مقدمه
در آغاز’ حمدوستايش ان آغازوانجام بي انجام راكه آغازوانجام هستي تجلي اراده اوست.
اوكه باارسال رسل وفرستادن كتب نور ’بصيرت واگاهي رافراروي ادميان قراردادوراه خروج ازتاريكي هارااموخت.خداوندي كه به «قلم »و«نوشته» سوگنديادكرد: «ن والقلم ومايسطرون » واموختن باقلم را شاهدي بركريمانه ترين جلوه ربوبي خويش معرفي فرمود.تعليم وتربيت در همه جنبه هاي زندگي فردي واجتمايي نيروي نافذ وحياتي است.بديهي است كه بي سوادي با داشتن شعور وقوه درك منافاتي ندارد؛در حقيقت نبوغ درسنتهاي شفاهي همه ملت هاومردم وجود دارد؛امادرجهان كنوني تعليم وتربيت لازم ترين شرط وعامل نيرومند رشد وپيشرفت است وسواد ’يعني توانايي ساختن نمادهاي نوشتاري ودرك انها وبه سخن ديگر خواندن ونوشتن اساسي ترين مهارت يادگيري است؛كليدي كه دستيابي به گنج دانش راممكن مي سازد .

سوادبه عنوان ابزار يادگيري مي تواند جريان يادگيري رادرفردتقويت كندوان گونه كه كولين پاور معاون مدير كل يو نسكو در مقاله اي درباره سال جهاني سواد آموزياظهار داشته است: «سواد اموزي‘ انگونه كه عموما مورد نظر است تنها اشنايي با سه مهارت خواندن ‘نوشتن ومحاسبه نيست’ بلكه تلمه براي وفق دادن يك استعداد بالقوه ودرحقيقت يك انقلاب فرهنگي است.سواد به انسان بينشي تازه مي دهد تا به خود وجايگاهش در جهان پيرامون’ باروشي نو بنگرد. » ۱

۱٫علل اجتمايي بي سوادي كاربردي.محسن ميرزايي.سال۱۳۸۰٫ناشر :سازمان نهضت سواد اموزي

تاريخچه سوادآموزي (تحقيقات كتابخانه اي)
در آغاز قرن بيست ويكم ميلادي هستيم واين قرن نه تنها موجب تغييرات زماني خواهد’شدبلكه تغييرات عمده اي رادر شيوه زندگي بسياري از مردم به وجود خواهد اورد.قرن بيست ويكم’ قرني است كه بر توسعه تاكيد دارد ’اما اين توسعه بيشتر به قابليت هاي نا محدود ذهني بشر بستگي دارد تا به منابع مادي محدود؛ مردم بي سواد نمي توا نند از منابع عصر جديد براي بهبود زندگي وكشورهاي خود سود جويند وبه علت سطح پايين سواد در فعاليت هاي ملي’ از ساير كشورها عقب خواهند ماند.

بنا بر اين نگرش عميق تر به سواد ضرورتي اجتناب ناپذير است وسير تحول سواد –آموزي در انديشه صاحب نظران اين رشته بيانگر چنين ضرورتي است.
سوادآموزي كه شكل مهم وويژه آن آموزش خواندن ونوشتن ورياضيات پايه است كه به عنوان پايه واساس ايجاد اگاهي در فرد وفراهم كردن زمينه هاي رشد وتكامل او ونيز اساس ساير بر نامه هاي اموزشي بزرگسالان ضرور ت دارد.

تحول آموزش بزرگسالان درجهان:
اولين كنفرانس بين المللي اموزش بزرگسالان رادر سال ۱۹۲۹با شركت نمايندگان ملل اروپايي در دانشگاه كمپريج لندن تشكيل دادند .اين كنفرانس تنها به برخي از مسايل مربوط به اموزش بزرگسالان اروپا توجه كرد.
بعد از بيست سال (۱۹۴۹)يونسكو باتوجه به تصميمات و قطعنامه كنفرانس مذكور’ اولين كنفرانس رسمي بين المللي اموزش بزرگسالان را در شهر السينور دانمارك ترتيب داد كه از ۲۵نماينده شركت كننده دران فقط ۶نماينده از كشورهاي جهان سوم بود.
از سال ۱۹۶۰به بعد يعني در فاصله پنج سالي كه كنفرانس وزراي آموزش وپرورش جهان در سال ۱۹۶۵در تهران برگزار گرديد ’ مفاهيم تازه اي در زمينه اموزش بزرگسالان جاي خود را باز كردند وبسياري از كشورهاي جهان ’ به ويژه كشور -هاي جهان سوم به اجراي برنامه هاي وسيع اموزشي براي بزرگسالان با تاكيد بر بعد سواد آموزيعلاقمند گرديدند .۱

