چکیده

نظریه ها اساس هر رشته و علمی را شکل می دهند و با ارائه دیدگاه منسجم ومنظم از پدیده ها ،امکان توصیف وتبیین و پیش بینی آن ها را فراهم می آورند. یادگیری نیز به عنوان پدیده ای اساسی ،در طول تاریخ مورد مطالعه دانشمندان و روان شناسان بوده و نظریه های متعددی برای تبیین آن ارائه شده است . ولی با این حال این نظریه ها هنوز به طور کلی نتوانسته اند پرده ازاسرار پدیده یادگیری بردارند. ازطرفی رخداد های جدیدی که اخیرا” درزمینه دانش و فناوری اتفاق افتاده ،تعلیم وتربیت رابا چالش های جدیدی روبرو کرده است. عصر جدید پارادایم های یادگیری، رویکردها ونظریه های آموزشی جدیدی را رقم زده و موجب ظهور نظریه های یادگیری جدیدتری شده است.یکی از این نظریه ها ارتباط گرایی۱ است .ارتباط گرایی به عنوان پارادایم جدید یادگیری در عصر دیجیتال مطرح است.این نظریه،نظریه های یادگیری رفتارگرایی۲، شناخت گرایی ۳و ساختن گرایی۴ را به چالش کشانده و در رویارویی با آنها، با توجه به استلزامات عصر دیجیتال کارآمدترجلوه نموده است. هدف این مقاله که به روش توصیفی – اسنادی صورت گرفته است، بررسی این نظریه جدید یادگیری ارتباط گرایی است.

ارتباط گرایی از یک منظر بر دانش ارتباطی۵ و دانش توزیع شده۶ و از منظردیگر برفناوری های نوین(شبکه ها) استوار است و درتلاش است که دیدگاه جدیدی را در معرفت شناسی، و پیرو آن، متناسب با عصر دیجیتال، یک نظریه یادگیری جدید ارائه کند.حاصل این مقاله ضمن معرفی نظریه ای جدید به مربیان، برنامه ریزان و طراحان آموزشی و آشناکردن آن ها با طرفداران و اصول حاکم بر ارتباط گرایی ، این نظریه را به نقدکشیده و ضمن پاسخ گویی به انتقادات وارده بر ارتباط گرایی به بیان یک مدل طراحی

۱connectivism 2 behaviorism 3cognitivism 4constructivism 5 distributed knowledge 6connective knowledge

آموزشی براساس ارتباط گرایی می پردازد.
کلید واژه ها: ارتباط گرایی، عصر دیجیتال، دانش ارتباطی و دانش توزیع شده.

مقدمه

مجموع سه نظریه ی رفتارگرایی ، شناخت گرایی و سا ختن گرایی، نظام آموزشی قرن بیستم را تحت تأثیر قرار داده است. در اوایل قرن بیست و یکم با ورود به عصر دیجیتال و ظهور فناوری های جدید اطلاعاتی و ارتباطی عده ای در این تفکر بودند که این نظریه ها به اندازه کافی برای نظام تعلیم و تربیت قرن بیست و یکم مفید نیستند.درعصری که ابزارهای تکنولوژی ورشد سریع دانش ،زمینه ارتباطات پیچیده ،گسترده وروزآمدی را فراهم می کند و یادگیرندگان توانایی آفرینش، هم آفرینشی و بازآفرینشی محتوا را دارند و می توانند در مکالمات جهانی شرکت کرده و مستقیما” با متخصصان ارتباط برقرار کنند(زیمنس،(۲۰۱۰ ، پارادایم های آموزشی جدیدی از جمله یادگیرنده محوری، محیط های یادگیری مجازی، وسایل یادگیری مجازی، یادگیری مستمر و مداوم ، نیزدر آموزش شکل گرفته ودیگر نظریه های قدیمی پاسخگوی چنین تحولاتی نیست و نیاز به نظریه های جدیدی از جمله نظریه ارتباط گرایی را رقم می زند. لذا ضروری است که برای کمک گرفتن از این نظریه در آموزش باید آن را هرچه بیشتر بشناسیم (اسکندری و رضوی،.(۱۳۸۸

