مطالعه ارتباط بین تکنیکهای حسابداری مدیریت و ویژکیهای کیفی اطلاعات حسابداری در شرکت ماشین سازی اراک
فهرست

عنوان صفحه
چکیده ۱
مقدمه

………………………………………………………………………………………………………..۲
فصل اول : كليات تحقيق
۱-۱مقدمه ۴
۲-۱ بیان مسئله: ۴
۳-۱اهمیت تحقیق ۵

 

۴-۱ اهداف تحقیق ۶
۵-۱ چهارچوب نظری تحقیق ۶
۶-۱ فرضیات تحقیق ۸
۷-۱ قلمروتحقيق ۹
۸-۱واژگان و اصطلاحات کلیدی تحقیق: ۱۰
فصل دوم : مروري بر ادبيات تحقيق
۱-۲- مقدمه ۱۵
۲-۲- بخش اول- حسابداری مدیریت و تکنیکهای آن ۱۵
۱-۲-۲- حسابداری مدیریت ۱۵
۲-۲-۲- اهداف و وظایف اصلی حسابداری مدیریت ۱۶

۳-۲-۲- حسابداری مدیریت در مقایسه با حسابداری مالی ۱۸
۳-۲ بودجه ۲۱
۴-۲- بودجه عملیاتی: ۲۲
۱-۴-۲- بودجه فروش ۲۲
۲-۴-۲- بودجه موجودی کالای آخر دوره ۲۲
۴-۴-۲- بودجه مواد مستقیم: ۲۳
۵-۴-۲- بودجه دستمزد مستقیم : ۲۳
۶-۴-۲- بودجه سربار ساخت : ۲۳
۷-۴-۲- بهای تمام شده کالای فروش رفته بودجه شده : ۲۳
۸-۴-۲- بودجه هزینه های اداری : ۲۴
۹-۴-۲- بودجه هزینه های فروش و با

زاریابی ۲۴
۱۰-۴-۲- سودخالص بودجه شده ۲۴
۱۱-۴-۲- سودو زیان بودجه شده ۲۵
۵-۲- تجزیه و تحلیل نقطه سربه سر ۲۵
۶-۲- هزینه یابی بر مبنای فعالیت ۲۷
۱-۶-۲- سیستم سنتی هزینه یابی بر مبنای حجم ۲۷
۲-۶-۲- سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت ۲۸
۳-۶-۲- هزینه های ثابت ومتغییر در ABC چگونه است؟ ۳۰
۴-۶-۲- مراحل ABC 32
5-6-2- علل نیاز به سیستم هزینه یابی بر مبنای

فعالیت ۳۴
۶-۶-۲-کارکردهای ABC 34
7-6-2- محدودیتهای روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت ۳۵
۸-۶-۲- مزايای سيستم ABC 36
9-6-2- معايب سيستم ABC 36
7-2- بخش دوم- ویژگیهای کیفی اطلاعات حسابداری ۳۷
۱-۷-۲- ویژگی ها و خصوصیات کیفی اطلاعات حسابداری ۳۷
۲-۷-۲- ویژگی های کیفی اطلاعات حسابداری برای استفاده کنندگان برون سازمانی ۳۷
۳-۷-۲- ویژگیهای کیفی اطلاعات حسابداری برای استفاده کنندگان درون سازمانی ۳۷
۸-۲- بخش سوم- ارتباط تکنیکهای حسابداری مدیریت و ویژگیهای کیفی اطلاعات حسابداری ۴۰
۹-۲ بخش چهارم- تحقیقات انجام شده ۴۲
۱-۹-۲ تحقیقات خارجی ۴۲
۲-۹-۲ تحقیقات داخلی ۴۴
فصل سوم : روش اجراي تحقيق
۱-۳ مقدمه ۴۹
۲-۳ روش تحقیق ۴۹
۳-۳ جامعه آماری ۵۰

۵-۳ نمونه آماری و روش نمونه گیری ۵۲
۶-۳ حجم نمونه وروش برآورد حجم نمونه ۵۲
۷-۳ روش گردآوری داده ها و ابزار گردآوری اطلاعات ۵۳
۸-۳- ابزار اندازه گیری اطلاعات ۵۳
۹-۳ روایی و پایایی(اعتبار) ابزار اندازه گیری داده ها ۵۴
۱-۹-۳٫ روایی ۵۴
۲-۹-۳٫ پایایی(اعتبار) ۵۴

۱۰-۳ برای آزمون فرضیه ها از روشهای زیر استفاده گردیده ۵۶
۱-۱۰-۳ آزمون z 56
2-10-3 ميزان خطا و نحوه قضاوت ۵۷
۳-۱۰-۳ ناحيه بحراني ۵۷
۴-۱۰-۳ .آزمون دو جمله ای نسبت ۶۱

فصل چهارم : تجزيه وتحليل داده ها
۱-۴مقدمه ۶۵
۲-۴ توصيف داده‌هاي تحقیق ۶۵
۳-۴ آزمون فرضیه های تحقیق : ۷۱
۱-۳-۴نتایج تجزیه و تحلیل اطلاعات فرضیه اول تحقیق ۷۱
۲-۳-۴نتایج تجزیه و تحلیل اطلاعات فرضیه دوم تحقیق ۷۷
۳-۲-۴نتایج تجزیه و تحلیل اطلاعات فرضیه سوم تحقیق ۸۳
۴-۴خلاصه نتایج فرضیات ۸۹
فصل پنجم : نتيجه گيري و پيشنهادات
۱-۵ مقدمه ۹۱

۲-۵- نتیجه گیری آزمون ۱ : ۹۱
۳-۵- نتیجه گیری آزمون ۲ : ۹۳
۴-۵- نتیجه گیری آزمون ۳ : ۹۴
۵-۵- نتیجه نهایی تحقیق : ۹۶
۶-۵- محدودیتهای تحقیق : ۹۶
۷-۵- پیشنهادات تحقیق : ۹۶
پيوست ها ………………………………………………………………………………………………….۹۸
منابع و مأخذ
منابع فارسی ۱۰۵

منابع لاتین ۱۰۷
چكيده انگليسي ۱۰۸

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول ۱-۲ تفاوتهای اساسی بین حسابداری مدیریت و حسابداری مالی ……………………………..۲۰
جدول ۲-۲ مقایسه روش سنتی با روش هزینه هایی بر مبنای فعال ……………………………۳۱
جدول۱-۳ مقیاس ۵گزینه ای لیکرت مورد استفاده در تحقیق …………………………………….۵۴
جدول۱ -۲-۴ : جنسيت پاسخ دهندگان …………………………………………………………..۶۶
جدول ۲-۲-۴ : اطلاعات مربوط به رده سنی …………………………………………………..۶۶
جدول۳-۲-۴ : اطلاعات مربوط به میزان تحصیلات ……………………………………………۶۷
جدول ۴-۲-۴ : اطلاعات مربوط به نوع شغل ….

……………………………………………….۶۸
جدول۵ -۲-۴ : اطلاعات مربوط به میزان تجربه ……………………………………………….۶۸
جدول ۶-۲-۴تفکیک نمونه بر اساس پاسخگویی به سوال اول پرسشنامه ………………………..۶۹
جدول ۸-۲-۴ تفکیک نمونه بر اساس پاسخگویی به سوال دوم پرسشنا مه……………………….۷۰

جدول ۱-۳-۴ آزمون کلموگروف –اسمیر نوف (Ks)مربوط به فرضیه اول تحقیق………………۷۲
جدول ۱-۴نتایج آزمون دو جمله ای فرضیه فرعی اول از اصلی اول ……………………………۷۳
جدول ۲-۴نتایج آزمون دو جمله ای فرضیه فرعی دوم از اصلی اول ……………………………۷۴
جدول ۳-۴نتایج آزمون دو جمله ای فرضیه فرعی سوم از اصلی اول …………………………..۷۵
جدول ۴-۴نتایج آزمون دو جمله ای فرضیه فرعی چهارم از اصلی اول …………………………۷۶
جدول ۲-۳-۴ آزمون کلموگروف –اسمیر نوف (Ks)مربوط به فرضیه دوم تحقیق ……………..۷۸
جدول۵-۴نتایج آماری مقایسه میانگین تک نمونه ای فرضیه فرعی اول از اصلی دوم……………۷۹
جدول ۶-۴نتایج آماری مقایسه میانگین تک نمونه ای فرضیه فرعی دوم از اصلی دوم ………….۸۰
جدول ۷-۴نتایج آماری مقایسه میانگین تک نمونه ای فرضیه فرعی سوم از اصلی دوم …………۸۱
جدول ۸-۴نتایج آماری مقایسه میانگین تک نمونه ای فرضیه فرعی چهارم از اصلی دوم ……….۸۲
جدول ۳-۳-۴ آزمون کلموگروف –اسمیر نوف (Ks) مربوط به فرضیه سوم تحقیق ……………۸۴
جدول ۹-۴نتایج آزمون دو جمله ای فرضیه فرعی اول از اصلی سوم …………………………..۸۵
جدول ۱۰-۴نتایج آماری مقایسه میانگین تک نمونه ای فرضیه فرعی دوم از اصلی سوم ………..۸۶
جدول ۱۱-۴نتایج آزمون دو جمله ای فرضیه فرعی سوم از اصلی سوم …………………………۸۷
جدول ۱۲-۴نتایج آزمون دو جمله ای فرضیه فرعی چهارم از اصلی سوم …………………….۸۸
جدول شماره ۱۳- ۴خلاصه نتایج……………………………………………………………….۸۹

چکیده
امروزه ارزیابی عملکرد و تبع آن بهبود عملکرد واحدهای تولیدی با توجه به تغییرات تکنولوژی و رقابت بازار یک ضرورت است و برای چنین ارزیابي و بهبود لازم است تا تکنیکها و معیارهای پذیرفته شده به نحو مطلوبی با توجه به نوع فعالیت های واحدهای تولیدی در فرآیند عملیاتی آنها بکار بسته شود .هدف اصلی این تحقیق بررسی ارتباط بین تکنیکهای حساب

داری مدیریت و ویژگیهای کیفی اطلاعات و اثر آن بر بهبود تصمیم گیری مدیریت است .این تحقیق از نوع پیمایشی و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه کتبی که اعتماد آن ها مورد تأ یید قرار گرفته ، استفاده شده است .در این تحقیق متغیر مستقل بکار گرفته شده تکنیکهای حسابداری مدیریت که شامل نقطه سربه سر ، بودجه بندی عملیاتی و هزینه

یابی بر مبنای فعالیت می باشد و متغیر وابسته ویژگیهای کیفی اطلاعات حسابداری است که مربوط بودن ، صحیح بودن ، کامل بودن و به موقع بودن اطلاعات

در این تحقیق بکار گرفته شده است .جامعه آماری ، در این تحقیق کارشناسان و کارشناسان ارشد مرتبط با موضوع تحقیق واحد صنعتی ماشین سازی اراک می باشد که بالغ بر ۱۳۴ نفر است .
نتایج بدست آمده از تحقیق حاکی از آن است که بین تکنیکهای حسابداری مدیریت و ویژگیهای کیفی اطلاعات حسابداری در شرکت ماشین سازی اراک ارتباط وجود دارد و بکارگیری تکنیکهای حسابداری مدیریت باعث جمع آوری اطلاعات مربوط ،صحیح ،کامل و به موقع جهت بهبود تصمیم گیری برای مدیریت میگردد.

