معماری جهان

معماری جهان
تازه ترین نمودهای قدرتی خلاقه در معماری جدید نخست در فنلاند به منصهء بروز رسید و سپس در برزیل. سهم فنلاند که از دموکراسی کامل برخوردار است در این نوآوری ایجاد طرحهای آرام و ترکیب معماری جهانی و معماری بومی بود.برزیل که دائم به شورشهای آمریکای جنوبی تهدید میشود با مجموعهء ساختمان هائی که از زیبائی شگفت انگیز برخوردارند و نماهایشان تلالو درخشندگی دارد . زیبائی خطوط و فرم را به معماری معاصر عرضه داشت. با ورود ژاپن به جریان

اصلی معماری معاصر برای نخستین بار خاور دور در پیشرفت معماری امروز سهم موثر گرفت . قبل از این معماری غرب از معماری کهن ژاپنی وچینی الهام گرفته بود :فی المثل در قرن هیجدهم این تاثیر در سبک (رکوکو ) آشکار گشت و یا در قرن نوزدهم که الهام از مشبک کاری های ژاپنی قوهء ابتکار وتخیل هنرمندان مغرب زمینی را آزادی بخشیده وتاثیری عمیق تر داشت .

اما امروزه وضع دیگر گونه است .تاثیر ژاپن بر غرب دیگر محدود به معماری کهن این سرزمبن نیست . در غرب دیگر اعتقاد محض به صنعت تزلزل یافته است. و تمدنی که در حال تکوین است ممکن است راه به وحدت معنوی شرق وغرب برد.مغرب زمین اکنون بار دیگر متوجه نکته ای میشود که ژاپن هرگز فراموش نکرده است : پیوستگی ثبات وتجارب انسانی .شکفتگی معماری ژاپن از یک جانب از سنتی مایه می گیرد که از دیر باز در این سرزمین وجود داشته است.و از جانب دیگر از قدرت خلاقهء معمارانی که زمانی شاگرد (لو کر بوزیه ) بوده اند و از معماری غرب ملهم اند.

ممکن است تصور شود که تاثیر غرب بر معماران ژاپنی از طریق فرانک لید رایت حاصل آمده باشد و (امپریال هتل) که رایت در توکیو ساخت (۲۲ـ۱۹۱۷) منشاءاین تاثیر باشد. اما این تصور صحیح نیست.طر ح این هتل بیشتر از معماری چینی متاثر است .تاآن که نمایندهء زندگی معاصر در ژاپن باشد .اگر چه بر اثر زلزلهء ۱۹۲۳ ژاپن کوچکترین آسیبی به این هتل وارد نیامد (و این خود میرساند که در تبعیت از شرایط محلی ژاپن ساخته شده است ).

اما ریزه کاری های آن چندان است که به هیچ روی نمی توام آن را وسیلهء تحرک معماری جدید در این کشور دانست . تلفیق معماری غرب وشرق در این کشور از طریقی دیگر صورت گرفته است .معماران معاصر ژاپنی از جمله (مائکاوا) و (ساکاکورا) با شاگردی در آتلیهء (لوکربوزیه) رموز کار را از وی آموختند .و(لوکربوزیه)معماری بود که بیش از هر معمار غربی دیگر می دانست چگونه با الهام از گذشته شاهکار های جاوید در عصر حاضر بیافریند .
بحث ایده در معماری جهانی

ایده، اصطلاحی است که در بحث‌های معماری زیاد به کار می‌رود و همین نکته، اهمیت آن را می‌نمایاند. در تمدن بشر، ایده، نقش بسیار مهم یا شاید بتوان گفت مهمترین نقش را ایفا کرده است. اگر به اطراف نگاهی کنیم، می‌بینیم که تمامی اشیاء زندگی ما در اصل براساس ایده‌هایی مشخص به وجود آمده‌اند.
پوستۀ خرچنگی که لوکوربوزیه در سال ۱۹۴۶ در یک ساحل یافته بود، به ایده‌ای برای یکی از مهمترین آثار معماری معاصر تبدیل شد: سقف کلیسای رونشان .

در هر حال نه تنها فرمهای طبیعی، بلکه تمام پدیده‌هایی که در این جهان وجود دارند، از قبیل یک ساختمان یا حتی یک داستان و یک شعر نیز ممکن است به کاتالیزورهایی برای پرورش ایده‌ای در ذهن تبدیل شوند. نکته ی مهم، چگونگی استخراج ایده از مقولات شناخته شده است. زیرا تبدیل مستقیم چیزهایی که کنجکاوی ما را جلب کرده‌اند، به معماری، به اندازه ساختن ساختمانی به شکل خرچنگ، مضحک است. ذهن کنجکاو، عصاره یا ویژگی مهم آن چیزهایی را که با حواس، شناخته شده است، استخراج می‌کند و سپس آن را به زبان مناسب پروژه ترجمه می‌کند. در طول زمان، معانی اولیه فراموش می‌شوند، کاربری‌ها

عوض می‌شوند و آنچه باقی می‌ماند فرم است. به همین جهت، صحیح است که شکل‌گیری ایده یا تبلور آن، مسیر خود را طی کند.
معماری پیش از آنکه یک ساختمان باشد؛ یک تفکر، یک اختراع و یک واقعۀ پیش‌بینی نشده است. اختراع معمولاً زمانی صورت می‌گیرد که به یک راه حل استثنایی نیاز باشد و کار معماری، همواره در شرایطی صورت می‌پذیرد که به لحاظ زمانی، مکانی یا موضوعی، منحصر به فرد محسوب می‌شود و بنابراین نیاز به اختراع دارد.

