مديريت استرس
۱- پنج نمونه از تاثيرات استرس در كاهش عملكرد و كارايي كاركنان و همچنين پنج نمونه از تاثيرات استرس بر كاهش سلامتي جسم و روان كاركنان را نام برده و در يك خط توضيح دهيد؟
۱- غيبت: يكي از مشكلهاي واقعاً هزينه آور است و برآورد كرده اند كه چهار درصد از ساعات كار بر اثر غيبت كاركنان از دست مي رود.
۲- حادثه: بسياري از حادثه هاي ضمن كار بر اثر استرس هاي شلي اتفاق مي افتد و هر سال ۱۵۰۰۰نفر در ين حوادث جان خود رااز دست مي دهند.
۳- كيفيت زندگي: استرس شلي مشكلي است كه ابعاد اقتصادي دارد و فرصتها و دستاوردهاي شلي را از كف خانواده ها و افراد مي برد.

۴- افسردگي: خشنودي دست آمده در تفريح و كنار خانواده را از بين برده و رضايت كلي شخص از زندگي كم مي شود وهر سال سي ميليون دلار براي ساعات كار از دست رفته و درمان به اقتصاد از زدگي تحميل مي كند.
۵- توان افتادگي: در انتظار رسيدن با بازنشستگي سال شماري و حتي روز شماري مي كنند و به سهم خود سازمان رااز نظر نيروي انساني به حالت بي مصرف بي مصرف در مي آورند و بالاخره از جمله بيماري هاي رايجي كه علت اصلي شان استرس است عبارتند از: ۱- فشار خون بالا ۲- نارساييهاي قلبي ۳ -زخم معده ۴- سردردهاي ممتد ۵- انواع آرتروز
مثلاً اعتياد الكل سالانه بيش از بيست ميليون دلار هزينه براي صنايع آمريكا ايجاد مي كند. منحني رابطه عملكرد و فشار عصبي.

۲- پنج مورد در فرهنگ سازمان كه باعث جلوگيري از اجراي برنامه هاي بهداشت رواني منجمله كاهش استرس مي شود را نام ببريد و يك پيشنهاد جهت تعديل آن بفرمائيد؟
يكي از اجزاي فرهنگ سازماني كه واقعاً عاملي برا ي استرس هاي گوناگون است وجود رقابت است. مثلا وقتي سازمانها رو به اقول مي روند. بويژه از لحاظ كوچكتر شدن و كاهش بودجه چهار عامل استرس شلي ظاهر مي شود:

۱- احساس بي امنيتي شلي
۲- گرانباري كار به سبب فرجه هاي كاري نا مناسب
۳- بهره گيري ناكافي از مهارتهاي كاركنان
۴- موانع ترقي

براي مقابله با استرس هايي كه به سبب ساختار وجود سازماني رخ مي دهد سه راهبرد پيشنهاد مي شود:
۱- تمركز زدايي Decentralization
2- تصميم گيري مشاركتيPorticipative Decision Making
3- بررسي يا زمينه پژوهش Sarvey

منبع: جزوه دكتر رحيمي

اصول و فنون مذاكرات بين المللي- دكتر مسعود حيدري
۱- روشهاي گوناگون مذكره را نام ببريد و هر يك را در حداكثر ۴ سطر توضيح دهيد؟
۱- مذاكرات به روش سنتي:
۱-۱- مذاكرات مبتني بر موضع گيري
۱-۲- مذاكرات نرم و ملايم
۱-۳- مذاكرات سخت و تهاجمي

۲- مذاكرات به روش علمي و پيشرفته
– روش مذاكره مبتني بر موضع گيري: اعم از اينكه مذاكره مربوط به يك قرارداد باشد يا يك اختلاف خانوادگي و يا حل و فصل صلح آميز اختلافات بين ملت ها مردم عادت به چانه زدن روي مواضع مي پردازند هر يك از طرفين موضعي براي خود اختيار مي كند و براي رسيدن به سازش امتيازاتي به طرف مي دهد و روابط جاري بين طرفين را به خطر مي اندازد و اگر بيش از دو طرف باشند وضعيت بدتر از بد مي شود و خوش خوبي كارساز نيست و راه كار آن مذاكره مبتني بر اصول است.
– روش مذاكره مبتني بر روش علمي و پيشرفته

اشخاص را از مساله جدا مي كند و روي منافع تمركز مي كند و نه روي مواضع و براي تامين منافع متقابل به حق انتخاب هاي متنوعي مي انديشد و در نهايت به استفاده از معيار هاي عيني اصرار مي ورزد.

