چكيده
عوامل بيماري زاي قارچي و باكتريايي از مهمترين عوامل كاهش توليد زيتون در دنيا محسوب مي گردد. با توجه به اهميت اين محصول، در راستاي اجراي برنامه هاي توسعة كشت زيتون، مطالعات و تحقيقات همه جانبه‌اي در استان هاي كشور انجام شده است.
باغات زيتون كشور و نيز باغات مادري زيتون درشهرستان طارم عليا واقع در استان زنجان كه كانون توليد قلمه و نهال زيتون در كشور است، از لحاظ عوامل بيماري زايي و تعيين پراكنش هر يك از بيماري ها بررسي شده اند.

باغات مورد بررسي به طور تصادفي انتخاب شده و پس از بررسي درختان موجود در هر باغ، از علائم مشكوك و آلوده به بيماري نمونه برداري و به منظور جداسازي عوامل بيماريزا به آزمايشگاه منتقل شده اند. به روش هاي معمول آزمايشگاهي و روش هاي توصيه شده براي هر عامل نسبت به جداسازي ، خالص سازي و اثبات بيماري زايي عوامل قارچي اقدام گرديده و نمونه هاي مشكوك به عوامل باكتريايي و ويروسي در مؤسسات تحقيقات آفات و بيماري هاي گياهي مورد بررسي قرار گرفته اند. در هر باغ و كل منطقه براساس تعداد درختان بازديد شده و بيمار و تعداد باغات بررسي شده، ميزان آلودگي و پراكنش آن ها برآورد گرديده است.

مهمترين عوامل پوسيدگي ريشه و خشكيدگي قلمه ها در ايران عبارتند از
Fusarium solani Pythium ultimum, Rhizoctonia solani,. در نهال هاي يك ساله موجود در گلدان ها علاوه بر قارچ هاي مزبور Macrophomina phaseolina, Verticillium dahliae و به ندرت گونه هاي Phytophthora مشاهده گرديده كه باعث خشكيدگي نهال ها مي شدند.
در باغات جديدالاحداث نيز همه قارچ هاي فوق الذكر از ريشه و طوقه نهال هاي جوان بيمار جداسازي گرديده است كه با توجه به اينكه در باغات جديد الاحداث در اراضي باير احداث مي گردند و تقريباً عاري از عوامل مزبور مي باشند، به احتمال زياد اين عوامل توسط نهال هاي آلوده به باغات جديد منتقل شده اند. درباغات كهنسال قارچ هاي Armillaria mellea, Roselinia necatrix از ريشه درختان در حال زوال جداسازي گرديد.

در باغات مسن قارچ‌هاي بيماري‌زاي هوازاد نيز مورد شناسايي قرار گرفتند كه مهمترين آن ها عبارت بودند از Spilocea oleaginum عامل بيماري لكه طاوسي، Hormiscium oleae عامل خشكيدگي نوك سرشاخه ها و گونه هاي Alternaria عوامل لكه برگي.
در سال ۷۸ براي كنترل عوامل بيماري زاي عامل خشكيدگي قلمه ها و نهال ها اقدام به ضدعفوني خاك مورد استفاده نهالستان ها با متيل برومايد گرديد. نتيجة اين عمل در كاهش عوامل مزبور بالاخص Verticillium dahliae بسيار رضايتبخش بود.

مقدمه
درخت زيتون با نام علمي Olea europea گياهي است هميشه سبز و بومي نواحي گرمسير كه در صورت وجود ۳۰۰ ميلي متر بارندگي ساليانه كشت ديم آن نيز امكان پذير مي‌باشد. براساس محاسبات به عمل آمده در سازمان جهاد كشاورزي زنجان امكان توسعه كشت زيتون تا سطح ۲۰ هزار هكتار قابل دستيابي بوده و مي تواند ساليانه حدود ۱۶۰۰۰ تن روغن زيتون در منطقه توليد نمايد كه با محاسبات قيمت روغن زيتون در بازارهاي جهاني ( هر تن معادل ۸۰۰ دلار) ارزش اقتصادي آن سالانه ۸/۱۲ ميليون دلار مي‌باشد كه مي‌تواند تحول عظيمي از نظر اقتصادي و اجتماعي ايجاد نمايد.

زيتون در ايران در نواحي طارم، گرگان، مازندران، گيلان، خوزستان، فارس، خوربيانك، راميان، كوهستان‌هاي دالاهو، لرستان، كهكيلويه و بويراحمد، چهار محال و بختياري، كرمان، قزوين، كردستان و گرمسار كشت مي گردد.
در جهان به دليل اهميت زيتون و فرآورده هاي آن درصنايع مختلف، تحقيقات زيادي دربارة كشت و پرورش، آفات و بيماري هاي گياهي و ارقام مختلف آن و روش هاي كنترل آفات و بيماري هاي اين درخت در دنيا صورت گرفته است. در تحقيقات گياهپزشكي، عوامل بيماري زاي متعددي از روي درختان زيتون جدا و گزارش شده است و اهميت هر يك از آن ها از نظر كمي و كيفي روي محصول مورد توجه قرار گرفته است.

