مقدمه:
در طول دو دهه گذشته تکنولوژی بافندگی حلقوی به صورت قابل توجه با معرفی ساختارهای گوناگو نو با استفاده از نخهای جدید و اصلاح شده و همه کاره بودن تجهیزات حلقوی مدرن ترقی داده شده است. استفاده موفق نخها در بافندگی حلقوی وابسته به خصوصیات نخ و انتخاب پارامترهای فرآیند بافندگی می باشد.تجهیزات کیفیتی نخ برای بافنگی حلقوی نخهای مورد انتظار برای بافندگی را ممکن می سازد.برای مثال عملکرد نخها خوب خواهند بود اگر فرآیند خوب اتفاق بیافتد یعنی الاستیسیته خوب و ازدیاد طول مناسب و پرز و مقاومت سایشی کم و زیردست نرم و تغییر در نمره نخ کم باشد.بعلاوه تولید یک پارچه خوب می تواند با خصوصیات نخ مانند کار تا حد پارگی بالا و استحکام حلقه و میزان تاب نخ ومقاومت قابل قبول و مقاومت پیچشی کافی مورد انتظار باشد.این مقاله با مشکلات مواجه شده در بافندگی حلقوی ابریشم سر و کار دارد.

ابریشم دارای یک درخشندگی استثنایی و استحکام خوب بین الیاف طبیعی میباشد.پارچه بافته شده حلقوی ابریشمی به عنوان محصول خاص که میتواند به عنوان یک محصول خود را در رقابت وگوناگونی محصولات بازار جهانی نساجی مطرح کند مورد توجه می باشد.
با توجه به بافندگی حلقوی الیاف فیلامنتی ابریشم مشاهده شده بود که تعداد لاها در نخ و مقدار تاب نخ وابسته به هم هستند و اثر آنها روی خصوصیات پارچه مهم است.اگر تعداد لاهای نخ افزایش یابد نتیجه ای که می دهد یک نخ زبری که مناسب برای تولید پارچه

حلقوی مناسب نخواهد بود و با افزایش در تعداد لاها وتاب نخ نیاز خواهیم داشت به چسباندن لاها و فیلامنت ها به همدیگر. بعلاوه افزایش تاب تمایل نخ برای گوریدگی بیشتر خواهد شد و پس از آن باعث شکست سوزن و یا نخ پارگی در هنگام بافندگی می شود(به خاطر گیر کردن نخها).عمده دست آورد این کار این است که انتخاب فیلامنت ابریشمی و دنیر و تعداد لاها و میزان تاب و گیج ماشین و ساختمان پارچه دربافندگی حلقوی تجاری فیلامنتهای ابریشم عوامل مهمی هستند. فرآیند شیمیایی فیلامنتهای نخ یک روش برای قابلیت بافندگی حلقوی ابریشم می باشد.نخهای ابریشمی به طور معمول خیلی الاستیک و انعطاف پذیر میباشند و زیر دست نرم و حالت کشسانی دارند.

مشکلات مرتبط با بافندگی حلقوی نخ فیلامنتی ابریشم با رفتار نخ بسته تغذیه و تنش نخ در گیر است و همچنین بحث شده می باشد.

معرفي:
يك پارچه حلقوي ابريشمي سطح صافي دارد و هنگام پوشيده شدن يك احساس رضايت بخش را براي فرد ايجاد مي كند و به عنوان يك پارچه به صورت خاصی مناسب براي پوشاك خانمها مي باشد زيرا اين پارچه اين پارچه بدون چروك ، نرم، سبك وزن و زير دست نرمي را دارا مي باشد. عموما پارچه هاي حلقوي تمايل به درآمدن به اشكال بدن را دارند و خود را به راحتي با حركتهاي بدن وفق مي دهند، پارچه هاي حلقوي شرايط و حالات زيادي در الاستيسيته و برگشت پذيري دارا هستند بر خلاف پارچه هاي تاري پودي كه درجه از دياد طول كمي دارند . خاصيت منحصر به فرد يك پارچه حلقوي قابليت كشيدگي آن مي باشد . يك پارچه حلقوی اساسا يك ماده الاستيك بالا مي باشد.

 

اثر الياف و كيفيت نخ روي خصوصيات پارچه حلقوي:
خصوصيات الياف مانند طول الياف ، كار تا حد پارگي ، ازدياد طول، رفتار مالشي، شاخص كيفيت الياف هستند و فاكتورهاي عمده اي هستند كه روي خصوصيات پارچه حلقوي تاثير مي گذارند . شاخص هاي نخ مانند نمره نخ ، تاب ، رفتار مالشي، سختي خمشي . گره ها در نخ و عيوب و استحكام نخ نقش اساسي را در كارايي نخ براي بافندگي حلقوي را بازي مي كنند. ديگر شاخص مهم كه علاوه بر اين ها كه گفته شد وجود الياف كوتاه در سیستم ريسندگي نخ مي باشد.

