مقدمه

یکی از ابعادي که بر خطوط اصلی منش و طبیعت انسان تأثیرگذار مینماید، محیط اجتماعی است. بـراین اساس ارگانیسم انسان هر چه باشد، در دست تواناي جامعه قرار می گیرد و هماهنگ با نیازهاي اجتماعی تشخص پیدا میکند. اصطلاح سرمایه اجتمـاعی۱ را نخـستینبـار هـانی فـان در سـال ۱۹۱۶ در دانـشگاه ویرجینیاي غربی مطرح ساخت؛ و در سال ۱۹۶۰ که جین جیکوبز آن را در برنامهریزي شـهري بـه کـار برد، شکل جديتري به خود گرفت. جین جیکوبز در اثر خود با عنوان »مرگ و زنـدگی شـهرهاي بـزرگ« میگوید که شبکههاي اجتماعی فشرده در محدوده حومههاي قدیمی و مختلط شهري، صورتی از سرمایه اجتماعی است و آنها در مورد نظافت، کاهش جرم و جنایت خیابانی و دیگر ویژگـی هـاي کیفیـت زنـدگی، مسئولیت بیشتري (در سنجش با نهادهاي رسمی مانند پلیس) از خود نمایش میدهنـد (فوکویامـا، ۱۳۸۵، .(۱۰ پاتنام سرمایه اجتماعی را شامل اعتماد، هنجارها و شبکههایی برمیشمارد که آسانکننده همکـاري اعضاي اجتماع براي رسیدن به منافع مشترك است. در مجموع سرمایه اجتماعی همراه بـا دیگـر اشـکال سرمایه، نوعی درونداد یا داده (صأژغع) در فرایند توسعه است ـ هر چند که خود ستاندة ایـن فراینـد هـم هست.

در صورت توجه به مفهو م»سرمایه اجتماعی«، راهحل حرکت جامعه به سوي توسعه همانـا طراحـی، تقویت و یا روزآمد کردن غیرمستقیم نهادها و ساختارهاي اجتمـاعی اسـت، بـه نحـوي کـه آنهـا بتواننـد کنشهاي اقتصادي را تسهیل کنند و از هزینههاي معاملاتی بکاهند. توجه به سرمایه اجتماعی میتواند به

۲۲۱ صورت غیرمستقیم از طریق غنیترکردن کنشهاي افراد، با گسترش کنشها و ایجاد رضـایت از انتخـاب فردي و کنش اجتماعی، موجد حرکت جامعه به سمت توسعه باشد. در چرخش از پارادایم سنتی به جدید، مقولهاي که بسیاري از صاحبنظران بر آن تأکید داشتهاند، تقویت و اهمیت نقش سطوح محلی و حـضور انجمنها و نهادهاي مدنی در عرصه تصمیم گیـري بـا تأکیـد بـر شـهروندان و مـشارکت واقعـی آنهـا در عرصه فعالیتها و اقدامات روزمره است (حاجیپور، ۱۳۸۵، .(۳۹

با تغییر تمرکز به سطوح خرد و محلی، تغییرات بهدست آمده ملموس تر میشود و مدیریت آنهـا نیـز امکانپذیرتر میگردد. با مطرح شدن مفهوم توسعه پایدار۲ در مقیاسهاي خـرد سـکونتگاههـاي انـسانی، مباحثی چون توسعه محله اي۳، توسعه اجتماعات انسانی، توسعه پایـدار اجتماعـات محلـهاي و اجتماعـات پایدار مطرح شد کهتقریباً در تمامی آنها، مطالعه و اجرا، دستیابی به توسعه محله ها و اجتماعات انـسانی بهرهمند از انسجام و پیوند مطرح بوده است و مفهـوم توسـعه بـه عنـوان ابـزاري بـراي ایجـاد تعـادل و بهرهبرداري مناسب از قابلیتها و توانهاي محلهها و تقویت انسجام و ارتباطات محلهاي بـه کـار گرفتـه شده است.

