چکیده:

اخلاق به عنوان یکی از معیارهای شناخت ابعاد انسانی در بسیاری از علوم و شاخه های هنری گسـترش یافتـه است.کارهای معمارانه ای که امروزه در کشور انجام میگیرد،با وجود داشتن توانمندی و استعدادهای بالا، دارای نواقص مهمی نیز می باشد که نشان دهنده فعالیت های گسترده وآشکار جریانهای ناسالم حرفه ای در سـاخت وساز ابنیه می باشد.با توجه به تاثیر معماری در زمینه های مختلف انسانی از قبیل: فرهنـگ ، جامعـه شناسـی، روانشناسی و…رعایت معیارهای اخلاقی در طراحی معماری ضرورت پیدا می کند.در این پژوهش با هـدف تهیـه الگویی برای آموزش اخلاقیات معماری ،با تکیه به مطالعات نظرات مکتوب وبا بهره گیری از نظر سنجی،نظرات جمعی از اساتید استان مازندران اخذ شده است.روش تحقیق حاضر توصیفی تحلیلی می باشد.

کلمات کلیدی: اخلاق – آموزش- معمار – معماری

مقدمه:

برای بررسی جایگاه اخلاق در رشته معماری نیاز به شناخت فلسفه اخلاق و ماهیت معماری می باشیم. اشکال معماری حافظ تاریخ ، فرهنگ و تمدن بشری است به همین دلیل قسمت مهمی از قضاوت آیندگان در مورد اخلاق جوامع ،مربوط به معماری آن سرزمین خواهد بود.معماری تاثیرات انکار ناپذیری در زمینه های مختلف انسانی از قبیل: فرهنگ، روانشناسی، جامعه شناسی و… دارد عدم رعایت اصول اخلاقی در طراحی و اجرای بناهای معماری صدمات جبران ناپذیری بر جسم و روح و روان انسانها دارد.

فعالیت های معماری معاصر ایران در عین برخورداری از توانمندی ها و استعدادهای شایان، دارای نواقص مهمی است.مواردی چون دخالت افراد غیر متخصص ، قوانین ناکارامد ، عدم تعهد حرفه ای بسیاری از افراد متخصص ، ضعف دستگاهای نظارتی،روش های ناسالم کسب در آمد،کیفیت پایین مصالح و روشهای اجرای ساختمان آشکارا قابل مشاهده است.در این میان عامل ریشه ای و فراموش شده ای که کمتر بدان پرداخته می شود سستی اخلاق حرفه ای در میان برخی مهندسین و دست اندر کاران صنعت ساختمان است. ادامه این روند در معماری امروز نتایجی چون کاهش کیفیت معماری ،زشتی فضاهای شهری و به تبع اینها تاثیرات منفی روحی و اجتماعی برای مردم در پی خواهد داشت.
کم گشتگی اخلاق در معماری و متعاقب آن، کم گشتگی این مفهوم در آموزش معماری،دلیل و خاستگاه پیدایش مسأله در ذهن، برای پرداختن به این تحقیق(مقاله) گردید. سؤال اصلی در واقع پاسخ به »جایگاه اخلاق در آموزش معماری« است. در این نوشتار با هدف تهیه الگویی مفید برای آموزش اخلاقیات معماری در ابتدا به تعریف فلسفه اخلاق و مفاهیم نسبی و مطلق بودن آن و ارتباط آن با آموزش معماری میپردازیم . در ادامه به شناسایی و مقایسه وضعیت آموزش اخلاق معماری در زمان حال ، رجوعی به گذشته می شود با مطالعه فتوت نامه ها و سایر متون تاریخی جایگاه این موضوع در تاریخ معماری مورد بررسی قرار میگیرد. و همچنین در اینباره پرسش هایی برای روشنتر شدن مسأله طرح می شود و در اختیار اساتید استان مازندران قرار میگیرد وبا بهره گیری از پرسشنامه در انتها به راهکارهایی در این مقوله میرسیم.

