معماری کشور مصر

مقدمه:
طي ساليان درازي كه از ساختمان هرم بزرگ گيزا مي گذرد، اين بناي باشكوه بارها و بارها مورد بازديد بزرگان، زورمندان تاريخ، اعم از خلفا، پادشاهان، فرمانروايان و سرداران قرار گرفته است. در اين راستا برخي با صدور فرمان تخريب و نابودي هرم و پاره اي نيز همراه با احساس شگفتي و ستايش بوده است.
يادآوري مي شود كه علي رغم كوششهاي فراواني كه تاريخ نويسان، پژوهشگران و مصرشناسان بعمل اورده اند، پيشينة تمدن و فرهنگ مصر باستان نيز تاكنون روشن نشده است.
تاريخ نويسان متعصب و تندروي مصري بر پاية گفته هاي كاهنين مبدأ تاريخ اين كشور باستاني را همزمان با آغاز فرمانروائي سلسله خدايان به سال

۵۵۴/۳۰ ق.م دانسته اند. اين در حالي است كه تاريخ نويسان بي طرف شروع تمدن و فرهنگ اين كشور را سال ۵۶۱۹ ق.م با آغاز فرمانروايي منس و تشكيل نخستين سلسله از فراعنه مي دانند. از اين رو نگارنده نيز در اين نوشتار ميانگين تاريخهاي ياد شده را كه از سوي اكثر تاريخ نويسان و مصرشناسان پرآوازه پذيرفته شده است، برگزيده و سال ۴۸۰۰ ق.م را تاريخ آغاز عمليات ساختماني هرم گيزا قرار داده است.

كشور باستاني مصر يا به گفته اي گهواره تمدن جهان ميان ۲۳ تا ۳۲ درجه عرض جغرافيايي شمالي و ۲۵ تا ۳۵ درجه طول جغرافياي شرقي قرار دارد (شكل ۱).
اين كشور به طول تقريبي ۱۵۰۰ كيلومتر از شمال به درياي مديترانه، از جنوب به كشور سودان، از باختر به كشور ليبي و از خاور به درياي سرخ راه دارد. از گستره ۹۹۰ هزار كيلومتر مربعي كه در بر دارد، تنها ۲۵۰/۳۱ كيلومتر مربع يا نزديك به ۳ درصد آن قابل كشاورزي و ۵۰۰/۳۲ كيلومتر آن قابل سكونت است.
از آنجا كه بيشترين بخش از خاك كشور مصر را بيابانهاي سوزان و بي آب و علف تشكيل داده، تنها كرانه هاي رود نيل و بويژه دلتاي آن بهترين وموقعيت براي كشاورزي و سكونت در مصر و بخضي از قاره آفريقا را دارا مي باشد (شكل ۲).

با درنظر گرفتن اين موقعيت جغرافيايي استثنايي، مصر مناسبترين منطقه براي مهاجرت اقوام گوناگون از كشورهاي همسايه بوده است.
جمعيت اين كشئر هم اكنون نزديك به ۶۰ ميليون نفر مي رسد و پايتخت آن شهر قاهره است. اين شهر در مصر باستان به نام هاياپوليس ناميده يم شده است و ويرانه هاي آن نيز در نزديكي شهر قاهره مشاهده يم شود.

يادآوري مي شود كه فرمانروايان سلسله نوزدهم فراعنه پايتخت خود را به شهر تانيس در شمال شرقي دلتاي نيل جابجا نمودند، ولي پس از تسلط اعراب به مصر و به دستور عمر خليفه مسلمانان، پايتخت مصر بار ديگر به شهر قاهره كه از مركزيت بيشتري برخوردار بود انتقال يافت.
رود نيل با ويژگيهاي استثنائي خود پس از سرچشمه گرفتن از مناطق استوائي و گذشتن از كشورهاي مجاور به طول تقريبي ۱۰۰۰ كيلومتر در خاك مصر جريان دارد (شكل ۳).
سطح آب نيل كه يكي از طولاني ترين رودهاي جهان بشمار مي رود، با طغيان ساليانه خود كه از اواسط خردادماه آغازب و تا پايان آذر ادامه دارد، نزديك به ۹ متر بالا آمده و مواد رسوبي و حاصلخيز را همراه با جريان خود به كرانه ها و بويژه دلتاي آن حمل و شش تا ده هزار كيلومتر از هر سو كرانه ها را جهت كشاورزي آماده مي نمايد.

