مقدمه

تولید هر تن غده سیبزمینی موجب جذب و استخراج ٥/٤

تا ٨ کیلوگرم نیتروﮊن در هکتار از خاک توسط اندامهای هوایی و غدهها میشود (٥ ، ٦، ٨) . مدیریت مصرف و کاربرد مقادیر مناسب نیتروﮊن در زراعت سیبزمینی امری دقیق وحساس است. کاربرد مقادیر کمتر یا بیشتر از نیاز و مصرف زود یا دیر هنگام نیتروﮊن بر عملکرد کمی و کیفی غدههای تولیدی مؤثر است. مصرف کافی کودهای نیتروﮊنه در اوائل فصل رشد سبب

گسترش سطح برگ و افزایش ظرفیت فتوسنتزی گیاه و تولید مواد پرورده میگردد (٤، ٨، ١٤). کمبود نیتروﮊن در اوائل فصل رشد ممکن است با تاثیر سوﺀ بر غده بندی عملکرد را کاهش دهد (١٦). از طرف دیگر، مصرف مقدار زیادی نیتروﮊن، رشد رویشی اندامهای هوایی را تحریک نموده، تشکیل غدهها را به تاخیر میاندازد و باعث دیررسی محصول میشود و در نتیجه افت عملکرد وکاهش کیفیت آن را به دنبال دارد (٤، ٦، ٨، ١٨، ٢٥، ٢٦) .

٩٧٨ مجله علوم کشاورزی ایران، جلد ٣٤، شماره ٤، سال ١٣٨٢

گسترش بیش از حد شاخ و برگ و اندامهای هوایی در نتیجه مصرف بیش از حد نیتروﮊن، سبب رقابت بین اندامهای هوایی و غدههای در حال رشد برای مواد پرورده میشود و راندمان تولیدی گیاه کاهش می یابد. برطبق اکثر مطالعات انجام شده (٢ ،٣، ٤، ٨ ، ١٥، ٢٥، ٢٦) با مصرف نیتروﮊن ، عملکرد سیب زمینی تا حد معینی افزایش یافته ، از آن به بعد مصرف مقادیر بیشتر نیتروﮊن تغییر معنی داری در عملکرد ایجاد ننموده است .

رئیسی و خواجه پور (١٣٧١)اثر بسیار معنی دار نیتروﮊن بر عملکرد غده را گزارش کردند. در این مطالعه چهار سطح نیتروﮊن (٠، ٩٠، ١٨٠ و ٢٧٠ کیلوگرم در هکتار) بهکار رفت.

حداکثر عملکرد با مصرف ١٨٠ کیلوگرم نیتروﮊن در هکتار بهدست آمد و افزایش نیتروﮊن از ١٨٠ به ٢٧٠ کیلوگرم در هکتار موجب افزایش عملکرد نگردید. حسندخت و همکاران

( ١٣٧٧ ) عکسالعمل ارقام آئولا و مورن را به مصرف مقادیر ١٢٠، ١٦٠ و ٢٠٠ کیلوگرم نیتروﮊن خالص در هکتار ارزیابی کردند. در این بررسی اثر نیتروﮊن بر عملکرد غده بسیار معنیدار بود و حداکثر عملکرد با مصرف ١٦٠ کیلوگرم نیتروﮊن در هکتار بهدست آمد. مصرف نیتروﮊن بر متوسط وزن غده تاثیر معنیداری نداشت. هوشمند (١٣٧٧) اثر چهار مقدار نیتروﮊن(٠، ٨٠، ١٦٠ و ٢٤٠ کیلوگرم نیتروﮊن خالص در هکتار) را بر سه رقم مارفونا، آگریا وکوزیما بررسی کرد. در این مطالعه عملکرد غده در واحد سطح، متوسط تعداد غده و ساقه در بوته و درصد ماده خشک غده بین ارقام و سطوح نیتروﮊن اختلاف بسیار معنی داری را نشان دادند. بیشترین عملکرد غده در تیمارهای ١٦٠ و ٢٤٠ کیلوگرم نیتروﮊن در هکتار بدست آمد که تفاوت معنی داری با یکدیگر نداشتند.

