مقدمه

واﮊه رقم در حوزه کتابت، خوشنویسی و نگارگری به معنای امضای کاتب، مذهب و یا نگارگر است و آثار دارای این ویژگی را مرقوم میخوانند. رقم در ُنسَخ گوناگون جایگاهی متفاوت داشته است و گاه هریک از دستاندرکاران پیدایش یک ُنسخه به طور جداگانهای حضور خود را در آن اعلام داشتهاند. این حضور گاه در پشت ُنسخه، گاه در جایگاه انجامه و گاه در بخشهای فرعی در قالب نام کاتب، نویسنده، مذهب و… دیده میشود. اما آنچه رقم را حائز اهمیت میسازد اطلاعات تاریخی همراه با نامهاست که نکاتی را در زمینه مطالعات تاریخی و سیر فرهنگها و اندیشهها روشن میسازد؛ اما در این میان، حضور رقم در مصحفها که سنتی به قدمت کتابت قرآن دارد نیز جایگاهی گسترده برای بحث به وجود میآورد. مرقومات قرآنی که فارغ از نام نویسنده و نگارگر است تأکید بر کاتب و مذهب دارند و لذا به علت چارچوب متداولی که خط نَسخ در کتابت مصحفها به وجود آورده است تأکید بر شیوه هنرمندانه و نوع نگارش مرقومات است. نگاه ساختاری به انجامهنویسی در قرآنهای ثبتشده موزه ملی قرآن به سبب بررسی عناصر شکلی و کشف الگویی در پیوند با متن مصحف، زمینه دستیابی به ماهیت فکری مصحفنویسان و روحیات معنوی مذهبان این نسخ، در اعتقاد به عظمت و اعتبار متن نگارششده فراهم ساخته و در ادامه امکان دریافتهای شایستهتر هنرمندان سنتی و معتقد به مضامین دینی و الهی را از آداب معنوی و شیوه ی اجرایی در خلق اثرشان نشان میدهد. آنچه در بیان این مبحث سبب ایجاد مسئله گشته این است که آیا کاتب و مذهب قرآنی همچون پدیدآورندگان سایر ُنسَ خ به خود اجازه ثبت نام و امضای اثر را میدهند؟ و فلسفه و نیت حضور هنرمند در مصحفها همانند دیگر مرقومههاست؟ با وجود این سؤالات به بررسی جزﺀ به جزﺀ ویژگیهای شش نمونه از قرآنهای ثبت ملی در موزه قرآن میپردازیم که جامعه نمونه این پژوهش بنیادی را تشکیل میدهد. براساس همین منطق اجرایی نیز برای گردآوری اطلاعات و مستندات تاریخی، علاوه بر منابع کتابخانهای از روش مشاهده آثار نیز استفاده شده است.

پیشینه تحقیق

مقالاتی بهصورت غیرمستقیم در تدوین مباحثی از طرح کمک شایانی کرده و در انتخاب مسیر و روش پژوهش راهگشا بودهاند. »ترقیمهنویسی ُنسخههای خطی« نوشته عارف نوشاهی که تأکید بر ُنسَخ خطی دارد و نیز مقالاتی با عنوانهای »مقام انجامه در ُنسخه« از ایرج افشار، »اهمیت انجامه در شناخت تاریخ فرهنگی شهرها« از نصراالله پورجوادی، »انجامه سفینه تبریز« از ایرج افشار، »جستارهایی درباره انجامه دستنبشته وندیداد« از علی صفیپور، »ترقیمه نمونه« از عارف نوشاهی از جمله

پژوهشهای مرتبط با بحث هستند. پس از مطالعه، نقد و بررسی مقالات و پژوهشهای موجود در این حوزه، مشخص گردید که عمدتاً فعالیتهای پژوهشی بر روی رقم در ُنسَخ غیرقرآنی تأکید داشتند و لذا هدف و منطق ساختاری این پژوهش، گردآوری، بررسی و تا حد امکان تحلیل رقم در شش مصحف موجود در موزه قرآن تعیین شد.

در این پژوهش ارائه نمونههایی از آثار قرآنی میتواند بهعنوان بخشی از یک کل باشد که البته با رویکردی استقرایی، در رسیدن به اهداف پژوهشی کمککننده است. در انتها مجدداً یادآوری میگردد، این مقاله با بررسی رقم بهعنوان یکی از شاخصههای تاریخی و هنری قرآنها، قصد دارد جوانبی را که در مطالعات هنری قرآنها کمتر مورد توجه بودهاند، معرفی و رمزگشایی نماید. در تنظیم این مقاله ابتدا به تاریخچه خط و مباحث نظری آن و سپس به معرفی رقم و اقسام آن پرداخته شده است. پس از آن نمونهها معرفی و بهلحاظ ساختار شکلی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتهاند که ماهیتی تحلیلی توصیفی به پژوهش پیش رو داده است.

