مقايسه زنان عادي و ويژه

چكيده پژوهش
پژوهش حاضر به منظور مقايسه زنان عادي و ويژه پرداخته شده است . ابتدا مقدمه اي راجع به مسئله و تعريف موضوع مورد بحث پرداخته ايم . يعني به تعريف روسپي و روسپيگري پرداخته ايم . بر هيچ كس پوشيده نيست كه اهميت مسئله فحشا و عواقب شوم آن ها را به سوي مطالعه اين مساله كشانيده است . انسان در طول تاريخ از انواع انحراف ها و آسيب هاي اجتماعي رنج برده است و همواره در جستجوي علل و عوارض آن و رهايي از اين مسائل بوده است . دادن اطلاعات پيرامون اين موضوع به دختران جوان بي گناهي كه ممكن است روزي بر اثر يك برخورد تصادفي يا پيش آمدي شوم به بدترين سرنوشت دچار شوند خدمت به سزايي است و جز وظايف هر شخص نسبت به اجتماعش است كه بايد ادا شود .

هدف از پژوهش حاضر ، شناخت عوامل موثر در جامعه و هم خانواده كه زمينه ساز به فحشا كشيده شدن زن ها مي شود و اينكه با استفاده از داده ها و نتايج آماري شيوع اين مساله را سنجيده و گستردگي آن را مورد بررسي قرار دهد . در اين تحقيق جامعه مورد مطالعه در مورد زناني است كه در مراكز و كانون اصلاح و ترتبيت ويژه زنان تحت عناوين مركز

اميدوار و شفق نگه داري مي شوند . و هم چنين زنان عادي كه در كانون خانواده زندگي مي كنند . روش نمونه گيري در اين پژوهش روش نمونه گيري در دسترس است كه تعداد نمونه در اين تحقيق بالغ بر ۸۰ نفر مي باشد كه ۴۰ نفر آن ها از بين زنان ويژه و ۴۰ نفر آن ها از بين زنان عادي انتخاب شده اند و مورد مطالعه قرار گرفته اند . و پرسشنامه را در اختيار آن ها قرار داده و اين پرسشنامه ، پرسشنامه اي خود ساخته بوده است .

در اين پژوهش ۵ فرضيه را مد نظر قرار داده ايم كه به شرح زير مي باشد :
۱- مقايسه زنان عادي و ويژه از لحاظ ميزان رضايتمندي زناشويي
۲- مقايسه زنان عادي و ويژه از لحاظ ميزان اعتقاد به مسائل مذهبي

۳- مقايسه زنان عادي و ويژه از لحاظ ميزان اعتماد به همسر
۴- مقايسه زنان عادي و ويژه از لحاظ ميزان اجبار در ازدواج

۵- مقايسه زنان عادي و ويژه از لحاظ ميزان تحصيلات
بعد از تجزيه و تحليل داده هاي آماري به محاسبات آماري پرداخته ايم.
در اين پژوهش ۵ فرضيه در نظر قرار گرفتند با توجه به سطح معني داري ۰۵/۰ ≥ p مورد تاييد قرار گرفته است . در پايان نيز سعي شده خلاصه ونتيجه گيري قابل قبولي ارائه شود و پيشنهادها و راهكارهايي براي هموار كردن راه محققان بعدي ارائه شود . محدوديتها نيز از نظر پوشيده نمانده است و به بررسي آن ها پرداخته ايم و ليستي از منابع مورد استفاده در اين پژوهش آورده شده است .

فصل اول
تعريف موضوع پژوهش

روسپيگري :
روسپيگري تسليم وقاحت و بي شرمي شدن است . روسپيگري نوع خاصي از رابطه جنسي ميان مرد و زن است كه بر اساس برخي شرايط بر قرار ذيل است :
۱- بدون قاعده و آشفته است .

۲- مبتني بر روابط پولي است .
۳- مبتني بر فقدان احساسات است . ( داريا پور. ۱۳۷۳ . ص ۷۸ )

روسپي كيست ؟
روسپي زني است كه از راه خود فروشي امرار معاش مي كند و جز اين پيشه اي ندارد و تحت نظامات خاص اين پيشه به كار خود ادامه مي دهند . روسپي زن يا دختري است كه به خاطر پول و براي ارضاء ميل جنسي مرد به او تسليم مي شود و در اين ارضاء خود نه اختيار داشته باشد و نه از نظر جنسي حظي ببرد . ( فرمانفرئيان . ۱۳۴۹ . ص ۳۸ )

