معماری معاصر و مدرن ایران

لغت مدرنیسم از کلمه Modo به معنی تازگی ، گرفته شده است و به لحاظ زمانی به قرن ششم میلادی بازمی گردد. مدرنیسم با معماری مدرن ، متفاوت است. مدرنیسم و مدرن به عنوان یک ایدئولوژی مطرح می شوند در حالی که معماری مدرن یک ایده و تفکر نیست ؛ بلکه سبک معماری است و زمان و مکان مشخصی را در بر می گیرد.
در این نوشتار تلاش می شود تا به صورت اجمالی معماری معاصر ایران بررسی شود و نیز تأملی بر چگونگی ورود معماری مدرن در عرصه معماری ایران شود.

«در مورد آغاز معماری معاصر ایران ، هنوز هیچ اتفاق نظری وجود ندارد.بعضی سال ۱۳۰۰ هجری شمسی را ، که مقارن با شروع دوره پهلوی اول و همزمان با اقدامات و اصلاحات تجددگرایانه اوست، به عنوان نقطه عطف تاریخ معماری معاصر به شمار آورده اند ، که این به طور ضمنی در بین همگان پذیرفته شده است و معمولاً هم به آن استناد می شود . بعضی دیگر تاریخ انقلاب مشروطه را که با تغییرات سیاسی و اجتماعی در ایران همراه است ، نقطه عطف و آغاز معماری معاصر می دانند. آنچه که بدیهی است ،آغاز تحولات و جریان فراگیر معماری معاصر ایران را باید از زمان قاجار که مقارن با جریان های نوظهور معماری است دنبال کرد و از طریق مشخصه های معماری و بناهای شاخص و زمینه ساز تاریخی ، به تعیین نقطه آغاز معماری معاصر ایران پرداخت.»(فرهی ، ۱۳۷۸: ۶۷)

از طرفی نیز «شروع معماری معاصر ایران را می توان از حدود سال ۱۳۰۰ به بعد تصور کرد. این زمانی است که در اثر تحولات سیاسی و اجتماعی جریان زندگی اجتماعی و اقتصادی ایران تغییر کرد، سیمای شهر ایران متحول شد و بناهای لازم برای زندگی جدید مانند ادارات ، کارخانجات ، بانک ها ، ایستگاههای راه آهن ، دانشگاهها و جز اینها ، و همچنین واحدها و مجموعه های مسکونی جدید در شهرها به وجود آمدند. این بناها برخلاف بناهای قبل از تاریخ معاصر که بدست معماران

سنتی طراحی و ساخته می شدند، به تدریج به دست معماران تحصیل کرده طراحی گردیدند. این عده را ابتدا معماران غیر ایرانی تشکیل می دادند و سپس اندک اندک معمارانی که در مدارس معماری خارج از ایران تحصیل کرده بودند و بدنبال آن با ایجاد اولین مدرسه معماری ایران در حدود سال های ۱۳۲۰ ، معماران تحصیل کرده ایرانی نیز به آنها اضافه شدند »( میرمیران ،۱۳۷۸: ۴۱)

به بیانی دیگر می توان این چنین ذکر کرد که تاریخ پیدایش معماری معاصر و مدرن را می توان اواخر دوره قاجار دانست؛ چرا که در این دوره ، به سرعت انتقال تفکرات و ایده ها رخ داد و از جمله خصوصیات جامعه مدرن، سرعت انتقال اطلاعات است و همین تبادل اطلاعات ، در امر فرهنگ و معماری ، بسیار مؤثر واقع شد . پیدایش معماری مدرن و نقطه آغازین آن ، به اواخر دروران قاجار بر می گردد اما اوج ظهورِ آن ،به دوران پهلوی مربوط می شود .

