چکیده

با تداوم ناآرامی هاي استان سیستان و بلوچستان ایران در سی سه سال گذشته، شرق کشور همواره شاهد ناآرامی ها و تنش هاي امنیتی بسیاري می باشد. از سوي دیگر با اجراي طرح سناریوي خاورمیانه بزرگ توسط امریکا، فعال کردن گسل هـاي قـومی و مذهبی در کشورهاي منطقه از الویت خاصی برخوردار شد. در این طرح تلاش می شود تا موضوعات بسیار ساده و اجتمـاعی در کشاکش اختلافات قومی و مذهبی به صورت مشکلات و معضلات سیاسی مطرح شده و سپس در قالب بحران هـاي امنیتـی از آنها بهره برداري شود . هنر طراحان این سناریو در این بود که مسایل بسیار ساده اجتماعی را با بهره گیري از تضادهاي قـومی و مذهبی وارد فضاي سیاسی جامعه کرده و با سوء استفاده از فاصله میـان خواسـته هـاي مـردم و داشـته هـاي نظـام، مسـایل اجتماعی سیاسی شده را وارد فضاي امنیتی کنند و از این طریق در داخل کشور بحرانهاي امنیتی ایجاد کنند.

مقاله حاضر با طرح این سوال که “چگونه موضوعات اجتماعی در گذر از فضاي اجتمـاعی وارد محـیط سیاسـی مـی شـوند و سپس طی چند فرایندي به فضا یا محیط امنیتی وارد و در نهایت به بحران امنیتی تبدیل می شوند”؟ در پاسخ به ایـن سـوال مقاله حاضر کوشیده است تا با ترسیم سه محیط اجتمـاعی، سیاسـی، امنیتـی در جوامـع، در قالـب یـک مـدل نحـوه تبـدیل موضوعات اجتماعی را به بحران امنیتی تبیین نماید وبا ارائه این مدل از طریق مهندسی اجتماعی از این فرایند جلوگیري کند.

تعمیم این مدل تحلیلی در استان سیستان و بلوچستان می تواند ضمن تفکیک محـیط هـاي اجتمـاعی، سیاسـی و امنیتـی از یکدیگر ، جایگاه هریک از متغیر هاي تاثیر گذار بر امنیت را معـین کنـد و از تبـدیل غیـر منطقـی و غیـر طبیعـی موضـوعات اجتماعی به موضوعات سیاسی و سپس موضوعات امنیتی جلوگیري کند. بـر ایـن اسـاس مـدیران سیاسـی و امنیتـی اسـتان می توانند با واقع نگري به احصاء و اولویت بندي مسایل اجتماعی ، سیاسی و امنیتی و روز آمد کـردن آنهـا بپردازنـد و جایگـاه واقعی هر موضوع را تعیین کرده و از ورود مسایل اجتماعی به محیط سیاسی و نیز از ورود مسایل سیاسی بـه محـیط امنیتـی جلوگیري کنند. این مدل تحلیلی میتواند مانع از امنیتی شدن بسیاري از مسایل اجتماعی و سیاسی شود.

واژگان کلیدي: محیط اجتماعی- محیط سیاسی- محـیط امنیتـی- بحـران داخلـی- امنیـت داخلـی- اسـتان سیسـتان و

بلوچستان

بحث نظري ارایه مدل و تعاریف

بررسی محیط امنیتی استان با تأکید بر پدیده هاي امنیتی

الف:پیشینه تاریخی و تحولات سیاسی امنیتی استان

تبارشناسی سیاسی ،امنیتی استان و اهمیت استراتژي منطقه جنوب شرق

ب ـ عوامل محیط داخلی استان

۱ـ نرخ رشد جمعیت بلوچستان :

٦٧٢

ھما ش م ی ی زی و ا ؛ چا ش و ر یا
۳۰ و ۳۱ فروردین – ۱۳۹۱ دانشگاه سیستان و بلوچستان
National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

– ۲ قاچاق مواد مخدر:

