بسمه تعالی
پیشگفتار
خوشبختانه، جامعه ی آموزش و پرورش امروز ما گرفتار تنگدستی و فقر اطلاعات علمی – نظری نیست. هر جستجوگر علاقه مندی می تواند با مراجعه به متون مدون و پرحجم موجود در آموزش و پرورش اعم از کهنترین و تازه ترین کتابها تا قدیمیترین و جدیدترین رسانه ها و مقاله ها که بیان کننده ی نظریه ها و تفکرات و اندیشه ها و باورها و اعتقادات و حتی پژوهشهای متعدد و گوناگون داخلی و خارجی هستند برخوردار شود و بی هیچ دغدغه ای هزار توی نظریه پردازیهای کهنه و نو را بشکافد و ذهن تشنه و پویای خویش را سرمست و سیراب کند به ویژه اینکه امروز متخصصان جهاندیده، متفکر و لایق و صاحب نظر بسیاری داریم که با آخرین اندیشه های علمی – نظری تعلیم و تربیت آشنایی کامل دارند و در واحدهای مختلف

آموزشی در دانشگاهها و در دیگر سازمانها و نهادهای تربیتی و اجتماعی به خدمت صادقانه مشغولند به کارشان عشق می ورزند و با باوری که به نقش آفرینی آموزش و پرورش دارند دلسوزانه فعالیت می کنند و به ارشاد علم آموزان نوخواه و نوجو می پردازند و نیز همپای این موهبت بزرگ در زمانی زندگی می کنیم که حرکت اطلاعات نو و تازه از هر گوشه و کنار جهان به وسیله ی رسانه های مجهز و متعدد مانند ماهواره، تلکس و کامپیوتر و بانکهای اطلاعاتی و شبکه های اطلاع رسانی سراسری و جهانی و غیره به سادگی انجام می گیرد و برای ما نیز امکان دستیابی به هر نظریه و فرضیه و تحقیق نو و تازه ای که خواهان آن باشیم وجود دارد.

اما متاسفانه: جامعه ی آموزش و پرورش ما از دیرباز برخورداری کافی از استفاده های عملی و اجرایی از دانسته ها و آموخته ها و محفوظات علمی – نظری خود را نداشته ست و در این زمان نیز همچنان در اجرا و عمل با پای ناسالم و توان ناگرفته ای حرکت می کند و با اینکه قرنهاست می دانیم که علم بی عمل سودی ندارد و راه به مقصود نمی پوید حاضر نیست علم و آگاهی خویش را از محدوده ی مغز و زبان به میدان کار و عمل سوق دهد.

معلمان و مربیانی که به کارشان عشق می ورزند و به اهمیت زندگی آخرین، حرفه شان پی برده اند و به این باور رسیده اند که کلید هر تغییر مفید اجتماعی در زمینه های رشد و توسعه، ایجاد تغییر اساسی در شیوه های عملی درس دادن معلمان است تغییر از شیوه های حافظه گرا و خیال پرور به شیوه های عمل گرا و توان ساز. این معلمان می دانند که زمان تئوری گراییها و موعظه درباره ی اینکه چه باید بشود و چه نباید بشود سپری شده است حال باید آنچه را که داریم و آنچه را که می دانیم و آنچه را که تازه می یابیم به عمل بکشانیم.

به عمل در آوردن این باور تقاضای نسل جوان و کم سن و سال است تقاضایی باور کردنی در روزگاری به سر می بریم که بر همه ی مربیان و متخصصان، اندیشمندان و صاحب نظران تعلیم و تربیت فرض است از معلمان – یعنی از کارگزاران حقیقی آموزش و پرورش – دعوت کنند بیایید اینگونه درس بدهیم و نتیجه ی کارمان را ببینیم.

گرچه با تأسف باید گفت که معلمی مانند طبابت نیست که درمانگر به فوریت نتیجه ی درمانش را ببیند و از سلامت بیمارش شادمان شود آموزش کشف است کشف استعدادها و توانمندیها، ذوق ها و علاقه ها و میلهای متفاوت و جوراجور و پس از آن پرورش و به تبلور رساندن این کشفها. دیدن و ناظر بودن بر نتایج کشفها و بارآوریهایی که معلم می کند زمان زیادی لازم دارد چه بسا معلمانی که هرگز مجال نمی یابند بارآوریهای واقعی یاد دادنهای خود را ببیند تنها موردی که معلمان موفق را دلخوش می دارد و آنها را به کسب فیض می رساند شور آفرینیهایی است که در تلاشهای خود به قصد یاد دادن به نسل جوانتر از خود می کنند مگر نه این که یاد گرفتن شور است شوق است عشق است شور دانستن و شوق فهمیدن عشق به بودن و میل به زیستن.

