معماری ایران

تزئينات در معماري ايراني
گره :
همانطور كه در جزوات قبل به خصوص جزوات مربوط به شيوه رازي و آذري توضيح داديم هنرمندان اسلامي بدليل عدم امكان استفاده از نقوش انساني و حيواني ناچار به نقوش هندسي روي آوردند و دراين زمينه به قدري پيشرفت كردند تازيباترين و منطقي ترين و مناسب ترين طرح ها و نقش هاي هندسي را به وجود آوردند . استفاده از نقوش هندسي در تمام رشته هاي هنري (توليدي) و به خصوص معماري جلوه گر شد تا آنجا كه كاملترين و انساني ترين اين نقش ها را درابنيه اسلامي مي بينيم . البته در دوران صدر اسلام (خراسان) به دليل گرايش به سادگي و پرهيز از تزيين ساختمان كمتر با نقوش تزييني روبرو هستيم ولي از شيوه رازي به بعد (عهد سلجوقيان به بعد) استفاده از اين گونه تزيينات در ساختمانها به طور جدي و رسمي شروع مي شود و روبه تكامل ميگذارد تا آنجا كه دردوره مغول و تيموري با بهترين نمونه هاي اين تزئينات مواجه مي شويم .

البته در عهد سلجوقيان نيز بكاربردن نقوش هندسي آجري (گره سازي با آجر) به طور جدي و با بهترين كيفيت ممكن معمول بوده است . به هرحال نقوش تزئيني هندسي در معماري به صور مختلف ظهور مي كنند كه عبارتند از : گره ، كاربندي (رسمي بندي – يزدي بندي …..) ، مقرنس به دليل اهميت بيش از اندازه اين تزئينات و هم چنين به دليل اينكه داوطلبان رشته معماري كمتر با آنها آشنا هستند و، همين طور به دليل تأكيد بر اين مسئله در كنكور ورودي دانشگاه ها ، در اين جزوه سعي كرده ايم كه شما داوطلبان عزيز را تا آنجا كه ممكن است و لازم با اين نقوش هندسي آشنا كنيم .

به طور كلي گره ها يك نوع تزئين معماري هستند كه بر اساس قانون و قاعده اي معين و با استفاده از خطوط مستقيم شكل مي پذيرند . گره ها انواع و اقسام مختلفي دارند كه مي توانند برروس سطوح مستوي (ناصاف) يا صاف (درها ، پنجره ها ، ديوارهاي عمودي و …) و برروي سطوح منحني (قوس زير گنبد ، زير سردر ورودي ، نيم گنبدها و…. به طور كلي تمامي پوشش هاي افقي ساختمانها) اجرا گردند.

البته وقتي گره برروي سطوح منحني اجرا گردد ، بيشتر به آن كاربندي يا مقرنس مي گويند .
بنابراين مي توان گفت كه گره عبارت است از كليه نقوش تزئيني هندسي كه اگر برروي سطوح صاف و مستوي اجرا گردند همان گره ناميده مي شوند و اگر برروي سطوح منحني اجرا گردند كاربندي يا مقرنس ، البته تمام اين تزئينات خود تقسيمات متعدد و گوناگوني دارند كه آشنايي با تمام آنها شايد غير ممكن باشد .

به هرحال به طور كلي گره ها مي توانند با مصالح مختلفي چون : چوب ، عاج ، گچ ، كاشي ، آجر ، به تنهايي يا به صورت تركيب با هم بكارروند (مثل تركيب چوب و عاج جهت گره سازي درب يا پنجره يا ….) اولين نكته قابل ذكر در گره آن است كه هر گره درزمينه (قاب) مخصوص به خود محدود مي شود ، يعني به وجود آمدن شكل گره از به وجود آمده زمينه آن جدا نيست . هر گره از عناصر خاصي به وجود مي آيد (دراصطلاح هنرهاي سنتي به اين عناصر يا مدلهاي تشكيل دهنده فرم عمومي گره ها آلت مي گويند) كه هر كدام از آنها اسامي