مباحث مربوط به داراییهاي اجتمـاعی محلـینوعـاً سـرمایه اجتمـاعی و سـرمایه کالبـدي را شـامل میشود (نذ ,ختتل ,طسکط.(A رویکرد داراییمبنا،۴ اساس توسعه اجتماعات محله اي را بر دارایی آنها قـرار میدهد. زمانی ویژگیهاي این رویکرد مشخص میگردد که در کنار رویکرد نیازمبنا۵ قرار گیرد. بـر ایـن اساس که نیازمبنا آنچه را که به عنوان نیازهاي اجتماعی محلهاي بازشناسی میکند، اساس توسعه قـرار میدهد. رویکرد داراییمبنا بر ظرفیتسازي۶ تکیه دارد، و فرایندگرا۷ و جـامعنگـر۸ و دربردارنـدة اهمیـت ابزاري است (کخ ,کنکذ ,غکح).

دیدگاه داراییمبنا جامعنگر است و تمایل به انسجام رفاه »مردم« و رفاه »مکـان« دارد. در مقابـل آن، دیدگاه نیازمبنا بین این دو گونه رفاه تمایز قائل میشود. دیدگاه دارایـیمبنـا بـر فراینـد تأکیـد دارد و بـا بسیح داراییهاي محلی نظیر سرمایه اجتماعی و کالبدي موجب ظرفیتسازي میشود. سرمایه اجتمـاعی

و سرمایه کالبدي، عوامل شتابدهنده براي ظرفیتسازياند و از این جهت ابزاري براي دستیابی به دیگر اهداف بهشمار میروند؛ و به همین دلیل است که داراي اهمیت ابزاري هستند. در این مقاله مفاهیمی چون سرمایه اجتماعی، برنامهریزي محلهمبنا،۹ رویکرد داراییمحور، توسعه پایدار و توسعه پایـدار محلـه اي۱۰

به بحث و بررسی گذاشته می شود.

روش تحقیق

کلیه وسایل و مراحل جمعآوري سیستماتیک اطلاعات و نحوه تجزیه و تحلیل منطقی آنها براي رسیدن به هدفی معین را روش تحقیق علمی میگویند (پوراحمد، ۱۳۷۰، .(۷ به این ترتیب، روش تحقیق در این مقاله، روش علمی است و از شیوه جمعآوري اطلاعات به صورت اسنادي، مبتنی بر جمعآوري آخرین اطلاعات از کتب و مجلات و مقالات و اطلاعات روي شبکه و سایتهاي اینترنتی استفاده شده است.

محله

محله در محاورههاي فارسی، یک واحد اجتماعی و محل سکونت اقشاري از جامعه اسـت کـه بـهویـژه از نظر اجتماعی داراي وجوه مشتركاند. محل، به معناي جاي حلول، فرود و آمـدنگاه، جـا، و مکـان (معـین،

۱۳۶۲، (۳۹۲۰ و محله، جایی براي نمود عینی آنهاست. در زبـان انگلیـسی نیـز محلـه در مفـاهیم مختلفـی مورد توجه قرار گرفته است. در این مورد، محله یک واحـد اجتمـاعی و محـل اجتمـاع سـهمی از جمعیـت بهمنظور سکونت و زندگی است. اصطلاح y»صطغأععپه« به مفهوم جماعت یـا گروهـی کـه داراي وجـوه مشتركاند (آریانپور، ۱۳۶۳، ۱۰۷۸ض و ۲»پپلاطأپتلا؟طکش« به معنی همسایگی و مجاورت، همسایگان یک در و دیوار، اهل محل (همان، (۳۳۷۲ مطرح است. محدودهاي را که ساکنان با ارتبـاط رودررو بـا یکـدیگر زندگی میکنند و در ارزشها و هدفهاي ویژه مشتركاند و در علاقهها و خواستهها هماهنگی دارند، یک مرکز اجتماعی۱۱ گویند که مرکز استقرار شماري از ساختمانهاست و علاوه بر خانهها داراي تأسیـسات مورد نیاز عموم مانند مدرسه، مرکز خرید تالار اجتماعات و تأسیساتی براي بهـرهگیـري همگـانی باشـد