مقدمه
بخش عمده اطلاعاتي كه در سازمان ها جهت تصميم گيري مديران مورد نياز است ،اطلاعات حسابداري مي باشد. بيشتر تصميم هاي مديران را تصميم گيري هاي اقتصادي و انتخاب راه كارهايي كه به حداكثر كردن سود ، حداقل نمودن هزينه و قيمت تمام شده منجر مي شود ، تشكيل مي دهد . از آنجا كه حسابداري در پي اندازه گيري و ارائه اطلاعات اقتصادي به استفاده كنندگان جهت قضاوت و تصميم گيري هاي آگاهانه است ، آن را به عنوان يك سيستم اطلاعات حسابداري مديريت ميشناسيم بنابر اين براي موفقيت سازمانها با توجه به اهميت وتأثير گذاري گزارش هاي قابل استخراج و ارائه از سيستم اطلاعات با كيفيت اين سيستم نيازمند مي باشند .
تأثير اطلاعات حسابداري بر تصميم گيري مديران مسأله اي است ك

ه محققان توجه اصلي به آن مبذول داشته اند . حسابداري مديريت يك سيستم اطلاعاتي است و مديران بايد جهت تصميم گيري بهتر اطلاعات مناسب و با كيفيت را از تمام كانال هاي رسمي و غير رسمي بدست آورند. اين تحقيق در پي آن است كه تأثير ويژگيهاي كيفي اطلاعات حسابداري به تكنيكهاي حسابداري مديريت بر بهبود تصميم گيري مديران بسنجد .(دستگير ، بررسي هاي حسابداري و حسابرسي ،۱۳۸۲ )
کلیات تحقیق

۱-۱مقدمه
در اين تحقيق به كليات تحقيق خواهيم پرداخت . در مجموع اين فصل به بيان مسئله كه توضيحي مختصر از موضوع تحقيق مي باشد ، اهداف تحقيق را بيان مي كنيم كه چه هدفي از تحقيق حاضر داريم ، اهميت تحقيق كه نشان دهنده برخي از مشكلات موجود در رسيدن به هدف تحقيق مي باشد ، چارچوب نظري تحقيق ، فرضيات تحقيق كه داراي سه فرضيه اصلي و هر فرضيه اصلي شامل سه فرضيه فرعي مي باشد ، قلمرو مكاني و زماني تحقيق و در آخر واژگان و اصطلاحات تحقيق بيان مي گردد.
هدف این تحقیق ، تعیین میزان ارتباط بین تکنیکهای حسابداری مدیریت و ویژگیهای کیفی اطلاعات حسابداری در شرکت ماشین سازی اراک است ابزارهای مورد بررسی در این پژوهش عبارت است از تجزیه وتحلیل نقطه سربه سر ، بودجه بندی عملیاتی و هزینه یابی بر مبنای فعالیت .( خادمي پور ، مجله دانش حسابداري ، ۱۳۸۹)
۲-۱ بیان مسئله:
در عرصه رقابتی امروز با جهانی شدن تجارت واز بین رفتن انحصارات ،همه سازمان ها و شرکت های موجود در این عرصه به شدت در تکاپویند تا سهم بیشتری از بازار را بدست آورندوبا عرضه مناسبتر کالا ها وخدمات بتوانند مشتریان بیشتری جذب نموده واز این طریق هم سود لازم را کسب نموده وهم راه را برای آینده روشنتر هموار نمایند . در این میان کشور ما نیز از این مقوله مستثنی نیست. در ایران که به عنوان یکی از کشورهای در حال توسعه محسوب می شود رشد صنایع به اندازه کشورهای آمریکایی واروپایی نبوده است و همواره این کشورها از این لحاظ از کشور ما جلوتر بوده اند اما به هر حال صنایع مختلف در داخل ایران شروع به کار نموده ودر برخی موارد رشد قابل ملاحظه ای نیز داشته اند بطوریکه در بسیاری از زمینه ها نیازهای داخلی کشور را تأمین نموده و همچنین سهم از بازارهای جهانی را کسب نموده اند .
در این میا ن بخش صنعت از جمله بخش هایی است که جهش خ

وبی را شاهد بوده است . به طوری که در بعضی از بخش ها همچون تولید قطعات ولوازم پالایشگاهی به خود کفایی رسیده ودر بخش هاي دیگر تولید مخازن ، پل و… گام های خوبی برداشته است .اما با این وجود اقتصاد صنعتی ایران تا رسیدن به نقطه مطلوب راه زیادی را در پیش دارد . با مقایسه وضعیت موجود با امکانات موجود گویای این واقعیت است که مدیریت در این بخش دچار مشکلات و نواقص است که از جمله آن ضعف در سیستم ه

ای اطلاعاتی و استفاده از آنها ست .به عبارتی در شرایطی که شرکت ها از روش اتوماسیون برای تولید محصولات خود در جهت بهبود کیفیت وروبه رو شدن با رقبا استفاده می کنند و سیستم های رایانه ای روز به روز اطلاعات بیشتری را در اختیار مدیران قرار می دهند ، انتظار می رود همگام با این تغییرات تکنولوژیک در صنعت و تجارت سیستم حسابداری مدیریت که بر کنترل و تحلیل تصمیم های مدیریت تمرکز دارد نیز بتواند با تغییرات سازگار و آنها را حمایت کند اما مروری بر سیر تکاملی حسابداری مدیریت گویای این واقعیت ست که اگر چه این شاخه از دانش حسابداری فراز و نشیب هایی را پشت سر گذاشته است . لذا با توجه به اهمیت بخش صنعت ونقش آن در اقتصاد جامعه و همچنین رقابتی شدن آن در بسیاری از بخش ها و نیاز به بهره وری هرچه بیشتر تا رسیدن به جایگاه واقعی صنعت ایران ، اطلاعات حسابداری مدیریت و استفاده از تکنیک های حسابداری مدیریت جهت تصمیم گیری صحیح در مورد قبول سفارشات ، میزان تولید ، تولید محصولات جدید ، توقف تولید برخی از محصولات ،شرکت در مناقصه و … می تواند از اهمیت زیادی بر خوردار باشد .بدیهی است در این شرایط شناخت مشکلات و موانع مذکور می تواند به عنوان اولین گام برای حل این معضل و کمک به مدیریت برای تصمیماتی بهتر وسازنده تر می باشد .

۳-۱اهمیت تحقیق
هنگامیکه به تعریف حسابداری مدیریت می پردازیم در می یابیم که حصول اطمینان از بهره برداری مناسب از منابع و پاسخگویی مناسب تنها با کمک استفاده از تکنیک های حسابداری مدیریت عملی و امکان پذیر می باشد زیرا حسابداری مدیریت فرآیند شناسایی، اندازه گیری ، گردآوری، تهیه و تفسیر و انتقال آن گروه از اطلاعات مالی و سایر اطلاعات کلی می باشد که توسط مدیریت به منظور برنامه ریزی، کنترل و ارزیابی عملیات در داخل یک واحد اقتصادی اعمال می شود.
اهمیت تحقیق در این است که وجود برخی از موانع و مشکلات مانع از تهیه و استفاده مناسب و به موقع اطلاعات حسابداری جهت تصمیم گیری در بخش مدیران شرکت گردیده است. لذا استفاده از نتایج این تحقیق می تواند راهگشایی برای رفع موانع استفاده از تکنیک های حسابداری مدیریت برای مدیران شرکت ماشین سازی اراک باشد.

۴-۱ اهداف تحقیق
هدف این تحقیق شناخت ارتباط تکنیک های حسابداری مدیریت ویژگیهای کیفی اطلاعات حسابداری در شرکت ماشین سازی اراک می باشد. در راستای هدف مذکور، مهمترین

هدف کاربردی تحقیق حاضر این است که لذا با نتایج حاصل از این تحقیق، که از تکنیک های حسابداری مدیریت می باشد می تواند موثر در بهبود تصمیم گیری مدیران در صنایع بخصوص در شرکت ماشین سازی اراک قرار گیرد.

 

۵-۱ چهارچوب نظری تحقیق
حسابداری مدیریت عبارتست از فرآیند تشخیص ، اندازه گیری، تجمیع ، تجزیه وتحلیل ، تهیه و تفسیر ارائه اطلاعا ت مالی مورد استفاده مدیریت به منظور برنامه ریزی ، ارزیابی و کنترل عملیات یک سازمان و موانع بکارگیری تکنیک های حسابدای مدیریت شامل ، موانع ساختاری (ویژگیهای کیفی اطلاعات) است که برای حل پاره ای از مسائل ومشکلات که مانع بکارگیری موثر تکنیک های حسابداری مدیریت می گردنند مورد استفاده قرار می گیرند.در این تحقیق با استفاده از تکنیک های آماری سعی در بررسی رابطه بین موانع ساختاری که شامل عدم وجود اطلاعات مربوط برای تهیه اطلاعات حسابداری مدیریت ، عدم وجود اطلاعات صحیح ، عدم وجود اطلاعات کامل ، عدم وجود اطلاعات به موقع ، نداشتن بودجه دقیق ، عدم همسویی بین سیستم حسابداری و سایر مکانیزم های اطلاع رسانی ، عدم توجه به سنجش مسئولیت وحساب پذیری در ساختار سازمانی ، تعویض مدیران در کوتاه مدت ، عدم استفاده از کامپیوتر متناسب با حجم اطلاعات و عدم امکان انتخاب تکنیک های گوناگون با توجه به شرایط سازمان ورشته فعالیت آن با عدم بکارگیری تکنیک های حسابداری مدیریت . (شباهنگ ، ۱۳۸۵

۶-۱ فرضیات تحقیق
فرضیه اصلی اول:
بکارگیری تکنیک نقطه سر به سر بر ویژگیهای کیفی اطلاعات حسابداری در

شرکت ماشین سازی اراک تأثیر دارد.
فرضیه فرعی یک :
۱-۱- بکارگیری تکنیک نقطه سربه سر در شرکت ماشین سازی اراک باعث اطلاعات مربوط برای مدیریت می گردد.
۱-۲- بکارگیری تکنیک نقطه سربه سر در شرکت ماشین سازی اراک با

عث اطلاعات صحیح برای مدیریت می گردد.
۱-۳- بکارگیری تکنیک نقطه سربه سر در شرکت ماشین سازی اراک باعث اطلاعات کامل برای مدیریت می گردد.
۱-۴- بکارگیری تکنیک نقطه سربه سر در شرکت ماشین سازی اراک باعث اطلاعات به موقع برای مدیریت می گردد.