 

پس از كنفرانس تهران’ شهر توكيو ميزبان كنفرانس جهاني اموزش بزرگسالان شد در اين كنفرانس كه در سال ۱۹۷۲ترتيب يافت مقرر گرديد كه نيروي انساني كشورها بايستي بيش از هرزمان ديگر در جهت توسعه’ عمران وتوليد بيشتر مجهز شود واموزش وپرورش به عنوان عامل اصلي تغيير جوامع در زمينه هاي مختلف كشاورزي وصنعتي مورد توجه قرار گيرد.
در اين مورد كنفرانس باز هم با اشاره به مسئله بي سوادي ومبارزه پي گير عليه ان تاكيد كرد.

كميته ملي پيكار جهاني بابي سوادي:
درزمستان سال ۱۳۴۳كميته اي به نام كميته ملي پيكار جهاني با بي سوادي تشكيل شد كه اكثر شخصيتهاي مملكتي در ان عضويت داشتند.اين كميته شعباتي نيز در مراكز استانها زير نظر استانداران درمراكزشهرستا نها وبخشها زير نظرفرمانداران وبخشداران وعضويت مسئولان اموزش وپرورش واشخاص علاقمند داير كرد.فعاليت وسيع كميته –هاي مذ كور از سال۱۳۴۶اغازشد وبراي جلب بي سوادان به كلا سهاي مبارزه با بي سوادي به اقدامات زير دست زد.

۱٫امورش بزرگسالان.عيسي ابراهيم زاده.سال۱۳۷۲-۷۴٫ناشردانشگاه پيام نور.ص۳۳و۳۲
۱٫استفاده از راديو وتلوزيون ومطبوعات وپوسترهاي تبليغاتي براي تشريح مزاياي با -سوادي وتشويق بي سوادان براي شركت در كلاسها.
۲٫تطيق ساعات كار كلاسها باساعات فراغت سواد اموزان.
۳٫استخدام پرستار براي نگهداري كودكان مادراني كه در كلاسها شركت مي -جويند.
۴٫ملزم كردن كار كنان بي سواد دولت ومؤسسات وابسته به دولت براي شركت در كلاسها.
۵٫قائل شدن مزايايي براي نوسوادان از قبيل تقدم در استخدام’ترفيع’دريافت دستمزد بيشترو…۱

در ايران باستان دراوج قدرت ساسانيان باوجود گسترش نسبي اموزش عالي دربين فرزندان طبقات ممتازومرفه ’ مردم خواندن ونو شتن بهره اي نداشتند و اموزش خواندن ونوشتن به فرزندان اشراف وطبقات خاص اختصاص داشت.با ظهوردين مبين اسلام وتاكيد اسلام برفراگرفتن دانش درهرسن وسال’ درصدر اسلام مساجد’ مركز عمده تجمع مردم وتعليم وتربيت انان شد.از اوايل قرن دوم ’ براي تعليم قران واصول دين ’ مكتبخانه هابيي در جوار مساجد به وجود امد كه در انها اموزش قران وتعليم خواندن ونوشتن مورد تاكيد بود.

علي رغم اهميتي كه فرهنگ اسلامي به تعليم وتربيت عمومي داده است ’ در دورهاي بعدي تاريخ ايران به دلايل گوناگون درزمينه اموزش همگاني وسوادآموزيبه صورت گسترده اقدامات جدي صورت نگرفت و باانكه مكتبخانه ها توسعه يافته بود ولي تعداد بسياري از مردم بي سواد بودند يا سواد نوشتن نداشتند ويا امكانات اموزش براي بزرگسالان درزمينه خواندن ونوشتن فراهم نبود.