فحشاو بي پروايي جنسي:
اصطلاحاتي است كه براي روابط هرج و مرج نامشروع كه معمولاً زودگذري باشد و پس از انجام يافتن مقاربت از بين مي رود وضع شده است . مفعول در اينجا غالباً دختراني هستند كه كمتر از ۱۸ سال دارند و اگر چه ممكن است در قبال اين عمل هدايا و حتي پول دريافت دارند ولي اين روابط براي آنها جنبه تجاري ندارد ونمي توان فقر و احتياج مادي را عامل آن دانست كه در اين پژوهش اين طبقه از زنان و روابط آنها مد نظرماست زنان متاهل ، بيوه ، و يا مطلقه اي كه دچار اين بي بند و باري و فحشا مي شوند . البته نبايد زنان روپسي اين ۳ مورد نام برده شده را از ياد برد .

 

انواع فواحش
فواحش از دو حيطه خارج نيستند :
۱- آنها كه شغلشان فاحشگي است .
۲- آنهايي كه كار ديگري داشته و زير اين سرپوش دست به فحشا مي زنند و مي توان به آنها فاحشه خانگي يا فاحشه اتفاقي نام نهاد .
ريتمن فواحش را به چند دسته تقسيم مي كند :
۱- فاحشه هاي جوان كه دختران ۱۰ – ۱۵ سال هستند .

۲- دختران تلفني كه از طريق تلفن ارتباط برقرار مي كنند .
۳- فاحشه هاي بالقوه كه حاضرند در ازاي پول خدمات جنسي ارائه دهند ، اما شرايط برايشان مهيا نيست .
۴- فواحش پير كه مراكز فساد را اداره مي كنند .
۵- فاحشه هاي غير حرفه اي كه در منازل خود ، خود فروشي مي كنند .

۶- ولگردان خياباني كه مسافر خانه ها و مكانهاي ديگر خود فروشي مي كنند .
۷- درماندگان كه شامل افراد معتاد به مواد مخدروالكي هستند . ( مانسيني . ۱۹۵۸ . ص ۱۳۶۹ )

بيان مساله
مقايسه مشكلات زنان ويژه و عادي استان تهران در نيمه اول سال ۱۳۸۵

اهميت و ارزش موضوع
بر هيچ كس پوشيده نيست كه تقريباً در همه جا زناني براي پول خود فروشي مي كنند . آيا دانستن اين مطلب نبايد موجب تفكر شده و انسان را وادار به درك عمل اجتماعي و خاص اين موضوع نمايد . به عبارت ديگر چه وقت ، كجا و به چه نحو و چرا زني تن به خود فروشي مي دهد ؟ آيا بايد تاثير اين موضوع را در اجتماع ناديده بگيريم و يا با درك صحيح و روش قاطع در رفع اين درد اجتماعي كوشا باشيم . انسان در طول تاريخ از انواع انحراف ها و آسيب هاي اجتماعي رنج برده است و همواره در جستجوي علل و عوارض آن و رهايي از اين مسائل

بوده است . ( ستوده ۱۳۷۲ . ص ۸ ) . براي كساني كه به كار تعليم و تربيت مشغولند و با جوانان سر و كار دارند مساله فحشا پيوسته باعث تفكر و نگراني مي باشد و عمق اين درد هولناك اجتماع كه به مراتب از مرض سرطان خطرناك تر است كاملاً مخفي و ناشناخته مي باشد . دادن اطلاعات پيرامون اين موضوع به دختران جوان بي گناهي كه ممكن است روزي بر اثر يك برخورد تصادفي يا پيش آمدي شوم به بدترين سرنوشت ها دچار شوند خدمت بسزايي است كه جز به وظايف ديني هر شخصي نسبت به اجتماعش است كه بايد ادا شود . ترديد نيست كه مهم ترين علت سقوط زنان و دختران جوان و ساده دل ، گرفتار شدن آنان درپنجه هاي بي رحم دستگاه فحشا ، عدم اطلاع و زودباوري و فريب خوردن است . ( مانسيني ، فروغ ، شهاب ۱۳۷۷ )