معلمان تنها می توانند نظاره گر این شور و شوقی که خود می آفرینند باشند و تسلی یابند.
اگر چنین شورآفرینی هایی نکنیم نسل خردسال امروز چه رسد به نسلهای بعدی – قصور و کوتاهی ما معلمان را نمی بخشند نام و نشان هر معلمی که بتواند یادگیرندگان خود را به مرز خودآموزیها برساند و از آن جا با کوله باری از ذوق و شوق و میل به آموختن رهایشان کند تا خود راه را ادامه دهند در فهرست موفقترین معلمان به ثبت خواهد رسید.

ویژگیهای فعالیتهای آموزشی
۱- یاددهی-یادگیری توأم با کار و عمل: فعالیتهای آموزشی معلمان را به این باور می رساند که تدریس تنها یاد دادن نیست یاد دادن حتی نیمی از تدریس هم نیست بلکه یاد گرفتن عمده ترین بخش تدریس است لذا معلم با راهنمائیهای مختصر و کوتاهی که می کند یادگیرندگان را در «خود یادگیریهایشان» رها می سازد و اجازه می دهد با توانمندیهایی که دارند دست و پنجه نرم کنند و خودشان را باور کنند، از خودشان مایه بگذارند و تجربه های شخصی پی در پی به دست آورند.

۲- سهولت و سادگی در اجرا: فعالیتها از سادگی و بی پیرایگی خاصی برخوردارند از سادگیهای کودکانه و تخیل برانگیز تا سهولت در تفکر و تعقل و ادراک از برانگیختن انگیزه ها تا دعوت غیر مستقیم به جدی بودن و به کار گرفتن دقت و تمرکز در حواس. دیگر اینکه قابلیت اجرای فعالیتها هیچ گونه محدودیتی ندارد. در هر وضعیت و در هر شرایطی می توان از آنها سود برد. هم در مدرسه های شهرهای بزرگ با امکانات وسیعتر و هم در ده و روستا با امکانات کمتر و محدودتر.
۳- تلاش توام با سرخوشی و لذت: در اجرای این فعالیتها لازم نیست معلم مدام تلاش کند جوش بزند حرص بخورد و خسته و کوفته دست از کار بکشد. اجرای فعالیتها به معلمانی که در کلاس درس «متکلم وحده» یا «فاعل ما یشاء» می شوند می آموزد که باید سهم بچه ها و دانش آموزان را در تلاشهای یاددهی – یادگیری بپردازند هدایت، ایجاد رغبت و به کارگیری یادگیرندگان در یادگیریها نه تنها از زحمت معلم (یاددهنده) می کاهد و او را تا انتهای درس آسوده و سرخوش نگاه می دارد بلکه تحرکی در یادگیرندگان به وجود می آورد که بیشترین قسمت اجرایی کار را بر عهده می گیرند آن وقت هر دو طرف به خشنودی و رضایت می رسند هم معلم و هم شاگرد از «یاددادن» و «یاد گرفتن» لذت می برند.

۴- سهولت در فراهم سازی ابزارهای آموزشی: کاربرد تکنولوژی آموزشی از ویژگیهای بارز فعالیتهای پیشنهادی است یعنی به کار گرفتن همزمان دانش حرفه ای و مهارت استفاده از ابزار کار که به نتایج بهتر و بازدهیهای بیشتر می انجامد ابزار کار هر فعالیت از ساده ترین ممکن ترین و کم بهاترین چیزهایی که در دسترس معلم و شاگردان کلاس هستند فراهم می آید گاه فراهم سازی ابزارهای آموزشی هیچ بهایی تحمیل نمی کند چون به طور رایگان در اینجا و آنجای محیط درس می توان آنها را پیدا کرد معلمان مبتکر می توانند به راحتی آنها را با ابزار مشابه یا با ابزار ساده تر و یا با ابزار بهتری که در اختیار دارند جایگزین کنند برخی از ابزارهای آموزشی یکبار مصرف هستند و برخی دیگر بارها در فعالیتهای گوناگون مورد استفاده قرار می گیرند.

۵- زایایی: هر فعالیت می تواند دست آویزی باشد برای ایجاد فعالیتهای مشابه با فعالیتهای بهتر و برتر در درسهای مختلف، بی تردید معلمان (یاددهندگان) علاقه مند و مبتکر از سادگی و پیش پایی فعالیتها الهام خواهند گرفت و به خلق فعالیتهای مبتکرانه ی دیگری که مناسب با شرایط و وضعیت موجودشان باشد خواهند پرداخت. خصلت زایایی فعالیتها به مثابه ی گنجینه ای است لایتناهی و تمام نشدنی که در وضعیتهای مختلف نو می شوند گونه گون می شوند با زمان حرکت می کنند با مکان تطبیق می یابند و ابتکارها را بر می انگیزانند.

