الله لا اله الا هو لیجمعنکم الی یوم القیا مت

لا ریب فیه و من اصدق من الله حدیثا

)) سوره ی مبارکه ی نساء آیه ی۸۷ ((

افسوس که آنچه برده ام باختنی است

بشناخته ها تمام نشناختنی است

برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت

بگذاشته ام هرآنچه برداشتنی است

۹۰ اسم از اسامی قیامت از دیدگاه قرآن

((یوم الحشر)) براساس آیه ۴۵ سوره یونس

((یوم القیامت الساعه)) براساس آیات ۱۸۶ و۱۸۷ اعراف

((یوم النسیان )) بر اساس آیات ۵۱ اعراف و ۱۲۶ طه

((یوم البشارت و التبریک)) براساس آیات ۱۳ حدید و ۳۵ نحل

 

((یوم الشماتت والالتماس)) براساس آیات ۵۰ مومن و۹۸ انبیا

((یوم الشفاعت)) براساس آیات ۴۶ بقره و ۵۳ اعراف

((یوم الشهادت)) براساس آیات ۱۳۸ بقره ۱۹ و۲۰ و۲۱ فصلت

((یوم الندامت)) بر اساس آیه ۵۵ یونس

((یوم العداوت)) براساس آیات ۱۶۲ و۱۶۳ بقره و۳۱ فرقان

 

((یوم عظیم وکبیر)) بر اساس آیه ۱۶ یونس

((یوم الجزا)) بر اساس آیات۳ حمد و ۱۲ حج

((یوم الخسران)) بر اساس آیات ۴۶ یونس و ۲۵ هود

((یوم الوفود و الورود)) بر اساس آیات۸۴ مریم و ۱۰۱ هود

((یوم الفصل)) بر اساس آیات ۵۹ یس و۱۷ عم

((یوم الجمع)) بر اساس آیات ۸۷ نسا و ۱۰۹ مائده

((یوم الخشوع و التسلیم)) بر اساس آیات ۲۸ و۲۹ نحل و۱۰۸ طه

 

((یوم الحسرت والتاسف)) بر اساس آیات ۲۸ انفال و ۳۲ انعام

((یوم الذلت)) براساس آیات ۲۸ یونس و ۲۰ صافات

((یوم القضاوت والحکومت))بر اساس آیات ۶۳ انعام و ۷۳ مریم و ۹۵ نحل

((یوم الظلمت)) بر اساس .آیات۱۰ و ۱۱ دخان و ۱۴ حدید

 

((یوم لاریب فیه)) بر اساس آیات ۹ و۲۵ آل عمران و ۸۷ نسا

((یوم لا ینفع فیه نسب)) بر اساس آیات ۱۱ تا ۱۵ معراج و ۱۰۱ مومنون

((یوم لا ینفع شیء)) بر اساس آیات ۹ آل عمران و۲۵۴ بقره

((یوم الاخرت)) براساس آیات ۸۳قصص و ۱۳۴ نسا

((یوم الوفا )) بر اساس آیات ۲۸ بقره و ۲۵ آل عمران

 

((یوم الشدت و الیاس )) بر اساس آیات ۲۹ فرقان و ۷۰ نمل

((یوما عبوسا )) بر اساس آیات ۱۱ و ۱۲ دهر

((یوم التناد )) بر اساس آیات ۴۲ تا ۴۸ مدثر و ۳۵ مومن

((یوم الحساب)) بر اساس آیات ۱۵ و۱۶ اسراء

 

((یوم المعاد )) بر اساس آیات ۴ یونس و۱۳۴ انعام

((یوم التلاق )) بر اساس آی۱۴۴ یونس و ۱۶ مومنون

((یوم تبلی السرائر)) براساس آیات ۱۰ و۱۱طارق و۸ تغابن و۸ و۹ مجادله

((یوم الحزن و الخوف والامن)) بر اساس آیات ۴۲ ابراهیم و ۱۱۲ طه

((یوم المال و المرجع )) بر اساس آیه ۱۰۵ مائده

 

 

((یوم الوزن)) بر اساس آیه ۸ اعراف

((یوم نشر الکتب و قرائتها)) بر اساس آیات ۱۳ و۱۲ اسراء

((یوم التذکر والنظر)) بر اساس آیات ۴۰ نباء و ۳۵ والنازعات

((یوم الکسر)) بر اساس آیه ۲ حج

((یوم السوال و الجواب)) بر اساس آیات ۳۵ اسرا و ۷ احزاب

((یوم الرویه والاشاره )) بر اساس آیات ۸۵ نحل و ۵ زلزال

((یوم لا یقبل شیء)) بر اساس آیات ۱۱۸ بقره و ۷۰ انعام

((یوم الظالم )) بر اساس آیات ۱۳۶ و۱۳۷ انعام و ۳۰ فرقان

 

