مراحل گسترش شهر مشهد

پيش از آنكه حضرت رضا (ع) در سال ۲۰۳ هجري قمري شهيد و در اين محل مدفون شوند و نام مشهد پيدا شود در مجاور آن شهري قديمي به نام نوغان وجود داشت كه مركز ولايت تاريخي و مهم توس بود . بدان سبب واليان توس در نوغان مستقر مي شدند . حميد بن قحطبه از واليان توس در سال ۱۵۹ قمري درگذشت امّا كاخ و باغ وي همچنان داير و آباد بود تا اينكه خليفه هارون الرشيد در سال ۱۹۳ هجري به هنگام سفر به خراسان در آن مستقر شد و درگذشت چون جسد هارون الرشيد را درباغ حميدبن قحطبه دفن كردند قبّه و بقعه اي بر

روي مدفن وي ساخته شد كه به بقعه هاروني شهرت يافت . ده سال پس از مرگ هارون نيز حضرت رضا (ع) توسط مأمون در نوغان شهيد شد و به امر و صلاح ديد وي در همان بقعة‌ هاروني به خاك سپرده شد . از آن پس به محل مزبور مشهد گفته شد . بدين سان هستة‌اولية‌ شهر كنوني مشهد درسال ۲۰۳ قمري در مجاور شهر قديمي نوغان شكل گرفت . بنابراين هرچند مشهد با اين نام قدمتي هزارودويست ساله دارد امّا شاخه اي نورسته از ريشة‌قديمي به نام نوغان است كه عمر آن به مراتب بيش از هزار و دويست سال است

. اگر دو واقعة مرگ هارون الرشيد و شهادت حضرت رضا (ع) در نوغان توس روي نمي داد نوغان به مشهد كنوني تبديل نمي شد و شايد دومين شهر كشور نمي گرديد . حال بايد ديد مقر شهر مشهد شايستگي احداث شهري چنين بزرگ را داشته است . اين شهر در دشتي حاصلخيز ميان دو رشته كوه پرآب به نامهاي هزارمسجد ( در شمال ) و بينالود ( در جنوب ) در كنار رودخانه اي به نام كشف رود واقع شده است . دشت مزبور كه حدود هفده هزار كيلومتر مربع وسعت دارد حوضة‌آبريز كشف رود را تشكيل مي دهد و از ديرباز به ولايت توس شهرت داشته است . سرچشمة‌كشف رود دركنايش رادكان واقع در ۷۰ كيلومتري شمال غرب مشهد قرار دارد . كشف رود از حدود يك فرسنگي شمال مشهد مي گذرد و در محل پل خاتون واقع در جنوب شرق سرخس ، به فاصلة‌ تقريباً‌صدو پنجاه كيلومتري مشرق مشهد ، به هريود مي پيوندد .

بنابراين مشهد در بدو امر در حاشية‌ رودخانه اي پرآب واقع بوده ، امّا به سبب آنكه بستر كشف رود در ارتفاعي كمتراز مقر مشهد جريان دارد . دسترسي به آب آن براي اهالي شهر به سادگي مقدور نبوده است . بدين سبب اغلب روستاهاي مجاور شهر و هم خود نوغان و مشهد از آغاز تا اوايل قرن حاضر عموماً با قنات مشروب مي شده اند . اين امر سبب شده است تا پس از پيدايش مشهد و روي آوردن سادات و شيعيان به سوي آن با كمبود آب روبرو شود و در نهايت مركزيت توس را از اوايل سدة‌چهارم هجري از دست بدهد . در قرون بعد نيز هرگاه جمعيت شهر به سببي رو به افزايش گذاشته اولين معضل آن كمبود آب بوده است كه اكنون نيز يكي از مهمترين كمبودهاي مشهد آب شرب آن است . امّا از نظر سلامت هوا ، مشهد داراي چنان آب و هوايي بوده كه عوماً گفته مي شده است در اين شهر طاعون شيوع نخواهد يافت . همچنين از نظر زلزله ، مشهد در محلي امن و بدون گسل قرارگرفته به گونه اي كه در عمر ۱۲۰۰ ساله آن تنها يك زلزله نسبتاً‌ مهم در آن روي داده كه مركز آن هم شهر نيشابور بوده است .

