چکیده

امروزه بانکها، به عنوان بزرگترین واسطههایمالی، نقش مهمی در تأمین سرمایه مورد نیاز بنگاههای اقتصادی دارند. این نهادهای مالی، در ایفای هرچه بهتر نقش خود، با چالشهایی جدی در عرصه مدیریت نقدینگی مواجه هستند. بانک های اسلامی، به دلیل ربوی بودن بسیاری از ابزارهای مدیریت نقدینگی، بیش از بانکهای متعارف با این چالشها روبهرو بوده، و در پی راهکارها و روشهای جایگزین هستند.چندی است اندیشمندان مسلمان متوجه این مشکل شده، و درصدد طرّاحی ابزارهای سازگار با مبانی فقه اسلامی و کارامد در عرصه مدیریت نقدینگی برآمدهاند. مقاله حاضر، با استفاده از روش توصیفی، به دنبال پاسخگویی به این سؤالهاست که: راههای مدیریت نقدینگی در بانکداری اسلامی کداماند؟ آیا میتوان بستهای از ابزارها را متناسب با طبقهبندی نیازمندی ها، برای مدیریت نقدینگی در بانکداری اسلامی ارائه کرد؟ این پژوهش،به معرفی چند نوع ابزار جدید جهت مدیریت نقدینگی، متناسب با طبقهبندی نیازمندی های نقدینگی در بانکداری اسلامی ارائه نموده است.

کلید واژهها،فمدیریت نقدینگی، مرابحه موازی، قرضالحسنه متقابل، بازار بینبانکی اسلامی، اوراق بهادار اسلامی.

۱۱۵

مقدمه

امروزه بانکداری یکی از با اهمیتترین بخشهای اقتصاد به شمار میآید. بانکها، از یکطرف، با سازماندهی دریافتها و پرداختها، امر مبادلات تجاری و بازرگانی را تسهیل میکنند و موجب گسترش بازارها می شوند؛ از طرف دیگر، با تجهیز پساندازهای ریز و درشت و هدایت آنها به سمت بنگاه های تولیدی، زمینههای رشد و شکوفایی اقتصاد را فراهم میآورند بانک ها در مسیر نیل به این اهداف، با چالشهای ﻣﺘﻌﺪدی روبهرو هستند که ریسک نقدینگی از جمله بزرگترین آن چالشهاست.۲TتT سیدعباس موسویان، ۱۳۸۷، ص .(۳

مدیریت نقدینگی بانک ﺷﺎﻣﻞ پیشبینی نیازهای نقدینگی و تأمین آنها با حداقلّ هزینه ممکن است.۲TتT عباس عربمازار و حسنعلی قنبری،۱۳۷۶،ص(۱۲۷

دلیل اصلی ریسک نقدینگی این است ﻛﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺑﺎﻧﻚﻫﺎ از محلّ سپردههای کوتاهمدت تأمین میشود، در حالی که تسهیلات بانکها صرف سرمایهگذاری در داراییهایی میگردد که درجه نقدشوندگی نسبتاً پایینی دارند . بنابراین، یکی از وظیفههای اصلی بانک ایجاد توازن بین تعه دات مالی کوتاهمدت و سرمایهگذاریهای بلندمدت است. نگهداری مقادیر ناکافی نقدینگی، بانک را با خطر عدم توانایی در ایفای تعهدات و ورشکستگی مواجه میکند؛ و نگهداری مقادیر فراوان نقدینگی موجب تخصیص ناکارامد منابع، کاهش نرخ سوددهی به سپردهها، و در نتیجه از دست دادن بازار میشود.