لكه برگي ها، بيماري‌هاي آوندي، بيماري هاي ريشه و طوقه و رشد قارچ‌هاي بيماري زا روي ميوه زيتون كه در انبار باعث افزايش اسيديته روغن مي‌شود از جمله عوامل مهمي است كه موجب خسارت در توليد اين محصول مي گردد.
مهمترين بيماري هاي درخت زيتون، پژمردگي ورتيسيليومي، لكه چشم طاووسي، مومي شدن ميوه، كپك دوده اي و ماكروفوما، تعيين و تشخيص شده است.

بيماري پژمردگي ورتيسيليومي در تمامي كشورهاي شمالي مديترانه، سوريه و كاليفرنيا وجود دارد كه باعث كم شدن عملكرد، خشك شدن شاخه هاي جوان وخشكيدن كامل درخت مي‌شود.
اين بيماري را در جنوب سوريه عمده مشكلات پرورش درختان زيتون عنوان مي‌نمايند و بررسي هاي انجام شده در باغات ۱۰-۵ ساله نشان مي دهد كه آلودگي به اين بيماري تا ۲۹/۴۹ درصد باغات وجود داشته و در جايي كه در سال هاي قبل از احداث باغ سبزيجات مانند گوجه فرنگي كشت مي شده است اين بيماري شيوع بيشتري داشته است.

بيماري هاي مهم درختان زيتون دركشورهاي مديترانه اي عبارتند از گال باكتري با عامل Pseudomonas syringae، لكه چشم طاووسي با عامل (Spiloceae oleagina) با گسترش زياد و قابل توجه و شدت بالا در كليه مناطق كشت زيتون، پژمردگي وريتسيليومي با عامل Verticillium dahliae و آنتراكنوز زيتون با عامل Glomerella cingulata با توسعه و گسترش محدود وكم ولي شدت بالا در درختان آلوده و ديگر بيماري ميوه با عامل Mycocentrospora cladosprioides و Camarosporium dalmatica و نكروز باعامل Phoma incompta و ديگر بيماري ها كه از قارچ هاي كم اهميت مي باشند.

در ايتاليا بيماري هايي كه روي اپيدميولوژي و روش هاي كنترل آن ها به منظور اجراي يك برنامة تلفيقي در جهت كنترل بيماري و كاهش دفعات مبارزات شيميايي تحقيقاتي صورت گرفته است، عبارتند از پوسيدگي هاي ريشه، لكه برگي ها باگال باكتريايي و خسارت نماتدهاي گياهي و خشكيدن درختان.
بيماري كه چشم طاووسي با گستردگي زياد در مناطق مديترانه‌اي به عنوان مهمترين عامل كاهش محصول و بيماري گال باكتريايي با آلودگي شديد در يونان گزارش شده است.
در سال ۱۹۹۴ در ايتاليا قارچ Phoma incompta را به عنوان عامل جديد بيماري كه موجب تغيير رنگ آوندهاي چوبي، قهوه اي شدن برگ ها و خشكيدگي شاخه‌هاي جوان مي‌شود معرفي نمودند.

علائمي از سكته ، بد شكلي و داسي شدن برگ و زردي از علائم بيماري هاي ويروسي بر روي درختان زيتون مي باشد، ضمن اينكه تلاش براي تشخيص ايزوله هاي عامل بيماري ناموفق بوده است با عمل پيوند نيز به طور رضايت بخش نتوانسته اند علائم را انتقال دهند. درسال ۱۹۷۶ در ايتاليا يك ايزوله ويروس از درخت زيتون جدا گرديد كه هيچ علائمي روي آن نداشته است، اين ويروس استريني از SLRV بوده كه روي درختان گيلاس و زردآلو نيز ديده مي‌شود و در قسمت مركزي ايتاليا تنها در يك مورد روي درختان بد شكلي برگ و ميوه ايجاد نموده است. بعدها نيز تعدادي ويروس از درختان زيتون جدا شده است كه بدون علائم بوده اند.

در سال ۱۳۴۳، اسكندري از نواحي شمالي ايران ، بيماري لكه طاووسي را جمع آوري و قارچ هاي Harmiscium olea, Spiloceae نيز توسط ارشاد در سال هاي ۱۳۵۶ از درختان زيتون گزارش گرديد.
براساس طرح هاي تحقيقاتي و نمونه برداري ها و مطالعات موردي در منطقه طارم و شمال كشور از قسمت هاي ريشه و برگ زيتون قارچ هاي Fusarium oxysporum ، Armillariella mellea، Verticillium dahliae، V.alboatrum، Marssonia olivarum ، Phoma sp، Botrytis cinerae ، Nigrospora sp و Spiloceae oleagina جدا گرديده است.