پیشینه تحقیق:

ارتباط بین شرافت اخلافی و قدرت خلق اثر هنری زیبا را »سنت توماس آکونیاس« بهتر از هر کسی در غرب تعریف کرده است.او معتقد است حرفه مندی و شهروندی چنان به هم آمیخته اند که می توان از یکی از آن دو برای بیان دیگری هم استفاده کرد. او گفته است:»یک حرفه مند هرگز کاری را شروع نمی کند،مگر آنکه صمیمانه عاشق و شیفته ی نتیجه خوبی باشد که از کار او حاصل می شود.به این ترتیب برای اینکه شهروند خوبی باشی،باید شیفته بهبود شهر خود باشی و برای آن تلاش کنی.«او همچنین گفته است: مهارت در یک حرفه موجب ایجاد کیفیت خوب در کار نمی شود.انجام هر کار خوب،به تمایل و تمنای صمیمانه ی شخص به انجام آن بستگی دارد.«

جان راسکین هم معتقد بود حرفه مند با کسب اعتماد مردم پیشرفت می کند،به اعتقاد او،معمار باید وضع و مکان مردم را در رابطه با تاریخ به آنها یاد آور شود.همچنین گفته است:»ما می توانیم بدون معماری زندگی کنیم، و بدون معماری عبادت کنیم ولی نمی توانیم بدون معماری خاطره ای از تاریخ داشته باشیم.«

فلسفه و تعریف اخلاق

اخلاق به صورت شاخه ای از فلسفه بحث می شود که به استدلال در باره پرسش های بنیادین اخلاقیات می پردازد.درستی و نادرستی امور،شناخت امور خیر و شر و باز شناسی فضایل،مسائل بنیادین اخلاق را تشکیل می دهند.مبنای اخلاقیات بر این عقیده استوار است که آنچه برای انسانهای به خصوصی خوب یا بد است، نه فقط از دیدگاه آنان، بلکه از دیدگاه فراگیرتری خوب یا بد باشد(ارغنون،.(۱۳۷۵ اخلاقیات ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با ارزشها دارند و به عنوان ابزاری نگریسته می شوند که ارزشها را به عمل تبدیل کنند . اخلاق مفاهیمی چون:اعتماد، صداقت،درستی،وفای به عهد نسبت به دیگران،عدالت و مساوات و فضائل شهروندی و خدمت به جامعه را در بر میگیرد. اخلاق در معنی، تشخیص درست از نادرست و خوب از بد، همیشه موضوع مورد بحث فلاسفه بوده. و به عنوان یکی از شاخه های فلسفه در مورد ان سخن گفته اند(هس مر،.(۱۳۸۲ موضوع نسبی یا مطلق بودن اخلاق یکی از مشکلات مباحث بین فیلسوفان اخلاق بوده است. فیلسوفان اسلامی غالبأ به نقد نسبیت اخلاق پرداخته اند.

مرحوم مطهری در نقد نظریه نسبیت اخلاق می گوید:»مانعی ندارد که بگوییم افعال اخلاق نسبی هستند ولی آنچه مربوط به خود اخلاق است یعنی خلق و خوی و فضیلت روحی انسان که شامل غیر دوستی،انسان دوستی و علاقه مندی به سرنوشت انسانهاست،آن را نمی توان نسبی تلقی کرد)«مطهری،.(۱۳۶۲ بنابراین فارغ از مفاهیم مطلق یا نسبی بودن اخلاق می توان اصول اخلاقی یافت که همه انسانها روی آن توافق داشته و خود را ملزم به رعایت آن بدانند.

اخلاق مهندسی

معماری ترکیبی از هنر و فناوری است که جنبه هنری آن باید تجربه شده جنبه علمی آن نیز آموخته شود. هنر و علم باید در راستای نیاز های کاربران آن با یکدیگر مطابقت داده شوند. از جنبه فناورانه معماری،اخلاق مهندسی تدوین شده عمومی برای سایررشته های مهندسی،در معماری نیز تا حدودی قابلیت کاربرد دارد.ولی به سبب ماهیت خاص رشته معماری و ارتباط و تأثیر همه جانبه محیط و فضاهای طراحی شده توسط معمار بر روح و روان و فرهنگ مردم و جامعه بررسی مستقل اخلاق معماری ضروری است این ارتباط اخلاق و مهندسی معماری گسترده تر از تأثیر اخلاقیات در سایر رشته های مهندسی می باشد. در حقیقت می توان گفت روانشناسی انسانها که قسمتی از آن تحت تأثیر محیط و فضاهای معماری است رابطه تنگاتنگی با اخلاقیات انسانها دارد.مهندس معمار نیز چون سایر اقشار حرفه ای ملزوم به رعایت اصول اخلاق حرفه ای در قبال

جامعه،مشتری،حرفه،همکاران،محیط زیست،پیمانکاران هستند.علاوه بر این،رعایت نکات طراحی معماری خاصی در نجات جسم و روح انسانها تأثیر به سزایی دارد.تجربیات زندگی در بعضی مجتمعهای مسکونی نشات داده است سازماندهی نامناسب فضایی توسط معمار طرح به مرور زمان موجب افزایش جرم و فساد اخلاقی در بین ساکنان شده است.