معماري بين النهرين

زیگورات اور
كهن ترين زيگوراتي كه ناكنون در بين النهرين (عراق كنوني) توسط باستان شناسان خاكبرداري و شناسايي شده است زيگوراتيست كه اورنمو موسس سلسله سوم اور در سال ۲۱۰۰ قبل از ميلاد يعني ۴۱۰۰ سال پيش در شهر باستاني اور محل تولد حضرت ابراهيم نبي بنا كرده بود او اين زيگورات را در كنار معبدي كه براي نيايش خدايان ساخته بود بر پا داشته است. اين زيگورات در اصل داراي سه طبقه بوده است كه در حال حاضر تنها طبقه اول آن باقي مانده است. راه دست رسي به بالاترين طبقه بوسيله سه رشته پلكان رشته پلكان مياني و دو رشته پلكان جانبي صورت ميگرفت. زيگورات با خشت بنا شده بود و پوسته خارجي آن را از آجر ساخته بودند.

زیگورات اور : این بنا از خشت خام ساخته شده است . فونداسیونی به عمق ۱۵ متر دارد . ۳ ردیف پلکان ۱۰۰ تایی که به پرستشگاه می رسد . نمای بنا از آجر است و برای استحکام بنا در برابر سیلابها از ملات قیری استفاده کرده اند .
(زیگورات به زبان سومری ها به معنای کوه است و به زبال بابلی ها به معنای بنایی پله پله است که طول و عرض طبقه بالاتر از طبقه پایین تر کمتر است .

زيگورات اور ، نمونه مناسبي از اين مورد است که به دوره سومري نوين – از سده ۲۲ تا سده ۲۱ پيش از ميلاد – مربوط مي شود ؛ در اين دوره ، معماران مي کوشيدند بلندترين و کوه پيکرترين بناي ممکن را روي زمين . نخست کوهي از خشت خام را مي بينيم که در اثر عواملي چون زمان ، آب و هوا ، و تاخت و تاز دشمنان تقريبا” به صورتي بي شکل درآمده است ؛
بر روي شالوده اي از اين به ارتفاع ۱۵ متر ، دو طبقه سوار برهم قرار دارند که به ترتيب کوچکتر مي شوند ؛ و از آن دو احتمالا” طبقه بالا در حکم پي زيارتگاه بوده است . سه پلکان

خرپشته اي ، هريک با يکصد پله ، در يک نقطه ، به دروازه برج دار زيگورات مي رسند و از آنجا احتمالا” پلکان ديگري به زيارتگاه يعني مرکز نمايشهاي آييني منتهي مي شود . ساختمان اين زيگورات ، کوه محکمي از خشت خام با نماسازي ضخيمي از آجر پخته با ملات قيري است . آجر پخته را به اين علت با ملات قير در نماسازي به کار مي بردند که بر قدرت و استحکام ساختمان در برابر سيلها و اثر ديگر عوامل طبيعي بيفزايند . طبقات زيگورات ، احتمالا” در اصل به رنگهاي متفاوت با معني نماديني ساخته مي شده اند و احتمالا” در محوطه پشته آنها درختکاري و گياهکاري نيز مي شده است . ارتفاع زياد اين بنا و دشواري صعود و دستيابي به نوک زيارتگاه ، احتمالا” مانند مذاهب ديگر ، نمادي از گونه اي تدارک دشوار روح براي

روشنايي گرفتن از خدا به شمار مي رفته است . بدون ترديد رفعت زيگوراتهاي بزرگ ، که ظاهرا” به قلب اسمان مي رسيدند تأثير ژرفي بر عبريان کهن داشته است . زيرا زيگوراتي در بابل به نام برج بابل ساختند و به يادگار گذاشتند که نشانه اي از غرور بلند پروازانه نوع بشر .

