تاريخجه و تعريف:
با گسترش استفاد ه از كامپيوتر ها در دهة ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، نياز ببه برقراري ارتباط و انتقال اطلاعات بين كامپيوترها به صورت دو طرفه به طريقي كارا و مؤثر احساس شد . اين نياز منجر به طراحي تكنولوژي هاي شبكه اي شد كه امكان ارتباط سيستم هاي كامپيوتري را فراهم مي كردند.
توانايي سيستم هاي كامپيوتري در ارتقاء عمليات به قدري بود كه آنرا تبديل به يك قسمت اساسي در صنعت كامپيوتر در حال رشد كرد .

متاسفانه مانند تاريخچه بسياري از موارد مشابه ، تكنولوژي شبكه نيز در ابتدا بسيار خاص و انحصاري بود . فروشندگان تكنولوژي كامپيوتري روش هاي ارتباطي بين سيستم هايشان را با استقاده از نرم افزار و سخت افزار هاي خاصي طراحي مي كردند و بدتر اينكه بسياري از شبكه هاي مختلف موجود در دانشگاهها ، شركتها و دپارتمان هاي دولتي صرفا طوري طراحي شده بودند كه فقط مي توانستند با كامپيوتر هاي شبكه خود ارتباط بر قرار كنند و هيچگونه ارتباطي با شبكه هاي خارجي نمي تونست برقرار گردد. اين رشد سريع منجر به يك هرج و مرج تمام عيار شد تا بدانجا كه بعضي از شركت هاي دارندة تكنولوژي شبكه هاي خاص ، حتي با شبكه هاي داخلي خود هم غير ساز گار شدند.

 

همزمان با رشد شبكه ها در پر كردن نياز ارتباطات بين كامپيوتري نياز به يك روش براي ارتباط شبكه هاي ناهمگون با يكديگر احساس شد. اين تكنولوژي تحت عنوان تكنولوژي بين شبكه اي (Internetworking ) معروف شد.

تكنولوژي بين شبكه اي علاوه بر كمك دربرقراري ارتباط شبكه ها با هم، در گسترش شبكه ها به مقياس وسيعتر بت مديريت متمركز محلي كمك شاياني نمود. شبكه هاي خوب طراحي شده مي توانند در صورت نياز با سايتهاي دور يا با كاربران معمولي گسترش يابند. يكي از سازمان هاي مهم كه نياز به قابليتهاي بين شبكه اي داشت، آژانس پروژه هاي تحقيقاتي پيشرفتة دولت آمريكا يا ARPA بود. بودجه مالي تعدادي از پروژه هاي تحقيقاتي از طريق ايالات متحده تامين مي شد و بسياري از اين پروژه ها مرتبط با تكنولوژي هاي شبكه اي بودند. يكي از مهمترين تكنولوژي هاي طراحي شده توسط ARPA تكنولوژي پيام رساني (Packet-Switching) بود.

شبكه هاي پيام رسا مطلوب اينتر نتها هستند . يك شبكه پيام رسا ، داده ها را با تقسيم آنها به واحد هاي كوچكتر انتقال مي دهد كه هر يك از آن واحد ها ، بسته( PACKET) ناميده مي شوند. هر يك از بسته ها شامل رشتة داده اي كامل و آدرس فرستنده و گيرنده است.
يك شبكه پيام رسا به شبكه هاي كوچكتري ( كه اغلب زير شبكه ها ياSubnets ناميده مي شوند ) تقسيم مي شود كه از طريق ابزار هايي به نام مسير يابها (routes) له هم وصل شده اند، اگر مقصد بسته در همان قسمت ( segment ) از شبكه محلي نباشد ، مسير ياب تعيين مي كندكه بسته ها چگونه به مقصد تحويل داده شوند و چگونه به يك قسمت مناسب شبكه فرستاده شود.