-۳ گستردگی مرزهاي شرقی و عدم کنترل مناسب: -۴ اتباع خارجی ( افاغنه ) -۵ شرارت هاي سازمان یافته

-۶ سلاح هاي غیر قانونی(غیر مجاز) -۷ سرا ن طوایف و عشایر بلوچ در ساختار قدرت اجتماعی

-۸جنبش اقلیت گراي قومی ـ مذهبی

-۹ توسعه نیافتگی در استان ج_ عوامل محیط خارجی استان :
-۱ حضور ناتو و آمریکا در حاشیه مرزهاي شرقی

-۲ کشورهاي بی ثبات همسایه شرقی

-۳ سرویس هاي امنیتی منطقه و تأثیر آن بر اهل سنت

-۴ گسترش سلطه طالبان جمع بندي و نتیجه گیري

انطباق پدیده هاي (واقعیات) استان سیستان و بلوچستان با مدل تحقیق

بیان مسئله

از ابتداي پیروزي انقلاب اسلامی ایران ، نقاط مختلف کشور خصوصاً مناطق داراي ظرفیت آسیب پذیري هـاي امنیتـی ماننـد استان هاي کردستان، خوزستان و سیستان و بلوچستان و …دچار ناامنی هاي فزاینده اي شدند که نظام جمهوري اسلامی ایـران به دلیل کمبود تجربه حکومتی و ناآشنایی مسئولین و مدیران نظام با بسیاري از مسایل امنیتی ،در مواقعی ناچـار بـه اسـتفاده صرف نیروهاي نظامی براي کنترل این ناامنی ها شدند. با گذشت سی و سه سال از پیروزي انقلاب و کسـب تجـارب کـافی در کلیه زمینه ها ، اینک مدیران سیاسی و امنیتی نظام دریافته اند که در برخورد با اینگونـه مسـایل از آخـرین راه حـل (برخـورد نظامی) به عنوان اولین راه کنترل و مدیریت بحران هاي امنیتی استفاده نکنند و قبل از این مرحله با پیش بینی مسایل آینـده و اقدامات پیش گیرانه، نه تنها از بروز بحران جلوگیري کنند، بلکه مسایل امنیتی را با تقلیل به مسـایل سیاسـی و سـپس بـه مسایل اجتماعی حل نمایند. پشت سر گذاشتن بحران هایی همچون گنبد، آمل، کردستان ،خوزستان،حوادث و ناآرامی هاي بعد از جنگ همچون حادثه ي کوي دانشگاه تهران، فتنه ۸۸ و دیگر مسایل امنیتی ایجاب می کند که مسئولین نظام با در اختیـار داشتن مدل هاي مختلف حل بحران هاي امنیتی به استقبال آنها رفته و قبل از وقوع حوادث امنیتی با بهره گیري از قالب هاي علمی ، واقع نگري و …. نخست به شناخت محیط دست یافته و سپس با پیش بینی نسـبی حـوادث بـه پـیش گیـري از آنهـا بپردازند و در صورت بروز بحران آن را کنترل و مدیریت کنند. در این بین داشتن “یـک مـدل تحلیلـی بـراي تبیـین فراینـد تبدیل یک پدیده اجتماعی به بحران امنیتی” بسیار راه گشا خواهد بود . در این مدل، ابتدا سه محـیط اجتمـاعی ، سیاسـی و

٦٧٣

ھما ش م ی ی زی و ا ؛ چا ش و ر یا
۳۰ و ۳۱ فروردین – ۱۳۹۱ دانشگاه سیستان و بلوچستان
National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

امنیتی ترسیم و سپس اصلی ترین مسایل هر محیط مفهوم سازي و در نهایت نحوه گذار هر مفهوم از محیطی به محیط دیگـر تعریف می شود.۱
اصلی ترین هدف ارایه این مدل تحلیل ، جلوگیري از نگاه امنیتی به مسایل اجتماعی و سیاسی است . در واقع ایـن مـدل سبب ایجاد نگرشی واقع بینانه می شود که هر “پدیده اي” در جایگاه خود ارزیابی و مطالعـه شـود . ایـن مـدل مـی توانـد در مهندسی معکوس امنیتی، موضوعات امنیتی را با بهره گیري از فرایندهایی همچون توسعه ، اصلاحات و….. از فضاي امنیتی به فضاي سیاسی تنزل داده و سپس آنها را به فضاي اجتماعی وارد کند و از این طریق بحرانهـاي امنیتـی را مـدیریت و کنتـرل

نماید.

