مقدمه

توسعه روابط انسانی در حوزههاي گوناگون، از جمله در تعاملات حاکمیتی از یکسـو، بـا چالشهـایی چند، و از سوي دیگر، با سؤالات و ابهامات گوناگونی مواجه شده است. شـکلگیري مفـاهیم جدیـد و نوپیدا از رهگذر این توسعه، بسترهاي اولیه، برخی چالشها و ابهامات علمی را بـه وجـود آورده اسـت. از جمله این مفاهیم، موضوع »حقوق بشر« و »حقوق شـهروندي« در یـک نظـام سیاسـی اسـت. تنظـیم روابط جدید دولت و مردم با رویکرد حمایت از شـهروندان و بلکـه آحـاد بشـر، هـدف اصـلی و اولیـه حقوق بشر است. اینکه بر اساس چه مبنایی رسالت حمایتی براي حقوق بشر تعریف شـده اسـت، بایـد در مقولهاي به نام »کرامت انسانی« جستوجو شود. پذیرش کرامت براي نوع انسـان بـه معنـاي آن بـود که هیچ عامـل تفاوتسـازي نبایـد و نمیتوانـد در ترسـیم حقـوق انسـانی بـر اسـاس کرامـت انسـانی نقشآفرین باشد. در این نگاه، کرامت در حوزة مطالعات غیرژنتیکی، شناسایی آزادي انسـان بـود؛ بـدین معنا که کرامت انسانی به رسمیت شناختن آزادي اوست؛ اما در حوزة ژنتیکی این سؤال وجـود دارد کـه کرامت انسانی به چه معنایی است؟ روشن نبودن معناي »کرامت« منجر به عدم تصویب اسناد بینالمللـی در حوزة مباحث ژنتیکی شده و جامعه جهانی تنها به صدور اعلامیه بسنده کرده است.

واژة »کرامت«، که بدینسان در نظام بینالملل حقوق بشر خود را نشان داده، در آموزههـاي دیـن نیـز مطرح بوده است. در عین حال، طرح این مباحث در نگاه بینالمللـی توجـه اندیشـمندان مسـلمان را بـه مقوله کرامت جديتر کرده است. نگارش کتابها، مقالات و برگـزاري همایشهـاي گونـاگون، چـه در ایران اسلامی و چه در سایر کشورهاي اسلامی، مؤید این ادعاست.

اکنون سؤال مطرح این است که در آموزههاي اسلامی، بهطور عام و قرآنـی بـهطور خـاص، »کرامـت« بـه چه معنایی است تا بتوان با آن مبنا، به ترسیم کرامت سیاسی پرداخت. ازآنرو که رویکردهاي گوناگون بـه ایـن واژة قرآنی، بهویژه در معناشناسی کرامت سیاسی، شکل گرفته، هر نوع بررسـی در ایـن زمینـه منـوط بـه فهـم معناي قرآنی »کرامت« است. این هـدف در تحقیـق حاضـر دنبـال میشـود. قضـاوتهاي گونـاگون و حتـی متعارض در خصوص دیدگاه اسلام نسبت به حقوق شـهروندي و مقولـه حقـوق بشـري و جایگـاه افـراد در زمینه حق تعیین سرنوشت، ریشه در این حقیقت دارد. پیشینه این بحث بیانگر اهتمام مفسـران قرآنـی، فقهـا، و اندیشمندان حوزة مطالعات اجتماعی به موضوع »کرامت« اسـت. تعـابیر بـه کـار رفتـه در کـلام ایـن محققـان یکسان نیست؛ کرامت انسانی، کرامت ذاتی، کرامت حقیقی، کرامت ارزشـی و کرامـت اکتسـابی نمونـههایی از این تعابیر است. نیمنگاهی به مطالعات صورت گرفته در این زمینه، حاکی از آن است که سـؤالات گونـاگون و بیپاسخ همچنان در این حوزه مطرح است که پرداختن به این نوع تحقیقات را ضروري میکند.