همچنين شبكه هاي پيام رسا قابليت تحمل پذيري در مقابل خطا – fault toleranece ) را ارائه مي دهند. اگر مسير يابهاي زيادي در رسيدن به يك مقصد در شبكه قابل دسترس نباشند ، مسير يابهاي پيام – رسا مي توانند بسته ها را مجددا مسير يابي كنند تا از شر مسير يابهاي غير قابل دسترس يا مسير ياب هاي پر ازدحام خلاص شوند.

شبكه هاي پيام رسا ، ذاتا ارتباط بين شبكه اي مناسب هستند و بدين خاطر ARPAدر دهة ۱۹۷۰ سرمايه گذاري زيادي در تكنولوژي پيام رساني در ارتباط دادن سايت هاي كامپيوتري خود در دانشگاه ها ، انستيتو هاي تحقيقاتي دولتي و ديگر نمود . اين شبكه تحت عنوان شبكه ARPANETمعروف شد .

ARPANET نه تنها در برقراري ارتباط الكترونيكي به طور مالي موفق بود بلكه باعث تحريك تكنولوژي هاي مخابراتي مختلف شبكه اي از خطوط اجاره اي گرفته تا سيستم هاي بيسيمي راديوئي و ماهواره اي شد. تكنولوژي بين شبكهARPANET پيشرفته، اجازه داد كه اين تكنولوژي مجزا به يك شبكة بزرگ تبديل شوند.
با پيشرفته تر و بزرگتر شدنARPANET،توجه مراكز مختلف علاقه مند به تكنولوژي هاي بين شبكه اي به آن معطوف شد . اين آژانس ها شروع به كار مشترك

براي تبديل تكنولوژيRAPANET به يك پروتكل شبكه اي استاندارد به نام TCP/IP كردند. TCP/IP تركيبي از ددو پروتكل اصلي است كه خود مخفف آنهاست ، پروتكل كنترل ارتباط(Transport Control Protocol) و پروتكل اينترنت protocol internet . ARPAاز كميته اي تشكيل شده كه كارهاي طراحي و شبكه هايي كه را به عنوان ستون فقرات شبكه خود استفاده مي كنند را جهت مي دهد(چنين شبكه اي اينترنت نام دارد).

توجه: الان وقت خوبي است كه موارد استفادة بعضي از كلمات را بياموزيد. كلمه اينترنت Internetمي تواند به عنوان فرم مختلف كلمة Internetwork(بين شبكه اي ) استفاده شود . اما فرم نوشته شده با حروف بزرگ اين كلمه با فرم نوشته شدة با حروف كوچك فرق مي كند، فرم كوچك آن يك واژة عمومي براي هر نوعInternetwork است اما فرم نوشته شده با حروف بزرگ (INTERNET)آن به يك عبارت خاص كه همان internetworkجهاني است و از ARPANETنشات گرفته اشاره دارد .

كميتةARPANET، ICCB internet Control and Configration Boardگاهي نيز ناميده مي شود. اينترنت در اوايل دهة ۱۹۸۰ به منظور انجام كارهاي تحقيقاتي شامل كارهاي تحقيقاتي تجاري شروع به رشد كرد و بسياري از شركت هاي تجاري شروع به برقراري ارتباط با آن كردند . اين رشد روز افزون ناشي از يكپارچه شدن پروتكل BSD ) BSD UNIX TCP/IPمخفف Berkely Software Distributionمي باشد كه در دانشگاه كاليفرنيا طراحي شده بود، شد. اين سيستم عامل توانمند و رايگان قبلا به طور خيلي زيادي در دانشگاه ها استفاده شده بود چرا كه قيمت و قدرت آن از هر نظر بهتر از ديگر سيستم عامل ها بود و نيز تلفيق TCP/IPبا UNIXمنجر به رشد سريع اينترنت شد تا اينكه خيلي زود دپارتمان هاي علوم كامپيوتري دانشگاه ها در سراسر كشور شروع به طراحي شبكه ها و ارتباط با اينترنت كردند.