بحث نظري

مدل تحلیلی فرایند تبدیل پدیده اجتماعی به بحران امنیتی هر “پدیده اجتماعی” در هر جامعه (ایرانی) در فراینـد “گـذاري صعودي” از فضاي اجتماعی به فضاي سیاسی و سپس در صورت داشتن ظرفیت، قابلیت ورود بـه فضـاي امنیتـی را دارد.
ترجمه عینی این فرایند، صعود سریع هر پدیده اجتماعی، از فضاي اجتماعی تـا فضـاي امنیتـی و در نتیجـه امنیتـی دیـدن

حوادث اجتماعی و رخدادهاي سیاسی است. این شتابزدگی امنیتی، گسل ها و شـکاف هـاي مختلـف اجتمـاعی و سیاسـی را

شکل و محتوایی امنیتی بخشیده و امنیت جامعه را به چالش می طلبد. فقدان پروژه اي مشخص و تعریف شده که بتواند همه

پدیده ها را در فضاي اجتماعی و نهایتا فضاي سیاسـی طـولانی و پـردوام کنـد،واقعیت دارد کـه ایـن مهـم از دغدغـه هـاي کارگزاران هر نظام است. به همین دلیل نخبگان هر کشور همواره با مشکل “تغییر” روبرو هستند و چه بسا اغلب گزاره هاي اجتماعی و سیاسی در ابتدا در ذهن مسئولین به شکل تهدید ظاهر می شوند و نه فرصت. به بیان دیگر نبود مانیفستی مدون

براي دوران گذار از فضاي اجتماعی به فضاي سیاسی و سپس به فضاي امنیتی و فقدان مدیریت گذار و نبـود زمـان پروردگـی موجب تعریفی ناقص و شکننده از امنیت شده است که به محض اصابت یک پدیده اجتماعی به آن فرو مـی ریـزد. دقیقـا بـه همین دلیل است که سیستم امنیتی امروز بعضی از نظام هاي سیاسی فاقد دیواره ها و لایه هاي ضربه گیر هستند و هر صـدا،

نوشته، گفتار، تصویر، رویداد و … آن را با خطر شکستن حریم امنیت روبه رو می سازد. براي پرهیز از چنین رویداد ناخجسـته اي، به نظر می رسد ارائه الگو و مدلی براي سطح بندي حوادث و رویدادها، لازم و ضروري باشد. در این الگو ابتـدا لازم اسـت سه فضاي اجتماعی، سیاسی و امنیتی ترسیم شود و سپس حوادث و رویدادها در سه فضاي ترسیم شده، بررسی شـوند آنگـاه در صورت دارا بودن مشخصه ها و علائم مورد نظر گام به گام به مراحل بعدي ارتقاء و یا کاهش یابند.

فلذا در ارائه الگوي تحلیلی مبتنی بر فضا ، براي شناخت و تحلیل پدیده ها اعم از آسیب ها ، تهدیدات تصـویري سـه لایـه از سه فضاي متفاوت ولی مرتبط به هم ارائه شده است. لذا جهت شناخت پدیده ها و مدیریت آن با این مدل می توان سه فضـا را شناسایی کرد. (افتخاري، ۱۳۸۵، ص(۱۰۹

(۱ فضاي اجتماعی(مقطع تکوین): پدیده هاphenomenon اغلب در یک بستر اجتماعی(مقطع تکوین) رشد می کنند

که در این فضا کاربرد عنوان “تهدید” به هر پدیده و موضوع اجتماعی غلط و نابجا خواهد بود چرا کـه آسـیب هـا در رشـد
خود به صورت یک ” موضوع” Subject و همواره داراي یک بستر اجتماعی بوده هر چند آن موضوع داري ظرفیـت لازم
و در ظهور تهدیدات تاثیر گذار است.
(۲ فضاي سیاسی(مقطع تاثیر): با قـرار گـرفتن یـک “مشـکل” problemدر شـبکه روابـط قـدرت، آن پدیـده از فضـاي اجتماعی به فضاي سیاسی(مقطع تأثیر) و به تهدید بالقوه تبدیل می شود.

