مطالعه تطبيقي الگوهاي نوين مديريت منابع انساني و ارائه الگوي مناسب براي ايران

در راستاي سياستهاي وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکي جمهوري اسلامي ايران،طرح تحقيقاتي (( مطالعه تطبيقي الگوهاي نوين مديريت منابع انساني و ارائه الگوي مناسب براي ايران )) انجام پذيرفته و با ياري پروردگار متعال به مرحله نهايي رسيده است .
در انجام اين طرح تحقيقاتي ، يک گروه پنج نفره متشکل از مدير طرح ( آقاي محمد رضا عاطفي ) ، يک کارشناس ارشد و سه کارشناس ، زماني حدوداً سه ماهه را به تحقيق و مطالعه در زمينه سيستم هاي مديريت منابع انساني (HRM ) ، بررسي وضع موجود منابع انساني در وزارت بهداشت و درمان و مدلهاي نوين در اين زمينه گذرانيده اند .

گروه مذکور ضمن استفاده از بسياري منابع داخلي موجود در ايران ، به اين منابع قناعت ننموده و با استفاده از شبکه جهاني اينترنت ده ها مقاله و گزارش چندين کنفرانس مربوط را در زمينه HRM مورد کنکاش و بررسي قرار داده است .

طرح تحقيقاتي مذکور ، در چهار مرحله به انجام رسيده ، که از قرار ذيل مي باشد :
مرحله اول ) مطالعه قوانين اداري و استخدامي جمهوري اسلامي ايران و استخراج مواردي از اين قوانين که مرتبط با مقوله مديريت منابع انساني و يا خطاب به وزارت بهداشت و درمان و کارکنان آن .

مرحله دوم ) استخراج کليات و ادبيات مديريت منابع انساني با استفاده از منابع علمي داخلي و خارجي .
مرحله سوم ) بررسي موضوعي مدلهاي نوين مديريت منابع انساني از طريق مقالات و تئوريهاي روز جهان در اينترنت و مراجعه به کتابخانه هاي دانشگاهها و استفاده از متن سخنرانيها و پايان نامه ها .

مرحله چهارم ) ارائه پيشنهادات و الگوهاي مناسب براي وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکي با در نظر گرفتن الگوهاي نوين جهاني و نتايج حاصل از بررسي چالشهاي موجود در اين بخش .
 گروه مجري طرح ، سيستم مديريت منابع انساني را در زمينه هاي ذيل مورد بررسي قرار داده اند :
۱٫ طراحي ساختار سازماني
۲٫ تامين نيروي انساني

۳٫ آموزش و بهسازي نيروي انساني
۴٫ مديريت عملکرد
۵٫ نظامهاي پرداخت حقوق و دستمزد
۶٫ حفظ و نگهداري منابع انساني
۷٫ جابجايي و ترک نيروي انساني