۱٫٫ امورش بزرگسالان.عيسي ابراهيم زاده.سال۱۳۷۲-۷۴٫ناشردانشگاه پيام نور.ص۴۵و۳۵
سابقه تاريخي سواد آموزيدر ايران:

پس از اعلام مشروطيت ظاهرا نخستين كلاس به نام « كلاس اكابر» در سال -۱۳۲۷ه.ق در دبستان رحمت شيراز تاسيس شد وبتدريج براي اموزش خواندن ونوشتن زبان فارسي به بزرگسالان ’ كلاسهايي درمدارس باهزينه مردم خيرخواه داير گرديد ’ ولي باتصويب قانون اساسي معارف در۱۲۹۰ه.ش بود كه دولت ’ سياست مشخصي براي اجراي اموزش همگاني ومبارزه با بي سوادي تعيين واعلام كرد.۱

در سال ۱۳۱۵ه.ش براي اولين بار نظامنامه « تعليمات اكابري »به تصويب هيات وزيران رسيد وبه موجب ماده ۱اين نظامنامه ’ وزارت معارف مكلف شد در سراسر كشور’ در هر دبستان دولتي يا مدرسه اي كه مقتضي بداند كلاس اكابر براي اموزش خواندن ونوشتن وحساب به بزرگسالان و افراد بي سواد تاسيس كند.دوره تعليمات اكابر دوسال ’ مدت هر درس دوساعت وبرنامه درسي شامل خواندن ونوشتن زبان فارسي’ حساب ومختصري اطلاعالات تاريخي‘ جغرافيايي وتعليمات مدني بود.

تحصيل دركلا سهاي اكابر رايگان بودودرپايان دوره گواهينامه كلاس اكابر داده مي-شدكه ارزش تحصيلي ان بعدها معادل كلاس سوم ابتدايي شد.درسال ۱۳۲۲كلاسهاي اكابر باعنوان جديد « اموزش سالمندان» فعاليت خودرا اغاز كرد ودر سال ۱۳۳۵ باعنوان« اموزش بزرگسا لان» سواد آموزيمورد توجه قرار گرفت و كتابهاي به نام «همه باسوادشويم » براي تدريس بزرگسالان تاليف شد .

۱٫سازمان وقوانين اموزش وپرورش ايران.احمدصافي.تهران۱۳۷۳٫سمت.ص۱۱۰

باتصويب طرح «پيكار بابيسوادي» در برنامه چهارم عمراني وقت (۱۳۴۷-۱۳۵۱)راههاي بسياري براي مبارزه با بيسوادي در نظر گرفته شد وسمپوزيومها وسمينارهاي متعددي در اين زمينه برپا شد.
درسال۱۳۵۵تصميم گرفته شد كار مبارزه بابيسوادي اصطلاحاً به صورت يك جهاد ملي درآيد وبنابراين كار سوادآموزي به عنوان « جهاد ملي سواداموزي» ادامه يافت.

دقت نظر در سير تحول سوادآموزي و طرحهاي متعدد مبارزه با بيسوادي تاسال ۱۳۵۷مبين اين واقعيت است كه باوجود تشكيلات گسترده’بوجه مناسب’صرف وقت زياد’تشكيل سمينارها’كنگرهاوسمپوزيومهاي متعدد’تبليغات داخلي وخارجي وامارهايارائه شده طرحهاي مبارزه با بيسوادي در ايران باعدم توفيق ازنظراهداف مورد همواره بوده است.۱
درتحليلي كه دراين زمينه صورت گرفته است ’علل متعددي بر عدم موفقيت طرحهاي مذكورارائه شده است كه به چند مورد ان اشاره مي شود:
-افزايش تدريجي تعداد بيسوادان به علت همگاني نشدن اموزش عمومي واجباري.
-تمركزفعاليتهادرمناطق شهري وعدم توجه كافي به مناطق روستايي ونقاط دورافتاده كه محل اجتماع اكثر بيسوادهابوده است.
-كاغذ بازي بيش ازحدوگرايش سازمانها ي اجرايي به انجام دادن فعاليتهاي صرفاً اداري ورفع تكليف.
-عدم انطباق مواداموزشي با نيازهاي شغلي وعلايق نوسوادان.
-نداشتن معيارهاي دقيق براي ارزشيابي علمي…۲

۱ – سازمان وقوانين اموزش وپرورش ايران.احمدصافي.تهران۱۳۷۳٫سمت ص ۱۱۱ .
۲ – .همان كتاب.۱۱۲٫