به جز آنچه گذشت مشهد بر سر بزرگترين شاهراه ارتباطي خراسان ، يعني جاده ابريشم و در ميانة‌ شهرها و ولايات مهمي چون توس ، نيشابور ، هرات ، جام ، خبوشان ( قوچان ) و دشت خاوران ( شهرهاي نسا و ابيورد ) و قلعة‌كلات واقع بوده كه امتياز مثبت مهمي براي آن محسوب مي شده است .
مراحل گسترش شهر مشهد :

در اوايل سدة‌ ششم هجري ميان شهر سنّي نشين تابران و شهر شيعه نشين مشهد نزاع شديدي درگرفت به گونه ايك ه در سال ۵۱۰ هجري قمري اهالي تابران به مشهد حمله كردند و در پي آن اولين حصار باري اين شهر احداث گرديد . در سال ۸۰۷ هنگامي كه شاهرخ بن اميرتيمور به جاي پدر نشست و هرات را مركز حكومت خويش كرد شهر مشهد را مورد توجه ويژه قرارداد و در صدد عمران آن برآمد . همسر وي گوهرشاد نيز با احداث مسجد جامع گوهرشاد در اين شهر عملاً‌ آن را به دومين شهر قلمرو همسرش تبديل كرد . چون اين عنايتها سبب فزوني جمعيت مشهد و كمبود آب در آن گرديد امي عليشير نوائي در اواخر سدة‌نهم آب چشمة‌ گُلَسب توس را باهمت شخصي به مشهد منتقل كرد و آن را مدتي از ضايعه كم آبي رهانيد . در سال ۸۶۰ هجري قمري بابرين بايسنقر گوركاني كه به مرض صعب العلاجي مبتلا بود ا زهزات به مشهد آمد و پس از زيارت و توسل به حضرت رضا (ع) شفا يافت و او كلمة‌ « مقدس » را بعد ازنام مشهد افزود و از آن زمان به بعد اين شهر به مشهد مقدس شهرت يافت .

حملة‌ مكرّر ازبكها به خراسان در نيمة‌ اول سدة‌ دهم سبب شد تا فرزند و جانشين شاه اسماعيل يعني شاه تهماسب در حدود سال ۹۴۰ قمري اقدام به احداث بارويي نو براي مشهد نمايد ، كه حدود چهارصد سال عمر كرد و تا زمان ما باقي ماند.

چون حملات ازبكها به خراسان در تمام سدة‌ دهم بي وقفه ادامه داشت ، آنها در سال ۹۹۷ مشهد را متصرف شدند و تعداد كثيري از اهالي آن را كشتند . امّا به ابنيه تاريخي صدمه اي نزدند . ده سال بعد شاه عباس جوان ايشان را زا خراسان راند و كمي بعد( سال ۱۰۱۰ ) از اصفهان پياده به زيارت مشهد آمد و اين شهر رامهمترين كانون زيارتي كشور كرد . اين عنايتها سبب افزايش جمعيت مشهد و زائران آن شد و ديگر بار شهر را با كمبود آب روبرو ساخت. بدان سبب شاه عباس ، خياباني در مشهد احداث كرد و آب چشمه گلسب را به ضميمه آب چند قنات وارد خيابان مزبور كرد و موقوفاتي هم به آن اختصاص داد . اين اولين مداخلة‌ جدي دريافت كالبدي مركز شهر مشهد بود كه تأثيرات قابل ملاحظه اي در سمت گيري توسعة‌ آتي شهر مشهد برجا نهاد .اين خيابان با الهام از خيابان چهارباغ عباسي اصفهان از دروازة‌ جادة‌ قوچان تا دروازة‌ جادة‌‌سرخس با عرض زياد و چشم انداز زيبايي از حرم مطهر نيز در حاشية‌مركزي آن قرار داشت ، ايجاد شد .

