معدن زغالسنگ طبس

فصل اول : آشنائي با شهرستان طبس
شهرستان طبس با وسعتي معادل ۵۵۴۶۰ كيلومتر مربع درشمال شرقي استان يزد واقع و حد فاصل استان كرمان ، يزد و خراسان است .
جمعيت شهرستان طبس برپايه سرشماري نفوس و مسكن سال ۱۳۷۵ بالغ بر ۵۹۳۵۱ نفر اعلام گرديده كه پراكندگي آن براساس تقسيمات وزارت كشور به شرح زير مي باشد .

شهرطبس ۲۵۶۴۷ نفر دهستان ديهوك ۴۶۰۶ نفر
دهستان گلش ۴۰۱۴ نفر دهستان كوير ۴۰۸۷ نفر
دهستان منتظريه ۴۳۱۱ نفر دهستان دستگردان ۹۸۱۵ نفر
دهستان پيرحاجات ۱۴۹۸ نفر دهستان نخلستان ۳۲۰۳ نفر
دهستان كوه يخاب ۲۱۷۰ نفر

از ويژگيهاي مهم شهرستان طبس چهره سرسبز در تمام فصول سال به علت وجود نخلستان و مركبات مي باشد . ردپاي شهر طبس در پيشينه تاريخي ايران و تحولات سياسي ، نظامي و اجتماعي دوران هخامنشيان ، ساسانيان ، خلفاي اسلامي ، اسماعيليان ، سلجوفيان ، زنديه و افشاريان نشان از قدمت ديرينه و موقعيت جغرافيائي مناسب اين شهر در قلب كوير در قرن گذشته دارد .

از جاذبه هاي شهر طبس علاوه بر طبيعت هميشه سبز ، باغهاي خرما و مركبات ، مكانهاي زيارتي و سياحتي متعددي است كه پذيراي گردشگران مي باشد . از اين جمله مي توان از آستان مبارك حضرت حسين اين موسي الكاظم برادر امام رضا ( ع ) و باغ گلشن ، طاق شاه عباس ، روستاي ازميغان ، سد كريت و ارگ قديم طبس را نام برد .
آب و هوا گرم و ميزان بارندگي سالانه بين ۳۵ تا ۱۴۵ ميلي متر است .

شهرستان طبس از طريق جاده هاي آسفالته به شرح زير به ساير شهرهاي اطراف ارتباط پيدا مي كند .
الف ) طبس – مشهد ( km 566 ) از طريق شهرهاي : طبس – بشرويه (km 120 ) ، بشرويه – فردوس (km 85 ) ، فردوس – گناباد (km 65 ) ، گناباد – تربت حيدريه (km 125 ) ، تربت حيدريه – مشهد (km 140 ) .
ب ) طبس – مشهد (km 533 ) از طريق شهرهاي : طبس – ديهوك (km 85 ) ، ديهوك – فردوس (km 100 ) ، فردوس – گناباد (km 65 ) ، گناباد – تربت حيدريه (km 125 ) ، تربت حيدريه – مشهد (km 140 ) .

ج )طبس – بيرجند (km 270 ) از طريق : طبس – ديهوك (km 85 ) ، ديهوك – بيرجند (km 185 ) .
د ) طبس – يزد (km 406 ) . از طريق رباط كلمرد و روستاهاي رباط خان ، رباط پشت بادام و ساغند .
ه_ طبس – كرمان (km 522 ) از طريق : طبس – ديهوك (km85 ) . ديهوك – راور (km 285 ) . راور – كرمان (km 148 ) .
و ) طبس – شاهرود (km 604 ) از طريق : طبس – خور بيابانك (km 195 ) ، خور – جندق (km 105 ) ، جندق – معلمان (km 144 ) ، معلمان – دامغان (km 100 ) ، دامغان – شاهرود (km 60 ) .

موقعيت ويژه جغرافيائي ذخاير زغال سنگ طبس و همجواري آن با ذخاير سنگ آهنهاي بزرگي چون چادرملو . بافق و خواف با محوريت راه آهن مشهد – طبس – چادرملو- بافق و جاده يزد – طبس امكان توسعه پايدار در جهت صنعت فولاد و خطه شهرستان طبس را فراهم مي آورد . ( شكل شماره ( ۱ ) راههاي ارتباطي را نشان مي‌دهد )

تاريخچه مطالعات درباره زغالخيزي طبس
بررسي مناطق زغالدار طبس براي اولين بار در سال ۱۳۴۷ توسط اكيپ هاي اعزامي از واحد كرمان آغاز شد و به دنبال آن در سال ۱۳۴۹ كارشناسان روسي شركت ذوب آهن ايران به منظور تعيين كيفيت ، از لايه هاي زغالي ناحيه نايبند نمونه برداري كردند . سپس در سال ۱۳۵۲ و ۱۳۵۳ به منظور مطالعات جامعتر گروههائي از كارشناسان روسي و ايراني به مناطق زغالدار اعزام گرديدند و در ارتباط با زغالخيزي، استراتيگرافي رسوبات ترياس – ژوراسيك و كيفيت لايه هاي زغالي مطالعاتي انجام دادند . با توجه به نتايج مطالعات مذكور در سال ۱۳۵۵ گروه بزرگي از زمين شناسان واحدهاي مختلف شركت ذوب آهن به سرپرستي آقايان . ف – جهانبخش و س – گلوبيف به منظور بازديد و بررسي هاي بيشتر ، عازم مناطق زغالدار حوضه طبس شدند .

براساس اين مطالعات حدود گسترش رسوبات زغالدار ايران ( ترياس – ژوراسيك ) در حوضه زغالدار طبس مشخص گرديد و وجود زغالهاي كك شو در نواحي شرق حوضه ( پروده و نايبند ) و زغالهاي حرراتي در ناحيه غربي ( مزينو ) مورد توجه قرار گرفت .

در سال ۱۳۵۶ به منظور ادامه مطالعات ياد شده گروههاي اكتشافي مركب از كارشناسان روسي و ايراني در منطقه مستقر شدند و به انجام عمليات پي جوئي زمين‌شناسي پرداختند ولي به دنبال واقعه اسفبار زلزله طبس در شهريور ماه سال ۱۳۵۷ اين فعاليتها متوقف گرديد .
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، فعاليتهاي زمين شناسي از ديماه ۱۳۵۸ مجدداً از سرگرفته شد ، در اين مرحله تهيه نقشه زمين شناسي به مقياس ۵۰۰۰۰ : ۱ از نواحي پروده ، نايبند و مزينو در دستور كار قرار گرفت و با تاسيس واحد اكتشافي طبس در اواسط سال ۱۳۵۹ ، انجام كليه عمليات كه قبلاً توسط دفتر اكتشاف شركت ملي فولاد ايران اجرا مي شد بر عهده اين واحد گذاشته شد .