از دیدگاه بانکداری اسلامی، مدیریت نقدینگی به توانایی بانک در تجهیز برنامه ریزی شده منابع و تأمین تقاضاهای موج ه اطلاق میشود . بدین ترتیب، عوامل اساسی در مدیریت نقدینگی، شامل شناسایی تقاضای موجه نقدینگی و پاسخگویی مناسب، با توجه به زمان و هزینه تأمین نقدینگی است. توانایی یک بانک اسلامی در فراهم کردن نقدینگی، نیازمند نگهداری داراییهای مالی با قابلیت نقدشوندگی بالا و قابلیت جابهجایی سریع است؛ بدین ترتیب، نقد بودن و قابلیت نقل و انتقال، مهمترین اجزای چنین تعاملی هستند. ﻧﻘﺪ بودن دارایی بدین معناست که دارایی مالی باید در کمترین زمان (یک روز یا کمتر) در دسترس قرار گیرد،( Yeager & Seitz،.قزقک, (p. 230

بدین منظور، بانکهای اسلامی میبایست مقداری دارایی را به صورت نقد یا با سودآوری کم نگهداری کنند. بنابراین، بانکهای اسلامی میخواهند ضمن پاسخگویی به نیازهای نقدینگی، حجم دارایی هایبازدهکم را به حداقلّ برسانند؛ و این در حالی است که رقابت روزافزون بانکها از یکسو، و برداشت سپردهها به علّت تفاوت نرخهای سوددهی در بخشهای مختلف اقتصادی از سوی دیگر، تلاش برای بهینه کردن داراییهای غیرسودآور را تشدید میکند.(Scott Timothy & Macdonald ،ظققک،.(P. 553

در این مقاله، پس از بیان ادبیات موضوع، نخست به ضرورت، روشها، و ابزارهای مدیریت نقدینگی در بانکداری سنّتی اشاره میشود؛ سپس، نیاز بانکداری اسلامی به مدیریت نقدینگی مورد بررسی قرار میگیرد. در ادامه، نیازهای نقدینگی در بانکداری اسلامی طبقهبندی و ابزارهای مناسب برای مدیریت آنها معرفی میشود. در نهایت، به دلیل تنوع نیازها در مدیریت نقدینگی، با توجه به اصول و قواعد اسلامی، بستهای از ابزارها معرفی میگردد که با استفاده از آنها میتوان به اهداف مدیریت نقدینگی در بانکداری اسلامی نائل شد.

۱۱۷

پیشینه تحقیق

به منظور نیل به اهداف مدیریت نقدینگی در بانکداری اسلامی، تا کنون تحقیقات خوبی صورت گرفته است که در ادامه به مهمترین آنها اشاره میشود.

دیواندری و همکاران ( ( ۱۳۸۳ در مقاله » طراحی مدل پیشبینی در مدیریت نقدینگی نهادهای مالی در چارچوب نظام بانکداری بدون ربا با استفاده از شبکههای عصبی« از رهیافت منابع و مصارف به عنوان مدل عملیاتی تحقیق بهرهمند شدهاند. آنان سپس مدل عملیاتی تحقیق را با مراجعه به قوانین و آییننامههای نظام بانکداری بدون ربا طراحی کردهاند.

خواجه حقوردی و امیدی ( ( ۱۳۸۶ در مقاله »نقش بانکها در انتشار اوراق قرضه اسلامی صکوک« به نقش بانکها در انتشار صکوک اشاره کرده و از روش انتشار این اوراق در ایران و مشکلات پیشروی آن سخن گفتهاند.

سوری و وصال ( (۱۳۸۷ در مقاله »روشهای نوین تأمین مالی و مدیریت نقدینگی در بانک« ابزارهای متداول مدیریت نقدینگی در بانکهای سنّتی را معرفی کرده، و به بررسی ابزارهای مدیریت نقدینگی در بانکهای اسلامی پرداختهاند.

گروه مطالعات و مدیریت ریسک بانک اقتصاد نوین ( ۱۳۸۷) در کتاب مدیریت دارایی- بدهی و ریسک نقدینگی در مؤسسات مالی، ضمن اشاره به ضرورت مدیریت نقدینگی در بانکها، روشهای مدیریت نقدینگی و نظریه های مربوط به آن را به تفصیل مورد بررسی قرار دادهاند.

