چكيده
هدف از تحقيق حاضر ميزان شيوع افسردگي در بين زنان ومردان زنداني قزوين ومقايسه افسردگي آنها با زنان غير زنداني حدود سني ۳۵ ساله شهر قزوين است كه فرضيه هاي عنوان شده عبارتند از مقايسه افسردگي زنان ،مردان زنداني ، مقايسه افسردگي زنان زنداني وغيرزنداني ومقايسه افسردگي زنان

متأهل زنداني ، مجرد زنداني كه جامه مورد مطالعه زنان زنداني وغيرزنداني شهرستان قزوين است كه ۳۵ نفر زنان زنداني در زندانهاي قزوين هست كه ۳۰نفر به عنوان نمونه انتخاب گرديد و۳۰نفر هم به عنوان زنان غير زنداني كه جهت آزمون فرضيه ها از روش آمار توصيفي و استنباطي وtمتغيير مستقل استفاده گرديد كه جهت آزمون فرضيه ها از آزمون افسردگي بك استفاده گرديد كه نتايج بدست آمده نشان مي دهد بين زمان زنداني وغير زنداني وهمين طور زمان زنداني مجرد و متأهل از لحاظ افسردگي تفاوت وجود دارد و در سطح معني داري ۵% قرار دارد ولي بين زنان زنداني و مردان زنداني تفاوت وجود ندارد .

فصل اول
كليات تحقيق

مقدمه :
مشاهدات بين المللي بدون ارتباط با كشور تحت مطالعه افسردگي يك قطبي را بين زنان دو برابر شايع تراز مردان معرفي كرد . (كاپلان ۱۳۷۹صفحه ۱۲۵)
از اين جنبه مي توان دليل سبك تزييني نا مناسبي دانست كه در مورد زنان اعمال مي شود . از جنبه هاي ديگر شايد به علت آن است كه زنان افسرده بيشتر به كلينيك ها مراجعه مي كنند . يا فردي كه طرفدار نظريه زيستي است . اختلالات هور موني را در اين زمينه موثر مي داند و يا فردي كه آسيب پذير است وقتي كه در يك مكان قرار مي گيرد زندگي شخصي او عمومي مي شود به زندگي شاد متنوع و حتي تميز هم از او سلب مي شود . و خود را در ميان افرادي مي بيند كه از لحاظ فرهنگي ، فكري با او فرق دارند . فرد مورد نظر حرفي براي گفتن ندارد . وجه اجتماعي خود را از دست داده مي بيند از اين رو فكر مي كند تمام اين مسايل به دليل جرمي است كه مرتكب شده است بر اساس فرضيه افسردگي در زنان نسبت به مردان بيشتر است . به طور اختصاصي تر استعداد فردي و محيطي نا مناسب افسردگي را در زندان امري طبيعي تر جلوه مي دهد و تحقيق حاضر سعي در بررسي افسردگي در زنان زنداني و درك مؤلفه هاي جمعيت شناختي آن دارد .

بيان مسئله
در بررسي علل افسردگي محققان مختلف به عوامل ژنتيكي ، خانوادگي و محيطي ، رواني و اجتماعي توجه داشته و بروز افسردگي را ناشي از صرف يك علت يا دليل بسيط و مشخص نمي دانند . ولي طبق بررسي ها جرايمي كه در زنان مرتكب مي شوند و حتي وسايل و روش هايي كه زنان بكار مي برند با مردان متفاوت است . علل ارتكاب جرم و بزهكاري زنان به عوامل عاطفي و جسمي ، هور موني و اختلالات رواني ، ذهني و تكوين نيافتن شخصيت بستگي دارد . كه آنان را وادار به جرايم مي كند ( حمزه پور و افشين جو۱۳۸۰به نقل از بهمبندي ۸۲-۱۳۸۱)
سؤال مسئله

۱- آيا ميزان شيوع افسردگي در ميان زنان زنداني بيشتر است يا زنان غير زنداني ؟
۲- آيا ميزان شيوع افسردگي در ميان زنان زنداني بيشتر است يا مردان زنداني ؟
۳- آيا ميزان شيوع افسردگي در ميان زنان و مردان زنداني با ساير مردان و زنان غير زنداني تفاوت وجود دارد ؟

فرضيه
۱- ميزان شيوع افسردگي زنان زنداني به طور كلي بيشتر از زنان غير زنداني مي باشد.
۲- ميزان شيوع افسردگي در ميان زنان زنداني بيشتر از مردان زنداني است .