در سال ۱۳۶۹ ، با توجه به نتايج بدست آمده از عمليات اكتشاف مقدماتي مناطق پروده I و II و III و مطالعات امكانپذيري احداث معدن ، در دستور كار قرار گرفت و بدين منظور قراردادي با شركت ADAM ( كه تركيبي از چند شركت كانادائي و انگليسي است ) منعقد گرديد .
شركت مذكور مطالعات امكانپذيري را در سال ۱۳۶۹ انجام داد و براساس آن استخراج كانسار زغالسنگ پروده را از نظر فني و اقتصادي امكانپذير اعلام نمود . به دنبال آن در سال ۱۳۷۰ قرارداد طراحي تفصيلي معادن فاز يك و طراحي مقدماتي معادن فاز دو، با شركت ياد شده منعقد شد و از بهمن ماه همان سال كارشناسان اين شركت در طبس مستقر و پس از ۲ سال ، كار طراحي معادن را به پايان رساندند .

اطلاعات كلي در مورد ناحيه پروده :
موقعيت جغرافيائي :
ناحيه پروده با وسعتي حدود ۱۲۰۰۰ كيلومتر مربع در ۷۵ كيلومتري جنوب شهرستان طبس در محدوده عرض جغرافيايي ً ۵ و ۰ ۳۳ تا ً ۵۰ و ۰ ۳۲ و طول جغرافيائي ً ۱۵ و ۰ ۵۷ تا ً ۴۵ و ۰ ۵۶ قرار گرفته است . شمال ناحيه رادشت كاملاً هموار و باتلاقهاي نمك قرار گرفته و به سمت جنوب رسوبات ترياس و ژوراسيك ، ارتفاعات نه چندان مرتفع را به وجود آورده است ، شرق ناحيه به ارتفاعات شتري و غرب آن به ارتفاعات كمر مهدي محدود مي شود .

ناحيه زغالدار پروده از نظر مورفولوژي از شمال به جنوب تغييراتي را به شرح زير نشان مي دهد : در حد فاصل گسل رستم تار خنمون لايه هاي زغالي عموماً پستي و بلندي هاي زياد و دره هاي نسبتاً عميق به چشم مي خورد ، پس از آن تا مرز رسوبات ترياس – ژوراسيك ( باند گراوليتي ) پستي و بلندي ها كاهش يافته و بخش اعظم اين محدوده از زمين هاي هموار ، همراه با تپه ماهورهاي با ارتفاع كم تشكيل شده است از محل باند گراوليتي تا تپه هاي گنبدي آهك طبس ، مجدداً رليف منطقه ناهموار و ارتفاعات و دره هاي عميق فرم منطقه را دگرگون مي كند ، پس از تپه هاي آهكي طبس تا انتهاي منطقه ( گسل قوري چاي ) دشتي كاملاً هموار وعموماً پوشيده از آلوديوم به چشم مي خورد .

ارتفاع متوسط ناحيه زغالدار پروده از سطح دريا ۸۵۰+ متر مي باشد كه مرتفع ترين نقطه آن در غرب ۱۰۴۷ + ( حوالي حفاري ۸۷ دريال جنوبي آنتي كلين پروده I ) و پست ترين أن در شرق ۷۳۰ + متر ( حوالي حفاري ۱۰ ) قرارگرفته است .

شرايط آب و هوائي :
ناحيه پروده جزو مناطق كويري با آب و هواي خشك و قاره اي محسوب مي شود كه نوسانات درجه حرارت شبانه روزي و ماهيانه آن زياد مي باشد . حداكثر درجه حرارت شهر طبس در تابستان ۴۹ + درجه سانتيگراد و در فصل زمستان تا ۵ – درجه سانتيگراد مي رسد .

اغلب ماههاي سال خشك يا كم باران بوده ومعمولاً در فصل زمستان و اوايل فصل بهار باران نسبتاً كمي مي بارد .
در منطقه مورد مطالعه رودخانه هاي داراي جريان دائمي وجود نداشته ولي رودخانه‌هاي متعدد فصلي كه معمولاً جريان آب در آنها به هنگام بارندگي به صورت سيلاب (خصوصاً در مسير جاده طبس به پروده ) ديده مي شود . جهت اكثر رودخانه ها از غرب به شرق و به سمت باتلاق واقع در شمال ناحيه زغالي مي باشد .
ناحيه زغالدار پروده عاري از پوشش گياهي بوده و تنها بوته هاي خار بصورت پراكنده به چشم مي خورد .

راههاي ارتباطي به معدن پروده :
شهر طبس از دو طريق به معدن پروده ارتباط پيدا مي كند :
الف ) از طريق جاده جديد يزد : طول اين مسير از شهر طبس تا معدن پروده ۷۵ كيلومتر است . اين مسير از كيلومتر ۲۴ محور طبس –يزد انشعاب گرفته و پس از طي ۵۱ كيلومتر به معدن پروده منتهي مي شود .

ب ) از طريق روستاي خسروآباد ، كريت و فهالنج : طول اين مسير از شهر طبس تا معدن پروده ۸۲ كيلومتر است و در كيلومتر ۵۱ با جاده قبلي تلاقي مي كند .
جمعيت روستاهاي مسير طبس به معدن به شرح زير مي باشد :
خسروآباد ( ۱۲۰۵ نفر ) . كريت ( ۱۴۵۰ نفر ) و فهالنج ( ۱۳۳۵ نفر )
فرودگاه طبس در حال حاضر در حال بهره برداري بوده و در هر هفته دو پرواز از تهران ( بصورت رفت و برگشت ) و سه پرواز از مشهد ( به صورت رفت و برگشت ) در حال انجام است .
شكل شماره ( ۲ ) راههاي ارتباطي طبس به معادن را نمايش مي دهد .

عمليات اكتشاقي :
در ناحيه زغالدار پروده تا كنون عمليات اكتشافي وسيعي انجام شده كه گزارشات مربوط به آنها به شرح زير ارائه شده است .
۱- گزارش مياندوره اي ناحيه پروده در سال ۱۳۶۲ در حد پي جوئي و پي جوئي تفصيلي
۲- گزارش عمليات اكتشاف پروده I (سال ۱۳۶۵ ) تفصيلي تا افق ۶۰۰ + و مقدماتي افقهاي پائين تر .
۳- گزارش عمليات اكتشاف مقدماتي پروده دو ( سال ۱۳۶۷ ) .

۴- گزارش عمليات اكتشاف مقدماتي پروده سه ( سال ۱۳۶۹ ) .
پس از ارائه گزارش عمليات اكتشاف مقدماتي پروده سه در سال ۱۳۶۹ ، مطالعات امكان پذيري مناطق اكتشاف شده ، توسط شركت ADAM آغاز شد . به موازات اين مطالعات ، عمليات اكتشافي جديدي در مناطق پروده يك ، پروده دو و پروده سه از سرگرفته شد و عمليات اكتشاف پروده شرقي كه در حال انجام بود متوقف گرديد . همچنين تهيه گزارش اكتشاف منطقه پروده چهار كه عمليات اكتشاف مقدماتي آن با حفر ۱۱۴ حلقه چاه به پايان رسيده بود ، به عهده مشاور ADAM گذاشته شد و تهيه گزارش بخش اكتشاف شده پروده شرقي از اولويت حذف گرديد .