پوسيدگي ريشه ناشي از Fusarium solani در قلمستان ها و Rhizoctonia sp و Pythium sp، Macrophoma phaseolina توسط افشاري آزاد و همكاران در سال ۱۳۷۷ از درختان زيتون گزارش شده است.
صارمي در سال ۱۳۷۹ قارچ هاي Fusarium solani را علت مرگ نهال هاي اوليه زيتون و Verticillium dahliae را عامل Opoplexy و مرگ سريع نهال هاي جوان و شاخه هاي درختان مسن و Cycloconium oleaginum را عامل لكه چشم طاووسي برگ زيتون و قارچ Phoma sp را عامل لكه گرد و كوچك مدور در سطح برگ ها را در مناطق طارم زنجان، رودبار، گرگان، مشهد، و اطراف قم گزارش نموده است.

از زمان شروع اجراي طرح توسعه باغات زيتون تاكنون، عارضه خشكيدگي نهال ها در مبادي توليد و درختان جوان در باغات جديد الاحداث خسارات سنگيني به توليد كنندگان نهال و باغداران كشور وارد ساخته است. عوامل بيماري زاي دخيل در ايجاد اين عارضه از سال ۱۳۷۶ تاكنون در نقاط مختلف كشور جداسازي، شناسايي و گزارش گرديده است.

نظر به اينكه احتمال مي رفت بخشي از آلودگي ها ناشي از تهيه قلمه از درختان مادري آلوده باشد، لذا درختان زيتون باغات منتخب براي قلمه گيري از نظر آلودگي به عوامل بيماري زا به ويژه بيماري آوندي مورد بررسي قرار گرفتند. براي اين منظور درختان مادري زيتون در هر منطقه قبل از شروع فصل قلمه گيري ( نيمه دوم شهريور و نيمه دوم اسفند) مورد بررسي و بازديد قرار گرفتند و پس از ثبت تعداد درختان وارقام موجود در هر باغ، از درختاني كه داراي علائم پژمردگي يا خشكيدگي بودند نمونه برداري و به آزمايشگاه منتقل گرديدند. نمونه ها پس از ضدعفوني سطحي در محيط كشت هاي PDA، CMA و زاپك – الكل مورد كشت قرار گرفته و در دماي ۲۵ درجه سانتي

گراد به مدت ۷-۳ روز نگه داري گرديدند. پس از ظهور كلني قارچ ها و خالص سازي آن ها اقدام به مطالعه ميكروسكوپي و شناسايي گرديد. نتايج بررسي ها در استان گلستان نشان داد كه مهمترين بيماري‌هاي شايع در درختان مادري زيتون اين استان ، پژمردگي وريتسليومي با عامل Verticillcum dahliae و لكه چشم طاووسي با عامل Cycloconium oleaginum مي‌باشد. پژمردگي وريتسليومي در تمام باغات منتخب استان گلستان وجود داشت. متوسط آلودگي به

V.dahliae در باغ مديريت كشاورزي كردكوي ۲/۳% و C.oleaginum 6/38% برآورد گرديد. در بين ۱۳ رقم موجود در باغ مزبور، بيشترين آلودگي به ورتيسليوم در ارقام كنسرواليا (۱۴%)، سويلانا(۱۰%) و ماري (۹%) مشاهده گرديد. در ارقام كروناكي، مانزانيلا، والانوليا و كالامون آلودگي مشاهده نشد. آلودگي به سيكلوكونيوم نيز تقريباً در تمام ارقام مشاهده مي شد. ارقام زرد (۹۵%)، آميگدالوليا (۸۵%)، سويلانا (۷۵%) بيشترين آلودگي را داشتند، در حاليكه ارقام كروناكي، بلدي و والانوليا كمترين آلودگي را نشان مي‌دادند. در استان زنجان ۱/۱۲% درختان باغات منتخب زيتون داراي علائم سرخشكيدگي شاخه ها، ۷/۱۲% درختان داراي علائم لكه چشم

طاووسي، ۶/۵% درختان داراي پوسيدگي ريشه و طوقه ناشي از Armillariella mellea و ۵/۱% درختان داراي علائم پژمردگي وريتسليومي بودند و از آن ها V.dahliae جداسازي و بيماري زايي آن ها به اثبات رسيد. در استان گيلان (حومه رودبار، منجيل، لوشان و رستم آباد) از بين عوامل بيماري زا C.oleaginum عامل لكه چشم طاووسي و Botrytis cinerea عامل سرخشكيدگي شاخه ها از فراواني بيشتري برخوردار بودند.