خاص خودرا دارند . مثل : شمسه ، سوسني، پاباريك ، طبل، پنج ، و …. براي اينكه با هركدام از تزئينات فوق (گره ، كاربندي، مقرنس) بهتر آشنا شويد در ابتدا تصاويري از آنها را در ساختمانهاي مختلف نشان ميدهيم . در اينجا منظورما فقط آشناشدن با شكل ظاهري اين تزئينات است تا بتوانيم آنهارا از هم تميز بدهيم و تفكيك كنيم . بعد با نقشه اين نقوش هندسي نيز آشنا خواهيم شد .

درشكلهاي ۴تا۱ نمونه هاي مختلف گره را درابنيه گوناگون مي بينيد . در شكل ۱- (مسجد مطهري) علاوه بر گره كه بربالاي سردرساختمان ملاحظه مي كنيد ، نمونه اي از مقرنس نيز درزير قوس (طاق) ورودي مشاهده مي شود .
در شكلهاي ۲و۴ ، نمونه گره سازي برروي گنبد را ملاحظه مي نمائيد كه با كاشي بوجود آمده است . در اينجا ذكر اين موضوع لازم است كه : در صفحه اول همين جزوه نوشتيم كه اگر گره برروي سطوح منحني اجرا شود به آن كاربندي يا مقرنس مي گويند ولي در اين جا بايد دقيق تر توضيح بدهيم و بگوئيم كه اگر گره برروي يك سطح منحني محدب اجرا شود (پوسته خارجي گنبد) به آن همان اطلاق مي شود (همانگونه كه به اين نقوش برروي سطوح مستوي گره مي گويند) و اگر برروي يك سطح منحني مقعر اجرا شود (پوسته داخلي گنبد

يازيرسردرو قوس ورودي مثل شكل ۱) ممكن است يا كاربندي باشد و يا مقرنس .
توجه داشته باشيد كه تزئينات كاشي كاري ساقه گنبد (استوانه اي كه گنبد برروي آن استوار است ) را گره نمي گويند بلكه اينها خطوط تزئيني بناني هستند . (شكلهاي ۲و۳و۴) . در شكل -۳ يعني گنبد سبز مشهد تزئينات داخل ديوار و طاق نماها را گره مي گويند . اگر به دقت به شكل -۴ توجه نمائيد زيرطاق ورودي يك نمونه از مقرنس گچي قابل مشاهده است .
اميدواريم كه با دقت در شكلهاي ۴تا۱ منظور مارااز گره در ساختمانها متوجه شده باشيد ، البته چهار شكل مذكور ، فقط گره سازي به كمك كاشي و برروي گنبد و سردر ساختمانها را نشان داده اند. در مورد گره سازي چوبي يعني درب يا پنجره بعداً در همين جزوه بيشتر آشنا خواهيد شد .دراينجا ضمن نشان دادن گره سازي در ابنيه سنتي ، بدليل مهم بودن

ساختمان مسجد و مدرسه مطهري به توضيح بيشتري در مورد اين ساختمان مي پردازيم . آغاز اين ساختمان مهم در سال ۱۲۹۶ هجري قمري ميباشد و در نزديكي ميدان بهارستان تهران واقع شده است . از مشخصات ارزنده اين ساختمان كاشيهاي مصور خشتي رنگارنگ آن است كه داراي مناظر بسيار زيبا و بديعي مي باشد . همچنين از نظر حجاري و سنگ تراشي داراي ستون هاي يك پارچه سنگي و ازاره سنگي زيبا و قابل اهميت است.