در توصيف خيابان شيراز ي نوشته انگليسيان چنين آمده است :
” خيابان را مي توان مشخص ترين منظره نقشه زميني شهر دانست كه از شمال غرب تا گوشة‌ جنوب شرق آن امتداد مي يابد . تمام طول آن، اندكي كمتر از ۲ مايل ( ۳ كيلومتر ) و عرض آن ۲۵ يارد ( ۲۳ متر ) است . سطح خيابان سنگفرش شدهاست و قدري پايين تر از نيمه خيابان ، نهر آبي جريان دارد كه آب آن براي هر منظوري كه بتوان فكرش را كرد مورد استفاده ساكنين شهر قرار مي گيرد و در حاشيه اش درختاني از نوع چنار ، توت و تبريزي با فاصلة‌ نامنظم غرس شده است . علاوه براين دو طرف خيابان با يك رديف تيرهاي فرسوده ،

چراغهاي روشنايي و مغازه هاي مختلف تزئي شده است . اين خيابان در طول روز و در ساعات كسب وكار پر از جمعيت از طبقات مختلف ، از اهالي شهر و يا زواري است كه وارد شهر شده اند . لكن به علت عرض كم خيابان تقريباً ۳/۲ طول آن تا انتهاي شمال غرب با ميزان رفت و آمد انبوه جمعيت متناسب نيست و در عين حال يك گذرگاه سرپوشيده ، محدودة حرم و اماكن موقوفه و بست را زا يكديگر جدا مي سازد . از اين گذرگاه بجز مسلمانان و حيوانات باركش بقيه مردم و وسائل نقليه ديگر ، اجازة‌ عبور و مرور ندارند . اجراي اين مقررات به قدري جدي است كه اگر حيواني وارد منطقه ممنوعه شود به نفع دارايي بيوتات حرم مطهر مصادره مي شود . همة‌ رفت و آمد ها در اينجا اجباراً به كوچه هاي باريكي ، كه محلة‌ اماكن مقدسه را دور مي زند رانده مي شود و از آنجا دوباره به سمت خيابان كه در جنوب شرقي بست واقع شده هدايت مي گردد .”
همچنين در جاي ديگر گفته شده است كه :

” بجز خيابان ، معابر مشهد چيزي وسيعتر از كوچه هايي با ديوارهاي بلند گلي نيست . معابر اصلي به صورت نامنظمي سنگفرش شده اند .”
همچنين به منظور بازرسي و وصول عوارض كالاهاي وارداتي به شهر در دوازه هاي عيدگاه و بالا خيابان ، پستهايي دايرشده و ورود كالاها از ساير دروازه ها ممنوع است . باروي شهر داراي شش دروازه بوده كه به شرح زير است :
نام دروازه محل احداث نام دروازه محل احداث

بالا خيابان
سراسب
ارگ شمال غرب شهر
غرب
جنوب غرب عيدگاه
پايين خيابان
نوغان جنوب
جنوب شرق
شمال شرق

مداخلة‌ صفويه در ايجاد محور بالا خيابان و پايين خيابان و تدارك رشد خطي شهر حول محور مذكور بعدها با تقويت مراكز اداري ميدان شهدا و ايجاد محور جديد ديگري به موازات آن ( خيابان بهار ) حركت عمومي شهر را به سمت غرب تشديد كرد . در سال ۱۳۰۷ هجري شمسي در زمان رضا شاه فلكه وسيعي در اطراف حرم با عرض خياباني حدود ۳۰متر در دورآن احداث و به نام فلكة‌ شمالي و جنوبي ناميده شد . خيابان اصلي مشهد كه درآن تاريخ خيابان نادري (شيرازي ) ناميده مي شد ، تعريض و خيابان تهران ( بلوار حضرت امام رضا «ع» ) ، خيابان طبرسي و خيابان نواب صفوي ( پايين خيابان ) و خيابان شيرازي( بالاخيابان ) بصورت چهارخيابان اصلي در مركز شهر ايجاد شد .

