوتاه شده باشد . براي آزمايش بوبين انحراف راه ديگري جز تعويض آن فراهم نيست .
قسمتهاي مورد بررسي :
۱- اتصال كوتاه خازن موازي با يك نيمه بوبين انحراف افقي .
۲- معيوب بودن بوبينهاي انحراف افقي .
۶٫ معايب منبع تغذيه تجزيه و تحليل عوامل عيب
اين وضعيت معمولاً نقص منبع تغذيه را اعلام مي كند .
مدار اوليه و مدار ثانويه هر دو مي توانند منبع اين عيب باشند. اتصال كوتاه يكي از خازنهاي بي پايس و يا خرابي يكسوساز منبع تغذيه هر كدام هر كدام باعث از بين رفتن ولتاژ DC و ايجاد چنين حالتي مي گردند.
قسمتهاي مورد بررسي :
۱- سيستم ورودي ولتاژ تغذيه گيرنده از قبيل دو شاخه و فيوز .
۲- المانهاي يكسوساز .
۳- يكسوساز و خازنهاي بي بايس .
۴- باز بودن مدار فيلامان يكي از لامپ ها .
تجزيه وتحليل عوامل عيب ۶٫ معايب منبع تغذيه
اين حالت در اثر خرابي لامپ تصوير از بين رفتن ولتاژ
EHV پتانسيل اشتباه شبكه كنترل يا پرده لامپ تصوير و
در مواردي عدم تنظيم مغناطيس تله يونها است .
از عادي بودن صوت مي توان نتيجه گرفت كه منبع تغذيه اوليه سالم است و عيب بايد در منبع تغذيه ثانويه مثلاً ولتاژ بوستر كه به آند لامپ طبقه انتهايي سيستم انحراف افقي وصل مي شود و يا ولتاژ EHV كه به آند شتاب دهنده لامپ تصوير وصل مي گردد باشد. از آنجايي كه لامپ تصوير بندرت يك مرتبه خراب مي شود از روشن بودن فيلامان آن مي توان ابتدا سالم بودن آن را قبول كرد.
سپس بايد ولتاژ EHV و مغناطيس تله يون آزمايش شوند
همچنين بايد مدارهاي BRIGHTNESS و ولتاژ شبكه كنترل لامپ تصوير مورد بررسي قرار گيرند اگر در تمام موارد نتبجه مثبت بود ، بايد لامپ تصوير را دقيقتر امتحان ود ر صورت لزوم عوض كرد .
در صورتي كه هنگام بررسي ولتژ ضعيفي براي EHV مشاهده شود ،عيب روشن نشدن صفحه تصوير در سيستم انحراف افقي بخصوص در مدار ا نتها يي آن ، قرار دارد . اين نقص را در صفحه بعد بررسي مي كنيم .
قسمتهاي مورد بررسي :
۱- باز بودن يا اتصال كوتاه فيلامان لامپ تصوير
۲- از ميان رفتن ولتاژ EHV
3- اشتباه بودن پتانسيل آند اول لامپ تصوير
۴- اشتباه بودن پتانسيل شبكه كنترل لامپ تصوير
۵- اشتباه بودن پتانسيل كاتد لامپ تصوير
۶- باز بودن مدار BRIGHNESS CONTROLL
7- خراب بودن لامپ تصوير

۶- معايب منبع تغذيه تجزيه و تحليل عوامل عيب
فرض مي كنيم كه در ضمن آزمايشهايي در مورد همين
عيب كه در صفحه قبل گفته شد ثابت شود كه روشن نشدن صفحه تصوير به علت عدم وجود ولتاژ EHV مي باشد .
عدم اسيلاسيون ژنراتور انحراف افقي معيوب بودن طبقه انتهايي خراب بودن ترانسفور ماتور سطر و نقص ديود ميراكننده و ديودEHV همه مي توانند اين عيب را به وجود آورند. وقتي در اثر اتصال كوتاه يك از المانها بار منبع تغذيه اوليه از حد معيني تجاوز نمايد ولتاژهاي DC تنزل مي كنند. به طوري كه گاهي حتي صوتگيرنده نيز قطع مي گردد .
قسمتهاي مورد بررسي :
۱- خراب بودن ديود EHV .
2- خراب بودن لامپ طبقه انتهايي سيستم انحراف افقي ۵۰۴PL و يا ديود ميراكننده .
۳- خراب بودن لامپ اسيلاتور افقي .
۴- خراب بودن ترانسفورماتور خروجي .
۵- اتصال كوتاه شبكه كنترل لامپ ۵۰۴PL .
6- اتصال كوتاه خازن ۳۶۳C.
7- اتصال كوتاه خازن بوستر ۳۶۷C .
تجزيه و تحليل عوامل عيب ۶٫ معايب منبع تغذيه
اين وضعيت نشانه پايين بودن دامنه ولتاژ تغذيه است.
كاهش ولتاژ تغذيه روي هر دو سيستم انحراف افقي و
عمودي اثر مي گذارد. و دامنه انحراف را پايين مي آورد
از طرفي چون ضريب تقويت كننده ها نيز تنزل مي كند تصوير تار و با كنتراست كمتر ديده ميشود پايين بودن ولتاژ شهر و يا خرابي يكي از المانهاي منبع تغذيه مي توانند عامل اين عيب باشند. وقتي تصوير موجدار باشد عيب به احتمال زياد در منبع تغذيه نهفته است.