مشروطه

هاوارد زین، مورخ و نظریه پرداز پرآوازة آمریکائی، در مورد سیاست خارجی کشورش مطلب جالبی عنوان می‌کند. وی می‌گوید: «این استنباط در بطن حاکمیت آمریکا جایگیر شده که آزادی انتخابات در یک کشور، نتیجه‌اش الزاماً تولد دولتی طرفدار غرب خواهد بود. در حالیکه غرب خود شاهد است که آزادی قلم و کلام، معمولاً‌ به بازگوئی جنایات‌اش منجر شده، و در چنین شرایطی دولت‌هائی که بر مسند قدرت تکیه می‌زنند، برای توجیه موجودیت خود در بطن سیاست‌های جاری کشور، مجبور به “ضدیت” با غرب خواهند بود.» این چند جمله، بار سنگینی از تفکر هاوارد زین را بر دوش دارد، و تعمق در مورد آن، پرده از مسائل بسیار پیچیده و ظریفی برمی‌دارد. ولی طرح برداشت هاوارد زین در این وبلاگ، بیشتر به این دلیل است، که به نظر نویسنده، «وصف‌الحال» شرایط سیاسی کشور ایران شده.
پس از فروپاشی دیوار برلین، نوبت به فروپاشی حاکمیت محافظه‌کاران در انگلستان رسید، و سپس تغییرات پایه‌ای و بسیار عمیقی در سیاست جهانی صورت گرفت. این تغییرات فضائی را که کشور ایران، در چارچوب سیاست جنگ سرد، به آن «تعلق» داشت، از پایه دگرگون کرد. اولین نمونة این دگرگونی را می‌توان در دستیابی محمد خاتمی به مقام ریاست جمهوری اسلامی ایران مشاهده کرد. این تغییر، برای اولین بار در جامعة ایران، فردی را از بطن یک حاکمیت وابسته به غرب، تحت عنوان «آزادی» و «دمکراسی» و از طریق مراجعه به آراء عمومی، ظاهراً، به مقامی تعیین کننده گماشته بود. شاید مصدقی‌ها و دوستان حاکمیت مشروطة سلطنتی، در این مورد خاص، عنوان کنند که مصدق نیز سخن از آزادی می‌گفت، و اینکه مشروطه‌طلبان نیز از نقش مردم در تعیین سرنوشت کشور بسیار گفتند و نوشتند. در جواب آنان می‌باید گفت که، مسائل از پایه متفاوت‌اند.