احمد (۲۰۰۱) در کتاب ابزارهای مالی اسلامی برای مدیریت مازاد نقدینگی در کوتاهمدت ابتدا از ضرورت مدیریت نقدینگی در بانکداری اسلامی سخن گفته، سپس ابزارهای مدیریت نقدینگی در بانکداری متعارف را نقد کرده، و به ویژگیهای ابزارهای مالی اسلامی کوتاهمدت و ضروریات آن پرداخته است.

بختیاری (۱۳۸۵) در مقاله »روشهای مؤثر مدیریت نقدینگی در بانکها« نخست به اصول لازم برای استقرار مدیریت نقدینگی در بانکها اشاره نموده، و سپس به ویژگیهای داراییهای نقدشونده و بدهیها در بانکها پرداخته است. در ادامه، با معرفی برخی از ابزارهای تأمین نقدینگی در بانکها، مدلهای مدیریت نقدینگی را بررسی کرده است.

سلیمانی ( ۱۳۸۶) در مقاله » زیربناهای سازمانی لازم جهت مدیریت نقدینگی در بانکداری اسلامی « ابتدا چالشهای مدیریت نقدینگی در بانکهای اسلامی را بررسی کرده، و سپس به زیربناهای نهادی مدیریت نقدینگی از جمله: بازار پول بینبانکی و بازار مالی بینالمللی اسلامی (هکمم) پرداخته است. او همچنین به تجربه بعضی کشورهای اسلامی در این زمینه اشاره کرده است.

رفعت احمد عبدالکریم (۲۰۱۰)، دبیر کلّ مجلس خدمات مالی اسلامی، با اعلان خبر تأسیس نخستین مؤسسه بینالمللی اسلامی مدیریت نقدینگی، هدف این مؤسسه را ایجاد ابزارهای مالی مطابق با احکام شریعت اسلامی برای کمک به بانکهای اسلامی در مدیریت نقدینگی کارامد و مؤثر و نیز تشویق به افزایش سرمایهگذاری دانسته است. وی تأکید کرده است: مؤسسه بینالمللی اسلامی مدیریت نقدینگی در ژانویه سال ۲۰۱۱رسماً آغاز به کار خواهد کرد.

۱۱۸

این مؤسسه که توسط مجلس خدمات مالی اسلامی تأسیس شده، دارای ۱۹۵ عضو از جمله ۵۲ هیئت نظارتی است. افزون بر کشورهای قطر، ایران، عربستان سعودی، امارات متّحده عربی، سودان، ترکیه، مالزی، نیجریه، اندونزی، لوگزامبورگ، و جزیره موریس؛ بانک توسعه اسلامی و مؤسسه اسلامی توسعه بخشهای خاص عضو مؤسسه بینالمللی اسلامی مدیریت نقدینگی هستند.(

ثابتی کهنمویی،۱۳۸۶، ص (۱۳۹

بهرغم تحقیقات گوناگون در زمینه مدیریت نقدینگی، هنوز خلأ علمی مرتبط با ابزارهای مدیریت نقدینگی و ارائه راهکارهای مناسب در بانکداری اسلامی احساس میشود. این پژوهش با ارائه این ابزارها در قالب یک بسته متناسب با انواع نیازهای نقدینگی در بانکداری اسلامی، از پژوهشهای یادشده متمایز است.

اهمیت مدیریت نقدینگی

ترازنامه بانکها دارای دو قسمت است: ( ۱ داراییها؛ (۲ بدهیها. بدهیها نشان میدهند که بانک منابع خود را از چه راهی تأمین کرده است . این منابع ممکن است سپردههایی باشد که سرمایه گذاران در بانک به امانت گذاشته اند؛ نیز ممکن است از طریق دیگر بانکها و غیره به دست آمده باشد که نشاندهنده تعه دات کبان به صاحبان آنهاست و باید در موعد مقرّر بازگردانده شود. داراییهای بانک نیز تسهیلاتی میباشد که به متقاضیان واگذار شده است و باید در موعد مقرّر دریافت شود . نکته اینجاست که سررسید داراییها و بدهیها یکسان نمیباشد و این امر میتواند بانک را با ریسک نقدینگی مواجه نماید که باید مدیریت شود.