۶- بها دادن به کارهای گروهی: کار و تلاش به صورت گروهی برای دانش آموزان نشاط آور است وقتی به این نوع فعالیت ها عادت کنند و خو بگیرند اسیر تکرویهای خود نخواهند شد به نظرهای دیگران احترام خواهند گذاشت یاد خواهند گرفت چگونه با اطرافیان ارتباط برقرار کنند و از بحث و گفتگو و مشورت با آنها سود جویند مهارتی که جامعه ی ما سخت به آن نیاز دارد و از اوان خردسالی باید به تقویتش پرداخت.

۷- توجه به مهارتهای ضروری و کلیدی: فعالیتها به مهارتهای فردی خاصی توجه دارند که نیاز هر انسان برای خوب زیستن مثل مهارت در فکر کردن، مهارت در استدلال، مهارت در بیان شفاهی، مهارت در خوب دیدن، مهارت در خوب شنیدن، مهارت در به خواستن، مهارت در به گفتن و درست گقتن، مهارت در درست نوشتن، مهارت در دقت کردن و در بسیاری زمینه های لازم و کلیدی دیگر. وقتی این مهارتها در تداوم یادگیریها به عادت برسند به خوب زیستن پایندگی می بخشند.

۸- ایجاد نگرش پژوهشگرانه: میل به پژوهش و جستجوگری برای دستیابی به حقایق از همان اوان کودکی در انسانها ظاهر می شود برجسته کردن این میل و رهنمون آن به کار و عمل برای به چنگ آوردن حقیقتها از وظایف عمده ی آموزشهایی است که به کودکان و نوجوانان داده می شود. به همین سبب در فعالیتهای آموزشی وظیفه ی پژوهندگی و بررسی و تحقیق گنجانده شده است مثل پژوهشهای کتابخانه ای، پژوهشهای تجربی و عملی و حتی آمارگیریهای ابتدایی و مانند آنها.

۹- هدفهای چندگانه و یکپارچگی مطالب درسی: ارتباط موضوعهای درسی با همدیگر نظریه یکپارچگی یا پیوستاری علوم را به وجود آورده است توجه به این نظریه ی پذیرفته شده به خصوص در یاددهیها و یادگیریهای آغازین یعنی از پیش دبستان تا آخر راهنمایی که هنوز مطالب علمی به صورت کتابهای جداگانه عرضه نشده اند ضرورت ویژه دارد. به همین منظور هدفهایی که برای فعالیتها در نظر گرفته شده است از تنوع و گونه گونی لازم برخوردار است مثلا در فعالیتی که مربوط به زبان آموزی یا ادبیات است نه تنها خواندن، نوشتن، هجی کردن، جمله سازی، ساده نویسی را یاد می دهد بلکه وارد حوزه ریاضی هم می شود. به علوم طبیعی و زیستی تلنگر می زند به فعالیتهای گروهی هم می پردازد به تحقیق هم توجه دارد بازی و سرگرمی هم درست می کند تا به استعدادها و خلاقیتها میدان داده شود یا شعر و سرود با علوم طبیعی یا علوم اجتماعی یا علوم ریاضی پیوند می خورد درس ریاضی به زبان آموزی هم میل می کند تهیه ی کارهای دستی به ادبیات و ریاضی هم مربوط می شود در درس جغرافی از ریاضی استفاده می شود یا در درس ریاضی از جغرافی سخن به میان می آید و از این قبیل.

۱۰- عادت به مطالعه و خودآموزیها: بسیاری از فعالیتها یادگیرندگان را وادار به مطالعه می کنند نتایج مطالعات انجام شده را مورد بررسی قرار می دهند به بزرگنمایی یافته های مطالعاتی می پردازند و به این وسیله نیاز به مطالعه را یادآور می شوند و میل به مطالعه را پرورش می دهند در این گیرودار دانش آموزن نحوه ی مطالعه ی مفید و سودمند را نیز می آموزند و تمرین می کنند تا به عادت برسند.

۱۱- تقویت درک هنری: بحثها و گفتگوها و تجزیه و تحلیلهایی که در زمینه ی شعر، داستان، نقاشی، کاردستی مجسمه سازی و دیگر حوزه های هنری در فعالیتها گنجانده شده است سبب می شود توجه کودکان و دانش آموزان به هنر و ادب جلب شود و درک هنری – ادبی آنان تقویت شود در این تلاش استعدادهای نهفته ادبی و هنری جوانه می زنند کم کم غنچه می دهند و در اندک زمان به گل می نشینند به طوری که هنرمندان خردسال ظهور می کنند و از آن پس راه پروراندن ذوق هنری خود را خود ادامه می دهند.