نوشتار و تاریخ آن

نوشتن در عالم اسلام از جایگاه خاصی برخوردار بود و از این رو هنر نوشتن در سراسر فرهنگ اسلامی نقشی بس ویژه بازی کرده است و چنین است که در رساله مداد الخطوط در وصف کتابت چنین آمده است: »بر خاطر خطیر خطاطان خطّه خط که مرآت جلی است مخفی نباشد که بهترین فضلی که افضل ممر نوعی انسان از جنس حیوان تواند بود یکی فضیلت و دیگری قابلیت کتابت که مأخذ هر دو زبان است یکی ذاتی و دیگری کسبی و چون حدیث اکرموا اولادکم بالکتابه به صیغه امر جاری شد پس بر همه کس واجب است که فرزندان را با آنکه برایشان قلم تکلیف نیست به گرفتن قلم تکلیف کنند و ایشان را صید این علم کرده به قید خط مقید سازند.«

خوشنویسی را میتوان مهمترین نمونه تجلی روح اسلامی به شمار آورد. خود قرآن بارها بر اهمیت نوشتن تأکید کرده است (برای مثال در سورههای علق و قلم). »خط عربی قبل از اسلام مختص شبهجزیره عربستان بود و رواج و گسترش آن به واسطه دین اسلام انجام گرفت. از آنجایی که کلام نبی اکرم (ص) و قرآنکریم وحی الهی است، مسلمانان آن را مقدس شمرده و به توسعه و گسترش آن همت گماشتند. علاوه بر این که اعراب از آن استفاده میکردند، به ممالاک غیرعرب نیز نفوذ کرد و کتابهای متعددی با این خط به رشته تحریر درآمد« (پاکسرشت، ١٣٧٩:١٨).

بر این نکته باید تأکید داشت که مهمترین عامل گسترش خط عربی قرآن است. لزوم کتابت دقیق قرآن عربها را

تصویر۱. انجامه نسخه »المعجم فی معاییر أشعار العجم« از شمسالدین قیس رازی، ۹۲۷ ق. مأخذ: کتابخانه مجلس شورای اسلامی.

وادار کرد تا خطشان را اصلاح کرده و ترمیم ببخشند و آن را تا آن حد زیبا کنند که ارزش کتابت وحی الهی را داشته باشد. آیین کتابت در عالم اسلام با کاتبان وحی آغاز شد، اما با ورود خط عربی به سایر ممالک دیری نپایید که آداب و عادات کاتبان ایرانی نیز به جهان اسلام مجال ورود یافت. وجه دینی و معنوی کاتب با ورود کاتبان مسلمان ایرانی به درون حکومتهای عربی با وجوه سیاسی و فرهنگی آراسته شد و به اینگونه نخستین کسانی که »ادب« را در قلمرو تمدن اسلامی ساختند و پرداختند طبقه کاتبان (دبیران، منشیان، مترسلان) ساسانی بودند (نک. مایل هروی، ١٣٨٠: ٧٨و٧٩).

قرآن بهعنوان کتابی آسمانی و نازلشده از سوی خداوند چنان ارزشی برای مسلمانان دارد که رهنمودهای آن بر تمامی وجوه و جنبههای زندگی آنها تأثیر گذاشته است. آیات قرآن و مفاهیم ارزشمند نهفته در آن نقطه آغازین عشق و الهامبخش هنرمندان مسلمان بوده و هست. نزدیکترین و اولین هنری که در خدمت کلام خداوند قرار گرفت خوشنویسی بود و کتابت قرآن کریم بهعنوان هنری قدسی باعث شد تا صدها و هزاران نسخه نفیس و ارزشمند توسط هنرمندان خوشنویس نگارش، ثبت و در بزرگترین موزههای دنیا ضبط شود. این مصحفها به شکلها، اندازهها و با خطوط مختلفی تحریر گردیدهاند. »حضرت علی علیه السلام در حسن خط کوششی داشت و در قلم

تصویر ۲. سرلوح صفحه افتتاح قرآن شوشتری. مأخذ: موزه ملی قرآن.

کوفی به رتبه اعجاز رسیده بود، در سایر علوم و کمالات و فضایل لدنیه معالی درجات نیز سرآمد اولیا و سرافراز ائمه هدی بود)«عالی افندی، ١٣٦٩:٢٩). »خط کوفی برای کتابت قرآن به دیگر سرزمین های قلمرو اسلام راه یافت و در هر منطقه صورتی خاص پیدا کرد مانند کوفی مشرقی و کوفی مغربی. کوفی مشرقی که دربرگیرنده شیوههای متفاوت عربی و ایرانی بود، تا پایان قرن ششم در کتابت مصحف

ﻭ پس از آن تا قرن دهم در کتابت سرسورهها و کتیبههای تزیینی بناها و ُنسَخ به کار می رفت« (کاوسی، ١٣٩٢:٢١).
بیشک معدودی الفبا در دنیا میتوانند مثل الفبای عربی با اینچنین تنوع و درعینحال هماهنگی و توازنی به نگارش درآیند. »ابن مقله با استفاده از خطوط منحنی و مستقیم
ﻭ نقطههای لوزیشکل برای ایجاد حروف با ترکیبات و نسبتهای مناسب قواعدی را برای زیبا نوشتن وضع کرد. وی واضع اقلام سته (شش شیوه مهم خطاطی) است که در طول زمان مورد استفاده بودهاند و عبارتاند از : ثلث، نَسخ، ریحان، محقق، توقیع و رقاع« (شیمل، ١٣٨١:١٩).