۲- ميزان شيوع افسردگي در مردان زنداني كمتر از شيوع افسردگي در زنان زنداني است .
۳- ميزان شيوع افسردگي در مردان زنداني كمتر از شيوع افسردگي در زنان زنداني است .
۴- افسردگي زنان زنداني به طور كلي بيشتر از زنان عادي مي باشد ( غيرزنداني ).
۵- افسردگي در زنان متاهل زنداني بيشتر از زنان مجرد مي باشد.
متغير هاي تحقيق

شيوع افسردگي متغير وابسته
در ميان زنان ميان زنان در زندان زنان قزوين متغير مستقل
تعريف عملياتي و نظري
افسردگي عمدتا در نتيجه وجود غم و اندوه نا هشياري است كه بر اثر محروميت هاي واقعي يا تجلي در حيات روابط بين فردي بوجود آمده است .

تعريف عملياتي :
تمامي كساني كه طبق تست افسردگي يك نمره شانزده و بالاتر از آن كسب كرده اند افسرده تلقي مي شوند .
اهداف تحقيق

هدف كلي تحقيق حاضر بررسي ميزان شيوع افسردگي در ميان زنان در زندان زنان قزوين مي باشد .
به اين معني است كه افسردگي زنان زنداني تا چه حدي است ؟ و دانش و افزايش اطلاعات در مورد افسردگي ، محيطي است ؟
واين افسردگي در زنان زنداني باعث مشكلاتي هم مي شود يا نه ؟
اهميت و ضرورت تحقيق

محيط زندان محيطي است محدود . كه زمينه را براي فعاليت هاي متعدد و متنوع و شاد از فرد مي گيرد . ( افسردگي برون زاد )
و زنان قشر آسيب پذيري نسبت به اختلال هستند ( افسردگي درون زاد ) البته . با توجه به اين مسائل بررسي در زمينة درجة شدت افسردگي در زندانيان ارتباط آن با سن ، مدت اقامت ، تجرد ، تامل در شناخت افسردگي در زندان فراهم مي كند . درمان و پيشگيري از افسردگي مي تواند موجب پيشگيري يك گروه در معرض خطر آسيب رواني ( افسردگي ) شود ، طي تحقيقات انجام شد . بايد راهحاهاي مناسبي را براي از بين بردن و ريشه كن كردن اين نوع افسردگي بكار برد كه باعث مشكلات بعدي نشود .

به اين معني است كه آيا زنان زنداني افسردگي آنها تا چه اندازه است ؟ و تفاوت آنهارا با زنان غير زنداني را بدانيم در چيست ؟ و افسردگي زنان زنداني باعث مشكلاتي هم مي شود يا نه ؟

فصل دوم
پيشينه و ادبيات تحقيق

نمادهاي اسطوره اي در زنان
يكي از تقسيم بندي هاي نمادهاي اسطوره اي در زنان به اين صورت است كه آنها به سه گروه تقسيم شده اند :
خدا بانوان باكره ،خدا بانوان آسيب پذير ، خدا بانوان كيمياگر يا ( متحول كننده ) ويژگي هاي متمايز كننده هر گروه ، زمينه هوشياري ، نقشهاي مطلوب و نيرو هاي انگيزش آنان است . آرتيمس ( كه روميها او را ديا نا ميناميدند ) خدا بانوي شكار بود طبيعت وحشي قلمروي او به شمار مي آمد . تير اندازي بي خطا و

حامي همه موجودات تازه حيات يافته بود . آتنا ( روميها او را به منيرواي مي شناسند ) خداي بانوي عقل و مهارت بود حافظ شهر آتن كه نام خود را از او گرفت و پشتيبان بسياري از قهرمانان مذكر او را غالبا در زرهي رزمي مجسم مي كردند و به عنوان بهترين مدير جنگلي مي شناختند . هستيايا، خدا بانوي آتشكده ( وستانام رومي اوست ) به اندازه ديگر خدايان باكره مظهر ويژگي هاي استقلال و خود بسندي در زنان اند .