۱۲- جولان خلاقیتهای ذهنی: مجموع تلاشهای توامان معلم و شاگرد (یاددهنده و یادگیرنده) زمینه هایی را فراهم می آورند که خلاقیتهای ذهنی و فکری کودکان و نوجوانان مجال یابند در هر یک از مباحث درسی به پیدایی برسند و خودنمایی کنند نقش تفکر در پیدایی خلاقیتهای ذهنی و فکری از اهمیت خاصی برخوردار است و می تواند آفریننده باشد.

۱۳- شخصیت سازی: به کار بردن ادبیات مناسب در ارتباطات بین معلم و شاگرد شخصیت ساز است با این شیوه نسل نوپا به اعتماد به نفس می رسد به توانمندیهای خود تکیه می کند به سازماندهی رفتار و کردار خود می پردازد و در سطحی بالاتر مهارت در برقراری ارتباط با دیگران را تجربه می کند و قدرت سازگاری و مدیریت خویش را به آزمایش می گذارد برای این منظور در بیان نحوه ی اجرای فعالیتهای این جا و آن جا از ادبیاتی استفاده شده است که بیشتر تصمیم گیریها به عهده ی بچه ها گذاشته می شود شیوه ای که در شخصیت سازی آنها تأثیر انکارناپذیر دارد.

۱۴- پرورش توأمان جسمی و روحی: در فعالیتهایی که به تربیت بدنی (ورزش) مربوط می شوند بدن سازی و پرورش جسمی کودکان و نوجوانان به گونه ای صورت می پذیرد که با شادی و شور و شعف همراه تا جسم و روح آنان در فضایی صمیمی و پر نشاط پرورش یابد.

۱۵- راهنمایی پدران و مادران: سرانجام فعالیتهای ویژه پدران و مادران که همیشه مشتاقند در خانه با فرزندان خود کار کنند به گونه ای انتخاب شده اند که از عهده ی هر پدر و مادری بر می آید آنها نیز می توانند همان هدفهای معلمان را دنبال کنند بی آنکه دخالتهای دانسته یا ندانسته در کار معلمان مدرسه داشته باشند. این فعالیتها در واقع راهنمای آن دسته از پدران و مادرانی است که می خواهند و می دانند که وظیفه دارند به دلبندان خود کمک کنند ولی نمی دانند چه طور و چگونه.
هدف در تدریس

در تعریف هدف گفته شده است که هدف فلسفه ی وجودی حیات است هدف زنده بودن است.
نیازها هدفها را می سازند هدفها بی پایانند. رسیدن به یک هدف یا هدفهای تازه تری را پیش رو قرار می دهد. هدفهای تازه تلاشهای تازه می طلبند. حرکت و تلاش مستمر میوه دارد. میوه ی آن رسیدن به هدف است. همیشه انتخاب هدفهای خوب و درست بر اساس واقعیتهای موجود صورت می پذیرد اگر واقعیتهای موجود را در انتخاب هدفها دخالت ندهیم باز هم میزان و درجه ناکامیها فزونی می گیرد توجه به واقعیتهای موجود یعنی تعیین میزان ثمربخشی و مفید بودن هدف و امکان دستیابی به آن در شرایطی که در آن هستیم و کار و فعالیت می کنیم. هدفهای نابجا و نامناسبی که بر پایه ی واقعیتهای زندگی عینی و ملموس انتخاب شده باشند نمی توانند بازندگی روزمره گره بخورند.
تدریس چیست؟

یکی از نیازهای پایدار و همیشگی هر انسان یاد گرفتن است. انسانها برای رفع این نیاز خود همواره باید بکوشند و تلاش کنند نیاز به یادگرفتن از کجا آغاز می شود و در کجا پایان می یابد نیاز به یادگرفتن از همان لحظه ی تولد آغاز می شود و تا دم مرگ انسانها را همراهی می کند. معمولترین و متداولترین راه یاد گرفتن این است که از یاددهندگان بیاموزیم که به این کار تدریس گویند هدفهای تدریس والاترین هدفهای بشری هستند که انسانها برای خود تعیین کرده اند انسان تنها با رسیدن به این هدفها و خلق هدفهای برتر و برتر تمدنش را پیشرفت داده است و بر خود بالیده است. این بالندگی همواره ادامه داشته است و در این زمان سرعت گرفته است آن هم سرعتی حیرت انگیز!