مدیریت

سازمان سرپرستی
مدیریت چیست؟
علم و هنر به کارگیری از اصول برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل امکانات و فعالیت های افراد برای رسیدن به هدف های خاص مؤسسه تعریف کرد.
اهمیت کارآیی و اثر بخشی مدیریت:
در عصر امروز اهمیت مدیریت تا بدانجاست که برخی از اندیشمندان شکست و موفقیت سازمان را گِروه عملکرد مدیریت آنها دانسته و معتقدند اگر سازمان مدیریت مؤثر نداشته باشد از ادامه کار باز می ماند یا از پایینی برخوردار خواهد بود.

پیتر دراکر:
مدیران کمیاب ترین و در عین حال با ارزش ترین سرمایه های سازمان هستند.
کارآیی:
به اجرای درست کارها در سازمان مربوط می شود. یعنی تصمیماتی که به هدف کاهش هزینه ها، افزایش مقدار تولید و بهبود کیفیت محصول اتخاذ می شوند کارآیی نسبت بازدهی به بازدهی استاندارد است بنابراین مفاهیم کارآیی و اثر بخشی از ملاکهای مهم ارزیابی عملکرد مدیریت و سازمان است به طوریکه بالا بودن میزان کارآیی و اثر بخشی به منزله موفقیت و عملکرد صحیح مدیریت و سازمان در تحقیق و دستیابی به اهداف مورد نظر است و پایین بودن کارآیی و اثر بخشی مدیریت و سازمان حاکی از عدم موفقیت عملکرد نامطلوب می باشد.

مدیریت علم. هنر؟
مدیر قبل از آن هم باید دانش و مدیریت را فراگیرد مدیری که دارای دانش و علم نباشد به هیچ وجه نمی تواند برنامه ریز، سازمان ده، کنترل گر و هدایت گر خوبی باشد بعد از آن که دانش مدیریت را فرا گرفت جنبه هنر بودن آن مطرح است این علم و دانش خود را در موقعیت های مختلف چگونه استفاده کند و جنبه احساسی مدیریت و قضاوتی آن مطرح می شود.

سایمون:
مدیریت را هم علم می داند و هم هنر. او معتقد است چنانچه مدیریت دارای تجربه کافی برای تصمیم گیری باشد و از تکنیک و روش های علمی نیز استفاده کند از موفقیت بیشتری در مدیریت برخوردار خواهد شد.
سطوح مدیریت در سازمان ( هرم مدیریت ):
۱ـ سطح مدیریت عالی ۲ـ سطح مدیریت میانی ۳ـ سطح مدیریت عملیاتی
۱ـ سطح مدیریت عالی: در این سطح که از همه بالاتر است مدیران درجه یکم سازمان که امروزه به آنان رئیس یا مدیر کل گفته می شود قرار دارند. مدیران رده بالا به تنظیم برنامه های بلند مدت و سیاست های کلی سازمان اقدام می کنند و عملکرد کارکنان سطوح پایین تر را کنترل می نمایند. به مدیران و کارمندان این طبقه استراتژیک هم گفته می شود.

۲ـ سطح مدیریت میانی: در سطح مدیریت میانی، که بین دو سطح دیگر قرار دارد مدیران میانی و کارکنان ستادی فعالیت می کنند کارکنان ستادی تلاش دارند اطلاعات تازه را از مدیران و کارکنان سطح مدیریت عملیاتی جمع آوری و پس از طبقه بندی در اختیار مدیران و کارکنان سطح مدیریت عالی قرار می دهند و بر عکس، و از طرفی تصمیمات گرفته در سطح مدیریت عالی را طبقه بندی نموده و دستورالعمل های اجرایی را تنظیم و در اختیار مدیران و کارکنان سطح مدیریت عملیاتی برای اجرا قرار می دهند.

۳ـ سطح مدیریت عملیاتی: در این سطح مدیران و کارکنانی فعالیت می کنند که مستقیماً با واحدهای اجرا و اهداف مؤسسه در ارتباطند مانند مدیر مدرسه راهنمایی که با دبیران و یا مسئول حسابداری که با حسابداران در ارتباطند.

بررسی های تاریخی:
نشان می دهد که با آغاز زندگی گروهی انسان به منظور رفع هر چه بهتر نیازهای اولیه مانند تهیه غذا، مسکن و دفاع در برابر دشمنان موضوعات سازمان و مدیریت به شکل ابتدایی آن شروع شد.
سومری ها با اختراع خط در پنج هزار سال قبل از میلاد مسیح، به منظور اعمال کنترل در مدیریت نظام بایگانی را به وجود آوردند. قوم مصر با ساختن اهرام عظیم سنگی نشان دادند که از مدیریت اطلاع دارند.

