چکیده

برج لاجیم سوادکوه، مقبره ی یکی از امیرانی است در عهد آل زیار که در اندیشه ی قدرت و تسلط امور در سطح منطقه بوده است. این بنا یادگار گران سنگی است که ضمن برخورداری از قدمتی بیش از ده سده ی تاریخی, دارای ویژگی های ممتاز معماری و آرایه های آن، به عنوان سند زنده ای از تاریخ تحولات معماری سبک رازی ایران در قرن پنجم هجری قمری می باشد. آجرکاری های چشم نواز آن که در قالب دو کتیبه ی کوفی و پهلوی و چند قطاربندی و گره های مقرنس سردر خودنمایی می کند، در نوع و زمان خود- که مراحل اولیه ی تحولات آجرکاری را طی می نموده- بی بدیل و بدیع است.

آرایه های این بنای زیبای قرن پنجم هجری تبرستان، نسبت به دیگر بناهای هم عصر خود در شمال ایران، نظیر: برج قابوس در گنبد، برج رادکان در کردکوی و برج رسکت در دودانگه ساری، از امتیازهای قابل توجهی برخوردار است که نشان می دهد، سازندگان در ساخت بنا و اجرای آرایه های برج لاجیم، تمرکز خاصی از حیث فنون آجرکاری و تنوع نقش های به کار رفته، داشته اند.

در این مقاله ضمن بررسی ویژگی های آرایه های منحصر به فرد معماری بنای برج لاجیم سوادکوه، از لحاظ فنون اجرا، مواد به کار رفته و نقش ها و طرح های تزئینی با سه برج- مقبره هم عصر خود، مطالعه تطبیقی گردید.

واژگان کلیدی

برج لاجیم, برج- مقبره های تبرستان, معماری قرن پنجم هجری، آرایه های معماری، آجرکاری

مقدمه

همان طور که از نام برج-مقبره ها پیدا اسـت، معمولاً به دو مقصود مهم ساخته می شده اند. یکی به عنوان برج و میلٌ راهنمای مسافران و کاروان هایی که از میان راه های پرپیچ و خم کوهســـتانی و یا جاده هایی که از میان جنگل های انبوه و تاریک می گذشـــته اند، احداث می شـده اند. وجود این میل های راهنما در کنار شاهراهها و بر فراز تپه هایی که به خوبی از دور نمایان بوده اند، برای رهگذران ضروری به نظر می

-۱میل: برج، برج های مرتفع، بناهای باریک و بلند، به مُنار هم می گویند.

رسـد. برج لاجیم از جمله میل هایی اسـت که در راهنمایی مسافران بسیار مؤثر بوده است. در جنگل هایی چون شمال کشور که تاریکی و انبوه درختان مانع از آن اسـت که رهگذر، موقعیت خود را درک نماید و راهی را که مقصـود اوسـت بیابد، این برج (لاجیم) که در جای مناســبی بر فراز تپه ی زییایی که دارای موقعیت خاص طبیعی اســـت، بنا شـــده، رهگذران را از راه دور به ســـوی خود هدایت می نماید. مقصـــود دیگر از ساخت این نوع بناها، آرامگاه و مقبره می باشد که عمدتاً امیران و حاکمان در داخل آن مدفون می باشند.

ممکن اسـت استفاده های دیگری نیز از این میل ها به عمل آمده باشد. به عنوان مثال، بر فراز برخی از میلها در شب و روزهای مه آلود و طوفانی و تاریک، مانند برج های دریایی آتش می افروخته اند و آثار آتش در میلهایی مانند میل اخنجان و میل رادکان شرقیٌ (در خراسان) در جای مناســب یعنی میان دو گنبد، گویای این نظرها و برج نورآباد ممســنی فارس که آن نیز در کنار شــاهراه فارس بوده با روشــنایی خود، رهگذران را راهنمایی می کرده و هنوز روشــنی آن فراموش نشــده تا آن جا که نام خود را به آبادی نورآباد داده اســت. (پیرنیا و افســر، :۱۷۳۱

(۱۴۴-۱۴۱ هم چنین سـاخت این میل های بلند و قد برافراشته می توانسته نشان دهنده ی، قدرت، حیثیت، هویت و اهمیت آن حاکم یا امیری باشد که در داخل آن مدفون است.

برج- لاجیم از حیث معماری و آرایه های آجری آن، از جمله یناهای منحصــر به فرد با ویژگی های معماری ســبک رازی ایران اســت. گنبد آن ترکیبی از فرم رک و نار و بدنه آن اســتوانه ای ســاده، اما پر از آرایه های آجری شــامل کتیبه های پهلوی و کوفی، قرنیزهای متعدد، قطاربندی و سردر مقرنس کاری اولیه است.

اما این برج- مقبره با شـکوه، در مقایسه با سه برج- مقبره هم عصر خود در شمال ایران شباهت هائی دارد که با بررسی آنها، ارزش های ممتـاز هر کـدام از برج هـا- بـه ویژه برج لاجیم- نمـایـان می گردد. در این مقـاله تلاش می گردد تا طی مطالعه تطبیقی، جایگاه برج لاجیم در مقایسـه با سـه برج- مقبره دیگر شمال ایران- یعنی برج قابوس، برج رادکان غربی و برج رسکت- از لحاظ معماری و آرایه های منحصر به فرد خود شناخته شود.