به طور كلي مدرسه مطهري در اعداد بزرگترين مدارس تهران است . طول آن ۶۲ متر و عرضش ۶۱ متر مي باشد و دروسط آن حياط بزرگ و مشجري قراردارد .
حال به معرفي چند نمونه از كاربندي مي پردازيم . كاربندي به تزئينات زير گنبد يانيم گنبد (سردرورودي و….) يا طاق نماها و …… مي گويند كه از تقاطع و تداخل يك سري قوس هاي جناغي (قوسهاي نوك تيزك در معماري بعد از اسلام در ايران رايج شد) به وجود مي آيند . يك از عمده ترين خواص كاربندي انتقال نيرو (فشار يا وزن سقف) از بالا به پايه ها و ديوارهاي عمودي است . علاوه بر اين كاربندي يك عامل مهم تزئيني نيز به حساب مي آيد .

در شكل -۵ فضاي زير گنبد مسجد امام اصفهان (مسجد شاه سابق) را ملاحظه مي كنيد . در شكل -۶ هشتي ورودي مدرسه چهار باغ اصفهان و در شكل -۷ سقف امامزاده شاه حسين كرمان نشان داده مي شود .
در شكل -۵ مي بينيد كه كاربندي ساده و درعين حال بسيار ظريف مسجد امام اصفهان بكمك كاشي معرق پوشانده شده است . اگر به دقت به اين شكل توجه نمائيد ، متوجه خواهيد شد كه كاربندي از تقاطع قوسهاي جناغي كه نوك تمام آنها در يك ارتفاع معين قرار دارد به وجود آمده است . باز اگر با دقت بيشتري به اين تصوير نگاه كنيد متوجه خواهيد شد كه نقوش كاشيكاري معرق ، نقوش گياهي بسيار جالبي هستند به اين نقوش ، اسليمي مي گويند . اسليمي يعني منسوب به اسلام و به طور كلي به نقوشي اطلاق مي شود كه در ابنيه اسلامي به كار مي روند ولي به طور مشخص تر منظور از نقوش اسليمي ، نقوش گياهي ، مثل ساقه و برگ گياهان مختلف ، به خصوص ساقه مو و هم چنين نقوش حيواني مثل بدن مار يا خرطوم فيل و…. مي باشد .

البته نقوش حيواني در طرح هاي اسليمي بكار مي روند كه بيشتر منحني باشند و حتي آنها را هم به صورت خلاصه در آورده به طوري كه معلوم نمي شود كه مثلاً فلان منحني بدن ماريا خرطوم فيل است .
به هرحال هدف ايجاد يك فرم كلي و جالب است كه با استفاده از نقوش گياهي و حيواني (بدن مار و خرطوم فيل) به اين منظور دست پيدا مي كنند كه بدون شك از برجسته ترين تزئينات ابنيه اسلامي محسوب مي شوند . حال براي اينكه فرم قوس ها در زمينه معرق كم نشوند و قوس ها را به طريق ديگري جداي از نقوش اسليمي معرق كاري تنظيم كرده اند كه اگر بيشتر دقت كنيم مي بينيم كه نوارهاي باريك تيره و روشن كه به صورت هندسي نقش شده اند اين وظيفه را به عهده دارند .

اين حالت را درشكل -۶ نيز به وضوح مي بينيم ، يعني دراين تصوير نيز خطوط قوس هاي جناغي كاملاً تيره شده اند (لاجوردي پررنگ) تا كاربندي جلوه بيشتري پيدا كند . هركدام از عناصر تشكيل دهنده كاربندي ها (منظور آن لوزي هايي هستند كه هر چهار ضلعشان برابر نيستند ، بلكه دوبدو مساوي ميباشند و هر قدر به مركز سقف نزديك مي شويم ، اين عناصر متشكله ، كوتاهتر مي شوند ) نام خاصي دارند كه در قسمت نقشه ها با آنها آشنا مي شويم . در شكل -۷ سقف امامزاده شاه حسين كرمان را كه خيلي ساده كاربندي شده است مي بينيم . اين نمونه كاربندي از گچ است و باز هم دراين شكل پيداست كه اين لوزي هاي فرو رفته (عميق ، سه لبه اي) ، هر چقدر كه به مركز سقف (روزنه اي كه درآن نور به داخل مي تابد و به آسمانه معروف است) نزديك مي شويم ، كوچكتر و ريزتر و درعين حال نسبت به پائيني ها پهن تر مي شوند .