»خط نَسخ در کنار خط کوفی رایج بود و تا سدههای سوم و چهارم برای نوشتن مطالب فوری به کار میرفت، اما ابن مقله آن را شایسته کتابت مصحف کرد)«کاوسی،

فصلنامه علمی- پژوهشی نگره

۷

شماره۱۳پاییز۳۹

مطالعه تحلیل ساختاری رقم در قرآنهای ثبتشده موزه ملی قرآن

تصویر٣. سوره عنکبوت قرآن شوشتری. مأخذ: همان

١٣٩٢:٢٣). »نَسخ یکی از قدیمیترین خطوط مستدیر و قوسی است که ابداع گردید. اما تنها پس از اینکه دوباره به وسیله ابن مقله در قرن پنجم طراحی شد به شهرت دست یافت. این خط به وسیله ابن بواب و خوشنویسان بعدی به خطی ظریف و مناسب برای کتابت قرآن تبدیل گشت و حتی پس از آن بیشتر قرآنها نسبت به سایر خطوط به خط نَسخ کتابت شدند. این خط بهویژه در میان قشر محصل جامعه به علت تسهیل نسبیاش در خواند و نوشتن جذبه پیدا کرد« (سفادی، ١٣٨١:٦٦). از آنجا که اعتقاد بر این بود که بهترین خط واضحترین خط در کتابت قرآن است، خط نَسخ که واضحترین خط به شمار میرفت، در کتابت قرآن اهمیت یافت. اما در مورد تفاوت خط نَسخ با کوفی نیز باید گفت که در خط کوفی بیشتر حروف مسطحاند، ولی در خط نَسخ حروف دور تندتری دارند و آسانتر نوشته میشوند (نک. رمضانی، ١٣٨٣: ٣٦).

»نَسخ خطی است که بر وضوح قرآن تأکید میکند و با محدودیتهای طبیعی بینایی انسان متناسب است. به همین سبب، میتوان آن را انسانیترین خطوط نامید. این خط با محدودیتهای دست انسان در خوشنویسی هماهنگ است وبا آن میتوان قرآن را در قطعی نوشت که برداشتن و حمل آن آسان باشد. میتوان خط نَسخ راخطی ثابت و رسمی برای قرآنهای اندازه متوسط نامید که الگوی هزاران خطاط

در سراسر شرق اسلامی قرار گرفته است« (لینگز، ١٣٧٧: ٥٣-٥٤). خط نَسخ به دلیل تعادل و توازنی که در شیوه نگارش آن وجود داشته و دارد بهعنوان نمونه کاملی از خطوط اسلامی شناخته شد و چنان واضح بود که احتمال اشتباه در خواندن آن بسیار کم بود. بدین ترتیب، سایر ممالک اسلامی از جمله ایران نیز توجه خاصی به این خط و شیوه نوشتار نشان دادند. ایرانیان که در تکامل و تعالی بخشی انواع هنر سرآمد بودند در خوشنویسی نیز استعداد خود را بروز داده و به ظرافت خط نَسخ افزودند و سبکی را در شیوه نگارش آن بهوجود آوردند که بیشتر تحت تأثیر یاقوت حموی در قرن هفتم هجری بود. اما پس از طی سالها شیوه نوشتار خط نَسخ در ایران کمکم رو به افول نهاد و این افول تا قرن یازدهم هجری ادامه داشت تا اینکه احمد نیریزی خوشنویس بنام قرن یازدهم با ایجاد تغییراتی در خط نَسخ و با اقتباس از خط نستعلیق شیوه جدیدی را در این خط به کار گرفت که به نَسخ ایرانی شهرت یافت (رمضانی، ١٣٨٣: ٣٧).

در مجموع تعالیم و شریعت موجود در آیات پر فضیلت قرآن بود که موجب پیروزی اسلام بر دیگر فرهنگهای جهان از جمله ایران شد. مردمانی چون ایرانیان هنرپرور و هنردوست که این کلام را واسطه میان خیر و برکت زنداگانی خود و خدا میدانستند، سعی در هر چه زیباتر نوشتن آن داشتند. بنابراین مسلمانان مؤمن در هر جایی بدین کار همت گماشتند و آن را به حدی از اعتلای هنری رساندند. بر همین اساس امروزه نیز، همچنان خط عربی و قرآنی از جایگاه رفیع و ویژهای در میان مسلمانان برخوردار است و هنرمند مسلمان با نگارش زیبای کلام الهی در هر نسخه از قرآن رابطه و وصلی را میان انسان و پروردگارش فراهم میکند.