از یک سو، مشروطه‌خواهان برداشت امروزی از آزادی را به هیچ صورت قبول نداشتند، نتیجة «انقلاب مشروطیت» ایران حذف قدرت سیاسی استبداد درباری، و جایگزینی آن با حاکمیت روحانیون بود؛ روحانیونی که بر اساس قانون اساسی مشروطیت، گروهی پنج نفره از آنان، از حق «وتو» بر قوانین و مقررات وضع شده از جانب مجلس شورای ملی برخوردار بودند. در حقیقت، «انقلاب مشروطه»، از نظر روند مسائل تاریخی کشور،‌ بر بحرانی نقطة پایان می‌گذاشت که نتیجة گسترش وسیع شهرنشینی بود. گسترش شهرنشینی، نیروهای «نظامی‌ـ‌ سنتی» ایران را که عملاً همواره تشکیل دهندگان «حاکمیت» بودند، عقب می‌راند، و جامعة آن روز برای پاسخگوئی به نیازهای زمانه ـ نقش انقلاب‌ها در قفقاز، شرایط ترکیه، و ورود نظریه‌های لیبرالیسم غربی به داخل مرزها ـ خود را مجبور می‌دید که در ساختار «حاکمیت» تغییراتی ایجاد کند. البته نباید از نظر دور داشت که این تغییرات از جانب رضامیرپنج، در چارچوب نیازهای امپراتوری انگلستان و مبارزه با «کمونیسم» از مسیر کلی خود بکلی منحرف شد، و پس از کودتای میرپنج، در راستای دیگری قرار گرفت.
در مورد مصدق نیز شرایط متفاوت است، و هر چند که این سخن نیز شاید بر بسیاری از مصدقی‌های امروز سنگین آید، مصدق نمایندة حاکمیت ایران بود. حضور پیوستة وی بر کرسی نمایندگی دوره‌های متفاوت مجلس شورای ملی، در شرایطی که «صالح» بودن نامزدهای انتخابات، آنروزها زیر نظر مستقیم «شهربانی» صورت می‌گرفت، نشان می‌دهد که حاکمیت پهلوی، در هیچ مقطعی مصدق را عنصر «نامطلوب» به شمار نمی‌آورد. از طرف دیگر، مصدق برنامه‌ای جهت مسائل اجتماعی، برخورد با «دین‌خوئی» سلطنت، و مبارزه با حاکمیتِ هر چند پنهان ولی «بالفعل» روحانیون، ارائه نداد. مصدق در برنامة سیاسی خود، خواستار ملی شدن نفت بود. حال این «خواسته» در بطن خود چه‌ها داشت، و به چه مسائل و مشکلاتی راه می‌برد، مسئله‌ای است که جای بحث فراوان دارد.
ولی خاتمی، نه تنها نمایندة حاکمیت ایران بود، که گفتمان وی مستقیماً «آزادی» را به ارزش می‌گذاشت. آزادی در معنائی به مراتب وسیع‌تر از آزادی مورد نظر «انقلاب مشروطه». ولی مسئلة جالب توجه اینجاست که، هر سه جنبش به یک نقطة واحد منتهی شدند: دیکتاتوری! مشروطیت، برای پاسخگوئی به نیازهای راهبردی امپراتوری انگلستان در مبارزه با انقلاب بلشویک‌ها در روسیه، به استبداد هولناک رضامیرپنج فرو افتاد؛ «ملی‌شدن نفت» و بحران «رهائی ملت ایران از پنجة استعمار و استثمار» ـ اگر بخواهیم واژگان آن روز را به طور مستقیم به کار بندیم ـ به کودتای ۲۸ مرداد و حاکمیت نظامیان، تحت عنوان «بازگشت سلطنت» منجر شد، و شعارهای «آزادیخواهانة» دولت خاتمی، در راستای منافع قدرت‌های منطقه‌ای، شرکت فعال ارتش آمریکا در افغانستان و خصوصاً در عراق، به پدیده‌ای منحوس و نفرت‌انگیز، به نام «پرزیدنت احمدی‌نژاد» انجامید!
ولی هر بار، بازگشت «دیکتاتور»، به صورتی تلطیف شده‌تر از گذشته صورت گرفت. استبداد رضاخانی را، نمی‌توان با دیکتاتوری محمدرضا شاه مقایسه کرد، هر چند که این نظام بسیار سرکوبگر بود، و «پرزیدنت احمدی‌نژاد»، با وجود ایده‌های سیاسی و اجتماعی‌نفرت انگیزش، با آیت‌الله خمینی و استبدادی که در نهاد شخص وی جایگیر شده بود، قابل قیاس نیست.
نهایتاً باز به سخنان هاوارد زین باز می‌گردیم. چرا که در هر دوره از «آزادسازی» فضای سیاسی کشور، نویسندگان، شعرا، صاحب‌نظران و به طور کلی «توده‌های مردم»، در تمامی ابعاد، از جنایات آمریکا و سرمایه‌داری‌های غرب بیشتر سخن گفتند، تا از مواهب‌ فرضی‌ آن‌ها. و بازگشت دوبارة «گفتمان» دیکتاتوری، چرا که دیکتاتوری در عمل همواره بر کشور حاکم بوده، و نابودی «شعارهای آزادیخواهی»، همیشه انتقامی است که سرمایه‌داری غرب از مردم ایران گرفته. این روند انتقام‌گیری غرب از مردم ایران، تا آنروز که آگاهی‌های ملی به درجه‌ای از رشد نائل آید که «آزادی»‌ را نه در آینة تمام نمای منافع سرمایه‌داری غربی، که در راستای اهدافی ملی و انسانی تحلیل کند، همچنان ادامه خواهد داشت.