قبل از اتمام عمليات اكتشاف تفصيلي در مناطق پروده يك ، پروده دو و پروده سه و ارائه گزارشهاي اكتشافي مربوط به آنها ، مطالعات امكانپذيري طراحي مقدماتي معادن مركزي ، ۱ ، ۲ ، ۳ ، ۴ انجام و به دنبال آن طراحي تفصيلي معادن فاز يك ( معدن مركزي ، يك و دو ) نيز به پايان رسيد .
در حال حاضر اگر چه طراحي تفصيلي معدن فاز يك انجام شده ولي با توجه به حجم عمليات اكتشافي جديدي كه در مناطق پروده صورت گرفته و همچنين اجراي عمليات گسترده اكتشافي در مناطق پروده چهار و شرقي ، تهيه گزارش اكتشافي آنها اجتناب ناپذير مي باشد . به همين دليل تهيه گزارشهاي ياد شده به شرح زير در دستور كار دفتر فني اكتشاف قرار داده شده است .

۱- تهيه و تكميل مدارك ، نقشه ها و گزارش اكتشاف تفصيلي پروده يك
۲- تهيه و تكميل مدارك ، نقشه ها و گزارش اكتشاف تفصيلي پروده دو
۳- تهيه مدارك ، نقشه ها و گزارش اكتشاف تفصيلي شيت ۲ .
۴- تهيه مدارك ، نقشه ها وگزارش اكتشاف تفصيلي شيت ۴ .
۵- تهيه مدارك ، نقشه ها و گزارش اكتشاف مقدماتي شيت ۶ .

۶- تهيه مدارك ، نقشه ها و گزارش اكتشاف مقدماتي شيت ۸ .
۷- تهيه مدارك ، نقشه ها و گزارش اكتشاف شيت ۵ .
۸- تهيه مدارك ، نقشه ها و گزارش اكتشاف شيت ۷ .

۹- تهيه مدارك ، نقشه ها و گزارش اكتشاف شيت ۹ .
۱۰- تهيه نقشه زمين شناسي غرب پروده يك
۱۱- تهيه مدارك ، نقشه ها و گزارش اكتشاف غرب پروده يك
به طور كلي عمليات اكتشافي شامل مراحل زير مي باشد :

۱- عمليات نقشه برداري : كه خود اين عمليات مراحل زير تقسيم مي شود .
الف ) تهيه نقشه هاي توپوگرافي به مقياس ۵۰۰۰ : ۱ ناحيه پروده
ب ) تهيه نقشه هاي توپوگرافي ۵۰۰ : ۱ و ۱۰۰۰ : ۱
ج ) ايجاد نقاط مثلث بندي

د ) ايجاد شبكه ترازيابي
ه_ ) تعيين مختصات و ارتفاع نقاط حفاري
و ) عمليات نقشه برداري به منظور تهيه نقشه هاي زمين شناسي به مقياس ۵۰۰۰‌:‌۱
۲ – عمليات حفاري

درناحيه پروده و مناطق همجوار تا كنون تعداد ۶۴۶ حلقه چاه به متراژ ۲۲۳۷۸۵ متر حفر گرديده كه از اين تعداد حفر ۴۵ حلقه چاه به متراژ ۲۱۰۰۰ متر توسط يك شركت پيمانكار چيني و بقيه عمدتاً توسط اكيپ هاي حفاري مجتمع زغالسنگ طبس و بعضاً اكيپ هاي حفاري واحدهاي شاهرود و زيراب صورت گرفته است . چاههائي كه توسط پيمانكار چيني حفر شده عمدتاً در غرب پروده يك و بلوك جنوب غربي پروده دو واقع شده اند .

كيفيت كارحفاري :
سطح نمونه گيري از لايه هاي زغالي خصوصاً در حفاري هاي قديمي پائين بوده و در مجموع ميزان نمونه گيري از لايه ۱ C حدود % ۷۰ ، لايه ۲ B حدود % ۶۰ و لايه هاي
۱ ‌B ، ۲C و D حدود % ۵۰ بوده است .
البته در چاههائي كه از سال ۱۳۶۹ به بعد حفر شده ، خصوصاً آنهائي كه به پيمانكار چيني مربوط مي شود ، ميزان نمونه گيري از لايه هاي زغالي عموماً تا % ۸۰ افزايش پيدا مي كند .
كرن حاصل از عمليات حفاري بطور روزانه توسط زمين شناس چاه مورد بررسي و مطالعه دقيق قرار گرفته و نتايج حاصله در دفاتر برداشت ثبت گرديده است . چاههاي حفاري پس از خاتمه عموماً با گل حفاري پر شده اند ( تنها تعداد معدودي از چاهها سيمان شده اند ) اين پديده خصوصاً در چاههاي عميق و چاه هائي كه ديواره آنها ريزشي بوده براي عمليات معدني آينده خطر بالقوه اي خواهد بود . براي پيشگيري از اين خطر اطلاعات مربوط به وضعيت چاه هاي متروك طي جداولي در گزارشات هر منطقه منعكس مي باشد ، تا طراحان معدن تمهيدات لازم را پيش بيني نمايند .

۳- مطالعات ژئوفيزيكي :
عمليات چاه پيمائي ژئوفيزيكي تقريباً دركليه حفاريهاي ناحيه پروده ( بجز تعداد معدودي كه به علت ايجاد سانحه چاه پيمائي نشده اند ) انجام گرفته است . اين عمليات عمدتاً بوسيله ۲ دستگاه كاروتاژ با مارك CK1 – ۷۴ ساخت كشور روسيه صورت پذيرفته و تنها تعداد ۴۵ حلقه چاه مربوط به پيمانكار چيني با استفاده از دستگاه كاروتاژ ديجيتالي مدل TYSC – ۳Q چاه پيمائي شده است .
هدف از مطالعات ژئوفيزيكي عبارت بوده است از :
۱- تعيين خواص سنگ ها ( مقاومت الكتريكي ، راديواكتيويته طبيعي ، عكس العمل سنگها در برابر تشعشعات راديواكتيو ) .
۲- تعيين عمق ، ضخامت و توصيف ليتولوژي طبقات سنگي .
۳- تعيين عمق ، ضخامت و استروكتور لايه هاي زغالي .

