چکیده

امروزه بر همگان آشکار است که راه برون رفت از چالش هاي محلی و منطقه اي، رویکرد توجه به اجتماعات محلی می باشد، چرا که این اجتماعات با توجه به سرمایه هاي طبیعی، اجتماعی، فیزیکی، فرهنگی و انسانی موجود در خود می توانند بهره برداري بهینه از این سرمایه ها داشته باشند و مقدمات و بستر توسعه پایدار را در فضاهاي متعلق به خویش فراهم نمایند.

توجه به این مساله در مناطق مرزي ایران با توجه به روند جهانی شدن و نفوذ پذیري هر چه بیشتر مرزها نسبت به قبل از یک سو و قرار گرفتن قومیت ها و فرهنگ هاي متنوع و مختلف از سوي دیگر پررنگ تر می باشد. مساله اصلی که این پژوهش آن را به چالش می کشاند، این است که آیا فرصت ها و سرمایه گذاریهاي هر چند اندك ایجاد شده در نواحی مرزي به توسعه اجتماع میزبان در قالب رفاه اجتماعی، عدالت توزیعی و بهکشت اقتصادي مناسب ختم شده است و یا سهم آنان از این فرصت ها ناچیز و در حد کسب مشاغل پرریسک از قبیل قاچاق کالا می باشد و آیا حتی مراودات تجاري، تأثیر شگرفی در تأمین مایحتاج نیازهاي ساکنین مرزنشین داشته و یا کالاهاي مبادله شده عمدتاً رویکرد فرا استانی و فرا منطقه اي داشته است. در این راستا به نظر می رسد گام نخستین و در عین حال سنگین ترین مسولیت برنامه ریزان و مداخله گران امور، تمیز دادن بین سیاستهاي است که منجر به فرصت سازي یا فرصت طلبی، تساوي یا روابط انتفاعی(بهره کشی) و مشارکت یا سیاستهاي پدرسالار گونه در ارتباط با این جوامع می باشد.

واژگان کلیدي: مرز، اجتماعات محلی، امنیت پایدار، ایران.

مقدمه:

هر اجتماعی که در دوره هاي تاریخی می زیسته به ویژه دولتمردان آن اجتماع، براي حفظ و بقاء خود به ایجاد امنیت و احساس امنیت در بین شهروندان خود می پرداخته اند. شواهد تاریخی نیز حاکی از آن است که هر موقع در جامعه اي آرامش و امنیت حکمفرما بوده است آن جامعه رو به پیشرفت گذاشته و در سایه این آرامش بسیاري از دستاوردهاي علمی بشر رشد و ترقی نموده است. اما بالعکس وقتی آرامش یک اجتماع دستخوش تغییر وتحول و یا حتی جنگ می گشته احساس امنیت به شدت افول کرده و شهروندان از بیم جانشان، حتی نمی توانستند به کوچکترین امورات زندگی خود سامان دهند.(کامران و شعاع،(۲۶ :۱۳۸۹ از آنجا که حفاظت از مرزهاي هر کشور از اهم مسائل حکومت است، دولتهاي یکصد ساله اخیر حاکم بر کشورمان سیاستهاي متعددي را براي مرزنشینان اتخاذ نموده اند. عمده هدف این سیاستها به منظور کاهش بحران بیکاري، فقر، مفاسد گوناگون اجتماعی، ایجاد اشتغال، کاهش قاچاق کالا، برقراري عدالت اجتماعی، کاهش انگیزههاي

٥٧٤

ھما ش م ی ی زی و ا ؛ چا ش و ر یا
۳۰ و ۳۱ فروردین – ۱۳۹۱ دانشگاه سیستان و بلوچستان
National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