وزش بادي كه در كشور مصر به مدت سال از شمال به جنوب ادامه دارد، جابجايي اهالي و حمل و نقل فرآورده هاي كشاورزي را از راه رود نيل آسان مي نمايد.
مهمترين فرآورده هاي كشاورزي مصر عبارتند از گندم، جو، حبوبات، كنف و پنبه كه صادرات كشور رتا در بر مي گيرد. شايان گفتن است كه مصريان شايد نخستين قومي باشند كه پنبه را شناخته و آن را براي پوشش و لباس بكار برده اند (شكل ۴).
فرآورده هاي كشاورزي و كاني در مصر باستان بازار تمامي كشورهاي كرانه درياي مديترانه را به دست گرفته و با نظام رايج داد و ستد به گونه پاياپاي اين فرآورده ها در برابر طلا و عاج معامله مي شده اند.
هرم بزرگ گيزا از زبان تاريخ نويسان و بازديدمنندگان

هرم بزرگ گيزا از زبان تاريخ نويسان مغرب زمين
اهرام سه گانه و بويژه هرم بزرگ كه در جهان به نام يكي از عجائب هفتگانه ناميده شده است، پس از پايان ساختمان كه متأسفانه از تاريخ دقيق آن آگاهي در دست نيست، بارها و بارها مورد تخريب افراد و گروههاي گوناگون قرار گرفته و ديگر بار به فرمان فراعنه و بزرگ مردان تاريخ مصر بهسازي و نوسازي گشته است.

در روند اين فراز و نشيب ها، براي آخرين بار پس از ۲۰۰۰ سال در سلسله نوزدهم فراعنه، به فرمان رامسس دوم فرعون دانشمند و هنرپرور، هرم مورد بهسازي بنيادين قرار گرفت، بخشهايي از اين ساختمان شگفت انگيز كه گمان مي رفت براي هميشه بايد از ديدي همگان پنهان بماند، برابر طرح اوليه ساختمان كه كاهنين مورد اعتماد به دست آمده بود، مهر و موم گشت و بدين سان ورود و بازديد از هرم ممنوع گرديد. با روي كار آمدن سلسله بيست و هفتم يا سلسله فراعنه ايراني هرم بار ديگر بازگشائي و بازديد از آن براي همگان آزاد اعلام شد.

هرودت نخستين تاريخ نويسي مي باشد كه هنگام عزيمت به ايران به دعوت خشايارشاه در سال ۴۲۰ ق.م از مصر و اهرام بازديد نموده است. پس از بازديد هرودت از مصر، تاريخ نويسان پرآوزاة جهاني گزارشهاي گوناگوني در بارة اهرام منتشر نموده اند، ولي متأسفانه در اين راستا كمتر گزارشهاي مستندي كه بر پايه برگردان حروف هيروگليف استوار باشد مشاهده مي شوند.
در اين نوشتار كوشش بعمل آمده است كه تا حد امكان سخنان و ديدگاههاي نويسندگان و تاريخ نويساني را كه به برگردان حروف هيروگليف دسترسي داشته اند گردآوري و چكيدهاي از آنها را در اختيار خوانندگان گرامي فرار دهيم.