۴- مشخص نمودن محل گسل ها و زونهاي داراي شكستگي و خرد شدگي .
۵- اندازه گيري قطر چاه .
۶- تعيين گراديان حرارتي .
۷- اندازه گيري مقدار و آزيموت انحراف

۸- نمونه برداري از لايه هاي زغالي به روش گرانتانوس
به منظور مطالعات فوق روشهاي مختلفي بكار گرفته شده است كه اين روشها عبارتند از :

روش الكتريكي ( الكتروكاروتاژ ) ، روش راديو متري ( گاما ، گاماكاروتاژ )
روش كاورنومتري ( قطر سنجي ) ، روش ترمومتري ( گراديان زمين گرمائي )
روش اينكينومتري (شيب سنجي ) ، روش نمونه گيري ( گرانتانوس )
۴- عمليات زمين شناسي .
عمليات زمين شناسي نيز خود داراي ۲ مرحله اصلي مي باشد كه اين ۲ مرحله نيز داراي تقسيماتي مي باشند .
۱- تهيه نقشه زمين شناسي
الف ) تهيه نقشه زمين شناسي ۵۰۰۰۰ : ۱

ب ) نقشه ليتولوژي ۱۰۰۰۰ : ۱
ج ) نقشه زمين شناسي ۵۰۰۰ : ۱
۲- حفريات سطحي :
الف ) حفر ترانشه بر روي لايه هاي زغال .

اين ترانشه به صورت عمود بر لايه و به منظور ظاهر نمودن لايه زغالي از زير واريزه ها و يا رسوبات پوششي و همچنين تعيين محل دقيق رخنمودن آنها معمولاً به فاصله ۱۰۰ تا ۲۰۰ متري از يكديگر حفر شده است . در اكثر ترانشه هاي حفر شده ، لايه هاي زغالي ضخامت و استروكتور واقعي خود را به دليل اكسيداسيون شديد نشان نمي دهند . مختصات و ارتفاع كمر پائين لايه زغالي درمحل كليه ترانشه ها برداشت و بر روي نقشه هاي زمين شناسي مشخص گرديده است .
ب ) ترانشه هاي حفر شده جهت تعقيب گسل و لايه :

اين ترانشه ها عمدتاً به هنگام تعقيب لايه ها و گسل ها حفر گرديده و از نتايج آنها خصوصاً در تكميل نقشه هاي زمين شناسي ۵۰۰۰ : ۱ استفاده شده است .
ج ) حفر اكلون و چاه دستي :
به منظور دستيابي به ضخامت و استروكتور ثابت لايه هاي زغالي و همچنين خروج از زون اكسيده و پي بردن به پارامترهاي كيفي اقدام به حفر اكلون و يا چاه دستي شده است ، اين حفريات عمدتاً به فاصله ۵۰۰ متري از يكديگر حفر شده و غالباً تا خروج از زون اكسيده ادامه يافته اند .
د ) چاههاي حفاري :
تاكنون تعداد ۶۳۸ حلقه چاه به متراژ ۲۱۹۲۹۵ متر در ناحيه پروده حفر گرديده كه تعداد و متراژ آنها در هر يك از مناطق مختلف پروده به شرح زير مي باشد .

رديف منطقه تعداد حفاري ( حلقه ) متراژ حفاري
۱ پروده يك ۱۴۹ ۳۳/۴۶۱۱۱
۲ جنوب و غرب پروده يك ۲۸ ۰۷/۱۷۸۰۱

۳ پروده دو و دو جنوبي ۷۹ ۱۲/۳۲۲۲۷
۴ پروده سه ۱۲۱ ۲۶/۴۰۸۴۰
۵ پروده چهار ۱۴۳ ۰۷/۴۳۸۱۸
۶ پروده شرقي ۱۸۸ ۰/۳۸۴۹۷
جمع ______ ۶۳۸ ۸۵/۳۱۹۲۹۴

۵- تهيه گزارشات اكتشافي :
نتايج و اطلاعات حاصل از عمليات اكتشافي ناحيه پروده تا به امروز طي چند گزارش به شرح زير ارائه شده است .
الف ) گزارش ميان دوره اي از نتايج عمليات پي جوئي و تهيه نقشه زمين شناسي به مقياس ۵۰۰۰۰ : ۱
ب ) گزارش عمليات اكتشاف پروده يك ( اكتشاف تفصيلي تا افق ۶۰۰ + و اكتشاف مقدماتي افق هاي پائين تر )
ج ) گزارش عمليات اكتشاف مقدماتي پروده سه .
به طور كلي اهم فعاليتهاي اكتشافي انجام شده از حوضه زغالدار طبس به شرح زير مي باشد .
الف : پروده
رديف موضوع ميزان فعاليت
۱ نقشه زمين شناسي ۴۵۰۰ كيلومتر مربع
۲ حفر گمانه هاي اكتشافي ۲۳۰۸۰۵ متر (۶۹۴ حلقه چاه )
۳ حفر ترانشه ۱۱۵۰۶۰ متر
۴ حفر اكلون ۲۰۰۰۰ متر
۵ حفر تونل ۱۴۰۰ متر
۶ حفر چاه أب ۴۸۳۰۰ متر

ب : مزينو و نايبند
رديف موضوع فرينو نايبند
۱ وسعت ناحيه زغالدار ۸۰۰۰ كيلومتر مربع ۴۵۰۰ كيلومتر مربع
۲ وسعت محدوده اكتشافي ۱۲۰ كيلومتر مربع ۸۰۰ كيلومتر مربع
۳ مرحله اكتشاف پي جوئي پي جوئي
۴ نوع ذخيره احتمالي احتمالي
۵ نوع زغال حرارتي كك شو
۶ ذخيره بيش از يك ميليارد تن ۲۵۰ ميليون تن

حجم عمليات مربوط به حفر ترانشه بر روي لايه هاي زغالي

رديف نام منطقه تعداد طول پيشروي ( متر ) حجم خاكبرداري ( متر مكعب )
۱ پروده يك ۲۷۷ ۳۴۲۴ ۷۳۱۷
۲ پروده دو ۱۵۵ ۱۴۲۲ ۱۷۳۰
۳ پروده سه ۲۷۷ ۲۷۳۸ ۳۴۹۶
۴ پروده چهار ۲۴۸ ۳۳۹۵ ۵۲۸۹
۵ پروده شرقي ۳۸۴ ۴۷۶۳ ۵۲۷۸
جمع ______ ۱۳۴۰ ۱۵۷۲۴ ۲۳۱۱۰

حجم عمليات مربوط به حفر ترانشه جهت تعقيب گسل و لايه

رديف نام منطقه تعداد طول پيشروي ( متر ) حجم خاكبرداري ( متر مكعب )
۱ پروده يك ۸۹ ۷۱۹۲ ۷۳۸۵
۲ پروده دو ۶۸ ۱۲۳۱ ۱۴۰۸
۳ پروده سه ۲۴۶ ۷۲۴۱ ۸۳۵۰
جمع _____ ۴۰۳ ۱۵۶۶۴ ۱۷۱۴۳

