مقدمه

پارشمن۱ یا پوست حیوانات از جمله بسترهای مورد استفاده برای نوشتن بهویژه کتابت قرآن بوده که در ادوار مختلف تاریخی بهکار برده شدهاست. این نوع کاغذ پوستی، بیشتر از پوست آهو ساخته میشده )مایل هروی،۲۵۴ ۱:۱۳۸۰(؛ اما مواردی از نوشتن قرآن نیز هست که روی پوست گاو یا گوساله انجام شدهاست .)Dreibholz, 2007: 22( مقاله حاضر، در واقع پژوهشی است که روی نمونهای از پوست حیوانات که برای کتابت قرآن استفاده میشود، صورت پذیرفته و به بررسی بستر، مرکب، رنگدانههای موجود و همچنین بررسی عوامل آسیبرسان و شیوه حفظ، مرمت

و نگهداری قطعات پوستنوشت قرآنی متعلق به مجموعه خصوصی آقای ابویی مهریزی پرداخته شدهاست.

ازآنجا که انجام مطالعات دقیق نسخهشناسی و استخراج اطالعات این حوزه، افزونبر مهیا نمودن امکان بررسی علمی اسناد و نسخ ارزشمند در انتخاب شیوههای حفاظت، مرمت

و نگهداری این آثار نیز نقش چشمگیری خواهدداشت، امروزه با استفاده از روشهای آزمایشگاهی متعدد اسناد و نسخ خطی مطالعه و بررسی دقیق میگردند. تعیین اصالت، سالیابی، نوع مرکب، شناسایی الیاف کاغذ و نوع پوست، تجزیه کمّی و کیفی مرکب و رنگدانههای مورد استفاده در تذهیب و تزئینات نسخ، از اطالعاتی است که میتوان از آنها برای تکمیل مطالعات نسخه شناسی و کمک به کارشناسان این حوزه یاریجست.۲ بااینکه انجام این دست مطالعات، حوزهای به نسبت جدید است لیکن در چند دهه اخیر با پیشرفت دستگاههای مشاهده و تجزیه عنصری و ترکیبی و ابداع روشهایی که به مقدار کمّی نمونه نیازدارد یا بدون نمونهبرداری امکان انجام آزمایشات را روی آثار فراهم میکند، میتوان در سطحی گسترده به بررسی علمی اسناد و نسخ باارزش پرداخت.

پيشينه پژوهش

مطالعه شیوههای شناسایی بسترهای پارشمنی و مواد به کار رفته روی آنها بهویژه روشهای حفاظت و مرمت اینگونه آثار، موضوعاتی است که پژوهشگران و مرمتگران این حوزه در ایران به صورت گسترده و کامل بررسی نکردهاند. بااین همه میتوان به پژوهشهایی همچون “فنشناسی و آسیبشناسی صفحات قرآن نفیس به خط کوفی روی پوست” تألیف سلطانی و همکاران ) ۱۳۸۵( و “فراهمآوری ورق پوست )پارشمن( از حسینیان )۱۳۸۶(، اشارهنمود. البته شایان یادآوری است که مطالعه روی

حفاظت و مرمت پوست و پارشمن در سطح جهان به صورت گسترده انجامشده و کتابها و مقاالت متعددی نیز در این زمینه نگاشته شدهاست Vest, 1999; Larsen,(

.)۲۰۰۲; Walter, 1994

روش پژوهش

در پژوهش حاضر با بهرهگیری از مطالعات کتابخانهای و آزمایشگاهی، بررسیهای میکروسکوپی و کار روی نمونههای موجود قطعات پوستنوشت قرآنی، صورت گرفتهاست. درنهایت، با توجه به نتایج به دست آمده مراحل حفاظت، مرمت و نگهداری این آثار انجام شدهاست. مطالعات صورت گرفته روی پوستنوشتهها، شامل تجزیه عنصری مرکبهای سیاه، قرمز، سبز و آنالیز ترکیبی بستر تعدادی از آنهاست. همچنین در این آزمایشات، اصالت پوستنوشتهها نیز بررسی شدهاست.

برای اطمینان از اینکه نوشتهها روی بستری قدیمی و برای نمونه پس از محوکردن نوشتههای اولیه جعل نشدهباشند، از روش مشاهده در زیر نور فرابنفش استفادهشد. ضمناً به دلیل وجود اثرات فتوشیمیایی و خواص فلورسانس و نورافشانی برخی مواد و عناصر در زیر این نور، این شیوه برای بررسی سطوح اسناد به کار گرفتهشد ۱۳۸۱: ۵۲۱-۱۵۲۶(، بحرالعلومی .)Mairinger, 2000: 56-75; برای انجام این مطالعات از منبع نور فرابنفش۳ با پوشش آبی تیره با طول موج ۳۵۰-۳۹۵ نانومتر که نوعی المپ بخار جیوه با فشار کم است، استفادهشد. اما به دلیل اثرات مخرب این نور برای کاغذ و پوست، مدت زمان قرارگیری نمونهها تا حد ممکن کوتاه درنظر گرفتهشد.