مدیریت نقدینگی شامل پیشبینی نیازهای نقدینگی بانک و مسئله تأمین این نیازها با حداقلّ هزینه ممکن است. بانکها، به دو دلیل عمده، به نقدینگی نیاز دارند: (۱ پاسخ به نوسانات پیشبینینشده ترازنامه بانک؛ (۲ جذب منابع جدید به منظور تخصیص و در نتیجه کسب درآمد.( ثابتی کهنمویی،۱۳۸۶، ص(۴۹۲

بر این اساس، برنامهریزی نقدینگی بانکها در دو سطح انجام میشود.

سطح او ل به مدیریت ذخایر، شامل الزامات حسابداری، رویههای محاسبه ذخایر قانونی و… مربوط میشود. مبادلات روزانه مشتریان منجر به تغییر مانده روزانه و در نتیجه تغییر پرتفوی سرمایهگذاری و بدهیها میشود. مهم ترین وظیفه در مدیریت نقدینگی بررسی وضعیت نقدینگی است تا ذخایر قانونی تأمین شد و وجوه نقد کافی برای تامین نیازهای مشتریان وجود داشته باشد. از یک سو، بانکها به علّت کمبود ذخایر جریمه میشوند و از سوی دیگر، مازاد ذخایر نیز هیچ نوع درآمدی برای آنها ندارد؛ از اینرو، در محاسبه ذخایر دقت میکنند . اگر به نوعی افزایش یا کاهشی در ذخایر پیشبینی کنند، میکوشند آن را از طریق اوراق بازار پول مدیریت کنند؛ یعنی اقدام به خرید گواهی در صورت مازاد ذخایر و ستقراض از بانک مرکزی در صورت کمبود ذخایر میکنند.

اما سطح دوم مدیریت نقدینگی شامل پیشبینی خالص وجوه مورد نیاز با توجه به عوامل روندی، فصلی، چرخه ای و رشد کلان بانک میباشد. این دوره برنامهریزی بلندمدتتر، ﻭ شامل تناوبهای ماهانه میشود.(,Timothy & Scott, Macdonald آ،ف۲۰۰۳، ( p.576

راهبردهای تاریخی مدیریت نقدینگی

۱۱۹

از نظر تاریخی، پنج نوع راهبرد در رابطه با مدیریت نقدینگی اتّخاذ شده است.( دیواندری،۱۳۸۳،ص (۳۵-۳۸

.۱ نظریه وامهای تجاری

مدیریت نقدینگی ابتدا بر مدیریت داراییها تمرکز داشت و به شدت با سیاستهای اعتباری در هم آمیخته بود. تا پیش از سال ۱۹۳۰م، بانکها مطابق با نظریه اعتبارات تجاری فقط اقدام به اعطای اعتبارات کوتاهمدت میکردند و بدین ترتیب، خود را در وضعیت مناسب نقدینگی قرار میدادند.

.۲ نظریه قابلیت تبدیل

این نظریه بیانگر مفهوم مدیریت داراییهای نقد است. طبق این نظریه، هر نوع دارایی نقد برای پاسخگویی به نیازهای نقدینگی مورد استفاده قرار میگرفت. در واقع، بانک میتوانست با نگهداری تعدادی دارایی نقد ( مانند اوراق بهادار دولتی)، و فروش آنها در بازار دست دوم، هر زمان آمادگی پاسخگویی به نیازهای نقدینگی و برداشت سپردهها را داشته باشد. کاربرد این نظریه با رشد و گسترش اوراق بهادار دولتی بعد از سال ۱۹۳۰ همراه بود. بانکهای کوچک، به جای تکیه بر وام، به این راهبرد تمسک کردند؛ اما این رهیافت مدیریت نقدینگی کمهزینه نبود، چون فروش داراییها به معنای از دست دادن درآمدهای آتی است.