يكي از پرتنش ترين مداخله ها در زمينه تغيير چهرة‌ مركز اين شهر عبارت بود از تخريب ابنيه اطراف حرم مطهر در سال ۱۳۴۵ و ايجاد فضاي سبز در اين محدوده در مطالعات طرح ياد شده كه از سوي مهندسان مشاور بور بور و همكاران تهيه شده است در مورد بافت مركزي مشهد چنين آمده است :
” بافت شهرسازي اطراف حرم مطهر حضرت رضا (ع) از لحاظ تاريخي جالب توجه نيست و بازمانده قسمت هايي طرح ريزي نشدهاست كه در اطراف اماكن مذهبي به واسطه امنيت بيشتر به صورت خودرو در قديم به وجود آمده است و به واسطة‌ وضع نامطلوب ساختماني آنها مرتباً مورد نوسازي قراگرفته اند . لذا با وجود قدمت مجموعه مركزي ساختمانها و بافت اطراف آن هيچگونه ارزش تاريخي ندارد .”

مجله هنر و معماري شماره ۲۰ در خصوص فرآيند اين طرح گزارش زير را ارائه مي دهد :
” يكي از مهم ترين پيشنهادهاي اين طرح اين است كه براي اولين بار در ايران نوسازي مركز شهر به صورتي اجرا خواهد شد كه در آمد آن نه تنها جوابگوي هزينه اش مي باشد بلكه درآمد اضافي هم خواهد داشت و اين روش به صورتي تنظيم شده كه هزينه خريد زمين ها ، ساختمانها و سرقفلي به قيمت واقعي روز پرداخت گردد و هيچ نوع اجحاف و يا درخواست كمك مالي چه از اشخاص و چه از دولت نگردد .”

در ارديبهشت سال ۵۴ برنامه تخريب بناهاي اطراف فلكه حرم مطهر تا شعاع وسيعي به مرحلة‌ عمل درآمد . پياده شدن اين برنامه كه از تغييرات عمده در سطح شهرمشهد است چهره مركز قديمي آن را بكلي دگرگون كرد .
شكل گرفتن هرجزء‌از مجموعه و نحوة‌ استقرار آن در پيوند با شهر در تماميت آن مطرح بوده است . بازارها و بخصوص شاخة‌ اصلي آن ( بازار بزرگ ) كه تا قلب و هسته مجموعه نفوذ مي كرده است و رابطه آن با صحن ها و مسجد جامع گوهرشاد و بستهاي بالا خيابان و پايين خيابان و ارتباط كالبدي آن با مجموعه اي از عناصر و ويژگيهاي بسيارمهم معمارانه و شهرسازي محل بوده است . چنانكه ارتباط بازارها ، بستها و صحنها را با يكديگر در نظر بگيريم مشاهده مي نماييم كه چه طور يك تداوم وحركتي از فضايي به فضاي ديگر وجود داشته است . بازار قديمي و بستها اجزاء جدايي ناپذير مجموعه واحدهاي وابسته به بناهاي مذهبي بوده اند . اين اجزا در رابطه با صحن ها در تداوم و حتي تشديد كاركرد يكديگر سهم بسزائي داشته اند . و در نهايت جريان داشتن زندگي را نشان مي داده اند.
مردم پس از گذشتن از فضاي باز فلكه به فضاي خاص بستها وارد مي شدند و سپس با عبور از سرپوشيده ها بداخل صحنها ميرسيدند و يا با گذشتن از مسير بازارها آمادگي كامل را براي ورود به محوطه صحن حرم مطهر و انجام زيارت پيدا مي كرده اند . اينمسير در هر حال شكل و روحيه خود را در فكر مردم مشهد و زوار در طول سالها تثبيت كرده بود . پس از اين تخريب وسيع كه شامل بسياري آثار قديمي نيز بود ناحيه وسيعي خالي گرديد كه تبديل به فضاي سبز شد . بدنه هاي خارجي بناها نماسازي مجدد شد و ديوار بلندي در دور فلكه ب طاقنماهاي آجري شكل گرفت كه فلكه را از منطقه اطراف آن جدا مي كرد . پس از اين اقدامات مجموعه بازار رضا با ۲۰۸۱ واحد مغازه را در كنار ميدان بيت المقدس فعلي با يك معماري نامناسب و روي محور خيابان طوس كه يك شاخه از خيابان كمربندي عبوري بافت قديمي براي كاهش حجم تردد ترافيك در فلكه بود ايجاد شد . آنچه كه ايجاد شده بود از فضاي بزرگ و وسيع اطراف مجموعه بجاي مانده و ديوار دور فلكه تا بازار رضا و نماسازي كاذب دوطرف خيابان تهران كه تعريض شده بود در مجموع سيما و روحيه اي متفاوت و غريبه نسبت به مكان به وجود آورد .
اثرات و پيامدهاي تخريب را بايد در زمينه هاي فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي آن جستجوكرد .
اينبرنامه در تمام طول زمان شكل گيري و پياده شدن آن با مقاومتهايي از طرف مردم روبرو بود ولي با اعمال زور انجام گرديد و چنان اثري در ذهن مردم بجاي گذاشت كه در سالهاي بعد بنحو آشكاري جلوگيري كننده از هر تخريب در رابطه با كل شهر مانند تعريض خيابانهاي اطراف و مانند آن مي تواند باشد . آنچه كه در قبال تخريب بناها به مالكين آن پرداخت شد جبران خسارت وارده را نكرده است و كسبه اي كه توانايي پرداخت سرقفلي در مجموعة‌ جديد بازار رضا را نداشتند نتوانستند در محل بكار خود ادامه دهند . يكي از مهترين پيامدهاي اين تخريب از بين رفتن دههاواحد و مغازه صنايع دستي شهر بود كه در بسياري موارد حتي به محوآن حرفه كه با فرهنگ و اقتصاد شهر در رابطه بود انجاميد .

