مقدمه

صرفهجویی و بهعبارت دیگر مدیریت مصرف منابع مبتنی بر آیندهنگری، به ضرورتی اجتنابناپذیر تبدیل شده است؛ چراکه امروزه حجمجمعیّت در سطح جهان گسترش پیداکرده استمحدودیّت. منابع در دسترس بشر از یک سو و عدم توزیع متوازن منابع محدود موجود از سوی دیگر (که بخشی از آن، بنابر عوامل طبیعی و جغرافیایی و تقسیمات کشورها در سطوح مختلف زمین بوده و بخشی دیگر منبعث از عدم توازن قدرت کشورها درتسلّط و بهرهبرداری از این منابع است)؛ بر مشکل فوق افزوده است. البته باید در نظر داشت که این امر به هیچوجه بهمعنای ناکافی بودن منابع موجود در کره زمین برای ساکنان آن نبوده و نیست. آنچه بشر را از نظر تأمین منابع، با چالش روبرو کرده، اسرافکاری و هدر رفتن بسیاری از منابع جهان توسط برخی از ساکنان زمین است. “ژزوئه دو کاسترو” در اینباره مینویسد: »نیک میدانیم که نعمتهای موجود در کره زمین، برای ساکنان آن کافی است. با این حال میبینم، گرسنگی پدیدهای جهانی بهشمار میرود و بیشتر ساکنان روی زمین از گرسنگی رنج میکشند. گرسنگی را طبیعت بهما تحمیل نکرده است؛ بلکه خاستگاه این فاجعه، شرایط فرهنگی جامعههای انسانی استٌ.

استفاده از وسایل تأثیرگذار بر ذهن انسان، برای سودمند یافتن کالاهای تولیدشده و در نتیجه اقدام به خرید و مصرف آن، تأثیری بسیار ویرانگر بر تعادل روانی مردم جوامع مختلف گذاشته و از خودبیگانگی و روانپریشیهای گوناگونی را در لایههای بسیار گستردهای از مردم پدید میآورد. این الگوی مصرف اسرافکارانه، ریشه در آز و طمع برخی جوامع انسانی دارد و علاوهبر آلودگیهای زیستمحیطی، در تأمین زندگی بخش زیادی ازبشریّت، ایجاد مشکل کرده است. از اینرو کنکاش و بررسی ابعاد مختلف قناعت و مصرفگرایی در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرد تا جنبه های نا آشنای آن با فرهنگ مدرن مصرفی نمایان گردد.

-۲ متدولوژی

-۱-۲ مفهوم اسراف

واژه اسراف از ریشه »سرف« و در لغت به معنی »تجاوز کردن و ازحدّ گذشتن در هر کاری است که انسان انجام دهد«ٍ و در اصطلاح نیز به همین معنای عام استعمال شودمی. یعنی به هر گونه زیاده روی در کمیّت و کیفیّت و بیهوده

-۱ کاسترو، ژوزئه دو؛ انسان گرسنه، ترجمه منیر جزنی، تهران، جاویدنیا، ۱۳۷۹، ص.۶۵

-۲ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق صفوان عدنان داودی، دمشق- بیروت، دارالعلم، الدارالشامیه ، ۱۴۱۲ ق، چاپ اول، ص .۴۰۷

۲

گرایی و اتلاف و مانند آن اطلاق میشود.َ این واژه (با مشتقاتش) در قرآن ۲۱ بار ذکر شدهُ و در معنای »از دّح گذشتن در گناه و نافرمانی«ِ، ازحدّ گذشتن در »انفاق«ّ، »زیادهروی در خوردن یا مصرف آنچه حلال است«ْ و امثال آنَ بکار رفته است.

البته در اینجا منظور مصرف کم و زیاد مورد نظر نیست بلکه منظور مصرف بیجا و غیر متعارف میباشد، به تعبیر دیگر «اسراف« آن است که مال یا نعمت در غیر مورد خودش مصرف شود، هر چند کم باشد ولی اگر در مورد خاص خود صرف شود »اسراف« نیست، هر چند زیاد باشد.

-۲-۲ مفهوم اسراف در قرآن

در قرآن کریم واژه »اسراف« و مشتقات آن مکرر به کار رفته است ولی در بیست و سه مورد لفظ »اسراف« استعمال شده که در هر مورد، مفهومی ویژه دارد. در غالب موارد، مقصود از اسراف جنبههای اخلاقی، عقیدتی و تجاوز از حدود الهی است.

به آیات زیر توجه کنید:

– ۱ کذلک زین للمسرفین ماکانوا یعملونُ.

اینگونه برای اسرافکاران اعمالشان زینت داده شده است.

– ۲ ولا تطیعوا امر المسرفینًٌ.

اطاعت فرمان مسرفان نکنید.

– ۳ ان االله لایهدی من هو مسرف کذابٌٌ.

خداوند اسرافکار دروغگو را هدایت نمیکند.