۲- نتايج منفي و تبعات نامطلوب پافشاري روي مواضع را حداكثر در ۱۰ سطر توضيح دهيد؟
۱- به توافق هاي غير معقول منتهي مي شود.

۲- كارايي ندارد.
۳- روابط جاري بين طرفين را به خطر مي اندازد
۴- كارساز نيست.
۵- براي مذاكرات بيش از دو طرف مواضع را بدتر مي كند.
۶- روابط انساني و منافع ماهوي را در تقابل و تعارض قرار دهيد.

۷- روي منافع مركز مي كند.
۸- حق انتخاب محدود براي تامين منافع متقابل ايجاد مي كند.
۹- از معيارهاي مشترك و عيني استفاده نمي كند.
۱۰- تصميم گيري بر اساس موضع گيري نا درست اتخاذ مي شود.

۳- اركان چهارگانه روش مذاكره مبتني بر اصول را در حد اكثر ۱۰ سطر توضيح دهيد؟
۱- اشخاص راز مساله جدا كنيد.
۲- روي منافع تمركز كنيد نه روي مواضع .
۳- براي تامين منافع متقابل حق انتخاب هاي متنوعي بيانديشيد.
۴- به استفاده از معيار هاي عيني اصرار بورزيد.

بايد به خاطر داشته باشيم كه مذاكره كننده در درجه اول انسان است و دو نوع منافع دارد. منافع ماهوي و روابط انساني كه نبايد با چانه زن در قابل و تعارض قرار گيرند وخود را به جاي طرف قرار دهد و از ملامت آنان به خاطر مسائل خود بپرهيزد ومشاركت آنان را جلب و احساس هاي خود را صريحا بيان و آشكار كند از حركات سمبوليك بهره گيرد وحتي المقدور درباره خود صحبت كند نه درباره طرف مذاكره. و با مساله رو در رو شود نه با اشخاص و سعي كند بين منافع سازش دهد نه بين طرفين و بداند كه طرفين منافع متعدد و گوناگوني دارند و منافع وخواسته هاي طرف را به عنوان بخشي از مساله بپذيردو به آينده نگاه كند نه به گذشته و در مورد مساله سخت واستوار و در مورد افراد نرم وملايم باشد.

با طرف مقابل هم مشتركا براي آفرينش راه حل كوشش كند و راه كارهاي خود را گسترش دهد و از ديدگاه كارشناسان مختلف به موضوع بنگرد و به دنبال دستاوردهاي متقابل باشد و از طرف مذاكره بخواهد توجيح هاي خود را بيان كند و با روشهاي منصفانه هرگز تسليم فشار نشود و بداند كه تهديد كردن هم چاره كار نيست و بايستي دليل بياورد و به دليل طرف گوش دهد.

۴- (اشخاص رااز مسئله) و مذاكره جدا كنيد؟ چطور اين كار را مي كنيد.
لطفا به زبان ساده پاسخ دهيد( حد اكثر در ۱۲ سطر)
يعني مذاكره كننده علمي بايد بداند كه طرف مذاكره در درجه اول انسان است و هر مذاكره كننده اي دو نوع منافع دارد: يكي منافع ماهوي و ديري روابط انساني و روابط انساني معمولا با مساله منافع ماهوي را در تقابل و تعارض قرار مي دهد و لذا مي بايست اين دو را از هم جدا و با مسايل انساني برخورد شود يعني با ادراك كامل خودمان را به جاي مسايل خودماني ملامت كنيم وديدگاههاي همديگر را مورد بحث قرار داده وبه دنبال فرصتهايي باشيم كه در تناقص با ادراكات طرف مذاكره عمل كنيم و با جلب مشاركت آنان در فرآيند مذاكره

سهمي از نتايج فرآيند را به آنان منتسب نمائيم و حتما آبرو حيثيت شخصي بنمائيم و پيشنهادات را با رعايت و انطباق با ارزش هاي آنان ارائه دهيم از طريق درك احساس هاي طرف مقابل و خودمان بطوريكه وجود اين احساسات را طبيعي و مشروع بدانيم و به طرف اجازه دهيم هيجانات ناراحتي ها خشم خود را بيرون بريزد و نسبت به آنها واكنش نشان ندهيم و فعالانه سخن طرف مقابل را گوش داده و طوري سخن بگوييم كه ما را بفهمند و درباره خودمان صحبت كنيم نه درباره آنان و يك كلام با مساله رو در رو شويم نه با اشخاص.