۸٫ روابط کار
۹٫ سيستم هاي اطلاعاتي منابع انساني
در اين نوشتار کوتاه تنها به شمه اي از آنچه در موارد فوق به انجام رسانيده اشاره مي گردد:
۱٫ طراحي ساختار سازماني : در اين مبحث کارشناسان طراح ، ضمن مطالعه دقيق ، الگوهايي را در باره چرايي و چگونگي ارتباط تنگاتنگ طراحي ساختار سازماني با مديريت منابع انساني ، طراحي ساختار سازماني ، رويکرد نظام مند در طراحي ساختار ، طراحي شغل و تعيين شرايط احراز و همچنين شرح وظايف شغل ارائه نموده اند و شغل هاي موجود در وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکي را به گروه هاي تخصصي ، مديريتي ، اداري و خدماتي تقسيم نموده اند .
۲٫ تامين نيروي انساني : در زمينه تامين نيروي انساني به چگونگي دسته بندي اهداف در دسته هدف گذاري هاي استاندارد گرا و نتيجه گرا پرداخته و همچنين روند مراحل استخدام از ابتدا تا انتها مورد بررسي قرار گرفته اند . در اين زمينه نيز ، راهکارهاي نوين جهاني و اهميت کيفيت استخدام و همچنين چگونگي برآورده کردن انتظارات در زمينه شرايط احراز مورد بررسي قرار گرفته اند .
۳٫ آموزش و بهسازي نيروي انساني : در اين مبحث ، آموزش ، چگونگي هدف گذاري آموزش با توجه به اهداف استراتژيک سازماني ، روند دستيابي به نيازهاي آموزشي و همچنين روند برنامه ريزي آموزش و نحوه آموزشهاي داخلي و خارجي مورد بررسي قرار گرفته است . در رابطه با بهسازي نيروي انساني نيز به عمليات رفاه کارکنان و نظريه هاي انگيزش پرداخته ايم که خود بحثي جداگانه و قابل تعمق مي باشد .
۴٫ مديريت عملکرد : آنچه در اين وادي مطرح شده است ، بيان اهداف مورد نظر از انجام اين فرايند ، تعريف شاخصهاي ارزيابي عملکرد ، برنامه ريزي و روند اجراي فرايند ارزيابي عملکرد مي باشد . بعلاوه مبحثي نوين در رابطه با تجزيه و تحليل عوامل شکست در ارائه خدمات (FMEA) بيان شده و اميد است که با بکارگيري دقيق آن ، در ادامه شاهد نتايج مثبتي باشيم .
۵٫ نظامهاي پرداخت حقوق و دستمزد : در اين مبحث ضمن بهره گيري از منابع موجود ، به نقش پرداختي ها در افزايش بهره وري در ارائه خدمات پرداخته شده است . گروه اجرايي طرح همچنين ضمن بررسي الگوهاي موجود در اين زمينه به طبقه بندي اين الگوها مبادرت ورزيده و الگوي پرداخت بر اساس شايستگي عملکرد – که مرتبط با شاخصهاي تعريف شده عملکرد مي باشد را پيشنهاد نموده ، همچنين فرمولهاي ساده اي را جهت اجرا ارائه نموده اند .
۶٫ حفظ و نگهداري منابع انساني : در زمينه حفظ و نگهداري منابع انساني ، گروه مذکور چگونگي ايجاد حس وفاداري نسبت به سازمان و انگيزش قواي انساني را مد نظر قرار داده ، پيشنهادات نويني را به موازات آنچه در دنياي امروز در اين راستا بکار گرفته مي شود ارائه نموده اند .
۷٫ جابجايي و ترک نيروي انساني : در اين طرح تحقيقاتي جابجايي ، عمدتاً بصورت جابجايي عمودي در نمودار سازماني بررسي شده و همچنين شرايط و چگونگي جابجايي بهينه شرح داده شده است . در مورد ترک نيروي انساني چه به صورت طبيعي آن ( بازنشستگي ) و چه به صورت غير طبيعي ( مثل اخراج کارکنان ) مباحثي ارائه گرديده است .
۸٫ روابط کار : در اين مبحث نوع روابط بين سازمان و کارمندان و تاثير گذاري اين روابط بر ارائه خدمات به جامعه مورد بحث قرار گرفته ، همچنين بر احراز جايگاه کادر بهداشت و درمان در جامعه و احساس مسوليت متقابل بين سازمان و کارمندان تاکيد گرديده است .
۹٫ سيستم هاي اطلاعاتي منابع انساني( HRIS ) : در اين زمينه ، ضمن تعريف سيستم هاي اطلاعاتي به صورت عام و سيستم اطلاعاتي منابع انساني به صورت خاص ، چگونگي پردازش اطلاعات توسط اين سيستم و اجزاي اين سيستم مورد بررسي قرار گرفته اند .

در ادامه چگونگي استفاده از سيستم هاي e-HRM که از شبکه هاي الکترونيک استفاده مي نمايند و کاربردشان در زمينه بهداشت و درمان شرح داده شده است .

در پايان تذکار اين مهم را لازم مي داند ، که طرح فوق الذکر ، علي رغم همه تلاشها و کوششهاي مجريان آن قطعاً داراي نواقص و ايراداتي است که عمدتاً ناشي از کمبود زمان و عدم امکان بررسي هاي دقيق ميداني مي باشند ؛ لذا گروه مجري طرح ، خاضعانه پذيراي انتقادات صادقانه خبرگان تحقيق و پژوهشمي باشد .

اميد است با ياري پروردگار بزرگ ، روند تحقيق و پژوهش در کشور عزيزمان ، رونق يافته و نتايج اين تحقيقات بتواند راهگشاي بخشهاي مختلف اداري و خدماتي در جمهوري اسلامي ايران باشد .