فرضیه اصلی دوم:
بکارگیری تکنیک بودجه بندی عملیاتی بر ویژگیهای کیفی اطلاعات حسابداری در ماشین سازی اراک تأثیر دارد.
فرضیه فرعی دوم :
۲-۱- بکارگیری تکنیک بودجه بندی عملیاتی در شرکت ماشین سازی اراک باعث اطلاعات مربوط برای مدیریت می گردد.
۲-۲- بکار گیری تکنیک بودجه بندی عملیاتی در شرکت ماشین ساز ی اراک باعث اطلاعات صحیح برای مدیریت می گردد.
۲-۳- بکار گیری تکنیک بودجه بندی عملیاتی در شرکت ماشین ساز ی اراک باعث اطلاعات کامل برای مدیریت می گردد.

۲-۴- بکار گیری تکنیک بودجه بندی عملیاتی در شرکت ماشین ساز ی اراک باعث اطلاعات به موقع برای مدیریت می گردد.
فرضیه اصلی سوم:
بکارگیری تکنیک هزینه یابی بر مبنای فعالیت بر ویژگیهای کیفی ا

طلاعات حسابداری در ماشین سازی اراک تأثیر دارد.
فرضیه فرعی سوم:
۱-۳- بکارگیری تکنیک هزینه یابی بر مبنای فعالیت در شرکت ماشین سازی اراک باعث اطلاعات مربوط برای مدیریت می گردد.
۲-۳- بکارگیری تکنیک هزینه یابی بر مبنای فعالیت در شرکت ماشین سازی اراک باعث اطلاعات صحیح برای مدیریت می گردد.
۳-۳- بکارگیری تکنیک هزینه یابی بر مبنای فعالیت در شرکت ماشین سازی اراک باعث اطلاعات کامل برای مدیریت می گردد.
۴-۳- بکارگیری تکنیک هزینه یابی بر مبنای فعالیت در شرکت ماشین سازی اراک باعث اطلاعات به موقع برای مدیریت می گردد.
۷-۱ قلمروتحقيق
قلمرو مکانی : شرکت ماشین سازی اراک می باشد.
قلمروزمانی : قلمروزمانی تحقیق سال ۱۳۹۰ می باشد.
جامعه آماری این تحقیق، شامل مدیران، معاونین، کارشناسان و افراد شاغل در واحد حسابداری و واحدهای مرتبط با واحد مالی شرکت ماشین سازی اراک می باشد.
این تحقیق از حیث هدف کاربردی می باشد، در زمینه تحقیقات کاربردی روشهای متعددی وجود داردکه اهم این روش ها عبارتند از تاریخی ، توصیفی ، همبستگی، علی، پیمایش و آزمایشگاهی، تحقیق حاضر ازنظر طبقه بندی به مبنای روش استنباطی است که این تحقیقات برای تأثیر پذیری بین متغیر ها انجام می پذیرد.
در این تحقیق برای تجزیه تحلیل اطلاعات از تکنیک های آماری، آزمون کلمو گروف- اسمیرنوف ks برای نرمالیته کردن داده ها وآزمون T استفاده خواهد شد.
۱- استفاده از آمار توصیفی

۲- استفاده از آمار استنباطی
۸-۱واژگان و اصطلاحات کلیدی تحقیق:
حسابداری مدیریت
حسابداری مدیریت دانشی است که از طریق بکارگیری روش های عملیاتی موثر در فرآیند پردازش داده های مالی (تاریخی، جاری و آینده )یک واحد اقتصادی ، از یک سو مدیریت را در مسیر برنامه ریزی مناسب برای دستیابی به اهداف مشخص یاری می دهد و از سوی دیگر، شرایط تصمیم گیری منطقی را برای انتخاب از میان راهکارهای مختلف، ارزیابی و تغییر ع

ملکرد و اعمال کنترل مناسب است که همگی از جمله ابعاد کاربردی حسابداری مدیریت است. از این رو نظام حسابداری برای مدیریت در برگیرنده روش های جمع آوری داده ها ترکیب و تحلیل آن و ارائه اطلاعات مربوط به مدیریت برای تصمیم گیری جاری و معمول و بررسی شرایط خاص است. ( شباهنگ ،۱۳۸۵ )
نقطه سر به سر :
نقطه سر به سر معرف سطحی از فعالیت ( مقداری از تولید ) است که درآن نقطه ، بهای تمام شده کل مساوی درآمد کل باشد . ( همان منبع )
اقلام متغیر بهای تمام شده+اقلام ثابت بهای تمام شده=بهای تمام شده کل=درآمدکل
TR =TC = FC+ VC
بودجه عملیاتی :
بودجه عملیاتی مشتمل بر برآوردها و بودجه بندی فعالیتهای تولیدی وغیر تولیدی واحد تجاری یا به عبارتی دیگر اجزای صورت سودوزیان آن است . بودجه عملیاتی شامل ( بودجه فروش ،بودجه موجودی کالای آخر دوره،بودجه تولید ، بودجه مواد مستقیم ،بودجه دستمزد مستقیم ،بودجه سربار ساخت، بهای تمام شده کالای فروش رفته بودجه شده ، بودجه هزینه های اداری ، بودجه هزینه های فروش و بازار یابی، سود خالص عملیات بودجه شده، بودجه اقلام غیر عملیاتی، سود خالص بودجه شده ). ( همان منبع )
هزینه یابی بر مبنای فعالیت :
روش به کار گرفته شده در این سیستم دو مرحله ای است که منتج به تخصیص هزینه سربار به محصولات یا خدمات تولیدی می شود .در مرحله اول فعالیت عمده شناسایی وبه تناسب منابعی که در هر فعالیت مصرف می شود هزینه سربار ساخت به آن فعالیت ها تخصیص می یابد . سربار ساخت تخصیص یافته به هر فعالیت با عنوان هزینه انباشته فعالیت شناسایی می شود .پس از تخصیص سربار ساخت به هزینه انباشته فعالیت ها در مرحله اول، محرک های هزینه مناسب و مربوط به هر یک از فعالیت هاتشخیص داده می شوند . در مرحله دوم هزینه سربار ساخت مربوط به هر یک از فعالیت ها به نسبت مقدار مصرف محرک ها ی هزینه در هر یک از خطوط تولید به این خطوط تخصیص داده می شود . ( همان منبع )
اطلاعات مربوط :
یکی از ویژگیهای با اهمیت اطلاعات حسابداری مدیریت است ، مربوط بودن را می توان در قالب تأثیر اطلاعات حسابداری بر تصمیم های استفاده کنندگان در مورد ارزیابی نتایج

رویداد های گذشته ، پیش بینی آثار رویدادهای فعلی یا آتی و یا اصلاح انتظارات آنان بیان کرد . اگر چه گزارش های برون سازمانی و درون سازمانی اهمیت زیادی دارد ، اما اهمیت آن در بررسی های درون سازمانی بیشتر است . ( همان منبع )

 

اطلاعات صحیح :
اطلاعات حسابدری مدیریت باید صحیح باشد زیرا به موقع ترین اطلاعات در صورت صحیح نبودن ارزش چندانی ندارد، صحیح بودن به معنا ی ارایه واقعیت ها در قالب کمیت های قابل اندازه گیری با دقت کافی است همچنین صحیح بودن یک پیش شرط با اهمیت برای اطلاعات مربوط وبه موقع حسابداری مدیریت است ( همان منبع )
اطلاعات کامل :
اطلاعات مندرج در صورت های مالی باید با توجه به کیفیت اهمیت وبا در نظر گرفتن فزونی منافع بر مخارج تهیه وارائه آن کامل باشد . کامل بودن اطلاعات به معنای ارائه اطلاعات مازاد و گمراه کننده نمی باشد بلکه به مفهوم ارائه مربوط ترین اطلاعات با اهمیت و مؤثر در تصمیم گیری استفاده کنندگان است . ( همان منبع )
اطلاعات به موقع :
اطلاعات حسابداری مدیریت باید به هنگام تهیه شود و به موقع در اختیار استفاده کنندگان قرار گیر د زیرا با گذشت زمان ممکن است ارزش اطلاعات از دست برود. به موقع بودن اطلاعات حسابداری مدیریت از این لحاظ اهمیت دارد که این اطلاعات غالبا” برای کنترل عملیات روزمره بکار گرفته می شود .اگر اطلاعات به موقع ارائه نشود ممکن است خصوصیات دیگری چون مربوط بودن خود را از دست بدهند. ( همان منبع )

فصل دوم
مروری بر ادبیات تحقیق

فصل دوم _ مبانی نظری تحقیق
در این فصل سعی میشود مبانی نظری تحقیق در ۴ بخش به شرح زیر مورد بررسی و مطالعه قرار می گیرد :
بخش اول- حسابداری مدیریت و تکنیکهای آن
بخش دوم- ویژگیهای کیفی اطلاعات حسابداری
بخش سوم- ارتباط تکنیکهای حسابداری مدیریت و ویژگیهای کیفی اطلاعات حسابداری
بخش چهارم- تحقیقات انجام شده

۱-۲- مقدمه
در اين فصل مباني نظري تحقيق در چهار بخش مورد بررسي و مطالعه قرار مي گيرد . در بخش اول اين تحقيق مروري بر ادبيات گذشته تحقيق در مورد حسابداري مديريت و تكنيكهاي حسابداري مديريت پرداخته و اهداف ووظايف حسابداري مديريت و تكنيكهاي حسابداري مورد بررسي تحقيق را تعريف مي كنيم ، در بخش دوم ويژگيهاي كيفي اطلاعات حسابداري شامل اطلاعات مربوط ، صحيح ، كامل ، به موقع را تشريح كرده ، در بخش سوم به ارتباط بين تكنيكهاي حسابداري مديريت وويژگيهاي كيفي اطلاعات حسابداري پرداخته و در بخش چهارم به مطالعات انجام گرفته پيرامون موضوع تحقيق در خارج وداخل ايران خواهيم پرداخت .