كارايي نخها براي بافندگي حلقوي:
امروزه ، نخهايي که براي بافندگي حلقوي بكار مي روند نخ های تولیدی از سیستمهای رينگ ، روتور ، ايرجت، و سايرو وغيره مي باشند . اين نخ ها از نكته نظر مهندسي با كارايي متفاوتي مي باشند و خصوصيات ذكر شده بالا در هر سيستم متفاوت مي باشد. اگر چه بعضي از اين خصوصيات نامطلوب و نياز بيجا براي پارچه تكميلي مي باشند كه تاثير در مقاومت در مقابل پرز شدن ، راحتي و زير دست و مقاومت سايشي و خصوصيات ابعاد اثر مي گذارند.

 

توسعه و پيشرفت نخ ابريشمي براي پارچه هاي حلقوي:
پژوهش انجام شده توسط TAMAKO HATA و HIROSHI KATO نشان مي دهد كه فرآيندهايي مانند رفتار جمع شدگي نمكي و پراكندگي الياف و در رفتار رزيني براي بالا بردن كارايي ابريشم در بافندگي حلقوي استفاده شده اند.
جمع شدگي نمكي توسط خيساندن نخهاي تابيده بدون آهار تعريف مي شود و رفتار آنها براي تقريبا ۶۰-۳۰ ثانيه در دماي C80 در يك محلول غليظ نيترات كلسيم با سنگيني مخصوص۱۴۵/۱ و يك جمع شدگي در رنج ۵۰-۳۰% مي توان به دست آورد سپس نمونه نخها دوبار در حمام آهار با غلظت G/L10 در دماي C95 قرار گرفته مي شوند بعد از آن به عنوان الياف متفرق معرفي مي شوند پس رفتار سطحي توسط رزين و سرانجام يك رفتار با يك ماده معرف آنتي استاتيك داده می شود.

نخ به دست آمده به شرح بالا كمي ضخيمتر و تجعد بيشتر و تبديل به نخي با انبوهي بيشتر مي گردد. همچنين مشاهده مي شود كه تاب دادن و خمش نخ با افزايش جمع شدگي نمكي آسانتر شود. اين رفتار شايد به يك تخريب جزئي در مناطق بلوري در ليف ابريشم و يك افزايش نتيجه بخش در مناطق آمورف نسبت داده باشد.
معمولا درجه آرايش يافتگي مولكولي در ابريشم نسبت به الياف ديگر در قسمت آمورف معمولا بالاست و توسط جمع شدگي نمكي پايين آورده مي شود . راحتي در افزايش تاب دادن با افزايش يافتن جمع شدگي نمكي در نخي با زير دست سخت و فاقد نرمي و انبوهي افزايش مي يابد . يك پايداري افزايش يافته در تغيير شكل خمش و شدت خمش افزايش يافته هم مشاهده شده است.به هر حال عمل رفتار تعداد تاب ها به نظر نمي رسد كه روي زير دست پارچه اثر كند.

بافندگي حلقوي ابريشم:
يك نخ ابريشمي آماده شده كمك به پيشرفت گوناگوني محصولات ابريشمي ميكند. بافندگي حلقوي ابريشم به سختي يك تكنولوژي جديد باشد اگر چه آن به محبوبيت منتظره نسبت زيرا مشكلات مرتبط در حلقوي ابريشم بازار پوشاك خاصش را دارداست.

گوناگوني محصولات در بافندگي حلقوي يك روش براي غلبه بر سبقت گرفتن در بازارهاي بيروني مي باشد.هند به عنوان موقعيت دوم در جهان بازار ابريشم به شمار مي روند. هند مي تواند به عنوان يك توليد كننده در مواد خام آن را فراهم كند و پيشرفت فزايشي در گوناگوني محصولات ابرشمي و همچنين بالا بردن صادرات ابريشمي اش از سهم حاضز ۲% اش در جهان به عنوان يك ابتكار خواهد بود و همچنين به عنوان يك درآمد اضافه بر كشور هند خواهد شد.

مشكلات مرتبط با بافندگي حلقوي ابريشم:
نمره نخ:
يكي از بزرگترين اشكالات ماشين حلقوي به عنوان مقايسه با ماشين بافندگي تاري پودي روي اين است كه ماشين حلقوي فقط روي يك رنج دقيق در نمره نخ ها مي تواند بافته شود. در ماشين تاري پودي از طرف ديگر با هر نخ مي توان بافت را انجام داد و فقط با عوض كردن شانه و در وردها مي توان با نخهاي ديگر بافت را انجام داد. ولي گيج ماشين بافندگي را نمي توان عوض كرد( چون فاصله بين دو سوزن ثابت است). بنابراين فقط يك نخ خاص روي ماشين با گيج خاص مي تواند بافته شود. اگر انتخاب دينر نخ نامناسب باشد مشكلات به وجود خواهند آمد.( به علت حركت سوزنها براي تشكيل حلقه).

