چکیده
مفهوم محله در برنامه ریزی و طراحی شهری از آن روی جایگاهی ویژه می یابد که با القای هویت به آن می-توان حس تعلق به مکان و به نوعی حس مکان و هویت شهروندان را تقویت نمود. روند توسعه های موجود در شهرهای ما، نشان می دهد که مناطق مسکونی به ویژه مسکن مهر به دلیل توسعه نابسامان و مغشوش، در معرض از دست دادن شخصیت و هویت دیرینه خود قرار گرفته اند. در این پژوهش سعی شده است تا با شناسایی عوامل تشکیل دهنده هویت در محله و بازشناسی آن، ارزش های محیطی شناسایی شود و سپس با انجام مطالعات میدانی بر روی نمونه موردی مسکن مهر بهاران سنندج، بافت اجتماعی و روابط میان ساکنان، در سطح محله شناسایی شده و سپس ابعاد ومحدوده محله تعیین و عواملی که باعث تعلق خاطر ساکنان مشخص شده و سپس به تبیین نقش آن در دستیابی به پایداری در مقیاس محله پرداخته می شود.

کلمات کلیدی: محله، هویت، پایداری، محله پایدار

۱٫ مقدمه

هویت شهری را باید نوعی هویت جمعی به حساب آورد که البته با عنوان هویت محله ای زمانی معنی دار خواهد بود که تبلور عینی در فیزیک و محتوای شهر داشته باشد؛ به شرطی که هنجار هویت درست فهمیده شود. شهر مجموعه ای از عوامل زنده و پویاست که ژن هویت بخشی آن در طول زمان انتقال می یابد و عناصر و عوامل تشکیل دهنده محیط های آن اعم از ساختمان ها، گذرها و میادین و … مخلوق روح خلاق ساکنان آن است. به عبارت دیگر وقتی یک شهر یا جامعه رشد می کند، بخشی از صفات هویتش در جریان رشد تغییر می کند و ساماندهی جدید می یابد. در این ساختار باید هویت شهری به عنوان یک معیار برای توسعه و عاملی برای ارتقای کیفیت محیط مطرح شود تا بتواند زمینه های مشارکت و امنیت افراد را فراهم کند. در این معنا و مفهوم محله همیشه تداعی گر وجود زنجیره ای از خانواده ها با بسیاری از ویژگی ها و بازخوردها و ارزش های فرهنگی نسبتا مشابه در حیطه جغرافیایی با بافت محدود ومشخص است. [۱]

۲٫ روش تحقیق

پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش تحقیق در آن نیز توصیفی- تحلیلی و پیمایشی می باشد. بر این اساس، پس از بررسی مفاهیم و مبانی مرتبط با موضوع پژوهش، جهت گردآوری از روش مطالعه میدانی (مشاهده مستقیم، مصاحبه عمیق فردی با ساکنان مسکن مهر در محدوده ی مطالعاتی و کارشناسان) استفاده شده است. در این مطالعه، محدوده ایی از مسکن مهر بهاران سنندج به عنوان محدوده پژوهش حاضر مورد بررسی قرار گرفته است

.۱ کارشناسی ارشد معماری و استاد حق التدریس دانشگاه آزاد سنندج

۱

اولین همایش بین المللی و چهارمین همایش ملی عمران شهری دانشکده فنی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج
۱۳، ۱۴و ۱۵ اسفند ماه ۱۳۹۲

و جامعه آماری آن نیز شامل شامل ساکنین آن می باشد که برآورد حجم نمونه آن بر اساس روش نمونه گیری کوکران ۱۰۰ خانوار می باشد. همچنین جهت مصاحبه عمیق فردی با جامعه آماری از روش نمونه گیری تصادفی، ترکیب پرسشنامه باز وبسته استفاده شده است. در نهایت با جمع آوری پرسشنامه ها و مشاهدات و مطالعات مختاف و جمع بندی نظرات، با استفاده از آزمون های آماری، از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار گرفت.

۲٫ ضرورت و اهداف تحقیق

۱٫ با توجه به اینکه خلاءهای تحقیقاتی و فقدان متون علمی و داده های سنجش پذیر در مورد مسکن مهر وجود دارد، بنابراین تحقیق بعمل آمده می تواند روی کیفیت مسکن های مشابه( هم در حرفه و هم در دانشگاه ) در کارهای آینده تاثیرگذار باشد؛

.۲ با توجه به اینکه سایت مذکور دارای۷۶۰۰ واحد مسکونی می باشد که حجم قابل توجهی از خانوارهای شهرستان سنندج در این خانه-ها سکنی گزیده اند، بنابراین طراحی این خانه ها می تواند روی زندگی افراد در داخل و خارج مجموعه مسکونی تاثیر گذار باشد.

بنابراین اهداف تحقیق را موارد زیر تشکیل می دهد:

الف: بررسی ابعاد محله از دیدگاه ساکنان و عوامل موجود که سبب تعلق خاطر ساکنان به محله می شود؛ ب: بررسی میزان فعالیت ها و نحوه برقرار کردن روابط اجتماعی کاربران؛

ج: با توجه به نتایج تحقیقات به عمل آمده، به ارائه راهکار برای مشکلات موجود در سایت، در قالب طرح ارائه شده جهت پایداری محله ، می پردازیم.