معنا و مبناشناسی کرامت انسانی با نگاهی بر کرامت سیاسی در آموزههای قرآنی  ۷ ۸  ، سال ششم، شماره دوم، پاییز و زمستان ۳۹۳۱

نکته قابل ذکر آن است که نوعاً محور همه این مباحث در نگاه مفسران و فقها و اندیشمندان مسلمان به دو آیه از قرآن کریم (اسراء: ۷۰؛ حجرات: (۱۲ برمیگردد. در نتیجه، هر نـوع تبیـین و یـا برداشـت از معناي »کرامت انسانی« در گرو توجه به این دو آیه شریفه است. براي مثال، برخی از محققان حوزة حقوق عمومی با استناد به آیه بیست و پنجم سورة حدید، حق تعیین سرنوشت را از آن مردم و بهعنوان یک حق ذاتی دانستهاند (حقیقت و میرموسوي، ۱۳۸۱، ص(۲۶۸ که خداوند آن را شناسـایی کـرده اسـت. وجـود چنین حقی حاکی از کرامت انسانی است. ارزیابی این نوع سخنان ازآنرو که ریشه در آموزهـاي قرآنـی دارد، نمیتواند بدون بحث و بررسی قرآنی باشد. کلام فقها نیـز از ایـن حقیقـت بـهدور نیسـت. حـوزة مطالعات اخلاقی و سیاسی نیز از این قاعده جدا نمانده است.

نکته مهم آنکه منظور از »مبانی« در این تحقیق، همان مصطلح فقـه، حقـوق و علـوم سیاسـی اسـت. سخن بر سر یافتن ملاكها و معیارهایی است که به مناط آن و از رهگذر آن، خداوند این کرامـت را بـه انسان عطا کرده است. یافتن مبانی علاوه بر آنکه معیار کرامت انسانی را نشان میدهـد، بیـانگر حقیقـت کرامت انسانی و قلمرو و حتی نحوة اجراي آن نیز هست. هـدف اصـلی در ایـن تحقیـق، یـافتن مبنـاي قرآنی کرامت است، تا بتوان در خصوص سؤالاتی همچون حق حاکمیت انسان و حقـوق شـهروندي و نقش آن در تنظیم مناسبات اجتماعی انسانی اظهار نظر منطقی داشت.

ادعا آن است که میتوان به کرامت بهعنوان یک قاعدة فقهی در ترسیم جایگاه و حقـوق انسـانها در نظام سیاسی توجه کرد. این سخن بدان معناست که اقتضاي پذیرش کرامت انسانها، حضور جدي آنهـا در تحققبخشی به سرنوشت خویش است.

کرامت قرآنی در اندیشههای تفسیری

همانگونه که بیان شد، فهم کرامت انسانی بهطور عام، و کرامت سیاسی بـهطور خـاص، ریشـه در آموزهاي قرآنی دارد . تحقق این هدف با مراجعه به کتابهاي تفسیري حاصل میشود. نگـاهی بـه اندیشههاي تفسیري مفسران حاکی از نبود وحـدت نظـر در ایـن زمینـه اسـت . ایـن تفـاوت، هـم میتواند ریشه معنایی داشته باشد و هم میتواند سرمنشأ مصداقی داشته باشـد. بـه منظـور روشـن شدن این بیان، توجه به دیدگاه مفسران ضروري است:

مفسران قرآن کریم بیشترین بحث خود در خصوص »کرامت« را ذیل آیه شریفه هفتـاد سـورة اسـراء و در توضیح واژة قرآنی »لقدو کرّمنا« مطرح کردهاند. از نظر معناي لغت، در کتاب مفردات راغب و ذیـل واژة »کرم« آمده است: این واژه هرگاه صفت خداوند قرار گیرد به معناي احسان و انعام الهـی اسـت کـه

فَإِنﱠ رَبّیاظهارشده:غَنِیﱞ» کَرِیمٌ« (نمل: (۴۱، و آنگاه که به انسان نسبت داده شـود بـه معنـاي صـفات و اخلاق پسندیدهاي است که از او صادر میشود. و البته برخـی نیـز بیـان کردهانـد کـه ایـن صـفت بایـد برجستگی زیادي داشته باشد تـا بتـوان نسـبت کـریم را بـه فـرد داد. و اینکـه در قـرآن بیـان شـده کـه باکرامتترین شما باتقواترین شماست، به همین سبب است (راغب اصفهانی، ۱۴۰۴ق، ص.(۴۲۹ امـا در اصطلاح قرآنی، موضوع بهگونه خاصی تبیین شده است:

الف. در کتاب مجاز القرآن، واژةکرّمنا«» به معناي »مبالغه در کرامـت« تعریـف شـده اسـت. در ذیل روایتی که از ابوعبیده توسط ابن حجر عسقلانی نقل شـده، همـین معنـا بیـان گردیـده اسـت (ر.ك: ابوعبیده معمر بن مثنی، .(۱۳۸۱

ب. در الوجیز فی تفسیر القرآن العزیز، واژةکرّم«» به معناي »فضل« به کار رفته است. در توضـیح آیـه

و در خصوص این سؤال که چرا چنین تعبیري در قرآن بـه کـار رفتـه، ایشـان بیـان کـرده کـه اتصـاف همگانی این صفت یا به اعتبار افرادي است که داراي این صفت هستند؛ مثل واژة »کنتم خیـر امـه…« کـه به اعتبار افرادي بیان شده است که داراي صفات امر به معروف و نهی از منکر هستند، و یـا بـدان علـت است که این واژهها بار معنایی دنیوي دارند و در نتیجه، همگان از آن برخوردارند؛ همانند صـورت نیکـو داشتن، و یا قدرت بر تسخیر اشیا و یا بعثت انبیا (عاملی، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص.(۳۷۹

در جاي دیگر، ایشان بیان کرده، این تفصیل به عقل، نطق و اعتـدال در خلقـت اسـت (همـان، ج۲، ص.(۲۱۰ این برتري در مقایسه با غیر ملائکه و خواص ملائکه است. هرچند انبیـا نسـبت بـه ملائکه برترند. در نتیجه، به اعتبار جنس ملائکه، برتر و به اعتبـار اسـتفاده از ایـن کرامـت، برخـی انسانها بالاتر از ملائکه هستند (همان).

ج. در تفسیر نهج البیان عن کشف معانی القرآن، واژةکرّم«» به معنـاي عقـل و نطـق تعریـف شـده و

سپس به نقل از طبري، در معناي خوردن و آشامیدن بیان گردیده است (شیبانی، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص.(۲۴۲ د. تفسیر فتح القدیر به نکات تفسـیري چنـدي اشـاره کـرده اسـت: از یـکسـو، تکـریم داراي معنایی عام است و به اعتبار نعمتهـاي گونـاگون الهـی، از جملـه شـکل و نحـوة خـوردن، نـوع خوردنیها، پوشیدنیها و ازدواج معنا میشـود؛ چنانکـه بـه اعتبـار عقـل و نطـق نیـز همینگونـه است. همچنین به اعتبار مرد و زن و تفاوتهاي ظـاهري آنهـا نیـز مطـرح میشـود. در ادامـه، بـه سخن ابن جریر توجه داده و »کرامت« را به سلطهاي معنا کرده اسـت کـه انسـان بـر دیگـران پیـدا میکند، و درنهایت، بیان کرده است کـه مـانعی بـراي جمـع کـردن همـه مـوارد پیشگفتـه وجـود

