چکیده:

قورتان به عنوان یکی از روستاهای ناحیه باستانی رودشت اصفهان ، از جمله مراکز مسکونی مهم حاشیه زاینده رود است که آثار تاریخی بسیاری را در خود جای داده ؛ از جمله آثار معماری شاخص این مکان ، مسجد جامع ایلخانی آن است . این بنا تا کنون مورد توجه محققان نبوده و به شکل دقیق مورد بررسی و شناسایی قرار نگرفته است. مطالعات نگارنده به منظور شناخت ویژگیهای معماری ، خصوصیات تزیینی ، مراحل توسعه و دوره های ساختمانی بنای مورد نظر ، بر مبنای بررسی های میدانی، مطالعات کتابخانه ایی و بررسی های تطبیقی با سایر مساجد ایلخانی حاشیه زاینده رود وحوزه اصفهان ، استوار بوده است . بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق مسجد جامع قورتان همانند اکثر مساجد ایلخانی یاد شده ، از مقصوره گنبد دار و شبستانی ستون دار تشکیل گردیده و از لحاظ ویژگیهای معماری ، خصوصیات تزیینی ، نوع مصالح ، ابعاد ، احجام و منطق وجودی برگرفته از عواملی بود که از یک سو تاثیر شرایط زادبوم منطقه ایی و مکانی را نشان داده و از سویی دیگر بازتابی از شرایط ، اهداف و اقدامات سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی حاکم بر دوره های تاریخی ساختمانی بنا بوده است..

واژه های کلیدی : زاینده رود ، اصفهان ، رودشت ، ایلخانی ، مسجد

۱ استادیار گروه باستان شناسی دانشگاه شهرکرد

۱

مقدمه :

با توجه به آثار تاریخی برجای مانده ، روستای قورتان در گذشته از اهمیت و رونق ویژه ایی برخوردار بوده است . ارگ تاریخی عظیم و مستحکم آن هسته اولیه و اصلی این روستا را تشکیل می دهد و آثار بی شماری از گذشته من جمله چند مسجد در آن باقی مانده است . از دیگر آثار تاریخی قورتان مواردی است که در خارج از محدوده ارگ و دیوارهای دفاعی آن قرارگرفته است . بی گمان یکی از شاخص ترین آنها ، بنای موسوم به مسجد جامع است . اگرچه امروزه بر اثر عوامل انسانی و عوامل طبیعی بسیاری از بخش های مسجد از میان رفته و مخروبه ایی بیش نمی نماید ولیکن در نوع خود با توجه به باقی ماندن و قابل تشخیص بودن نسبی فضاهای اصلی ، در مقایسه با سایر مساجد همدوره واقع در حوزه شرقی زاینده رود ، نسبتا سالم بوده و از یک طرف اطلاعات بیشتری از پلان و سبک ساختمانی خود ارایه داده و از طرف دیگر در شناخت صحیح سایر مساجد این منطقه -که اکثر فضاهای اصلی خود را از دست داده اند- بسیار ارشاد کننده است . علیرغم تحقیقات گسترده ایی که چند دهه پیش توسط اشخاصی همچون دونالد ویلبر (ویلبر ، (۱۳۶۵ و ماکسیم سیرو ( سیرو ، (۱۳۵۷ در منطقه اصفهان و من جمله حوزه شرقی زاینده رود انجام گرفت ، بنای مورد مطالعه در این تحقیق تا کنون مورد توجه محققان نبوده و صالحی کاخگی تنها شخصی است که در مقاله خود چند سطری بدان اختصاص داده است . (صالحی کاخگی ، (۶۶-۶۷: ۱۳۸۷ ار این رو در مقاله حاضر سعی نگارنده بر آن بوده تا بر اساس بررسی های میدانی انجام شده در سطح بنا ، بررسی سایر مساجد حوزه شرقی زاینده رود و اصفهان و همچنین بهرگیری از مطالب متون که عمدتا شامل متون جغرافیای و متون تاریخی متقدم و میانه می گردید ، جنبه های روشنتری از ویژگیهای معماری ، خصوصیات تزیینی ، گاهنگاری و دوره های ساختمانی بنا مشخص گردد .

موقعیت جغرافیایی قورتان

روستای قورتان در طول جغرافیایی ۳۸ ۲۷ وعرض جغرافیایی ۵۲ ۳۲ درارتفاع ۱۴۸۰ متری از سطح دریا، (پاپلی یزدی، ۱۳۶۷، ص (۴۲۲ در ساحل شمالی زاینده رود واقع شده و تا اصفهان ۹۳ کیلومتر فاصله دارد.(تصویر (۱ این مکان یکی از روستاهای جلگه رودشت است که با وسعت ۲۱۰۰ کیلومتر مربع از سمت شمال به منطقه کوهپایه، از جنوب به منطقه جرقویه و از مشرق به مرداب گاوخونی و استان یزد محدود شده و در شمال غربی و غرب آن دشت حاصلخیز براآن قرار گرفته است . رودشت به عنوان یکی از مناطق حاصلخیز حوضه شرقی آبریز زاینده رود ، با طول ۵۰ کیلومتر و عرض متغیر بین کمتر از ۱ کیلومتر در ابتدا و حدود ۱۰ کیلومتر در انتها ، آخرین بلوک مسیر زاینده رود را تشکیل می دهد. (حسینی ابری، ۱۳۷۶، ص(۳۲