نكته بارز معماري كه در كل مجموعه اطراف بناهاي حرم مطهر وجود داشت ارتباط فضاهاي خارجي و داخلي از طريق فضاهاي مياني و عناصر تشكيل دهندة‌ آن بود و اين باعث مي شد كه مردم در حركت خود بعد مسافت را احساس نكنند در حاليكه پس از تخريب مردمي كه از خيابانهاي اطراف وارد فلكه جديد مي شدند تمامي مجموعه را به يكباره ميديدند و با گذشتن از بعد بزرگ فلكه جديد به فضاهاي داخلي قدم مي گذاشتند . فضاي سبز يك شكل و يكنواخت اطراف نيز به تنهايي هيچگونه روحيه خاصي كه لازمة‌ اين مكان بود به وجود نمي آوردبلكه جدائي از محيط را نيز تشديد مي كرد . اين سيما و روحيه جديد در نهايت ، با موجوديت شهرسازي و معماري مجموعه مذهبي و تاريخي متناقض بود .

در حال حاضر خياباني كه از حرم مطهر آغاز گشته و با در برگرفتن چهارراه شهدا ، ميدان شهدا، ميدان توحيد و دروازه قوچان ختم مي گردد در واقع امتداد بالا و پائين خيابان است كه باگذشت چهارصد سال هنوز شالوده اصلي آن حفظ شده ، هرچند تغييراتي در آن رخ داده مانند : تغيير در عرض خيابان ، حذف نهر آب و درختكاري هاي مياني .
(طرح نوسازي و بازسازي بافت پيرامون حرم مطهر مهندسان طاش ):

بافت موجود فرسوده ، فاقد سازمان و نظام شهري مناسب و قابل اعتنا تشخيص داد ه شده است و سازمان فضايي مغشوش ، گذرهاي باريك و پرپيچ و خم ، ساختمانهاي كهنه و فرسوده و فاقد ارزش هاي معمارانه ، بافت شهري پيچيده و نارسا ، فقدان مراكز و فضاهاي خدماتي مورد نياز ، عدم امكان ارائه خدمات و تسهيلات شهري و … مي تواند تصميم گيري در مورد نوسازي كامل آن را آسان و قابل دفاع سازد .