۵-روي منافع تمركز كنيد نه روي مواضع يعني چه؟ چطور اين كار را مي كنيد، لطفا به زبان ساده پاسخ دهيد. (حداكثر در ۱۲ سطر)
يعني با طرح موضوع براي يافتن راه حل عاقلانه بين منافع دو طرف سازش برقرار كنيم نه بين مواضع طرفين و منافع معرف مشاله هستند و پشت سر مواضع متقابل مشترك و قابل انطباق و همچنين منافع معاض قرار دارند لذا بايستي منافع را مشخص و تعيين كنيم از طريق پرسيدن چرا؟ و چرا نه؟ و توجه داشته باشيم كه طرف مذاكره منافع متعدد و گوناگوني دارد كه قدرتمندترين منافع و خواسته ها، نيازي اساسي انساني هستند بايستي فهرستي از آنها تهيه نمود و در باره آنها صحبت كنيم يعني منافع و خواسته هاي خود را صريح و روشن

بيان نموده و منافع و خواسته هاي آنان را به عنوان بخشي از مساله بپذيريم و پيش از آنكه پاسخ خود را ارائه دهيم اول مساله را بيان كنم و حتي المقدور بجاي گذشته به آينده نگاه كنيم و همواره قاطع ولي انعطاف پذير باشيم و خلاصه اينكه در مورد مساله سخت و استوار و در مورد افراد نرم و ملايم باشيم.

۶-گفته مي شود (مذاكره كننده بايد با راه حل هاي متعدد پشت ميز مذاكره برود) چرا بايد اين كار را بكند. چطور بايد اين كار را بكند؟ اين كار چه منافعي دارد، لطفاً و به زبان ساده پاسخ دهيد. (حداكثر در ۱۲ سطر)
-براي تامين منافع متقابل بايستي به حق انتخاب ها متعدد انديشيد و با راه حل هاي گوناگون پشت ميز مذاكره رفت.
-از طريق:
۱-تشخيص درد و برداشتن موانع اصلي شامل:
۱-۱-پيش داوري
۱-۲-جستجو براي يك راه حل واحد
۱-۳-فرض اينكه اند ازه كي ثابت است

۱-۴-داشتن اين تفكر كه (حل مساله آنان مساله خودشان است)
۲-درمان از طريق:

۱-۲-جداكردن كار آفرينش انتخاب ها از كار قضاوت در مورد آنها
۲-۲-افزايش دامنه انتخاب هاي روي ميز مذاكره به جاي جستجو براي راه حل واحد
۳-۲-كاوش براي منافع متقابل

۴-۲-انديشيدن راه هايي براي آسان سازي تصميم گيري طرف مقابل
-منافع عمده اي كه دارد:
تنوع حق انتخابها دستاوردهاي متقابل خواهد داشت:
منافع مشترك را مشخص سازد.
منافع متفاوت را به هم نزديك و جفت و جور مي كند.
اخذ تصميم را براي طرفين تسهيل مي كند.

۷-گفته مي شود (به استفاده از معيارهاي عيني و استانداردها اصرار بورزيد) چرا بايد اين كار را بكنيم؟ چطور بايد اين كار را انجام دهيم؟ اين كار چه منافعي دارد؟ لطفا به زبان ساده پاسخ دهيد. (حداكثر در ۱۲ سطر)

-زيرا تصميم گيري بر اساس موضع گيري نادرست است و راهكار اين است كه خودتان را براي رسيدن به راه حل بر اساس اصول تعهد بدانيد نه بر اساس فشار و زور، روي شايستگي هاي منطقي مساله و نه فطرت و خميره طرفين متمركز كنيد. به دليل و منطق گوش دهيد ولي زير بار تهديد نرويد.
-در مورد اينكه چطور بايد اينكار را انجام دهيم مي بايست از طريق:

۱-مذاكرات مبتني بر اصول توافق هاي معقول را از طريق دوستانه و با كارايي پديد آورد.
۲-ايجاد و توسعه دمعيارهاي عيني از طريق:
۱-۲-استانداردهاي منصفانه
۲-۲-روشهاي منصفانه
۳-مذاكره با بهره گيري از معيارهاي عيني از طريق:

۱-۳-تلاش مشترك براي پيدا كردن معيارهاي عيني
۲-۳-توافق در مورد اصول در ابتدا
۳-۳-دليل بياوريد و به دليل طرف گوش دهيد
۴-۳-هرگز تسليم فشار نشويد

-اين كار نوعي استراتژي براي شما فراهم مي كند كه مي توانيد با شدت و قدرت و بدون پرداخت و تحمل هزينه گراف ناشي از چانه زني روي مواضع مذاكرات را دنبال كنيد.

۸-لطفاً ۱۵ صفت / مهارت / ويژگي يك مذاكره كننده خوب و مسلط ايراني در پشت ميز مذاكره بين المللي را بنويسيد. (فقط نام ببريد)
۱-آگاهي كامل بر موضوع
۲-صداقت و راستگويي
۳-ادب و متانت
۴-منطق و انصاف

۵-اتكاي به نفس و اعتماد به خود
۶-بردباري و خويشتن داري
۷-هوشياري و سرعت انتقال و تفكر و انديشه
۸-تسلط بر زبان مذاكرات

۹-آگاهي كامل بر استانداردهاي جهاني موضوع مذاكرات
۱۰-تسلط معنوي بر جلسه بدون غلبه شخصيتي بر طرف مقابل

۱۱-استفاده از حداكثر توان و امكان
۱۲-پرهيز از خودباختگي
۱۳-روي آوردن به روش مذاكره اصولي
۱۴-احترام به تخصص و شخصيت اعضاي خودي تيم مذاكره
۱۵-مديريت زمان در طول جلسات مذاكره

۱۰-لطفاً ۱۰ مورد از موارد ۱۸ گانه آداب جلسه مذاكرات بين المللي را بنويسيد؟ (فقط عناوين موارد كافي است)
۱-هوشياري كامل و سرعت انتقال تفكر و انديشه در طول مذاكرات
۲-احساس وظيفه و حفظ امانت و وجدان كار
۳-تسلط با حداقل آشنايي كامل بر زبان خارجي مورد استفاده در مذاكرات
۴-آگاهي بر استاندارهاي بين المللي و جهاني موضوع مذاكرات
۵-مشاركت و جلب مشاركت فعال طرف مقابل براي نتيجه بخشي مذاكرات
۶-مشاركت فعال در مديريت جلسه و جلب مشاركت اعضاي خودي هيئت مذاكره كننده

۷-تسلط معنوي بر جلسات مذاكره
۸-احترام به تخصص و شخصيت اعضاي خودي تيم مذاكره
۹-حفظ حرمت و دفاع از شرف و حيثيت ملي خودتان در طول مذاكره
۱۰-مديريت زمان در طول جلسات مذاكرات

۱۱-لطفاً ۲۰ مورد از كارهايي را كه مذاكره كننده خوب بين المللي نبايد بكند، نام ببريد؟
۱-جدانكردن اشخاص از موضوع مذاكره
۲-نداشتن پاسخهاي منطقي براي سوالات طرف مذاكره
۳-طولاني كردن مدت زمان مذاكرات
۴-رفتن به جلسه مذاكره بدون مشخص نمودن منافع خودمان
۵-نداشتن تفاهم در مذاكره و انتظار رسيدن به تفاهم

۶-ادامه مطالب در حين مذاكره بدون فهم كامل آن
۷-اكتفا به درك خودمان بر روشن بودن مطالب بدون اعتقاد به درك افراد تيم
۸-وارد شدن به جلسه بدون اشراف كامل به موضوع مذاكره

۹-توافق با طرف مذاكره در حال مبهم
۱۰-تحميل نظر خود بجاي قانع كردن طرف مذاكره
۱۱-ترك جلسه مذاكره تحت هر شرايط توسط اعضاي تيم مذاكره كننده
۱۲-وارد شدن به جلسه مذاكره بدون داشتن دستور مذاكره
۱۳-آمادگي غير كافي

۱۴-ناديده گرفتن اصل بده – بستان
۱۵-استفاده از رفتار تهديدآميز
۱۶-ناشكيبايي
۱۷-عصباني شدن (بدخلقي كردن)
۱۸-زياد حرف زدن و كم گوش كردن
۱۹-مجادله كردن به جاي اثر نهادن
۲۰-ناديده گرفتن تضاد و برخورد