(سیفالدینی، ۱۳۷۸، .(۸۳ بدیهی است که در تعریف محله، مهمتـرین زمینـه، وجـود اشـتراك اجتمـاعی و فرهنگی ساکنان آن است (شیعه، ۱۳۸۸، .(۶۶-۶۷

اجتماع محلی۱۲ به صورت خلاصه عبارت از شـبکه افـرادي بـا ارتبـاط متقابـل اسـت کـهمعمـولاً در محدودهاي مشخص تمرکز یافتهاند (لتذ ,ذتتل ,غپصکغلاپپ).
جورج هیلاري پس از بررسی بیش از ۹۰ تعریـف در ایـن زمینـه، بـر وجـود سـه اصـل مـشترك در تعریف اجتماع محلی تأکید میکند:

.۱ گستره جغرافیایی؛ .۲ پیوندهاي مشترك؛ و .۳ تعامل اجتماعی. بررسی وي نشان میدهد که اگرچه اجماع نظري پیرامون تعریف این اصطلاح وجود ندارد؛ اما روشن است که هر اجتمـاع محلـی اصـطلاحی عمومی براي یک وضعیت خاص، داراي روابط متقابل اجتماعی و جنبههاي خاص سازمان اجتماعی است

(،زلستزل ,تتتل x,پغل).

بنابراین، میتوان چنین نتیجه گرفت که اجتماع محلی شامل گروههاي جمعیتی است که در بخشهـاي جغرافیایی مشخص سکونت دارند و داراي روابط درونگروهی ویژهاي هستند که شکل آن بهویژگیهاي مشترك مانند فرهنگ، ارزشها و نگـرشهـا بـازمـیگـردد و اعـضاي ایـن اجتماعـات همـواره در تعامـل اجتماعی به سر میبرند.

محله یا همسایگی۱۳ نیز به محدودهاي درونشهري اطلاق میشود که ویژگیهـاي مـشترك اجتمـاعی

شهرسازي و معماري نامه …با ايمحله پایدار توسعه هايسیاست بر مروري

۱۲۳

شهرسازي و معماري نامه ۸۹ تابستان و بهار | چهار شماره | هنر دانشگاه دوفصلنامه

۱۲۴

داشته باشد و در آن خردهفرهنگ قابل تشخیص است و بیشتر ساکنان با آن سازگارند. البته ممکن است محله، بدون توجه به ویژگیهاي اجتماعی، به محدودهايمعین اطلاق شـود (همـان، .(۵۴۰ نـاکس و پیـنچ معتقدند که در اجتماع محلی، انسجام اجتماعی به مثابه شالوده روابط متقابـل و یکـسانی رسـوم، علایـق الگوهاي تفکر و نگرش شکل می گیرد (،زل ,تتتل x,پغل).

از نظر سلسلهمراتبی، اشاره شده است که محله کوچک تـر از اجتمـاع محلـی اسـت. بـراین اسـاس، از محله انتظار میرود که شناخت و ارتباط رو در روي روزانه ساکنان در آن وجود داشـته باشـد. در هـر صورت، آنچه که در اجتماع محلی یا محله شایان توجه است، ارزشها و نگرشهاي ساکنان و پیونـدها و الگوهاي رفتاري آنان است که میتواند در موفقیت برنامهها و دستیابی به اهداف جمعی و افزایش منـافع عمومی مؤثر باشد (ایراندوست، ۱۳۸۸، .(۱۲۸