قارچ V.dahliae تنها از تعداد معدودي از درختان جداسازي گرديد.
به منظور بررسي فعاليت نماتدهاي پارازيت گياهي از خاك گلدان هاي حاوي قلمه و نهال هاي زيتون، آن هايي كه پژمرده يا خشك شده اند را به روش استفاده الك و سانتريفوژ جداسازي و بعد از بررسي عدم وجود و يا وجود نماتدهاي پارازيت گياهي در نمونه ها مشخص مي گردد كه اين عمل در استان گيلان انجام شده و نماتد شناسايي شده و تحقيقاتي روي آن ها صورت گرفته است.

در آخر لازم به ذكر است كه زيتون گياهي است مقاوم به كم آبي و سازگار با خاك هاي كم مايه و به تعبيري محصول ثروتمند خاك هاي فقير است ، اين گياه بومي آسياي غربي( ايران، اردن، عراق) بوده و در ايران تا قبل از اجراي طرح توسعه، زيتون منحصراً‌ در شيب هاي تند، سنگلاخ و كم آب دره سفيد رود، رودبار، منجيل و طارم با سطح زير كشت ۶۵۰۰ هكتار كشت مي شد و در مناطق ديگر مثل گرگان و مازندران به دليل عدم توجه، درختان زيتون از بين رفته و تنها نشانه هايي از آن به جا مانده است.
روش تحقيق و بررسي:
۱- بازديد و نمونه برداري: در طول سال هاي ۷۶و۷۷و۷۸ توسط مجريان تحقيق، به طور مستمر از باغات و نهالستان هاي كشور بازديد به عمل آمد و به منظور ارزيابي و تعيين وضعيت آلودگي درختان مادري زيتون، چندين باغ مادري به طور پراكنده انتخاب شده و مشخصات هر باغ، محل جغرافيايي ، مساحت، روش و دور آبياري، ارقام درختان، تعداد درختان و علائم مشاهده شده ثبت گرديد.

با توجه به مساحت باغ و تعداد درختان موجود در آن، تعدادي از درختان به طور تصادفي مورد بررسي قرار گرفت و علائم غيرطبيعي و عوارض موجود و علائم شناخته شده بيماري هاي درخت زيتون يادداشت و از اندام هاي داراي علائم و بيمار نمونه برداري گرديد. درختان از نظر ماكروسكوپي به دقت بررسي و در صورت وجود علائم غيرطبيعي در اندام هاي هوايي درخت، علائم مزبور يادداشت و ثبت گرديد. با مشاهدة علائم پژمردگي و زوال تدريجي درخت ، خاك اطراف ريشه و

طوقه را كنار زده و اندام هاي زيرزميني هم بررسي شد و همان طور كه اشاره شد بافت هاي بيمار يا مشكوك به بيماري جمع آوري و نمونه برداري گرديد. نمونه ها با ذكر مشخصات در كيسه هاي پلاستيكي جهت بررسي هاي آزمايشگاهي و جداسازي عوامل بيماري زا به آزمايشگاه منتقل گرديدند. علائم و نمونه هاي بيماري هاي احتمالي ويروسي نيز توسط محققان به بخش تحقيقات ويروس شناسي موسسات تحقيقات آفات و بيماري هاي گياهي جمع آوري و در بخش هاي مزبور مورد بررسي قرار گرفتند.

۲- كشت نمونه ها : اندام هاي آلوده (ريشه، طوقه ، تنه و برگ) پس از شستشو در آب جاري به قطعات كوچك تقسيم و به طور جداگانه توسط هيپوكلريت سديم ۵/۰ درصد به مدت ۳ دقيقه ضدعفوني سطحي گرديد. سپس قطعات ضدعفوني شده در محيط كشت هاي PDA، زاپك – الكل (CzaPek) و CMA كشت و به مدت ۴-۳ روز در دماي ۲۵ درجه سانتي ‌گراد نگه داري گرديد. پس از ظهور كلني ها از طريق نوك ريسه يا تك اسپور در روي محيط كشت WA اقدام به خالص سازي گرديد. جدايه هاي خالص سازي شده مجدداً بر روي SEA منتقل و در ۴ درجه سانتي گراد براي بررسي هاي بعد نگه داري گرديد.