برج- مقبره های شمال ایران در دوران سلسله آل زیار

آثاری که از اوایل قرن چهارم هجری (سـال ۷۱۳ ه.ق) تا حدود اواسـط قرن پنجم هجری (سـال ۴۷۷ ه.ق) در کشورمان به جای مانده، جزء آثار با ارزش سـلسـله ی آل زیار می باشـند و این آثار در شـمال ایران تقریباً محدودند و شـامل چهار برج- مقبره ی بسیار با ارزش یعنی به ترتیب: گنبد (میل) قابوس در شــهرســتان گنبد ۷۹۳) ه.ق)، برج رادکان غربی در شــهرســتان کردکوی ۴۱۱) ه.ق)، برج لاجیم در شــهرســتان سـوادکوه ۴۱۷) ه.ق) و برج رسگت در دودانگه ساری (حدود ۴۱۱ ه.ق) می باشند. قبل از این که به بررسی این برج- مقبره ها پرداخته شود، لازم است به اجمال به معماری دوران آل زیار اشاره گردد:

در طی پیشرفت های زیاد علوم و فنون و هنر در دوران آل زیار، هنر معماری و آرایه های آن نیز به نوبهی خود تحول بسیار نموده است. این دوره آغاز شـیوه ی جدیدی از معماری اسـت که به آن »شـیوه ی رازی« میگویند. این شیوه جزء چهارمین شیوه ی شاخص معماری ایران

-۱ برج رادکان شرقی در نزدیکی قوچان در خراسان وجود دارد و مربوط به اواخر دوران سلجوقیان (قرن ششم ه.ق) می شود.

۲

اسـت و دارای تمامی ویژگی های خوب شـیوههای قبلی، یعنی شـیوه ی پارس، شیوه پارتی و شیوه خراسانی می باشد. آغاز این شیوه، مربوط به شـمال ایران است، ولی در ری گسترش یافته و آثار بسیار زیبایی از این سبک ساخته شده که تعدادی از آن ها هنوز باقی مانده اند. در این شیوه بناهای متفاوتی با عملکردهای مختلف ساخته شده اند. برج های آرامگاهی و میل های راهنما در انـــــواع و اقسام شکل ها چون: هشت گوش، دایره (مانند برج لاجیم)، پره ای (مانند گنبد قابوس)، و در دوره های بعد، پنج گوش، شـش گوش و چهار گوش سـاخته شده است. گنبدها در این شیوه، در انــــواع شکل های ساختمانی از قبیل: گنبدهای گسستـه ی رکٌ (مانند گنبد قابوس)، گنبــدهای خاگــیٍ (تخم مــرغی) ساخته شــده اند (پیرنیا، شــیوه های معماری ایرانی، .(۱۴۳- ۱۵۴ :۱۷۳۹ در میان گنبدهای نامبرده گنبد گســســته ی رک در بین آثار به جای مانده از دوران آل زیار، به خصـوص برج- مقبره ها در شـمال کشـور به کرار به چشـم می خورد و در واقع محل پیدایش این نوع گنبد، به دلیل مناسب بودن آن از حیث ویژگی های اقلیمی و بومی در منطقه ی شمال می باشد، که بهترین نمونه ی آن گنبد قابوس است. این گنبد، پس از گنبدهای یک پوسـته، دومین نوع گنبد در معماری اسـلامی ایران به شـمار می رود. گنبد گسستهی رک، از دو پوسته ی (پوش) جدا از هم، که پوسته ی داخلی، معمولاً با مقطعی بیضــی و پوســته ی خارجی مخروطی اســت، بر روی مقطع دایره و یا چند ضــلعی منظم، تشــکیل می شــود (معماریان،

.(۳۱۷ : ۱۷۳۳

در شــیوه ی رازی، ســاختمان از بنیاد و پای بســت، با مصــالح مرغوب برپا می شــده و با خشــت های پختهی کوچک و بزرگ و نازک، نماهای بنا را می آراسته اند. در این شیوه به خصوص در دوره آل زیار، آرایه های آجری و گچبری بر روی بنا، به حد اعلایی رسیده و بسیاری از نقوش شـکسـته و گره سـازی ها و کتیبه های کوفی و پهلوی زیبا و مقرنس های ظریف را بسـیار هنرمندانه می آفریده اند. (پیرنیا، شــیوه های معماری ایرانی، (۱۵۳ :۱۷۳۹

با توجه به شـرح بالا و آشـنایی با سـبک معماری دوران آل زیار، اکنون به بررسـی برج – مقبره های سلسله ی آل زیار به جای مانده در شمال ایران، پرداخته می شود:

-۱ گنبد قابوس

بنای عظیم گنبد یا برج قابوس، از قدیمی ترین آثار موجود اسـلامی سـلسـله ی آل زیار است، که در شهرستان گنبد استان گلستان واقع می باشـد و از بزرگ ترین شـاهکارهای هنر معماری دنیا محسـوب می گردد. این بنای باشـکوه، آرامگاه چهارمین حکمران سلسله ی آل زیار، یعنی »شـمس المعالی ابوالحسـن قابوس بن وشمگیر۷۳۳) « تا ۴۱۷ ه.ق) است که در سال ۷۹۳ ه.ق به امر او بر فراز تپه ی بزرگ دستی که در حدود ۱۵ متر از زمین های اطراف بلندی دارد، سـاخته و پرداخته شده است. این برج، استوانه ای شکل و بلند است و قاعده ای دایره دارد. بدنه ی برج را از خارج با ده بریدگی یا پشـت بند مثلثی شـکل، زینت داده اند. نقطه ی شـروع پشـت بندها، از پایین در میان صــفحه ای که از سطح اصلی زمین ۳/۳۵ متر بلندی دارد، می باشد و تا پای گنبد مخروطی ادامه مییابد. (مشکوتی، (۳۹۱ :۱۷۳۷ دهانه ی بنا در پایین حدود ۱۳ متر

-۱ گنبد رک: به گنبدهای نوک تیز مخروطی و هرمی گویند.
-۳ گنبد خاگی: خاگ به تخممعنیمرغ اسـت. گنبدی اسـت که از دَوَران خیز کند و معمولاً برای دهانه های نه چندان بزرگ و نیز دو پوسته ساخته می شود و قوس آن شبیه قوس تخم مرغ می باشد.

۳

æ در بالا (زیر گنبد) ۱۴/۵ متر اسـت (یعنی ۳/۵ متر استوانه ی برج خیز دارد). قطر داخلی بنا حدود ۹/۵ متر می باشد که تا زیر گنبد ادامه پیدا میکنـد. (معمـاریـان، ۳۱۷ :۱۷۳۳ و (۳۱۴ بلنـدی برج از کف تا زیر قاعده ی گنبد مخروطی ۷۳ متر تمام و بلندی گنبد مخروط از قاعده تا رأس ۱۱ متر تمام اسـت که روی هم رفته، بلندی کل برج ۵۵ متر می باشـد و اگر ۱۵ متر بلندی تپه ی دسـتی که گنبد بر روی آن ساخته شده اســت، بر ارتفاع گنبد افزون گردد، مجموع بلندی گنبد قابوس به ۳۱ متر می رســد، که از این جهت، گنبد قابوس را می توان یکی از بلندترین بناهای تاریخی آجری دنیا به شمار آورد. (مشکوتی، (۳۹۵ :۱۷۳۷

گنبد این برج، از نوع دوپوش رک (مخروطی) اسـت که پوش خارجی به شکل مخروط است و روی آن نیز در سمت شرقی، روزنه ای جهت هواکش و انتقال نور خورشید به داخل بنا وجود دارد و پوش داخلی آن از نوع بستو (بیضی تند) یا خیز تند است و می توان حدس زد که بین دو پوش گند پر نباشـد و شـاید به صـورت صندوقه خالی باشد. (پیرنیا، شیوه های معماری ایرانی، (۱۳۷ :۱۷۳۹ بنای مذکور به شکل ساده ولی باشـکوه سـاخته شـده اسـت. نحوه ی آجرچینی آن سـاده، اما دقیق اسـت. نوع آجر مورد استفاده در بنا، از نوع ریشه دار و بسیار مرغوب و محکم است و رنگ آن قرمز، ولی بعدها به مرور زمان به طلایی گراییده که بر زیبایی اش افزوده است. نوع ملات به کار رفته در بنا نیز ساروج می باشد. بر روی بدنه ی دهگانه ی آجری برج به ارتفاع ۷ متر از طرف پایین و فاصله ۳/۳۵ متر از طرف زیر قاعده ی گنبد، دو رشته کتیبه ی آجری به خط کوفی سـاده در میان قاب های آجری به درازای ۳ متر و پهنای ۱۱ سانتی متر نصب شده است. این دو رشته کتیبه که از نظر متن

æ کلمات عیناً مانند یکدیگر و در هر بدنه تکرار شـده، شامل نام بانی و تاریخ ساختمان و منظور بانی بنا میباشد. (مشکوتی، (۳۹۱ :۱۷۳۷ متن

æ ترجمه ی کتیبه ی دهگانه بدین قرار است. (توسلی، (۷۱۴ :۱۷۳۷

-۱ بسم االله الرحمن الرحیم (بنام خداوند بخشنده مهربان)

-۳ هذا القصر العالی (این است کاخ عالی)

-۷ الامیر شمس المعالی (امیر شمس المعالی)

-۴ الامیر ابن الامیر (امیر فرزند امیر)

-۵ قابوس ابن وشمگیر (قابوس فرزند وشمگیر)

-۳ امر به بنائه فی حیاته (فرمان داد به بنای آن در زندگی خویش)

-۳ سنه سبع و ستعین (سال سیصد و نود)

-۱ و ثلثمائه قمریه (و هفت قمری)

-۹ و سنه خمس و سبعین (و سال سیصد و هفتاد)