-زيگورات اور, حدود ۲۱۰۰ ق.م

تصوير۳۷ – -طرح بازسازي شده زيگورات اور, حدود ۲۱۰۰ ق.م (از روي يك طرح خطي در موزه بريتانيا , لندن)

ارگ سارگون
در خرساباد، مساحت:۴۰۰ هزارمتر مربع، بيش از ۲۰۰ حياط و اتاق، شهر روي تپه بود با ارتفاع ۱۵ متر، مجموعه تقارن ندارد و متشكل از اتاقها و تالارهاي چهارگوش مي‌باشد گرداگرد حياط، پوشش اتاقها با تاغهاي گهواره‌اي خشتي بود، دروازه با ديوهاي غول آساي نگهبان كه ۴ متر ارتفاع داشت ايجاد شده بود. زيگورات نيز در اين مجموعه قرار داشت كه احتمالاً ۷ طبقه داشت كه ۴تاي آن باقيمانده، ارتفاع هر طبقه ۵٫۵ متر است، هر طبقه داراي رنگي متفاوت بود، ديوار كاخ داراي كنگره بوده و دو طرف دروازه تاغ‌دارش ۲ برج چهارگوش قرار گرفته، دورتادور تاغ و برجها با نوارهايي از كاشيهاي لعابدار با رنگهاي درخشان پوشانده شده، در دروازه دو گاو بالدار با سر آدم پاسداري مي كردند.

مشابه چنين دروازه‌اي در تخت جمشيد مي باشد ولي با اين تفاوت كه گاوهاي تخت جمشيد از كنار داراي ۳ پا يوده ولي گاوهاي آشور از بغل داراي ۴ پا مي باشند.

اين کاخ مساحتي نزديک به ۴۰۰ هزار متر مربع و بيش از ۲۰۰ حياط و اتاق داشت . شهري که اين ارگ – کاخ مشرف بر آن ساخته شده بود روي تپه اي به بلندي تقريبا ۱۵ متر قرار داشت و نزديک به يک و نيم کيلو متر مربع مساحتش بود .
شايد کاخ را به اين دليل در سطحي بالاتر ساخته اند که از سطح سيلابها بالاتر باشد ، ولي همين بلندي باعث مي شد که مقر پادشاه در نقطه اي بين خانه هاي زير دستانش و خدايان واقع شود . با آنکه سازندگان کاخ در صدد ايجاد تقارن بوده اند ولي خود کاخ نقشه اي آشفته و پرت دارد و مجموعه اي از اتاقها و تالارهاي چهار گوش را در بر مي گيرد که خوشه وار به گرد حياطهاي چهار گوش ساخته شده اند (. شکل اتاقهاي دراز و باريک و جسامت ديوارهاي جانبي حکايت از آن دارد که اتاقها با طاقهاي گهواره اي خشتي پوشانده

شده بودند )، و اين مفيد ترين و علمي ترين روش سقف زني در منطقه اي بود که نه الوار کافي داشت نه سنگهاي مناسب کارهاي ساختماني . در پشت حياط اصلي ، که هر ضلعش به ۹۰۰ متر مي رسد ، اقامتگاه پادشاه قرار داشت ؛ وي در همين جا ماموران بيگانه را رسما در اتاق دراز ، بلند و پر تلالو تاجگذاري خويش به حضور مي پذيرفت . ميهمانان خارجي ، از يک حياط بزرگ ديگر وارد مي شدند ، از دروازه مرکزي بين ديوهاي غول آسا ي نگهبان که نزديک به چهار متر ارتفاع داشتند مي گذشتند و به حضور پادشاه تاجدار بار مي يافتند .

ميهمانان که در حياط به انتظار بار يافتن مي ايستاند ، وقت کافي براي انديشيدن درباره ناچيزي خودشان در مقايسه با قدرت و سطوت پادشاه پيدا مي کردند ، زيرا روي ديوارها با پيکره هاي غول آسايي از پادشاه و درباريانش مزين شده بود .