(Architecture Board) IABمعرفي شد. اين كميته يك سازمان مستقل براي طراحي استاندرد ها و ترويج تحقيقات و رشد آنها روي تكنولوژي هاي اينترنت مي باشد . همكنون شامل دو قسمت اصلي است: عامل عمليات تحقيقاتي اينترنت يا (Internet Research Task Force ) IRTFكه كار تحقيقات روي تكنولوژي ها به منظور بهبود و ارتقاء اينترنت را بر عهده دارد . قسمت بعدي عامل عمليات مهندسي اينترنت يا (Internet Engineering Task Force )موارد فني و مشكلات اينترنت جهاني را حل و بررسي مي كند.

IABدر طراحي و رشد اينترنت موفق بود، به طوري كه در اواسط دهة ۱۹۸۰ سزمايه گذاري بزرگي براي طراحي يك ستون فقرات (backbone) با سرعت بالا به نامNSFNET انجام شد. NSFNET براي پيوند دادن ابر كامپيوترها به يكديگر و ارتباط آنها به اينترنت طراحي شد، اما بعدا NSFشروع به ساخت شبكه هاي محلي كوچكتر نمود . موفقيت اينترنت در اواسط دهة ۱۹۸۰ منجر به تصميم دپارتمان دفاع آمريكاDOD) )به اينكه همة سيستم هاي وصل شده به شبكه اينترنت جهاني ، TCP/IPرا به عنوان استاندارد خود استفاده كننده شد .

توجه: تصميمDOD مبني بر استاندارد كردنTCP/IP و تمركز قسمت هاي نظامي روي اينترنت( كهMILNET نام داشت) منجر به ارتقاء عالي دامنة( domine) اينترنت MILشد كه گاهي اين تصور غلط پيش آمده كهTCP/IP و اينترنت توسط گرو ه هاي نظامي براي برقراري ارتباط در حين تبادلات اطلاعات هسته اي طراحي شد. هر چند كه احتمال دارد توانايي ذاتي تحمل پذيري در برابر خطايDOD در اينترنت هم ديده شود، اما طراحي شبكه هاي پيام – رسا و اينترنت بسيار پيش از تفويض DODدر ۱۹۸۳ انجام شده بود.

استانداردهاي اينترنت و تكنولوژي ها از طريق فرآيندي به نام Comments For Request RFCطراحي مي شوند. طرح هاي TCP/IPو استانداردهاي اينترنت از طريق RFCها طراحي شده اند كه بعدا توسط IAB ارتقاء و بهبود يافته اند.

اينترنت هم اكنون در حال رشد است و در تمام مراكز اقتصادي و خصوصي از طريق ارتباطات جهاني دامنه خود را وسيعتر مي نمايد. امروزه اينترنت چندين ميليون سيستم را به هم وصل كرده كه اين سيستم ها از ايستگاه هاي كاري محلي تا ابركامپيوتر ها متنوع هستند . اينترنت ديگر مثل ستون فقرات اوليه خودNSFNET, ARPANET به و وابسته نيست و بيشتر ترافيك شبكه توسط شبكه هاي اصلي نگهداري شده توسط كمپاني هاي مخابراتي مهم و فراهم سازهاي سرويس اينترنت مديريت و كنترل مي شوند.

مديريت روزانه اينترنت توسط سازماني بع نام مركز اطلاعات شبكه اينترنت Internet Network Information Center ( INTERINC )يا انجام مي شود. انستيتو دولتي ايالت متحده INTERINC ، امروزه توسط يك شركت خصوصي به نام Network Solutions در خارج ازVirginia وHerndon مديزيت و نگهداري مي شود. INTERINC مسئول مديريت عمليات مهم اينترنت در مقياس وسيع مثل نگهداري اطلاعات و توزيع RFCها مي باشد. بعلاوه INTERINC مسئول مديريت عمليات سطح بالا در اينترنت به طور كلي مي باشد، هر چند كه بسياري از عمليات مديريتي اساسي توسط شبكه هاي محلي، طراحي اينترنت را از يك حالت مركزي خارج كرده است.