« گرایش به معماری مدرن از سال های میانی حکومت رضا شاه ، از سوی معمارانی چون گابریل گورکیان، وارطان هوانسیان، پل آبکار و رولان مارسل ذوبرول حمایت می شد . معماری این افراد تحت تأثیر معماری مدرن مکتب وین ، معماری اکسپرسیونیست آلمان قبل از دهه ۱۹۳۰ میلادی و آرت نووی فرانسه شکل گرفت.» (بانی مسعود ،۱۳۸۸ :۱۸۷)

از زمانی که فرهنگ غرب وارد معماری درونگرای ایرانی شد، معماری مدرن ایران شکل گرفت.تا قبل از ورود فرهنگ غرب به ایران ، معماری اورگانیک بسط یافته بود اما با ورود مدنیته معماری ایران ، به اشکال هندسی تغییر یافت.معماری ایرانی سراسر تزیینات بود و امری فرهنگی محسوب می شد اما با ورود مدرنیته و حدف تزیینات به امر اقتصادی مبدل گشت. از جمله ، شهرهایی که نقطه¬ای در اتصال ایران و اروپا محسوب می شدند ، تهران را می توان نام برد . تهران ، به عنوان پایتخت ایران ، نقطه اتصال ایران و اروپا بود و از اینرو، تغییرات در زمینه معماری ابتدا از تهران شروع شد و به سایر نقاط ایران ادامه یافت.

تقسیم بندی معماری معاصر ایران
می توان چهار مقطع برای معماری معاصر ایران به شرح زیر پیشنهاد کرد:
مقطع اول : عهد ناصری ۱۲۵۴ ه. ش .تا پهلوی اول ۱۳۱۳ ه.ش. (۱۸۷۵ میلادی ) تا (۱۹۳۴میلادی)
مقطع دوم: دوره پهلوی اول ۱۳۱۴ ه . ش . تا پهلوی دوم ۱۳۳۲ ه . ش . (۱۹۳۵ میلادی) تا ( ۱۹۵۳میلادی)
مقطع سوم:پهلوی دوم ۱۳۳۳ ه . ش . (پهلوی دوم ) تا ۱۳۴۹ ه . ش . (۱۹۵۴ میلادی ) ( ۱۹۷۰ میلادی )
مقطع چهارم : پهلوی دوم تا جمهوری اسلامی ۱۳۵۰ ه . ش . تا به امروز»( فرهی،۱۳۷۸: ۷۳)

یکی از مشخصه های معماری در سالهای پایانی قاجار و اوایل دوران پهلوی، ” شیوه¬ی احیایی” بود . از نمونه بناهایی که به این سبک ساخته شده اند را می توان ساختمان مجلس شورای اسلامی نام برد. شیوه احیایی که با ساختمان شواری ملی آغاز می شود ، در دوران پهلوی اوج می گیرد و در زمان پهلوی دوم سبک و سیاقی متفاوت به خود میگیرد.از مشخصه های معماری مدرن در ایران ، تطبیق « شیوه معماری احیایی» و « شیوه معماری مدرن» و تطابق موضوعی آنهاست.

گرایش اصلی معماران ایرانی در دو دهه بعد از انقلاب، معماری در راستای میراث فرهنگی و معماری سنتی ایرانی بوده است و حداقل در ساختمان‌هایی که زیر نظر دولت به اجرا می‌رسیدند، گرایش دیگری نمی‌توان یافت. این معماران تحت تاثیر جنبش پست مدرنیسم کلاسیسیم در صدد برآمدند که به معماری معاصر ایران، چهره‌ای ایرانی ببخشند. عمده دغدغه معماران پس از انقلاب، آشتی دادن سنت با مباحث و تحولات معماری مدرن بوده است که این خصوصیت بیشتر در کارها و اندیشه‌های فارغ‌التحصیلان دانشگاه تهران دیده می‌شود. (بانی مسعود، ۱۳۸۸)

معماری ایرانِ بعد از انقلاب اسلامی ،از گذشته¬ی خود وام می گرفت و وامدار گذشته¬ بود . اما اکنون ویژگی بارز معماری معاصر ایران ، تکثرگرایی، تنوع گرایی و التقاط است .فعالیت های فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی خارج از فضا، مکان و معماری انجام نمی شود و با تغییرات این فعالیت ها، معماری نیز تغییر می یابد و در واقع معماری مؤثر از آنها می باشد؛ نتیجه اینکه اکنون جدایی فضا از مکان رقم خورده است .مکان، جایگاه ، محل و اماکن را شامل می شود و فضا ، بستری است برای شکل گیری فعالیت ها و رفتارهای انسانی . فضا کلیه¬ نیازهای انسانی را برآورد می کند و انسان در فضای معماری زندگی می کند.