حال به معرفي چند نمونه از مقرنس مي پردازيم . مقرنس به تزئيناتي مي گويند كه بيشتر در زير سردرهاي ورودي ابنيه مختلف و بعضاً به عنوان تزئين طاق نماها و غرفه هاي نسبتاً عميق بكار مي رود گاهي نيز مقرنس به صورت چند رديف و دورتادور گنبد يا مناره ابنيه مختلف قرار مي گيرد كه در اين حالت يعني به صورت منظم و مثل كمربند برگرد يك بخش از ساختمان واقع مي شود (عمدتاً برفراز ساقه گنبد يا فراز گلدسته ها) به آن قطاربندي مقرنس يا به اختصار قطاربندي مي گويند .
در شكل -۸ مقرنش زير سردر ورودي بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي ملاحظه مي نماييد كه با كاشي كاري معرق پوشيده شده است در واقع مقرنس به عناصري مي گويند كه به نظر مي رسد درفضا معلق هستند و هركدام به شكل يك طاق خيلي كوچك فرورفته (معقر) به نطر مي رسد .

در شكل -۹ مقرنس زير تالار مسجد ميدان اصفهان را مي بينيد همانطور كه از شكل پيداست اين مقرنس خيلي پركار و شايد بتوان گفت كمي شروغ است و جنس آن از گچ است . در شكل -۱۰ گنبد خانه مسجد حكيم اصفهان نشان داده شده است در اين شكل مقرنس واقع در گودي محراب (همان جايي كه منبر قرار گرفته است) ملاحظه مي كنيم و علاوه برآن تزئين سقف بنا را مي بنيد كه به صورت كاربندي (تداخل قوسهاي جناغي) است . در شكل -۱۱ مقرنس محراب مسجد شيخ لطف اله اصفهان را ملاحظه مي كنيد كه بسيار ظريف و خوش تركيب است و با كاشي معرق نما شده است با مقايسه شكل هاي ۱۲ و ۸ با شكل ۹ ، تفاوت انواع مقرنس را از لحاظ ظرافت و شلوغي (ريزه كاري بيش از حد) متوجه مي

شويد در شكل -۱۲ تزئين زير تالار تيموري اصفهان نشان داده شده است كه در واقع نه مقرنس است نه كاربندي ، بلكه مي توان آن را تركيبي از مقرنس و كاربندي به حساب آورد ، به اين نوع سيستم يزدي بندي مي گويند كه در تقسيم تزئينات معماري اسلامي بيشتر جزوكاربندي به حساب مي آيد تا مقرنس ، در همين جا راجع به ساختمان تالار تيموري اصفهان كه به شيوه اصفهاني ساخته شده است توضيح مهمي را بايد ذكر نماييم و آن اين است كه در دوره صفويه (نقطه عطف شيوه اصفهاني ) براي اولين بار پس از اسلام نقاشي به عنوان يكي از تزئينات مهم رشته معماري به كار مي رود .

همانطور كه قبلاً هم گفته ايم به دليل اين كه فرهنگ اسلام نقاشي (بخصوص كپي از صور انساني و حيواني) را مجاز را نمي شمرد . هنرمندان مسلمان به نقوش هندسي (گره ، كاربندي ، مقرنس) و همچنين نقوش گياهي كه در (معرق كاري بهترين نمونه هاي آن را مي بينيم ) روي آورند . به هرحال براي اولين بار در دوره صفويه نقاشي به عنوان يك عامل مهم تزئيني عرضه اندام مي كند و در ساختمان عاليقاپوي اصفهان مستقيماً به كار مي رود . به غير از اينكه به طور مستقيم از نقاشي استفاده مي شده است با توجه به شكل -۱۲ با بكار بردن خطوط پر رنگ (لاجوردي) بر روي مقرنس ها و كاربندي ها (بر روي فصل مشترك سطوح مختلف و قوسهاي كاربندي و مقرنس) البته در مواقعي كه كاربندي و مقرنس با گچ اجرا