 

((یوم تبیض وجوه و تسودجوه)) براساس آیات۲۷و۲۸یونس و۱۰۳آل عمران
((یوم الوعد والوعید)) براساس آیات ۱۸ هود و ۸۴ زخرف

((یوم الجثی )) بر اساس آیات ۲۸ جاثیه و ۷۰ و۷۴ مریم

((یوم التمنی و التودد)) بر اساس آیات ۶۷ و ۶۸ احزاب و ۴۴ شوری

((یوم العرض)) بر اساس آیات ۱۰۰ و۱۰۱ کهف و ۱۹ الحاقه

((یوم الوقوف والاستنطاق)) بر اساس آیات ۲۸ و۳۰ انعام و ۲۵ صافات

((یوم العتاب و التوبیخ)) بر اساس آیات ۷۳ زمر و ۲۷ ۲۸ نحل

((یوم السلام )) براساس آیات ۱۶ مریم و ۳۴ ق

 

 

((یوم الخزی و الفضاحت)) بر اساس آیات ۷۰ فرقان و ۱۳۹ آل عمران

((یوم المجادله و البرائه)) بر اساس آیات ۱۱۴ نحل و ۱۱۰ نسا

((یوم الطمس و التغلب)) بر اساس آیات ۴۸ نسا و ۳۸ نور

((یوم لا ظل الاظله)) بر اساس آیات ۶۱ نسا و ۳۱ و۳۱و ۴۲ والمرسلات

 

 

((یوم الوزر)) بر اساس آیات ۱۰۰و۱۰۱طه و ۲۰فاطر

((یوم الرهن)) بر اساس آیه ۴۲مدثر

((یوم التغابن والنفع والضرر)) براساس آیات ۱۰تغابن و ۵۸ و ۱۱۰یوسف

((یوم ینفخ فی الصور)) براساس آیات۷۳انعام و۱۸نبا و۱۰۲طه و۱۰۳مومنون و۱۹ق

((یوم السکوت التکلم)) بر اساس آیات ۱۰۷هود و ۳۵و۳۶ مرسلات

((یوم البروز والاجابت )) بر اساس آیات ۴۳و۴۹ابراهیم و۵۵اسرا

 

 

((یوم یدع الداع الی شیءنکر)) بر اساس آیات ۶و۷و۸قمر

((یوم الاغلال والاصفاد)) بر اساس آیات ۵۰ابراهیم و ۷۲و۷۳مومن

((یوم السوق الی الجنه اوالنار)) بر اساس آیات ۷۲و۷۴زمر

((یوم الزفر)) بر اساس آیات ۱۴فرقان و۱۶و۱۷و۱۸معارج و۳۷الرحمن ونازعات

((یوم الیاس )) بر اساس آیه ۱۱۲طه

((یوم الاهوال)) بر اساس آیات ۱تا۶واقعه و ۹۸انبیا

((یوم الرمی والکتب)) بر اساس آیه ۲۰ نحل

((یوم عقیم )) براساس آیه ۵۵حج

((یوم الحبط)) بر اساس آیه ۲۶فرقان

((یوم الشکایت)) بر اساس آیه ۳۳فرقان

 

 

((یوم اللقاء)) بر اساس آیه ۸روم و ۷انشقاق

((یوم الاعتراف)) بر اساس آیات ۱۳سجده و ۱۲مومن

((یوم الفتح)) بر اساس آیات ۲۹و۳۰سجده

 

 

((یوم الویل )) بر اساس آیات ۳۰و۳۱فرقان و ۲۱ صافات

((یوم الرجوع)) بر اساس آیه ۴۶ زمر

((یوم لا مردولاملجا)) بر اساس آیات ۱۱و۱۲و۱۳۵قیامت و ۴۷ شوری

((یوم الاستغاثه)) بر اساس آیات ۱۰ و۱۱و۱۲دخان

((یوم الآرفه )) بر اساس آیات ۵۹و۶۰و۶۱و۶۲نجم

((یوم لایوخذ الفدیه)) بر اساس آیه ۱۵حدید

 

 

((یوم القارعه والحاقه)) بر اساس آیات ۱تا۵قارعه و۱تا۴الحاقه

((یوم الواقعه)) براساس آیات ۱و۲واقعه و۱۵ الحاقه

((یوم کان شره مستطیر)) بر اساس آیه ۸دهر

((یوم یفرالمرءمن اخیه وابیه)) براساس آیات۱۱و۱۲و۱۳معارج و۳۵و۳۶و۳۷عبس

 

 

((یوم الرفجه وطی السماءوشقهاوعهن الجبال)) براساس آیات۲حج ۲تا۵زلزال

((یوم التحیروالضلال والعمی والسکوت)) براساس آیات۴۱مریم و۳۰یونس

((یوم التمنی والتودد)) براساس آیات۳۱آل عمران و۴۲نسا و۵۳اعراف و۹۹و۱۰۰مومنون

مقدمه:

چرا باید به زندگی بازپسین بیندیشیم ؟

برخی از اشخاص براین باورند که ضرورتی ندارد درباره مرگ و معاد بیندیشیم وازمسائلی که راهی برای
شناخت آن نداریم , سخنی بگوییم ویا کتابی بخوانیم.
آنها می گویند: ما باید به وجدانیات وقوانین جاری کشور, آداب و سنن ملی واجتماعی پای بند باشیم .
به کسی ستم نکرده و حقی را از احدی ضایع نکنیم . از دروغ و خیانت ودزدی و… پرهیز کنیم . کاری بر خلاف وجدان و عملی بر خلاف قانون انجام ندهیم , تا مورد ملامت وجدان ومکافات قانونی قرار بگیریم.

برای اینکه خوش باشیم , نباید به مصائب و دشواری های مردمان محروم کاری داشته باشیم . از مرگ و –میر عزیزان نباید متا ثر شویم . اگر جمعیتی بر اثر زلزله و یا بمب اتمی نابود شوند ,به ما ربطی ندارد . ما برای دردها , رنج ها و بدبختی های مظلومان اشک تاثر نمی باریم…

هم اکنون زندگی جمعی از خانواده ها بر این منوال می گذرد , حتی برخی از مذهب ها عملا زندگی خود را بر پایه ی این عقاید تنظیم کرده اند . ولی به عنوان درآمد پاسخ باید گفت : این گفتارها در حد شعار و حرف مطلوب است . آیا افراد بشر می توانند در جامعه زندگی کنند و از اینگونه مسائل کناره گیرند؟! مگرمی شود انسان خردمند و کنجکاو و متفکر و آینده نگر , ضروری ترین مسائل اعتقادی و فرهنگی را از تفکرات خود حذف کند ؟! مگر می شود درباره مرگ نیندیشید , در صورتی که به قول ((موریس مترلینگ))در زندگی و جهان ما فقط یک حقیقت قابل توجه وجود دارد و آن هم مرگ است ؟! مگر می شود از چنگ اینگونه مسائل فرار کرد؟!

(( مرگ عبارت است از تولدی جاودانی در گهواره ای از نور و آتش هر کس بخواهد تصور وجود مرگ را از مخیله ی خود دور کند , یا از چنگ آن بگریزد بیش تر خود را در چنگال آن گرفتار می بیند . شبح مرگ مانع از دیدن همه ی چیزها می شود. ))۱
(( به نقل از کتاب معاد درنگاه دین و عقل اثر محمد باقر شریعتی))

۱ – موریس مترلینگ ,مرگ,ترجمه فرامرز برزگر ص ۲
رابطه انسان با معاد

این باورجهانی وریشه دارازچند جهت باانسان ارتباط دارد: یکی ازنظرفلسفه تاریخ,که ازارکان((جهان بینی))به شمارمی آید: وقتی انسان به رشد جسمی وبلوغ فکری میرسد, قهرمانان خیر و شر را در کشمکش و نزاع می بیند .دراین جدال همگانی و پیکار دایمی و تاریخی , نمودهای فضیلت ,مغلوب عناصر رذیلت گشته و باطل غالبا بر حق چیره می گردد ,

و تاریخ به طور مقطعی به سود ستمگران رخ می نماید. اما برای وجدان حساس و ضمیر بیدار بشرقابل قبول نیست که خداوندان آزادی وعدالت, مقهوروقربانی آفرینندگان شرارت وجنایت گردند و با فرا رسیدن مرگ آنان , همه چیز پایان پذیرد , و روزی قرار نباشد به حساب این دو قطب متضاد, رسیدگی شود و ((یوم الفصل )) (روز جدایی خائن از خادم ) فرا نرسد .

آرمان های بی نهایت و اندیشه های بی پایان انسانی دومین دلیلی است که ایمان به رستاخیز را با جان آدمی پیوند می دهد . سقراط می گوید :
(( این بذرهای بی حد و حصر برای رویش و پرورش خود , مزرعه ای بی نهایت و زمینه ای نامتناهی لازم دارد .))
از این رو باغبان آفرینش برای روییدن بذرهای ابدیت طلبی و مطلق خواهی بشر , سرزمین دیگری را فراهم ساخته , که از ابعاد زمان و مکان کنونی فراتر است , و می تواند پرورشگاه آرمان های نامحدود بشر باشد .