هر چند كه اين رشد سريع ، در محبوبيت TCP/IP به عنوان يك پروتكل شبكه اي است و به خاطر طراحي آن كه به راحتي شبكه هاي مختلف را يكپارچه مي سازد ، امروزه اين پروتكل TCP/IP به عنوان يك ركن اساسي حتي براي كامپيوتر هايي كه به اينترنت هم وصل نيستند، در آمده است . با توجه به ارتباط شبكه هاي متصل شده به اينترنت و سرويس عاي اينترا نت مبنتي بر عمليات اينترنت، TCP/IP يك استاندارد عملي براي ارتباط شبكه اي شده است .امروزه هر سيستم عامل مهم ، TCP/IP را براي ارتباطات شبكه اي خود استفاده مي كنند و با حائز اهميت تر شدن TCP/IP، بسياري از سيستم هاي عامل شبكه اي حتي شروع به بنا گذاشتن پروتكل هاي خاصي به منظور استاندارد سازي TCP/IP كرده اند(ويندوزNT وMac os وNovell Netware نمونه هايي از آنها هستند). حال كه تاريخچه TCP/IP را فهميديم، نگاهي به مؤلفه هاي پروتكل TCP/IP براي درك بهتر خواهيم داشت .

 

مؤلفه ها وعملكرد: TCP/IP
اغلب TCP/IP به عنوان يك پروتكل تلقي مي شود ، در حالي كه در حقيقت آن پشته اي از پروتكل است. هر يك از آن پروتكل ها، قانون خاصي را در فرآيند برقراري ارتباط و انتقال داده روي يك شبكه پياده سازي مي كنند در اين قسمت ما نگاهي به پشتة TCP/IP خواهيم داشت و روي نحوة كار مؤلفه هاي آن به منظور انجام وظايف ارتباطي متمركز خواهيم شد. ما مدلOSI ( Open System Interconnection)را براي درك بهتر نحوة كار يك پشته پروتكلي استفاده خواهيم كرد وآن را با مدل پشتة TCP/IP براي درك بهتر نحوة كار TCP/IP مقايسه خواهيم كرد.

 

مدل :OSI
مدل OSI در ابتدا براي داشتن يك استاندارد صنعتي به منظور طراحي پروتكلي ارتباط شبكه اي پايه گذاري شد . با رعايت كامل قوانين مدل OSI ، فروشندگان مختلف مي توانند قابليت اطمينان بالايي در تكنولوژي هاي شبكه اي خود به دست آورند،ولي بازار شبكه كاملا مطابق با اين روش كار نمي كرد و هيچ پروتكل شبكه اي محبوبي امروزه به طور كامل به مدل OSI وفادار نيست و TCP/IP هم از اين قاعده مستثني نيست . اما آن مدل يراي توصيف نحوة كار پروتكل هاي بين شبكه اي استفاده مي شود و ما مي توانيم آن اطلاعات را براي درك به TCP/IP كار بنديم.

مدل OSI شامل تعدادي مؤلفه است كه به لايه هايي تقسيم شده اند. هر لايه يك كار خاص در انتقال داده ها روي شبكه انجام مي ده د در زماتن انتقال داده ها، هر لايه داده هاي قالب بندي شده توسط لايه بالاتر را مي گيرد و آنرا اداره مي كند و آن را به لايه زيرين عبور مي دهد. در زمان دريافت داده ، لايه ها ، داده ها را از لايه هاي زيرين مي گيرند ، آن داده ا را باز مي كنند و سپس ان را به يك لايه بالاتر عبور مي دهند.