امام خمينى كه طى ۶۰ سال در محيط جامعه و حوزه علميه مشغول نشو و نما بود و در هر دو صحنه نظر و عمل به درجات عالى رسيده بود، در سال ۴۱ طى برخورد با لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى،در كنار مرجعيت‏بعنوان رهبر سياسى جامعه در بين اقشار وسيع مردم و روحانيون متجلى شد.از اين به بعد تا زمان رحلتش بطور موازى در هر دو وادى نظر و عمل، انقلاب اسلامى را سكان دارى كرد.
نفت
صنايع نفت در كشورهاي عضو اوپك ازجمله ايران بدين سبب ملي شدند كه قراردادهای نفتی معمول درآن زمان كه همه ازنوع انحصاریبودند و اختيار كل و مطلق اداره عمليات و نحوه و ميزان توليد وصادرات و قيمت گذاري در اختيار شركت های نفتی خارجی قرار داشت ، ازهر لحاظ مغايرحق حاكميت ملی و مانع استقلال سياسی واقتصادی كشورهای صاحب نفت بود .
تمدن امروز جهان پیوستگی غیرقابل تردیدی با نفت دارد چه مهمترین ماده ای است که تا به حال شناخته شده و صنایع دنیا را از ابتدای قرن بیستم به طور عمده به گردش در می آورد . نفت یعنی قوه محرکه صنایع ، و ماده اولیه هزاران کالای مورد استفاده بشر چون مصالح ساختمانی ، دارو ، رنگ ، الیاف ، کود شیمیایی ، وسایل آرایش و از همه مهمتر صنعت پتروشیمی ، سوخت ناوگان های عظیم دریایی ، هواپیماهای غول آسای امروزی ، جت های جنگنده و غیره و غیره . قطع تولید یک روز نفت در دنیا دگرگونی بسیار را به دنبال دارد چنانچه تحریم نفتی اعراب در سال ۱۹۷۳ م ( ۱۳۵۲ ه.ش ) ، مصیبتی فراموش نا شدنی برای دنیای صنعت بود تا آنجا که اروپا را به جیره بندی وادار ساخت ، استفاده از اتومبیل سواری در بعضی کشورها متوقف گردید و چرخ بسیاری از صنایع از حرکت ایستاد .
در ايران مسئله نفت از آغازكشف آن توسط دارسي درسال ۱۹۰۸ تا كنون مهمترين عامل اساسي در تعيين خط مشی سياسی و اقتصادی كشور بوده است . امتیاز نفت در دوران استبداد قاجار به دارسی انگلیسی داده شد . ملت ایران به اهمیت مساله نفت واقف نبود تا همچون امتیاز تنباکو در همان تاریخ قیام کند . نفت ایران در جریان جنگ جهانی اول قدرت جنگی بسیار به ابر قدرت استعمارگر انگلیس داد و این کشور را بر آن داشت تا هر چه بیشتر صنایع نفت را در اختیار داشته باشد ، و بنابراین به سال ۱۳۱۲ ه.ش در زمان دیکتاتوری رضاخان با قرارداد دیگری نفت ایران براس مدت طولانی در اختیار انگلیس قرار گرفت .
در بررسی تاريخ نود وپنج ساله صنعت نفت ايران بحث انگيزترين موضوع اصل ملی شدن صنعت نفت در سال۱۹۵۱ و وقايع و حوادث متعاقب آنمی باشد .
اما تأكيد بر اين نكته واجب است كه در تحت شرايط و نحوه ای كه شركت سابق نفت انگليس و ايران با حمايت دولت انگليس بر صنعت نفت ايران حكومت مي نموده اصل ملی كردن نفت ، يك امر ضروري و غيرقابل اجتناب بود.مشروطيت
معنای مشروطیت ، در فرهنگ عمید به دو صورت آمده است:
۱- مشروطه(به فتح میم و ضم را) شرط کرده شده،آنچه که مقید به شرط است.

۲- حکومت ملی ، حکومتی که مقید به قانون باشد ، مملکتی که دارای پارلمان باشد و نمایندگان ملت در کارهای دولت نظارت داشته باشند .
مشروطه در نیمه دوم سده نوزدهم از رها عثمانی به واژگان فارسی راه یافت و ترکها آن را از روی واژه ” شارتر” فرانسه یا ” کارتا ” و کارتولای لاتین ساختند که در آغاز به معنی لوحی بود که فرمانها را روی آن می نوشتند و بعد به قانون اطلاق گردید .

ادوار مجلس
آغاز مبارزات مشروطيت
و اما در رابطه با چگونگی آغاز مشروطیت مطالب بسیار است و هر چند مشخص نیست چه روزی انقلاب شروع شد و چه شخصی و یا اشخاصی آغازگر آن بودند ولی می توان حوادثی را دید که مجموعا دلیل پیدایش مشروطیت است از جمله شکست ایران در دو جنگ با روسیه و انعقاد قراردادهای گلستان و ترکمن چای ، برقراری کاپیتولاسیون به ضرر ملت ایران که عملا مشکلاتی را ایجاد کرده بود ، بی اعتباری دولت مردان در خارج از کشور به علت بی لیاقتی ، توسعه ارتباط بین ایران و بعضی ممالک اروپایی و آگاهی جمعی از ایرانیان از وضع