شده باشد ، باعث جلوه هرچه بيشتر اين نوع تزئينات مي شده اند . اگر شكل -۱۲ را با شكل -۹ مقايسه كنيد (شكل -۹، خطوط پر رنگ بروي فصل مشترك سطوح مقرنس وجود ندارد) بهتر متوجه مقصود ما ميشويد . استفاده از خطوط پر رنگ لاجوردي بر روي زمينه سفيد گچي در اطراف ميدان نقش جهان (در طاق نما) يكي ديگر از نمونه هاي نقاشي بر روي گچ سفيد است . در اينجا به ذكر توضيحات مفصل تري راجع بهمقرنس مي پردازيم كه بسيار مهم است .
مقرنس :
يكي از مهمترين عناصر تزئيني در ساختمانهاي ايراني و اسلامي مقرنس است كه بيشتر در بناهاي مذهبي مثل مسجد و مدرسه بكار رفته است . كلمه مقرنس با قر و قرناس و قرنس (قرنيز) خويشاوند است و مي توانيم بگوييم مقرنس يعني قرنيس دار شده و اين معني با شكل و فرم عنصر تزئيني مورد نظر ما كه از تعدادي سطوح برآمده و فرورفته تشكيل شده است و كم و بيش موافق است . براي اينكه بيشتر با معني كلمات فوق الذكر آشنا شويم به فرهنگ لغت مراجعه مي كنيم : قر به معناي چيز فرو رفته است هرگاه ظرفي فلزي يا چيزي شبيه به آن باثر برخورد با جايي فرو رفتگي پيدا كند مي گويند قر شده است (توجه داشته باشيد كه مقرنس نيز از تعدادي سطوح فرورفته و برآمده تشكيل شده است) . قرنيز مأخوذ از

قرناس يا قرنس عبري است و به معناي پيش آمدگي باريك بالاي در و پنجره ، شبيه حاشيه يا سايبان كه از آجر يا سيمان (ساروج) درست مي كنند مي باشد .
در برخي از فرهنگها آمده است : مقرنس به فتح قاف و نون به معني گچبري و نردبان سازي در سقف طاقها و ساختمان ها است . مقرنس كاري يعني عمل گچبري و هنرنمايي با گچ در داخل ساختمان به خصوص در زير سقف كه با سطوح گود و برجسته ايجاد نقش كند . البته در فرهنگ ها معناي متعدد ديگري نيز قر و قرنيس و قرنيز و رناس و … آمده است كه از حوصله بحث ما خارج است .

به هرحال آخرين معنا كه براي مقرنس ذكر گرديد به آنچه مورد نظر ما است نزديك تر است گرچه در آن ذكر شده كه از گچ است ، در حالي كه مي دانيم اين تزئين مي تواند از آجر يا كاشي و حتي سنگ هم باشد . به هر حال از مجموعه تعاريف و معاني مندرج در فرهنگ ها كه به عنوان نمونه چندتايي را در بالا ذكر نموديم چنين برمي آيد كه : مقرنس يك عنصر تزئيني است كه در بالاي ديوارها (ديوارهاي منتهي به قوس و يا پوشش نيمه گنبدي ، يعني سردر بناها و …) و به خصوص در سقف و گوشه هاي سقف ابنيه مختلف به كار مي رود . مقرنس با مواد و مصالح مختلف و با نقوش متفاوت و با اشكال گوناگون قابل اجرا است .