اجتماع نمي تواند نسبت به عواقب وخيم عمل فحشا از لحاظ بهداشتي و خطر سرايت امراض مقاربتي بي تفاوت بماند . خصواً در اين زمان كه بيماريهايي هم چون ايدز و هپاتيت به راحتي از راه تماس هاي نامطمئن و پر خطر منتقل مي شود و امكان آلوده كردن هدفدار را دارند . نبايد تا تاثير گذاري فحشا غافل ماند . هم چنين يك مادر فاحشه چه تاثيري مي تواند بر روي فرزندخود بگذارد . آيا نبايد به اين مساله توجه كرد كه او يك دختر فاحشه و يك پسر ابالي تحويل جامعه مي دهد و آينده اي شوم براي فرزندان خود رقم مي زند .
رجعت يك فاحشه و اصلاح زندگي او در اجتماع تنها بوسيله مقررات قانوني و حتي بوسيله بودجه هنگفت ميسر نيست و اين مساله بيشتر جنبه اخلاقي دارد . در وضع فعلي فقط مقدار زيادي اراده و حس نيت رايگان لازم است . . ( مانسيني . فروغ . شهاب ۱۳۷۷ . ص ۱۹۷ )

 

هدف هاي پژوهش
بطوركلي در اين پژوهش ۲ هدف هدف عمده مد نظر قرار گرفتند :
الف ) هدف نظري : شناخت عوامل موثر هم در جامعه و هم در خانواده كه زمينه ساز به فحشا كشيده شدن زنها بعد از اين كه ازدواج مي كنند:
۱- عوامل اجتماعي دخيل در به فحشا كشيدن زن ها .
۲- عوامل خانوادگي كه راه را براي انحراف هموار كردند .

۳- راهكارهايي ارائه شود كه بتوان هر چند ناچيزاز اشاعه اين انحراف جلوگيري شود .
۴- اين پژوهش اميد دارد بتواند براي تحقيقات بعدي سرآغاز و يك پيشينه باشد و راهي را براي پرداخت به اين مشكلات جامعه بازكرده باشد .
ب) هدف عملي با استفاده از داده ها و نتايج آماري :

۱- شيوع اين مساله را سنجيده و گستردگي آن را مورد بررسي قرار دهد .
۲- بعنوان يك پژوهش كه پرسش نامه را بعنوان وسيله سنجش خود انتخاب كرده اطلاعات و مسائلي را كه در جايي ديگر مجال مطرح شدن آنها وجود ندارد ارائه دهد .
۳- زنگ خطري باشد براي خانواده ها و مسئولين كه از زنان و دختران تنها و بي پناه در جامعه غافل نشوند .

فرضيه ها و سوالات پژوهش :
۱- آيا فقر و احتياج مالي دليل قانع كننده اي براي به فحشا كشيده شدن است ؟
۲- مسائل معنوي و دين تا چه حد افراد را از انحراف دور نگه مي دارد ؟
۳- آيا جبر اجتماعي و محيط زمينه ساز گرايش به فحشا محسوب مي شود ؟

۴- ازدواج تا چه حد مي تواند فرد را از انحراف و فحشا دور كند؟
۵- آيا ازدواج هاي اجباري مي تواند زن را به فحشا بكشاند ؟

۶- آيا مي توان عدم رضايت زناشويي را از دلايل انحراف زن متاهل دانست ؟
۷- خانواده و پدر و مادر چه تاثيري در انحراف افراد دارد و زمينه خانوادگي تا چه حد موثر است ؟
۸- آيا طلاق و از بين رفتن مؤاى زنان مي تواند از عوامل ازدياد فحشا در جامعه باشد ؟

متغيرهاي مورد مطالعه
متغيير يك يا چند مفهوم است كه بيش از ۲ يا چند ارزش با عدد به آن اختصاص داده مي شود و ويژگي هايي را كه پژوهشگر مشاهده يا اندازه گيري مي كند متغيير ناميده مي شود . ( دلاور . ۱۳۷۶ . ص ۳۵ )
متغير وابسته :
متغيري است كه مشاهده يا اندازه گيري مي شود تا متغير مستقل بر آن مشخص شود . ( دلاور ۱۳۷۶ ، ص ۳۶ )
متغير مستقل :

متغيري است كه از طريق آن متغير وابسته تبيين يا پيش بيني مي شود به اين متغير ، محرك يا درون داد نيز گفته مي شود ، متغيري است كه توسط پژوهش گردست كاري مي شود تا تاثير يا رابطه آن با متغير ديگر اندازه گيري شود . ( دلاور ، ۱۳۶۷ ، ص ۳۶ )
در اين پژوهش عواملي هم چون اقتصادي ، مذهبي ، فرهنگي ،اجتماعي ، خانوادگي به عنوان متغير مستقل مطرح است .
متغير كنترل :