گروه دوم – هرا ، ليميتوپرسفون- را خدا بانوان آسيب پذير ناميده ايم . هرا(در ميان روميها به مونو معروف است ) خدا بانوي غلات بود و در مشهور ترين اسطوره اش ، بر نقش او در مقام ما در تاكيد شده است . پرسفون ( كه لاتين آن پروسرپيناست)

دختر ديميتر بود و يونانيها او را به كر به معناي « دوشيزه » هم مي ناميدند . سه خداي بانوي آسيب پذير مظهر نقشهاي سنتي زنان ، يعني همسر ، مادر و دختر هستند .

آنها رابطه گرايند ،به نحوي كه هويت وسلامتشان مشروط به رابطه اساسي در زندگي شان است .آفرديب خدا بانوي عشق وزيبايي كه بيشتر به نام رومي ونوس معروف است در مقام خداي بانوي كيميا گر به تنهايي گروه سوم را تشكيل مي دهد . در ميان خدا بانوان ، او زيباترين و وسوسه انگيز ترين بود . روابط بسياري برقرار كرد و از آنها كودكاني چند به دنيا آورد مولود عشق و زيبايي ، كشش هاي شهواني و هوس و انگيزه هاي جنسي و زندگي نو بود ( بولن ،

۱۳۸۰صفحه ۲۶و۲۷و۲۸) . در اين ميان اين زنان پرسفوني و ديميتري بيشتر در خطر بروز افسردگي هستند ، افسردگي زن پرسفوني ظاهري بي رنگ .و مشخص دارد . شخصيت كناره گيرش حتي كناره گير تر مي شود . فعل پذيري اش بيشتر و دسترسي به عواطف و احساساتش بسيار دشوار مي گردد و نيز ضعيف و تحليل رفته به نظر مي آيد . همچون پرسفون در آغاز ربوده شدن به جهان زيرين ، او نه چيزي مي خورد و نه حرفي براي گفتن دارد و تحليل روح و جسمش با

گذر زمان بارز تر مي شود . بر خلاف پرسفون ،حالت افسردگي ديميتر اثري از عظيم بر محيط و اطرافيانش مي گذارد . زن ديميتري قبل از ابتلا به افسردگي احتمالا شخصيتي بسيار فعال ، پر انرژي و محوري است و در نتيجه به هنگام افسردگي تغيير بزرگي در رفتارش پديدارش مي شود . در حالي كه زن پرسفوني از همان ابتدا شخصيتي خاموش و محو دارد و با ظهور افسردگي حتي محو تر هم مي شود . در ضمن ، ديميتر افسرده با برانگيختن احساس تقصير در ديگران

، باعث عذاب وجدان ، خشم و نا تواني در آنها مي شود . بر خلاف او ، زن پرسفون هيچ گونه احساسي در اطرافيانش بر نمي انگيزد ، بلكه آنان خود را از او دورتر حس مي كنند . اين زن پرسفوني است كه در درون احساس كناه ، شرمساري ،ناتواني مي كند . او غالبا براي حرفي كه زده ويا كاري كه كرده ، بدون دليل معذب وناراحت مي شود . به اين ترتيب ديميتر افسرده حضوري عظيم ومحوري در خانه دارد ، در حالي كه پرسفون افسرده در اتاقهاي عقب خانه پنهان مي شود (بولن ، ۱۳۸۰، صفحه۲۸۴ )