سارگون !! شهر و کاخش را مظهر وبيان عظمت خويش مي دانست و گمان مي کرد که پايه هاي اين عظمت بر اطاعت و انقياد دشمنان وي نهاده شده اند . او در کتيبه اي مي نويسد : من شهري را با [ زحمت ] مردم که به وسيله دستانم مطيعشان کرده بودم ساختم ؛ آشور ، نبو ، مردوک ، ايشان را به تسليم در برابر من و به گردن گرفتن يوغ من در پاي کوه موسري ، بالاي نينوا ، وا داشتند . و در کتيبه ديگري مي گويد : سارگون ، پادشاه جهان ، شهري ساخته است . آن را دور شروکين ناميده است . در داخل اين شهر ، کاخي بي مانند بر پا داشته است . علاوه بر مجموعه حياطها ، اتاق تاجگذاري ، اتاقهاي دولتي ، حرم ، آبريزگاهها و حمامها ، و اتقهاي نگهبانان که کل کاخ را تشکيل مي دادند ، معبد اصلي و زيگورات نيز در اين ارگ وجود داشتند . زيگورات خرساباد احتمالا هفت طبقه داشته است ، که چهار تاي آنها تا به امروز حفظ شده اند ؛ ارتفاع هر طبقه پنج و نيم متر است و هر يک رنگي

متفاوت با ديگري دارد . براي دستيابي به اين زيگورات ، خر پشته حلزوني پيوسته اي دور تا دور ساختمان از کف پايين ترين طبقه تا نوک بالاترين طبقه ساخته شده بود . نماي کاخ از يک ديوار جسيم کنگره دار تشکبل شده بود ، و در دو طرف دروازه طاقدارش دو برج چهار گوش ديده مي شد . دور تادور طاق وروي برجها را با کتيبه هايي از کاشيهاي لعابدار با رنگهاي درخشان پوشانده بودند که نتيجه کلي اش ساختماني مجلل وبا شکوه بود . به نظر مي رسد که شکوه و درخشندگي گيج کننده نيز بخشي از اين نقشه پادشاه آشور براي متحير ساختن ميهمانان بوده است . از دروازه اصلي کاخ ، دو گاو بالدار غول پيکر با سر آدم پاسداري مي کردند . اين گاوهاي آدم سر را مي توان مشتق شده از پيکره هاي مشابه جانوران در بوغاز کوي حتيها پنداشت .

در هر دو مورد از جانور براي دفع دشمن مرئي يا نامرئي و بخشيدن جلوه اي پرشکوه و برجسته به نماي کاخ استفاده شده است . اين پيکره ها تا اندازه اي همه جانبي و تا اندازه اي برجسته ساخته شده اند ، ودر آنها ديد تمام رخ در حال استراحت با ديد جانبي در حال حرکت در هم مي آميزد و اين در آميختگي با افزوده شدن يک پاي پنجم ، به اوج تاثير گذاري مي رسد . غول آسايي پيکره ، کنده کاري برجسته و گيرا ، پيچ و تاب ظريف بالها و الگو بندي سطح پيکره با نمايش سنتي جزييات ، برروي هم ، شکوه و قدرتي شگفت انگيز پديد مي آورند که امروزه نيز از ديدنش حالت ترس آميخته با احترام به آدمي دست مي دهد. ولي اين پيکره هاي با شکوه بيش از آنچه نگهبانان پادشاه به شمار آيند موجب تقويت مقام سلطنت او

مي شوند . تاجهاي شاخدار خدا- شاهان اکد و نقابهاي درشت چشم وريشدار شناخته شده از زمان سومر به بعد در آنها جلب توجه مي کند ، بدنهاي شير و گاو گونه اشان حکايت از قدرت فوق انساني و درنده خويي پادشاه و بالهاي عقابي شان حکايت از سرعت عمل او در اجراي عدالت يا انتقام گيري دارند . محسنات پادشاه آشور با حروف درشت بر روي اين جانوران دو رگه نوشته شده است . هنر باستاني ، بارها بر ترس و ستايش دائمي انسان از جانوران بزرگ که به عنوان استعاره هايي براي نماياندن نيروهاي طبيعت و خود خدايان مورد استفاده قرار مي گرفتند ، مهر تاييد زده است .