تعاريف آموزش بزرگسالان
درسال۱۹۷۶نمايندگان۱۴۲كشوردراجلاس عمومي يونسكوتوصيه اي كلي رادرموردتوسعه اموزش بزرگسالان تصويب كردند كه تعر يف زيررا نيزدربرميگيرد: «اصطلاح آموزش بزرگسلان » دلالت بر مجموعه فعاليتهاي اموزشي سازمان يافتهاي ميكند كه صرفنظراز چگونگي محتوا’سطح’روش’رسمي بودن يانبودن اعم ازانكه دنبال اموزش دبستاني‘دبيرستاني’دانشگاهي وكارآموزيحرفه اي باشدياجايگزين انهاشود ’ به مددانهاكساني كه ازديدجامعه خودبزرگسال شناخته مي شوند استعدادهايشان رارشد مي دهند؛دانش خويش راغني تر مي سازند؛معلومات ومهارتهاي فني ياحرفهاي خودرابهبودمي بخشند يادرمسيرنوين مي اندازندونگرشهايارفتارخودرادرچشم اندازي دوگانه ومستقل اجتماعي’اقتصادي وفرهنگي متحول مي سازد.

آموزش بزرگسالان جرياني است كه دران افرادي كه به نحوي به مراكز اموزشي راه نيافته اند ويا دوره اموزشي شان قطع شد ه است اگاهانه براي آموختن مها رتهاي گوناگون ودگر گوني يا پيشرفت اطلاعات دانش ومهارتهاي خويش فعا ليتهاي سازمان يافته ومداومي راانجام مي دهند كه بو سيله دولت يا او لياي امور محلي براي انها تدارك مي شود .۱

نقش انگيزه دريادگيري بزرگسالان
انگيزه كه براي يادگيري انسان نقش اساسي دارد ’ معلول عوامل دروني پيچيده است كه شايد تركيبي از تمايلات ’ نيازها ’ ارزوها واهداف باشد. جداكردن اين عوامل از يكديگر غيرممكن بوده و مطالعه آنها بصورت

۱ – . علل اجتماعي بيسوادي كاربردي.محسن ميرزايي.سال۱۳۸۰٫ن.سازمان نهضت سواداموزي. ص۲۸و۲۷

مجزابراي درك بهتر مفهوم انگيزه مشكل بهنظر مي رسد.تمام بزرگسالان بوسيله انگيزهاي دروني -كه گاهي هم باهم درتضادهستند-تحت تاثيرقرارميگيرد.هراندازه فرداگاهي وشناخت بيشتري داشته باشد’ .
به همان اندازه خواهان و پذيراي تحرك ‘تغيير ‘عقايد جديد و استقلال خواهد بود
افرادكم سواديابيسوادنيز تمايل بيشتري به امنيت’ثبات’ميراثهاي گذشته ووابستگي فردي دارند.به همين دليل رفتار اين قبيل افرادمعمولا نشانگر ملايمت به جاي پرخاشگري’جانبداري به جاي سلطه جويي’كناره گيري به جاي خودنمايي است.۱

ظرفيت يادگيري بزرگسالان

زماني فرض بر اين بود كه علاقه به يادگيري وتوانايي آن تا سنين معين در انسان وجود دارد وازان به بعد يادگيري كاري بسيار مشكل است.اما امروز ديگر بحثي دراين نيست كه بزرگسالان هم ميتوانند همانند كودكان ونوجوانان وجوانان ياد بگيرند وكاهش توانايي يادگيري ’از نقطه نظر علمي ان چنان ناچيز است كه به راحتي مي توان از ان چشم پوشي كرد .مثلا گزارش شده است كه در تعدادي از افراد ’ توانايي يادگيري مهارتهاي رياضيات جديد با افزايش سن ’ كاهش مي يابد .اما تحقيقات انجام گرفته روي هوش در بزرگسالان نشان داده كه اين قبيل كاهشها به كاهش درهوش افراد بستگي ندارد .بلكه از يك طرف به سرعت پاسخگويي وازطرفي به استفاده كم ونامنظم از اين مهارتهابستگي دارد.چون چنين كاهشي در توانايي ياد گيري لغات نه تنها مشاهده نمي شود بلكه با افزايش سن ’ بيشتر هم مي شود.۲