هرودت كه شايد بتواذن به گفته هايش در مقايسه با سخنان ديگر تاريخ نويسان در سده هاي پيش از ميلاد بهاي بيشتري داد، در پاسخ به اين پرسش كه چرا جسد فرعون در نخستين طبقه از واحد پنج اشكوبه اي كه به نام وي نامگذاري شده يافت نگرديده است مي گويد:
مصريان بر اين باور بودند كه روح پس از مدت زمان بسيار كوتاهي ديگر بار به كالبد حلول خواهد نمود. از اين رو جسد فرعون را نخست به صورت امانت در نخستين طبقه قرار دادندذ، تا در فرصتي مناسب به منزلگاه هميشگي خود كه سردابي در ژرفاي ۱۰/۵۸ متري از كف هرم مي باشد جابجا نمايند. آنان با تدابيري كه انديشيده بودند مي توانستند هنگام نياز اين سرداب را به وسيلة كانالي كه به رود نيل پيوند داشت از آب پر نموده و بدين سان جسد را از دستبرد و تاراج يغماگران برهانند.

از آنجا كه هرودت براي نخستين بار از احتمال وجود اين سرداب سخن گفته و محل ورود به سرداب نيز تا كنون كشف نشده است، سرداب ياد شده به نام سرداب فرضي هردوت ناميده شده است.
هردوت به نقل از قول كاهنين و متوليان هرم مي افزايد، با تمامي پيش بينيها و تدابيري كه انديشيده شد، گروه دزدان با كمك و راهنمائي پاره اي از كاهنين و متوليان به درون هرم راه يافته، نه تنها اشياء گرانبها بلكه احتمالاً جسد فرعون را نيز ربوده اند. از آنجا كه پس از گذشت خزاران سال، هنگامي كه تابوت گرانيت فرعون به وسيله ژنرال بارون دس ورنوآ كشوده شد، هيچ گونه نشانه اي از اشيائ گرانبها و همچنين كوچكترين آثاري از جسد در آن يافت نشد، سخنان هرودت در اين راستا بي ترديد مي تواند مورد تأييد قرار داد. به گفتة هرودت در ژرفاي ۷۰/۳۰ متري از كف هرم شمار دو سرداب مشاهده مي شوند. سردابها ضمن آنكه كاملاً جداي از يكديگر مي باشند. به يكديگر نيز راه داشته و در يكي از آنان كانالي افقي و بن بست مشاهده مي شود.

نكتة شگفت، وجود چاهي در حد فاصل ميان اين دو سرداب است كه تا كنون انگيزة حفر آن و همچنين كانال كور شناخته نشده است. پژوهشگران بر اين گمانند كه اين چاه به احتمال بسيار زياد محلف ورود به سرداب فرضي هرودت مي باشد.
به گفتة هرودت در ارتفاع ۱۹/۲۱ متري از كف هرم و مستقيماً روي سرداب اتاق ديگري قرار دارد كه پژوهشگران از آن به نام اتاق مياني يا اتاق ملكه نام برده اند. شايان توجه است كه سرداب فرضي هرودت، سردابهاي متصل به يكديگر و اتاق ملكه در امتداد محور اصلي هرم قرار دارند. به گفتة وي اتاق فرعون به موازات محور تصلي هرم در نخستين طبقه از واحد پنج اشكوبه اي كه به نام وي نامگذاري شده است قرار دارد. اين واحد داراي اتاقهائي با سقف بسيار كوتاه بوده و در ارتفاع ۴۳ متري از كف هرم قرار دارند.
هرودت ني افزايد: ديگر اتاقهاي اين بخش از ساختمان پنج اشكوبه به ترتيب عباتند از:

– اتاق انديشه
– اتاق استراحت
– اتاق در خود فرورفتن
به گفتة وي آخرين اتاق نامگذاري نشده است.
پس از راه يافتن كاوشگران به هرم، اتاقهاي واحد ياد شده به نام نخستين فردي كه در آنها گام نهاده است، ناميده مي شوند. تابوت گرانيت فرعون نيز در كف اتاق وي و تقريباً مماس با ديوار ضلع غربي قرار دارد. هنگامي كه هرودت از اين اتاق بازديد مي نمود، هرگز نمي پنداشت كه به مركز استاندارد مصر باستان گام نهاده است.
هرودت به نقل از كاهنين مي گويد:
هرم به گونه يا طراحي شده است كه سطوح هر ي

ك از مثلث هاي چهارگانه آن برابر ارتفاع آن مثلث به توان ۲ مي باشند. اين بدان معني است كه طول قاعدعه هرم برابر ۲ واحد سنجش طول برگزيده شده است و اين خود گوياي آشنايي مصر باستان به دانش رياضي و هندسه است. به گفتة كاهنين به هرودت چنانچه وترهاي چهارگانه قرعده هرم را ادامه دهند خشكيها و آبهاي كره زمين به چهار بخش برابر تقسيم خواهد شد.