در دوران قاجار از طریق مسافرت های شاهان و شاهزادگان و کارت پستال هایی که با خود به ایران می آوردند ، تغییراتی در جهت مدرنیزاسیون در معماری ایران شکل گرفت و این روند در دوران پهلوی به اوج خود رسید. اما آنچه که امروزه حائز اهمیت است ، نقش رسانه ها در پیشبرد معماری مدرن ایران و تغییرات در معماری ایرانی است. جذابیت ، سهولت و سرعت در استفاده از رسانه های جهانی ، سبب افزایش چشمگیر داده ها در زمینه معماری شده است.با افزایش داده ها کنترل آنها سخت تر شده است.طرح معماری سنتی، که نقش مهمی در ارائه طرح معماری داشت،جای خود را به نرم افزارهای ترسیمی و گرافیکی داده است.

معماری معاصر ایران

برج آزادی
معماری معاصر ایران، دوره‌ای از معماری ایرانی است که از سال ۱۳۰۰ خورشیدی تا به امروز ادامه دارد.

برآمدن
نخستین آشنایی گسترده ایرانیان با «معماری اروپایی» در دوره قاجار اتفاق افتاد و تمایل به تقلید و ایجاد بناهایی مشابه در میان اشراف قاجار و سپس مردم میانه حال ایجاد شد. قاجاریان از طریق عکس‌ها و کارت پستال با معماری اروپا آشنا شدند و از این رو ساختمان‌های این دوره بدون آگاهی دقیق از قواعد سبک‌های اروپایی ایجاد می‌شدند. تحت تاثیر معماری اروپا، خلاقیت‌های فضایی در معماری قاجار نسبت به سبک‌های قبلی معماری ایرانی، افزایش یافت و فضاها به گشایش و سبکی بیش‌تری در قیاس با الگوهای قدیمی رسیدند. در سال ۱۲۴۳ خورشیدی (۱۸۶۴ میلادی)ممتحن‌الدوله به عنوان نخستین معمار تعلیم دیده ایرانی در اروپا، به ایران بازگشت و ساخت بناهای مهمی، از جمله مسجد و مدرسه سپهسالار و مجلس شورای ملی، به او رجوع شد. با این حال نتوانست تحول مهمی در معماری عصر خود ایجاد کند.

در اوایل دوره رضا شاه به دنبال برنامه‌های تجدد طلبانه، گرایش‌های متفاوتی به رهبری معماران ایرانی تحصیل کرده اروپا و معماران اروپایی که از طرف دولت به ایران دعوت شده بودند در برابر معماری سنتی پدیدار شد. معماری آنان انعکاس مستقیم تحولات معماری مدرن اروپا بود. آنان مصالح جدید به ویژه بتن، فولاد و شیشه و روش‌های نوآورانه در اجرای سازه را جایگزین روش‌های پیشین کردند. مهم‌ترین این تغییرات، استفاده از بتن بود که امکانات بی‌سابقه‌ای از لحاظ سازه و زیبایی شناسی در اختیار معماران ایرانی گذاشت. بزرگ‌ترین هدف معماران این عصر تغییر روش‌های سنتی ساخت و ساز به شیوه‌های روز دنیا و ترویج معماری مدرن در ایران رضاشاهی بود.

در سال ۱۳۱۹ دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در سه رشته، از جمله معماری، تاسیس شد. در سال‌های بعدی نخستین فارغ‌التحصیلان معماری دانشگاه تهران وارث نسل اول معماران ایرانی که همگی تحصیل‌کرده اروپا بودند، شدند. آنان تاثیرگذارترین گروه در تثبیت اصول و مفاهیم معماری مدرن در ایران بودند. از عوامل دیگر گسترش معماری مدرن، آغاز ساخت و ساز شهرک‌های و انبوه‌سازی مسکونی در سال‌های دهه بیست و سی خورشیدی بود. تا اواسط دهه ۱۳۲۰

خورشیدی، ساخت واحدهای مسکونی در شهرها و روستاها بیش‌تر به روش سنتی و با استفاده از مصالح بومی از قبیل خشت، چوب و کاهگل صورت می‌گرفت. اما از پایان جنگ جهانی دوم، حرکتی برای ساخت واحدهای مسکونی جدید آغاز شد که در آن‌ها از مصالحی مانند آجر، تیرآهن و بتن به کار برده می‌شد. تا سال ۱۳۳۵ واحدهای مسکونی جدید چهل و چهار درصد بافت شهرری را تشکیل می‌دادند و تا سال ۱۳۴۵ این نسبت به پنجاه و شش درصد افزایش یافت. در دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی، گرایش به معماری مدرن از طریق ساخت خانه‌ها و مجتمع‌های مسکونی در اوج خود بود.[۴]
سبک ها
سبک ملی

