چکیده

مدیریت بر بحران و مدیریت در بحران دو مقوله جدا و مرتبط با یکدیگر هستند به طوري که اولی مقدم بر دومی است زیرا این تنها بحران نیست که تعیین کننده خسارت است، بلکه میزان آمادگی در پاسخ مناسب به بحران توسط دست اندرکاران است که با هر گونه سهل انگاري موجب وسیعتر شدن دامنه ي بحران و خسارتهاي بیشتر خواهد شد. بر این اساس ظرافت برخورد مدیران در کنترل نمودن شرایط بحران، هنري است که جوهر اصلی آن، دانش، تجربه و مهارت است. در صورتی که بتوان بحران را صحیح مدیریت نمود نتایج بسیار موفقیت آمیزي به دنبال خواهد داشت و بدین منظور می توان جریان پیشرفت امور را به روال معمول هدفمند نمود. همچنین می توان کنترل امور را در کوتاهترین زمان ممکن به منظور کاهش خسارتهاي ناشی از بحران انتظار داشت(رستگار و عجمی، .(۱۳۸۴

چین بارها به علت حوادث و سوانح طبیعی آسیب دیده و دامنه حوادث آ ن نتایج زیانباري را به همراه داشته است . خشکسالی ، سیلاب ،گردباد، طوفان ، زمین لرزه و دیگر وقایع طبیعی همه ساله به مناطقی از کشور چین آسیب می رساند.فرسایش خاك و پیشروي بیابان ها نیز خسارت هایی به این کشور وارد می کند.

این مقاله به تعریف بحران، مدیریت بحران و چگونگی مقابله کشور چین با بحرانهاي طبیعی می پردازد. ابتدا در بخش نظري به تعریف روشن از بحران و مدیریت بحران و عوامل اجرایی آن اشاره شده است، سپسدر ادامه راهکارهاي را که کشور چین به عنوان یکی از کشورهاي در معرض شدید بحرانهاي طبیعی براي مقابله با بلایاي طبیعی بکار می گیرد مورد بررسی قرار گرفته است.

نتایج نشان داد که کشور چین شش راهکار عمده براي مواجهه با بلایاي طبیعی مورد استفاده قرار می دهد که امیدواریم این راهکارها بنحو شایسته در کشورمان مورد استفاده قرار گیرند.

واژگان کلیدي:“مدیریت”،” مدیریت بحران”،”بلایاي طبیعی”،”سوانح طبیعی”

مقدمه

١

۶۲۱

دگرگونی ها در یک دسته بندي به دگرگونی هاي ارادي و غیر ارادي تقسیم می شوند؛ دگرگونی ارادي و پیش بینی شده آن دگرگونی است که در نتیجه مداخله، نظارت و مراقبت عوامل اجتماعی در جوامع پدید می آید. از یک سو دگرگونی غیر ارادي عموماً پیش بینی نشده نتیجه فاجعه هاي طبیعی نظیر زمین لرزه، سیل، خشک سالی و موارد مشابه است. چنین دگرگونی هایی که وجود انسان و محیط پیرامونش را هر دم چنان غافل گیرانه و با شدت در می نوردند که به جز بهت و حیرت جاي هیچ عکس العملی باقی نمی گذارند، بحران نام گرقته اند. بحران از دیدگاههاي مختلف داراي معانی متفاوت استمثلاً در دیدگاه اقتصادي آن حالتی است که به علت عدم توازن درآمد و هزینه حاصل شده و منجر به رکود یا ورشکستگی بازار و دولت می شود. همین طور