۱٫اموزش بزرگسالان.عيسي ابراهيم زاده.سال۷۴و۷۲٫ن.دانشگاه پيام نور.ص۱۲۹
۲٫همان.ص۱۲۷

يادگيري بزرگسالان درآموزش بزرگسالان ميل به يادگيري بيش از خوديادگيري اهميت دارد.زيرا معمولا بزرگسالان اجبار به يادگيري ويا حضور دركلاس را كمتراحساس مي كنند.تمايل به يادگيري در بزرگسالان ’ ممكن است ازيك علاقه شديد –ولو به طور موقت –به برخي از مسائل وموضوعات واحساس نياز به بعضي از دانشها ومهارتها براي حل مشكل يا مشكلاتي ناشي شده باشد .ايجاد چنين علاقه اي توسط معلمان ’ رهبران وياافراد مورد احترام بزرگسالان نيز ممكن است.تا اين انگيزه وعلاقه نباشد بزرگسالان كمتر حاضر به يادگيري ميشوند .بديهي است كه يادگيري تا اندازه زيادي نتيجه فعاليتهاي فردي است.اما انچه ازدست معلم ساخته است وامر يادگيري راتسهيل مي -كند ’ فراهم كردن عوامل وزمينه ها به منظور تشويق فراگير به يادگيري است.

اهميت سواد آموزي
مسئله مبارزه بابيسوادي وگسترش اموزش وپرورش عمومي از مسائل عمدهاي است كه موردتوجه كشورهاي مختلف جهان قرارگرفته است وبه دليل ارتباط وهمبستگي رشداخلاقي ’فرهنگي ’اجتماعي واقتصادي هرجامعه باافزايش تعدادباسوادان ’ سرمايه گذاري دراين زمينه وتلاش براي مبارزه با بيسوادي از مهمترين سياستهاي كشورهاي امروزه جهان اعلام شده است.

علي رغم تلاشهايي كه در اين زمينه صورت گرفته است’ به دلايل گوناگون از جمله افزايش جمعيت دربعضي از كشورها پيش بيني مي شود كه تعداد بيسوادان بالاي پانزده سال جهان درسال ۲۰۰۰م.به بيش از نهصد ميليون نفر برسد.
در ايران توجه به سوادآموزيوضرورت تداوم اموزش وپرورش وفرا گيري علم در مراحل مختلف زندگي از دير باز مورد تاكيد بوده است.
به فرموده حضرت محمد(ص)«اطلبو العلم من المهدالي اللحد» وتاكيد فراوان ان حضرت بر اموزش مردان وزنان « طلب العلم فريضةعلي كل مسلم ومستمة » موُيد
عنايت مكتب اسلام به اهميت وضرورت گسترش سواد وكسب علم در جوامع بشري وبيان كننده فلسفه اموزش مداوم است كه پس ازگذشت پانزده قرن ‍’امروزه در جهان معاصر ظاهر شده است.۱

 

تشكيلات نهضت سوادآموزي
در تشكيلات جديد سازمان نهضت سواد آموزي’رئيس سازمان كه معاون وزير اموزش وپرورش نيز هست ’داراي قائم مقام وچهار معاون درامور اداري ومالي ’روابط عمومي وتبليغات ’تامين وتربيت نيروي انساني ’ واموزشي است وزير نظر هر معاون ’مديريتهاي مختلف فعاليت دارند. تشكيلات دفاتر استان وشهرستان نيز مشابه سازمان مركزي ’امابه صورت محدودتر’وظايف محول راانجام مي دهند.تا سال ۱۳۶۸طرحهاي گوناگوني باعنوان طرح سوادآموزيدركارخانه ها’نيروهاي مسلح ’مدارس كودكان واجب التعليم’شيوهاي اموزشي .

براي نيل به اين اهداف’ تشكيل كلاسهاي حضوري در مناطق شهري وروستايي ’اموزش فردبه فردواموزش ازراه دور (برنامه هاي تلوزيوني ومكاتبه اي )درطرح’مورد توجه قرار گرفته است .كلاسهاي درس درهفته شش روز وهر روزسه ساعت در كليه فضا هاي اموزشي (بخصوص مدارس ابتدايي)’مساجد وتكايا ’محيطهاي اداري ’چادرهاي خيمه اي ومنازل داير بوده است.