حجم عمليات مربوط به حفر اكلون بر روي لايه هاي زغالي
رديف نام منطقه تعداد طول پيشروي ( متر ) حجم خاكبرداري ( متر مكعب )
۱ پروده يك ۵۶ ۱۲۹۴ ۱۹۶۶
۲ پروده دو ۳۰ ۸۸۵ ۱۳۸۶
۳ پروده سه ۲۱ ۸۳۸ ۱۰۲۱
۴ پروده چهار ۱۹ ۱۰۲۶ ۱۰۹۴
۵ پروده شرقي ۴۱ ۱۵۵۰ ۱۷۳۷
جمع _____ ۱۶۷ ۵۵۹۳ ۷۲۰۴

حجم عمليات مربوط به حفر چاه دستي بر روي لايه هاي زغالي :
رديف نام منطقه تعداد عمق ( متر ) حجم خاكبرداري ( متر مكعب )
۱ پروده چهار ۱۱ ۱۲۹ ۱۲۶
۲ پروده شرقي ۴ ۳۶ ۳۴
جمع ______ ۱۵ ۱۶۵ ۱۶۰

استراتيگرافي رسوبات زغالدار پروده :
استراتيگرافي ناحيه پروده در گذشته توسط كارشناسان شركت ملي فولاد ايران و همچنين كارشناسان روسي مورد مطالعه دقيق قرار گرفته و نتايج آن درگزارشات اكتشافي و يا مقالات و رساله هاي علمي منعكس مي باشد . در بين آثاري كه تاكنون منتشر شده ، رساله آقاي يو – ريپن تحت عنوان (( استراتيگرافي و پالئوژئوگرافي رسوبات زغالدار ايران – سال ۱۳۶۴ )) استراتيگرافي ناحيه پروده را به تفصيل مورد مطالعه و بررسي قرار داده است . در عين حال به خلاصه اي از استراتيگرافي ناحيه زغالدار پروده اشاره مي شود .
۱- رسوبات زغالدار ايران

رسوبات زغالدار ايران با عنوان گروه شمشك از نظر زماني از ترياس فوقاني شروع و تا ژوراسيك مياني ادامه مي يابد . اين رسوبات دريك سيكل رسوبگذاري تشكيل شده و يك واحد استراتيگرافي مستقل را بوجود آورده‌اند . مرز رسوبات ياد شده با توجه به پارامترهاي ذيل تعيين مي گردد .
۱- افزايش رسوبات آواري همراه با گسترش زغالخيزي

۲- تغيير شرايط آب و هوائي به مرطوب در جريان تشكيل اين رسوبات
۳- تغيير ساختمان تكتونيكي در مرزهاي تحتاني و فوقاني كه اين پديده باعث نبود چينه شناسي و بندرت دگرشيبي بين گروه شمشك در رسوبات تحتاني و فوقاني آن شده است .
تصوير شماره ( ۳ ) رسوبات ترياس ژوراسيك ايران را نمايش مي دهد .
۱-۱- منطقه ساختماني – رخساره اي البرز

در اين منطقه رسوبات گروه شمشك بر روي سطوح فرسايش يافته دولوميت هاي سازند اليكا قرار گرفته و توسط آهك هاي سازندلار پوشانده مي شود . مقاطع كامل گروه شمشك در منطقه ساختماني – رخساره اي البرز به ۷ تا ۱۰ بخش تفكيك شده كه اين بخش ها از دو سازند بنام هاي طزره و گانو قرار مي گيرند . رسوبات زغالدار گروه شمشك در منطقه البرز بيشتر داراي ويژگيهاي قاره اي بوده و زغالها در شرايط ليمنيك تشكيل شده اند .
بر پايه تقسيم بندي شركت ملي فولاد ايران حوضه زغالدار البرز به مناطق البرز شرقي ، البرز مركزي و البرز غربي تقسيم گرديده كه در هر يك از مناطق ياد شده چندين ميدان معدني جدا از هم قرار گرفته است .

۲-۱- منطقه ساختماني – رخساره اي ايران مركزي .
از ويژگيهاي بارز اين منطقه برخلاف البرز ، برتري خصوصيات دريائي در رسوبات مربوط به ترياس گروه شمشك مي باشد . منطقه ساختماني – رخساره اي ايران مركزي را مي توان به چهار زون ساختماني – رخساره اي به نام هاي اصفهان ، كرمان ، طبس و لوت تقسيم بندي نمود .
بخش اعظم رسوبات زغالدار اين منطقه در زون هاي طبس و كرمان گسترش داشته و تحت عنوان حوضه زغالدار طبس نامگذاري شده است .
تصوير شماره ( ۴ ) مناطق ساختماني – رخساره اي ايران را نمايش مي دهد .
۲- حوضه زغالدار طبس

حوضه زغالدار طبس با وسعت ۴۵ هزار كيلومتر مربع در فاصله ۸۰ تا ۲۰۰ كيلومتري جنوب و جنوب غربي طبس واقع و به شكل دوكي مي باشد كه محور بلند آن با نصف النهار ۵۷ درجه طول شرقي تطبيق مي نمايد . اين حوضه وسيع براساس پارامترهاي زمين شناسي تكتونيكي به سه ناحيه زغالي به نام هاي پروده ، نايبند و مزينو تقسيم گرديده است .
همانگونه كه اشاره شد تاكنون مطالعات جامعي در زمينه فسيل شناسي ، استراتيگرافي و پالئوژئوگرافي ناحيه پروده توسط كارشناسان شركت ملي فولاد ايران و كارشناسان و محققين شركت تكنو اكسپورت روسيه انجام گرفته است . بر پايه ديدگاههاي اين پژوهشگران ، استراتيگرافي رسوبات ناحيه پروده و خصوصيات ليتولوژي آنها بشرح زير مي باشد .

۳- استراتيگرافي ناحيه پروده
رسوباتي كه در ناحيه پروده داراي رخنمون مي باشد به ترياس پسين و ژوراسيك پيشين و مياني تعلق داشته و سازندهاي تشكيل دهنده آن از قديم به جديد عبارتنداز :
سازند نايبند ، سازند آب حاجي ، سازند پروده و سازند بغشاه .

سازند نايبند
در منطقه پروده رسوبات ترياس فوقاني ( سازند نايبند ) بيشتر دريايي بوده كه با پيشروي خود همراه با يك ناپيوستكي ملايم ، منطقه را پوشانده است . اين رسوبات عمدتاً شيل و ماسه اي بوده و به همراه تداخل لايه هاي كربناته با تغييرات رخساره‌اي اندك در بخش هاي مختلف منطقه برجا گذاشته شده است . تداخل چند لايه آهكي حاوي آمونوئيد و دوكفه اي (Myophoria , Indopecten ) حاكي از وجود يك درياي باز در زمان رسوبگذاري است . ضخامت اين رسوبات حدود ۱۸۰۰ متر درناحيه پروده اندازه گيري شده كه بيانگر يك نشت فعال حوضه رسوبي است . سازند نايبند از پنج بخش گلكان ، بيدستان ، حوض شيخ ، حوض خان و قدير تشكيل شده و ضخامت كلي آن در مقطع تيپ ۲۷۴۰ متر مي باشد .