مقدمه
امروزه با رشد و توسعه تكنولوژيهاي پيشرفته در ابعاد مختلف توام با افزايش پيچيدگي و تنوع فعاليتها، درك اين تغييرات و سنجش تاثيرات آن بر هزينه هاي سازماني اهميت زيادي دارد. اهميت اين امر براي واحدهاي خدماتي با توجه به اينكه درجه تنوع و تغييرات در آنها، نسبت به فعاليتهاي توليدي بيشتر است، مضاعف مي باشد. بديهي است كه شناخت اين فعاليتها و سنجش تاثيرات آن برهزينه هاي سازماني مستلزم طراحي يك سيستم مناسب هزينه يابي در اين زمينه مي باشد. اهميت شناخت وكنترل هزينه ها چه در موسسات دولتي و چه در سازمانهاي خصوصي بر كسي پوشيده نيست. اما دستيابي به اين مهم،

نيازمند طراحي يك سيستم مناسب و كارآ است كه قادر به شناخت تنوع وپيچيدگي فعاليتهاي، وسنجش تاثيرآن بر هزينه هاي ارائه خدمات باشد. سيستم هاي سنتي هزينه يابي، خصوصا سيستمهايي كه در سطح بيمارستانهاي كشور استفاده مي گردد، بدليل ماهيت آن عملا قادر به برآوردن اين انتظارات نمي باشد. چون اين سيستمها بر اساس يكسري تعرفه هاي ثابت وضع شده و بدون توجه به شرايط و وضعيت هر بيمارستان، بهاي تمام شده خدمات ارائه شده را

محاسبه مي كند. بديهي است كه استفاده از اين روش علاوه بر اين كه باعث ايجاد اشكالات و نواقصي در محاسبه بهاي تمام شده واقعي مي گردد، اطلاعات مناسبي را براي تصميم گيري در اختيار مديران قرار نمي دهند. بنابراين لزوم استفاده از سيستمهاي نوين هزينه يابي كه در سطح دنيا معمول مي باشد، بعنوان يك ضرورت اساسي مطرح است. يكي از سيستم هاي نوين هزينه يابي كه كاربردهاي گوناگون آن در فعاليتهاي خدماتي روز به روز در حال گسترش

است، سيستم “هزينه يابي برمبنا ي فعاليت“ يا اصطلاحا سيستم “ABC”1 است. اين سيستم با بكارگيري روشهاي مناسب، اثرات حاصل از تغييرات فعاليتها، پيچيدگي، تنوع و ويژگيهاي خاص هر فعاليت را در محاسبه هزينه هاي آن منظور مي كند. يكي از ويژگيهاي اين سيستم كه آن را از ساير سيستم ها متمايزمي كند، توانايي شناسايي دقيق هزينه ها وارائه اطلاعات غير مالي جهت بهبود عملكرد وافزايش كار آيي فعاليتها مي باشد. و تا حد ممكن با بكارگيري روشهاي مناسب اين اثرات را بطور كمّي جذب محاسبه بهاي تمام شده خدمات و محصولات مي كند.

