چکیده
“آموزش سنتی” معماری در کشور ما، آموزش” پایِ کار” و همراه با همت و ممارست بود. همتی که در روزگـار خـود، مقـدس شمرده می شد. و حاصل این همت گماردن ها، از یک سو پرورش معمارانی که به حق شایسته ی نام “معمار” بودند؛ و از دیگر سو، ایجاد فضای کالبدی شهرها، به گونه ای هم راه با شرایط اقلیمی، فرهنگی و اجتماعی بود. بـه بیـان دیگـر، فضـای زنـدگی مردم در عصر پرورش یافته گان مکتب سنتی آموزش معماری، هم ساز و هم گون با نیازهای زمینه ای و زمانـه ای دوران خـود بود. مقاله حاضر، در ابتدا با نگاهی به شیوه های آموزش سنتی معماری در ایران، به بررسی و تحلیل این شـیوه هـا در آمـوزش معماری می پردازد؛ و سپس با تاملی عمیق، سعی در تحلیل و مقایسه یآن با شیوه های نویندانشگاهی از جمله (شیوه دانشـگاه تهران، دانش گـاه علـم و صـنعت و دانـش کـده ی معمـاری دانـش گـاه شـهید بهشـتی) دارد. بررسـی عـواملی ماننـد مکـان آموزشی،جامعه شناسی معمارانه، حضور استاد در تمام مراحل آموزش ومدل یادگیری آموزه های معماری، که هرکـدام در دوره ای پرورش دهنده ی معمارانی با مبانی نظری و توان اجرایی خاص خود، در پی خلق بنایی، در خور نام ایران، معماری ایرانـی و معمار پارسی بوده اند؛ مورد تاکید قرار گرفت. دورانی که امروز با نگاهی حسرت آمیز به آن می نگریم. در ادامه، پس از بررسـی و شناخت وضع موجود؛ و با توجه به محاسن آموزش سنتی گذشـته و آکادمیـک امـروز، پیشـنهادات زیـر جهـت بهبـود وضـع “آموزش معماری”، ارائه می گردد.

واژههای کلیدی: ” آموزش سنتی”،” آموزش دانشگاهی”،” آموزش معماری”، “تکنیک های بومی”، “معمار”

-۱ مقدمه

با نگاهی گذرا به وضعیت کنونی معماری ایران – اگر بتوان نام معماری بر آن نهاد – با واقعیتـی دردنـاک مواجـه مـی شـویم. شاید اولین سوالاتی که ذهن هر ایران شناس و ایران دوست را درگیر خود می نماید؛ مربوط بـه هویـت گـم شـده ی معمـاری

×

۱

ایران در فضای کنونی شهرها باشد. این که آیا آن چه که در شهرها به عنوان معماری داریم؛ برگرفته از اصول و فنـون معمـاری ایرانی است؛ یا خیر ؟؛ و یا این که هویت فضای شهری چه شد ؟؛ و سوالاتی از این دست، که مرتبـا از ذهـن پـژوهش گـر مـی گذرند؛ همواره مطرح می گردند.

از آن جا که مسئول کیفیت هر مصنوع، صانع آن است؛ معماران امروز ما نیز باید مسئولیت خلق معماری امروز این مرز و بوم را بپذیرند. از یک سو معماران را مسئول وضعیت کنونی می پنداریم؛ اما از سوی دیگـر، بایـد توجـه داشـت؛ کـه نقـد سـازنده ی معماران، در بستری از احتیاج به انتظار منطقی از آن چه که در توان دارند؛ صورت خواهد گرفت. در این میان، توجه به این که معماران امروز چه آموخته اند؛ و چه انتظاری از ایشان منطقی به نظر می رسد؛ الزامی است.

برای هدایت و کنترل تاثیر تکنولوژی بر سیستم های فرهنگی و در این جا معماری، قطعا درنگ و تعمق بیش تری خصوصـا در حوزه ی آموزش معماری مورد نیاز است؛ که در دانش گاه ها ارائه می گردد. شـناخت و بررسـی مشـکلات ناشـی از معمـاری و شهرسازی کشور به نحوه ی آموزش آن در سطح دانش گاه ها بر می گردد. تاکنون آموزش علمی معماری با عمر بیش از چهـل ساله ی خود، نتوانسته است؛ ارزش های پیشین این میراث گران قدر، که در سطح جهان شهرت داشته است؛ را زنده نماید.