۲-۲- بخش اول- حسابداری مدیریت و تکنیکهای آن

۱-۲-۲- حسابداری مدیریت
حسابداری مدیریت دانشی است که از طریق بکارگیری روش های عملیاتی موثردر فرآیند پردازش داده های مالی(تاریخی، جاری و آینده )یک واحد اقتصادی ، از یک سو مد

یریت را در مسیر برنامه ریزی مناسب برای دستیابی به اهداف مشخص یاری می دهد و از سوی دیگر، شرایط تصمیم گیری منطقی را برای انتخاب از میان راهکارهای مختلف، ارزیابی و تغییر عملکرد و اعمال کنترل مناسب است که همگی از جمله ابعاد کاربردی حسابداری مدیریت است. از این رو نظام حسابداری برای مدیریت در برگیرنده روش های جمع آوری داده ها ترکیب و تحلیل آن و ارائه اطلاعات مربوط به مدیریت برای تصمیم گیری جاری و معمول و بررسی شرایط خاص است.۱
بطور کلی می توان گفت تأکید اساسی حسابداری مدیریت به عرضه اطلاعات برای برنامه ریزی و کنترل است. حسابداری مدیریت در اساس با وظایف زیر سروکار دارد:
الف)برآورد هزنه ها :
در حسابداری مدیریت تمرکز برآورد هزینه ها به خاطر مقصد برنامه ریزی و کنترل است نه گزارشگری مالی
ب) برنامه ریزی:
برنامه ریزی یا طرح ریزی ممکن است مربوط به تصمیم گیری در خصوص افزودن تولید یک محصول مشخص، توقف تولید برخی از محصولات موجود، گسترش عملیات کنونی یا سایر تصمیمات مشابه باشد. مبنای اساسی بسیاری از این قبیل تصمیم گیری ها را اطلاعات استخراج شده سیستم حسابداری مدیریت تشکیل می دهد.
ج) کنترل هزینه ها :
هزینه ها باید به گونه ای موثر کنترل شوند به نحوی که با توجه به عملیات و فعالیت هایی که انجام می گیرد، مربوط، معقول ، منطقی و موجه باشند.
د)ارزیابی عملکرد :
مدیریت برای ارزیابی عملکرد بخش ها ، دایره ها و مدیران مختلف از اطلاعات حسابداری استفاده می کند.
ه) ایجاد انگیزه در مدیران:
یکی از جنبه های مهم کنترل، همسوئی هدف هاست، استاندارد ها ، بودجه ها و روش های ارزیابی عملکرد باید با انگیزهای دقیق و با توجه به آثار احتمالی که دارند، ایجاد، تدوین و بکار گرفته شوند.

۲-۲-۲- اهداف و وظایف اصلی حسابداری مدیریت
با توجه به تعریف فوق از حسابداری مدیریت ، اهداف متنوعی را بنگاه های اقتصادی دنبال می کنند که حسابداران مدیریت در تحقق آن نقش موثری دارند از جمله مهم ترین اهداف بنگاه های اقتصادی می توان به موارد زیر اشاره نمود:
۱- حداکثر نمودن ارزش شرکت و ثروت سهامداران

۲- افزایش سودآوری بنگاه اقتصادی
۳- افزایش رشد بنگاه اقتصادی
۴- کاهش بهای تمام شده و مدیریت هزینه ها
۵- افزایش تنوع بازار
۶- افزایش کیفیت محصول
۷- توجه به مسئولیتهای اجتماعی بنگاه های اقتصادی
۸- تأمین منافع همه ذینفعان
۹- و موارد مرتبط دیگر
در راستای تحقق اهداف فوق، چهار وظیفه اصلی و محوری برای حسابداری مدیریت به عنوان تصمیم ساز اصلی در سازمان می توان برشمرد.
۱- تأمین اطلاعات موردنیاز مدیران برای تصمیم گیری و برنامه ریزی
این وظیفه در واقع بر ابعاد عملیات و استراتژیک حسابداری مدیریت تأکید می نماید. در بعد عملیاتی چهار تکنیک فرآیند تصمیم گیری، مدلهای پیش بینی، برنامه ریزی وبودجه بندی کاربرد دارند.
بعداستراتژیک حسابداری مدیریت نیز با مبحث کمک به فرآیند برنامه ریزی راهبردی محقق می گردد.
۲- کمک به مدیران در رهبری و کنترل فعالیتهای عملیاتی
مدیران برای تصمیم گیری به مجموعه متنوعی از اطلاعات مربوط به فرآیندهای تولید و فروش و ارائه خدمات نیاز دارند. حسابداری مدیریت با بهره گیری از تکنیکهاو رویکردهایی نظیر هزینه یابی بر مبنای فعالیت، رنجیره ارزش، هزینه یابی هدف، مدیریت کیفیت جامع و هزینه یابی کیفیت دراین حوزه به مدیران کمک می نماید.
۳-انگیزه مدیران وکارکنان برای فعالیت درراستای هدفهای سازمان
جهان کسب و کار امروز، تنوع گسترده سهامداران شرکتها را شاهد می باشد. بط

ور معمول هر سهامدار فقط بخش بسیار ناچیزی از سهام یک شرکت رادراختیار دارد. ضمناً یک گزارش عمومی به سمت تفکیک مالکیت کار مدیریت(کنترل) شرکتهای وجود دارد. با توجه به این تفکیک سوالی که پیش می آید این است که صاحبان شرکتها چگونه می توانند در حوادث و رویدادهای درون شرکتشان اثر گذار باشند و در نحوه مدیریت شرکت نظارت نماین

د. مشکلی که بوجود می اید تحت عنوان (مسأله نمایندگی یا تئوری نمایندگی) از آن نام برده می شود که هزینه نمایندگی را نیز در بر می گیرد. تکنیکهای مدیریت بر مبنای فعالیت و بودجه بندی بر مبنای فعالیت و مقایسه عملکرد واقعی با بودجه در زمینه کاهش مساله نمایندگی و ایجاد انگیزه برای فعالیت مدیران در راستای منافع سهامداران نقش مهمی ایفا می نماید. همچنین از شاخص ارزش افزوده اقتصادی(EVA) به عنوان پایه در سیستمهای انگیزشی و پاداش می توان استفاده نمود که دراین حالت مدیران برای افزایش ارزش و ثروت سهامداران مورد تشویق قرار می گیرند.
۴-سنجش و ارزیابی عملکرد بخشهای تابعه ، مدیران و سایر کارکنان
ارزش افزوده اقتصادی و دیگر شاخص های مبتنی بر ارزش نظیر سیستم جامع ارزیابی عملکرد،حسابداری سنجش مسئولیت و الگوبرداری ازمهمترین تکنیکهاو رویکردهای حسابداری مدیریت در حوزه سنجش و ارزیابی عملکرد به شمار می رود.
۳-۲-۲- حسابداری مدیریت در مقایسه با حسابداری مالی
همان طور که دربخش هدفهای حسابداری مدیریت تشریح شد. کانون توجه درهر چهارهدف حسابداری مدیریت، مدیران هستند. بنابراین ، کانون توجه حسابداری مدیریت نیز نیازهای اطلاعاتی مدیران در داخل واحد انتفاعی می باشد.
در حسابداری مالی، با استفاده از اطلاعات مالی، گزارشهای لازم برای گروههای ذیحق، ذینفع، و ذی علاقه خارج از واحد انتفاعی تهیه می شود. این گروهها شامل سرمایه گذاران فعلی و آتی، اعتبار دهندگان، تحلیل گران مالی، کارکنان، مشتریان و ارگانهای دولتی می باشند.
بین اطلاعات حسابداری مدیریت و حسابداری مدیریت و حسابداری مالی تشابهات زیادی وجود دارد زیرا هر دو بدواً ا زاطلاعات تهیه شده توسط سیستم کلی حسابداری واحد انتفاعی استفاده می کنند. این سیستم، شامل روشها، کارکنان، و کامپیوترهایی است که اطلاعات مالی اولیه را گرد آوری و ذخیره می نماید. یکی از بخشهای سیستم کلی حسابداری، سیستم حسابداری بهای تمام شده(حسابداری صنعتی) است که اقلام بهای تمام شده را برای استفاده حسابداری مدیریت و حسابداری مالی گردآوری می کند. برای مثال، اقلام بهای تمام شده تولید معمولاً برای قیمت گذاری محصولات مورد استفاده قرار می گیرد که نوعی استفاده حسابداری مدیریت محسوب می شود. اما اقلام بهای تمام شده تولید همچنین برای ارزشیابی موجودیها و انعکاس آن در ترازنامه مورد استفاده قرار می گیرد که وظیفه حسابداری مالی است.
نمودار شماره یک ، ارتباطات بین سیستم کلی حسابداری، حسابداری بهای شده، حسابداری مدیریت و حسابداری مالی را نشان می دهد. اگر چه شباهتهایی بین حسابداری مدیریت و حسابداری مالی وجود دارد، اما تفاوتهای این دو بزرگتر و با اهمیت تر است. نمودار شماره دو،تفاوتهای عمده این دووظیفه را منعکس می کند.( عالي ور ،۶ ۱۳۸)

جدول ۱-۲

تفاوتهای اساسی بین حسابداری مدیریت و حسابداری مالی
شرح حسابداری مدیریت حسابداری مالی
استفاده کنندگان اطلاعات مدیران سطوح مختلف سازمان اشخاص خارج از سازمان نظیر سرمایه گذاران، اعتبار دهندگان، دولت و …
الزامات قانونی و مقرارتی برای گزارشگران الزام قانونی مقرراتی وجود ندارد ارائه اطلاع

ات برای اشخاص ذیحق، دینغع و ذیعلاقه طبق ضوابط، قوانین یا مقررات اجباری است
اصول پذیرفته شده حسابداری اصول و استانداردهای لازم الاجرا وجود ندارد اصول و استانداردهای الزام الاجرا از طریق قوانین
نوع و ماهیت اطلاعات اطلاعات برآوردی و اساساً مرتبط با آینده اطلاعات قابل تأیید و نوعاً مبتنی بر رویدادهای گذشته
تأکید اطلاعات برحسب انواع محصولات، مناطق جفرافیایی، قسمتهای مختلف سازمان و نظایر آن برحسب سازمان بطور کلی و بعضاً همراه با افشای اطلاعات در خصوص قسمتهای عمده متشکله سازمان
کم و کیف اطلاعات عموماً تفصیلی غالباً به شکل فشرده و خلاصه
فرآهم کنندگان اطلاعات حسابداری صنعتی و مدیریت، مهندسین و سایر متخصصین حسابداری مالی و حسابرسان مستقل
شکل ارائه اطلاعات هر شکلی که سودمند تشخیص داده شود و بدون هر گونه محدودیت در چارچوب محدودیتهای تعیین شده توسط نهادهای مربوط حتی تا واژگان مشخص همراه با برخی انعطاف پذیری ها
دوره ارائه اطلاعات دوره های کوتاه مدت مثلاً ماهانه، هفتگی، روزانه و حتی گاه کوتاهتر غالباً سالانه
منبع :(عالی ور، ۱۳۸۴، ۱۵۰ )
۳-۲ بودجه
بودجه برنامه ای است که به صورت مقداری (معمولاً به صورت ریالی) بیان شده و مربوط به دوره زمانی مشخصی می باشد. معمولاً بودجه برای دوره زمانی یک ساله تهیه می گردد. (آبنوس، ۱۳۸۷،۱)
مزایای تهیه بودجه به شرح ذیل می باشند:
۱- برنامه ریزی بهتر

