مسجد جامع اصفهان
مقدمه
نام شهر اصفهان از اوائل دوران اسلامي معمول گشته است و قبل از اسلام شهري به اين نام وجود نداشته است. تاريخ گسترش شهر بطور خلاصه متعاقبا معرفي خواهد شد.
استان اصفهان در مرکز فلات ايران واقع شده است و به علت گستردگي آن داراي بخشهاي متعدد جلگه اي و کوهستاني ميباشد. در مغرب و جنوب غربي استان اصفهان رشته کوههاي زاگرس قرار گرفته است ولي شهر اصفهان در جلگه سر سبز زاينده رود واقع شده است. اين رودخانه که از داخل شهر اصفهان عبور ميکند مهمترين رودخانه مرکزي فلات ايران

است. سرچشمه آن از زردکوه بختياري بوده و جريان آن از غرب به شرق است و پس از طي چهارصد کيلومتر در مسير پر پيچ و خم به باتلاق گاوخوني منتهي ميشود. در جنوب شهر اصفهان چهارده توده کوهستاني وجود دارد که نزديک ترين آنها به شهر کوه صفه نام دارد. ارتفاع آن در حدود ۲۲۵۰ متر است.
اراضي شهر اصفهان از خاک رس تشکيل شده است که لايه اي سخت و غيرقابل نفوذ است.

شالوده هاي بناها و ساختمانهاي معمولي برروي قشر رس بنا شده است. از همين خاک رس در گذشته آجرهاي خام و پخته جهت بناي ساختمانها خصوصا منازل تهيه مينمودند که قدمت بعضي از اين بناها به چندين قرن مي رسد.

آب و هواي اصفهان معتدل و فصول چهارگانه آن منظم است. ميزان بارندگي قليل بوده و به ندرت از ۱۲۰ ميليمتر در سال تجاوز مينمايد. آسمان اصفهان اکثرا صاف و آفتابي است و در اکثر ماهها نسيم ملايمي در آن ميوزد. حداکثر درجه حرارت ۴۲ درجه سانتيگراد در ماههاي تابستان است و حداقل آن تا ده درجه زير صفر در زمستان نزول ميکند.
در گذشته براي آبياري مزارع و باغهاي داخل شهر نهرهائي از رئدخانه به نام ( مادي) منشعب ميگرديد و در داخل شهر جريان داشت ولي فعلا تنها تعداد قليلي ار آنها باقيمانده است چون اکثر مزارع و باغها به محله ها و ساختمانهاي مسکوني تبديل شده است.

 

موقعيت مسجد جامع در شهر اصفهان

مسجد جامع اصفهان در مرکز بافت تاريخي شهر قرار گرفته است. بافت تاريخي از مجموعه محلات و بناهاي متعدد عمومي و خصوصي تشکيل يافته است. اين مجموعه تحت عنوان محدوده بافتهاي با ارزش تاريخي شهر اصفهان به تاييد شوراي عالي شهر سازي ايران رسيده و هر نوع اقدامي در داخل آن بايد منطبق بر ضوابط و قوانين مصوب سازمان ميراث فرهنگي کشور باشد. در اينجا لازم است براي آشنا شدن بهتر با شهر اصفهان بطور خلاصه به معرفي آن بپردازيم.

خلاصه معرفي اصفهان

اصفهان امروز به شهري اطلاق مي شود که در تاريخ شهر سازي از زمره شهرهاي اسلامي محسوب ميگردد. اصولا در دوران قبل از اسلام شهري به وسعت امروزي اصفهان در منطقه وجود نداشته است. بنا به شواهد و اسناد تاريخي ” سپاهان” مجموعه اي از روستاهاي کوچک و بزرگ بوده که بدليل آب پر برکت زاينده رود و زمينهاي حاصلخيز اطراف آن مردمانش به کاشت و زرع مي پرداخته اند . در منابع از نامهائي مانند سنيلان ، لنبان، اشکهان، يوان، خشينان، بهوديه، جي و غيره ياد شده است.
از دوره قبل از اسلام آثار چنداني باقي نمانده ، حضور بقاياي بناي عظيم خشتي بر فراز تپه سنگي در غرب اصفهان به نام آتشگاه دليل بر آنستکه از ديرباز اين منطقه مورد توجه اقوام مختلف بوده است.

زندگي شهر اصفهان وابسته به وجود زاينده رود است. نام اصفهان همواره با زاينده رود همراه بوده است. زاينده رود بمعناي رودخانه اي است که خود زايش ميکند و در جريان آن مرتبا آبش رو بتزايد است. مراکز اوليه اسکان شهر اصفهان در جبهه شمالي رودخانه دردشت سپاهان شکل ميگيرد ولي پس از ايجاد شهر و توسعه مداوم آن امروزه رودخانه از ميان آن ميگذرد و يکي از عناصر مهم طبيعي شهر محسوب ميشود.