– لاية فيزيكي
– لاية پيوند داده
– لاية شبكه
– لايةحمل
– لايةجلسه
– لاية نمايشي
– لاية كاربردي

يكي از واژه هاي مهم در مدل پشته اي OSI مفهوم ارتباطات مجازي است . هر قسمت از پشته شبكه اي ، رفتار و مشخصه هاي لايه هاي پايين و بالاي خود را ناديده مي گيرد و فقط داده ها را به عقب و جلو بدون هيچ اطلاعاتي دربارة لايه هاي طرفين خود عبور مي دهند. موقعيكه بحث پيرامون لايه ها متمركز است، هر لايه يك ارتباط مجازي مستقيم با لايه متناظر خود روي مقصد دارد در بحث لايه ها ، داده ها در لايه مقصددقيقا به همان طريقي كه در لايه مبدا بسته بندي شده اند، باز مي گردند. لايه ها هاچ دركي درباره مشخصه هاي واقعي انتقال داده ندارند ، آنها تنها مي دانند كه داده ها از لايه هاي اطراف مي آيد.

اين ارتباطات مجازي ، مدولاريتي هر لايه از مدل OSI را بهبود مي بخشد، اين بدان معني است كه در پياده سازي نرم افزار هر لايه ، مي توان مواردي را حذف و يا جايگزين كرد يا كارهايي را از طريق مديريت ايستگاه ها انجام داد بدون اينكه تاثير حائز اهمييتي در لايه هاي بالايي يا زيرين انجام شود. اين ويژگي، امكان تبادل انواع داده در شبكه و بروز رساني لايه ها در كار اشكال زدايي و معرفي ويژگي هاي جديد را مي دهد . هر لايه، از سرويس هاي لايه هاي بالا و پايين خود براي حفظ يك ارتباط مجازي با همپاية خود در ميزبان دور استفاده مي كند . قسمت هاي زير هر يك از اين لايه ها را شرح مي دهد و قوانين ارتباط هر يك را توصيف مي كند.

لايه فيزيكي :
هر تكنولوژي شبكه اي نياز به رسانه هاي فيزيكي با مشخصه هايي از قبيل ظرفيت براي انتقال اطلاعات ۰و۱ دارد تا بدين ترتيب بتواند ارتباطات ديجيتالي را برپا كند اين رسانه در لايه فيزيكي مدل OSI مشخص مي شود. معموليترين رسانه در لايه فيزيكي،كابل يا سيم( مثل كو آكسيال يا كابل هم محور ، جفت به هم تابيده ، فيبر نوري يا موارد ديگر ) مي باشد، هر چند كه اين ها تنها نوع رسانه ها براي تبادل اطلاعات بين پروتكل هانيستند . بعضي از شبكه ها تكنولوژي هاي بيسيمي را استفاده مي كنند و به امواج راديويي با طول موج بلند يا كوتاه، امواج مادون قرمز يا رسانه هاي ليزري براي انتقال داده ها وابسته هستند. اين لايه

، خود رسانه و نيازهاي آنرا براي ارتباطات اوليه( مثل مشخصه هاي پهناي باند و ميرائي فركانس) مشخص مي كند. در اين لايه ، ارتباطات در اوليه ترين سطح خود هستند، مواردي از قبيل صدور امواج الكترو مغناطيسي در يك سيستم مسي) يك فيبر نوري يا در هوا در اين لايه مشخص مي شود. لايه فيزيكي خود به تنهايي اطلاعاتي درباره ارسال ندارد و فقط ۰و۱ ها را انتقال مي دهد.