۲- کنترل عملکرد واقعی
۳- هماهنگی و ارتباط
بودجه :
بودجه، برنامه پیش بینی شده مدیریت به منظور استفاده از منابع واحد تجاری برای یک دوره زمانی آتی است که در قالب اطلاعات کمی بیان می شود، به عبارت دیگر بودجه توصیف مقداری اهداف مدیریت و بیانگرمراحل و راه های رسیدن به این اهداف می باشد. البته بای

د توجه داشت که بودجه، به خودی خود هدف نیست، بلکه هدف آن کمک به مدیریت است، گر چه خود به کمک مدیریت نیازمند است. بودجه ابزاری مفید برای هماهنگی واجرای برنامه هاست و با استفاده ا زآن می توان آثار مالی فعالیت ها را با هدف بهبود مستمر و کاهش هزینه ها، به صورت کمی بیان کرد.( اسکندری،۱۳۸۶، ۵۹)
بودجه:
بودجه، یک طرح مقداری مشروح و کامل به منظور استفاده از منابع واحدتجاری در دوره ای معین است. بطوری که د راین تعریف ملاحظه می شود، بودجه :
۱- مقداری است

۲- با واحد تجاری مشخصی ارتباط دارد
۳- دوره معینی را د رآینده تحت پوشش قرار می دهد
ضمناً بودجه مشتمل بر جریان ورود درآمدها به واحد تجاری و جریان خروج مخارج از آن است.
۴-۲- بودجه عملیاتی:
بودجه عملیاتی مشتمل بر برآوردها و بودجه بندی فعالیت های تولید و غیر تولیدی واحد تجاری یا به عبارت دیگر اجرای صورت سودو زیان آن است. اجرای مختلف این بودجه ذیلاً به تفصیل مورد بحث قرار می گیرد. (شباهنگ ،۱۳۸۵)
۱-۴-۲- بودجه فروش
این بودجه که معمولاً دراولین مرحله فرآیند بودجه تهیه می شود، یکی از مهمتر

ین اجزای بودجه عملیاتی است زیرا بودجه های دیگر تا حدود زیادی به آن وابسته است یا از آن منتج می شود. بودجه مالی موجودی کالا، تولید، پرسنلی، فروش و بازیابی، اداری و سایر فعالیت ها بطور عمده تحت تأثیر درآمد مورد انتظار از فروش قرار می گیرد.
بودجه فروش معمولاً به عوامل گوناگون مانند وضعیت کلی اقتصاد ، تصمیمات قیمت گذاری، واکنش های رقبای تجاری، وضعیت صنعت، برنامه های بازاریابی و امثاله هم بستگی دارد. در تهیه بودجه فروش معمولاً از خدمات متخصصین گوناگون نیز به منظور پیش بینی درآمد فروش استفاده می شود. تهیه این بودجه، ابتدا از نمایندگی ها یا مدیران فروش کل بدست می آید.سپس، این رقم با توجه به عوامل و متغیرهای ذکر شده بالا مورد تجدید و تحلیل و تجدید نظر قرار می گیرد. اگر چه بودجه نهایی فروش بر حسب ریال است اما باید حاوی جزئیات مشروح و کافی درباره ترکیب محصولات و الگوهای فروش نیز باشد تا بتوان بر مبنای آن، تصمیمات لازم را درباره تغیر سطوح موجودی ها و مقادیر تولید اتخاذ نمود. ( همان منبع )
۲-۴-۲- بودجه موجودی کالای آخر دوره
این موجودی ها، بخش عمده ای از دارائیهای جاری بسیاری از واحدهای تجاری تولیدی را تشکیل میدهد و تصمیم گیر ی در مورد آن یک از وظایف مهم مدیریت محسوب می گردد. د رارتباط با میزان هر یک از موجودی های مواد اولیه، کالای در جریان ساخت و کالای ساخته شده باید تصمیمات جداگانه اتخاذ شود، ضمناً کمیابی مواد اولیه، طرز تلقی مدیریت نسبت به موجودی ها ، هزینه نگهداری موجودی ها، هزینه سفارش و سایرهای مربوط، بر این گونه تصمیمات اثر می گذارد. در این تصمیم گیری ها،بسیاری از تکنیکهای حسابداری مدیریت مورد استفاده قرار می گیرد، اگر چه در پاره ای موارد ، قضاوت های نظری مدیران نیز موثر است. به هر حال،قبل از آغاز تهیه بودجه تولید ،لازم است که این تصمیمات گرفته شود. ( همان منبع )
۳-۴-۲- بودجه تولید:
بودجه مقادیر تولید، نقطه شروع فرآیند تهیه بودجه تولید است .
بودجه های مواد مستقیم ، دستمزد مستقیم و سربار ساخت بر بودجه مقادیر تولید متکی است . مجموع این بودجه ها ، به طور کلی بودجه تولید نامیده می شود.

 

۴-۴-۲- بودجه مواد مستقیم:
به منظور برآورد بودجه مواد مستقیم ، مدیران باید سطوح جاری و مورد انتظار موجودی ها را همراه با پیش بینی فروش مورد توجه قرار دهند . بودجه ماهانه مواد ، منعکس کننده نوسانهای دوره ای فروش و مدت مورد نیاز برای تحویل آن (از زمان سفارش ) میباشد . (همان منبع ، ۱۳۸۵، ۲۰۱)
۵-۴-۲- بودجه دستمزد مستقیم :
بودجه دستمزد مستقیم ، برای طرح ریزی تولید و مدیریت پرسنل مورد نیاز است.درتهیه این بودجه ، لازم است که توجه کافی به تخصصها و مهارتهای مورد نیاز برای ترکیب تولید ، مبذول گردد. ضمناً ، باید برای تغییر در نیازمندیهای نیروی انسانی که بر اثر نوسانهای دوره ای تولید به وجود می

آید ، برنامه ریزی لازم به عمل آید. زیرا اثر نوسانهای تولید و طرح ریزی نیروی انسانی (در مقایسه با طرح ریزی مواد و سربار ساخت ) مهمتر از مسائل و مشکلات بیشتری را ایجاد می کند. (همان منبع ، ۱۳۸۵، ۲۰۱)

 

۶-۴-۲- بودجه سربار ساخت :
بودجه سربار ساخت ، شامل کلیه اقلام بهای تمام شده غیر مستقیم مانند مواد غیر مستقیم ، دستمزد غیر مستقیم و اقلام مشابه می باشد. د رتهیه این بودجه ، تفکیک اقلام ثابت و متغیر سربارساخت حائز اهمیت است زیرا به این ترتیب می توان برآوردهای قابل اطمینان تری از این اقلام سربار به عمل آورد. (همان منبع ، ۱۳۸۵، ۲۰۱)
۷-۴-۲- بهای تمام شده کالای فروش رفته بودجه شده :
در واحدهای تولیدی ، بهای تمام شده کالای فروش رفته معرف بهای تمام شده تولید این کالاها نیز می باشد. در نتیجه ، بهای تمام شده کالای فروش رفته بودجه شده ، مستقیماً از بودجه تولید به دست می آید.
اختلاف بین بودجه بهای تمام شده کالای فروش رفته و بودجه تولید نیز مربوط به موجودی کالا در اول و آخر دوره بودجه است . (همان منبع ، ۱۳۸۵، ۲۰۱)
۸-۴-۲- بودجه هزینه های اداری :
این بودجه شامل هزینه فعالیت های غیر تولیدی واحد تجاری است. در پاره ای ازموارد، برخی هزینه های ثابت نیز در این بودجه وجود دارد که می توان در صورت لزوم آن را کم یا حذف کرد. این قبیل هزینه های قابل اجتناب که گاهی هزینه های ثابت اختیاری نیز نامیده می شود، شامل اقلامی نظیرتحقیق و توسعه، برنامه های آموزشی کارکنان و بخشی ا زهزینه های پرسنلی است. هزینه های ثابتی که در طول دوره بودجه غیر قابل اجتناب است، به عنوان هزینه های ثاب

ت تعهد شده شناخته می شود. مثال هایی برای این گونه هزینه ها عبارت است از بهره وام های رهنی، مالیات و عوارض بر اموال و امثالهم، هزینه های متغیر اداری، ممکن است شامل برخی ا زهزینه های پرسنلی، بخشی از هزینه های آب، برق و تلفن، خدمات کامپیوتر و ملزمات باشد.(همان منبع،۱۳۸۵ ، ۲۰۱)

۹-۴-۲- بودجه هزینه های فروش و بازاریابی
فعالیت های فروش و بازاریابی به نحو موثری به مبلغ فروش اثر می گذارد. بنابراین بودجه هزینه های فروش و بازاریابی باید در مراحل اولیه فرآیند بودجه بندی یعنی همزمان با بودجه فروش تهیه گردد. لازم به توضیح است که همه هزینه های فروش و بازاریابی، ثابت است و برخی نیز ممکن است گرایش های متفاوتی داشته باشد. ضمناً هزینه فروش و بازاریابی پاره ای از محصولات زیاد است وگاهی از بهای تمام شده تولید آن نیز بیشتر می شود.در اینگونه موارد تهیه بودجه هزینه های فروش و بازرایابی حائزاهمیت بسیار خواهد بود.(همان منبع، ۱۳۸۵، ۲۰۱)
۱۰-۴-۲- سودخالص بودجه شده
سود خالص بودجه شده هنگامیکه کلیه بودجه های مشروح بالا تهیه گردد، به آسانی می توان سود خالص را بودجه بندی کرد. این رقم کلیدی که معرف هدف واحد تجاری در مورد شود خالص است، بسیاری از فعالیت های این واحد را در دوره بودجه منعکس می کند.
در پاره ای از موارد، واحد تجاری انتظار ارقام غیر عملیاتی موثر بر سود را نظیر سود یا زیان حاصل از فروش دارائی های غیر جاری دارد که این ارقام نیز در بودجه بندی سود خالص منظورمی شود.
۱۱-۴-۲- سودو زیان بودجه شده
استفاده از اطلاعات مندرج در بودجه ی سال می توان اقدام به تهیه ی صورت سود و زیان برآوردی کرد.صورت سودو زیان برآوردی خلاصه نتایج مورد انتظار است نشان می دهد که آیا برنامه های سود به مندرج در بودجه قابل تحقق اند یا نه. دراین صورت ، بودجه های درآمدوهزینه ی مختلف را در یک جا جمع می کندو بررسی کلی فعالیت های شرکت را آسان تر می کند. مدیریت هم طی سال و هم در آخر سال می تواند صورت سود و زیان برآوردی را به صورت سود و زیان واقعی مقایسه کند. برای تحقق سود بودجه بندی شده شاید لازم شود بعضی اصطلاحات در نحوه ی فعالیت شرکت به عمل آید. این امکان نیز هست که خود بودجه به تجدید نظر نیاز داشته باشد. مقایسه نتایج واقعی با بودجه می تواند مواردی را که در آینده به توجه بیشتری نیاز دارند، نشان دهد، یا راههای تهیه بودجه های واقع بینانه تر را آشکار کند، در عمل، صورت سود و زیان پیش بینی شده به فصول و ماهها تقسیم می شود. ضمناً طبق نوع محصولات، مناطق فروش، و گروه بندی مشتریان نیز تقسیمات فرعی پیدا می کند، مدیریت با تجزیه و تح