شاخص تولد شهر اصفهان با ظهور دين اسلام در ايران همراه بوده است . فرهنگ اسلامي الهام بخش هنر ايران گرديده و اصفهان نيزبه تاسي آن مهد ايجاد آثار هنري گرانبهائي شده است.
هنر يکي از بزرگترين آثار فعاليت بشر است و رسيدن به درجات عالي در رشته هاي هنري کار کوچکي نيست و بهمين دليل ايجاد آثار گرانبها و کاميابي در اين زمينه يکي از معيارهاي تعيين درجه و مقام معنوي ملتها است. تاريخ اذعان دارد اگر ملتي به عالم دانش و هنر خدمت نمايد قطعا نامش جاودان بوده و مورد ستايش نوع بشر است. ما هم از هنر اصفهان ميگوئيم تا به جاودانگي آن پي بريم.

در اواسط قرن دوم هجري ( قرن هشتم ميلادي) مسجدي در اصفهان احداث ميگردد که مورخين ار آن ياد نموده اند. اين بناي قديمي در زير سطح مسجد جامع فعلي قرار داشته و در نوسازيهاي بعدي قسمتهائي ار آن در زير خاک مدفون شده است. در کاوشهاي باستانشناسي که در محل مسجد انجام گرفته قسمتهائي از تزئينات گچبري محراب و ديوار قبله مسجد اوليه بدست آمد و با مطالعه آنها ارتباط ساختاري آن با تجربيات دوران ساساني تداعي مي گردد.

شهر اصفهان در قرن چهارم هجري ( قرن دهم ميلادي ) مرکز حکومت ” آل بويه” از حکمرانان ملي قرار گرفت آنان به احياء بعضي از آداب و سنن پرداختند و به عمران و آباداني شهر توجه خاصي داشتند . هنرمندان خوش ذوق و دانشمندان نامي در اين شهر تربيت شدند. برگرداگرد شهر حصار دفاعي ايجاد نمودند و در داخل شهر بناها و عمارات زيبا بوجود آوردند از آثار باقيمانده و قابل توجه آن زمان سر درب مسجد جورجير است که با ظرافت و مهارت نقوش آجرهاي ريز و درشت آنرا مزين نموده است.

از اواسط قرن پنجم هجري ترکان سلجوقي بر اصفهان تاختند و مرکز حکومت خود را در آن مستقر ساختند. وزير ايراني سياستمدار و دانشمند سلجوقيان خواجه نظام الملک توانست با جلب اعتماد مردم خصوصا هنرمندان، آثار عظيم و جاودانه اي در اصفهان بوجودآورد ، تغييرات مسجد جامع اصفهان با گنبدهاي رفيع و مزين آن از جمله اقدامات آنزمان بوده است. گرچه در مسجد جامع اصفهان تغييرات و الحاقات بملايمت در حرکت بوده است ولي سيماي کلي و فضاهاي غالب در مسجد مربوط به آن دوران شکوهمند است.

اقوام مغول بر ايران تاختند و در ابتدا آنچه در سرراه آنان بود با آتش خشم و غصب آنان بسوخت و براي مدتي سکوت ماتم زده اي بر ايران سايه افکند اما از آنجائيکه ايرانيان براي مدتهاي طولاني تسليم سرنوشت تاريک نشده اند و گرچه با زور و شمشير نتوانستند مغولان را مطيع سازند ولي با پيک انديشه و ايمان آنانرا مجذوب فرهنگ خود ساختند . از دوره استيلاي ايلخانان مغول آثار هنري قابل ملاحظه اي در سراسر ايران باقيمانده که در شهر اصفهان نمونه هائي مانند محراب معروف به الجايتو درمسجد جامع اصفهان، مناره هاي زيبا و مقابر و بناهاي موزون نيز بر جاي مانده است.

از پايان کار مغول تا تجديد حيات مجدد ملي دوران سيادت تيموريان بر شهر اصفهان بوده است. در اين مدت معماري و هنرهاي وابسته به آن همچون سنتهاي ديگر به حيات بي رمق ادامه دادند و در انتظار ناجي روح بخش بماندند تا اينکه.