۳- شناسايي :جدايه هاي خالص سازي شده در زير ميكروسكوپ نوري براساس خصوصيات مورفولوژيكي مطالعه و با استفاده از كليدهاي شناسايي مورد شناسايي مقدماتي قرار گرفتند.
۴- اثبات بيماري‌زايي : به منظور انجام تست بيماري زايي عوامل جداسازي شده معمولاً از نهال هايي كه در گلدان هاي پلاستيكي ضدعفوني شده و خاك استريل پرورش داده شده بودند، استفاده مي‌شود. در مورد قارچ هاي هوازاد و عوامل بيماري زايي برگي به روش مالش

سوسپانسيون اسپور قارچ توسط قلمو بر روي سطح برگ ها يا از طريق اسپورپاشي روي اندام هاي هوايي عمل مي‌شود. سپس به مدت ۴۸ ساعت به وسيله قرار دادن پوشش پلاستيكي روي نهال هاي تلقيح شده رطوبت مورد نياز تأمين مي گردد و يا نهال هاي تلقيح شده را تحت شرايط مرطوب و دماي مناسب قرار مي‌دهند.

در خصوص بيماري پژمردگي و خشكيدگي شاخه ها و بيماري هاي آوندي، قارچ عامل بيماري به روش Stem wounding در روي نهال هاي دوساله پرورش يافته در خاك گلدان استريل تلقيح مي گردد. بدين منظور تعدادي گلدان نهال ۵/۱-۲ ساله انتخاب مي‌شود و بر روي ساقه در ارتفاع ۱۰-۵ سانتي متري، محلي با الكل سفيد ضدعفوني و سپس با آب مقطر استريل شستشو داده مي‌شود. آن گاه با اسكالپل استريل شكافي در محل مورد نظر ايجاد و از محيط غذايي حاوي قارچ پرورش يافته يك هفته اي به ابعاد ۵/۰ سانتي متر مربع در محل شكاف قرار داده و روي محل تلقيح با پنبه استريل و نوار پارافيلم پوشانيده مي‌شود.

تلقيح عوامل بيماري زاي خاكزي و بيماري هاي ريشه و طوقه به وسيله قراردادن محيط هاي غذايي حاوي قارچ پرورش يافته در داخل خاك گلدان ها و اطراف ريشه اجرا مي‌شود.
نهال هاي تلقيح شده به صورت روزانه بازديد و بررسي مي شوند و پس از ظهور علائم بيماري نسبت به جداسازي مجدد عوامل بيماري زا اقدام مي‌شود.

 

۵- كنترل عوامل بيماري زاي خاكزاد: نظر به اينكه علت اصلي خشكيدگي نهال‌ها، آلودگي خاك گلدان ها به عوامل قارچي بيماري زاي خاك زاد تشخيص داده شده لذا با همكاري سازمان حفظ نباتات اقدام به ضدعفوني خاك مورد استفاده در نهالستان ها توسط متيل برومايد (CH3Br) گرديده است. براي اين منظور خاك مورد نظر را در محل مسطحي به ارتفاع حداكثر ۳۰ سانتي متر پهن

نموده، رطوبت خاك در حد ظرفيت نگه داري ( ۲۵-۲۰ درصد) تنظيم و در دماي ۲۵-۱۵ درجه سانتي گراد اقدام به پخش گاز متيل برومايد به ازاء هر متر مربع ۷۵-۷۰ گرم مي‌گردد. ضمناً قبل از بازكردن شير كپسول هاي گاز سطح خاك توسط پوشش پلاستيك پلي اتيلن پوشانده مي‌شود و به ازاي هر ۱۰ متر مربع سطح خاك يك ظرف پلاستيكي به ظرفيت حداقل ۲ ليتر در نظر گرفته مي‌شود كه انتهاي انشعاب شيلنگ هاي گاز رساني به اين ظروف ختم مي‌شود. مدت ضدعفوني با توجه به درجه حرارت خاك ۷۲-۴۸ ساعت به طول مي انجامد. فاصله پوشش پلاستيكي از سطح خاك ۲۰-۱۵ سانتي متر در نظر گرفته مي‌شود و پس از اتمام مدت ضدعفوني، پوشش پلاستيكي را برداشته و مدت ۱۰-۷ روز تهويه انجام مي‌گيرد.

۶- تعيين پراكنش و ميزان آلودگي باغات: باشمارش تعداد درختان بازديد شده، درختان سالم و درختان بيمار و داراي علائم بيماري در هر باغ و كل منطقه، با استفاده از فرمول هاي زير درصد باغات آلوده به هر يك از علائم و بيماري مشاهده و ثبت شده برآورد گرديده است:
۱۰۰* تعداد كل درختان بازديد شده / تعداد باغات داراي درختان بيمار = درصد باغات آلوده به هر بيماري
۱۰۰* تعداد درختان بازديد و بررسي شده / تعداد درختان بيمار يا داراي علائم = درصد درختان بيمار
بيماري‌هاي مهم درختان زيتون و بررسي هاي انجام شده روي آن ها در چند استان
بيماري‌هاي گياهي روي زيتون به دو دسته تقسيم مي شوند:
۱- بيماري هاي با منشاء پارازيتي ( انگلي)
۲- بيماري هاي با منشاء غيرپارازيتي ( غيرانگلي)
الف – بيماري هاي انگلي ( پارازيتي)