اهميت پژوهش:
در وضعيت رقابتي موجود يكي از عوامل مهمي كه باعث موفقيت هر سازماني در رسيدن به اهداف خود مي گردد، دسترسي به اطلاعات صحيح و مطلوب مي باشد. در اين ميان اطلاعات مالي و هزينه يابي در هر سازماني جايگاه خاصي دارد. اهميت اين اطلاعات به اين دليل است كه به حيات و دوام سازمانها بستگي دارد و بدون شك بيشتر سازمانها بدون سودآوري و داشتن عملكردي موفق جايگاهي را در دنياي امروزي نخواهند داشت. اين مسأله در فعاليتهاي خدماتي از آنجا كه بيشتر عناصر تشكيل دهنده آن افراد و انسانها مي باشند اهميت زيادي دارد. در سيستم هزينه يابي فعلي بيمارستاني كشور، از آنجا كه اين سيستم بدون توجه به سودآوري و منافع مادي جهت ارائه خدمت به افراد جامعه خصوصاً اقشار كم درآمد ايجاد شده است تا به حال توجه كافي به درآمدها و هزينه هاي عملياتي اين موسسات نگرديده است واز طرفي كمكهاي مالي و فيزيكي دولت نيز بدون ارزيابي عملكرد واقعي اين بيمارستانها اعطا گرديده است. از اين رو براي دستيابي به اين خواسته مهم، ارائه يك سيستم مناسب هزينه يابي امري ضروري و لازم است وبايد به آن توجه خاص مبذول گردد. اهميت سيستم بكارگرفته شده در محاسبه هزينه هاي بيمارستان به اين دليل است كه اين سيستم مي تواند با دسته بندي واستانداردسازي فعاليتها، اطلاعاتي را تهيه كند كه به واسطة آن مي توان منابع و ظرفيتهاي بلا استفاده موجود سازماني را شناسايي كرد و با كاهش اين ظرفيتــها و بكارگيري آن در ساير فعاليتها، هزينه ارائه خدمات را كاهش داد. از طرفي سيستم پيشنهادي مي تواند اطلاعاتي را تهيه كند كه به واسطة آن بتوان برنامه ريزي مالي و بودجه بندي (BFP) ، برنامه ريزي مواد و امكانات مورد نياز(MRP) ، برنامه ريزي ظرفيت مورد نياز (CRD) ،برنامه ريزي تجهيزات(ERP) ، و برنامه ريزي نيروي انساني مورد نياز (PRP) را به نحوي مناسب و بهينه اي انجام داد. بنابراين با بكارگيري سيستم هزينه يابي بر مبناي فعاليت (ABC) ضمن محاسبه دقيق بهاي تمام شده خدمات اين سيستم به عنوان مبنا اجرا و بكارگيري ساير سيستمهاي ذكر شده مي گردد كه با طراحي اين سيستم در محل مورد مطالعه، انتظار مي رود به اين منافع دست يابيم.

اهداف پژوهش:

مهمترين اهداف اين پژوهش در دو بعد اصلي قابل طرح مي باشد كه عبارت است از: ۱-اهداف كلي كه شامل مفاهيم و مباني نظري سيستم ABC مي باشد و ۲- اهداف جزئي كه شامل ارائه راه حلها و اقدامات مؤثر با توجه به محل اجراي سيستم پيشنهادي است. از نقطه نظر كلي مهمترين اهداف اين تحقيق عبارتند از:
۱-ارائة يك الگوي مناسب براي تعيين بهاي تمام شده خدمات ارائه شده به بيماران، با توجه به اينكه سيستم پيشنهادي قادر است، بهاي تمام شده خدمات ارائه شده را به نحو صحيحي محاسبه كند.
۲-قرار دادن اطلاعات صحيح و بموقع با هزينه مناسب بر اساس سطوح تصميم گيري براي مديران و ساير استفاده كنندگان از اطلاعات نظام بيمارستاني.
۳-بهبود كيفيت تصميم گيري در حوزه مديريتي و عملياتي و كاهش عدم اطمينان در تصميم گيريها كه عمدتاً ناشي از ضعف اطلاعاتي سيستم هاي موجود است.
۴-فراهم ساختن زمينه و اطلاعات اوليه براي طراحي نظام بودجه بندي بيمارستاني بر اساس فعاليت (ABBH).
5-فراهم ساختن زمينه و اطلاعات اوليه براي مقايسه عملكردها در بيمارستانهاي مختلف و شناسايي نقاط ضعف و نارسايي درسيستم موجود.
۶-شناسايي ظرفيتهاي بلااستفاده موجود در نظام بيمارستاني با توجه به اطلاعاتي كه توسط سيستم پيشنهادي تهيه مي گردد وارائه تصميمات مناسب براي كاهش ظرفيتهاي بلااستفاده و استفاده بهينه از منابع سازماني موجود.
۷-استفاده از اطلاعات تهيه شده توسط سيستم ABC در راستاي بكارگيري روشهاي بهبود مستمر سازماني.
علاوه بر اهداف كلي ساير اهداف جزئي اين تحقيق عبارتند از:
۱-بررسي و تجزيه و تحليل سيستم هزينه يابي موجود در محل مورد مطالعه و شناسايي نقاط قوت و ضعف آن.
۲-مقايسه تعرفه هاي وضع شده براي ارائه خدمات به بيماران از طريق سيستم پيشنهادي با سيستم موجود در محل مورد مطالعه.
۳-ارائه اطلاعات مناسب براي برنامه ريزي در فعاليتهاي آينده بيمارستان از جمله تهيه و خريد مواد و امكانات مورد نياز،نيروي انساني و تخصص مورد نياز و غيره.
۴-ارائه اطلاعات مناسب براي استانداردسازي و ارزيابي عملكرد بخشهاي مختلف بيمارستان در سالهاي آينده.