پیشینه تاریخی

آن چنان که در بررسی متون جغرافیایی مشخص است قورتان در گذشته یکی ازروستاهای ناحیه رودشت اصفهان محسوب می شده و در منابع قرون سوم وچهارم هجری قمری تا دوره صفوی ، رودشت یکی از رستاقها و نواحی اصفهان معرفی شده است . رستاق یا معادل فارسی آن روستا با بخش امروزی مطابقت دارد ( کیانی ، ( ۲۰۸ : ۱۳۶۵ و از نظر یاقوت حموی جایگاهی است که دیه و کشتزار بسیار دارد و در نزد ایرانیان به جای سواد در اصطلاح مردم بغداد بکارمی رفته و از خوره و استان کوچکتر بوده است . ( یاقوت حموی ،(۳۸ :۱۳۸۰ دردوره صفوی به جای اصطلاح روستا از اصطلاح بلوک و محال استفاد شد (سمیعی ، : ۱۳۰۷ ۲و) تا دوره قاجار همواره رودشت جزء مَحال و بلوک اصفهان معرفی شده که هر دو به معنی ناحیه و بخش متعلق به اصفهان

۲

بوده است . ( میرزا رفیعا ، ( ۵۷۱ : ۱۳۸۵ در قرون نخستین اسلامی اصفهان نزد اعراب اهمیت زیاد داشت؛ به طوری که از آن به عنوان سرزمینی که سنگش سرمه و

گیاهش زعفران است یاد کرده اند.(ابونعیم اصفهانی، (۱۵۳ : ۱۳۷۷ روییدن زعفران خودرو در رودشت و وجود بندی به نام مروان که یادآور نام مروان حمارآخرین خلیفه اموی و مروان ابودلف (خاندان ابودلف در قرن سوم ه. ق از طرف عباسیان بر اصفهان حکومت میکرد) می باشد،(جابری انصاری. (۹ :۱۳۷۸ نشان می دهد که رودشت در قرون اولیه اسلامی به واسطه موقعیت غنی کشاورزی اهمیت داشته و مورد توجه بوده است و آب زاینده رود در این منطقه و سایر مناطق حاشیه زاینده رود در ادامه روند گذشته با نظمی خاص تقسیم بندی شده بود. (سهراب، (۲۳۰ : ۱۳۷۶ ابن خردادبه ، (ابن خردادبه ،(۱۱۹ : ۱۳۷۰ ابن رسته ،( ابن رسته ۱۸۷ : ۱۳۶۵ و (۱۸۲ ابن فقیه ، (ابن فقیه ، (۱۹۸ : ۱۳۴۹ مقدسی (مقدسی ، (۵۹۳ : ۱۳۶۱ و ابن حوقل ، (ابن حوقل ،(۱۰۹ : ۱۳۶۶ از جمله جغرافی دانان قرون سوم و چهارم هجری قمری هستند که هر کدام در مورد رودشت مطالبی ذکر کرده اند ؛ در این بین ابن حوقل به نسبت سایرین ، شرح مفصل تری بدین مضمون آورده است : »آب زاینده رود ۹۰ روز در ماه به روستای رویدست و براآن می-رسد . این روستا سرزمینی است گران قدر و دارای ده منبر و غلات فراوان است و بیشتر خواروبار اصفهان از آنجا تامین می گردد و همه آب رودخانه در فصل زراعت و کاشتن تخم چهل روز به آنجا میرود تا آنگاه که کشت پایان یابد.. « (همان : (۱۰۹ وی برای اولین بار مطالبی نیز در مورد ورزنه(یکی از شهرهای رودشت که امروزه مرکز آن محسوب می شود) و قورتان آورده است: »آب زاینده رود سرانجام به ضیعه برزند می رسد که خاص زردتشتیان است و میان برزند و ضیعه قورطان که در آنجا بساط (فرش و زیلو) تهیه می کنند به زمین فرو می نشیند… و محلی که آب در آن فرو می نشیند مانند شوره زاری در حدود ۹ فرسخ است و آدمی نمی تواند در آنجا جز با دو صفحه چوبین و یا توری که زیر پاهایش باشد راه برود و این محل در انتهای بیابان خراسان از نواحی کرمان است.« (همان : (۱۰۹ در فاصله قرون پنچم تا ششم هجری قمری وجود آثار شاخص سلجوقی همچون مسجد و منار برسیان، مسجد و منارگار، منار زیار

و راهروان (هنرفر،۱۰۸ – ۱۱۳ :۱۳۷۶؛ گدار و دیگران ، ۱۳۸۴، ج (۱۸۲ -۱۸۶ :۴ در حوضه شرقی رودخانه زاینده رود نشان دهنده تداوم رونق و شکوفایی حوضه شرقی زاینده رود و به شکل قابل تعمیمی رودشت ، در این زمان بوده است . حافظ ابونعیم اصفهانی( ابونعیم اصفهانی ، (۱۴۴ : ۱۳۷۷ و مفضل بن سعد مافروخی اصفهانی (مافروخی اصفهانی ، (۶۰ – ۶۲ : ۱۳۸۵ در قرن پنجم هجری قمری مطالبی در ارتباط با رودشت عنوان کرده اند که حاکی از موقعیت جغرافیایی ، رونق بسیار و آبادانی منطقه در این زمان بوده است.