روست (١٩٩٥) مقادیر مختلف نیتروﮊن از صفر تا ١٤٠ کیلوگرم نیتروﮊن در هکتار را بر سه رقم ماتیلدا١، آگریا و پاندا٢ بکار برد و گزارش کرد که همه ارقام نسبت به مصرف کود عکسالعمل مشابهی نشان دادند. حداکثر عملکرد با مصرف ١٢٠ کیلوگرم نیتروﮊن در هکتار بدست آمد. با افزایش مصرف نیتروﮊن فراوانی غدههای درشت افزایش یافت. در مقابل،

۱-Matilda 2-Panda

مولرهاگن (١٩٩٣) عکس العمل متفاوت ارقام به مصرف مقادیر مختلف کود نیتروﮊن را گزارش کرده است. این محقق با مصرف مقادیر ٠، ٥٠، ١٠٠ و ١٥٠ کیلوگرم نیتروﮊن در هکتار گزارش کرد که در رقم بیت٣ با افزایش مصرف نیتروﮊن عملکرد غده افزایش یافت ولی در ارقام دانوا٤ و ماتیلدا حداکثر عملکرد با مصرف ١٠٠ کیلوگرم نیتروﮊن در هکتار حاصل شد. در این مطالعه نیز کاربرد مقادیر بالای کود نیتروﮊن باعث تولید غدههای درشتتر گردید. . اوساکی و همکاران (١٩٩٢) گزارش کردند که با مصرف مقادیر صفر تا ٣٠٠ کیلوگرم نیتروﮊن در هکتار تعداد غدهها در هر بوته و اندازه غدهها افزایش یافت.

پروسبا (١٩٩٣) نیز افزایش متوسط وزن غده را با افزایش مصرف کود نیتروﮊنه گزارش کرده است.

مصرف کود نیتروﮊن علاوه بر عملکرد کمی سیب زمینی، کیفیت غده های تولیدی را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.مصرف نیتروﮊن میتواند با افزایش درصد نیتروﮊن غدهها و تبدیل آنها به پروتئین موجب بهبود ارزش غذایی غدهها شود (٨). در عین حال ، در اثر مصرف بیش از اندازه کودهای نیتروﮊنه، ممکن است بخشی از آن به صورت نیترات در غدهها تجمع یابد و در صورتی که مقدار نیترات از حد مجاز فراتر رود ، برای سلامتی انسان در طولانی مدت تهدید آمیز خواهد بود. ابتلاﺀ به بیماری کمبود اکسیژن و تشکیل ترکیبات سرطانزای نیتروز آمین از عوارض ورود بیش از حد نیترات به بدن است . حد بحرانی سمیت نیترات در محصول سیبزمینی ٢٥٠ میلیگرم در کیلوگرم میباشد (١١). به دلیل آثار زیانباری که وجود نیترات اضافی در اندامهای مصرفی گیاهان برای انسان و دام دارد، لازم است میزان نیترات در محصولات مختلف به ویژه سیب زمینی و محصولاتی که مصرف روزمره دارند در حداقل مقدار ممکن باشد

(١٢). در مطالعات مختلفی تاثیر مصرف کودهای نیتروﮊنه بر تجمع نیترات در غدههای سیبزمینی بررسی شده است(٧، ١٦، ٢٢، ٢٣). ردا و همکاران (١٩٩٣) با مطالعه سه رقم سیب زمینی میزان نیترات را در غده های سیب زمینی از ٢/٢١٣ تا ٤/٤٩٧ میلی گرم در کیلو گرم برای تیمارهای بدون مصرف نیتروﮊن و ٢٠٠ کیلو گرم نیتروﮊن در هکتار گزارش

۳-Beate 4-Danva

یزدان دوست همدانی: بررسی تاثیر مصرف نیتروﮊن بر عملکرد، … ٩٧٩

کردند . پروسبا (١٩٩٦ ) با مطالعه ٦ رقم سیب زمینی و مقادیر صفر ، ٨٠ و ١٦٠ کیلو گرم نیتروﮊن در هکتار گزارش کرد که مقدار نیترات غده ها از ٢/١٢٩ میلیگرم در کیلوگرم با عدم مصرف کود نیتروﮊنه تا ٢٠٨ میلیگرم در کیلوگرم با مصرف ١٦٠ کیلوگرم نیتروﮊن در هکتار افزایش یافت .

این مطالعه به منظور بررسی اثرات مصرف مقادیر متفاوت نیتروﮊن بر مراحل رشد وعملکرد ارقام سیبزمینی و ارتباط آن با تجمع نیترات جهت دستیابی به مناسبترین مقدار نیتروﮊن مورد نیاز برای تولید عملکرد مطلوب به همراه غلظت مناسب نیترات در غدههای سیبزمینی و شناخت رابطه بین اجزاﺀ عملکرد وعملکرد غده اجراﺀ گردید.