برای شناسایی نوع بستر دست نوشتهها، از روش طیف سنجی زیر قرمز تبدیل فوریه ۴)FTIR( که برای شناسایی مواد آلی و تعدادی از مواد معدنی به کار میرود، استفادهگردید. طیف سنج مورد استفاده در این پژوهش، Nicolet 510P بود. همچنین، به منظور تجزیه عنصری کمّی نمونهها روش میکروسکوپ الکترونی پیمایشی با تجزیه شیمیایی پاشندگی انرژی پرتوایکس ۵)SEM-EDX( که یکی از ابزارهای قوی برای بزرگنمایی سطح اجسام، مطالعه ساختار و ریختشناسی و همچنین ابزاری برای تجزیه عنصری سطح محدودی از نمونه )آنالیز نقطهای( است، به کار گرفتهشد. دستگاه مورد استفاده در این آنالیزها، میکروسکوپ الکترونی روبشی۶ مدل VEGA بود.

معرفی پوستنوشتههای قرآنی

دست نوشتههای مورد بررسی در این پژوهش، شامل نه برگ قطعات مجزا و یک جزو شش برگی است که تمامی

صفحات آن دارای نوشته و بدون هرگونه تزئین است. در یکی از قطعات تنها از مرکب سیاه، در هشت قطعه از مرکب سیاه و قرمز و در نوشتههای شش برگ جزو، از مرکبهای سیاه، قرمز و سبز استفاده شدهاست. این پوست نوشتهای قرآنی متعلق به مجموعه خصوصی آقای ابویی مهریزی است که بررسی نوع کتابت آنها قدمت احتمالی این مجموعه را به سدههای سوم و چهارم ه.ق. میرساند.۷ با توجه به نوع خط و بستر نوشتهها به نظر میرسد که این دست نوشتهها مربوط به چند کاتب و شاید زمان کتابت آنها نیز متفاوتباشد. قطعات این مجموعه در ابعاد، رنگ و ضخامت، متفاوت است.

مطالعات آزمایشگاهی شناخت فنآوری تولید اثر۸

– مطالعات آزمایشگاهی بررسی اصالت دستنوشتهها

برای اطمینان از اینکه نوشتهها روی متنی که پیش از این پاکشده، نگاشتهنشده و همچنین بررسی بین سطرها و یافتن نوشتههای احتمالی، کلیه دست نوشتهها زیر نور فرابنفش مطالعه گردیدند. نتایج نشانداد که خطوط پاکشده یا افزوده شدهای در این اسناد، مشاهده نمیشود. تنها در برگ اول جزو، اعداد و نوشتهای دیده میشود که منشاء آنها نامعلوم بوده و شاید زمانی به عنوان شمارهگذاری روی صفحات اضافه شدهباشد )تصویرهای۱و.)۲

بررسی نوع بستر دستنوشتهها

نوع بستر در مشاهدات اولیه، پوست تشخیص دادهشد. اما برای تأیید قطعی نوع بستر، از روش طیفسنجی FTIR که روش شناخته شدهای برای شناسایی مواد آلی است، استفاده گردید. در طیف FTIR، بستر این دست نوشتهها نوارهای جذبی ناحیه ۱۴۸۷ cm-1، ۱۵۵۴، ۱۶۶۶، ۳۳۰۰، وجود پروتئین را ثابت میکند )تصویر.)۳ بنابراین، بستر این دست نوشتهها از نوع پوست۹ بوده و میتوان آنها را پوستنوشته یا پارشمن خواند.

تصوير پوست نیز با استفاده از میکروسکوپ الکترونی تهیه گردید )تصویر.)۴ نتایج آنالیز عنصری از پوست، نشاندهنده وجود عناصری مانند کربن و اکسیژن به مقدار زیاد است که شاهدی بر منشاء آلی آنهاست. وجود عناصری مانند

تصوير.۱ جزئیات نوشتههای برگ اول جزو، زیر نور فرابنفش )نگارندگان(.

تصوير.۲ جزئیات نوشتههای برگ اول جزو، زیر نور معمولی )نگارندگان(.