متغيري است كه تاثير آن در تعيين رابطه بين متغير هاي مستقل و وابسته بايد خنثي و يا ثابت نگه داشته شود . ( تاكمن ، ۱۹۷۸)
در اين پژوهش مسئله ازدواج اين زن ها بايد بعنوان متغير كنترل ثابت نگه داشته شود . يعني اين كه تمام اين زن ها بايد ازدواج كرده باشند . متاهل يا مطلقه يا بيوه باشند و بعد از اينكه ازدواج كرده اند به فحشا روي آورده اند و قبل از ازدواج داراي اين انحراف نبوده اند .
متغير مزاحم :

متغيري است كه به صورت فرضي بر پديده مشاهده شدن تاثير مي گذارد ولي قابل مشاهده و اندازه گيري و دستكاري نيست و تاثير بايد از طريق تاثير متغيرهاي مستقل و تعديل كننده بر رويدادهاي قابل مشاهده مشخص شود . ( تاكمن ۱۹۷۸)
براي اين پژوهش مسائلي از قبيل سوگيريهاي بد اجتماعي ، افكار عمومي ، شرايط بد براي پر كردن پرسش نامه و سختي و مشقت كار و تاثيرات سوء بر محقق بعنوان متغير مزاحم مطرح است .

 

بيان فرضيه
۱- از لحاظ ميزان رضايت زناشويي بين زنان عادي و ويژه تفاوت معنا داري وجود دارد .
۲- از لحاظ ميزان اعتقاد به مسائل مذهبي ، بين زنان عادي و ويژه تفاوت معناداري وجود دارد .
۳- از لحاظ ميزان اعتماد به همسر بين زنان عادي و ويژه تفاوت معنا داري وجو دارد .
۴- از لحاظ ميزان اجبار در ازدواج بين زنان عادي و ويژه تفاوت معنا داري وجود دارد .
۵- از لحاظ ميزان تحصيلات بين زنان عادي و ويژه تفاوت معنا داري وجود دارد .

 

تعريف عملياتي متغير ها
۱- روسپي : زني كه از راه خود فروشي امرار معاش مي كند و جز اين پيشه اي نداشته باشد و تحت نظامات خاص اين پيشه به كار خود ادامه دهد .
۲- روسپيگري : پيشه روسپيگران
۳- روسپيان خياباني : زناني كه مكان ثابتي براي پيشه خود ندارند و در خياباناي سطح شهر به روسپيگري مشغولند .
۴- واسطه ها : مردان يا زناني كه براي روسپيان مشتري مي برند و در ازاي آن پولي از مشتريان يا روسپي يا هر دو دريافت مي كنند .
۵- ارتكاب جرم : دست زدن به عمل غير قانوني كه منجر به تعقيب و مجازات شده باشد .
۶- محل فساد : اماكني كه برقراري آن را قانون منع كرده باشد و اعمالي كه در آن اماكن واقع مي شود موجب تباهي و آسيب اجتماعي گردد .
۷- زنان مطلقه : زناني كه بنا به هر دليلي به طور قانوني ازر همسر خود جدا شده باشند و اين طلاق بر اساس قوانين رايج ممكن اتفاق افتاده باشد .
۸- زنان بيوه : زناني كه همسر آنها فوت شده باشد و به عقد مرد ديگري در نيامده باشند .
۹- زنان متاهل : زني كه داراي همسر قانوني است و با توجه به قوانين به عقد دائم يا موقت مردي درآمده باشد .
۱۰-ازدواج اجباري : ازدواجي كه بنا به هر دليلي بدون ميل و رغبت يكي از زوجين اتفاق بيافتد .

فصل دوم
ادبيات و پيشينه پژوهش

روسپيگري از كهن ترين و با سابقه ترين انحرافات بشري است كه رد پاي آن را مي توان در طول تاريخ مشاهده كرد . متجاوز از چهار هزار سال پيش در تاريخ مصر از اين پديده نام برده شده است . اين آسيب اجتماعي در ميان آشوريان ، بايليان وعبريان رايج بوده است . در دين مبين اسلام ، انحراف جنسي عملي زشت ومذموم به حساب آمده و در آيات متعدد ، مجدد رفتار مذكور منع شده است . در طول تاريخ از جمله جماعتي كه در كنار برخي از لشكر و سپاه سرافراز فاتحان حركت مي كردند همين روسپيان بوده اند . بعلاوه در مواقعي نيز از نتايج دهشت آور فتح بلاد رواج روسپيگري بوده است . ( زند مقدم . ۱۳۶۵٫ص ۴۰)