مهاجرت و غیره بوده است(سعیدي و همکاران،.(۹۵ :۱۳۸۸لیکن با گذشت سالیان متمادي بازهم نواحی مرزي با محرومیت و فقر درگیر می باشند و شکاف عمیقی بین آنها و نواحی مرکزي کشور دیده می شود(براي اطلاع بیشتر رجوع کنید به ابراهیم زاده و همکاران،.(۱۳۸۸ پس سوال اساسی پیش می آید، که چرا با وجود توجه دستگاههاي اجرایی در غالب سندهاي توسعه نواحی مرزي(از جمله طرح پر زرق و برق توسعه محور شرق) و الویت دادن به حل مشکلات این نواحی در سایر طرحها و مصوبات و بعضاً تزریق منابع مالی عظیم، مشکلات در نواحی مرزي مرتفع نشده است. آیا این مناطق در دور تسلسل توسعه نیافتگی قرار گرفته اند؟ اگر پاسخ بلی است راهکار بنیادي و پایه اي براي خروج از آن کدام است؟ در این راستا، این نوشتار سعی بر آن دارد، هر چند بسیار ناچیز و حتی ناقص، ذهنیت و دیدگاه سیاست گذاران و برنامه ریزان را نسبت به اجراي ناقص برخی پروژه ها و اقدامات و بعضاً نادیده گرفتن اجتماعات محلی در این فرایند در مناطق مرزي کشورمان حساس تر بنماید.

مبانی نظري

مفاهیم

اجتماعات محلی

طی دهه اي اخیر الگواره توسعه، از تمرکز بر سیاستهاي »آجر و ملاط« محوري و توجه به داشته هاي کالبدي؛ بر سیاستهاي انسان محور و سرمایه اجتماعی به مثابه فاکتور اصلی در توسعه پایدار روي بگردانده است. هر چند این رویکرد اجتماعی در توجه به استفاده از کنش هاي اجتماعی در توسعه جوامع موضوع جدیدي نیست و در نظریات اندیشمندانی چون کارل مارکس((۱۸۱۸-۱۸۸۳، ماکس وبر((۱۸۶۴-۱۹۲۰، زیگموند فروید (۱۸۵۶-۱۹۳۹)، ماکس هورکهایمر((۱۸۹۵-۱۹۷۳، تئودور آدورنو((۱۹۰۳-۱۹۶۹، هربرت مارکوزه (۱۸۹۸-۱۹۷۳)، حتی بیش از آن بسیاري از اندیشمندان معروفی چون آنتونی گیدنز، میشل فوکو و یورگن هابرماس و جغرافی دانان منتقدي همچون دیوید هاروي، آلیزه رکله و پیترکروتکین ریشه دارد(محمدي و روستا،.(۹۰:۱۳۸۷

توسعه اجتماع محور به مثابه یک فرایند و به عنوان ابزاري در ارتقاي مشارکت و حکمروایی مردم سالارنه در زمینه هاي مختلف اقتصادي- اجتماعی به کار گرفته می شود. در کل، توسعه اجتماع محور را می توان به مثابه فرایندي محسوب کرد که به موجب آن گروههاي اجتماع محلی قادر به کنترل تصمیمات و تخصیص منابع از بالا جهت توسعه محلی میشوند(.(ESCWA,2004:2

از دیدگاه جامعه شناختی »اجتماع« یا »جامعه محلی« به گروهی از مردم اطلاق می شود که در مکانی معین ساکن هستند و میان آنان روابط متقابل مستقیم بر اساس تعلقات مشترك، سرنوشت مشترك و هویت مشترك وجود دارد. به نظر دیکنز

»مکان محلی« تا حدود زیادي یک مجموعه کالبدي است که کنش متقابل انسانی، درون آن رخ می دهد و شامل مکانهایی مثل یک اتاق، یک طبقه نمایشگاه، یک کارخانه، شهرکها، شهرها و نواحی مشخص آن می شود. در هر حال، اگرچه اصطلاح

»اجتماع محلی« در معانی مختلف و متعدد به کار می رود ولی جوهر مشترك آنها معرف نوعی فضاي اجتماعی است که در آن بعد مکانی و بعد اجتماعی وحدت پیدا کرده است.