– ۴ و ان فرعون لعال فی الارض و انه لمن المسرفینٌٍ.

و به راستی فرعون برتریجویی (و طغیان) در زمین روا داشت و او از اسرافکاران بود.

-۳ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ ش، چاپ اول، ج ۶، ص ۱۴۹ -۴ عبد الباقی، محمد فواد، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، قاهره، متبعه دار الکتب المصریه، ۱۳۶۴ق ص ۳۴۹ -۳۵۰

-۵ این معنا در آیات طه ۱۲۷، مائده۳۲، اعراف۸۱ ، یونس ۱۲ و ۸۳ ، انبیا ۹، یس ۱۹، زمر ۵۳ ، غافر ۲۸ و ۳۸ ، وجود دارد. -۶ چنانچه در آیه ۶۷ سوره فرقان به این معنا اشاره شده است -۷ این معنا در آیات اعراف ۳۱، نساء ۶، انعام ۱۴۱ به کار رفته است .

-۸ علاوه بر این موارد استعمال، اسراف به همراه »فی« نیز استعمال گردیده که در این صورت به دو معنا می تواند باشد. -۹ یونس ۱۲/ -۱۰ شعراء ۱۵/ -۱۱ غافر ۲۸/ -۱۲ یونس ۸۳/

۳

احادیثی از حضرت امام صادق(ع) نقل است که در مورد اسراف به اصحاب میفرمایند: کمترین حد اسراف این است که لباسی را که بیرون خانه برای حفظ آبرو میپوشی در داخل خانه نیز بپوشی یا باقیمانده آب و غذا را که در ظرف میماند دور بریزی و یا خرما را خورده و هسته آن را دور اندازیٌَ. در بعضی از احادیث آمده است که در هنگام وضو گرفتن باید مواظب باشیم که دچار اسراف نشویم و مقدار یک مد (معادل سه چهارم لیتر) آب برای وضو کفایت میکند. و نیز در ذیل آیه شریفه ۳۱ سوره اعراف: »کلوا و اشربوا…« احادیثی از حضرت امام صادق(ع) نقل شده است که از آن جمله این حدیث است که »عیاشی از ابان بن تغلب« از آن حضرت نقل میکند که مال و ثروت از آن پروردگار است که آن را در نزد مردم به امانت گذاشته است و به آنها اجازه فرموده که در حد اعتدال و میانهروی بخورند و بیاشامند و لباس بپوشند، و نکاح کنند، مرکب سواری داشته باشند و مازاد آن را به فقرای مؤمنین ببخشند و بدینوسیله اختلافات طبقاتی را از بین ببرند و پراکندگیها را ترمیم کنند و کسی که اینگونه عمل میکند، آنچه را که میخورد و میآشامد، اعمالش مباح است و نکاح او و استفاده از مرکوبش نیز حلال میباشد و کسی که از این حد تجاوز کند بر او حرام است و سپس فرمود که اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست ندارد.

امام علی علیهالسلام:۱۴

إعطاءُ المالِ فی غَیرِ حَقﱢهِ تَبذیرٌ وإسرافٌ.

خرج کردن به ناحقّ مال ، حیف و میل و اسراف است.

-۳بحث

-۱-۳نیاز های ضروری و تجملات

نیازهای انسان در زندگیاش، از تعدد و تنوع بسیاری برخوردار است. اگر به نیازی پاسخ داده شود، در همان راستا نیاز مهمتر و بالاتری ایجاد میشود؛ به این معنا که پاسخهای انسان به یک نیاز نیز خود از درجات و مراتب بسیاری برخوردار است و به یک معنا میتوان گفت انسان موجودی سیری ناپذیر است و نیازهایش هرگز پایانی ندارد. حال درنظر بگیرید که بخواهد همه مراتب کمالی را برآورده کند که دراین صورت عمرش کفاف نمیکند. با این همه برخی از نیازها ضروریتر و اساسیتر است. شناخت اینها میتواند درجهتگیریهای زندگی انسان بسیار تاثیرگذار باشد. در مقاله حاضر دیدگاه امام صادق(ع) درباره مهمترین نیازهای اساسی انسان تبیین شده است. نیازهای انسانی دارای تعدد و تنوع بسیار است؛ زیرا انسان موجودی مرکب از ماده و روح است که چنین ترکیبی دو دسته نیازهای مادی و روحی را برای انسان پدید میآورد. از سوی دیگر، نیازهای مادی یا روحی انسان از تعدد بسیار برخوردار است؛ چنان که از نظر کیفیت نیز دارای مراتب و سطوحی است که خود موجب تنوع شدید در خواستهها و نیازهای انسان میشود.