سازند آب حاجي :
در ناحيه پروده اين سازند با نبود چينه شناسي بر روي رسوبات بخش قدير قرار گرفته است . قسمت تحتاني اين سازند را ماسه سنگ كوارتزي دانه متوسط به رنگ خاكستري روشن تا سفيد تشكيل داده كه ضخامت آن به ۱۰ تا ۲۰ متر مي رسد . در كمر پائين اين ماسه سنگ ها چند باند ماسه سنگ دانه درشت با ضخامت متغير وجود دارد كه مي توان آن را ميكرو كنگلو مرا نامير . در ناحيه پروده اين افق مرز ترياس ژوراسيك در نظر گرفته شده و با نام گراوليت نامگذاري شده است .

آقاي واسيليف ( سال ۱۹۸۴ ) ضمن بررسي مجموعه فسيل هاي گياهي ترياس پسين ناحيه پروده ( بخش قدير ) و سازند آب جاجي به اين نتيجه رسيد كه بخش قدير و سازند آب حاجي به طور متوالي قرار نگرفته و بين آنها نبود چينه شناسي وجود دارد . سازند آب جاجي بطور كلي از يك سري طبقات ماسه سنگي – كوارتزي ، سيقلي –رسي – سيل و لايه هاي نازك زغالي به ضخامت متوسط ۷۲ متر تشكيل شده است . مجموعه فسيل هاي گياهي جمع آوري شده از سازند آب جاجي توسط واسيليف مورد بررسي قرار گرفته در نتيجه اين سازند به ژوراسيك تحتاني نسبت داده شده است .

سازند پروده :
در محدوده زون ساختماني – رخساره اي طبس ، سازند پروده اولين بار در سال ۱۳۶۴ توسط يو – ريپن پيشنهاد شد . براساس نظريه نامبرده اين سازند با ضخامتي حدود ۷۰ متر معادل استراتيگرافي سازند مزينو بوده و به دو بخش تحتاني و فوقاني تقسيم مي گردد . بخش تحتاني آن آهك با دامو و بخش فوقاني آن بين آهك با دامو و قاعده آهك كوچكعلي ( سازند بغمشاه ) در نظر گرفته شده است .

الف ) بخش تحتاني ( آهك با دامو )
آهك بادامو به عنوان يك واحد استراتيگرافي مشخص در تمام محدوده پروده گسترش نداشته و عموماً از سه لايه آهكي نازك به ضخامت ۴/۰ – ۳/۰ متر ( حداكثر ۵/۱ متر ) تشكيل شده كه توسط آرژيليت هاي با ضخامت ۲-۱ متر ( حداكثر چهار متر ) از يكديگر جدا مي گردند . اين آهك ها االيتي دانه ريز با مخلوطي از رسوبات اورگانيك و آواري است كه اغلب با ميكروكنكرسيون هاي آهكي و مخلوطي از دانه ها و قطعات سنگهاي رسوبي و كوارتز مشاهده مي‌شوند. رنگ آنها خاكستري تيره و در حالت فرسايش يافته به رنگ قهوه اي است .
ب – بخش فوقاني :

اين بخش شامل قشري از طبقات ماسه سنگي ، ماسه كربناته و سيقلي – رسي است كه در سطح به رنگ خاكستري روشن متمايل به تيره جلوه گر مي باشد . همچنين لايه هاي نازكي از آهك هاي ماسه اي و رسي در اين بخش وجود دارد كه حاوي آثار و بقاياي گاستروپورها و صدفهاي درشت مي باشد .
سن سازند پروده توآرسين – با ژوسين تعيين گرديده ، اين سازند مقطع گروه شمشك را در ناحيه پروده كامل مي نمايد .

سازند بغمشاه :
رسوبات سازند بغمشاه كه جوانترين رسوبات ناحيه پروده به شمار مي رود با يك لايه كم ضخامت (۲-۵/۱ متر ) از آهك هاي رسي شروع مي شود . ريپن معتقد است كه اين آهك از جنبه فسيل شناسي حيواني بطور مطمئن با آهك كوچكعلي منطقه مقطع گيپ مرتبط مي باشد .
نامبرده آغاز سيكل جديد رسوب گذاري و طبيعتاً قاعده سازند بغمشاه را از همين لاهي آهكي در نظر مي گيرد . سازند بغمشاه را در ناحيه پروده مي توان به دو بخش تحتاني و فوقاني تفكيك نمود .

الف ) بخش تحتاني :
اين بخش خود به سه زير بخش تقسيم مي شود . اولين زير بخش كه آغاز سيكل جديد رسوبگذاري در ناحيه پروده ( تشكيل سازند بغمشاه ) محسوب مي شود از لايه كم ضخامتي از آهك هاي رسي تشكيل شده است . دومين زير بخش از قشر يكنواختي از آرژيليت هاي سبز رنگ به ضخامت ۱۰ متر تشكيل يافته و بالاخره زير بخش فوقاني ، آهك ارگانوژن ( جلبك دار ) سياه رنگي است كه بنام آهك تنور (‌ريپن ) نامگذاري شده است . ضخامت اين آهك ها كه داراي مورفولوژي گنبدي شكل است به ۱۵ متر مي رسد و به عنوان يك لايه بيوليتومار كه در تمام ناحيه پروده مشاهده مي شود . آهك تنور را مي توان به عنوان يك واحد استراتيگرافي مستقل تفكيك نمود . از آثار و بقاياي جانوري كه با چشم قابل رويت است مي توان مفاصل كرينوئيدها و سوزن هاي خارپوستان دريائي را نام برد . همچنين آثار و بقاياي دوكفه اي ها و كورال ها ، آمونيت ها ، گاستروپورها و براكيوپورها در آن وجود دارند .

ب – بخش فوقاني :
اين بخش از رسوبات ضخيمي از جنس شيل هاي مارني سبز رنگ ، سيلت و ماسه سنگ ها دانه ريز همراه با لايه هاي نازك ژپيس تشكيل گرديده و ضخامت آن به بيش از ۳۰۰ متر مي رسد .