۱٫همان كتاب .ص۱۲

نيروي موردنياز:
-اموزشياران نهضت سواداموزي.
-كارمندان دولت.
-ديپلمه هاي مشمول با عنوان سرباز معلم.
-دانشجويان مراكز تربيت معلم و…
ايين نامه ها ومقررات اموزشي وامتحاني:
دراين ايين نامه ها زمانبندي هر يك از دورهاي اموزشي’مواد درسي’ مقررات امتحاني’تعريف وشرح وظايف اموزشيار راهنمايي تحصيلي مشخص شده است .برابر مقررات مصوب’ارزش تحصيلي باسواداني كه دوره تكميلي را بگذرانند معادل كلاس سوم ابتدايي است ۱٫

براي افزايش معلومات سواد اموزان ’دوره سومي با عنوان دوره پاياني درنظر گرفته شده است كه سواد اموزان با گذراندن اين دوره مي توانند در امتحانات پنجم ابتدايي شر كت كنند كه در صورت توفيق به انان گواهينامه پنجم ابتدايي داده ميشود.

۱٫سازمان وقوانين اموزش وپرورش ايران.احمدصافي.سمت.سال۱۳۷۳٫ص۱۰۹

تعداد ومدت دورهاي آموزشي:
۱٫دوره مقدماتي:۲۶۰يا۲۷۰ساعت(گويش محلي۴۰ساعت’عقب ماندگي۲۰ساعت’تجديدي۳۰-۲۰ساعت)كلاس مقدماتي (معادل پايه اول ودوم ابتدايي است )شروع تشكيل وثبت نام كلاسهاي مقدماتي از اول فروردين تا اواخر ارديبهشت ادامه داردوشروع تشكيل وثبت نام كلاسهاي نيمه دوم از اول مهر تا اواخر ابان مي باشدكه باده يا دوازده نفر كلاس شروع مي شود.ساعت تدريس كلاس در روز دو ساعت در ايام هفته دوازده ساعت مي باشد كه طول اين دوره ۲۴۰ساعت مي باشدوكتاب شامل تدريس فارسي كه باعنوان خواندن ونوشتن ورياضي كه شناخت اعداد تا۱۰۰تايي وجمع وتفريق ساده ميباشد.

۲٫دوره تكميلي:۳۷۸-۳۶۸ساعت(۴۰ساعت گويش محلي’۲۰ساعت عقب ماندگي’۳۰-۲۰ساعت تجديدي)كلاس تكميلي (معادل پايه سوم ابتدايي تشكيل وثبت نام ان مثل دوره مقدما تي مي باشدوكتابهاي دوره تكميلي شامل قران’فارسي’رياضي’تعليمات ديني.
۳٫دوره پاياني :۵۷۶-۵۴۶ساعت(۴۰ساعت گويش محلي ‘۳۰ساعت عقب ماندگي’ ۶۰-۳۰ساعت تجديدي)كلاس پاياني معادل چهارم ابتدايي ميباشد.شروع وتشكيل كلاس پاياني در نيمه دوم از اول مهر تا ۱۵ابان مي باشد ساعت تدريس سه ساعت در روز مي باشد كه در طول دوره در حدود ۴۸۴ساعت مي با شد.كتابها شامل: قران’ فارسي’ رياضي’ديني’ تعليمات اجتماعي مي باشد. ‍

۴٫دوره پنجم:۸۰۰ساعت(۴۰ساعت گويش محلي’۳۰ساعت عقب ماندگي’۶۰-۴۰ساعت تجديدي)شروع تشكيل كلاس پنجم از۱۵شهريور اغاز وتا۱۵مهر مي باشد تدريس ۴ساعت درروز مي باشد وطول اين دوره نه ماه است كه مطابق با اموزش پرورش است.وكتابهاي ان نيز مانند پنجم ابتدايي مي باشد.
نهضت سواد آموزي واهم مقررات آن

پس ازانقلاب اسلامي در دي هاه ۱۳۵۸باصدور فرماني از جانب رهبر انقلاب اسلامي همه بيسوادان براي ياد گيري وهمه با سوادان زن ومرد براي ياد دادن دعوت شدند .دراين فرمان نكات بر جسته اي مطرح شده است ‏؛از جمله :
-توجه به اموزش همگاني به عنوان نياز اوليه هر ملت .
-تاكيد بر طلب علم به عنوان فريضه .
-بسيج عمومي براي مبارزه با بيسوادي به طور ضربتي ’بدون از دست دادن وقت وبدون تشريفات خسته كننده.
-دعوت از ائمه جماعات شهروروستا براي تحريض واموزش بيسوادان درمساجدوتكايا.