بحران سیاسی، حالتی است که در نتیجه آن توازن نظام اجتماعی دگرگون شده و دولت ها و نظام هاي اجتماعی ناچار به ترمیم، تعویض و یا سقوط می شوند. در پزشکی بحران وضعیتی است که ارگانیزم بدن دچار بی تعادلی می شود و سلامت انسان در معرض خطر قرار می گیرد از دید سیستماتیک بحران عبارت است از وضعیتی که نظم سیستم اصلی یا قسمت هایی از آن را که ما سیستم فرعی می نامیم مختل کرده و پایداري آن را به هم زند (تسلیمی و همکاران، .(۱۳۸۴ این دیدگاه ها و برداشت هاي ذهنی متفاوت باعث شده که ارایه دادن تعریف واحدي براي پدیده بحران دشوار باشد. اما از نظر موضوعی، مطالعات انجام شده پیرامون بحران را می توان بر روي چهار جنبه اساسی آن متمرکز کرد که عبارتند از دلیل یا دلایل پیدایش، پیامدها، اقدامات احتیاطی پیشگیرانه و اقدامات پس از بحران.همچنین پیرسون و کلیر (۱۹۹۸)، ویژگی هاي زیر را به عنوان ویژگی هاي مشترك تمامی بحران هاي سازمانی بر می شمردند.

-۱ مبهم بودن شدید وضعیت و قابل تشخیص نبودن روابط علت و معلول

-۲ قدرت گسترده موقعیت بحران آفرین در تهدید حیات و بقاي سازمان

-۳ کوتاه شدن فرصت هاي زمانی سازمان براي نشان دادن واکنش پس از بروز بحران

-۴ قرار دادن سازمان بر سر دو راهی هایی سرنوشت ساز

کنکاش بشر در مواجهه و مقابله با این بحرانها به دانشی انجامید که از شناسایی عوارض بحران آغاز شده و به علم مدیریت بحران منتج می شود. مدیریت بحران، علمی کاربردي است که به وسیله مشاهده سیستماتیک بحران ها و تجزیه و تحلیل آنها در جست و جوي ابزاري است که به وسیله آن بتوان از بروز بحران ها پیشگیري و در صورت کاهش آثار آنها، آمادگی امداد رسانی سریع و بهبود اوضاع اقدام کرد (کاظمی، .(۱۳۸۱ در واقع مدیریت بحران فرایند کاهش خطر پذیري سانحه با استفاده از منابع ضد بحران بگونه اي کارا و اثربخش است و با وجود عوامل مختلفی که در تخمین خطر پذیري وجود دارد، اعتقاد بر این است که می توان به طور کلی خطر پذیري را با افزایش توان مدیریتی کاهش داد و مدیران با کمک علم فن آوري برنامه اجرایی مدیریت بحران را (در هر یک از سطوح مختلف منطقه اي و ملی) طراحی کنند (رستگار و عجمی، . (۱۳۸۴ این گونه برنامه ها علاوه بر دستورالعمل هاي اجرایی، باید فرایند تصمیم گیري براي مدیران بحران را به روشنی تعیین کند واز این طریق آنان را در اخذ تصمیم در شرایط بحرانی پشتیبانی نماید (فقهمی فرهمند، .(۱۳۷۱ این نکته بیانگر این است که بحران و مدیریت آن شامل یکسري فعالیت هاي مرتبط بهم پیوسته و مداوم است (تسلیمی، .(۱۳۸۴ با این وجود مدیریت بر بحران و مدیریت در بحران دو مقوله جدا و مرتبط با یکدیگر هستند به طوري که اولی مقدم بر دومی است زیرا این تنها بحران نیست که تعیین کننده خسارت است، بلکه میزان آمادگی در پاسخ مناسب به بحران توسط دست اندرکاران است که با هر گونه سهل انگاري موجب وسیعتر شدن دامنه ي بحران و خسارتهاي بیشتر خواهد شد. بر این اساس ظرافت برخورد مدیران در کنترل نمودن شرایط بحران، هنري است که جوهر اصلی آن، دانش، تجربه و مهارت است. در صورتی که بتوان بحران را صحیح مدیریت نمود نتایج بسیار موفقیت آمیزي به دنبال خواهد داشت

٢

۷۲۱

و بدین منظور می توان جریان پیشرفت امور را به روال معمول هدفمند نمود. همچنین می توان کنترل امور را در کوتاهترین زمان ممکن به منظور کاهش خسارتهاي ناشی از بحران انتظار داشت(رستگار و عجمی، .(۱۳۸۴