زيرا اين به خاطر ورود نخ است كه مي خواهد از فضاي بين دو سينكر عبور كنند.اگر فضاي بين دو سينكر كافي نباشد. به خاطر قطر نخ بزرگتر باعث به وجود آمدن نخ پارگي يا شكستگي سوزن مي شود .نمره نخ يك فاكتور كليدي است در از پيش تعيين نمودن چگالي پارچه . بهترين دنیر نخ ابريشم( گفته مي شود كمتر از ۲۰ دنیر)براي بافندگي گردباف مناسب نمي باشد. زيرا نخ متمايل به گريز از مسير خواهد شد يا در قسمتي از سوزن گير مي كند و باعث در رفتگي حلقه در پارچه مي شود.

تاب نخ:
يك مقدار تاب كم براي نخ مورد استفاده در بافندگي حلقوي مورد استفاده است زيرا يك نخ با تاب زياد مشكلات زيادي هنگام بافت به وجود خواهد آورد و همچنين روي زيردست پارچه تاثير خواهد گذاشن كه يك پارچه معيوب از لول خورده شدن و پيچ خوردن شناخته مي شود.

در مورد نخ فلامينت ابريشني ، تعداد لاها در نخ و تاب نخ هر دو وابسته به هم مي باشد. اگر تعداد لاها افزايش پيدا كند نمره نخ به طور متناظر افزايش پيدا خواهد كرد در نتيجه نخ مناسب براي محصولات سنگين و پارچه هاي چگالتر خواهد بود .ولي اگر نمره لاها افزوده شود يك درجه بزرگتر از تاب براي نگهداشتن لاها و فيلامتها كنار هم نياز خواهيم داشت.علاوه بر آن با افزايش تاب. گرايش به پا ملخي شدن نخ همچنين بالا خواهد رفت و اين مي تواند باعث شكستگي سوزن و يا نخ پارگي ( به خاطر گیر کردن نخ) يا هر دو باشد.

مشكلات تاب بالا در نخ توسط آب عمل بخار زني مي تواند كاسته شود ولي بهتر آن است كه يك نخ با تاب پايين در مقايسه با نخ استفاده شده براي پارچه هاي تاري پودي استفاده شود ومي تواند نقص خود را به خوبي در پارچه هاي توليد شده با كمترين نقص ايفا كند.

خصوصيات مالشي نخ:
رفتار مالشي يك نخ با توجه به عملكرد آن روي هر ماشين حلقوي خيلي مهم است . اين رفتار و البته به خصوصيات سطحي نخ است كه مقاومت مالشي را تعيين مي كند هنگامي كه نخها در تماس با قسمتهاي ديگر ماشين حركت مي كنند.در طول فرآيند بافندگي حلقوي نخ ابريشم بايد در تماس با تعداد مختلفي از سطح ماشين باشد به عنوان مثال دور سوزن و سينكر كه در طول عبورش از قسمت هاي مختلف تنش آن افزايش مي يابد. اين در برگشت مانع از بافندگي بدون اشكال خواهد شد و باعث افزايش و شكستگي سوزنها و سوراخها در پارچه خواهد شد.

سختي خمشي نخها:
سختي خمشي يك تابع تعريف شده است از نيرويي كه شامل خمش يك ماده از طريق واحد خميدگي اعمال مي شود. در حلقوي ، سوزن باعث مي شود نخ به داخل يك حلقه خمش پيدا كند. بنابراين سختي نخ تعيين خواهد كرد نيروي اعمال شده خمشي نخ براي ساختن يك حلقه را درطی فرآيند بافندگي همان نيرو و روي قلاب سوزن و سوزن عمل خواهد كرد ولي در اصل يك نيروي عكس العمل مي باشد.
در حالت ايده آل سختي خمشي يك نخ فيلامنتي ابريشمي از نخ پنبه اي بيشتر مي باشد.

به عنوان يك نتيجه يك نيروي عكس العمل زياد روي سوزن وجود خواهد داشت. بنابراين يك تغيير بزرگ براي قلاب سوزن يا ضربه اي براي پارگي خواهد شد. براي برطرف كردن اين مشكل معقولانه تر آن است كه يك نخ انعطاف پذير براي حلقوي ( با توجه به خصوصيات براي بهترين گيج ماشين)انتخاب كنيم.

نوع بسته تغذيه:
در بافندگي حلقوي گردباف، بسته تغذيه معمولا به صورت فرم مخروطي مي باشد . نخ هاي ابريشمي پيچيده شده روي بسته هاي به فرم مخروطي يا پنيري شكل عموما تمايل به ريزش هنگام باز شدن را دارند . براي رفع اين مشكل يك بوبين دوبل فلچ براي جلوگيري از تمايل به ريزش استفاده شده است و باز شدن آسان را موجب مي شود . فقط اشكال كار با اين بوبين هاي دوبل فلچ مي باشد که گنجايش كم نخ در بسته و بي ثباتي باز شدن هنگام بافندگي حلقوي است.