لاية پيوند داده:
لايه پيوند داده جايي است كه پروتكل هاي ارتباطي شروع به هوشمند شدن مي كنند. لاية پيوند داده، مسئول ايجاد توانايي انتقال داده در يك فرم منسجم و قابل رمز گشايي روي رسانه است( اين فرم از ۰و۱ هاي ساخته شده و قابل دسترسي، توسط لاية فيزيكي به دست مي آيد).اين كار اغلب با انتقال دادها در واحد هاي منطقي به نام فريمها( Frames ) انجام مي پذيرد. هر فريم شامل يك تيتر( header ) براي همزمان كردن ارتباطات ، فيلدهايآدرس كه در برگيرندة آدرس فرستنده و مقصد هستند و يك قسمت از داده هاي ارائه شده توسط پروتكل هاي لايه بالاتر است.
فريمها همچنين مي توانند شامل اطلاعات اضافي لازم براي بازبيني داده هاي گرفته شده هم باشند. با توجه به نوع پروتكل، فريمها مي توانند به يك اندازة ثابت يا اندازه متغيير باشند تا بتوانند حداكثر سازگاري را با داده هاي انتقالي بيابند .

پروتكل هاي پيوند داده ، ذاتا اتصالي( Connectionless ) هستند و اين بدان معني است كه اين پروتكل ها مكانيزمي براي تضمين صحت تحويل داده ها ندارند. پروتكل هاي پيوند داده به صورت كوركورانه داده هاي ارسالي به خودشان ، توسط پروتكل هاي لاية بالاتر را كپسوله مي كنند و آن ها را به رسانه لاية فيزيكي روانه مي سازند. پروتكل هاي پيوند داده ذاتا قابل مسير دهي ( routable ) نيستند و اين بدان معني است كه آدرس دهي استفاده شده توسط پروتكل هاي پيوند داده عموما مرتبط با سخت افزار فيزيكي استفاده شده براي انتقال اطلاعات روي رسانة فيزيكي است و اطلاعات لازم براي مسير يابي بين شبكه ها ( internetworks ) وجود ندارد.

بنابراين پروتكل هاي لاية پيوند داده فقط براي ارتباطات گره – به – گره مناسب هستند. نمونه هايي از پروتكل هاي لاية پيوند داده عبارتند از اترنت ( Ethernet )و توكن رينگ ( Token Ring ).

لايه شبكه :
پروتكل هاي لايه شبكه براي آدرس دهي ، مديريت ترافيك و عمليات مسير يابي طراحي شده اند. آن ها بر اساس آدرس هاي كنترل دسترسي به رسانه يا MAC(Media Access Control )كه در تمام سخت افزارهاي كارت شبكه تعبيه شده اند ساخته مي شود، اين كار با ارائه يك طرح آدرس بندي كه به پروتكل هاي لايه پيوند داده متكي نيست و حاوي اطلاعات كافي براي عمليات پيام- رساني به ابزارهاي مسير ياب شبكه باشند، انجام مي پذيرد.

لايةشبكه ، داده ها را از پروتكل هاي بالاييش مي گيرد و آنها را به بسته هايي با آدرس هاي مقصد و فرستنده جدا مي سازد و به لايه پيوند داده در پايين خود براي انتقال روي رسانه فيزيكي ارسال مي كند.همچنين اين لايه مسئول ارائه آدرس هاي خود به فرم آدرس هاي لايه پيوند داده نيز مي باشد، لذا پروتكل پيوند داده مي تواند داده ها ذا به مقصد مناسب بفرستد. با توجه به مقصد واقعي بسته ها، آن مقصد مي تواند ايستگاه ديگري روي همان قسمت (Segment ) از شبكه فيزيكي باشد يا اينكه شايد احتياج به يك ابزار مسير يابي كه مشخص كند اين بسته به كدام طرف بايد ارسال شود داشته باشيم .

پروتكل هاي لايه شبكه ذات غير اتصالي هستند، يعني بسته ها قالب بندي و آدرس دهي مي گردند وبه سمت لايه پيوند داده فرستاده مي شوند،ولي پروتكل لاية شبكه هيچ مكانيزمي براي تضمين تحويل آنها ندارد . نمونه هايي از پروتكل هاي لايه شبكه عبارتند از ( Internet Packet Exchange )IPX , (Internet Protocol ) IP كه يك پروتكل لاية شبكه از پشتة IPX/SPX توسط ناول براي محصول نت ور طراحي شده است.