با قرن دهم هجري ۱۶ ميلادي تغييراتي در وضع حکومت ايران بوجود آمد و صفويان عنان حکومت را بدست گرفتند آنان با اعلام مذهب تشيع بعنوان دين رسمي کشور توانستند پشتيباني مردم را بخود جلب نمايند و بعد از ۹ قرن که از فروپاشي ساسانيان ميگذشت مجددا اتحاديه ملي اقوام ايراني را بازسازي نمايند. از شروع قرن يازدهم هجري( ۱۷ ميلادي) شاه عباس اصفهان را به پايتختي برگزيد و پس از مدت زماني نه چندان طولاني شهر را به اعتبار و شهرت جهاني رسانيد. براي معرفي مختصر اصفهان در روزگار گذشته بهتر است رشته کلام را به جهانگرداني بدهيم که از اين شهر بازديد بعمل آورده اند.

پيترودلاواله سياح ايتاليائي ميگويد ” در مشرق زمين باستثناي قسطنطنيه و حومه آن واقعا هيچيک از نقاط را نميتوان با اصفهان مقايسه کرد و نسبت به قسطنطنيه نيز اصفهان نه تنها از بسياري جهات مساويست بلکه به جرات ميتوان گفت از آن برتر است.”
شاردن جهانگرد فرانسوي که خود شاهد اجراء بسياري از برنامه هاي عمراني اصفهان بوده در سفرنامه خود در سال ۱۶۶۲ ميلادي ميگويد ” اصفهان داراي ۱۶۴ مسجد – ۴۸ مدرسه – ۱۸۲ کاروانسرا و ۲۷۳ حمام عمومي است.”
شرح و توصيف کليه اين آثار از حوصله اين نوشته خارج است ولي ميتوان اقدامات دوره صفوي را در چند گروه دسته بندي نمود:

۱٫ شهرسازي
۲٫ معماري
۳٫ هنرهاي وابسته به معماري

۱- در مورد شهر سازي بايد از طرح و اجراء ميدان امام ( نقش جهان) و محور چهارباغ صحبت کرد.
۲- در مورد معماري از مجموعه بناهاي اطراف ميدان نقش جهان ( ثبت در فهرست جهاني) و عمارات عمومي و کاخهاي دولتي خانه هاي خصوصي و تجهيز محور خدماتي شهر يعني بازار ياد خواهيم کرد.

۳- در زمينه هنرهاي وابسته به معماري بايد از انواع کاشيکاري – گچبري – تزئينات نقاشي و غيره ياد نمود.

از نيمه قرن دوازدهم يعني از فروپاشي حکومت صفوي تا ظهور تحولات صنعتي از اهميت شهر اصفهانبه تدريج کاسته شد و اکثر آثار و بناهاي دوره صفوي بعلت انتقال پايتخت به تهران متروکه گشت و تعدادي از آنها نيز تخريب گرديد ولي مردم اصفهان با لياقت و کفايت به شهر خود پرداختند و گرچه ديگر از ايجاد بناهاي رفيع و عظيم خبري نبود لکن هنر از حيطه و انحصار حکومت و دولتخانه خارج شد و به خانه ها و اماکن مردمي منتقل گرديد. در اين دوره در شهر اصفهان از ايجاد قله هاي درخشان هنر خبري نيست ولي توسعه هنر مردمي شهر را مي پوشاند و اکثر بناهاي تخريب شده و يا متروکه را احياء مي کند. يک حرکت وسيع خانه سازي به وقوع مي پيوندد. بازار رونق مي گيرد تيمچه ها و سراها بازسازي مي شود. صاحبان زمينهاي کشاورزي و بازرگانان ثروتمند محلات اعيان نشين را به وجود مي آورند و خانه هاي مسکوني وسيع با قسمتهاي مختلف اندروني و بيروني و درشکه خانه به وجود مي آورند.

هنرهاي وابسته به معماري در دوره قاجار از هنرهاي اروپائي متاثر مي شود و سبکهاي متنوع و نوظهور به وجود مي آيد.
نقاشي – گچبري – آئينه کاري – شبکه سازي – کاشيکاري در سيمائي جديد تظاهرمينمايد و تا تحولات صنعتي و ماشيني شدن زندگي معاصر و ظهور سليقه هاي جديد و به اصطلاح (مدرنيزم) دوام مي آورد.

در دوران معاصر يعني در طي يک قرن گذشته اصفهان مورد هجوم جنبه هاي جديد شهر صنعتي قرار ميگيرد. خيابانهاي جديد در محوطه قديمي احداث ميگردد. محلات نو در اطراف شهر تاريخي گسترش ميبايد و سليقه هاي معماري امروزي با خصلتهاي برون گرائي جانشين روشهاي معماري سنتي با روحيه درون گرائي ميشود.
آنچه امروزه اصفهان را به تاريخ غني و پربار گذشته متصل ميسازد و خاطرات تاريخ را همچنان زنده نگه داشته است مجموعه بناهاي تاريخي آن است و مسجد جامع همچون نگين درخشان در اين مجموعه باقيمانده ميدرخشد و با جلوه هاي خود افتخارات تاريخ گذشته را معرفي مي کند.