۱۲-اگر پشت ميز مذاكره بين المللي مورد تهديد واقع شديد و تند طرف مذاكره قرار گرفتيد، چه كارهايي را بايد بكنيد؟ لطفا در حدود ۱۲ سطر توضيح دهيد؟
كارهائيكه بايد بكنيم:
۱-روي فرايند تبادل نظر و تهديد مداخله كنيم
۲-تهديد را ناديده بگيريم
۳-طرف مذاكره را فاقد اختيار براي اجراي تهديد بدانيم

۴-تهديد را ناشي از روش بين تند و با شتاب و عجله تلقي كنيم
۵-تهديدات را نامربوط بشماريم
۶-خطرات اعلام تهديد به طرف مذاكره را بپذيريم

كارهائيكه نبايد بكنيم:
۱-از تاكتيك هاي فريبكاري آگاهانه استفاده نكنيم
۲-جنگ رواني براه نياندازيم
۳-بازي تكراري شخص خوب / بد را انجام ندهيم
۴-مطلقا طرف مذاكره را تهديد نكنيم

۱۳-به عقيده شما وظايف / صفات / ويژگي هاي خاص رهبر تيم مذاكره در مراحل قبل از حضور در جلسه مذاكره و حين جلسه مذاكره و پس از جلسه مذاكره كدامند؟ لطفا حداكثر در ۱۲ سطر بنويسيد؟
بعنوان رهبر تيم مذاكره مي بايست در:
مرحله اول: بايد طرفي را كه با او مذاكره مي كنم بشناسم. هدفم آن است كه ارتباط اوليه را دوستانه برقرار كنم و در عين خونسردي جدي باشم.
مرحله دوم: انتظار دارم هدفهايم را بر طرف مذاكره در ميان بگذارم و در عين حال مي خواهم از طرفهاي طرف مقابلم آگاه شوم اگر امكان پذير باشد در اين مرحله بايد فضاي همكاري و اعتماد متقابل ايجاد شود.

مرحله سوم: براي شروع مذاكره مسايل خاصي مطرح مي شود. من قصد دارم كه تمام مسايل را قبل از شروع مذاكره بررسي كنم. تا ببينم نفع من كجاست و تا آنجا كه با مسايل پيوند دارد آنها را جداگانه يا يكجا درنظر بگيرم. وقتي اين كار انجام شد، مسايل را مي توان يك به يك مورد توجه قرار داد.
مرحله چهارم: وقت مسايل تعيين شدند لازم است كه موارد عدم توافق يا تضاد و برخورد معلوم شوند، فقط بعد از انجام اين كار است كه حل اختلافات به طريقي كه مورد قبول طرفين باشد، امكانپذير مي شود.

مرحله پنجم: رمز اساسي هر مذاكره موفق اين است كه دو طرف نظراتشان را مجددا ارزيابي نمايند و معلوم كنند كه چه سطحي از مصالحه قابل قبول است در اين مرحله اصل بده – بستان را بايد بخاطر داشته باشيم.
مرحله ششم: مرحله نهايي وقتي است كه دو طرف توافق حاصل شده را تاييد كنند من مي خواهم با نوشتن موارد توافق مطمئن شوم كه هيچ سوء تفاهمي بعدا پيش نمي آيد و يك نسخه از آن را به طرف ديگر مي فرستم.
توافق دوجانبه هدف نهايي هر مذاكره اي است.

ج-سمينار ارتباطات دكتر فرهنگي
۱-موانع فرهنگي ارتباطات در نظام بوروكراسي ايران را بررسي فرماييد.
هر عاملي كه از تبادل اطلاعات بين فرستنده و گيرنده جلوگيري به عمل آورد مانع ارتباطات ناميده مي شود. (Pwarce, Fgging & Golen, 1984: 516) چنين موانعي در زندگي روزمره بسيارند در شكلهاي مختلف ظاهر مي شوند. بعضي از مشكلات روشن و راه حل آنها هم آشكار است.