ارتباط گرایی برای اولین بار به شکل منسجم توسط جورج زیمنس(استاد دانشگاه منیتوبای کانادا)۷ درسال ۲۰۰۴ ارائه شد؛ ولی باید گفت پایه های معرفت شناسی ارتباط گرایی به وسیله مقاله داونز((۲۰۰۵با عنوان مقدمه ای بردانش ارتباطی شکل گرفت. نظریه ارتباط گرایی نظر پژوهشگران را به خود معطوف داشته است؛ازجمله فنوگلیو۲۰۰۶)۸،ص (۴ که معتقداست »شناخت و فهم ارتباط گرایی به عنوان یک نظریه یادگیری پویای معاصر نشان می دهد که این نظریه از توان بالقوه ای برای افزایش زیاد درگیری دانش آموزان در تجارب یادگیری برخوردار است.«ماسین۹ نیز معتقد است که »نفوذ ارتباط گرایی درمحیط های یادگیری جدیدتر به واسطه استفاده از اکولوژی های یادگیری وتحلیل متناسب بودن محیط برای دستیابی به یادگیری مورد انتظار،آشکار شده است)«ماسین،۲۰۰۹ ، ص.(۱۰۶ لوتوس۲۰۰۶؛ روسو۲۰۰۷؛ جیمز۲۰۰۷؛ کارمین۲۰۰۸؛ ماسین۲۰۰۹؛ وب۲۰۰۹؛ میلر۲۰۰۹؛ استارکی۲۰۱۰؛ اسکندری۱۳۸۹؛ رضایی۱۳۸۹ نیز در این زمینه پژوهش های انجام داده اند. با توجه به ارتباطات پیچیده انسان ،سوال اساسی پژوهش حاضر این است که نظریه ارتبا ط گرایی چگونه نظریه ای است؟

۷university of Manitoba 8Fenoglio 9Liezel Massyn

سؤالات پژوهش

(۱ نظریه ارتباط گرایی چگونه تعریف شده است؟

(۲نظریه ارتباط گرایی چه شباهت ها وتفاوت هایی با نظریه های رفتارگرایی ،شناخت گرایی و ساختن گرایی دارد؟ (۳ معیار های مطرح شده برای اثبات نظریه بودن ارتباط گرایی کدامند؟

(۴ چگونه می توان با استفاده از این نظریه یک طرح آموزشی طراحی نمود؟

تعریف ارتباط گرایی

شکل :۱ ارتباط گرایی چیست؟(رضایی ونثری،(۱۳۸۹

زیمنس نظریه ارتباط گرایی را پارادایم جدید یادگیری در عصر دیجیتال معرفی می کند. بنا براستدلال او، نظریه های متداول زمانی شکل گرفته اند که یادگیری تحت تأثیرفناوری های جدید نبوده است. ین درحالی است که دردهه های اخیر فناوری چگونگی زندگی، ارتباط و یادگیری را به شکل جدیدی سازماندهی کرده و موجب گرایش های متعدد است که حوزه و تربیت هم در شناسایی تأثیر ابزارهای جدید یادگیری و هم در شناسایی تغییرات محیطی که معنای خاصی برای یادگیری به همراه دارند ، همواره کند عمل کرده است .از این رو او معتقد است نظریه ارتباط گرایی پاسخ درخور و به موقع تعلیم وتربیت به شرایط کنونی و جدید درحوزه یادگیری است (زیمنس،.(۲۰۰۵ارتباط گرایی اصولا” بازتابی از واقعیت های عصر جدید است ودر کانون آن اندیشه وجود دارد (زیمنس،.(۲۰۰۸ ارتباط گرایی انسجام اصولی است که در نظریه آشوب، شبکه و پیچیدگی و خود سازمانی دیده میشود. ارتباط گرایی ناشی از درک تصمیماتی است که مبنی بر زیرساخت های رو به تغییر میباشد