روسپيگري گرچه از حرفه هاي كرض است نسبتاً تازه پيدا شده است و تاريخ آن از زمان پيدايش موفقيت و مالكيت خصوصي و ازبين رفتن آزادي عمل جنسي پيش از زناشويي دورتر نمي روند . آري . گاه گاهي در اينجا و آنجا دختراني بنظر مي رسيدند كه خود را مي فروختند تا جهيزي تهيه كنند يا پولي براي پيش كش كردن به معابد بدست آورند . ( ويل دورانت . ۱۹۹۷ . ص ۵۶ )

مفهوم عفت از آن چيزهاست كه تازه پيدا شده است . آنچه دختربكر در زمانهاي اوليه از آن نگراني داشت از دست دادن بكارت نبود . بلكه از آن مي ترسيدند كه مبادا شايع شود فلان دختر « ناز » است . اگر زني پيش از ازدواج فرزندي مي آورد اين عمل بيشتر به شوهر رفتن وي كمك مي كرد چون آنگاه معلوم مي شد اين زن عقيم نيست . حتي اجتماعات اوليه پيش از ظهور مالكيت خصوص ، به دختر بكر با نظر تحقير مي نگريستند و اين را دليل عدم توجه مردان مي دانستند .دربنت مادران با كمال جديت دنبال كسي مي گردند كه مهر بكارت از دخترانشان بردارد . اگر چنين نشود قادر به رفتن به خانه شوهر نخواهند بود . آيا چه شد كه بكارت كه روزي قبيح و گناهي محسوب مي شد امروز جزو فضائل به شمار مي رود ؟

بدون شك هنگامي كه مالكيت خصوصي در جريان زندگي حاكم گرديد در امر بكارت هم اين تحول به وقوع پيوست . هنگاميكه مرد مالك زن شد مي خواست كه مالكيت براي مدت بيش از ازدواج امتداد پيدا كند . به همين جهت لازم شد كه زن در دوران پيش از ازدواج هم عفت را براي شوهر و مالك آينده خود نگاه دارد . بكارت نشانه امانت وفاداري زن نسبت به شوهر شد . چه مردان نسبت به چنين امانتي محتاج بودند تا ترس و نگراني آنان از اين كه اموالشان به بچه هاي نا مشروع برسد مرتفع گردد ولي مردان هرگز درصدد آن نيفتاده اند كه چنين قيودي را نيز خود مراعات كنند . در تمام تاريخ حتي يك نمونه نمي توان يافت كه اجتماعي از مرد خواسته باشد كه تا هنگام ازدواج عفت خود را حفظ كند در هيچ يك از زبان هاي عالم نمي توان لغتي يافت كه معني آن مرد كبر باشد .هاله بكارت هميشه برگرد سر صورت دختران ديده شده و از بسياري جهات سبب خرد كردن و از پاي درآوردن آنان شده است . ( ويل دورانت . ۱۹۹۷ . ص ۵۴ )

با پيشرفت مالكيت خصوصي ، زنا ، كهسابق بر آن از گناهان صغيره به شمار مي رفت در زمره ي گناهان كبيره قرار گرفت . هنگامي كه مرد به مالكيت خصوصي رسيد نه تنها از زن وفاداري كامل مي خواست بلكه به اين زودي به اين نكته متوجه شد كه زن نيز ملك اوست . حتي وقتي كه زن خود را ، از لحاظ جسم و روح خود مي دانست . زنده سوزي مرحله نهايي از طرز تفكر بود . زن را مجبور مي ساخت با ساير اشيا مرد پس از مردن وي در قبر برود و با او دفن شود . ( ويل دورانت . ۱۹۹۷ . ص ۶۰ )

ابعاد تاريخي فحشا
در جوامع باستاني قديمي ترين نوع فحشا يا روسپيگري شيوه اي بود كه ارتباط نزديك با مواضع اعتقادي داشت مثلاً مردم مصر و بابل بر اين باور بودند كه روابط جنسي با يك كشيك موجب نزديك شدن به خدا مي شود . زنان شهر بابل خواه عفيفه ، صالحه و خواه زاييده و طالعه بايد يك مرتبه به معبد بسپارند كه به مصارف خيريه برسانند .
در معبد رسمي شايع بود كه دوشيزگان به هنگام معيني از سال هاي زندگي وارد معبد آناهيتا شده و خود را در اختيار مراجعان و خواهندگان قرار مي دادند . و اين كار يك عمل مقدس و فربه مذهبي محسوب مي شد و ازدواج براي هر دوشيزه مستلزم گذراندن چنين دوراني بود . ( باستاني باريزي ۱۳۶۵ ، ص ۳۲۷)