لیل این صورت میتواند تعیین کند که احتمالاً کدام محصول، منطقه یا گروه ازمشتریان بالاترین سود را نصیب شرکت می کند، اگر به نظر می رسد که بهتری وجود دارد که بااستفاده از آن ها سود به حداکثر خواهد رسید، د رآن صورت می باید در برنامه های سالانه تجدید نظر کرد.(مور، ژادیک،۱۳۶۹ ، ۱۲۳۶)
۵-۲- تجزیه و تحلیل نقطه سربه سر
نقطه سربرسر معروف سطحی از فعالیت(مقداری از تولید) است که درآن

نقطه، بهای تمام شده کل مساوی درآمد کل باشد. نقطه سربسر ممکن است برای یک محصول، یک گروه از محصولات، یک واحد تولیدی، یک شرکت و یا هر واحد دیگری محاسبه گردد. در نقطه سربسر، درآمد حاصل از فروش یک محصول مساوی جمع اقلام بهای تمام شده تولید، فروش و توزیع آن می باشد. همان گونه که قبلاً گفته شد در محاسبه نقطه سربسر کلیه اقلام ثابت و متغیر اعم از تولیدی و غیر تولیدی منظور می گردد.ویژگی مشترک همه این اقلام نیز مربوط بودن آن به محصول یا واحدمورد بررسی است.
اگر چه تجزیه و تحلیل نقطه سربسر به خودی خود نیز حائز اهمیت است، اما مدیران معمولاً به این موارد اکتفا نمی کنندو زیرا هدف ا زانجام فعالیتهای تجاری، دستیابی به نقطه سربسر نیست. بسیاری از انواع دیگر تجزیه و تحلیلهای C.V.P مورد نیاز مدیریت است که نمونه های مهم آن در زیر تشریح می شود:
۱- دستیابی به سودخالص معین
۲- بررسی آثار تغییر اقلام ثابت بهای تمام شده

۳- بررسی آثار تغییر اقلام متغیر بهای تمام شده
۴- بررسی آثار تغییر قیمت فروش
۵- بررسی آثار تغییر استراتژی مدیریت
دستیابی به سود خالص معین:
اگر چه محاسبه نقطه سربسر و دستیابی به آن مطلوب است ، ا

ما نمی تواند هدف نهایی یک واحد تولیدی و انتفاعی باشد. سرمایه گذاران دراین گونه واحدها، با سود مساوی صفر قانع نمی شوند و بازده مطلوبی را از سرمایه گذاریهای خود انتظار دارند.
تجزیه و تحلیل C.V.P برای تعیین سطح مطلوبی از فعالیت(میزان تولید) که ضمن تأمین اقلام ثابت و متغیر بهای تمام شده، سود قابل قبول و از پیش تعیین شده ای را نیز تأمین کند، مورد استفاده قرار می گیرد. اگر سود مورد انتظار بر حسب ریال بیان شده باشد، می توان به سادگی آن را به رقم اقلام ثابت اضافه کرد و با همان فرمول متداول نقطه سربسر، سطح مطلوب فعالیت را محاسبه کرد.
بررسی آثار تغییر اقلام ثابت بهای تمام شده: عنوان اقلام بابت بهای تمام شده به مخارجی اطلاق می گردد که درآینده بسیار نزدیک قابل تغییر نباشد. اما بسیاری ازاقلام ثابت، جنبه اختیاری دارد ودر صورت تمایل مدیریت ، می توان آن را در آینده نزدیک یا در بلندمدت تغییر داد. در ارزیابی تصمیمات مربوط به اقلام ثابت اختیاری و تبدیل احتمالی آن به اقلام ث

ابت تعهد شده تجزیه و تحلیل C.V.Pنقش ارزنده ای دارد.
این تجزیه وتحلیل با استفاده از اقلام ثابت جدید به آسانی انجام پذیر است.
بررسی آثار تغییر اقلام متغیر بهای تمام شده اغلب اوقات، ممکن اس

ت که نرخ مواد اولیه، دستمزد یا سایر اقلام متغیر ، دستخوش تغییر گردد ودرنتیجه ضرورت اصلاح در اقلام کتغیر مدل نقطه سر بسر را ایجاب نماید.
بررسی آثار تغییر قیمت فروش :اثر تغییر قیمت فروش محصول بر نقطه سر بسر؛ مشابه اثر تغییر اقلام متغیر است. زیرا هردو این تغییرات ، میزان حاشیه فروش را تحت تأثیر قرار می دهد.
بررسی آثار تغییر استراتژی مدیریت : د ربررسی آثار تغییرات مشرح بالا ، همواره فرض بر این بود که د رهر یک از حالات ، تنها یکی از پارامترها تغییر می کند همان طور که ملاحظه شد ، محاسبه نقطه سربسر جدید در این گونه موارد آسان بود. اما اغلب د رعمل ، چند پارامتر بطور همزمان تغییر می کند که تجزیه و تحلیل ریاضی آن امکان پذیراست . اما ارائه آن د ریک نمودار عملی نیست. ( اسكندري ،۱۳۸۹)
۶-۲- هزینه یابی بر مبنای فعالیت
مقدمه :
تحولات سریع در صنایع تولید جهان ، شامل رقابت سنگین در بازارهای جهانی ، نوآوری های تکنولوژی و پیشرفت سیستمهای رایانه ای بوده است . این تحولات موجب شده که شرکتهایی که توان هم آهنگ کردن عملیات خود را با شرایط جدید داشته اند بصورت شرکتهای موفق جهانی درآیند و شرکتهایی که چنین توانی را نداشته اند از بازار رقابت خارج شوند . همچنین با افزایش سهم فن آوری و سایر اجزای هزینه های سربار در تولید کالاها و خدمات ، روشها هزینه یابی سنتی ، اطلاعات صحیح در مورد هزینه سربار و تسهیم آن فراهم نمی آورد در حالیکه اطلاعات بهای تمام شده محصولات ، خدمات و مشتریان از مهمترین اطلاعات مالی است که برای تصمیمات مدیریت مورد نیاز است . برآورده نشدن اطلاعات مورد نیاز مدیریت توسط سیستم های هزینه یابی سنتی ، حسابداران مدیریت را ناچار از ابداع و بکارگیری روشها و سیستمهایی نموده که جوابگوی نیازهای روز شرکتها باشد و واحد های اقتصادی را به سمت استفاده از سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC ) متمایل کرده است که مزایای قابل ملاحظه ای نسبت به روش هزینه یابی سنتی بر مبنای حجم دارد
۱-۶-۲- سیستم سنتی هزینه یابی بر مبنای حجم
در سیستم سنتی هزینه یابی بر مبنای حجم ، بهای تمام شده هر محصول عب

ارت است از مجموع هزینه های مواد مستقیم ، کار مستقیم و سربار ساخت تخصیص یافته . هزینه سربار ساخت نیز با استفاده از نرخ سربار از پیش تعیین شده و مبنایی نظیر ساعت های کار مستقیم محاسبه و تخصیص می یابد . برای محاسبه نرخ سربار ، جمع سربار ساخت بودجه شده بر جمع ساعت های کار مستقیم بودجه شده ( یا هر مبنای دیگر نظیر ساعت های کار ماشین ) تقسیم می شود .
در آن دسته از واحد های انتفاعی که قیمت محصولات خود را بر اساس افزودن درصدی به جمع بهای تمام شده تعیین می کنند ، پیروی از سیستم سنتی هزینه یابی می تواند موجب بروز مشکلاتی از لحاظ توان جلب مشتریان و رقابت در بازارهای عمده بشود . زیرا بهای تمام شده ای که در این سیستم محاسبه می شود لزوماً معرف هزینه منابعی که در فعالیت های مربوط به تولید محصول مورد نظر مصرف شده است نیست.
۲-۶-۲- سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت
روشهای بکار گرفته شده در این سیستم ، دو مرحله ای است که منتج به تخصیص هزینه سربار به محصولات یا خدمات تولیدی می شود . در مرحله اول ، فعالیت های عمده شناسایی و به تناسب منابعی که در هر فعالیت مصرف می شود ، هزینه سربار ساخت به آن فعالیت ها تخصیص می یابد . سربار ساخت تخصیص یافته به هر فعالیت با عنوان ( هزینه انباشته فعالیت ) شناسایی می شود .
پس از تخصیص سربـار ساخت به هزینه انباشته فعــالیت ها در مرحلـه اول ، ( محـرک های هزینــه ) مناسب و مربوط به هر یک از فعالیت ها تشخیص داده می شوند . سپس ، در مرحله دوم ، هزینه سربار ساخت مربوط به هر یک از فعالیت ها به نسبت مقدار مصرف محرک های هزینه در هر یک از خطوط تولید به این خطــوط تخصیص داده می شود . (شباهنگ ، ۱۳۸۲)
تاريخچه سيستم هزينه يابي بر مبناي فعاليت (ABC )
با توجه به تغييرات شگرفي كه در زمينه تكنولوژي و ارائه روشها و ديدگاههاي جديد از اوايل دهه هشتاد ايجاد گرديد ، سازمانها به اين نتيجه رسيدند كه براي ادامه حيات خويش و ارائه خدمات برتر به مشتريان بايد شيوه ها و فرآيندهاي خود را بهبود بخشند و براي بقا در بازار ضمن افزايش مسمتر كيفيت ، هزينه ها را به نحو قابل قبولي پايين آورند ، البته رشد سريع تكنولوژي در ابع

اد مختلف اين امكان را تا حدي براي آنها فراهم مي آورد ، اما علاوه بر اين ، اين سازمانها مي بايست در روشهاي حسابداري و مديريتي خويش تجديد نظر كنند . چون اتكاء به روشها و تكنيكهاي سنتي ديگر نمي توانست نيازهاي امروزي آنان را بر آورده كند ، و اين سازمانها ناگزير شدند تا در سيستم هاي حسابداري و بهاي تمام شده خويش بازنگري كنند . اين نياز مبرم از ي