%T
BZ TV=CNR
75
500 750 1000 1250 1500 1750 2000 2250 2500 2750 3000 3250 3500 3750 4000
1/cm
140
%T
BZ TV=CNR 120

۱۰۰
۶۶٫۱۷۹۷
۹۱٫۴۳۵ ۰۰٫۵۹۶ ۶۶٫۷۱۳ ۰۱٫۱۲۱۹ ۵۳٫۱۹۰۹ ۰۴٫۳۱۱۵۳۹٫۳۰۷۸ ۲۰٫۳۳۰۰ ۸۰

۳۷٫۶۶۷
۶۰
۲۵٫۸۰۶ ۲۵٫۸۳۳ ۰۴٫۸۶۶ ۱۲٫۹۷۲ ۵۰٫۱۰۹۷۰۶٫۱۰۵۵ ۱۵٫۱۱۸۸۰۷٫۱۱۳۶ ۷۳٫۱۲۵۳ ۱۷٫۱۳۵۰ ۶۸٫۱۴۴۴ ۹۰٫۱۴۶۵ ۹۱٫۱۵۴۶ ۴۹٫۱۶۱۲ ۴۰
۴۵٫۷۴۶ ۹۷٫۸۹۴ ۲۴٫۱۲۹۴ ۵۳٫۱۳۶۷
۰۳٫۱۳۲۷ ۷۰٫۱۵۷۹ ۲۰

۵۰۰ ۷۵۰ ۱۰۰۰ ۱۲۵۰ ۱۵۰۰ ۱۷۵۰ ۲۰۰۰ ۲۲۵۰ ۲۵۰۰ ۲۷۵۰ ۳۰۰۰ ۳۲۵۰ ۳۵۰۰ ۳۷۵۰ ۴۰۰۰
۱/cm 1تصوير.۳ طيف ftir.smf
FTIR نمونه بستر كه نشاندهنده وجود مواد پروتئيني است

)نگارندگان(.

ايران معماري و مرمت پژوهشی -علمی دوفصلنامه ۱۳۹۳ تابستان و بهار هفتم، شماره چهارم، سال

۱۹

تصوير-۴ الف. تجزیه عنصری پوست به روش EDX )نگارندگان(. تصویر-۴ ب. پوست بدون مرکب، با بزرگنمایی ۴۷۰برابر )نگارندگان(.

به متعلق مطالعات
سوم سدههای مرمت و حفظ
.ق.ه چهارم و پوستنوشتهای
قرآنی

۲۰

گوگرد، کلسیم، پتاسیم، سدیم و کلر نیز نشاندهنده استفاده از این مواد در فرایند دباغی و آمادهسازی پوست است. در این فرایند از موادی مانند کلریدپتاسیم، کلریدسدیم، آمونیوم کلراید یا سولفاتها یا آهک برای کاهش اسیدی بودن محیط، استفاده میشود .)Stuart, 2007:31( این مواد، بهخصوص نمک طعام باعث حفاظت پوست از اثرات مخرب محیطی در درازمدت میشود. وجود این مواد در همه نمونهها به اثبات رسیده و میتواند یکی از دالیلی باشد که این نمونهها با وجود قدمت زیاد، هنوز هم تااندازه بسیاری سالم باقی ماندهاند.

بررسی مرکب و رنگدانهها

ازآنجا که در بیشتر منابع، ترکیب همه مرکبهای قرمز را شنگرف۱۰ بیان کردهاند، شش نمونه از قطعات پوستنوشت که امکان نمونهبرداری از آنها برای بررسی مرکب قرمز وجود داشت، بررسی شدند )تصویرهای ۵ و.)۶

نتایج تجزیه عنصری مرکب قرمز شش نمونه دست نوشته نیز، در جدول۱ ارائه شدهاست که سه نمونه، دربردارنده جیوه هستند. بنابراین مرکب قرمز آن از ترکیبات شنگرف به دست آمدهاست. در سه نمونه دیگر، وجود مقادیر باالی

اکسیژن و کربن میتواند نشاندهنده استفاده از رنگدانههای آلی برای تهیه رنگ قرمز باشد.۱۱ افزونبر اینها به دلیل وجود آهن، جوهر قرمز میتواند اخرا باشد. مرکب سبز در نمونه شماره ۱ و مرکب سیاه در نمونههای ۱، ۲، ۴، ۵ و ۶ نیز با استفاده از آنالیز EDX بررسیشدند )جدول.)۲

همانگونه که در جدول۲ دیده میشود، در مرکب سبز مقدار قابل توجهی مس وجوددارد که شاهدی بر استفاده از ترکیباتی مانند زنگار برای تهیه رنگ سبز است. البته برای اظهار نظر قطعی نیاز به نمونه بیشتری بود که امکان دسترسی به آن وجودنداشت. درباره مواد تشکیلدهنده مرکب سیاه نمیتوان بطور قطعی نظری ابرازنمود. اما وجود ترکیبات کربن، نشاندهنده استفاده از دوده در تهیه مرکب سیاه است. در نمونه ۲ نیز، مقدار قابل توجه آهن نشان میدهد که در ساخت این مرکب از ترکیبات آهن استفاده شدهاست.