۳٫ تعاریفی از محله و ابعاد آن

محله، به معنای فضای زیستی انسان های به هم انس گرفته می باشد که پدیده ای قدیمی است و محدوه فضایی است که حد فاصل شهر و خانه را حفظ کرده است.[۲] به طور کلی، واژه محله می تواند از ابعاد مختلف اجتماعی، روانشناسی، ذهنی، ادراکی، معماری(کالبدی) و سیاسی تعریف شود. هر یک از ابعاد مختلف، تعریف خاص خود از محله را ارائه می دهند. از طرف دیگر، این تعریف در جوامع مختلف می توانند متفاوت باشند. سازمان و استخوان بندی محله می تواند یکی از محورهای کلیدی در تعریف محله باشد. وجود و تداوم محور اصلی محله همراه با گذرهای پیاده، شبکه ای از مراکز فرعی محله و وحدت شکلی آن را باید چارچوب و استخوان بندی اصلی محله دانست. ترکیب عملکردها و فعالیت ها برای ایجاد وحدت فضایی، وجود نشانه ها و عرصه های مختلف و نیمه خصوصی، نیمه عمومی به عنوان بستر اصلی در تعاملات و روابط اجتماعی نیز از ویژگی های محله محسوب می شوند. .[۳]

محله، بافت و برش تفکیک ناپذیر از شهر است. واقعیتی اجتماعی و فیزیکی است که در تمام شهرها و جود دارد. محله با مرزهای معین و نیز جایگاه هسته ای آن در شهر شناخته می شود. ویژگی های فیزیکی، جمعیتی و نوع ارتباط نزدیک ساکنان آن با یکدیگر و نیز فضای اجتماعی و محیطی مشترک سبب می گردد محله ها از یکدیگر متمایز باشند. برخی از محققان واحد همسایگی را بنیاد واقعی در محله می دانند. از نظر شکویی محله از خانه های مجاور هم در یک فضای جغرافیایی مشخص تشکیل می شود. به عبارت دیگر محله از» ترکیب « پیوستگی کم یا زیاد، معاشرت نزدیک و روابط محکم همسایگی و ارتباط غیر رسمی میان گروهی ازمردم به وجود می آید. اگر بپذیریم که خانواده هسته اولیه زندگی جمعی بوده و هست، تراکم و تجمع خانوارها پیرامون یکدیگر در یک واحد شناخته شده جغرافیایی و نیز دنیای مشترک اجتماعی ساکنان ویژگی های بارز جامعه شناختی نظام محله ای در شهر را بهتر آشکار می کند. بدین ترتیب در یک محله شهری ادغام عناصر مختلف محیطی و اجتماعی در یکدیگر منجر به تولید ساختار فضایی می گردد که، طی آن شبکه فعالیت ها ، عملکردها و تنظیمات جمعی هویت قابل شناسایی و به طور نسبی، هویت مستقلی را پیدا می کند. [۴] در رابطه با جایگاه محله در شهر می توان گفت که محله ها ساختار و بافت شهرها را تشکیل می دهند. تصمیمات برنامه ریزی و طراحی شهری در مقیاس محله اتفاق می افتند. برای مثال پرژوه های توسعه شهری، طراحی معابر، اندازه بلوک ها، کاربری های مختلط، مکان پارک ها و فضاهای عمومی به عنوان عناصر تعیین کننده، می توانند بافت محله ها را شکل دهند. سطح مباحث موجود در مقیاس محله می تواند از دیدگاه های مختلف بسیار متفاوت باشد. برای برخی، قرار گرفتن بلوک های ساختمانی در یک محدوده و برای برخی دیگر، اندازه و مساحت محله مطرح شود. اما این دیدگاه که فضای فرهنگی و اجتماعی مردم و ساکنین محله که در کنار یکدیگر زندگی می کنند شاید غلبه داشته باشد. [۵]

۲

اولین همایش بین المللی و چهارمین همایش ملی عمران شهری دانشکده فنی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج
۱۳، ۱۴و ۱۵ اسفند ماه ۱۳۹۲

۳٫ روند تغییرات محله در ایران

مفهوم »محله« از جمله مفاهیم جا افتاده و آشنا در سنت شهرنشینی ایران است. اکنون بر اثر فرایند مدرنیزاسیون، گیستخگی های اجتماعی و فرهنگی و اثرات و پیامدهای آن به تدریج در جوامع شهری ایران در حال ظهور و بروز است، نگاه به نقشی که محله می تواند در احیای همبستگی های اجتماعی و ایجاد جامعه مدنی در شرایط کنونی جامعه بر عهده داشته باشد، مفید و کاربردی خواهد بود. محله ها تنها مجموعه های فیزیکی نیستند که افراد در آن ها سکونت داشته باشند و با چند کوچه و خیابان از محله های اطراف خود متمایز شوند. محله بیش از آن که مفهومی برآمده از شهر و بنا باشد با حس تعلق ساکنان به مکان، تعاملات اجتماعی ساکنان با یکدیگر و مشارکت و همیاری آنان در امور محل زندگی شان شناخته می شود. به نظر می رسد محله در عرصه زندگی شهری در سنت شهرنشینی ایرانی نقشی معادل انجمن های مردم نهاد (NGO) در عرصه اجتماعی را دارا بوده و در دوره کنونی با جذب مشارکت های اهالی در قالب فعالیت های داوطلبانه، می تواند محملی برای تقویت جامعه مدنی شود تا از اتمیزه و دانه دانه شدن جامعه جلوگیری کند.