معنا و مبناشناسی کرامت انسانی با نگاهی بر کرامت سیاسی در آموزههای قرآنی  ۹
۰۱  ، سال ششم، شماره دوم، پاییز و زمستان ۳۹۳۱
ندارد. نویسندة این کتاب به نعمت »عقل« بهعنوان معناي بارز این کرامت اشـاره کـرده؛ زیـرا همـه در کتاب لطایف الاشارات، بیان شده است که منظور از »بنیآدم«، همـان مؤمنـان هسـتند؛ چراکـه بـه
این توانمنديها ناشی از وجود عقل است (شوکانی، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص.(۲۹۰ وَ مَنْ یُهِنِ اللﱠهُتعبیرقرآن،فَما» لَهُ مِنْ مُکْرِمٍ« (حج: (۱۸ در نتیجه، غیرمؤمن داراي کرامت نیسـت. و اگـر
در تفاسیر دیگر، از جمله احکام القرآن ابن العربی »کرامت« به »جواز رکوب« تفسیر شده اسـت واژة »بنیآدم« به کار رفتـه و از واژة »مؤمنـون« اسـتفاده نشـده بـدان روسـت کـه ایـن تکـریم ناشـی از
(ابنعربی، بیتا، ج۳، ص.(۱۲۱۸ احکام القرآن جصاص همان نگاه و رویکرد صـاحب تفسیر الوجیز طلبکاري و استحقاق نیست (قشیري، بیتا، ج۲، ص.(۳۵۹
را پذیرفته است (جصاص، ۱۴۰۵ق، ج۵، ص.(۳۱ در تفسیر اعراب القرآن الکریم، بیان شده کـه واو در کتاب تفسیر مفاتیح الغیب، دایرة وسیعتري براي کرامت بیان شده که هم شامل نفـس و هـم بـدن
در این آیه، حرف قسم است و لام در جواب قسم محذوف و »قد« نیـز حـرف تحقیـق اسـت، کـه میشود. برتري از جهت نفس بدان سبب است کـه انسـان داراي پـنج قـوه، یعنـی نمـو، تولیـد، حـس،
معناي آن اینگونه میشود، و قسم میخـورم بـه تحقیـق کـه انسـان را تکـریم کـردیم (حمیـدان، حرکت و اغتذا است، درحالیکه حیوان فقط حس و حرکت دارد و مهمتر از همه آنکه نفس داراي قـوة
عقل است و از روح الهی برخوردار، و بدن نیز به عللی همچون متوازن بـودن و نحـوة غـذا خـوردن از
۱۴۲۵ق، ج۲، ص.(۱۹۷ در تفسیر انوار التنزیل و اسرار التأویل نیز روایتی از ابن عبـاس نقـل کـرده
دیگر موجودات برتر است (رازي، ۱۴۲۰ق، ج۲۱، ص.(۳۷۳
که گفته است: هر حیوانی غذا را با دهان میخورد؛ یعنی دهـان خـود را بـه غـذا نزدیـک میکنـد،
مرحوم علامه طباطبائی نیز در ذیل این آیه، بحثی طولانی دارند و همـه اقـوال را بـهعنوان مصـادیق
درحالیکه انسان غذا را با دست به دهان خود نزدیک میکند، و این همـان کرامـت انسـانی اسـت
کرامت انسانی و تعریف »کرامت« دانسته و معتقدند: کرامت انسانی بهسبب قوة عاقلـه اسـت. بـر اسـاس
(بیضاوي، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص.(۲۶۲
این توانایی است که سایر کارها نیز توسط انسان صورت مـیگیـرد و بـه تبـع آن نیـز داراي امکانـات و
میتوان گفت: در بین کتابهاي تفسیري، آنچه همه اقوال را در خود جاي داده، کتاب البحر المحـیط
اختیاراتی شده است (طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص.(۱۶۵
فی التفسیر است. نویسنده در توضیح آیه، بیان کرده که آیه مذکور در سیاق بیان نعمتهاي الهی اسـت و
ایشان ضمن رد همه اقوال پیشگفته، معتقد است: واژة »کرامت« بر عنصر اختصاصـی انسـان دلالـت
بالاترین نعمت را نیز مد نظر قرار داده و تمام موارد بیان شده در ذیـل ایـن آیـه، جنبـه تمثیلـی دارد. در
دارد که همان »قدرت تعقل و اندیشه« است و واژة »تفضل« به نعمتها و مواهب الهی اشاره میکنـد کـه
ادامه، به اقوال علماي تفسیري پرداخته است. عطا به »توازن در خلقت« توجـه کـرده اسـت؛ ضـحاك بـه
همگان از آن برخوردارند، ولی انسان از نظر کمی و کیفی بیش از آنها متمتع میشود (همـان). در نتیجـه،
»نطق«؛ ابن عباس به »تفضیل به عقل«؛ زید بن اسلم به »خوردنیها«؛ یمان بـه »حسـن صـورت«؛ محمـد
»کرامت« به معناي بهرهمندي از قدرت اندیشه است. این معنا البته از معنـاي لغـوي دور نیسـت؛ چراکـه
بن کعب به »وجود پیامبر مکرم«؛ ابن جریر به »وجود قدرت سلطه«؛ ابن عطیه بـه »عقـل«؛ و در نهایـت،
بهرهمندي از عقل بالاترین صفت مثبتی است که میتوان به انسان نسبت داد.
برخی به »خلقت انسان به دست خود خداوند« توجه دادهاند (اندلسی، ۱۴۲۰ق، ج۷، ص.(۸۵
در مجموع، باید گفت: آنچه از سخنان مفسران به دست میآید ناظر بر یک موقعیـت ویـژه
در میان سخنان مفسران، به جلوة دیگري از تکریم میتوان رسید. داشتن علـم و شـناخت،
در انسان است و »کرامت« نیز در همین معناست. این ویژگی منحصر به انسان اسـت . ویژگـی
قدرت نطق، و طهارت و پاکی انسان پـس از مـردن (سـیوطی، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص(۲۹۲؛ نیکـو
اختصاصی انسان را باید در قدرت نطق او تعریف کرد و بنابراین، »کرامت« به معناي »توانـایی
بودن آفرینش انسان (تین: (۴ (ابـن کثیـر، ۱۴۱۹ق، ج۵، ص(۸۹؛ و عـرض امانـت بـر انسـان
فکر کردن و اندیشیدن« است. این نعمت بهسبب ویژگیهاي خاص خـود، از جایگـاه بـالایی
(آلوسی، ۱۴۱۵ ق، ج۱۵، ص(۱۱۷ از نمونههاي این سخنان است. برخوردار است که بهرهمند شدن از آن منوط به تحصیل شـرایط اسـت، ولـی در عـین حـال،
تفسیر الدر المنثور فی تفسیر المأثور، از افراد گوناگونی به نقل اقوال پرداخته است. حـاکم خداوند تبارك و تعالی آن را در اختیار انسان قرار داده اسـت کـه از رهگـذر، لطـف الهـی و
در کتاب تاریخ، دیلمی و بیهقی در کتاب دلایل، و کتاب فی شـعب الایمـان و در کتـاب فـی عنایت او شکل گرفته است. در خصوص بهرهمندي از این توان نیز استحقاقی وجود نـدارد و
الاسماء و الصفات و نیز ابن عساکر و خطیب بغدادي در کتاب تاریخ بغداد، نمونه این اقوال را آنچه میتواند معنا داشته باشد عنایت و تفضل الهی است. بنابراین، نبود استحقاق از یکسو، و
ذکر کردهاند (سیوطی، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص.(۱۹۳ اعطاي لطف از سوي دیگر، هویتبخش واژة »کرم« است.