ممالک اروپا امتیازاتی که دولتهای روس و انگلیس با رقابت در ایران به دست می آوردند و قرضه هایی که به دلایل خاص و شرایط اسارت بار اخذ می شد، عدم توجه زمامداران ایران به حقوق واقعی مردم و به سرنوشت مملکت و از دست رفتن قسمتی از خاک ایران در شمال و شرق ، آمادگی گروه های زیادی از مردم برای تحول که آزمایش آن را در واقعه تنباکو نشان داده بودند؛ ظلم و جور و تعدی عمال حکومت مثل عین الدوله و شاهزادگان قاجار و مسافرت های زائد و پر خرج سلاطین و صدر اعظم به اروپا و نفرت کلی مردم از ترتیب اداره مملکت . در این زمان خزانه دولت از خزانه شخص شاه جدا نبود و عواید دولتی را شاه به مانند ثروت شخصی خود در هر جایی که دلش می خواست خرج می کرد ، فشار مالیاتی مردم را خرد

کرده بود ، مثلا از دهقانان که هشتاد درصد جمعیت را تشکیل می دادند در سال ، چهل نوع مالیات اخذ می شد تحریک مراجع مذهبی و آگاه ساختن مردم به آنچه در کشور می گذشت قسمتی از عواملی است که در انقلاب تاثیر داشت و مبارزه غیر فعال مردم ایران را به تدریج به مبارزه فعال تبدیل کرد . فریاد اعتراض نیرومند تر شد و کم کم شکل عصیان گرفت و در سراسر ایران انجمنهایی تشکیل شد .

چگونگی مهاجرت کبير
در ادامه مبارزات مردمی به رهبری روحانیت از جمله ایت الله طباطبایی و شیخ فضل الله نوری ، عین الدوله در صدد تبعید سران نهضت برآمد و روحانیون نیز تندروی را توسعه دادند. عین الدوله وعاظی را که افشاگری می کردند دستگیر نمود . به دنبال یکی از راه پیمائیها طلاب و مردم راه را بر سربازان بستند و دستگیر شدگان را نجات دادند و در برخورد یک طلبه هدف تیر قرار گرفت . مردم جسد او را روی دست بلند کردند و سینه زنی راه انداختند و روحانیون همه به مسجد آمدند . فرمانده قوای تهران مسجد را محاصره کرد و مردم مقاومت کردند حدود یکصد نفر کشته شدند و دکانها تعطیل گردید تهدید عین الدوله موثر نشد و علما تصمیم گرفتند مهاجرت نمایند . عین الدوله موافقت کرد که هر کجا می خواهند بروند . در ۲۵ جمادی الاول ۱۳۲۴ در حدود ۱۰۰۰ نفر در راس آنها سیدین به سوی قم حرکت کردند و مهاجرت کبیر را شروع نمودند .

احزاب دوران مشروطيت
در سال اول فتح تهران ( رجب ۱۳۲۷ قمری – ۱۹۰۸ میلادی – ۱۲۸۸ شمسی) در ایران دو حزب پیدا شد یکی انقلابی و دیگری اعتدالی و بعد از افتتاح مجلس دوم دو حزب فوق به نام دمکرات عامیون و اجتماعیون اعتدالیون به مجلس معرفی شدند احزاب سیاسی دیگری هم مثل حزب اتفاق و حزب ترقی پیدا شدند که نماینده ای در مجلس نداشتند برنامه حزبی

دمکرات جدائی روحانیت از سیاست بود ، نظام اجباری را خواستار بودند همچنین از قانون منع احتکار ، تعلیم اجباری ، ترجیح مالیات غیر مستقیم بر مستقیم ، تقسیم املاک بین رعایا حمایت داشتند دمکرات ها حزب مقابل یعنی اعتدالیون را ارتجاعی می نامیدند از جمله اعضا دمکرات سید حسن تقی زاده ، سلیمان میرزا ، سید رضا مساوات و حسینقلی خان نواب بودند ، روزنامه های مشهوری مثل ایران نو در تهران – شفق در تبریز – نوبهار در خراسان را دمکرات ها منتشر می ساختند ، تمایل دمکرات ها به غرب بود . اعتدالیون جمعیت بیشتری

داشتند هم در مجلس و هم در خارج از مجلس ، اینان دمکرات ها را تندرو می خواندند و اتهام بی دین و کفر به آنها می زدند. وقتی آیت الله سید عبد الله بهبهانی به قتل رسید دمکرات ها در معرض اتهام قرار گرفتند تقی زاده با اینکه نماینده مجلس بود در مقابل سیل حملات نتوانست دوام بیاورد وبه خارج از ایران رفت مسئله اولتیماتوم روس در مورد حضور مستر شوستر آمریکایی و اجبار او به خروج از ایران دمکرات ها را به شکست رساند ، ناصرالملک در این کار موثر بود زیرا بعد از مجلس دوم سه سال و چند ماهبه طور مطلق فرماندار بود و اعمال خشونت می کرد و انتخابات مجلس را هم انجام نداد و برای درهم کوبیدن دمکرات ها به روسیه نزدیک شد .