گل واژه ها
محرك هزينه- تجزيه وتحليل فعاليت-مديريت بر مبناي فعاليت يا بودجه بندي بر مبناي فعاليت يا -ABB معيارگذاري سازماني

ادبيات موضوع

از اوايل دهه ۵۰ ميلادي، بررسي تعرفه هاي پزشكي در كاليفرنيا با بكارگيري روند كدگذاري، تهيه فرمت ها و فهرست بندي مناسبي آغاز شد بطوريكه در نتيجه بررسي دقيق آراء و نظرات جمع كثيري از پزشكان، ارزشهاي نسبي ويژه اي فراهم گرديد. اولين نتايج اين مطالعات در سال ۱۹۵۶منتشر شد كه براي طبقه بندي خدماتي كه ارائه مي گرديد از يك كد سه رقمي با فهرست بندي ويژه اي استفاده شده بود. بعدها با توجه به نيازي كه در تغيير اين سيستم ايجادشد سيستم كدينگ سه رقمي به سيستم كدگذاري پنج رقمي تبديل گرديد تا براي اقداماتي كه با پيشرفت پزشكي ابداع مي شوند قابل استفاده باشند، بدين ترتيب سيستم كدگذاري استاندارد كاليفرنيا بصورت الگوي فعاليت پزشكي در بيشتر نقاط دنيا مطرح گرديد.
سيستم كدگذاري تعيين ارزش خدمات،كه بعدها در قالب كتابي تحت عنوان” ارزش گذاري مبني بر خدمات” گسترش يافت، اولين بار در سال ۱۹۸۴انتشار پيدا كرد. كه از آن زمان تاكنون اين كتاب به عنوان يك كتاب مرجع و استاندارد در محاسبه و تعيين هزينه هاي خدمات پزشكي و پيراپزشكي مورد استفاده قرار مي گيرد. در اين كتاب ارزشهاي نسبي با توجه به اطلاعات موجود در سوابق پزشكي و عنايت به يافته هاي ناشي از تحقيقات جديد تدوين شده است. روش تهيه وتعيين اين تعرفه ها بصورت استفاده از نظر متخصصين حرفه پزشكي بوده است بدين معني كه براي تعيين ارزش خدمات بر اساس نوع خدمات پزشكي پنج فاكتور اصلي درنظر گرفته شده است كه با توجه به اين شرايط، هزينه خدمات ارائه شده به بيمارتعيين مي گردد. اين پنج فاكتور اساسي عبارتند از :
۱ – زمان لازم براي ارائه خدمات.
۲- مهارت و تخصص مورد نياز براي ارائه خدمات و همچنين تركيب تخصص مورد نياز.
۳-وخامت وضعيت عمومي بيماري كه خدمات براي او ارائه مي گردد.
۴-خطراتي كه انجام خدمت به بيمارتحميل مي كند.
۵-خطرات و مشكلاتي كه ممكن است بخاطر ارائه خدمات به بيمار،متوجه پزشك گردد.
با توجه به فاكتورهاي فوق، نظرات متخصصان مختلف در اين زمينه جمع آوري گرديد. براي راحتي و صحت بيشتر مقايسات ارزش گذاري خدمات ارائه شده، از يك مقياس عددي بين ۱تا ۱۰۰استفاده گرديد. بطوريكه، كليه ارزشهاي خدمات بايد بر اساس اين معيارها طبقه بندي مي شدند. سپس با دعوت از مشاورين پزشكي از آنان خواسته شد تا نظر خود را با توجه به نوع خدمات وبر اساس معيار تعيين شده، ابراز كنند كه پس از اظهار نظر كليه پزشكان، اين نظرات توسط يك هيأت جمع آوري گرديد و مورد بررسي قرار گرفت و در نهايت نتايج اين اظهار نظرات، بصورت ارزش نسبي تعرفه هاي خدمات ارائه شده، تعيين گرديد. در اين تعرفه ها، حتي الامكان سعي گرديده است تا كليه خدمات پزشكي در قالب دو بخش اساسي جراحي و بيهوشي و خدمات جانبي مربوط به آن نظير تصويربرداري، آزمايشگاه، طبابت، تزريقات و انفوزين ها، خدمات جابجايي بيمار و… نشان داده شود كه در هر كدام از اين دو بخش با توجه به نوع تخصص، كليه خدمات مربوط به آن پيش بيني شده است. در اين روش براي محاسبه هزينه تعرفه هاي ارائه شده از سه عامل اساسي، تحت عنوان “واحد جراحي“، “روزهاي پيگيري“ و “واحد بيهوشي“، براي اعمال جراحي و بيهوشي استفاده مي گردد كه با تعيين قيمت پايه در هر سال، هزينه خدمات ارائه شده از حاصلضرب قيمت پايه در واحد جراحي يا بيهوشي با توجه به روزهاي پيگيري محاسبه مي گردد. براي محاسبه هزينه هاي مربوط به راديولوژي وآزمايشگاه، از دو عامل “جزء حرفه اي“ و “واحد كلي“ استفاده مي شود كه با تعيين قيمت پايه در هر سال براي هر كدام از اين موارد، تعرفه گذاري خدمات انجام مي گردد.
در قرن نوزدهم، اهميت كسب اطلاعات صحيح در مورد هزينه هاي ارائة خدمات و تاكيد بر اهميت مديريت هزينه، باعث گرديد تا سيستم محاسبه هزينه ها از يك مبنا ثابت تغيير داده شود تا علاوه بر اخذ مبلغ پايه، بخشي از هزينه ها نيز كه هزينه هاي متغير است بر اساس تشخيص گروه متخصصان (DRG) از بيماران اخذ گردد. اين مسأله تا حد زيادي باعث افزايش اثر بخشي و واقعي تر شدن سيستم هزينه يابي بيمارستاني گرديد. بطوريكه اين روش تا بحال زير بناي بيشتر سيستمهاي موجود براي محاسبه هزينه ها بوده است.