عقاید کنفوسیوس و خاندان چو و منسیوس در چین نشان می داد که آنان بر اصول مدیریت امروز آگاهی داشته، صداقت و وفاداری را برای مدیران خود ضروری داشتند.

مدیریت بعد از ظهور اسلام:
در دین مبین اسلام، قرآن کریم کتاب آسمانی مسلمانان، مهمترین و معتبرترین منبع فرامین اداره و رهبری امور است که روشنفکران سیاست ها و تصمیم گیرهاست. از دیگر منابع معتبر اسلامی برای ارائه شیوه های اداره امور سازمان ها می توان از نهج البلاغه حضرت علی (ع) نام برد.
مدیرانی که در سایه این دو منبع پدید آمدند را می توان ۱ـ ابونصر فارابی ۲ـ امام محمد غزالی ۳ـ خواجه نظام الملک طوسی ۴ـ کیکاووس بن اسکندر و شمگیر را نام برد.

مدیریت در عصر انقلاب صنعتی:
در این دوران با پیشرفت تکنولوژی، محصولات به صورت انبوه تولید شد و مهاجرت به شهرها و گسترش شهرنشینی آغاز گردید از قرن هیجدهم دانشمندان همواره در پی یافتن بهترین راه انجام کار و افزایش بازده و سود بودند.

آدام اسمیت: کاربرد اصل نحصی و تقسیم کار را در کارهای تولیدی بیان کرده است او اعتقاد داشت با تقسیم کار بازدهی افزایش می یابد. رابرت اُون: در اقتصاد تعاونی و مدیریت منابع انسانی اطلاعاتی داشت که به نام مدیریت پرسنلی ( مدیریت نیروی انسانی ) شناخته شد.

پدر مدیریت علمی، تیلور:
او اعتقاد داشت دانش مدیریت مانند سایر علوم دارای قواعد و اصول خاصی است که می توان آموخت، آموزش داد و به کار گرفت:
۱ـ رعایت کردن اصول علمی کارها
ویژگی های مدیریت علمی ۲ـ رعایت هماهنگی و همکاری در اجرای کارها
۳ـ تقسیم عادلانه و هماهنگ کار

۴ـ انتخاب دقیق کارکنان بر اساس شایستگی ها

مدیریت در قرن بیستم:
۱ـ مدیریت کلاسیک ۲ـ مدیریت نظام گرا ۳ـ مدیریت اقتضایی ۴ـ نظریه نقش مدیری
۱ـ مدیریت کلاسیک: تفکرات کلاسیکی در مدیریت یعنی با اجرای مرتب قواعد و قوانین خاص می توان میزان تولید را افزایش داد. در مکتب کلاسیک مدیریت سه نظریه مدیریت علمی، مدیریت اداری و بوروکراسی مطرح شده است.
۱ـ۱ـ مدیریت علمی: قبلاً یعنی در صفحه قبل توضیح داده شده است.
۱ـ۲ـ مدیریت اداری: از دیگر دانشمندان برجسته کلاسیک هانری فایول فرانسوی است فایول سعی می کرد در شرکتها و معادن زغال سنگ اصولی ساده و عملی برای اداره امور سازمان کشف و تدوین نماید که با اجرای آن اصول و مقررات همه سازمان ها در هر جا و در هر شرایطی که باشند

می توانند به حداکثر کارایی برسند به همین دلیل وی را دانمشندی اصول گرا می نامند و اصول وی را « اصول جهانی مدیریت » نام نهاده اند که بر چهار اصل استوار است ۱ـ تقسیم کار ۲ـ سپردن اختیار ۳ـ انضباط کاری ۴ـ تمرکز
۱ـ۳ـ نظریه بوروکراسی ( دیوان سالاری ): بوروکراسی به معنای مختلفی چون دیوان سالاری، عدم کارایی و سازمان بزرگ اداری که به طور منطقی اداره می شود به کار می رود.

ماکس وبر:
جامعه شناس آلمانی که بر علوم اقتصاد و مدیریت نیز احاطه داشت بر خلاف فایول و تیلور که قوانین عملی را ارائه کرده بودند بیشتر توجه خود را به بررسی و تنظیم ساختار و مسائل تئوری معطوف داشت و به این نتیجه رسید سازمان دارای قدرت است و می تواند مشکلات خود را حل کنند که دارای ویژگی های بوروکراتیک باشد. بنا به عقیده بر سازمان بوروکراتیک دارای پنج ویژگی است.