نکته مهمی در مفهومشناسی محله، تعیین مرزها و حدود است که با کمـک نگـرش سیـستمهـا انجـام میشود. در این زمینه، محله به عنوان عملکننده عرصـه اجتمـاعی معطـوف بـه جامعـه محلـی، در درون تنوعی از سیستمهاي بزرگتر تعریف میشود که براي کنترل شـکلگیـري آینـدهاي پایـدار بـه آن کمـک میکند. بدین ترتیب، محله میتواند همزمان به عنـوان مکـان فراینـدي دیـده شـود کـه داراي مشخـصات مرکزي همیشگی و همچنین مرزهاي به شدت در حال نوسانی است که به سیستمهاي بـزرگتـر مـرتبط است. بنابراین، محله به عنوان سیستم اجتماعی پیچیده و پویا با سیستمهاي دیگر تعامل برقرار مـیکنـد.

این مفهوم از محله، در نهایت به سطح تحلیل ناظر بستگی خواهد داشت (پیربابایی، ۱۳۸۳، .(۳۳

سرمایه اجتماعی

به طور کلی از سرمایه اجتماعی تعاریف مختلفی ارائه گردیده است. یکی از تعاریف مطـرح آن اسـت کـه سرمایه اجتماعی، مجموعه هنجارهاي موجـود در نظـامهـاي اجتمـاعی اسـت کـه موجـب ارتقـاي سـطح همکاري اعضاي آن اجتماع و پایین آمدن سطح هزینههاي تبادلات و ارتباطـات مـیگـردد. براسـاس ایـن تعریف، مفاهیمی چون جامعه مدنی و نهادهاي اجتماعی داراي ارتباط مفهومی نزدیک با سرمایه اجتماعی هستند (شیروانی، ۱۳۸۲، .(۵۱ سرمایه اجتماعی مفهومی است که پیشینه چندانی ندارد. کاربرد این مفهوم به تدریج از دهه ۱۹۹۰ به این سو در رساله و مقالات دانشگاهی با کارهـاي افـرادي چـون جیمـزکُلمـن، پییر بوردیو، رابرت پاتنام و فرانسیس فوکویاما افزایش یافت (خخ ,نککذ ,هئئطکعطح).

سرمایه اجتماعی با کارکردش مطرح تعریف میشود. سرمایه اجتماعی، شیئی واحد نیست، بلکه انواع چیزهاي گوناگونی است که دو ویژگی مشترك دارند. همه آنها شامل جنبهاي از یک ساخت اجتماعیاند و کنشهاي معین افرادي را که در درون ساختار هستند، تسهیل میکند. سرمایه اجتماعی، مانند شـکلهـاي دیگر سرمایه مولد است و دستیابی به هدفهـاي معینـی را کـه در نبـود آن دسـتیـافتنی نخواهـد بـود، امکانپذیر میسـازد (کلمـن، ۱۳۷۷، .(۴۶۲ در جـدول ۱، تعـاریفی از سـرمایه اجتمـاعی و از دیـدگاههـاي مختلف ارائه میگردد:

استفاده از مفهوم سرمایه اجتماعی، با توجه به روند جهانی شدن و تضعیف نقش دولتهاي ملی، بـه منزله راهحلی اجراشدنی در سطح اجتماعات محلی براي مشکلات توسعه، مورد توجه سیاسـتگـذاران و مسئولان سیاست اجتماعی قرار گرفته است (خلذ ,کککذ ,طکغطهح). تعریـف رایـج سـرمایه اجتمـاعی در جریان اصلی جامعهشناس امریکایی، بهویژه در روایت کـارکردگرایانـه آن، عبـارت از روابـط دوجانبـه، تعاملات و شبکههایی است که در میان گروههاي انسانی پدیدار میگردند و نیز سطح اعتمادي اسـت کـه در میان گروه و جماعت خاصی، به منزله پیامد تعهدات و هنجارهایی پیوسته با ساختار اجتمـاعی یافـت