به نظر می رسد؛ واکاوی آموزش سنتی معماری این مرز و بوم و مقایسه ی آن با آمـوزش کنـونی معمـاری، بـا در نظـر گـرفتن قطعیت یا عدم قطعیت، رابطه ی استاد و شاگرد، مکان و زمان آموزش، جای گاه معنویت و ارتباط فرهنگ غالب جامعه و اقلـیم منطقه با معماری – آن چه که از آن به عنوان جوهره ی معماری ایران یاد می شود -، مـی توانـد؛ کلیـد حـل مشـکل آمـوزش معماری در مسیر نیل به معماری معمار پرور باشد.

در مقاله ی حاضر، سعی ما بر این است؛ تا در ابتدا به بررسی آموزش سنتی معماری ایران با نگاهی کل نگـر و در نظـر گـرفتن عوامل موثر بر کیفیت آن بپردازیم؛ و سپس با نگاهی گذرا به روش آموزش معماری در دانش گاه های امـروز و مقایسـه ی ایـن دو، شیوه ای صحیح و کارآمد، برای آموزش معماری امروز ایران، بیابیم.

-۲ پیشینه ی تحقیق

امروزه معماری سنتی ما در جهان شناخته شده است؛ اما تا نیم قرن پیش معماری ما ناشناخته بود. برای نمونه، روش تحلیـل و تفسیر مستشرقین از بناهای پیش از اسلام ما، با آن چه امروزه مطرح می شود؛ متفاوت بود. به عنوان نمونـه، بناهـایی ماننـد تخت جمشید و نظایر آن را در دسته بندی با بناهای سومر، آکاد و آشور می یافتیم. به این ترتیب بناهای پس از اسلام ایـران را نیز با بناهای دیگر کشورها در یک دسته قرار می دادند؛ و البته برخی نیز دوره ای از ایـن معمـاری وزیـن را بـا نـام “معمـاری عربی” می شناختند.

اگرچه بررسی آموزش سنتی معماری ایران، همواره به عنوان یک نیاز مطرح بوده؛ و تنها با تلاش فراوان اساتید و دانش جویـان در سال های اخیر تحقیقاتی در این باب به انجام رسیده است؛ اما به علت کثرت عوامـل مـوثر در ایـن روش آموزشـی، معمـولا شاهد ارائه ی مقالات و تحقیقاتی جزئی و فاقد دید کل نگر به آموزش سنتی معماری ایران بوده ایم. به عنوان نمونـه، مقالـه ای در باب آموزش سنتی معماری ایران، با نگاهی به رابطه ی استاد و شاگرد نگاشته شده است؛ اما با مطالعه ی آن، تنهـا آشـنایی با بعد تربیتی، فرهنگی و توجه به رعایت احترام استاد و ویژه گی هایی از این دست، مورد نظر نگارنده می یـابیم؛ و متاسـفانه از توجه به روش های آموزش، شیوه های ارائه ی اصول توسط استاد به شاگرد، یادگیری فنون و در حقیقت شیوه های آموزش، به گونه ای که راه گشای اساتید امروز، در مسیر بهینه نمودن آموزش و پرورش معماران جوان در محیط آکادمیـک باشـد؛ غفلـت شده است.

۲

-۳-۱ پرسش تحقیق

آموزش سنتی معماری، مجالی بود؛ برای فراگرفتن آن چه سینه به سینه، از پدر به فرزند و از اسـتاد بـه شـاگرد، در موقیعـت زمانی و مکانی خاص. مجالی که برای هر کس که قدر گوهر اصیل معماری ایران را مـی دانسـت؛ و مـی شـناخت؛ بـه سـهولت فراهم می شد. در این میان، هر کس به میزان ذوق و همت خویش، از دریای تجارب استاد، بهره می گرفت.

هرگاه به آموزش معماری سنتی می اندیشیم؛ نا خواسته به یاد اساتیدشاگردان، و شیوه های آموزش پایِ کـار، کـه از معمـول ترین شیوه های آموزش سنتی معماری است؛ می افتیم.

روند نگارش مقاله ی حاضر به گونه ای است؛ که محققان پس از نگـارش و خواننـده گـان پـس از مطالعـه ی آن، بتواننـد؛ بـه پاسخی در خور، برای پرسش های زیر دست یابند :

• جای گاه شیوه های آموزش سنتی معماری ایران در ساختار آموزش آکادمیک امروز کجاست ؟

• چگونه میتوان به کمک آموزش سنتی معماری،هویت شهرهاوروستاهارابه آنهابازگرداند؟
• چگونه می توان معماری ایرانی را به چهره ی شهرهای کشور باز گرداند؟