۲- مشخصات بنا
۲- الف- ارزشهاي معماري:

مسجد جامع تجربيات معماري سيزده قرن تاريخ شهر اصفهان را در بردارد و بهمين لحاظ ميتوان کليه سبکهاي تاريخ معماري ايران را در آن شناسائي نمود. ايجاد انواع جرزها و ستونهاي آجري – طاق و چشمه هاي پوششي – ايوانها و گنبدهاي عظيم وروديها و سردربهاي گوناگون در ترکيب کلي مجموعه اي را تشکيل ميدهد که ميتوان به آن دائره المعارف معماري ايران اطلاق نمود.

از آن گذشته با تحولاتيکه در قرن پنجم هجري – دوازدهم ميلادي – در آن بوجود آمد مسجد شبستاني قبلي به مسجد چهار ايواني تبديل گرديد و اين شيوه جديد نام طرح مسجد ايراني را بخود منسوب نمود و ار آن دوره اکثر مساجد جامع شهرهاي بزرگ ايران با همين سبک چهار ايواني ساخته شدند و حتي در بعضي از مساجد موجود از قبل نيز تغييراتي ايجاد نمودند تا به مسجد چهار ايوانه تبديل گردد و اين الگو حتي به سرزمينهاي مسلمان نشين خارج از ايران نيز تسري پيدا نمود. بنابراين عمده ترين ارزش معماري مسجد جامع اصفهان آن است که نقش الگوي پيش آهنگ در تاريخ معماري ايران را ايفا نموده است.

۲- ب- سازه هاي ساختاري و تکنولوژيک مسجد:

گنبد و ساختمان آن از دوران ما قبل اسلام در ايران تجربه شده بوده است ولي فنون بکار رفته در گنبدهاي عظيم مسجد جامع اصفهان دااي مشخصات معماري اسلامي ايران است. ايجاد اسکلت باربر در اين گنبدها که ما آنرا گنبدهاي ترکينه ميناميم از فنوني است که مهندسين و معماران ايراني با ابداع آن امکان ساختن صدها نوع گنبد را بوجود آورده اند. تبديل پلان چهارگوش و مربع شکل به دايره از طريق مراحل متوالي گوشه سازي يعني تبديل چهارضلعي به هشت ضلعي و سپس به شانزده و سي و دو ضلعي و نهايتا دايره ايکه استوانه

گلوي گنبد برآن قرار ميگيرد از خصوصيات ابداعي ( original ) مسجد جامع اصفهان است. ستونهاي مختلف باربر از نوع گرد يا استوانه اي تا ستونهاي سه بخشي و چهار بخشي که از ترکيب اشکال مختلف دايره شکل بدست ميآيد وکاربرد آنها در مکانهاي معين از نکات برجسته فني مسجد است. کاربرد آجر پخته در انواع اشکال و ابعاد متنوع از خصوصيات ساختاري شايان توجه است.

۲- ج – ارزشهاي تزئيني:

بسياري از سطوح داخلي فضاهاي مسجد با روشهاي مختلف تزئيني آراسته شده است و چون در هر دوره تاريخي بنابر مقتضيات زمانه قسمتهائي بر مسجد افزوده گرديده و با تغييراتي در داخل آن ايجاد نموده اند روشهاي تزئيني نيز گوناگون و متنوع است. در زمان آل بويه و سلجوقيان قرون چهارم و پنجم ميلادي ( يازدهم و دوازدهم ميلادي) سطوح تزئيني عمدتا از آجرکاري و نقوش هندسي در ستونها و ديوارها و طاق و چشمه ها ايجاد شده است.

قديمي ترين روش ساختن پوشش مضاعف تزئيني در داخل ايوانها مربوط به همان زمان است. اين تجربه بعدا به تکامل فني مقرنس سازي در دوره هاي بعدي ميانجامد.
در دوران حکومت ايلخانان روش گچبري متداول بوده است. يکي از زيباترين محرابهاي مساجد سرزمينهاي اسلامي با اين سبک در مسجد جامع اصفهان ساخته شده و در هر کتاب تاريخ معماري تصوير آن چاپ شده است. کاربرد کاشيهاي لعاب دار از روشهاي ديگر تزئين کاري است. در دوره تيموريان و صفويان از اين هنر در آراستن سطوح طاق نماهاي داخل حياط و ايوان جنوبي و سردربهاي آن استفاده شده است.