میشود. در مقابل، جامعهشناسی اروپایی این مفهوم را در بررسی ایـن موضـوع بـه کـار مـیگیـرد کـه چگونه تحرك پیوندهاي مربوط به شبکههاي اجتمـاعی، سلـسلهمراتـب اجتمـاعی و قـدرت تمـایزیافتـه را تقویت میکند. با وجود این، نکات مشترك این دو دیدگاه در موردسودمنديِ سرمایه اجتماعی در ارتقاي برخی ویژگیها مانند آموزش، تحرك اجتماعی، رشد اقتصادي، برتري سیاسی و نیروي زیست اجتماعی است (ختص ,نککذ ,ئئهح).

جدول .۱ تعاریف مختلف سرمایه اجتماعی

سطح تجزیه و تحلیل هدف تعریف سرمایه اجتماعی محققان عمده
افراد در حال رقابت باهم رسیدن به سرمایه منابعی هستند که منافع
عمومی را مورد ارزیابی قرار بوردیو
(فرد با فرد) اجتماعی
می دهند.

جنبه اي از ساختار
افراد در گروههاي اجتماعی است که اعضا از
خویشاوندي و اجتماعی رسیدن به سرمایه انسانی آن به عنوان منبعی براي کلمن
(افراد یا گروه) رسیدن به منافع خود
استفاده می کنند.

اعتماد، هنجارها و
حکومتهاي سیاسی در رسیدن به دموکراسی و شبکههایی که
تسهیلکننده همکاري اعضا پاتنام
سطح ملی توسعه اقتصادي
براي رسیدن به منافع

مشتركاند.

ابعاد سرمایه اجتماعی

سرمایه اجتماعی را میتوان متشکل از دو بعد دانست:

– پیوندهاي عینی میان افراد: یعنی ساختار شبکهاي عینی که افراد را به یکدیگر مرتبط کند. این مؤلفـه نشان میدهد که افراد در فضاي اجتماعی با یکدیگر مرتبطاند.
– پیوندهاي ذهنی میان افراد: یعنی پیوندهاي میان افراد باید داراي ویژگیهایی باشد چون: دوجانبـه، مورد اعتماد و مستلزم احساس مثبت (صک ,کککذ ,غپصxهب).

پس پیامدهاي مثبت سرمایه اجتماعی هنگامی وجود دارد که دو بعد تشکیل دهنـدة آن هـمزمـان و بـه میزان بسنده حاضر باشند (فیروزآبادي و جاجرمی، ۱۳۸۵، .(۲۰۰

مهمترین ابعاد سرمایه اجتماعی از دیدگاههاي مختلف را میتوان به این صورت خلاصه کرد: اعتماد، مشارکت سیاسی، مشارکت و رهبري مدنی، پیوندهاي اجتماعی غیررسمی، بخـشش و روحیـه داوطلبـی، مبتنی بر اعتقاد و ایمان، عدالت در مشارکت مدنی، تنوع معاشـرت هـا و دوسـتیهـا (الـوانی و سـیدنقوي،

۱۳۸۱، .(۲۶

شهرسازي و معماري نامه …با ايمحله پایدار توسعه هايسیاست بر مروري

۱۲۵

شهرسازي و معماري نامه ۸۹ تابستان و بهار | چهار شماره | هنر دانشگاه دوفصلنامه

سرمایه اجتماعی در مقیاس محله

نوشتارهاي نظري سرمایه اجتماعی سه سطح تحلیل خرد، میـانی و کـلان را پوشـش مـیدهنـد (غفـاري،

۱۳۸۳، .(۳۹۰

هر یک از این سطوح، کاربردي متناسـب بـا ابعـاد و مقیـاس مـورد نظـر و نیـز اهـداف و گـستردگی موضوع دارد. بدیهی است با توجه به مقیاس محله، سرمایه اجتماعی در این مقیاس میبایـست در سـطح تحلیل خرد مورد بررسی قرار گیرد. در این سطح سرمایه اجتماعی، در قالب روابط فـردي و شـبکههـاي ارتباطی بین افراد و هنجارها و ارزشهاي غیررسمی حاکم بر آنها مورد ارزیابی قرار میگیرد.