 

پيامدهاي اجرايي طرح :
در طول مدت نوسازي (۲۰-۱۵ ) منطقه مركز شهر به يك كارگاه بزرگ ساختماني ( تخريب و ساخت ) مبدل خواهد شد . اين اقدامات به اضافه فعاليتهاي عمراني آستان قدس در محدودة‌ حرم مطهر ، مدتها مركز زيارتي ،‌تجارتي ، شهر مشهد را به حالت تعليق درخواهد آورد . اين وضعيت مغاير با سياستهاي جلب توريست و ايفاي نقش مركزي شهر مشهد در مقياس ملي و بين المللي است .

فصل دوم : مبلمان با كاربري تفريحي – رفاهي
– مكانهاي نشستن و نيمكت ها ، محيطي جهت توقف ، آرامش ، گفتگو و تعامل اجتماعي را بوجود مي آورند . انواع مبلمان با كاربري نشستن عبارتند از : نيمكتها ، خميدگي ها ، لبه ها ، سكوها و … . همواره در طراحي اين مكانها بايد موارد زير در نظر گرفته شود :
۱٫ راحتي ۶٫ مقاومت در برابر تخريب
۲٫ سادگي شكل ۷٫ تنوع و خلاقيت

۳٫ سادگي اجزاء‌ ۸٫ هماهنگي با محيط
۴٫ سهولت نگهداري ۹٫ هماهنگي با ساير مبلمان موجود
۵٫ دوام رنگ و جلا

مكان يابي محل هاي نشستن بايد به گونه اي باشد كه يضمن ايجاد آسايش كاربر ، از ايجاد مزاحمت براي سايرين نيز جلوگيري شود . خصوصيات كلي اين مكانها عبارتند از :
۱- تا حد ممكن از باد و ساير عوامل جوي در امان باشد .
۲- از مناظر محيطي بهره مند گردد .
۳- حداقل منظر دو سويه داشته باشد .

۴- به افراد گزينه هاي متنوعي براي انتخاب ارئه دهد ، مانند آفتاب، سايه ، آرامش ، فعاليت و…
۵- در تلفيق با ساير مبلمان ضروري يا نزديك آنها باشد .
ابعاد وتناسبات : براي استفاده بهينه و فراهم كردنه آسايش كاربران اندازه اي زير براي مكانهاي نشستن توصيه مي شود :
۱٫ ارتفاع نيمكت ۵۰-۴۵ سانتي متر

۲٫ عمق نيمكت ۴۸-۴۲ سانتي متر
۳٫ طول نيمكت ۲/۱-۱۸/۱-۴/۲
جنس و مصالح ساخت : مبلمان شهري به دليل استفاده مكرر ،‌همواره در معرض تخريب قراردارند ، لذا در انتخاب مصالح بايد دقت كافي مبذول داشت . در اين ميان اقليم نقش مهمي را ايفا مي كند . بهترين مصالح براي نشستنگاههاي عمومي ، آنهايي هستند كه در برابر خشونت ، سرما و گرما ، رطوبت و خشكي ، كيفيت خود را از دست نمي دهند . اغلب از مصالحي چون : چوب ، فلز ، بتن ، و در برخي موارد از سنگ استفاده مي شود .
– به منظور جلوگيري از جابجايي نيمكت ها و تخريب بيش از حد آنها بايد يا از مصالح خشن و سنگين استفاده كرد و يا آنها را در زمين تثبيت كرد .
– براي خيابانهاي طويل با كاربري هاي متنوع كه پرتردد بوده و امكان مراجعه طولاني مدت شهروندان به آنها زياد است (خيابانهاي داراي محيط تجاري) بهتر است منظر سازي و تسهيلات مناسب براي مراجعين با فراهم كردن مبلمان ضروري صورت گيرد .