محرومیت انسان از حقوق و امکانات طبیعی خدادادی و امکانات مادّی بشری، زندگی او را ناقص کرده، به راستی او را در شرایط سخت و موقعیت بدی قرار می دهد. در کلامی از امام صادق(ع) سه چیز از نیازهای ضروری انسان برشمرده شده

-۱۳ میزانالحکمه، .۴۴۸/۴

-۱۴ نهج البلاغه : الخطبه ۱۲۶ منتخب میزان الحکمه : ۲۷۰

۴

است :امنیت، عدالت و رفاهٌِ. اگر یکی از این نیازهای ضروری در اختیار انسان نباشد، چه پیش خواهد آمد؟ امام علی(ع) بدترین سرزمین را سرزمینی معرفی کرده است که مردم آن، رفاه نداشته باشند.ٌّ

تجمل در لغت به معنای خود را زینت دادن و آراستن است، و به صورت اسمی به معنای وسایل آرایش و آنچه موجب نشان دادن شأن و شکوه باشد.

این واژه در قرآن کریم نیامده، اما از واژه های هم ریشه با آن یک بار جمال و هفت بار جمیل آمده استٌْ.

دنیا زدگی سرآغاز همه زشتیهاست. وقتی مال دوستی به اوج رسید و به مالپرستی گرایید، عامل بسیاری از لغزشها میشود و انسانها را از راه کمال باز میدارد. نگاهی به مخالفان انبیاء ما را به این باور میرساند که آنان با به رخ کشیدن ثروت، خود و هوادارانشان را برتر میشمردند غافل از اینکه تنها ملاک برتری در اسلام، تقوا، ساده زیستی و همانا روش و منش پارسایان است؛ همان راهی که امامان معصوم (علیهمالسلام) در صحیفه تاریخ اسلام ترسیم کردند. آنان در برابر وسوسههای دنیوی، مردانه ایستادند و هیچگاه تسلیم زر، زور و تزویر نشدند. آنان با این که میتوانستند همچون دیگران از مواهب دنیا بهرهمند شوند، ولی چون در جایگاه رهبری و امامت بودند، حتی از ضروریات زندگی نیز گذشتند تا سرمشقی باشند برای آیندگان. متاسفانه در طول تاریخ کسانی که باید چشم بیدار اسلام و پاسدار ارزشهای اخلاقی باشند و سیره معصومین(علیهمالسلام) را در پیش گیرند، بیصبرانه به ثروت اندوزی و تجملگرایی روی آوردند و راه را از بیراهه باز نشناختند تا بدان جا که به تدریج، مالدوستی به دنیا گرایی و دنیا گرایی به شهوت رانی و سودجویی و در نهایت، سست شدن ارزشها انجامیده است.

زیانهای تجملگرایی بسیار است که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در کوتاه مدت یا دراز مدت در جامعه بر جای خواهد ماند همانند تباهی سرمایههای مادی، زمینهسازی برای گناهان، گسترش فقر در جامعه، تبدیل ارزش به ضد ارزش، کاهش معنویت در جامعهٌَ.

-۲-۳ مصرف گرایی و عناصر آن

مصرفگرایی بهعنوان یک فرایند اجتماعی، برمصرفِ مصرفی تکیه کرده و مصرف هرچه بیشتر کالاهای مصرفی، اعم از بادوام و بیدوام را مورد تأکید قرار میدهد. در این فرهنگ، افراد در خرید همیشگی کالاها و خدمات جدید، درگیر میشوند؛ در حالیکه هیچ توجهی به نیاز یا عدم نیاز به این کالا و خدمات، قابلیت دوام آنها، مبدء تولید یا پیامدهای زیستمحیطی تولید و مصرف آنها، نمیکنند. در واقع باید مصرفگرایی یا مصرفزدگی را »از بین بردن یا صرفکردن از طریق بهکار بردن و هزینه کردن بیهوده«ٌُ دانست.

-۱۵ تحف العقول، ص ۳۲۰

-۱۶ عیون الحکم والمواعظ، ص ۲۹۴ -۱۷ محمد بن اسماعیل بخاری جعفی، صحیح البخاری، استانبول .۱۹۸۱/۱۴۰۱ -۱۸ تحف العقول: ص ۳۲۶

-۱۹ اسحاقی، حسین؛ بایدها و نبایدهای مصرف، قم، دفتر عقل، چاپ اول، ۱۳۸۸،

۵

جامعهای که این فرهنگ بر آن حاکم گردد، همان جامعه مصرفی خواهد شد؛ که در آن، بنا به نظر بودریار، »مصرف مبتنی بر خواست، مطرح میشود؛ نهصرفاً مبتنی بر نیاز؛ یعنی مصرف با میل آمیخته میشود و سلیقه و میل افراد در جامعه، بر نوع آن تأثیر میگذارد.«ًٍ

در چنین جامعهای که شعار خرید و مصرف بیشتر رواج مییابد، مصرفگرایی، به نوعی وجهه اجتماعی و نه به یک نیاز ضروری تبدیل میشود؛ بلکه گاه بهعنوان »تمایز یک گروه از گروه دیگر یا بهعنوان بیان یک منزلت اجتماعی« خواهد بود.ٌٍ