برای پرورش روح ما مکان تنگ است بیا به عرصه ی میدان لا مکان برویم
دو روز عمر ,تمتع نمی دهد , برخیز که همچوخضر پی عمرجاودان برویم
دل از ملازمت تنگنای تن , بگرفت بیا بیا که به خلوت سرای جان برویم

اشباع حس کنجکاوی و حقیقت یابی انسان , در مورد سرنوشت نهایی عالم و آدم و این که پس از ویرانی جهان ,آیا سایه ی سنگین عدم و خاموشی همه جا را فرا می گیرد ,یا جنبش و -جوشش دیگری در جهان پیدا می شود ,حاکی از ارتباط این ایمان با ذات و فطرت بشری است وبالاخره هر متفکر و روشنفکری می داند برای کتاب زندگی بشرسر فصل های بی شماری وجود دارد ,که چند بخش آن در حیات دنیا تامین می گردد , و فصل های مبهم و تماشایی آن پس از مرگ و ظهور قیامت ,آغاز وپایان می پذیرد .

بی دلیل نیست که این ایمان عمومی , در سرلوحه مسائل اعتقادی و معارف بشری قراردارد , اگر چه در مقابل اقیانوس خروشان جوامع انسانی , خاروخس هایی بوده وهست که بخاطر مسخ فطرت و بیماری روحی ویا فرو رفتن در حیوانیت و وجود تعصبات گروهی و جریانات انحرافی, تلاش کرده اند این فریاد درونی را خفه کرده و این شعله ی مقدس را خاموش نمایند ; غافل از اینکه خاموش کردن این مشعل محیط درونی آدمی را تیره وتار میکند و زمینه را برای یورش خفاشان و شیاطین درونی و برونی, آماده می سازد ,تا انسانیت را تباه ساخته وازآنها جانورانی سفاک و عناصری پلید بسازند. اینک نقش خلاق ایمان به معاد و اثرات فردی و اجتماعی آن راموردبررسی قرارمیدهیم .

نقش ایمان به معاد در زندگی
ماتریالیست ها و هواداران آنها می گویند : ایمان به حیات بازپسین , درامورفردی وجمعی
اثرات منفی می گذارد و قدرت تحرک و نشاط را از آدمی سلب کرده واو را به انزوای سیاسی و اجتماعی می کشاند. دراین صورت او با اعتقاد به مکافات و انتقام الهی , با استعمارواستبداد
نمی جنگد وبه امید ورود به بهشت ونجات ازدوزخ به ذکروعبادت می پردازد وازکارومبارزه
دست می کشد وبه نیازمندی های مادی ومعنوی زندگی که منشا تلاش وفعالیت است ,بي توجه
مي شود .

که دراینجابا تحلیل و بیان اثرات مثبت و سازنده ایمان به معاد به این اشکال پاسخ خواهیم داد.

تاثیرمعاد در اندیشه و اخلاق
اسلام جهان بینی و رسالت خود را بر سه پایه اساسی : مبدا, معاد و نبوت بنا گذاشته است . انکار هر یک از آنها را مانند نفی دو اصل دیگر می داند. ازطرف دیگر پایگاه تعلیم و تربیت- اسلامی بر زنده کردن فطرت استوار شده است ; بنابرين اسلام ايمان به معادرا ازارکان حیاتی
انسان می داند که بدون آن ,زندگی برای بشر مفهوم درستی ندارد. مقررات دینی قوانین خشک و بی روح نیست ,كه صرفا به خاطر تقلید و تشریفات در حاشیه زندگی تنظیم شده باشد ,بلكه

۱- براسا س آیات ۳۰ روم و ۴۰ یوسف
بدون شک انگیزه فعالیت , ميل به بقا وعشق به حيات است وانسان براي تامين لوازم و نیازهای زندگی همچو خوراک و پوشاک و مسکن به تلاش برمی خیزد. آیین بشری ,زندگی

محدود و منحصر در حیات چند روزه ی دنیاست. بی شک قوانين بشري كه بازتاب نيازها و خواسته های بسیاری ازمردم است,برای همين دنيا وضع گردیده است,اما قوانین الهي,زندگی
انسان ,یک زندگی ابدی و بی نهایت است, وخوشبختی و بدبختی او درگروسعادت و شقاوت زندگی دنیوی اوست ;ازاین روباید یک خط مشی معقول ومنطقی برای بشرتنظیم گردد,نه یک

استراتژی عاطفی. باید مصلحت واقعی افراد تامین گردد. نه هوی وهوس آنها. انسان با شعور فطری ووجدانی خود,معاد راباورمی کند و بدین وسیله حیات ابدی رامی فهمد,كه او باید حیات
معقولی داشته باشد و یک لحظه از نیازهای آن غفلت نورزد. ولی یک فرد مادی – که منطقی جزتامین خواسته های حیوانی خود,و آرمانی جز دستیابی به هواهای نفسانی ندارد – اگر خیلی
مترقی باشد ,آرزوداردهمه تمایلات حیوانی انسانها تامین گردد , و معتقد است نیازی به اخلاق و انسانیت نیست.