معنا و مبناشناسی کرامت انسانی با نگاهی بر کرامت سیاسی در آموزههای قرآنی  ۱۱
۲۱  ، سال ششم، شماره دوم، پاییز و زمستان ۳۹۳۱
مبناشناسی کرامت قدرت آن بر ایجاد تفکر و اندیشه در انسان، یا نمیتوان از نعمت اسـتفاده کـرد و یـا نمیتـوان بـه
با لحاظ آنچه در معناي لغوي و اصطلاحی »کرامت« انسانی بیان شد، اکنون سؤالی در رابطـه بـا کرامـت
ارزش و جایگاه نعمت الهی توجه نمود (مرکز تحقیقات حج، بیتا، ج۷، ص.(۲۵۸
انسانی مطرح است: خداوند بر چه اساس و مبنایی چنین عنـایتی بـه انسـان کـرده و بـه او کرامـت داده قرآن کریم در آیات متعدد، درمقابل کسانی که بـه نعمتهـاي خداونـد کفـر ورزیـده و مسـیر
است؟ با مراجعه به سخنان فقها و اندیشمندان حوزة علوم تفسیري و قرآنی و علوم اجتماعی، بـا اسـتناد انحرافی را برگزیدهاند، ادبیاتی تند به کـار گرفتـه اسـت (مائـده: .(۸۰ در آیـه ۱۸ سـورة حـج نیـز
به آیات قرآن کریم، مبانی گوناگونی بیان شده است: وَ مَنْ یُهِنِ اللﱠهُمیفرماید:فَما» لَهُ مِنْ مُکْرِمٍ«؛ و آن که را خداوند تحقیر کند، کرامتی نـدارد. در آیـه
الف. کرامت و مصاحبت و انس با پروردگار چهل و هفتم سورة انعام نیز به همین معنا اشاره شده است.