ك طرف و رشد و توسعه ديدگاههاي جديد در زمينه حسابداري مديريت از طرف ديگر ، باعث ايجاد تحول در ارائه روشهاي نوين محاسبه بهاي تمام شده گرديد . تفكر ايجاد ارتباط بين هزينه ها و فعاليت ها در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوايل ۱۹۷۰ در آثار برخي از نويسندگان از جمله سالومنز ( سلومنز ،۱۹۶۸ ) ، و استاباس ( استابس ،۱۹۷۱ ) ارائه گرديد . اما توجه به مراكز علمي و دانشگاهي درباره اهميت و چگونگي عملكرد آن بر سازمانها بيشتر در دهه ۱۹۸۰ مطرح گرديد ( نمازي ، ۱۳۷۸ ) . اين توجه عمدتاً بر اثر پيدايش سه سازه اصلي بود : سازه اول تغييراتي نويني كه در دنيا جهت معرفي تكنولوژي هاي مدرن ، سيستم هاي اطلاعاتي هوشمند و مكانيزم هاي عملياتي جديد رخ داده بود . سازه دوم ، تغييرات فلسفه فكري مديران سازمانهاي بزرگ در دهه ۱۹۸۰ بود ، كه علاوه بر سود آوري ، به عوامل ديگري از جمله رقابت در سطح جهاني ، افزايش رضايت مشتريان و كيفيت بالاي خدمات ارائه شده تأكيد داشتند . عامل سوم تلاش محافل دانشگاهي و نويسندگان حسابداري مديريت بود ، كه به طور وسيع و جدي به تشريح فضاي جديد ايجاد شده ، نقش هاي گوناگون تكنولوژي و ديدگاه هاي جديد مديران پرداختند . در اين ميان كوپر و كاپلان (کوپر و کاپلان ) نسبت به ديگران تأثير بسزايي در انعكاس نارسائيهاي سيستم حسابداري مديريت داشتند . اين نويسندگان معتقد بودند كه استفاده از سيستم هاي سنتي نه تنها پاسخگوي احتياجات مديران نيست ، بلكه استفاده از اطلاعات آنها سبب گمراهي و عدم تصميم گيري صحيح مي شود . اين نارسائيها و افزايش رقابت جهاني ، كه به امر دسترسي به اطلاعات سريع و به موقع اهميت زيادي بخشيده است ، منجر به پيدايش شيوه جديدي براي هزينه يابي موسوم به « هزينه يابي بر مبناي فعاليت » گرديد . واژه هزينه يابي بر مبناي فعاليت ، كه بعدها به سيستم ABC تكامل يافت ، اولين بار توسط كوپر و كاپلن (۱۹۸۸)، براي تخصيص هزينه فعاليت هاي محصولات به كار گرفته شد . اين دو نويسنده همراه با جانسون (۱۹۸۸) و ديگران ، تأثير بسزايي در انعكاس نارسايي هاي سيستم حسابداري مالي در ارائه اطلاعات دقيق در مورد هزينه ها و بهاي تمام شده داشتند .
سيستم هزينه يابي بر مبناي فعاليت يكي از سيستم هاي نوين هزينه يابي است كه مي تواند به طور مجزا و يا همراه با سيستم هاي موجود هزينه يابي در جهت فراهم كردن اطلاعات مناسب در تصميم گيريها استفاده شود . يكي از ويژگيهاي مهم ABC كه آن را از سيستم هاي سنتي متمايز مي سازد ، توجه به پديده هاي نوين عملياتي و اثرات تكنولوژي حاكم بر وضعيت موجود است و تا حد ممكن با بكارگيري روشهاي مناسب ، اين اثرات را به طور كمي جذب خدمات ارائه شده مي كند . سيستم ABC ، در مقايسه با سيستم هاي هزينه يابي سنتي به دليل استفاده از مبناي تفاوت ، به راحتي قادر به محاسبه و سنجش تأثير روشهاي نوين در محاسبه بهاي ت

مام شده خدمات مي باشد . علاوه بر اين سيستم ABC فلسفه نوين مديران را به طول كمي در هزينه يابي محصول منظور مي كند . فلسفه نوين مديران ، جلب رضايت هر چه بيشتر مشتريان و رقابت با ساير سازمانها در سطح بين المللي است .
بر خلاف روشهاي سنتي هزينه يابي ، ABC در سيستم هاي خدماتي پيچيده و غير معمول نيز كاربرد دارد اگر چه اين روش ، از ابتدا در سازمانهاي توليدي مطرح و تكامل يافت .

اما با مشخص شدن نتايج مثبت آن ، اين سيستم در سازمان هاي خدماتي نظير بانكها ، بيمارستانها ، رستورانها، مراكز R&D و تحقيقاتي نيز به كار گرفته شد و نتايج بسيار مناسب و مفيدي از اجراي آن حاصل گرديد . در اينگونه موارد اين سيستم دو نوع هزينه متغير جديد را كه عبارتند از : هزينه هاي مربوط به پيچيدگي و تنوع خدمات را در ساختار هزينه ها در نظر مي گيرد . اين ويژگيهاي برتر باعث شده است ، هر روز بر استفاده كنندگان اين سيستم و كاربردهاي گوناگون آن افزوده شود . به طوري كه سازمانهاي امروزي خصوصاً سازمانهاي در سطح جهاني دستيابي به اين سيستم و استفاده از توانايي هاي آن را به عنوان يك مزيت برتر براي سازمان خود تلقي مي كنند .
۳-۶-۲- هزینه های ثابت ومتغییر در ABC چگونه است؟
مفاهیم سنتی هزینه های ثابت ومتغیر مکرراً در هزینه یابی بر مبنای فعالیت مورد تاکید قرار کی گیرند. دلیل آن این است که ABC به هزینه ها از یک چشم انداز بلند مدت نگاه می کند درحالیکه روش شناسی هزینه ها ی ثابت ومتغیر سنتی براساس یک چشم انداز کوتاه مدت است. طراحان ABC به طور آشکار اظهار می دارند که همه هزینه ها در دراز مدت باید متغیر تلقی شوند. بنابراین یکی از اهداف ABC مشخص کردن علل اصلی این تغییرات هزینه در دراز مدت است. طراحان ABC تلاش می کنند به سئوال زیر پاسخ دهند.

جدول ۲-۲
مقایسه روش سنتی با روش هزینه هایی بر مبنای فعالیت
روشهای سنتی روش ABC
1- هدف اصلی آنها ارائه اطلاعاتی در زمینه سودآوری است. هدف اصلی آن ارائه اطلاعاتی در زمینه های سودآوری، رضایت مشتریان ورقابت در سطح بین الملل است
۲- برای جریانهای تولیدی ساده، استاندارد به کار گرفته می شود. برای جریان های تولیدی ساده، پیچیده وغیر استاندارد کاربرد دارد.

۳- بهای تمام شده محصول را با استفاده از مواد اولیه مستقیم، دستمزد مستقیم وسربار کارخانه محاسبه می کنند و رسماً اثرات تکنولوژی پیشرفته را منظور نمی کند. بهای تمام شده را با استفاده از مواد اولیه مستقیم وسربار کارخانه (یا هزینه های تبدیل محاسبه می کند وهزینه های مربوط به تکنولوژی کنترل کیفیت و رقابت در سطح جهانی را در نظر می گیرد.
۴- بهای تمام شده را برای یک دایره محصول یا خدمت بدون توجه مستقیم به فعالیتهای لازم جهت تولید وتوزیع محاسبه می کنند. جهت محاسبه بهای تمام شده رابطه علیت بین فعالیتهای لازم جهت تولید وتوزیع محصول یا خدمت وارزش اقتصادی منابع به کار گرفته شده را به طور مستقیم وبا مبالغ کمی ایجاد نمی نماید.
۵- دارای یک یا حداکثر چند مرکز هزینه برای تخصیص هزینه ها در سطح شرکت یا دایره می باشند. از مراکز هزینه های متعدد که با توجه به میزان فعالیتها تعیین می گردند، استفاده می کند.
۶- از یک مبنا (معمولاً هزینه دستمزد مستقیم یا ساعات کار ماشین آلات ) یا حداکثر چند مبنا جهت تسهیم هزنیه های سربار کارخانه استفاده می کنند. از مبناهای مناسبی برای هر مرکز فعالیت هزینه استفاده می کند ودارای مبناهای چندگانه است.
۷- از مبناهای تسهیم سرباری استفاده می کنند که الزاماً براساس روابط علت ومعلولی تمام اقلام سربار استفاده می کنند. برای هر فعالیت، صرفاً براساس روابط علت ومعلول،مبنای مناسب تسهیم سربار کارخانه را تعیین ومورد استفاده قرار می دهد.
۸- اکثراً از مبناهایی که جنبه مالی دارند جهت تسهیم هزینه های سربار استفاده می کنند. از مبناهای مالی وغیر مالی جهت تسهیم هزینه های سربار بهره می گیرد.
۹—هزینه های را به دو گروه «هزینه های محصول» و«هزینه های دوره »تقسیم می کنند همچنین «هزینه های ثابت» را از «هزینه های متغیر» متمایز می سازد کلیه هزینه ها را هزینه های محصول تلقی می کند وبا توجه به دید بلند مدت کلیه هزینه ها را متغییر در نظر می گیرد.
۱۰- اطلاعات ارائه شده می تواند برای تصمیم گیری مدیران گمراه کننده باشند. اطلاعات ارائه شده برای اتخاذ تصمیم گیری ها صحیح ومناسب را با استفاده از اطلاعا

ت سیستم حسابداری مدیریت ممکن می سازد.
۱۱- جهت برنامه ریزی وکنترل مدیران چندان مناسب ودقیق نیستند. برای برنامه ریزی وکنترل بسیار مناسب است واطلاعات دقیق را در این زمینه فراهم می سازد.
منبع:( رهنمای رودپشتی، ۱۳۸۸، ۱۲۸ )