سردر وزارت خارجه

سبک ملی -که در دوران محمدرضا پهلوی به این عنوان نامیده شد- در جست و جوی هویت ملی و بازگرداندن سنت‌های معماری ایران باستان از سوی حکومت رضاشاه پدیدآمد و حمایت شد. از نظر پدیدآورندگان سبک ملی، معماری سنتی ایران جوابگوی نیازهای متجدد ساختمانی نبود و در برابر معماری اروپا تکنیک مدرن مناسب برای پاسخگویی به نیازهای جدید را داشت. از این رو با حفظ کالبد اروپایی بناها، عناصر معماری ایران را با آن آمیختند و سبکی بی‌آنکه از سیر تطور برخوردار باشد، خلق کردند.
رضا شاه به باستان‌شناسان ایرانی و غیرایرانی که در ایران مشغول کار بودند، امر می‌کرد تا در معماری باستانی ایران مطالعه کنند و حاصل را در خدمت سبک ملی و معماری بناهای رضاشاهی قرار دهند.
قلیچ باغلیان، کریم طاهرزاده بهزاد، نیکلای مارکف و آندره گدار بناهایی با این سبک پدیدآوردند.
معماری شبه مدرنیستی ایران

ساختمان موسوم به “جیپ” در منطقه۱۲ تهران

گرایش به معماری مدرن از سال‌های میانی حکومت رضا شاه، از سوی معمارانی چون گابریل گورکیان، وارطان هوانسیان، پل آبکار و رولان مارسل دوبرول حمایت می‌شد. معماری این افراد تحت تاثیر معماری مدرن مکتب وین، معماری اکسپرسیونیست آلمان قبل از دهه ۱۹۳۰ میلادی و آرت نووی فرانسه شکل گرفت.

وارطان هوانسیان که نماینده این گروه و شیفته جریان تجددخواهی عصر رضاشاه بود، در یادداشت‌های خود معماری مدرن ایران را با کشف حجاب مقایسه می‌کرد و معتقد بود همان‌گونه که زنان پیش از این در زیر چادرهای سیاه محبوس بودند، خانه‌های نیز زیر دیوارهای بلند و کاهگلی محصور بودند و معماری مدرن با به کار بردن شیشه و آهن بناها را از حجابی که گرفتارش بودند رهانید.

ولی در نهایت هیچ‌یک از معماران مدرنیست ایرانی نتوانستند به اصول معماری مدرن شکل گرفته بعد از چهارمین کنگره سیام وفادار بمانند و حتی هوانسیان در پی دادن رنگ و بوی ایرانی به کارهای خود رفت. در دوره محمدرضا پهلوی، جریان‌های متعدد معماری، جای خود را به جریان غالب و تاثیرگذار معماری مدرن داد. معماری مدرن شکل گرفته در این دوره عمدتا از مجرای کارهای معماران و اندیشه‌های جریان‌ساز اروپایی از جمله سبک بین‌المللی، مدرسه باوهاوس، کارهای لو

کوربوزیه،فرانک لوید رایت، ریچارد نویترا، آلوار آلتو و جیمز استرلینگ حمایت می‌شد و ماحصل آن صورت ایرانی معماری مدرن بود که «شبه مدرنیستی» نام‌گذاری گردید.[۸] این سبک برخلاف معماری مدرن که سعی در نزدیک ساختن فضاهای عمومی و خصوصی دارد، مانند نمونه‌های گذشته معماری ایران از قواعد جدایی فضاهای عمومی و از خصوصی تبعیت می‌کند. در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی، معماران چون مهدی علیزاده، لطیف ابوالقاسمی، فرامرز شریفی و ایرج کلانتری دست به تجربیاتی زدند که تا حد زیادی متاثر از معماری مدرن ولی درآمیخته با حال و هوای معماری ایرانی بود و از این رو «شبه مدرنیستی» شمرده می‌شد.