۱- خشكيدگي شاخه ها (پژمردگي و ريتسليومي):
اين بيماري از نوع بيماري قارچي است و اخيراً به نام « بيماري مرگ زيتون » نيز ناميده شده است. عامل اين بيماري Verticillium dahliae مي‌باشد كه براي نخستين بار در سال ۱۹۴۶ از ايتاليا و سپس در سال ۱۹۵۰ از كاليفرنيا گزارش گرديد. اين بيماري در فرانسه از سال ۱۹۶۰ در نيون كه منطقه كاشت واريته «تانش» مي‌باشد، ظاهر شد و باعث نابودي سريع بسياري از اشجار زيتون گرديد. طولي نكشيد كه اين قارچ در ساير كشورهاي زيتون خيز منطقه به خصوص در يونان (۱۹۷۰ تا ۱۹۷۱) نيز سرايت نمود و اكنون در ايتاليا، يونان، تركيه، سوريه، اسپانيا و فرانسه وجود دارد.

در ايران در روي زيتون توسط رهنما و همكاران (۱۳۷۷) از علي آباد گرگان گزارش گرديده است. علائم بيماري ممكن است به صورت مرگ ناگهاني (apoplexy) در درختان جوان و يا به صورت زوال تدريجي (Slow decline) در درختان مسن ظاهر شود. خسارت ناشي از اين بيماري ممكن است از كاهش محصول، خشكيدگي سرشاخه ها يا شاخه ها تا خشك شدن كل درخت متفاوت باشد.

ورتيسليوم معمولاً به شاخه يا بازوي نزديك به تنه درخت حمله مي‌كند. رگبرگ هاي مياني در سطح تحتاني برگ هاي آلوده روي خود مي‌پيچند و رنگ سبز آن ها به قهوه اي روشن تبديل مي‌شود و به زودي خشك و ساقط مي گردند . گاهي هم برگ ها سبز خشك مي شوند و شاخه ها و برگ هاي خشك شده بدون خزان روي درخت باقي مي مانند. پوست درخت آلوده به رنگ بنفش در مي‌آيد. برگ و گل و ميوه خشكيده ( به هنگام طغيان بيماري) غالباً روي شاخه هاي آلوده به رنگ بنفش در مي‌آيد.

برگ و گل و ميوه خكشيده ( به هنگام طغيان بيماري) غالباً‌روي شاخه‌هاي آلوده همچنان باقي مي مانند. در نهايت باعث خشك شدن و مرگ يك قسمت يا تمامي پيكرة درخت مي‌گردد. اين بيماري گاهي توأم با تعدادي پاجوش يا تنه جوش مي‌شود كه در اطراف طوقه يا در قاعده بازوها مي رويند. علائم اين بيماري دقيقاً شبيه به خشك شدن تاج درخت به وسيله حرارت آتش مي باشد.

آلودگي به اين بيماري در ۳ درصد باغ هاي مادري و۵/۱ درصد درختان برآورد گرديده است. قارچ ورتيسليوم در خاك به شكل اسكلرت ( به قطر ۰۵/۰ ميلي متر وجود دارد كه در مجاورت با ريشه، به صورت ريسه هاي ريز و نازك از راه ريشه به داخل آوندهاي درخت نفوذ مي كند و از همين راه سريعاً خود را به اندام هوايي درخت مي رساند و با قطع شيره نباتي باعث خشكيدن شاخه و سرشاخه و بازو و در نتيجه باعث نابودي درخت مي گردد. انتشار پاتوژن از طريق نهال هاي آلوده،

جابجا كردن خاك آلوده، به كار بردن ادوات آلوده به موقع هرس و پيوند و آبياري و از طريق آب آبياري و از طريق قلمه ها صورت مي‌گيرد. بدين جهت رعايت اصول قرنطينه اي در برنامه تهيه و توليد قلمه و نهال زيتون همواره مورد توجه قرار مي‌گيرد بدين جهت رعايت اصول قرنطينه اي در برنامه تهيه و توليد قلمه و نهال زيتون همواره مورد توجه قرار مي‌گيرد. تلاش هايي كه در زمينه پيشگيري يا كنترل بيماري صورت گرفته است نشان مي دهد كه يكي از روش هاي موثر پيشگيري استفاده از پايه

هاي مقاوم مي‌باشد. مطالعه روي سم پاشي با قارچ كش هاي سيستميك و اثرات آن روي اين بيماري هنوز در جريان مي باشد. Tawil و همكاران در سال ۱۹۹۱ تعداد ۱۱ قارچكش را جهت كنترل اين بيماري مورد آزمايش قرار داده اند كه قارچكش كار بندازيم اثر نسبتاً خوبي در جلوگيري از رشد ميسليوم نسبت به ساير تيمارها داشته است. همچنين بكارگيري روش سولاريزاسيون خاك