– در مكانهاي پرتردد پيشنهاد مي شود نيمكت هاي بدون پشتي براي استراحت كوتاه مدت استفاده شود – نيمكت دو طرفه براي محل هاي شلوغ
– حتي نوع مبلمان و زاويه قرارگيري در جلب توجه عابران به نقاطي كه تمايل به نمايش منظره اي خاص وجود دارد استفاده نمود .
– در فضاهاي باز شهري تلفيق مبلمان با فضاي سبز و گياهان براي جذابيت محيط و آرامش عابران توصيه مي شود . قابل توجه است كه مكانهاي مطلوب نيازمند فضاي كافي هستند كه مزاحمتي براي تردد عابران ايجاد نشود .
– استفاده از مبلمان هم شكل و يا با ظاهر هماهنگ
– در برخي نقاط مي توان با تكرار يك شكل نيمكت و ساير مبلمان در يك مسير هماهنگي ايجاد نمود .
– نيمكت هاي فلزي راحت و مقاوم هستند ولي به هرحال بايد رنگ ، جنس و طرح نيمكتها با محيط سازگارباشد.
– گاهاً تعبيه يك نيمكت د رحاشيه خيابان و روبه روي يك مغازه ميتواند به اندازه يك تابلوي بزرگ براي مغازه داران مشتري ساز باشد .
اختصاص فضاي ويژه براي محل هاي نشستن : استقرار مبلمان شهري در مكانهاي تعريف شده اي به آنها هويت بخشيده و بركاربري آنها تاكيد مي كند و يكپارگي طرح تامين مي شود . تعبيه اين جايگاه ها بسته به ابتكار طراح مي تواند با تغيير بافت ، جنس مصالح ، رنگ ، حذف يا اضافه كردن لبه ها ، تغيير ارتفاع صورت پذيرد .
– محلهايي براي نشستن د ركنار ستون ها و يارامپها با ايجاد فضاي كافي
– نوآوري در رنگ ،‌الگو و بافت ، در جهت رفاه كاربين
– نمونه اي از نيمكت

– در برخي موارد به دلايلي كه امكان استفاده از تابلوهاي تبليغاتي در ارتفاع وجود ندارد مي توان با كمترين هزينه از نيمكتها بدين منظور استفاده كرد . اين نوع تبليغات در معرض فرسودگي و تخريب بيشتري هستند ولي به دليل كم ارتفاع بودن و نزديكي به عابرين پياده از بازده تبليغاتي قابل توجهي برخوردراند .
– رعايت فاصله در جانمايي نيمكت ها : استقرار سطل زباله درمجاورت بلافصل نيمكت از نظر ايمني و اصول بهداشتي مناسب نيست .
– به منظور جلوگيري از واگيري : ايجاد ارتباط بين شهروندان و تنوع به مبلمان شهري مي توان از طرحهاي قوسي در نيمكتها استفاده كرد كه اين مانع خوابيدن و لگردان برروي آن مي شود . قراردادن دسته در وسط نيمكت نيز مانع خواب افراد ولگرد مي شود .

– استفاده از طرح هاي فانتزي و غير معمول و همچنين طرحهاي كلاسيك در مكانهايي كه احتمال تخريب آنها كمتر است باعث ايجاد تنوع و زيبايي مي شود .
– گاه يك نيمكت ساده مي تواند با طراحي آرم سازمانها بر روي آن هماهنگي ايجاد نمايد .
– ايجاد بدنه سنگي پيرامون سطح چوبي نيمكت و استتار آن بدين وسيله مانع شكستن اين قسمت به مرور زمان و يا بدست افراد خواهد شد .
– علاوه بر استفاده از مصالح سخت ، مكان يابي و نحوه استقرار نيمكت ها نيز تأثير به سزايي در پايداري آنهادارد
– استفاده از مبلمان بتني با طرح چوب

مبلمان
۱٫ مبلمان با كاربري تفريحي – رفاهي : نيمكت ، اسباب بازي ها و مبلمان بازي كودكان
۲٫ مبلمان با كاربري زيبا سازي: تنديس ،‌نورپردازي و منابع نوري ، آبنما و آبفشان و فواره ها ، گل جاي ،‌محل استقرار پرندگان
۳٫ مبلمان با كاربري خدماتي : تابلو و علائم ، سايبان و باجه ، سطل زباله ، ساير انواع مبلمان
۴٫ مبلمان با كاربري برودتي و ارتباطي: ايستگاه اتوبوس ،‌جداكننده ،‌حفاظ ، و پاركينگهاي دوچرخه ،‌كفپوش
۵٫ مبلمان با كاربري چند منظوره