روش تحقيق
براي اجراي مدل ABC بايد منابع اطلاعاتي در سازمان را شناسايي كرد و سپس با بكار گيري روشهاي مناسب (مشاهده ، زمانسنجي از فعاليتها ، پرسشنامه، مصاحبه ) نسبت به‌جمع‌آوري اطلاعات اقدام نمود. به طور كلي سه منبع اصلي براي كسب اطلاعات در هر سازمان وجود دارد كه عبارتند از:
۱-دايره حسابداري واسناد ومدارك موجود دراين دايره. مانند تراز نامه، صورتحسابهاي درآمد وهزينه ها.
۲- كسب اطلاعات درباره فعاليت‌ها از طريق افرادي كه آنها را انجام مي دهند و يا نسبت به انجام كارها اطلاعات كافي دارند. از جمله نوع فعاليت، منابع سازماني مورد نياز براي انجام فعاليتها، محركهاي هزينه و معيارهاي ارزيابي عملكرد. بعضي از اين اطلاعات هم مي‌توان در شناسنامه شغلي و شرح وظائف افراد مشاهده كرد.
۳- مراجعه به فايلهاي كامپيوتري در سازمانهايي كه سيستم نگهداري اطلاعات آنها به صورت كامپيوتري است.
شناخت منابع اطلاعاتي يك جزء اصلي فرآيند جمع‌آوري اطلاعات است. اما مهمتر از اين مرحله، روشهاي جمع‌آوري اطلاعات است. جمع آوري اطلاعات با بكارگيري ابزارهاي مناسب با توجه به نوع و منبع اطلاعات انجام مي شود.

نتايج تحقيق

يكي از دستاوردهاي اين تحقيق، مشخص كردن حجم هزينه هاي مراكز فعاليت خدماتي و تأثير آن بر بهاي تمام شده خروجيها در دواير تشخيصي و عملياتي است. بطوريكه اين هزينه ها باعث افزايش چشمگير بهاي تمام شده خدمات در مراكز فعاليت عملياتي و تشخيصي مي گردد. فراهم كردن اين اطلاعات بر اساس هر مركز فعاليت مي تواند به مديريت بيمارستان در كنترل و رديابي هزينه ها كمك زيادي كند. به عنوان مثال هزينه هاي مركز فعاليت خدمات فني و تاسيسات در طول دوره مورد نظر برابر با ۱۲۵۲۴۹۶۷۳۱ ريال است كه حجم اين هزينه نسبت به ساير بخشها، براي بيمارستان بسيار زياد مي باشد و تاثير زيادي بر بهاي تمام شده خدمات خواهد داشت.