همراه با اضافه كردن مواد بيولوژيك به خاك در از بين بردن اسكلرت هاي عامل بيماري در خاك توصيه شده است. آيش بندي زمين و عدم استفاده همه ساله و پي درپي از زمين وسيله موثري در جهت پيش گيري از شيوع اين بيماري شناخته شده است. ايجاد هر گونه زخمي روي ريشه درخت با ادوات باغباني يا زراعي باعث نفوذ فوري اين قارچ به ريشه و باعث آلودگي درخت خواهد بود.

نقش حرارت درماني قلمه هاي زيتون در كاهش آلودگي آن ها به بيماري پژمردگي ورتيسليومي:
بررسي هاي اوليه نشان مي دهد كه حرارت خشك بقاء عامل بيماري را در محيط مصنوعي تحت تأثير قرار مي دهد. بطوريكه درجه حرارت ۵۵-۴۰ درجه سانتيگراد ( به مدت زمان ۷۵ دقيقه) بقاء ۲۰ جدايه از قارچ را كه در محيط كشت سيب زميني دكستروز آگار (PDA) به طور قابل توجهي كاهش مي دهد (P<0/01). به منظور بررسي درجه حرارت بر ميزان پروپاگال V.dahliae در قلمه ها، قلمه هايي با سن ۱و۲و۳ ساله از درختان آلوده زيتون ( ارقام روغني، ميشن و كروناكي) با ۵۰ تكرار از

استان گلستان تهيه شد. آنگاه قلمه ها در دماي ۵۵-۴۰ درجه سانتي گراد به مدت ۳-۵/۰ ساعت قرار گرفتند. جهت بررسي بقاء قارچ در قلمه ها ، قطعاتي مختلف از آن ها بر روي محيط كشت PDA كشت گرديد. نتايج حاصل از اين مطالعه نشان داد كه درجه حرارت هاي بالاتر از ۴۷ درجه سانتي گراد با كاهش قابل توجه پروپاگال قارچ درون قلمه ها همراه است. اختلاف معني داري در رابطه با اثر ارقام مختلف و سن شاخه ها مشاهده نشد. با توجه به اين بررسي به نظر مي رسد كه تيمار يك ساعته قلمه ها در دماي ۵۰-۴۷ درجه سانتي گراد مي تواند در كاهش معني دار پروپاگال موثر باشد.

شناسايي عامل بيماري سرخشكيدگي درختان زيتون در استان زنجان:
اين بيماري براي اولين بار در منطقه طارم زنجان توسط (جعفر ارشاد) از درختان زيتون منطقه جداسازي و شناسايي شد. بدين منظور از باغات زيتون مشكوك به بيماري در منطقه نمونه برداري شد. پس از كشت نمونه هاي زيتون و جداسازي قارچ عامل بيماري (V.dahliae) با استفاده از روش تك اسپور اقدام به خالص سازي و تكثير جدايه هاي بدست آمده شد. بعد از خالص سازي جدايه ها براي شناسايي قارچ عامل بيماري سه جدايه مورد بررسي قرار گرفت. از هر جدايه طول وعرض ۵۰ عدد كنيديوم ، ميكرواسكلروت و طول كنيديوفور اندازه گيري شد. كنيديوم ها تك ياخته اي، بي رنگ ، بيضوي تا استوانه اي و متوسط طول وعرض آن ها ۵۹/۲*۷۲/۵ ميكرومتر بوده است

ميكرواسكلروت ها قهوه اي تيره تا سياه، زنجيره اي ، كروي تا بيضوي و بعضي نامنظم و متوسط آن ها ۰۵/۳۳*۳۸/۵۷ ميكرومتر بوده است. كنيديوفورها كشيده، روشن، به صورت مجتمع و ۵-۲ عدد در هر برآمدگي و متوسط طول آن ها ۵۶/۳۱ ميكرومتر بوده است. براي اثبات بيماري زايي جدايه ها از نهال هاي گلداني زيتون رقم زرد استفاده شد آزمايش به صورت طرح آماري كاملاً تصادفي با ۶ تكرار و شش تيمار به اجرا در آمد. براي تلقيح قارچ از روش زخم زني ساقه (Stem wounding) استفاده شد. دو ماه پس از مايه زني، علائم بيماري با كلروزبرگ ها و سپس نكروز شدن آن ها شروع شد. شش ماه پس از مايه زني طبق روش تانسلوپولوس ميزان آلودگي نهال ها تعيين گرديد. پس از تجزيه آماري داده ها مشخص گرديد كه جدايه اول نسبت به دو جدايه ديگر قدرت بيماري زايي بيشتري دارد.