شما مشغول شكافتن آسفالت با مته برقي هستيد بايد صبر كنيد تا كارشان تمام شود و يا به جايي برويد كه صدا ناراحتتان نكند. ولي موانع ديگر خيلي دقيقترند، فرد بايد بسيار تيزبين باشد تا آنها را تشخيص دهد. يك مدير مسن سعي مي كند افكار بسيار جالب كارمند جوان پرمدعاي خود را ناديده بگيرد. زيرا از طرف وي احساس خطر مي كند. ولي شايد اين مطلب را خودش حس نكند، زيرا همه مشكلات به آشكاري صداي مته برقي كاركنان شهرداري نيست. موانع غير آشكار، نيروي بالقوه بيشتري براي ايجاد مشكل دارند تا آنها كه آشكارند و مي توان گفت مشكلات پنهان زيان آورترند زيرا همواره انسانها در معرض آسيب آنها قرار مي گيرند و متاسفانه افراد آسيب ديده مانند يك تلفن شكسته قابل تعمير نيستند. حل اين گونه مشكلات، مهارت، خودآگاهي و بلوغ كاركنان را مي طلبد.

از موانع ارتباطات اثربخش، درك دريافت كننده از مفهوم مورد نظر فرستنده پيام است. همانگونه كه ذكر شد مديران اغلب وقت خويش را به ايجاد ارتباط مي گذرانند و يك مدير شايسته بايد موانع ارتباطات را كه در موقعيتهاي مختلف وجود دارد تشخيص دهد (همكار با همكار، فرودست و فرادست و برعكس، كارمند با مشتري) درك ويژگيهاي موانع ارتباطات به طور كلي، مديران را در بهبود ايجاد ارتباط و حل مشكلات ارتباط با ديگران كمك مي كند.
(Pwarce, Fgging & Golen, 1984: 516)

تنوع موانع ارتباطات در نفوذناپذيري و اهميت آنهاست. از جمله اين موانع مي تواند (صافي) كاركنان باشد، بدين معني كه بنا به سليقه و عقيده خود پيم را سانسور كنند. ولي گاهي كافي است كه فقط (جان كلام) فرستاده شود.
گاهي اختلاف زبان مي توان فاجعه بيافريند، مثلا منشي اطاق مدير عامل كه گويش آذري دارد با عدم درك قسمت مهم يك پيام و يا اشتباه در انتقال مفاهيم پيآمدهاي جدي به بار مي آورد.

بعضي از متداولترين موانع ارتباطات موثر به قرار ذيل مي باشند:
۱-اختلاف در ادراك: يكي از منابع ايجاد مانه براي ارتباط اختلافات فردي است. افرادي كه زمينه دانش و تجربه متفاويت دارند اغلب از پديده يكساني ادراك متفاوتي دارند.
محيط ارتباطي در نحوه ايجاد ارتباط موثر است. عدم توافق بين كاركنان در يك جلسه برنامه ريزي براي يك پروژه مهم ممكن است به نظر ديگر كاركنان بستگي داشته باشد.
۲-اختلاف زبان: اختلاف زبان غالبا نزديكي كامل با اختلاف ادراك دارد. در يك جلسه كامل پيام، كلماتي كه به كار مي رود بايد نزد فرستنده و گيرنده معناي يكساني داشته باشد، حتي معاني، كلماتي كه به كار مي رود بايد نزد فرستنده و گيرنده معناي يكساني داشته باشد، حتي معاني سمبليك يكساني مورد استفاده قرار گيرد. افراد متخصص گاهي فراموش مي كنند كه همه با واژه هاي تخصصي آنها آشنايي ندارند.
۳-صدا: همانگونه كه ذكر شد، صدا يكي از عوامل برهم زننده، ب

رآشوبنده، و مانع شونده ارتباط است. البته كمتر ارتباطي است كه در دنياي امروز در محيطي خالي از صدا ايجاد شود. افراد مي آموزند كه بسياري از پيامهاي غيرمربوط را دريافت نكنند. و گاهي اوقات اطلاعات مربوط هم پشت پرده پنهان مي شود. كسي كه در يك دفتر شلوغ و پر سر و صدا مشغول صحبت با تلفن است ممكن است پيام منشي خود را كه از آن طرف اطاق مي فرستند دريافت نكند و با صداهاي ديگر مورد غفلت قرار دهد. مديري كه براي انجام هر دستوري كه به كاركنان مي دهد كلمه (فوري) را چاشني مي كند، ممكن است آنگاه كه واقعا كار فوري دارد كاركنان كندي به خرج دهند.