-تشويق افراد باسواد خانوادها به اموزش بيسوادان خانواده خودو…
براي باسواد كردن بيسوادان كشور ’سازمان نهضت سواد آموزيبه عنوان يك سازما ن وابسطه وزارت اموزش وپرورش با اساس نامه وايين نامه هاي مختلف به وجود امد وبه تدريج در مركز ’استانها ’شهرستانها وبخشهاگسترده شد.۱
اساسنامه نهضت سواد آموزي:
اين اساسنامه در خرداد ۱۳۶۳در۸ماده و۶تبصره به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيد.
نكات برجسته اين اساسنامه عبارت است از:
-وابسته بودن اين سازمان به وزارت اموزش وپرورش.
-اموزش بزرگسالان در حد خواندن ونوشتن واموزش حساب ’به گروه سني ده سال به بالا.

۱٫همان.ص۱۱۳

– تاُمين اموزشياران مورد نياز وامتيازات استخدامي آنان.
-تهيه ايين نامه هاي اجرايي واداري نهضت سوادآموزيوتصويب ان درهيات دولت۱

تعريف سوادوسوادآموزي
تعريف سواد:«سوادعبارت است از توانايي ازتوانائي خواندن ونوشتن يك نامه ساده به هر زباني كه شخص تكلم مي كند »
كميسيون كارشناسان سازمان ملل متحد ۱۹۴۸:
«با سوادكسي است كه مطلبي را كه مي خواند درك كند وبتواند وقايع ساده زندگي روزانهُ خود را بنويسد كسي كه فقط خواندن بداند شبه باسواد ونيمه باسواد شناخته مي شود.۲
تعريف بيسوادبزرگسال:
بزرگسالي’دوراني از زندگي است كه رشد جسمي انسان تقريبا به پايان رسيده است’ حال چنانچه چنين اشخاصي نتوانند يك متن ساده وكوتاه را بخوانند’ بنويسندودرك كنند’به انها «بيسواد بزرگسال» اطلاق مي شود.۳
تعاريف ومفاهيم سواد آموزي:

براي سواد آموزيتعاريف گوناگون وغالبا مبهم كه از لحاظ نگارش ونيز شيوه عمل متعارضند وجود دارد.

۱٫همان.ص۱۱۴
۲ . علل اجتماعي بيسوادي كاربردي.محسن ميرزايي.سال۱۳۸۰٫ن سازمان نهضت سواداموزي
۳- منشور اموزشياران – سال ۱۳۸۰ – سازمان نهضت سواد آموزي

همچنين تعابير وتفاسير مربوط به بيسوادي وباسوادي از دوديدگاه ونگرش ريشه ميگيرد.ديدگاه اول ديدگاه سنتي است كه منظور از سواد را خواندن ونوشتن وحساب كردن يعني همان سه مهارت اصلي مي داند وديد گاه دوم ديدگاه جديدونويني است كه در ان منظور ازسوادتوانايي وامادگي افراد براي مشاركت در سرنوشت خود وپيشرفت وتوسعه جامعه ارزيابي مي شودكه مهارتهاي خواندن’نوشتن وحساب كردن تنها وسيله اي براي رسيدن به اهداف فوق تلقي مي شود.

ديدگاه قطعنامهُ تخت جمشيد از سواد آموزي چنين است:
«سواد آموزيتنهافرايند ياد گيري مهارتهاي خواندن’نوشتن وحساب كردن نيست’ بلكه كمك به ازاد سازي انسان ورشد كامل ان است.سواد آموزيحق اساسي انسان است.سواد آموزياولين مرحله اموزش وپرورش پايه را تشكيل مي دهد.
شرايط لازم براي گسترش اموزش رسمي ’براي استفاده ان دسته از افرادي كه از نظام اموزشي جاري محروم هستند ’فراهم ميسازد …سرانجام به اصلاحات بنياني در ساختار كل نظام اموزشي خواهد پرداخت.۱

