چکیده

محلّه،معرّف هویت شهری، فرهنگ و جهان بینـی شـکل دهنـدگان آن، ارزش هـای تـاریخی و همچنیننمادی از جایگاه تمدّنی ایرانیان می باشد. عناصر گوناگون یک شـهر از رشـته فضـاهای ارتباط دهنده به صورت گذر اصلی و فرعی،مرکز محلّه و…گرفته تا میدان و بازار شهر، در مقیاس های متفاوت، جهت تسهیل جریان سیّال زندگی، خوانش فضا، ایجادحسّ تعلّق به مکـان و ثبـت خاطره ی جمعی در ناخودآگاه مردمان شهر و هویت بخشی مطلوب به مکان ها شکل یافتـه انـد. هدف اصلی این پژوهش این است که روند شکلگیری مرکز محلّه در میان فضاهای شهری ایران و معانی مرتبت با آن در برخی بافت های تاریخی را بیان کند و اصول طراحی پایدار و بهینه را از میان آنها بیان دارد. پژوهش حاضر با استفاده از روش تکوین استقرایی و به صورت کیفی با ارائـه ویژگی های کالبدی و کارکردی موجود در محلات ایرانی بـه بررسـی و شـرح حضـور محـلات و مراکز آن ها در شهر و تاثیر آن ها در پویایی و سرزندگی شهرها می پردازد تـا بـا بررسـی آن هـا سهم این عنصر با ارزش را در پایداری و زنده نگاه داشتن شهرها باز یابد. نتیجه بدسـت آمـده در صدد بیان این مطلب است که تقویت حس مکـان، هویـت و معنـا دار بـودن فضـاها در محـلات

مباحثی است، که سبب پایداری چنین فضاهای شهری می گردد.

کلمات کلیدی: مرکز محله، معماری ایران، شهر ایرانی، طراحی پایدار، فضای شهری پایدار

-۱ مقدمه

سابقهی معماری و شهرسازی ایران به هزاران سال پیش مـی رسـد. از آن زمـان تـا کنـون شـهر ایرانـی، پیوسته در رابطه با عوامل گوناگون از جمله عوامل محیطی، فرهنگی و اعتقادی تکامل یافته است. در این میان، محلّات تاریخی در شهرهای ایران، معنا و مفهومی پایدار را در بر داشته اند. سـاختار اصـلی شـهرها همـواره بـه صورت یک کل در ترکیب با سایر عناصر و اجزای شهری مانند بازار، مسجد و مراکز محلات، مجموعهای پیوسته را تشکیل می دادهاند که به صورتی ارگانیک با یکدیگر در ارتباط بودهاند. این مجموعه یکپارچه محصول روابـط فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی حاکم در شهر و در میان شهروندان بوده و به صورت مجموعه مرتبطی از عن اصر نمایان شده است. به جز ارگ های حکومتی و بناهـای بـا عملکـرد خـاص در شـهرها همچـون بـاغ هـا،

۱

آرامگاهها و …که معمولا به صورت بسته و در موقعیت خاصی در شهر قرار داشته اند، میان سایر عناصر حاضر در مجموعه های شهری صورتی از پیوستگی و ارتباط فضایی برقرار بوده است کـه ترکیـب منسـجم و یکپارچـهای ایجاد می کرده است. شهر تاریخی متشکل از اجزایی به صورت محلات و مراکز آن ها و مرکز شهر، شامل بازار و بناهای وابسته به آن بوده است. هر محله به صورت واحدی اداری، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و دینی جزئی از شهر محسوب می شده است. محلات شهر سکونتگاه صاحبان حرف و مشاغل خاص، اقلیت های دینی و طبقـات اجتماعی مختلف بوده اند. از نظر کالبدی و فضایی مجموعه شهر، محلات و مرکز شهر ترکیبی متحد و متجانس ایجاد می کرده اند. در این مقاله با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و بررسی محلات به عنوان یک نهاد منسـجم اجتماعی به شرح یکی از این عناصر و اجزا، به نام مرکز محله در شهرهای ایرانی می پردازیم.

-۲ پرسش ها و روش تحقیق

-۱ با توجه به ویژگیها و روند حضور مراکز محلات در شهرها آیا میتوان نام طراحی پایدار را بر آن ها نهاد؟

-۲ معیارهای پایداری در محلات بر چه اساسی سنجیده میگردد؟

این مقاله به روش استدلال منطقی و به صورت تحلیلی و روش های جمع آوری اطلاعات با استفاده از مطالعـات کتابخانه ای شکل گرفته است.

نمودار – ۱ مکانیزم استنتاج و روش تحقیق

-۳ تعریف شهر

تعاریف موجود در رابطه با شهر را میتوان از منظرهای متفاوتی همچـون جمعیـت، اقتصـاد، فرهنـگ و …
مورد بررسی قرار داد و ممکن است تعریف حاضر به طور کلـی در برگیرنـدهی تمـامی ابعـاد مفهـومی ایـن واژه نباشد. شهر یک واحد اجتماعی و سیاسی، یک واحد فعالیتی، فیزیکی و جمعیتی است. به عبارت کلی تر، شـهر عبارت از الحاق یک مکان فیزیکی با مردم ساکن آن است. شهر مجموعه ای از ترکیب عوامل طبیعی، اجتمـاعی و محیط های ساخته شده توسط انسان است که در آن جمعیت ساکن متمرکز شده است. (شیعه، (۴ :۱۳۸۷

۲

-۴ عوامل مشخصه شهر

عواملی مشخصه، شهر را تعریف کرده و خود در آن تعریف گشته اند، به شهر معنا بخشـیده و خـود در آن معنا شده اند:

-۱ مسائل جهان بینی یا چگونگی نحوه ی نگرش به جهان مانند: دین، مذهب، مسلک و…

-۲ عامل اقتصادی یا چگونگی تعریف مادی جهان که با ساخت کالبدی ارتباط دارند.

-۳ عامل محیط یا اقلیم، یا چگونگی تعریف زیست – محیطی جهان که با شکل گیـری کـانون زیسـتی و شهر نقش اساسی دارند. (حبیبی، (۴-۳ :۱۳۸۷