١مدل تحلیل این مقاله حاصل مطالعات نگارنده در تحصیلات دانشگاهی و نیز تجارب بسیار ارزنده مدیریتی در صحنه هاي مختلف سیاسی ، امنیتی و نظامی است . لازم به یادآوري است که در ارایه وتکمیل این مدل از دانش اساتید گرانقدر و تجارب بسیاري از مدیران، کارشناسان و … در نهادهاي مختلف استفاده شده است .

٦٧٤

ھما ش م ی ی زی و ا ؛ چا ش و ر یا
۳۰ و ۳۱ فروردین – ۱۳۹۱ دانشگاه سیستان و بلوچستان
National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

(۳ فضاي امنیتی(مقطع ظهور): هر پدیده اجتماعی سیاسی شده ، قابلیت آنرا دارد که در شـرایطی از رویـدادهاي امنیتـی

شده (تولید تهدیدـ مقطع ظهور) محسوب شود و یا ظرفیت غیر امنیتی شدن ( تولیـد فرصـت ) را دارا باشـد و از ایـن حیـث سرشتی دوگانه براي آن قابل تصور است.

نکته مهم آنکه، می توان طیف متنوعی از پدیده ها را سراغ گرفت که براي اینکه مانع تحقق اهداف سـازمان هـا و افـراد مـی شوند، چه بسا ناآگاهانه به آنها برچسب امنیتی الصاق میشود. فلذا امنیتی دیدن هر پدیده یعنی از هر پدیده حتی موضـوعات ساده یک تحلیل امنیتی ارائه کردن و بدین ترتیب موضوعات ساده و پیش پا افتاده را تا سطح ملی و تهدید امنیتی بالا بـردن، این خطرناك است. و نظامهاي سیاسی نباید امنیت خود را شکننده تعریف کنند تا با بروز هر حرکت، حـد نهـایی آن دیـده شود. با همین رویکرد معضلات و مسائل سیاسی و اجتمـاعی را نبایـد بـا رنـگ امنیتـی نشـان داده شـود. (افتخـاري، ۱۳۸۵،

ص(۱۱۴

لذا در فرایند تبدیل پدیده اجتماعی به بحران امنیتی مراحل هفتگانه بحران عبارت است از :

در فضاي اجتماعی اولین واژه، واژه پدیده است ( phenomenon ) و براي بسیاري از موارد در فضاي اجتماعی قابل تعمیم است. اولین شاخص آن عدم فراگیري است که مشخص می کند آن موضوع در فضاي اجتماعی چقدر عمق دارد البتـه عمـوم پدیده ها در فضاي اجتماعی از ظرفیت کمتري براي فراگیري برخوردارند.

در صورتی که پدیده اي گسترش یابد، سطح پدیده به موضوع « Subject » ارتقاء می یابد. در واقع، موضوع همـان پدیـده است که بطور نسبی در جامعه، فراگیر شده و به نوعی، شیوع نسبی پیدا کرده است. لیکن حساسیت پیـدا نکـرده و دغدغـه ذهنی نشده و هنوز در فضاي اجتماعی مطرح است. لیکن وقتی موضوع گسترش یافت؛ و حساسیت آن بیشتر شـد واکنشـی اجتماعی را برانگیخت، و بار سیاسی پیدا می کند در ورود به فضاي سیاسی آن موضوع ارتقاء یافته و به مسئله ٍ«Essou »

تبدیل می شود. نکته قابل توجه این است که مرجع ارتقاء، “حساسیت” بیشتر جامعه است.