فصل سوم : مبلمان با كاربري زيبا سازي
از روش منابع نوري در بهبود كيفيت فضاهاي شهري
استفاده ازمنابع نوري در سطح شهر ها امري اجتناب ناپذير است و بدون اين عناصر ، زندگي شهري با اختلال شديد مواجه خواهد بود . از طرف ديگر به دليل گوناگوني مصارف اين دسته از مبلمان ، رفع كليه نيازها و درعين حال پرهيز از آشفتگي بصري در محيط ، امري دشوار بوده و نياز به تفكر فراوان دارد .
به طور كلي طراحي سيستم روشنايي شهرها به دلايل زير صورت مي پذيرد :

۱٫ تامين روشنايي فضاهاي فعاليت
۲٫ تامين روشنايي گذرها
۳٫ ايجاد نور تزئيني
لازم به ذكر است كه بايد در تمامي طول شب در تاريكي ،‌روشنايي معابر، گذرگاهها و ساير امكان تامين شود . اگر روشنايي به طور كلي در حدبالايي است مثل مراكز شهر ، ميتوان از نورهاي چندگانه و چند منظوره براي كاهش هزينه ها استفاده كرد . بايد توجه داشت كه هيچ نقطه اي در شب بدون نور باقي نماند . در محيطهايي كه احتمال دارد با سوختن يا شكستن لامپي ، تمام محوطه در سياهي فرورود بايد از چند منبع روشنايي استفاده شود . در سطح شهرهاي امروز بخش عظيمي از انواع منابع نوري صرف زيباسازي و تزئين عناصر مختلف مي گردد . روشن نمودن عناصري مانند : انواع گياهان ، تابلوها و پانل هاي تبليغاتي ، سردر مراكز و ساختمانهاي خاص و موردي از اين دست به آنهاهويت بخشيده و نقش مهمي در جذابيت محيط د رشب بعهده دارند .

انواع منابع نوري :
۱٫ روشنايي با پايه بسياربلند :‌ ارتفاع ۳۰-۱۸ متر – براي زمين هاي ورزش ، بزرگراه ، فرودگاه
۲٫ روشنايي با پايه بلند : ارتفاع ۱۵-۶ متر – براي ميادين بزرگ و پاركينگها
۳٫ روشنايي با پايه متوسط : ارتفاع ۵-۳ متر – براي گذرهاي سواره و پياده (نقاط تأكيدي ، مكانهايي كه نمايش عنصر خاصي مورد نظر است . معابر كم عرض ، محل هاي نشستن ، داخل پاركها و…استفاده مي شود)

۴٫ روشنايي با پايه كوتاه : ارتفاع ۳-۸/۰متر – براي گذرهاي پياده و فضاهاي سبز
۵٫ روشنايي بدون پايه : به منظور زيباسازي محيط و عناصر (انواع گياهان ، تابلوهاو تنديس ها )بدون رويت منبع روشنايي
– اگر چه به نظر مي رسد كاربرد منابع نوري ، تنها در ايجاد روشنايي در شب مي باشد ولي در واقع چنين نيست ، چراكه اكثر اين عناصر در روز به عنوان يك عنصر شهري قابل رويت بوده و در زيبايي يا آشفتگي محيط نقش مهمي به عهده دارند . بنابراين علاوه بر رنگ و نوع پراكنش نور ، طراحي ساير اجزاي منابع روشنايي نيز از اهميت ويژه اي برخوردارند و بايد د رساخت آنها به زيبايي ، هماهنگي با محيط و سايز اجزاء و مبلمان موجود توجه خاصي مبذول داشت .

تعداد منابع نوري مورد استفاده در يك مكان خاص نيز از اهميت ويژه اي برخوردار است . متأسفانه امروزه در سطح اكثر شهرهاي كشور در اين زمينه آشفتگي فراواني قابل رؤيت مي باشد . بنابراين بايد سعي شود تا حد ممكن از اين عناصر ، به تعداد كمتر و با كيفيت بيشتر استفاده نمود و در موارد مقتضي ، از بدنه و پاية سايز اجزاي موجود براي نصب آنها بهره جست .