۴-۶-۲- مراحل ABC
1-تعریف فعالیتها و هزینه های آنها
۲-تعیین عوامل بوجود آورنده هزینه ها(محرک هزینه ها)
۳-محاسبه نرخ عامل بوجود آورنده هزینه
۴-فراهم نمودن نرخ عامل هزینه برای محاسبه هزینه محصولات یا خدمات.
تعریف فعالیتها وهزینه های آن
در تولید و تجارت هر عملی که به منظور تولید ، توزیع و ارائه خدمات انجام شود و ماهیت تکراری در انجام وظایف فوق داشته باشد،کار یا فعالیت نامیده می شود.به عبارت دیگر مجموعه اقدامات انجام شده ،فعالیت تعریف می شود.در شناسایی و طبقه بندی فعالیتها توجه به موارد زیر سودمند خواهد بود:
۱-توجه به نمودار سازمانی و نمودار فرآیندها در شناسایی فعالیتها سودمند و ضروری است.
۲-در تعیین تعداد فعالیت به همگن بودن فعالیتها توجه شود.همگن بودن فعالیتها بدین مفهوم است که اقلامی از هزینه سربار در یک گروه گردآوری شوند که تقریبا به نسبتی یکسان توسط هریک از محصولات به مصرف برسند. هزینه یک فعالیت ممکن را می توان با بکارگیری یک محرک هزینه یگانه به محصولات تخصیص داد.
محرک های هزینه
در روش سنتی، محرک های هزینه( راه انداز هزینه) مرتبط با حجم نظیر مقدار تولید، ساعت کار مستقیم وساعت کار ماشین آلات را تنها عواملی می دانستند که باعث رخداد هزینه می شود اما در روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت تنها محرک های هزینه مرتبط با حجم مهم در نظر گرفته نمی شوند بلکه محرک های هزینه مرتبط با فعالیت های دارای اهمیت می باشند.
به عبارتی برداشت جدید از محرک های هزنیه ارائه گردید که عبارت از:« محرک های هزینه مشخصه یک رویداد یا فعالیت است مه منجر به وقوع هزینه می شود.»
در سیستم سنتی هزینه یابی بر مبنای حجم بهای تمام شده هر محصول عبارت است از مجموع هزینه های مواد مستقیم، کار مستقیم وسربار ساخت تخصیص یافته. هزین

ه سربار ساخت نیز با استفاده نرخ سربار از پیش تعین شده و محرک هزینه ای نظیر ساعات کار محاسبه وتخصیص می یابد. در این روش کلیه هزینه های سربار کارخانه در یک مخزن گردآوری می شود وسپس بر مبنای معیاری از حجم تولید- معمولاً ساعات مستقیم کار یا ساعات کار ماشین- به تعداد واحدهای تولید شده اختصاص می یابد. برای مثال اگر مقدار تولید دو برابر می شد میزان مصرف منابع هم دو برابر می شد. در این حالت اکثر مدیران تعجب می کردند که چرا هزینه های سربار هر واحد محصول با حجم زیاد وهزینه های سربار هر واحد محصول با حجم کم دقیقاً مساوی گزارش شده است. چون بیشتر آنها انتظار داشتند که صرفه جویی در مقیاس نقش خودرا در این زمینه ایفا کند.این روش برای سازمان هایی که قیمت محصولات خود را بر اساس افزودن درصدی جمع بهای تمام شده تعیی می کنند موجب بروز مشکلات جدی می گردند.
به عبارتی حسابداران بنابر نسبت محرکهای هزینه مرتبط با حجم نظیر مقدار تولید، ساعت کار ماشین آلات وساعت کار مستیقم را تنها عواملی می دانند که باعث رخداد هزینه می شود. مثلاً همانطور که در بالا نشان داده شده برای جذب سربار ساخت از مخازن هزینه(یعنی دوایر تولیدی) به مرکز هزینه (یعنی محصولات) از مبانی جذب که همگی محرک های هزینه مرتبط با حجم است، استفاده می شود.
اما در روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت، فعالیت ها به عنوان منابع هزنیه شناسایی می شوند و هزینه های سربار براساس مبانی منطقی به محصولات، به عنوان همان محرک های هزینه و هزینه های تخصیص یافته به آنها برساس مبانی منطقی به محصولات، به عنوان موضوعات نهایی هزینه تخصیص داده مش ود.
یعنی در این روش محرک های هزینه دیگر مرتبط با حجم در نظر گرفته نمی شوند بلکه در شرایطی که هزینه پیچیده شدن کارها بسیار بالاتر از هزینه دستمزد مستقیم وکار مستقیم است وجزء ناچیزی از هزینه های ساخت را تشکیل می دهد، فعالیتهایی را به عنوان محرک هزینه در نظر می گیرند.
در انتخاب محرک های هزینه مناسب سه عامل حائز اهمیت است:

۱- میزان همبستگی
۲-موضوع اصلی سیستم هزنیه یابی بر مبنای فعالیت این است که هزینه های هر فعالیت بر مبنای محرک های هزینه مصرف شده درهر محصول به آن محصولات تخصیص داده شود. یعنی با مشاهده چکونگی مصرف محرک های هزینه مصرف شده در هر محصول به آن محصولات تخصیص داده شود.
۲- هزینه اندازه گیری
طراحی هر سیستم اطلاعاتی نیاز به مقایسه میان هزینه وفایده آن دارد. در سیستم ABC نیز هرچه تعداد محرک های هزینه متنوع تر وضریب همبستگی میان محرک وفعالیت بیشتر باشد تخصیص هزینه سربار با دقت بالاتری انجام خواهد شد اما امکان دارد هزینه اندازه گیری محرک هزینه بالا برود. بنابراین در انتخاب محرک های هزینه مربوط به فعالیت باید تعادل میان هزینه فایده برقرار باشد.
۳- آثار رفتای
سیستمهای اطلاعات مدیریت نه تنها موجب بهبود تصمیم گیری های مدیریت می شود بلکه بر رفتار تصمیم گیرندگان نیز تاثیر می گذارد. این تاثیر صرف نظر از مثبت یا منفی بودن یک اثر رفتاری است ودر انتخاب حرک های هزینه باید به آن توجه شود.( همان منبع، ۱۳۸۵ )
۵-۶-۲- علل نیاز به سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت
– توضیح سود نهایی خط تولید مشکل است.
– دستمزد مستقیم درصد کمتری از هزینه های کل هستند.
– مدیران خط تولید اعتقادی به گزارشات هزینه هاندارند .
– فروش افزایش می یابد اما سود کاهش می یابد.
– برخی از محصولات که گزارش شده اند سود نهایی بالایی دارند توسط رقیبان فروخته نمی شود.
– بازاریابی از گزارشات هزینه های برای تصمیمی گیری استفاده نمی

 

کند.
۶-۶-۲-کارکردهای ABC
به طور کلی کارکردهای ABC عبارتند از:
۱- فراهم نمودن اطلاعات لازم جهت اتخاذ تصمیمات«ایجاد ارزش» برای مدیران.
۲- فراهم نمودن اطلاعات لازم برای هزینه یابی وقیمت گذاری.
۳- هزینه یابی بر مبنای فعالیت به بیان ناکارآمدیهای سیستم ها

ی حسابداری هزینه سنتی می پردازد. این سیستم های موروثی بر مبنای تعدادی عوامل هزینه زا از جمله نیروی کار مستقیم با ساعات کار ماشین آلات قرار دارند وتغییرات اخیر در محیط تجارت را از لحاظ نمی کنند علی الخصوص در مواردی که هرچه آمیخته محصولی ومشتری یک سازمان متنوع تر باشد، تعیین هزنیه های سربار گمراه کننده شده وهزینه های محصولات یا خدمات را منحرف می کند.
۴- تخصیص بهینه منابع را فراهم می کند.
۵- ABC هزینه (یا قیمت تمام شده) یک محصول (یا خدمت یا مشتری) را از طریق تحلیل هر فعالیتی که جهت تولید آن نیاز است، فراهم می کند.
۶- اعمال مدیریت هزینه مبتنی بر اطلاعات مربوط، دقیق وقابل اعتماد را فراهم می نماید.
۷- ABC جهت تعیین تمامی فعالیت ها (مستقیم یا غیر مستقیم) وتخصیص دقیق تر هزینه های مرتبط با آن فعالیتها به کار برده می شود.(در هر نوع سازمانی کاربرد دارد.) ( همان منبع ، ۱۳۸۵)
۷-۶-۲- محدودیتهای روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت
اولین محدودیت در بکار گیری روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت این فرض است که رابطه یک طرفه بین حجم فعالیت و هزینه ها وجود دارد در حالی که در عمل ممکن است این ارتباط یک طرفه بین میزان هزینه و عوامل محرکه آن وجود نداشته باشد . شرکتهایی که از این روش استفاده نموده اند ،اغلب از نبود این رابطه یک طرفه شکایت داشته اند .
محدودیت دوم ،چشم پوشی از امکان وجود هزینه ها و تولیدات مشترک است .این چشم پوشی ما را قادر می سازد تا بتوانیم صورت سود وزیان را در سطوح واحد محصول تهیه نماییم . به هر حال در صورت وجود هزینه های مشترک امکان تهیه صورت سود وزیان در سطح واحد محصول وجود ندارد. محدودیت سوم، نادیده گرفتن ظرفیت و میزان سودمندی منابع است . باید بین محصولی که با استفاده از منابع کمیاب تولید می شود و محصولی که با استفاده از ظرفیت اضافی سازمان تولید می شود، تفکیک قائل شد.
تجربه نشان داده که بکارگیری ABC به نتایج کاملاً متفاوت از بکارگیری سیستم هزینه یابی سنتی منجر می شود. معمولاً در سیستم هزینه یابی سنتی، هزینه تولید را در صورت پایین بودن هزینه مستقیم، کمتر از واقع برآورده شده وبه گونه ای مشابه در صورت بالا بودن هزینه مستقیم، بیش از واقع برآورد می شود. به طور کلی هرچه فرآیند ساخت محصول پیچیده

تر باشد هزینه یابی سنتی، بهای محصول را کمتر از واقع نشان می دهد. منظور از پیچیدگی، متنوع بودن مواد مصرفی، نوع تکنولوژی مورد استفاده ودفعات مورد استفاده

خط تولید است. لازم به ذکر است که براساس تحقیقات انجام شده در ۷۷ درصد از موارد بین هزینه یابی سنتی وهزینه یابی بر مبنای فعالیت بیش از ۲۰ درصد اختلاف وجود دارد.(همان منبع ،۱۳۸۵)

۸-۶-۲- مزايای سيستم ABC
1- بهبود سيستم هزينه يابی و تخصيص هزينه های شرکت به طور مطلوبتر
۲- تعيين بهای تمام شده و قيمت گذاری محصولات به طور منطقی تر و دقيقتر
۳- کنترل عملیات شرکت وبرنامه ریزی کارا در آینده
۴- کنترل عمليات شرکت وبرنامه ريزی کاراتر، صحيح تر و دقيق تر مديريتی
۵- ارزيابی صحيح تر از عمليات مالی مديران وبهبود عملکرد را به همراه

دارد.
۶- فعاليت های هزينه زا و فاقد ارزش را شناسایی می کند.
۷- امکان کنترل هزینه ها رابه گونه های مطلوب فراهم می آورد.

۸- موجب تغيير نگرش بسياری از مديران نسبت به هزينه های سربار می شود