مواد و روشها

مصرف شد (٧ ، ١٣). سپس با استفاده از دستگاه شیارساز، جوی و پشتههایی به فاصله ٧٥ سانتیمتر ایجاد و زمین آزمایش براساس نقشه طرح تقسیمبندی گردید. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با ٣ تکرار پیاده شد. دو رقم سیبزمینی هلندی (دیامانت و مارفونا) و شش میزان کود نیتروﮊن، به قرار زیر مورد بررسی قرار گرفتند:

N0 =%50 N2 =86 Kg N/ha N1 =%75 N2=129.5 Kg N/ha =172.5 Kg N/ha مقدار نیتروﮊن بر مبنای آزمون خاک N2 = N3 = N2 +%25 N2 =215.5 Kg N/ha N4 = N2+%50 N2 =259 Kg N/ha N5 = 2 N2 =345 Kg N/ha

این آزمایش در سال ١٣٧٨ در مرکز تحقیقات کشاورزی همدان، ایستگاه اکباتان با عرض جغرافیایی ٣٤ درجه و ٥٣ دقیقه شمالی و طول جغرافیایی ٤٨ درجه و ٣٢ دقیقه شرقی و ارتفاع حدود ١٧٣٣متر از سطح دریا اجرا گردید .این منطقه دارای آب وهوای مدیترانهای با تابستانهای نسبتا معتدل و خشک و زمستانهای سرد و مرطوب است . متوسط بارندگی سالیانه حدود ٣٢٠ میلیمتر می باشد . خاک محل ازمایش دارای بافت لومی رسی است . زمین محل آزمایش در سال قبل آیش بود. عملیات آمادهسازی و تهیه بستر کاشت شامل شخم پائیزه و عملیات تکمیلی شامل دوبار دیسک عمود بر هم و تسطیح زمین به محض مهیا شدن شرایط رطوبتی خاک در بهار انجام گردید. پس از آمادهسازی زمین دو نمونه خاک مرکب از اعماق ٣٠-٠ و ٦٠-٣٠ سانتیمتری تهیه و به آزمایشگاه ارسال شد و براساس نتایج آزمون خاک( ٦٩/٠=درصد کربن آلی،

(قسمت در میلیون) ٦/١٥=فسفر قابل جذب و (قسمت در میلیون)٣٥٠ =پتاسیم قابل جذب) و حد بحرانی عناصر غذایی توصیههای کودی مناسب صورت گرفت (٧ ، ١٣). بر این اساس به دلیل بالابودن میزان فسفر وپتاسیم قابل جذب خاک، کود فسفر و پتاس توصیه نشد و کود اوره معادل ٣٧٥ کیلو گرم در هکتار تعیین گردید، همچنین قبل از کاشت معادل ٧٥ کیلوگرم سولفات آهن، ٣٠ کیلوگرم سولفات منگنز و ٥/٣٧ کیلوگرم سولفات روی در هکتار، به طور یکنواخت در کل قطعه آزمایشی

نصف تیمارهای کود نیتروﮊن در هر کرت آزمایشی در هنگام کاشت مصرف و با خاک مخلوط شد. عملیات کاشت در ٢٦ اردیبهشت ماه انجام شد و قبل از کاشت غدهها با استفاده از قارچکش زینب ضدعفونی شده، سپس در فواصل ٢٥ سانتیمتر روی هر ردیف با دست کاشته شدند. هر کرت آزمایشی شامل ٤ ردیف به طول ٨ متر بود. آبیاری به صورت نشتی و با استفاده از سیفون و برحسب فواصل زمانی (دوره زمانی) در طول فصل رشد انجام گرفت. به منظور جلوگیری از اختلاط آب آبیاری تیمارهای کودی، آبیاری هر تکرار و هر کرت به صورت مستقل انجام گردید و از خروج آب تکرارها و کرتها جلوگیری شد. طی دوره رشد و در مواقع لازم کنترل علفهای هرز به صورت دستی انجام گردید. همچنین برای مبارزه با آفات وحشرات از سموم اکامت و فنتیون با غلظتهای ٥/١ در هزار استفاده شد. قبل از شروع گلدهی در تیمارها، باقیمانده کود نیتروﮊن در هر تیمار همزمان با خاکدهی پای بوتهها مصرف گردید.
صفات نموی شامل تعداد روز مورد نیاز از زمان کاشت تا مراحل سبزشدن و گلدهی (بر مبنای ٥٠ درصد بوته ها در هر کرت)، شروع تشکیل غدهها ( زمان آغاز تورم استولون ها در ٣ بوته از هر کرت) و رسیدن به پوشش کامل مزرعه (پوشش کامل سطح خاک در هر کرت) در هر یک از کرتهای آزمایشی یادداشتبرداری گردید. به علاوه،در موقع برداشت ١٠ بوته متوالی از هر کرت به طور تصادفی انتخاب شده ، متوسط تعداد

٩٨٠ مجله علوم کشاورزی ایران، جلد ٣٤، شماره ٤، سال ١٣٨٢

ساقه و غده در هر بوته و متوسط وزن غده (تعداد غدهها /

عملکرد ١٠ بوته) اندازهگیری شدند. به منظور تعیین عملکرد سطحی معادل ٩ مترمربع از ٢ ردیف میانی هر کرت (با حذف یک متر حاشیه از هر طرف) برداشت و توزین شد. از غده های هر کرت نمونهای تصادفی به وزن یک کیلو گرم تهیه وغلظت نیترات در آنها به روش کالریمتری بعد از احیا (روش دی آزو)

تعیین شد ( ١ ) .

