۱ مقدمه

معماری بومی ایران، سابقه ای کهن دارد. در هر گوشه از آن، بناهایی با معماری های متفاوت به چشم می خورد که در عـین حال اشتراکاتی با هم دارند،این ویژگی، آنها را نیازمند بررسی کرده است. واحدهای مسکونی روستایی، از یک سو، تحت تاثیر اقلیم و شرایط محیط طبیعی بنا شده اند و از سوی دیگر، با الگوی معیشت خانواده ها ارتباط دارند. .[۱]

آفرینش معماری دیروز ایران، به دو گونه فراورده که اصلی اند، پرداخته است: معماری فرهیخته، کم یا بیش مترادف با آن چه در ادبیات معماری مغرب زمین معماری کلاسیک خوانده می شود، در یک سو و معماری بومی ـ سنتی در سوی دیگر. از بررسی هایی که در باب معماری دیروز ایران صورت داده ایم، چنین حاصل می شود که جدایی معماری فرهیخته از معماری بومی و سنتی شهرهای ما را نه چندان اندیشه ها و مفهوم ها و معناهایی که در آن ها می توانیم یافت، که اندازه و شاخه و

۱

برگ بیش تر داشتن به مناسبت هایی برخورداری از تزئینات بیش تر، نمایان می دارند، و این، امر مهمی است که، در تحلیل نهایی از نوع یگانگی و همگنی میان این دو حکایت می کند ـ مگر در مواردیکاملاً استسنایی. از این روی می توانیم چنین بگوییم که معماری های دیروز کشورمان، چه آنگاه که حاکمان و ثروتمندان خواستار ساختن شان بوده اند و چه آنگاه که قشرهای شهرنشین میانی و برخوردار از توان مالی محدود بانی شان می شده اند، در حقیقت امر، در تکامل یک دیگر بوده اند و می توانسته اند، در تکرار تجربه ها، زمینه های لازم برای گردش اندیشه ها و علامت ها را نیز فراهم کنند. وجود آن یگانگی و همگنی ای که در موجودیت های معماری و فرهیخته و بومی ـ سنتی دیروز ما به شکلی چشم گیر مشروط کننده شکل و محتوای معنی می شود، نمایانگر هویت ملی ما به شمار می آید. آن معماری ها از فضای فرهنگی درونی شهرهای ما نشأت می گرفتند و رنگ و طعم سلیقه های مردمی داشتند و بر اساس ضابطه ها و معیارها و تجربه های مدنی آن روزها ساخته می شدند.

امروز اما، عامل ها و مؤلفه هایی دگر در امر تولید فضای معماری کشورمان مداخله دارند: عامل ها و مؤلفه های امروزی تولید فضای ساخته شده، بر مبنای ضابطه ها و مقررات اجرایی خاصی وارد این میدان شده اند که چگونگی های برخاستن و پیوند داشتن با بهره وران از فضای ساخته شده، یا دیده نشده اند و یا به شکل مفروضاتی داده شده اند بحث انگیزه و نادرست. واین جا، پرسشی که پیش می آید این است: آیا معماری امروزی یا معاصر ایران نمایانگر حقیقی هویت مدنی و فرهنگی هنری ما است؟. [۲] «

.۲ چارچوب نظری تحقیق

۲ـ۱ معماری بومی

معماری که به عنوان پیامد توجه به خویشتن مطرح می گردد، معماری بومی معرفی شده و برخواسته از فرهنگ و پاسخگوی نیازها، ارزش ها و باورهای جامع خواهد بود .[۳] توجه به ویژگی های معماری بومی، از دو جهت قابـل توجـه اسـت: یکـی، ایجاد بستر مناسب برای شکل گیری معماری پایدار و دیگری، استفاده از ارزش های تکرار پـذیر معمـاری بـومی، در فرآینـد معماری. [۴] بنا برتعریفی که پاولالیور از معماری بومی دارد، معماری بومی، آنگونه از معماری است که از درون جوامع رشـد میکند و طی زمان خود را با شرایط اجتماعی اقلیمی و فناوری سازگاز می سازد و تکامل می یابد و با ارزشها، اقتصاد و شـیوه های زندگی فرهنگهایی که مولد آنها هستند سازگار می باشند و یا به طور خلاصه معماری بومی، معمـاری مـردم و معمـاری توسط مردم و نه برای مردم است. [۵] معماران بومی بدون لطمه به محیط زیست از کمتـرین امکانـات، بهتـرین اسـتفاده را کرده اند و در پاسخگویی به نیازهای خود دست به کارهایی خلاقانه زده اند. اما در دنیای مدرن با پیشرفت تکنولوژی و اتکـا انسان به آن و توانمندی در بهره برداری از منابع لطمات بزرگی به محیط زیست زده شد..[۶]

معماری بومی در نتیجه صدها سال از بهینه سازی به ارائه یک پناهگاه راحت در آب و هـوای محلـی بـا اسـتفاده از مـواد در دسترس و فن آوری ساخت و ساز شناخته شده است. [۱۶ ]

معماری بومی چیست؟ معماری پیش از آن که به دست برخی معماران چیره دست و مدبر، صاحب دانش های فنـی و عملـی ،هنرمند، اندیشه پرداز و صاحب رای به شکل غنی شده در آید، امری بود روزمره؛ آفرینش متشابه و مترادف با هـر تظـاهری دیگر که انسان ها، در ترکیب بیش از دو چیز با یکدیگر ،تحقق می بخشند. باید چنین گفت که ابتدا معماری عامیانه ،بـومی، معماری سنتی و معماری بی تکلیف، معماری بدیهه ساز و مانند آن زاده شده است و آن گـاه معمـاری غنـی شـده، معمـاری

۲

متکی بر قانون مندی های شکل ها و کاربردها، معماری تشریفاتی یا به عبارتی همه گیر و جهانی »معماری کلاسیک« پا به عرصه وجود نهاده است. از این رو، معماری بومی، بدون دارا بودن سبک و به دور از فرم و »مدل« خاص خصیصه بدیهه ساز بودن را حفظ کرده است. به همین لحاظ مصنوعات و معماری بومی را در مواجهـه بـا سـرزمین هـای ناشـناخته در پیونـدی مرموز، مانوس و قابل فهم در می یابیم. فرهنگ امروزی ما نتیجه برخورد انسان با طبیعت طی وقوع حوادث متعـدد در طـول تاریخ است. راپاپورت، معماری بومی را معماری می داند که در برابر معماری رسمی، شاخص شناخته شده و یادمانی قرار مـی گیرد. به عبارت دیگر معماری ساده تر، مردمی تر و در مجموع ،معماری کـه جوابگـوی نیازهـای قشـر عـام مـردم اسـت. او همچنین استدلال می کند که معماری یادمانی می تواند ریشه در معماری بومی داشته باشـد. معمـاری بـومی کـه بـه دور از تخصص ها تحقق پیدا می کند، جوابگویی به نیازهای یک جامعه را در ارتباط با عوامل طبیعی و خواسته های معنوی انسـان ها عهده دار است. . [۷]