در همین زمینه »جان فریدمن« نیز معتقد است که در مورد فضاي برنامه ریزي باید فضاي محلی و منطقه اي را بر فضاي ملی و فراملی مقدم داشت(.(Friedmann,2006:5 قابل ذکر است که شاید بتوان »فریدمن« را به عنوان برجسته ترین نظریه پردازي ذکر نمود که ضرورت بازنگري در اندیشه برنامه ریزي و چرخش از سوي عرصه ها و سطوح کلان تصمیم گیري به جنبه هاي محلی و عرصه زندگی روزمره را مطرح کرده است. به اعتقاد وي چارچوب سنتی برنامه ریزي به منظور پاسخگویی متناسب با شرایط امروزه نیازمند تغییر و دگرگونی است، ولی بر این نکته تأکید می ورزد که برنامه ریزي به عنوان دانش و فعالیتی که در ابعاد زمان و فضا رخ می دهد بایستی تغییر موضوع دهد. از جمله علل مهم این امر می توان به ضرورت توجه به ویژگی هاي

٥٧٥

ھما ش م ی ی زی و ا ؛ چا ش و ر یا
۳۰ و ۳۱ فروردین – ۱۳۹۱ دانشگاه سیستان و بلوچستان
National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

محلی، تقویت نهادها و تشکل هاي اجتماعی در حیات شهري و اهمیت زندگی روزمره مردم در مقیاس اجتماعات محلی اشاره کرد(محمدي و روستا،.(۹۱ :۱۳۸۷

امنیت:

واژه امنیت به عنوان یک مفهوم عام تمامی شونات زندگی را در بر می گیرد و با بقاي نفس و صیانت از حیات و موجودیت انسان پیوند می خورد. در واقع امنیت تضمین کننده حیات و بقاي انسان و موجود زنده می باشد و همه موجودات در تقلاي بقا و حفظ وجود و حیات سالم خود می باشند و امنیت عامل این نیاز اساسی و حیاتی است. لذا مهمترین آرمان انسان و موجود زنده تلقی می شود(حافظ نیا،.(۳۲۵ :۱۳۸۵ وجود امنیت در مفهوم “آزادي” مخفی است و فقدان آن در مفهوم

“ترس” جلوه گر می باشد(ابراهیمباي سلامی،(۷۴ :۱۳۸۵ در ادبیات اجتماعی موجود درباره امنیت، بر مفهوم رهایی از تهدید تاکید شده و حفظ ارزش ها و تداوم آزادي مورد توجه قرار گرفته است(بوزان،.(۱۳۷۸ پیچیدگی مفهوم امنیت بیشتر به ابعاد ذهنی و روانی آن مربوط است. مفهوم امنیت، با وجود یا فقذان یک یا چند متغییر و خدشه در» وضعیت امن « و با » احساس ناامنی « درك می گردد و با بازگشت به این وضعیت و رهایی از ناامنی درك می گردد و با بازگشت به این وضعیت و رهایی از ناامنی مطالبه می شود. از این رو، اکثر تعاریف درباره مفهوم کلی امنیت بر » احساس آزادي از ترس « یا » احساس ایمنی « که ناظر بر امنیت مادي و روانی است، تاکید دارد(ربیعی،.(۴ :۱۳۸۳

پیشینه تحقیق

هر چند تاکنون چندین کتاب، مقاله و پایان نامه و حتی طرح هاي در سطح ملی در مورد مرزها، نقش و عملکرد آن ها و ضرورت توجه به آنها تحریر شده است، لیکن در حیطه مرز در خدمت توسعه اجتماعات محلی و ضرورت تغییر برخی نگرش ها در حوزه سیاست گذاري ها در سطوح بالادست پژوهشی تاکنون مشاهده نشده است و از این رو نوآوري درآن پرواضح است.

روش تحقیق

روش تحقیق در مطالعه حاضر توصیفی- تحلیلی و دیدگاه حاکم انتفادي و واقع گرایانه می باشد که از منابع اسنادي و کتابخانه اي استفاده شده است.