در آتن اگر جوانان احياناً با زنان فاحشه بياميزند ننگي به آنان تعلق نمي گيرد و حتي اگر مردي زن دار فاحشه اي را تحت حمايت خود بگيرند به عقاب اخلاقي دچار نمي شوند . جز آنكه در خانه زنش به تلخي سرزنشش خواهد كرد و در شهر زنش اندكي آلوده خواهد شد . اتن فاحشگي را به رسميت مي شناسد و از هر كس كه بدان كار مشغول شود ، ماليات مي گيرد . ( علوى . ۱۳۷۷ . ص ۸۹ )

عالي ترين بقه روسپيان يوناني ، فواحش ممتازند . اين طبقه بر خلاف پست ترين طبقه فواحش كه غالباً نژاد شرقي دارند ، معمولاً جزء طبقه شهروندانند . ولي مقام و احترام خود را از دست داه و يا از انزوالي كه مخصوص دوشيزگان و زنان آتني است گريخته اند . روسپيان ممتاز مستقلاً در خانه هاي خود بسر مي برند و ازعشاق خويش در آنجا پذيرايي مي كنند . گرچه طبيعتاً گيسوانشان خرمايي رنگ است ليكن به گمان آنكه مردم آتن موبور را بهتر مي پسندند آن را طلايي مي كنند . با جامه هاي گل دارجلوه گري مي كنند و گويا قانون آن را بدين كار مجبور داشته است ( ويل دورانت . ۱۹۹۷٫ ص ۲ )

روميان نيز مانند يونانيان ، توسل مردان به روسپيان به سهولت مي بخشودند اين حرفه را قانون ساخته بودند . فاحشه خانه به موجب قانون در خارج از حصار شهر قرار داشت و فقط شبها مي توانست مشتري بپذيرند روسپيان نام خود را توسط دستياران دادستان ثبت مي كردند و مكلف بودند به جاي پيراهن بلند جبه بپوشند . برخي از زنان نام خود را بعنوان روسپي ثبت مي كردند تا از مجازات قانوني زنان مكشوف بگريزند . دستمزد روسپيان را چنان ترتيب داده بودند كه هرزگي در دسترس همه قرار گيرد اما در اين هنگام تعداد روسپيان تحصيل كرده كه سعي داشتند با شعله و داشتن موسيقي و رقص و مكالمه آميخته با فهم و دانش جلب مشتري كند ، رو به افزايش بود ، براي يافتن اين قوانين سهل الوصول ، كسي حاجت به خد وجاز حصار نداشت . موتلفان مسيحي چنان ادعا كرده اند كه در داخل صحن معابد روم ، فحشا انجام گرفت . شاهد نيز موجود بود .
شريعت اسلامي براي اشباع غريزه جنسي منفذهاي بسيار گشوده است . بدين جهت در دوران پيامبر و خلفاي راشدين فحشا بسيار كم بودولي افراط دركارهاي شهواني مستلزم وسايل تحريك است بدين جهت زنان رقصانه در زندگي مردان حتي آنها كه زنان مكرر داشتند اهميتي يافتند چون ادبيات مسلماني براي استماع و اطلاع مردان بود قسمتي از آن در سقراط و ابتذال كم از ادبيات مردان در بلاد مسيحي نيست .

در اين قسم ادبيات فراوان است . شريعتي اسلام زنا و لواط را با اعدام مجازات مي دهد ولي فزوني ثروت حد زنا را تخفيف داد و به سي تازيانه رسانيد و حكام غالباً لواط را نديده گرفتند ( عماري . ص ۸۴)
ارتباط اعراب با ايران از موجبات رواج حجاب و لئاط قلمرو اسلام بود از عريان و دلفريبي زن بيم داشتند و پيوسته دلباخته آن بودند و نفوذ طبيعي را با ترديد معمولي مردان درباره عفاف و فضيلت زنان تلافي مي كردند عمر به قوم خود مي گفت با زنان مشورت كنيد و خلاف راي ايشان رفتار كنيد . ولي به قرن اول هجري مسلمان زن را به حجاب وارد نكردند . مردان و زنان با يك ديگر ملاقات مي كردند و در كوچه ها پهلو به پهلو مي رفتند و در مسجد با هم نماز مي خواندند . ( عماري . ص ۸۴)