لايه حمل:
پروتكلهاي لايه حمل برمبناي سرويسهاي فراهم شده توسط لاية شبكه ساخته شده اند و آن ها را با سرويس هاي ارتباط گرا ارتقاء مي بخشند . يك سرويس ارتباط گرا Connection-Oriented ) از اين جهت از يك سرويس غير اتصالي Connectionless متمايز مي شود كه سرويس ارتباط گرا مكانيزمهايي براي صحت تحويل داده ها دارد . پروتكل هاي لاية حمل شامل قابليت تاييد از گيرندة بسته هستند ،اگر هيچ سيگنال تائيدي دريافت نشود ، پروتكل لايه حمل مي تواند

بسته را مجددا ارسال كندو اگر زمان اين كار به سر آيد، يك خطا توليد مي شود . همچنين پروتكل هاي لايه حمل بسته ها را به صورت پشت سر هم علامت مي زنند تا بدين ترتيب اگر ترتيب آنها درگيرنده به هم خورد بتوان مجددا آنها را سازماندهي و مرتب كرد ( به هم خوردن ترتيب اطلاعات دريافتي در شبكه هاي پيام – رسا امري محتمل است ).

و در آخر پروتكل هاي لاية حمل توانائي پردازش چندين برنامه كاربردي براي دسترسي به شبكه را ارائه مي دهد تا بدين ترتيب با استفاده از آدرس هاي محلي خاص تععين شود كدام مقصد بايد كدام رشتة داده را پردازش كند. اين آدرسها اغلب تحت عنوان پورتها و ارتباط ايجاد شده براي اين پورتها ، سوكتها (Sockets )ناميده مي شوند.
نمونه هايي از پروتكلهاي لاية شبكه شامل ( Sequenced Packet Exchange SPX , TCP كه در پشتة IPX/SPXتوسط ناول طراحي شده است ،مي باشند .

لاية جلسه:
پروتكلهاي لايه جلسه ، مديريت جلسات شبكه اي خاص روي روي شبكه را بر عهده دارند ، اين جلسات مواردي از قبيل Login كاربران با يك ارتباط براي انتقال فايل ها مي توانند باشند .

پروتكلهاي لاية جلسة ، ايجاد اين ارتباط ، نگهداري اين ارتباط و پايان اين جلسات شبگه اي را پوشش مي دهند و سرويسهايي را ارائه مي دهند تا بتوان عمليات ساده اي مثل Login ، قفل شدن شي، توانايي برقراري مجدد جلسه بعد از قطع ارتباط و ديگر موارد اوليه مشابه را انجام داد پروتكل ( Network Basic Input / Output System) ( NetBIOS استفاده شده توسط ويندوزNT و شبكه ها ي LANMAN ونمونه هايي از پروتكل هاي لايه جلسه هستند. براي اطلاعات بشتر دربارة NetBIOSبه روي نهم مراجعه كنيد.

لايه نمايش:
پروتكل هاي لايه نمايش ، توانايي ايجاد استانداردهايي براي رمزگذاري داده ها در پرو تكلاي ارتباطي را بوجود مي آورند . پروتكل هاي اين لايه امكان ارتباط سيستم هاي غير مشابه را فراهم كنند و هراس از رمز گشايي داده هاي دريافت شده توسط يك پشته ارتباطي را برطرف مي نمايند .
پروتكل هاي لايه نمايش تاحدي غير كاربردي هستند چرا كه عمليات ديگري در پشته پروتكلي انجام پذيرفته كه احتياجي به عمليات رمز گشايي در برنامه هاي سطح- بالاتر نيست نمونه اي از پروتكل لايه نمايش مكانيزم كدگذاري داده هااست كه توسط پروتكل مديريت شبكة ساده يا SNMP پشتيباني مي شود.