در جلد نهم فرهنگ لغت لاروس Larouss در مورد مقرنس آمده است : موتيف (عنصر) تزئيني معماري كه فرم آن استالاكتيت ها را به ياد مي آورد . استالاكتيت ها ، همان تركيبات آهكي آويزان از سقف نمادها مي باشد . شايد بتوان گفت كه مقرنس تقريباً تركيب فرمهاي منشوري برجسته و گود است كه به روي هم قرار گرفته باشند . د ر كتاب هنر اسلامي جزوه مجموعه مخصوص تاريخ منتشر شده با راهنمايي هانري ماتن به اين ترتيب از مقرنس (استالاكتيت) تعريف شده است . عنصر بسيار مشخص تزئيناتي معماري اسلامي به خصوص ايراني ، استالاكتيت ها هستند و به اين دليل به اين اسم ناميده مي شوند كه تركيبات و رسوبات آويزان از سقف نمادها را به ياد مي آورند . استالاكتيت ساده با هفت عنصر منشوري كه مي توانند به هم وصل شوند و به صورت يك جلوآمدگي درآيند تشكيل شده است (شكل-۱۳) .

به هرحال با توجه به مطالب فوق الذكر مي توانيم مقرنس را به چهاردسته تقسيم نماييم :
دسته اول : مقرنس هاي جلو آمده كه مواد آنها غالباً از مايه مصالح اصل بنا و اكثر ساده و در انتهاي سطوح خارج بنا اجرا مي شود و استحكام آن زياد است .
دسته دوم : مقرنس هاي روي هم قرار گرفته كه احياناً از مايه مصالح اصل بنا و يا قطعات سنگ و آجر و گچ در سطوح داخل و خارج بنا اجرا مي شود و داراي ثبات و استحكام متوسطي است .

دسته سوم : مقرنس هاي معلق (آويزان) كه معادل استالاكتيت فرنگي است .اين نوع مقرنس معمولاً از چسباندن مواد مختلف چون گچ ، سفال ، كاشي ، و غيره به سطوح مقعر داخل بناها صورت مي گيرد و آويزان به نظر مي رسد و داراي ثبات و استحكام كمي است .
دسته چهارم : مقرنس هاس لانه زنبوري است كه چون خانه هاي لانه زنبوري است كه مانند خانه هاي لانه زنبور به چشم مي خورد . اين نوع نزديك و شبيه به دسته سوم است و در ايران خيلي كم استعمال شده است .

سابقه مقرنس در ايران به قبل از اسلام باز مي گردد و اولين نمونه هاي شناخته شده مربوط است ب دوره ماد (۷۰۸-۵۵۰ق.م) كه در دخمه دكان داود وجود دارد . البته بديهي است كه فرم مقرنسهاي اين دوران بسيار ساده و معمولي است و با آنچه شما در تصاوير ۸-۱۲ مشاهده كرده ايد كاملاً متفاوت است همچنين در دوره هاي هخامنشي ، اشكاني و ساساني نيز نمونه هايي از مقرنس وجود داشته است . اما مقرنس در ساختمانهاي بعد از اسلام (ابنيه اسلامي) حائز كمال اهميت است و تمام توضيحات ما مربوط است به بناهاي اسلامي اما نوع مقرنس از نظر كيفيت و فرم و شكل ظاهر و كميت اجرايي آن در دوران مختلف اسلامي نيز متفاوت است . درچهار قرن اوليه هجري (سبك خراساني) مقرنس به طور

پراكنده و خيلي ساده در ساختمانها به چشم مي خورد ، نمونه هايي كه در شيوه خراساني بكاررفته اند را ميتوان پيشاهنگ اين عنصر تزئيني درقرون بعدي اسلامي دانست . اما دردوقرن پنجم و ششم هجري كه مقارن است با عهد سلجوقيان (سبك رازي ) اين عنصر تزئيني شديداً در حال تحول است . دراين دوره مقرنس از صورت كلي كه درممالك مختلف و نواحي تحت اشغال اعراب بروز كرده بود ، به سوي عوامل تزئيني عصر ساساني رفت . دراين دوره چون تالارهاي بزرگ مربع (مثل عهد ساسانيان) ساخته مي شد و چون سقف اين تالارها به كمك گوشواره ساخته مي شدند ، زمينه مناسبي براي توسعه مقرنس فراهم شد .