تكتونيك و ساختمان زمين شناسي ناحيه پروده :
حوضه طبس بلوك لوزي شكل بزرگي است كه بين گسل هاي نايبند – كلمرد و نائيني واقع شده است .
مشخصات اجمالي اين گسل ها عبارت است از :

الف – گسل نايبند :
گسل نايبند با امتدادي شمالي جنوبي از شرق حوضه عبور مي نمايد . اين گسل ۵۰۰ كيلومتر طول داشته و از نوع راستگرد مي باشد . شيب گسل به طرف شرق بوده و با عملكردي از نوع رورانده ، بلوك شرقي را بالا برده است . مقدار جابجائي آن در اين ناحيه بخوبي شناخته نشده است . جابجائي ديده شده در نهشته هاي آبرفتي جوان نشانه فعاليت جديد اين گسل مي باشد . زلزله ويرانگر سال ۱۳۵۷ را مي توان نتيجه اين حركات دانست .
ب – گسل هاي كلمرد و نائيني :
گسل كلمرد با امتدادي تقريباً شمالي جنوبي از غرب حوضه عبور مي نمايد . اين گسل در شمال و جنوب با چرخشي به سمت شرق به گسل نايبند نزديك مي گردد . شيب گسل به طرف غرب بوده و با عملكردي از نوع رورانده بلوك غربي را بالا برده است . گسل نائيني به موازات گسل كلمرد و با عملكردي عكس آن قرار گرفته است . در حد فاصل گسل هاي اصلي نايبند و در جهتي تقريباً عمود بر آنها گسل هائي وجود دارند كه معمولاً در نزديكي گسل هاي اصلي به طرف جنوب چرخش مي نمايد .
اين گسل ها از شمال به طرف جنوب عبارتند از ، گسل پروده ( رستم ) ، گسل زنوغان گسل قوري چاي و گسل قدير . شيب تمامي اين گسلها به طرف جنوب بوده و به صورت رورانده عمل كرده اند .
نهشته هاي زغالي ترياس – ژوراسيك معمولاً در روي بلوك اين گسل ها ديده مي‌شود كه تكرار عملكرد اين گسلها به طرف جنوب وسعت و گسترش محدوده هاي زغالي را افزايش داده است .

نواحي زغالدار طبس :
سه ناحيه زغالي مجزا در حوضه طبس وجود دارند كه عبارتند از : نواحي پروده ، نايبند و مزينو .
۱- ناحيه زغال دار پروده :
اين ناحيه در حد فاصل گسل هاي رستم و قوري چاي واقع شده و نهشته هاي ترياس بالائي در آن داراي لايه هاي زغالي قابل كار از نوع كك شو مي باشد .
۲- ناحيه زغالدار نايبند :
اين ناحيه در جنوب گسل قوري چاي واقع شده است . در اين ناحيه رسوبات ترياس فوقاني و ژوراسيك تحتاني داراي لايه هاي زغالي قابل كار از نوع كك شو مي باشد .

۳- ناحيه زغالدار مزينو :
ناحيه مزينو در غرب دشت آبرفتي طبس واقع گرديده است اين ناحيه از طرف شرق توسط گسل نامرئي با روند شمالي – جنوبي از ناحيه پروده جدا شده و از طرف غرب به گسل هاي كلمرد و نائيني محدود مي شود . لايه هاي زغالي اين ناحيه سن ژوراسيك پائيني داشته و از نوع آنتراسيت و حرارتي مي باشد .

ساختمان زمين شناسي حوضه زغالدار طبس
درشرق حوضه طبس رسوبات رشته كوه شتري بر روي بلوك بالا رفته گسل هاي نايبند ، امتدادي شمالي جنوبي دارند . ولي در ناحيه پروده و به طرف جنوب تا نايبند امتدادها داراي روند تقريباً شرقي غربي مي باشند . شمالي ترين چين خوردگي ، تاقديس پروده يك و تاقديس هاي شرق آن با رسوبات ترياس –ژوراسيك مي باشد . اين مجموعه چين هاي شرقي غربي تا نايبند ادامه دارد كه در اين منطقه پي سنگ پري كامبرين را شبيه آنچه در كلمرد وجود دارد ظاهر نموده است . اين سنگ ها داراي پوشش پالئوزوئيك فوقاني و ترياس مي باشند كه نشان مي دهند در مجموع مراحل . سرگذشت اين ناحيه شبيه به يك پلاتفرم مشابه با كلمرد است .

در شمال تاقديس پروده يك ، گسل رستم واقع شده كه بعد از آن رسوبات نئوژن و كوارتز طبس قرار دارد . گسل مزبور داراي شيبي به طرف جنوب بوده و در گسترش طولي خود به طرف غرب انحرافي به سمت جنوب غربي يافته و به طرف جلو ادامه مي‌يابد و در آنجا تبديل به يكي از اجزاي سيستم گسل هائي با جابجائي افقي مي‌گردد . گسل رستم در گسترش خودبه طرف شرق بوسيله توده ولكانيك با سن نئوژن قطع مي گردد ، كه سن قبل از نئوژن آنرا تائيد مي كند . احتمالاً اين گسل همزمان با چين خوردگي عمومي نروزوئيك ناحيه بوجود آمده است همچنين موقعيت توده و لكانيك نسبت به گسل عدم فعاليت دوباره آنرا تائيد مي كند . بايد يادآوري كرد كه مسلماً عمق اين گسل زياد است و چشمه هاي آبگرم ( چشمه رستم ) موجود در مسير آن مويد اين مدعاست .

گذر از يك سيستم ساختماني به سيستم ديگر بين ناحيه پروده و منطقه همجوار آن در غرب ( زون شرقي كلمرد ) كاملاً ناگهاني بوده هر چند كه هيچ گونه عارضه شمالي – جنوبي بين اين دو روند ساختماني قابل مشاهده نيست . با وجود اين مي بايد يك گسل با سن ترياس ژوراسيك بين اين دو وجود داشته باشد . با وجود رخساره يكسان در سنگ هاي اين دو محدوده ضخامت آنها متفاوت مي باشد . به عنوان مثال رسوبات سازند نايبند در غرب شامل چند ده متر ضخامت بوده در حاليكه در پروده ضخامت رسوبات مزبور ۱۷۰۰ متر است . به همين نحو در رسوبات ژوراسيك فوقاني گپهاي مشخص زون شرقي كلمرد در ناحيه پروده وجود ندارد . مسئله قابل بررسي منشاء چين خوردگي شرقي – غربي ناحيه مي باشد . در حاليكه هيچ گسل طولي ، حداقل ظاهراً اين ناحيه را از زون شرقي كلمرد جدا نمي كند . تفاوت وضع روند ساختماني اين دو ناحيه همجوار سئوال برانگيز است . در مرز بين اين دو ناحيه مارنهاي بغمشاه ظاهراً بدون اختلال مشاهده مي شوند . در حاليكه بنظر مي رسد مي بايد گسل مورد انتظار از اين مارنها بگذرد .

