چکیده:

مدیریت کیفیت جامع, مدارس امروز را در مواردی نظیر؛ فرایند ارزشیابی و قبولی دانش آموزان, ارتقای جذابیت مدرسه نزد دانش آموزان و معلمان, بهبود برنامه های درسی و آموزشی, سرعت و ارائه خدمات آموزشی و پرورشی بهتر و کاهش هزینه بهبودمی بخشد. مدارسی که فاقد بینش سیستمی و روش های اجرایی بوده و بر نیاز دانش آموزان و معلمان تمرکز نداشته باشند, نمی توانند در درازمدت به بهبود ارتقای مستمر کیفیت و مشارکت همه کارکنان و ایجاد شبکه های همکاری پایدار, دست یابند. در این مقاله، با طرح این موضوع که چگونه میتوان مدارس فعلی را به مدد مدیریت کیفیت جامع
(TQM) به مدارس کیفی تبدیل نمود، سعی در پرداختن به ابعاد این مهم می باشد. ابتدا تعاریفی از مدیریت کیفیت جامع بعمل آمده و ویژگیهای مدارس کیفی بیان شده است. سپس مدرسه به عنوان یک سیستم اجتماعی مورد ارزیابی قرار گرفته و اهمیت اصلاح فرایندها ، نقش مدیران در بهبود کیفیت آموزشی ، پاسخ به نیازها و انتظارات دانش آموزان (توجه به منافع فراگیران) ذکر شده است. ودر انتها به اصول مهم در مدیریت فرایند مدار برای بهبود کیفیت پرداخته شده است.

کلید واژه ها :مدیریت کیفیت جامع، فرایند یاد دهی – یادگیری، مدارس کیفی ، منابع انسانی ، آموزش و پرورش،سیستم تعامل اجتماعی

مقدمه :
امروزه بهبود کیفیت در زمینههایی مثل صنعت و تولید، بهداشت و آموزش وپرورش یک ضرورت محسوب میشود. در قلمرو آموزش و پرورش، بهدلایلی نظیرکاهش روزافزون بودجهها، پایین بودن سطح دانش و مهارت دانشآموختگان وپافشاری مردم و دولتها برای بازسازی یا بهسازی گستردهی نظامهای آموزشی،توجه بهکیفیت اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

اقدامات فزایندهای که در سطح جهانی از نظر خودگردان کردن مدیریت مدارس، ارج نهادن بهابتکار عمل مدیران و طولانی کردن ساعات درسی و سال تحصیلیصورت میگیرد، از نشانههای بارز این توجه است. در این شرایط، صاحبنظرانمدیریت در آموزش و پرورش، مفاهیم (مدیریت کیفیت جامع) را با مختصری تغییر وتعدیل، ابزارهای مهمی برای بازسازی نظامهای آموزش و پرورش قلمداد میکنند.

کیفیت در آموزش و پرورش و در مدارس بهتغییراتی گفته میشود که در رفتارهایدانشآموزان بروز میکند. پس تنها معیار معتبر کیفیت، تغییر رفتار مطلوبدانشآموزان است. کیفیت در مدارس و در سطح کلان آموزش و پرورش جلبرضایت و حتی خشنودی دانشآموزان و والدین آنان است زیرا بهانتظار همهی ایشانپاسخ میدهد. کیفیت بهمعنای داشتن آموزشهای درست، مواد آموزشی بدون عیب، بدون نقص (حداقل عیب و نقص) ، پشتیبانی صحیح و دقیق و دوستانهی معلمان ودانشآموزان، پایدار کردن و افزایش طول عمر یادگیری است. در مدارس کیفیدانشآموزان و معلمان در هر کجا که هستند از مدرسه و فرایند آموزش آن دفاعمیکنند و بر فرایند امور آن نظارت دارند.

شبکه بینالمللی نهادهای تضمین کیفیت در آموزش عالی ، کیفیت را انطباق وضعموجود با استانداردهای از قبل تعیین شده دانسته و کافمن و هرمن (۱۹۸۵)کیفیت را متناسب بودن ویژگیهای عناصر با انتظارها تعریف کردهاند. (فایگن بام) (۱۹۵۱) میگوید این که یک محصول بتواند با حداقل هزینه ممکن هدف مطلوب راتأمین کند، کیفیت اتفاق افتاده است. (دمینگ) (۱۹۹۳) کیفیت را حد قابل پیشبینیمیداند که بتوان با حداقل هزینه بهآن رسید. (فیلیپ کرازبی)معتقد است کیفیت، تطبیق یکمحصول و خدمات با الزامات (ویژگیها و استانداردهای) از پیش تعیین شده است.در ضمن کیفیت را درجهای از برآورده سازی الزامات توسط مجموعهای ازویژگیهای ذاتی نیز تعریف کردهاند

ارتقای مستمر کیفیتو بهبود و بهسازی فرایندهای مختلف در مدرسه و توجه وتمرکز بر آن یکی از مهمترین عناصر مدیریت کیفیت جامع است مدیریت کیفیت جامع یک سفر یا راه است نه یک مقصد و همهی افراد باید در ایننهضت مشارکت کنند. ایجاد چنین حرکت مشارکتی در مدارس، باتوجه به ویژگیهای نیروی انسانی و کارکنان آن کار چندان دشواری نخواهد بود.مدیریت کیفیت جامع یک حرکت و نهضت همگانی است.مدیریت کیفیت جامع رویکردی مشتری محور، استراتژیک و منظم برای بهبودمداوم عملکرد استودر بسیاری از عرصهها، آمادهی برانگیختن امیدواری وتناسب طبیعی با آرزوی رهبران آموزش و بهبود امور در مدارس و جوامع انسانیاست.