چکیده

بخش مهمی از زندگی هر فرد در محیط کار میگذرد، و از سوی دیگر کار یکی از جنبه های مهم زندگی از زندگی هر فرد است. به نظر محققان کار جزیی از هویت انسان است که میتواند تاثیر قابل ملاحظه بر زندگی شخصی و کاری فرد بر جای بگذارد. معناداری، مفهومی است که در سالهای اخیر توجه بسیاری را در عرصه مدیریت و رفتار سازمانی به خود جلب کرده است. معناداری در کار، ریشه در اندیشه های فرانکل دارد به نظر وی دلیل احساس پوچی و نا امیدی در زندگی نداشتن معنا در زندگیست. امروزه معناداری در کار نیز به عنوان یکی از منابع اصلی و ریشهای انگیزش درونی نظر نظریه پردازان و محققان را به خود جلب کرده است. موضوع معناداری در کار و کار معنادار امروزه در کانون توجه پژوهشگران سازمانی مثبتگرا قرار دارد. این پژوهشگران علاقه مند هستند ضمن شناسایی عوامل معناداری درکار و معناداری کار، بستر و زمینه مثبتی را برای افزایش معناداری کار برای کارکنان فراهم سازند. همچنین، محققان گرایشهای شغلی را در کار شناسایی کرده اند که با معناداری کار رابطه دارد: شغل، حرفه و خدمت. از سوی دیگر ضمن تاثیری که معناداری در کار روی خود شخص و عملکرد شغلی او دارد، مداخلات و زمینه هایی نیز وجود دارد که سبب میشود افراد معناداری بیشتری را در کار تجربه کنند. بر همین اساس مقاله حاضر ضمن بیان معنا و مفهوم معناداری در کار تاثیرات بالقوه آن در محیط کار و همچنین منابع بالقوه معناداری در کار مورد بحث قرار میدهد. در انتهای مقاله نیز به راهکارهایی جهت افزایش معناداری کارکنان اشاره شده است.

واژههای کلیدی

معناداری در کار، کار معنادار، انگیزش درونی، خدمت درکار

مقدمه

کار همواره یکی از دغدغههای بشر بوده است. همراه ماشینیتر شدن زندگی و افزایش هزینه های زندگی در نتیجه تحولات هزاره سوم کار به یکی از بخشهای مهم و اصلی زندگی تبدیل شده است تا حدی که بیشترین وقت زندگی یک فرد در محیط کار و در ارتباط با محیط کار و همکاران میگذرد. در پژوهشهای مربوط به دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ در ۸ کشور جهان افراد کار را به عنوان یکی از مهمترین جنبههای زندگیشان رتبه بندی کردند۱@،.>2 ازسوی دیگر، پژوهشهای دهه ۱۹۵۰ نیز نشان داد که ارتباطی بین میل به کار کردن و داشتن ثروت کلانی که نیاز به پول را از بین ببرد (به عنوان

مثال داشتن ارث یا برنده شدن در یک مسابقه بخت آزمایی) وجود ندارد و کار فی النفسه برای افراد مهم است۱@،.>2 و ازاین رو میتوان گفت کار تنها وسلیه امرار معاش نیست بلکه برای بسیاری از ما یکی از مهمترین هویتهای است۴@،.>3 موضوع مهمی که در خصوص کار وجود دارد، معنا و مفهومی است که کار برای افراد دارد. نوع معنای کار برای افراد نگرشها و گرایشهای شغلی متفاوتی را ممکن است در آنها پدید آورد و در نهایت به ایجاد انگیزه درونی و احساس آرامش بیشتر و در نتیجه عملکرد بهتر و منجر شده و یا برعکس معنای کار برای افراد بگونهای باشد که احساسی از دلزدگی و بی ثمری را در آنها پدید آورد. همچنین یک رابطه مثبت بین نوع نگرش شغلی و معناداری در کار کارکنان وجود دارد. در ادامه این مقاله ضمن اشاره

ای کوتاه به معنی معناداری درکار، به نگرشهای شغلی و خدمت شغلی پرداخته شده و درنهایت پیامدها و منابع معناداری مورد بحث قرار خواهد گرفت. در انتهای مقاله نیز نتیجه گیری و پیشنهادها ارائه خواهد شد.

معناداری درکار

معنا داری چیست و از کجا می آید موضوعی است که مناقشات درباره آن همچنان ادامه دارد. برخی از مولفان با توجه به یافتههای موجود ادعا نموده اند که وجود و احساس معنا در زندگی مانند کلیدی است که میتواند قفل و گره مشکلات زندگی را باز نماید و باعث شود تا افراد کنشهای مثبتی انجام دهند .>5@آنچه از اندیشه فرانکل و مکتب پر شور و هیجان او بر می آید این است که دغدغه اصلی بشر نه به دست آوردن لذت و خوشی و نه اجتنباب از درد و رنج، بلکه یافتن معنایی در زندگیش است .>5@ درواقع برای فرانکل نوع معنایی که هریک از ما برای وقایع و شرایط مختلف زندگی مان مورد استفاده قرار میدهیم مهمترین علت شادکامی یا افسردگی ما محسوب میشود.

معناداری میتواند حاصل ادارکات شخصی فرد و یا هنجارها و اداراکات اجتماعی مشترک و یا هر دو باشد.>6@ ادبیات مربوط به معنا داری در کار در زمینه رفتار سازمانی در درجه اول به رویکرد روانشناختی معتقد بوده، و فرض میکند که ادارک معنا ریشه در تفسیرهای ذهنی تجارب و تعاملات افراد دارد. اسپریتزر (۱۹۹۵) معناداری در کار را به عنوان ارزش مقصود یا هدف کار و قضاوت در خصوص تناسب آن با استانداردها و آرمانهای افراد تعریف میکند و اضافه میکند که معناداری شامل تناسب بین پیش شرطهای نقش کار و عقاید، ارزشها و رفتارها میباشد.>7@ تریدگل (۱۹۹۹) نیز آن را به عنوان ادارک کار به مثابه چیزی که افراد به طور خود انگیخته مایل با انجام آن هستند و یک ندای درونی برای انجام کار تعریف کرده است.>8@ ابعاد عمومی معنا داری کار عبارتند از: داشتن مقصود یا هدف، استقلال، کنترل، چالش، پیشرفت، شایستگی، مهارت، تعهد، اشتیاق ، سازندگی یا ارائه خدمت به دیگران، خودشکوفایی ، رشد، و تحقق هدف، و زندگی کردن براساس ارزشها و اهداف خود .>9@صرفنظر از تعداد تعاریف زیاد دیگری که در خصوص معناداری کار مطرح شده است مفاهیم اهمیت، هدف و سهم (نقش)، معناداری فصل مشترک تمام این تعاریف میباشند .