در سطح خرد از دو نوع سرمایه اجتماعی نام برده میشود:

الف) سرمایه اجتماعی شناختی۱۴

ب) سرمایه اجتماعی ساختاري۱۵

سرمایه اجتماعی شناختی با مقولههایی همچـون ارزشهـا، نگـرشهـا، تعهـدات، مـشارکت و اعتمـاد ارتباط پیدا میکند. سرمایه اجتماعی ساختاري، ساختارها، فرایندها مانند پاسـخگویی رهبـران و مـدیران جامعه در قبال عملکردشان، شفافیت در تصمیمگیري، میزان تصمیمگیري و اقدام براساس کار گروهی را پوشش می دهد.

در دیدگاه محلیگرایانه، سرمایه اجتماعی را بـا سـازمانهـاي محلـی ماننـد انجمـنهـا، باشـگاههـا و گروههاي اجتماعی برابر میشمارند. این دیدگاه سرمایه اجتماعی را از طریق تعـداد و تـراکم گـروههـاي

۶۲۱ اجتماعی در محلهاي معین مورد ارزیابی قرار میدهد. طرفداران این دیدگاه بـر ایـن باورنـد کـه سـرمایه اجتماعی به طور ذاتی خوب است و نقش مثبت در رفاه محلی دارد. در حالی که ولکوك و ناریان معتقدند هر چند که این نوع سرمایه که بیشتر دلالت بر سرمایه درونگروهی دارد، موجب انسجام و هویت بخشی

در سطح محلی میشود ولیکن چنانچه شعاع این سرمایه فراتر از گروههاي محلی نرود، نه تنها توسعه را تسهیل نخواهد کرد بلکه حتی مانع آن خواهد شد (نن ,کککذ ,غهyطهش ۲غه فطپطئپپح).

به نظر میرسد سرمایه اجتماعی شناختی و ساختاري در کنار یکدیگر، مفاهیم تحلیلی مناسـبی بـراي شناسایی پتانسیل رفتارهاي اجتماعگرایانه و رفاه اجتماعی در اجتماعات محلی محسوب می شوند.

همکاري داوطلبانه و سرمایه اجتماعی

حجم عمدهاي از پژوهشها و نوشتارهاي مربـوط بـه سـرمایه اجتمـاعی معطـوف بـه تـأثیر داوطلبـی و رفتارهاي داوطلبانه۱۶، انجمنهاي داوطلبانه، روحیه داوطلبـی و داوطلـبگرایـی مـدنی اسـت. پیپـانوریس

(۲۰۰۱) معتقد است که تئوري پاتنام از طریق مرتبط ساختن تفکرات سرمایه اجتماعی بـا تفکـر ضـرورت انجمنهاي مدنی و سازمان هاي داوطلبانـه در دسـتیابی بـه دموکراسـی، مـشارکت سیاسـی و کارآمـدي حکومت تدوین یافته است. تعدادي از جامعهشناسـان معاصـر از نتـایج کارهـاي پاتنـام ایـدههـایی را در خصوص نقشآفرینی سرمایه اجتماعی در کنشهاي اخلاقی برگرفتهاند. اریک آسلانیر بیان داشـته اسـت که رویکرد سرمایه اجتماعی بر الزام نسبت به دیگران، فراتر از توجه به منافع شخصیمان تأکیـد دارد و دربرگیرندة برخی ایدهها و دیدگاهها درباره ارزشها و روابط اجتمـاعی و تعهـدات مـدنی اسـت (ذکـایی،

۱۳۸۵، .(۱۱۳