زغالخيزي :
تشكيل رسوبات زغالدار ناحيه پروده از ترياس فوقاني شروع و تا ژوراسيك تحتاني ادامه داشته است . ضخامت اين رسوبات به حدود ۵۸۰ متر بالغ مي گردد كه قسمت اعظم آن ( حدود ۵۰۰ متر ) در بخش قدير از سازند نايبند قرار گرفته و قسمت فوقاني آن سازند آب جاجي را تشكيل مي دهد . در طول اين مدت ، رسوباتي از جنس ماسه سنگ ، سيليت ، آرژيل و لايه هاي زغالي به صورت متناوب در اين حوضه بر جاي گذاشته شده است . اين وضعيت رسوبگذاري احتمالاً با اثرات فاز كوهزائي Earlykimerian كه در ترياس پسين به وقوع پيوسته و در

ايران مركزي بصورت حركات اپي روژنيك نمايان شده است هماهنگي دارد . در اين ناحيه آثار اين فاز با بالا آمدن و پائين رفتن هاي حوضه رسوبي پروده ( پيشروي و پسروي دريا ) همراه بوده كه در نهايت شكل گيري مرداب هاي كنار ساحلي ( پاراليك ) را موجب گشته است .
با توجه به مطالعاتي كه تا اين مرحله صورت پذيرفته چنين به نظر مي رسد كه اين مرداب ها در جهت شرق و جنوب به دريا متصل مي گرديده زيرا به طرف شمال و غرب رسوبات بين لايه هاي زغالي معمولاً دانه درشت تر و زغال ها با ناخالصي هاي بيشتر همراه است ولي بطرف جنوب و شرق ناحيه ( از پروده يك به سمت پروده دو ، پروده دو پروده چهار و شرقي ) شعبات غير زغالي لايه ها حذف و در نتيجه لايه هاي زغالي خالص تر و ضخامت آنها نيز كمتر مي شود . اين پديده احتمالاً معيد عميق تر شدن حوضه در جهت جنوب و شرق بوده و تدريجي بودن اين تغييرات نشانه آرام بودن محيط رسوبگذاري است .

همانگونه كه اشاره شد ، رسوبات زغالدار ناحيه پروده بخشي از رسوبات ترياس فوقاني ( بخش قدير ) و ژوراسيك تحتاني را ( سازند آب حاجي ) تشكيل مي دهدكه در هر كدام از اين دو بخش چند زون زغالي به شرح زير قرار گرفته است .
۱- لايه هاي زغالي بخش قدير از سازند نايبند :
در ناحيه پروده بخش قدير از چهار زير بخش تشكيل شده و در بر گيرنده سه زون زغالي مي باشد .
الف ) زون زغالدار تحتاني يا زغالهاي گروه A .

اين زون در دومين زير بخش قدير و حدوداً در ۲۵۰ متري پائين تر از زون زغالهاي اصلي قرار گرفته و ۲ تا ۳ لايه زغالي غير قابل كار را در خود جاي داده است .
ب ) زون زغالدار مياني يا زغالهاي اصلي .

اين زون در قسمت مياني سومين زير بخش قدير قرار گرفته و در بر گيرنده ۵ لايه زغالي قابل كار و ۲ تا ۳ لايه زغالي غير قابل كار مي باشد . لايه هاي اصلي قابل كار در اين زون از پائين به بالا عبارتند از ۱B ، ۲B ، ۱C ، ۲C و D . ضخامت اين زون از كمر پائين لايه ۱ B تا كمر بالاي لايه D به طور متوسط ۸۰ متر مي باشد و عمدتاً از تناوب لايه هاي زغال ، زغال آرژيل ، آرژيليت ، سيليت و ماسه سنگ تشكيل شده است . علاوه بر لايه هاي فوق ، تعداد ۲ تا ۳ لايه زغالي متغير و غير قابل كار نيز در قسمت تحتاني اين زون و به فاصله كمي از لايه ۱ B ( 10 تا ۲۰ متري ) وجود دارد .

ج ) زون زغالدار فوقاني ( زغالهاي گروه E )
اين زون در چهارمين زير بخش رسوبات قدير واقع شده و در بر گيرنده ۱ تا ۵ لايه زغالي غير قابل كار مي باشد . ضخامت زون E غالباً بين ۲۰ تا ۳۰ متر در نوساني بوده و بطور متوسط در ۲۵۰ متري بالاي زون اصلي قرار گرفته است . ضخامت زغالهاي زون E بين ۰۵/۰ تا ۴۰/۰ متر در نوسان بوده و يك تا دو لايه آنها عليرغم ضخامت كم در بخشهاي وسيعي از ناحيه گسترش دارد . رخنمون يكي از اين دو لايه بر روي نقشه زمين شناسي آمده و در رسم مقاطع زمين شناسي مورد استفاده قرار گرفته است .
۲- لايه هاي زغالي سازند آب حاجي :

همانطور كه اشاره شد سازند آب حاجي نيز بخشي از رسوبات زغالدار ناحيه پروده را در خود جاي داده است . اين سازند با ضخامتي حدود ۷۰ تا ۱۰۰ متر در برگيرنده ۱ تا ۶ لايه زغالي است كه تحت عنوان گروه F نامگذاري شده است . ضخامت اين لايه ها عموماً كمتر از ۴۰ سانتي متر بوده و در محدوده هاي وسيعي غير قابل كار تلقي مي‌گردد . تنها در بخش جنوبي پروده يك ضخامت آن بطور چشمگيري افزايش يافته و بعضي نقاط به ۸۵ سانتي متر نيز مي رسد .
گسترش زغالهاي زون اصلي :

زون اصلي مركب از ۵ لايه زغالي است ،كه ۴ لايه آنها يعني لايه هاي ۱ B ، ۲B ، ۱C و ۲ C در طول ۴۰ كيلومتري داراي رخنمون مي باشد . با توجه به وسعت زياد ناحيه پروده لايه هاي زغالي به لحاظ پارامترهاي كمي و كيفي تغييرات قابل توجهي را نشان مي دهند. بطور كلي ضخامت لايه ها از غرب به شرق تدريجاً كاهش پيدا كرده كه اين كاهش توام با حذف شعبات غير زغالي و تبديل آنها از لايه هاي مركب به لايه هاي ساده مي باشد . خاكستر لايه هاي زغالي نيز در همين جهت ( غرب به شرق ) كاهش پيدا مي كند كه يكي از علل اين كاهش حذف شعبات غير زغالي داخل لايه هاست .

تكتونيك و ساختمان زمين شناسي ناحيه نيز تغييرات قابل توجهي را بر لايه هاي زغالي تحميل نموده و بخش هاي نسبتاً وسيعي از ناحيه پروده را تحت تاثير قرار داده است . اين پديده در مناطق پروده دو پروده سه و يال شمالي آنتي كلين پروده يك نيز به چشم مي خورد . علاوه بر مناطق ياد شده ، بلوك هائي كه در مجاورت گسلهاي بزرگ قرار گرفتند و به شدت تكتونيزه شده و يا تبديل به ساختمانهاي پيچيده زمين شناسي شده اند . در عين حال محدوده هاي نسبتاً وسيعي از ناحيه پروده مانند : يال جنوبي آنتي كلين پروده يك ، بخش هائي از پروده چهار وشرقي و همچنين چند بلوك كوچكتر در بخشهائي از مناطق پروده دو و سه داراي ويژگيهائي است كه آن را از ساير مناطق زغالدار ايران متمايز كرده است .
اين ويژگيها عبارتند از : عدم وجود پيچيدگي هاي ساختماني و تكتونيكي و شيب كم و يكنواخت و بالاخره ضخامت ثابت لايه هاي زغالي در محدوده هاي ياد شده .