با ارتفاء “مسئله” به فضاي سیاسی، مشکل « Problem » بوجود می آید که البته آن مسئله “قابل مـدیریت” اسـت و در قالب هاي متعارف و معمولی حل می شود. در این مرحله “مشکل” را می توان با “توانمندي مدیریت” مناسب برطرف کرد.

بنابراین “مشکل” در فضاي سیاسی با ظرفیت هاي قانونی، قابل حل است. در صورتی کـه مشـکل در قالـب توانمنـدي هـاي مسالمت آمیز حل نشود با فراگیري و حساسیت بیشتر به “معضل” problemtic تبدیل مـی شـود کـه حـل آن بـه شـکل
“جراحی” امکان پذیر است در این صورت، هزینه و بازتاب اجتماعی و سیاسی آن بالا است. اگر معضل در این مرحله با اقـدام ضد خشونت قابل مدیریت و حل شدن است لیکن ممکن است ان معضل بدلیل عدم توجه به جوانب آن بیشتر شعله ور شـود و یا ظرفیت گسترش یابدکه در اینجا شاخص “خشونت” تاثیر گذار است که هر چند تـا ایـن مرحلـه همـه ابعـاد از محتـواي خشونت عادي بوده می باشد. ۱

حال اگر “معضل” problemtic گسترش یافته و با “رفتار خشونت آمیز” از “خطوط قرمـز نظـام عبـور” کـرده و در واقـع حساسیت ها را بر انگیزد ( در این مرحله ظرفیت تحمل پذیري نظام هاي سیاسی با ترسیم خطوط قرمز خود آستانه تحمل را مشخص می کنند که از این سطح به بالا نظام هاي سیاسی با توجه به خطوط قرمز خود می توانند متفاوت باشند ). در ایـن حالت بنظر میرسد “معضل” ، ظرفیت ورود به فضاي امنیتی را دارد. با ورود معضل به “فضاي امنیتی” استعداد بحرانی شدن فضاي امنیتی بالا می رود و ورورد به مرحله بحران وضعیت خطر یا « Danger » پـیش مـی آیـد کـه شـاخص آن عنصـر

۱در زمان حضرت علی (ع) ( خوارج تا سطح معضل در فضاي سیاسی بالا رفتند و تا زمانیکه دست به شمشیر نبـرده انـد و از خطـوط قرمز عبور نکرده اند قابل تحمل بودند) تلاش حضرت بر تحمل آنان تا سقف معضل (فضاي سیاسی) بـود و از آن زمـان کـه خـوارج از فضاي سیاسی به فضاي امنیتی عبور کردند و شمشیر کشیدند که بحران ایجاد کنند علی(ع) تحمل نکرد و ….

٦٧٥

ھما ش م ی ی زی و ا ؛ چا ش و ر یا
۳۰ و ۳۱ فروردین – ۱۳۹۱ دانشگاه سیستان و بلوچستان
National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

“خشونت از سوي دو طرف” (شورشگر و ضد شورش) است . در واقع مرحله خطـر نقطـه ورود بـه مرحلـه برانـدازي اسـت و جریان برانداز با سازماندهی، داراي هدف گذاري، رهبري و … است. در مرحله بعد جریـان برانـداز حرمـت شـکنی کـرده و طرف مقابل نیز براي برخورد خشونت آمیز خود هزینه بالایی می پـردازد و بـه مرحلـه بحـران « Critice » وارد مـی شـود فراگیري جریان برانداز از ویژگی هاي این مرحله است که در بدترین شرایط یعنی رسـیدن بـه بحـران امنیتـی و بـروز جنـگ داخلی قرار دارد هر چند در بعضی شاخص ها ممکن است دوران بلوغ آن کم یا زیاد باشد .

بنابراین، تهدید یک ارزیابی نسبی از وضعیت هاي هشتگانه فوق در یک نظام سیاسی است به همین دلیـل هـر نظـام سیاسـی باید دامنه تهدید خود را تعریف کند . و با مشخص کردن دقیق جایگاه هر پدیده نوع برخورد مناسب را طرح ریزي و مـدیریت نماید.