لاية كاربردي :
پروتكلهاي لايه كاربردي ، ارتباط بكار گرفته شده توسط برنامه ها روي ايستگاه ميزبان به منظور استفاده از پشته را ايجاد مي كنند. اين پروتكل ها اغلب به صورت رابط هاي برنامه نويسي برنامه هاي كاربردي (APIs)براي فراهم كردن كتابخانه استانداردي به منظور انجام عمليات مهم شبكه اي ، ارائه مي گردند . پروتكهاي لايه كاربردي حتي مي توانند سرويس هاي مخابراتي مدولار كه منطبق بر خواص خاصي از پروتكلها نيستند را هم ارائه دهند تا بدين ترتيب هدايت و پيكر بندي مجدد شبكه ها راحتتر شود . نمونه هايي از پروتكل هاي لايه كاربردي مثلWinsock API ، پروتكلServer Message Block SMB استفاده شده توسط ويندوز , ( Netware Core Protocol ) NCP NT استفاده شده توسط ناول نت ور مي باشند .

ارتباطات و مدلOSI :
حال كه با قوانين قسمت هاي مختلف پشتة OSI ، نگاهي انداختيم بايد ببينيم كه اين مؤلفه هاي مختلف چگونه در كنار هم ، اطلاعات را دريافت و ارسال مي نمايند. اين مثال،يك نمونه انتزاعي از نحوه نمايش ارتباطات در يك پشتة شبكه اي مبتني بر OSI به صورت تئوري است . جلوتر در اين كتاب جزئيات هر مرحله را خواهيد آموخت و خواهيد ديد كه بعضي از مراحل اجرايي OSI ، مستقيما با پشته هاي شبكه اي در عمل مطابقت ندارند. شما همچنين توجه خواهيد كرد كه بسياري از عمليا ت مور نياز براي انجام اين مراحل مي توانند كنار گذاشته شوند . ولي همكنون بياييد اين مثال را بررسي كنيم و ببينيم كه اين عمليات چگونه انجام مي شوند .با مجهز بودن به اين دانش شما آماده آموختن جزييات بيشتري دربارةTCP/ IP خواهيد شد .

۱- ابتدا به انتقال داده مي پردازيم ،فرض كنيد يك شبكه فرضي متشكل از دو سيستم داريم : ايستگاه Bob و سرويس دهندة Bob. Bob يك برنامه سرويس دهنده /سرويس گيرنده را روي اين شبكه براي بررسي ويژگيهاي جديد و ارتقاء قبل از بكارگيري آن در سيستم شركت خود ، اجرا مي كند . اين شبكه را نشان مي دهد كه ما آنرا BobNET ناميديم. اين شبكه داراي دو كامپيوترBOBSER VER, Bob و پشته هاي شبكه اي مبتني بر OSI روي هر كامپيوتر است .

۲- Bob تصميم به فرستادن يك ركورد بروزرساني شده به برنامة سرويس دهندة تحت اجرا روي BOBSER VER از برنامه سرويس گيرندة روي ايستگاهش Bob)) دارد . و روي دكمهSend در برنامه سرويس گيرنده اش براي شروع پردازش بروزرساني كليك مي كند. وقتب آن، دستور فرستادن ركورد را دريافت مي كند برنامة سرويس گيرنده ، فرآيند انتقال را با استفاده ازAPI شبكه روي Bob شروع مي كند . در اين لحظه داده هاي Bob در پشته در محل لايه هاي كاربردي قرار دارند .

۳- حالا كه API شبكه روي Bob رشته داده را در خود دارد ، آن رشته به سمت پايين به سمت لاية نمايش براي كدبندي داده ها به قالب ذخيره سازي دادة معمولي استفاده شده روي شبكة Bob روانه مي شود ( براي انجام اين تمرين فرض كنيد كه اين كدبندي اسمي تحت عنوانBoBASCII دارد ).
۴- بعد از تبديل كامل رشتة داده به شكل BoBASCII ، آنرشته به سمت پايين يعني لايه جلسه روانه مي شود.