چنانچه روشن است اين ادعا دليل علمي نداشته و اثبات آن نيز امكان پذير نمي‌باشد!!
هرودت به نقل از كاهنين مي افزايد، مراحل گوناگون ساختمان هرم از آغاز تا پايان كار به مدت ۸۰ تا ۸۵ سال به طول انجاميده است و در اين رطح شگفت شمار ۴۰۰ هزار كارگر سرگرم كار بوده اند. به گفتة خرودت شايد يكي از دشوارترين بخشها در عمليات مقدماتي ساختمان هرم گيزا جابجائي سنگها از معادن دوردست به كرانه هاي رود نيل بوده است؛ زيرا انتقال سنگها بدون داشتن جاده مستلزم جاده سازي بوده است.

به گفته گاهنين به هرودوت كارگراني كه در ساختمان هرم بكار سرگرم بوده اند، بر اثر فشار كار طاقت فرسا، گرماي شديد دشت گيزا، سوء تغذيه، نبود وسائل رفاهي و ديگر امكانات بهداشتي بيش از ۲۵ تا ۳۰ سال نمي زيسته اند. آنان نيز كه تا پايان كار ساختماني جان سالم بدر برده و زنده مانده اند، به فرمان دست اندركاران طرح براي پنهان داشتن راز و رمز ساحتمان گيزا به گونه گروهي نابود كي شده اند. از آنجا كه تا كنون هيچگونه گور دسته جمعي پيرامون ساختمان گيزا كشف نشده، درستي سخنان كاهنين در اين راستا مورد ترديد است.

به گفتة كاهنين به هرودوت هزينة تغذية كارگران كه تنها در برگيرنده پياز، ترب، سير و برخي ديگر از سبزيها بوده است، در طي عمليات ساختماني برابر ۱۶۰۰ تالنت واحد پول مصر باستان يا ۸۹۱/۴۱ ميلوگرم نقره بالغ مي شده است. اكنون چنانچه هزينه مسكم، لباس، .سائل و تجهيزات حفاري، سنگ تراشي و ديگر ابزار مورد عمليات ساختماني اگر نه بيشتر، دست كم برابر هزينه هاي ياد شده برآورد نمائيم، بآساني مي توان به انگيزة شايعه پراكني هاي كينه توزانه عليه فرعون خئوپس پي برد. كاهنين همچنين افزوده اند، كارگران براي رفت و آمد از محل كار تا مسكن و بالعكس به مدت زماني برابر شش ساعت واحد امروزي نياز داشته اند، از اين رو بيش از ۵ تا ۶ ساعت در روز توان و امكان كار نداشته اند.
شايان توجه است كه تاريخ نويسان پرآوزازه اي همانند، امريوس مانتو ديودوروس و استرابو نيز پس از هردوت از هرم گيزا بازديد نموده و مطالعه و بررسيهاي گسترده اي در بارة چگونگي عمليات ساختماني بعمل آورده اند.

تاريخ نويسان ياد شده نه تنها شمار كارگزاني را كه در ساختمان هرم دست اندركار بوده اند، بسيار كمتر از هردوت برآورد نموده اند،‌ بلكه طول مدت زمان ساختمان را نيز نپذيرفته و بر اين باورند كه ارقام ارائه شده از سوي وي تنها گزافه گوئي يم باشد.