بسيج وبازاريابي اجتماعي براي اموزش با تاكيد بر اموزش بزرگسالان :
ه س .بولا’متخصص برجسته جهاني در زمينه سواد آموزيواموزش بزرگسالان معتقد است:«فقرا وبيسوادان خودشان به سراغ دست اندركاران اموزش بزرگسالان نمي ايند كه ازانها كمك بگيرند.يكي ازنكات مسخره اي كه درنظريه تحول اجتماعي وجود دارد همين است كه استثمارشدگان وطردشدگان بايدنسبت به وضع خوداگاهي پيدا كنند وسپس براي احقاق حقشان سازماندهي شوند؛ مطابق با همين نظريه تامدتهاي مديد ’متصديان اموزشي بزرگسالان شكست خود را درجذب بيسوادي به گردن بزرگسالان

۱-همان ص ۳۹

مي انداختند ومي گفتند انها براي استفاده از امكانات اموزشي كه در اختيارشان گذاشته شده انگيزه ندارند .امروز ديگر معلوم شده است كه انگيزه خود به خود ايجاد نمي شود وبايد ازطريق بسيج اجتماعي عمومي ’ستم ديدگان و مستضعفان را در جهت منافعشان برانگيزيم.(ه س.بولا-۹۹:۱۳۷۳).
نقش آموزشيار
اموزشياران از اصلي ترين وتا‏‏ُثير گذارترين عوامل اجرايي سوادآموزيواموزشهاي پس از ان’در ارتقا وتعالي فرهنگ ايران اسلامي محسوب مي شوند .
تعريف آموزشيار:
اموزشيار فردي است كه در كلاسهاي سوادآموزيوگروه هاي پيگير ويژه بزرگسالان وظيفه تعامل وهماهنگ كنندگي جريان بحث وگفتگوباسواداموزان وفراگيران را درقالب كار ياد دهي وياد گيري به عهده دارد.به عبارت ساده تر ’اموزشيار شخصي است كه دانش وتجارب خود رابه سواداموزان منتقل ميكندوازدانسته هاوتجارب انان’مطالب جديدي رافراميگيرد .
جايگاه وموقعيت مربي بزرگسالان:
شايد به دليل ماهيت فرايند اموزش بزرگسالان تعداد بسيار كمي از افرادي كه در اين رابطه فعاليت دارند خود رابه عنوان مربي يااموزشيار تلقي مي كنند .معمولاً اين افراد خودرابه صورتهاي مختلف معرفي مي كنندمثلاً رئيس مركز…معاون مركز اموزش روستائيان’مدير اجرايي…وغيره.اما بايد توجه داشت كليه اين افراد دررابطه باموضوعي خاص فعاليت دارند يعني

آموزش بزرگسالان.به هر حال اكثر اين افرادخودبا عناوين سازماني معرفي نموده وبعضاً غافل از اين امر هستند كه به عنوان يك گروه بزرگ مربيان درجهت بالا بردن سطح مهارتهاي بزرگسالان فعاليت داشته وهدفي واحد را دارا هستند.۱
ارزيابي اين موقعيت :

اگر چه ميزان حقوق در تعيين جايگاه مربيان بزرگسال زياد مهم نيست ولي به هرحال به عنوان يك عامل هميشه مطرح بوده است.چراكه در بيشتر مواقع ودر بيشتر كشورها ميزان حقوق ودستمزد اموزشياران بسيار پايين بوده وقابل مقايسه بافعاليتهاي ونقش مهم انان دراموزش نيست.
به عبارت ديگر اين افراد وقتي خودراباديگرافرادجامعه ومشاغل ديگر مقايسه مي كنند درمي يابند كه از حقوق ومزاياي ناچيز برخوردارند.البته اين راهم بايد دانست كه اين وضعيت معمولاًدربخشهاي دولتي ديده مي شود ودربخشهاي خصوصي حقوق ماهيانه مربيان بزرگسال نسبت به اين اشخاص بيشتراست.
چه چيز جايگاه مربيان بزرگسال راتعيين مي كند:

جايگاه يك اموزشيار تاحدزيادي به عملكرد’كارايي وخلاقيت او بستگي دارد.از سوي ديگر اينكه تا چه حددرزمينه كاري خودمسئوليت پذير است .نيز مهم مي باشد .از ديگرمسائلي كه روي اين موضوع مي تواندتاُثير بگذاردمحيط كار او مانند دفتر’كلاس ’كارخانه’روستاوياحتي موُسسه خصوصي بوده واز طرف ديگرتعريف خوداوازحرفه خودواگاهي به اهميت ان نيزمهم است.