صفات اندازهگیری شده در هر کرت مورد تجزیه آماری قرار گرفتند و میانگینها با آزمون چند دامنه دانکن مقایسه شدند.

محاسبات آماری با استفاده از برنامه کامپیوتری SAS و رسم نمودارها با نرمافزار Excel انجام شد.

نتایج و بحث

الف) صفات نموی

بر اساس نتایج تجزیه واریانس صفات نموی که در جدول ١ ارائه شده است، دوره سبز شدن در ارقام مورد مطالعه یکسان بود و حدود ٢١ روز به طول انجامید، اما تعداد روز لازم تا زمان گلدهی، تشکیل غده و پوشش کامل مزرعه تفاوتهای بسیار معنیداری داشتند. مدت زمان لازم برای رسیدن به هر یک از این مراحل در رقم مارفونا کمتر بود که بیانگر زودرسی نسبی آن در مقایسه با دیامانت است(جدول ٢). مصرف مقادیر مختلف نیتروﮊن تاثیری بر طول دوره سبز شدن نداشت اما سایر مراحل را به شدت تحت تاثیر قرار داد (جدول ١). مقایسه میانگینهای سطوح مختلف نیتروﮊن (جدول ٢ ) نشان داد که با افزایش مصرف نیتروﮊن، زمان گلدهی و تشکیل غدهها به تاخیر افتاد و پوشش کامل مزرعه سریعتر حاصل گردید. در سایر مطالعات نیز (٤ ،٨ ، ١٨) دیررسی محصول، تاخیر در تشکیل غدهها و تحریک رشد رویشی اندامهای هوایی در نتیجه مصرف نیتروﮊن گزارش شده است.

زمان پوشش کامل مزرعه تحت تاثیر اثر متقابل رقم × نیتروﮊن قرار گرفت (جدول١) که نشان دهنده عکسالعمل متفاوت ارقام نسبت به مصرف نیتروﮊن است. افزایش مصرف نیتروﮊن در رقم دیامانت باعث تسریع در پوشش سطح خاک گردید و مدت زمان لازم از ٨٦ روز در تیمار N0 ، به ٧/٦٤ روز در تیمار N5 کاهش یافت. اما مصرف نیتروﮊن تاثیر معنیداری بر سرعت پوشش مزرعه در رقم مارفونا نداشت(شکل ١).

این وضعیت را میتوان با تفاوت تیپ رشد دو رقم مارفونا و دیامانت مرتبط دانست. رقم دیامانت دارای تیپ رشد ایستاده بوده و در اثر مصرف بیشتر نیتروﮊن و تحریک رشد شاخههای هوایی، پوشش سریعتر حاصل میگردد. اما در رقم مارفونا که تیپ رشد خوابیده دارد، تیمارهایی که نیتروﮊن کمتری دریافت کردهاند نیز به سرعت در سطح خاک گسترده شده و پوشش حاصل میشود.

۱۰۰ تعداد

۸۰
تا روز
۶۰
پوشش

۴۰

مارفونا کامل
۲۰
دیامانت

۰

۳۴۵ ۲۵۹ ۲۱۶ ۱۷۳ ۱۳۰ ۸۶

نیتروﮊن (کیلوگرم در هکتار)

شکل١-اثر متقابل رقم × نیتروﮊن بر زمان رسیدن به پوشش کامل

مزرعه در سیب زمینی

ب) متوسط تعداد ساقه و غده در بوته، متوسط وزن غده و

عملکرد غده در هکتار

متوسط تعداد ساقه و غده در هر بوته در ارقام مورد بررسی تفاوتهای بسیار معنی داری را نشان دادند، اما تحت تاثیر مصرف کود نیتروﮊن قرار نگرفتند (جدول ٣ ). رقم مارفونا تعداد ساقه بیشتر (٣/٧ ساقه ) و دیامانت تعداد غده بیشتری ( ٦/١٠ غده )

در هر بوته داشتند (جدول ٤ ).این امر باعث شد که در این مطالعه همبستگی تعداد ساقه و غده روی دو رقم، منفی و معنیدار شود **)٦٢/٠.( r= – ولی بر اساس گزارشهای موجود افزایش تعداد ساقه در هر رقم، باعث تولید تعداد غده بیشتر در آن می شود(٦ و ١٧). متوسط وزن غده تحت تاثیر رقم و مصرف کود نیتروﮊن قرار گرفت و تفاوتهای بسیار معنی داری را نشان داد