جداسازي قارچ Verticillium dahliae از درختان زيتون در استان كهكليويه و بويراحمد:
در طي بازديد كه افشاري آزاد و عليزاده در پاييز سال ۱۳۸۲ از باغات زيتون منطقه پشت كوه گچساران در استان كهكيلويه و بوير احمد به عمل آوردند، در تعدادي از درختان جوان زيتون بعضي از علائم بيماري پژمردگي ورتيسليومي را مشاهده كردند. هر چند در برش عرضي از مقاطع

سرشاخه ها و تنه درختان علائم نكروز آوندي مشاهده نمي شد، اما ساير علائم بيماري از جمله خشكيدگي يك طرفه درختان، ريزش برگ هاي شاخه هاي آلوده ، قهوه اي شدن پوست شاخه ها به ويژه در محل انشعابات ديده مي‌شد. از شاخه ها و ريشه درختان آلوده نمونه برداري به عمل آوردند و نمونه ها در آزمايشگاه پس از شستشو و ضدعفوني سطحي، طبق روش هاي استاندارد در محيط كشت اتانول – استرپتومايسين- آگار كشت گرديده و در دماي ۲۲ درجه سانتي گراد نگه داري شدند. كلني هاي قارچ يك هفته بعد از انكوباسيون ظاهر گرديده و مورد بررسي قرار گرفتند.

رنگ كلني ها ابتدا سفيد بوده و بعد به تدريج از قسمت مركز به رنگ سياه تغيير مي يافت. در بررسي ميكروسكوپي ميسليوم قارچ بي رنگ ، كنيديوفورها كم وبيش ايستاده، بي رنگ و منشعب، از محل انشعابات ۴-۳ فياليد به صورت فراهم خارج مي شد. كنيدي ها بيضوي تا استوانه اي، بي رنگ، تك سلولي به ندرت دو سلولي، به ابعاد

۳-۵/۱ × ۸ –۵/۲ ميكرومتر كه در انتهاي فياليدها به صورت مجتمع و كروي شكل ديده مي‌شد. ميسليوم استراحتي قهوه اي تيره رنگ تنها در ميكرواسكلروت مشاهده مي شد. ميكرواسكلروت ها به رنگ قهوه اي تيره تا سياه، از لحاظ شكل و اندازه متغير به قطر ۵۰-۱۵ ميكرون بودند . با توجه به مشخصات فوق عامل بيماري Verticillium dahliae تشخيص داده شد. آزمون بيماري زايي در گلخانه با فرو بردن ريشه نهال هاي سالم دو ساله در سوسپانسيون اسپور قارچ به غلظت ۱۰۶ × ۵/۲ كنيدي در ميلي ليتر انجام گرفت. براي نهال هاي شاهد از آب مقطر استريل استفاده شد. علائم بيماري ( پژمردگي) يك ماه پس از آلوده سازي مصنوعي ظاهر گرديد. از شاخه نهال هاي مزبور مجدداً قارچ V.dahliae جدا گرديد. اين اولين گزارش از وجود اين قارچ در درختان زيتون در استان كهكيلويه و بويراحمد بوده است.

جداسازي قارچ Verticillium dahliae از درختان زيتون در منطقه جيرفت:
طي بازديدهايي كه در سال هاي ۷۹ و ۸۰ توسط آزاد وار، نجفي نيا، زارع و خواجويي از درختان زيتون ۳ تا ۵ ساله منطقه محمد آباد مسكون به عمل آمد، علائم خشكيدگي سرشاخه، سبز خشك شدن برگ ها، پيچيدگي برگ ها حول رگبرگ مياني و ريزش برگ ها و نهايتاً لخت شدن سرشاخه ها مشاهده شد. در مقطع عرضي شاخه هاي آلوده، محل آوندها به رنگ قهوه اي مشاهده گرديد. پيشرفت بيماري باعث خشكيدن كامل درخت گرديد. به منظور جداسازي

عاملبيماري، قطعات ۲ تا ۵ ميلي متر از سرشاخه هاي آلوده جدا و پس از ضدعفوني سطحي با هيپوكلريت سديم يك درصد به مدت ۲ تا ۳ دقيقه وشستشو با آب مقطر سترون، روي محيط PDA كشت گرديد. ۵ تا ۷ روز بعد، گونه اي قارچ از جنس ورتيسليوم جدا شد. تك اسپور قارچ تهيه و مطالعات قارچ شناسي آن روي محيط PDA انجام گرفت. رشد اين قارچ روي محيط فوق كند بوده و داراي ميسليوم بي رنگي است كه به تدريج با تجمع ميكرواسكلروت هاي قارچ از وسط كلني به رنگ سياه در مي آيد.