معابد
«معماري»
بهترين نمونه ي معماري بين النهرين همانند ديگر تمدن هاي باستاني به بناي معابد مربوط مي شود. دولتشهري هاي سومري قدرت خود را منتخب به خداي شهر مي دانستند و پادشاهان ، نماينده خدا بر روي زمين و پاسداران خزاين او محسوب مي شوند. در اديان سومري نوعي اتصال و هماهنگي ميان دين و دنيا يا به عبارت دگير اقتصاد و معنويت – وجود داشته است. اين ويژگي با شرايط خاص اجتماعي بين النهرين شخصيت داشت. بين النهرين بر خلاف همتاي معاصر خود يعني مصر (كه تاريخي آرام و ساكن داشت) همواره در افت و خيزهاي نظامي و سياسي بود. برج و بارو و استحكامات شهرها از همين امر حكايت مي كنند.

بديهي است كه ديني مستقل از مسايل روز نمي توانسته راهگشاي مردمي با شرايط خاص آن روز باشد. كاهنان و خدمه معابد ، ضمن اجراي آئين ها و مناسك دين ، مسؤول تنظيم و كتابت مخارج شهر بودند. مكتوبات بدست آمده از اين نسخ روزمره نخستين نمونه هايي است كه «خط» به خدمت حسابرسي و مثبت جزئي ترين پرداخت ها و دريافت ها و موجودي انبارها درآمده است.

معابد عظيم تمدن هاي بين النهرين را زيگورات مي نامند. زيگورات ها بناهاي بسيار عظيم و كوه مانندي بودند كه به لحاظ زيباي و عظمت چيزي از اهرام مصر كم نداشتند. قدمت زيگورات ها به حدود ۳۵۰۰ سال قبل از ميلاد باز مي گردد. معبد سفيد اوروك (تصوير ۴-۳) نمونه اي از اين معابد است كه نسبت به اهرام مصر قدمت بيشتري دارد. مصالح بناي زيگورات خشت خام بود و به همين دليل در قياس با معابد سنگي و آجري مصر از دوام كمتري برخوردار بوده اند. اما صرف نظر از نوع مصالح زيگورات ها از طرح زيبا ترين اين معابد است كه طرح آن را در تصوير (۵-۳) ملاحظه مي كنيد.

تصویر(۴-۳)

سنت ساخت زيگورات ها و دولتشهرها پس از سومريان ادامه يافت. در اواسط هزاره ي دوم پيش از ميلاد، آشوري ها پس از پايان يافتن اقتدار «اكد» (۲۱۸۰ – ۲۳۴۰ ق.م) و «بابل» به قدرت رسيدند. آنها نيز همانند سومريان بناهاي خود را با آجر مي ساختند اما از آنجا كه به محل استقرار آشوري ها ناحيه ي شمالي بين النهرين بود، و در اين ناحيه سنگ به وفور يافت مي شد اما شاهد استفاده از سخته سنگ هاي وزين و حجيم در قسمت هاي پائيني محوطه هاي مهم داخل بنا و دروازه ها هستيم رواج استفاده از سنگ، زمينه ي مساعدي براي خلق نقش برجسته ها و مجسمه هاي گوناگون بود. پادشاه آشور دستور داده بود كه در دو سوي دروازه هاي شهر پيكرهاي غول آسا و رعب انگيزي از شيران نعره زن بسازند و داخل محوطه نيز پر بود از نقش هاي بي مانندي كه از صحنه هاي نبرد سربازان امپراتوري كه همواره با سركوب دشمنان همراه بود.