۲- د – کتيبه ها و لوحه هاي تاريخي مسجد:

در مسجد جامع اصفهان لوحه ها و کتيبه هاي فراواني وجود دارد که هر کدام بازتاب يک دوران تاريخي است. در داخل گنبد جنوبي با خط کوفي برجسته با آجر کاري احداث مسجد را به دوران ملک شاه سلجوقي نسبت ميدهد. با همين روش در داخل گنبد شمالي تاريخ ساختمان آن ار سال ۴۸۹ قمري (۱۱۰۰ ميلادي) ياد ميکند. و دها کتيبه از آيات قرآن و روايتهاي مذهبي بر اهميت و ارزشهاي معنوي – تاريخي مسجد افزوده اند. در يکي از سردرهاي شمال شرقي از حادثه آتش سوزي ( به سال ۵۱۵ هجري) در مسجد و بازسازي آن ياد ميکند. اشعار مذهبي مربوط به دوران صفويه بخط بنائي ( روش خاصي است که از حرکت با چرخشهاي زاويه دار بوجود ميآيد ) بازتابي است از نفوذ عقايد مذهب تشيع در افکار عمومي مردم. مسجد جامع اصفهان موزه اي است از شيوه هاي آراستن معماري با کتيبه ها و الواح نوشته شده.

 

۲- ه- ارتباط مسجد با شخصيتهاي مهم تاريخي:

از ميان مورخين قديمي که در نوشته هاي خود از اصفهان و مسجد جامع آن نام برده اند ميتوان به افرادي مانند ابن رسته – حافظ ابونعيم – ناصرخسرو علوي نام برد. از شخصيتهاي مهم سياسي در ارتباط با مسجد بايد از حسن رکن الدوله ديلمي – ابوجعفر کاکويه آل بويه – ملک شاه سلجوقي – خواجه نظام الملک – خواجه تاج الملک- سلطان محمد خدابنده –

محمود شاه مظفري – شاه عباس صفوي – شاه سلطان حسين صفوي و …………. نام برد و در رابطه با شخصيتهاي علمي – مذهبي افرادي مانند علامه صاحب ابن عباد – استاد و فيلسوف معروف ابن سينا – شيخ بهائي – علامه مجلسي نامشان با مسجد جامع اصفهان مربوط بوده است. همچنين نام چندين هنرمند و استاد معماري و تزئين کاري نيز در تاريخ مسجد ذکر شده است.

۲- و- تاثيرات مسجد در روند شکل گيري و شهر سازي شهر اصفهان

بوجود آمدن هسته اوليه شهر اصفهان را که نتيجه ادقام و ترکيب مراکز روستائي مستقر در آن محوطه بوده همزمان با بنياد مسجد در محل فعلي آن در نيمه قرن دوم هجري ( نهم ميلادي) بايد دانست. از آن زمان مسجد جامع اصفهان منعکس کننده تحولات شهر در دوره هاي بعدي است.

در کنارمسجد اولين ميدان شهر شکل گرفت و در اطراف اين ميدان بازارها وديگر بناهاي عمومي ايجاد شد. محلات مسکوني در اطراف ميدان و مسجد توسعه يلفت و مسيرها و گذرها با انشعابات متعدد از وروديهاي مسجد به داخل شهر نفوذ کرد و مولفه هاي شهرسازي مشخص شد. مسجد جامع در قرن سوم هجري (دهم ميلادي) بعلت گسترش شهر به دومين مرحله يعني تجديد ساختمان و توسعه وسيعتر آن رسيد. بدين ترتيب مسجد اوليه با طرح جديد و اصلاح جهت قبله بشکل جديد تري تبديل شد و ار آن زمان همواره نقش مرکز

فعاليتهاي مذهبي – فرهنگي – اجتماعي شهر را در دوران حکومتهاي آل بويه – سلجوقيان – ايلخانان – تيموريان بعهده گرفت. حتي زمانيکه اصفهان در دوره صفوي مرکز حکومتي ايران انتخاب شد ( از اول قرن يازدهم هجري تا اواسط قرن دوازدهم هجري… ( قرن شانزدهم و هفدهم ميلادي ) و مسجد جامع جديد در کنار ميدان نقش جهان ساخته شد و مقر حکومت از مسجد جامع عتيق فاصله گرفت. اين بناي عظيم تاريخي همچنان مقام و اعتبار خود را حفظ نمود و تاکنون همچون جايگاه قدرت مذهبي – مردمي باقي مانده است.