کار اصلی معمار، یافتن جوهر منحصر به فرد هر پروژه و پرداختن به آن است. از این طریق، ایده تولید می‌شود و در کنار ساختمان، که راه حلی برای مسئله‌ای محدود و مشخص است، فرهنگ معماری نیز به پیش می‌رود…

ایده، اصطلاحی است که در بحث‌های معماری زیاد به کار می‌رود و همین نکته، اهمیت آن را می‌نمایاند. در تمدن بشر، ایده، نقش بسیار مهم یا شاید بتوان گفت مهمترین نقش را ایفا کرده است. اگر به اطراف نگاهی کنیم، می‌بینیم که تمامی اشیاء زندگی ما در اصل براساس ایده‌هایی مشخص به وجود آمده‌اند.
پوستۀ خرچنگی که لوکوربوزیه در سال ۱۹۴۶ در یک ساحل یافته بود، به ایده‌ای برای یکی از مهمترین آثار معماری معاصر تبدیل شد: سقف کلیسای رونشان .

در هر حال نه تنها فرمهای طبیعی، بلکه تمام پدیده‌هایی که در این جهان وجود دارند، از قبیل یک ساختمان یا حتی یک داستان و یک شعر نیز ممکن است به کاتالیزورهایی برای پرورش ایده‌ای در ذهن تبدیل شوند. نکته ی مهم، چگونگی استخراج ایده از مقولات شناخته شده است. زیرا تبدیل مستقیم چیزهایی که کنجکاوی ما را جلب کرده‌اند، به معماری، به اندازه ساختن ساختمانی به شکل خرچنگ، مضحک است. ذهن کنجکاو، عصاره یا ویژگی مهم آن چیزهایی را که

با حواس، شناخته شده است، استخراج می‌کند و سپس آن را به زبان مناسب پروژه ترجمه می‌کند. در طول زمان، معانی اولیه فراموش می‌شوند، کاربری‌ها عوض می‌شوند و آنچه باقی می‌ماند فرم است. به همین جهت، صحیح است که شکل‌گیری ایده یا تبلور آن، مسیر خود را طی کند.
معماری پیش از آنکه یک ساختمان باشد؛ یک تفکر، یک اختراع و یک واقعۀ پیش‌بینی نشده است. اختراع معمولاً زمانی صورت می‌گیرد که به یک راه حل استثنایی نیاز باشد و کار معماری، همواره در شرایطی صورت می‌پذیرد که به لحاظ زمانی، مکانی یا موضوعی، منحصر به فرد محسوب می‌شود و بنابراین نیاز به اختراع دارد.

کار اصلی معمار، یافتن جوهر منحصر به فرد هر پروژه و پرداختن به آن است. از این طریق، ایده تولید می‌شود و در کنار ساختمان، که راه حلی برای مسئله‌ای محدود و مشخص است، فرهنگ معماری نیز به پیش می‌رود..

ایده ابزاری برای گفتگو و پیشنهاد راه حلی مکمل است، آن هم نه راه حلی که به صورت نقطه ضعف درآید و سرنوشتی انگل‌وار داشته باشد. اگر در گذشته تنها ابنیۀ بسیار خاص، به ایده‌های نوین دست می‌یافتند و اکثر سازندگان به استفاده از ایدۀ گذشتگان یا تکمیل تدریجی آنها می‌پرداختند، امروزه وضعیت کاملاً متفاوت است و معماری اگر صاحب ایده نباشد؛ نه تنها به لحاظ فرهنگی بی‌ارزش است، بلکه حتی به جای پرداختن به مسایل پروژه، ناچار است به دور آنها بچرخد و با شعبده بازی‌های سلیقه‌ای، مشروعیت ظاهری برای خویش کسب کند.

«ایده» همواره ماهیتی جهانی است ولی سلیقه محلی است. به دلیل فقدان ایده است که اینقدر از نفوذ معماری جهانی به کشور نگران می‌شویم. تنها راه مقابله با تهاجم فرهنگی نیز تولید ایده‌هایی اصیل و باارزش است. معماری ما هم زمانی که دارای ایده بود، مسئله تهاجم فرهنگی را حل کرده بود. پیش بینی می‌شود که در آینده‌ای نزدیک، عمده‌ترین فعالیت بشر، تولید ایده خواهد بود و روباتها و کامپیوترها بقیۀ کارها را انجام می‌دهند. تولید ایده در حقیقت یکی از مهمترین فعالیت‌های مغز است که کامپیوتر قادر به انجام آن نیست.