«مانتو»
مانتو تاريخ نويس يوناني در شهر سي بني توس زاده شد و به سال ۲۸۰ ق.م از مصر بازديد كرده است. وي ضمن نام بردن از چهار هرمي كه در دوران نخستين سلسله فراعنه ايجاد شده م يافزايد، سومين هرم بزرگي كه در اين برهه از تاريخ مصر ساخته شد به نام هشتمين فرعون كه بانوئي نيك سرشت و خوبروي بوده است، مي باشد.

«ديودورروس»
ديودورروس نيز كي ديگر از تاريخ نويسان يوناني مي باشد كه به سال ۵۶ ق.م از مصر بازديد كرده است. وي در گزارشهاي خود در بارة اهرام، از هرم بزرگ گيزا كه به فرمان خئوپس (كه به مدت ۵۰ سال بر مصر فرمانروائي كرده) ساخته شده است ياد مي نمايد.
به گفتة ديودوروس يك هرم از اهرام سه گانه نيز به فرمان مفرن كه برادر يا فرزند خئوپس بوده ساخته شده است، شگفت آنكه وي نيز نزديك ۵۰ سال بر مصر حكمفرمائي كرده است. نامبرده مي گويد، مصريان بر اين باورند كه اهرام سه گانه در جهان يگانه و بي همتا مي باشند.

«استرابو»
به گفتة اين تاريخ نويس يوناني كه به سال ۲۴ ق.م از مصر بازديد نموده، پس از خروج از دروازه هاي شهر و به فاصله ۴۰ استاد (واحد طول يونان باستان برابر ۱۸۴ متر مي باشد) آرامگاههاي فراعنه همچون كوههائي سر به آسمان كشيده در برابر ديدگان انسان هويدا مي شوند و شمار يك يا دو هرم از ميان آنان از جمله شگفتيهاي هفتگانه جهان مي باشند.

«پلي ني بزرگ»
از ديدگاه اين نويسنده و تاريخدان يوناني كه به سال ۲۰ ميلادي از مصر و اهرام بازديد نموده است، طراحي و ساختمان اهرام تنها هدر دادن سرمايه و نيروي كار انساني مي باشد. منظور نهائي دست اندركاران طرح، كارآفريني، سرگرم كردن توده هاي ناراضي، پيشگيري از بروز طغيان و دشواريهاي احتمالي در جامعه آنروزي مصر بوده است. وي مي افزايد، اهرام سه گانه در غرب رود نيل و در گستره اي برابر ۵ هكتار احداث گشته اند. به باور وي تنها در عمليات ساختماني هرم گيزا از آغاز تا پايان، شمار ۰۰۰/۳۶۰ كارگر به مدت ۲۰ سال سرگرم كار بوده اند.

پلي ني در بارة تنديس ابوالهول با اعراب هم آواز گشته و بر اين باور است كه پس از هرم گيزا تنديس ابوالهول را با هيچ يك از اهرام مصر نمي توان مقايسه نمود.
تنديس ابوالهول به طول ۷۴، ارتفاع ۶۰/۱۸ و عرض پيشاني آن نيز برابر ۸۰/۱ متر مي باشد. اين تنديس داراي بدني شيرگونه و چهره اي از انسان مي باشد، كه نمايانگر رخسار يكي از فراعنه پرآوازه مصر مي باشد.
«سولينوس»
سولينوس تاريخ نويس يوناني نيز به سال ۳۰۰ ميلادي از مصر و اهرام بازديد نموده است. وي در گزارش خود از هرم بزرگ گيزا با شگفتي زياد ياد كرده و افزوده است، هرم گيزا به گونه اي محاسبه و طراحي شده كه سايه خود را در نيمروز جذب مينمايد.

«كاسي دوروس»
اين تاريخ نويس يوناني نيز كه به سال ۵۲۰ از مصر بازديد كرده است، همچون ديگر همتايان تاريخ نويس خود در گزارشهايش با شگفتي بسيار از اهرام ياد كرده و مي گويد، هرم گيزا به گونه اي طراحي و محاسبه شده كه در نيمروز دشت گيزا سايه و ارتفاع آن برابر است.