۱ـ سازمان بوروکراتیک دارای قدرت اداری است
ویژگی های سازمان بوروکراتیک ۲ـ انتخاب افراد بر اساس صلاحیت و شایستگی هاست
۳ـ سازمان بوروکراتیک دارای قواعد و مقررات خاصی است
۴ـ امور شخصی کارکنان از امور سازمان جداست
۵ـ سازمان باید دارای سیستم بایگانی منظم و مرتبی باشد

۲ـ مکتب مدیریت نظام گرا ( سیستم ): تفکر سیستمی یا نظام گرا و مدیریت مجموعه ای از تعریف سیستم ناشی شده است به طور دقیق سیستم یا نظام به مجموعه ای از اجرای به هم پیوسته ای گفته می شود که بر روی یکدیگر تأثیر متقابل داشته و یک کل را تشکیل می دهند از جمله دانشمندانی که با این مکتب فکری می توان نام برد به برتالتفی و بولدینگ اشاره کرد

۳ـ مدیریت اقتضایی: روش اصول گرایی ( یعنی اصول مدیریت در تمام جهان یکسان است ) را نفی می کنند و معتقدند آنچه مدیر را در اجرا انجام می دهد تابع شرایط است. یعنی مدیران وظیفه دارند برای هر موقعیتی خاص، یک تکنیک و روش مشخصی که به اثبات رسیده باشد، انتخاب کنند از جمله دانشمندانی که در مورد این نظریه تحقیقاتی داشتند می توان چون دودوارد و جی استاکر و لوتانز اشاره کرد.

تعریف تصمیم گیری:
یافتن و انتخاب راه حل مسئله معینی را تصمیم گیری گویند به عبارت دیگر تصمیم عبارت است از انتخاب یک راه از میان راه های مختلف.
نقش مدیران:
برخی علمای متأخر دانش سازمان و مدیریت با استفاده از تحقیقاتی که در زمینه عوامل مؤثر بر اثربخشی سازمانی انجام دادند، پیروی از تعالیم دانشمندان مکتب کلاسیک مخصوصاً تیلور و فایول را در مدیریت امروز توصیه نمودند یکی از نظریه های جدید سازمان و مدیریت، نظریه نقش مدیری است که به وسیله اندیشه گرانی چون میتنز برگ و کوئین ارائه کرده اند.

وظایف مدیران:
در مورد مهمترین وظایف، نظرات مختلفی ارائه شده است برخی دانشمندان مانندگیلولیک: اهم وظایف مدیر یا عناصر مدیریت را با به کارگیری واژه پوسد کورب، که مخفف برنامه ریزی، سازماندهی، کارگزینی، هدایت، کنترل گزارش دهی و بودجه بندی است.
هانری فایول: برای مدیر پنج وظیفه قائل است که عبارتند از: برنامه ریزی، سازماندهی، فرماندهی، هماهنگی و بررسی و کنترل.
مهارت های مدیران:
۱ـ مهارت های فنی ۲ـ مهارت های انسانی ۳ـ مهارت های ادراکی
۱ـ مهارت های فنی: توانایی حاصل از تخصص و آموزش برای استفاده از فنون مهارت حرفه ای یا فنی گویند.
۲ـ مهارت های انسانی: توانایی کار با انسان ها به طوری که افراد سازمان انگیزش لازم برای خوب کار کردن به وجود آید این مهارت برای تمامی مدیران لازم است.
۳ـ مهارت های ادراکی: توانایی تفکر و طراحی فعالیت های سازمان در قالب مدل ها را مهارت های ادراکی گویند این مهارت برای مدیران رده بالا می باشد.

مدیریت و با برنامه ریزی:
برنامه ریزی: جریان آگاهانه ای است که در آن جریان، هدف هایی مشخص می شود و یک سلسله اقدامات مربوط به هم در دوره زمانی مشخص برای رسیدن به هدف ها پیش بینی می گردد.
محاسن برنامه ریزی:
۱ـ وضع موجود مؤسسه خود را بشناسد.
۲ـ با روش و فنون پیش بینی و آینده نگری آشنا شود.
۳ـ هدف اصلی و فرعی مؤسسه را بشناسد و در راه رسیده به آنها اقدام کند.

شیوه های رهبری مدیر:
۱ـ سبک رهبری استبدادی (اقتداگرا ) مدیر: در این سبک مدیر شخصی است که دستور می دهد و اختیارات و تصمیم در نزد وی متمرکز است این گونه سبک رهبری مدیر نوعاً منفی بوده و قدرتش از منابع زور و تهدید و تنبیه ناشی است.

۲ـ سبک رهبری دموکراتیک مدیر: مدیرانی که از این سبک استفاده می کنند به نیازها، علایق و استعدادهای کارکنان خود واقف بوده به آنها اجازه می دهند درباره فعالیت و وظایف شغلی شخصاً تصمیم بگیرنند.