تعريف جرم
ديدگاه اجتماعي
در يك عبارت جرم از ديدگاه اجتماعي عملي است كه نظم اجتماعي را نقض مي نمايد .
اين نظم در هر عصري متناسب باتمدن ،تفكر وعقايد متعارف آن جامعه به لحاظ مكاني و زماني بوده وتعريفي هم كه «رافائل گاروفالو » در مورد جرم ارائه مي دهد ،مؤيد همين نقطه نظر است ،وي مي گويد : جرم هر اهانتي است كه در هر زمان وهر كشور نسبت به احساسات وسجاياي احسان و امانت ودرستكاري انجام مي شود (آنسل ،۱۳۷۰ به نقل از الطافي ،۱۳۷۲ صفحه ۹۳ ).
اگر تعريف داده شده را تجزيه وتحليل كنيم ملاحظه مي گردد «گاروفالو» معتقد به اصول وقواعدي است كه لايتغير بوده و تخلف از آنها جرم محسوب مي شود . همانگونه كه مطلع هستيد سن توماس داكون فيلسوف مذهبي قرن سيزدهم ميلادي ،قوانين را به سه دسته الهي ، فطري يا طبيعي و بشري تقسيم كرده است. ( الطافي،۱۳۷۳،صفحه۹۳ )
ديدگاه مذهبيون
مذهبيون در تعريف جرم از ديدگاه ديني و الهي و الهام گرفته اندو آن را تضييعو تجاوز به حق الله و حق الناس مي دانند بنابراين شامل مفاسد اجتماعي و شخصي مي گردد . و آخرين تعريفي كه از جرم در كنفرانس اجراي حقوق كيفر اسلامي به قرار ذيل است :
مخالف با عوامر و نواهي كتاب و سنت و ارتكاب عملي كه به تباهي فرد و يا جامعه بيا نجامد و شارع به كيفر آن تصريح نموده باشد ( فيض ، ۱۳۶۹، به نقل از الطافي ، ۱۳۷۲ صفحه ۹۴ )
ديدگاه قانوني
در نهايت يكي ديگر ازطرق كلي كه ما در تعريف جرم مي توانيم از آن بهره بگيريم تعريف قانوني يا موضوعه جرم مي باشد . قانون ، جرم را هر فعل يا ترك فعلي مستوجب جزا و كيفر باشد مي داند كه اين تعريف خود حامل چندين اصل از اصول مهم و بنيادي حقوق جزا يعني اصل قانوني بودن ، شخصي بودن ، تساوي در جزا و …مي باشد( الطافي ، ۱۳۷۲، صفحه۹۶)
تبيين هاي ماورا ء طبيعي

تبيين هاي ماوراي طبيعي از جرم بخشي از يك ديدگاه كلي درباره زندگي است كه بر طبق آن اعتقاد بر اين است كه شمار فراواني از حوادث از تاثيرقدرت هاي آن جهاني مي شود . براي نمونه ، مردمان بدوي حوادث طبيعي مانند : قحطي ، سيل و بيماري هاي مهلك همه گير را مجازات هايي مي پنداشتند .

كه قدرت هاي ماوراء طبيعي ، به خاطر اعمال ناشايستشان ، بر آنها اعمال مي كنند . ( نيومن ، ۱۹۸۷،صفحه۲۵-۱۳) آنها ، در واكنش به اين حوادث ، يا انجام مناسك مذهبي و مراسم عبادي تلاش مي كردند رضايت خاطر ْآن قدرت ها را فراهم آورند ( ولدو همكاران ، ۱۳۸۲، صفحه۱۵). در تبيين هاي ماوراي طبيعي ، براي توضيح هر رويداد به قدرت هاي آن جهاني توسل مي شود . ، در حالي كه ، تبيين هاي طبيعي براي توضيح همين رويداد ها از موضوع ها و حوادث جهان مادي بهره مي جويند . همانند رهيافت ماوراي طبيعي ، رهيافت طبيعي نير هم قديمي است و هم امروزي ( ولدو همكاران ، ۱۳۸۰، صفحه۱۸)

 

جرم شناسي كلاسيك
در جرم شناسي كلاسيك هوشمندي و عقلانيت از خسيسه هاي اساسي انسان اند و مبنايي براي تبيين رفتار انسان مي باشند . بر حسب اين ديدگاه انسان ها مي توانند خود را بشناسند و به گونه اي عمل كنند كه بهترين منافع را براي خود به دست ْآورند . در قلمرو و اين چهارچوب سنجش واژه ( جرم ) معمولا از يك ديدگاه مصاديق قانوني تعريف مي شود (جفري، ۱۹۵۶، ص۶۶۳، ۶۶۴) : جرم عبارت است از فعل يا ترك فعل خلاف قانون كيفري و مجرم كسي است كه مرتكب جرم مي شود . جرم محصول انتخاب آزاد فرد است كه نخست منافع احتمالي ارتكاب جرم را در برابر هزينه هاي احتمالي آن ارزيابي مي كند و سپس مرتكب جرم مي شود . ( ولد و همكاران ، ۱۳۸۰، صفحه ۲۰)

جرم شناسي تحقيقي
جرم شناسي تحقيقي زماني پا به عرصه وجود گذاشت كه نظريه هاي كلاسيك در حدود يكصد سال اين حوزه در سيطرة خود داشتند و تلاش هاي مكرر براي كاهش جرم از طريق وضع مجازات هاي فوري تر ، قطعي تر و شيوع تر راه به جايي نبرده بود ( اين نظريه پردازان استدلال مي كنند اگر رفتار مجرمان به وسيلة عواملي فراتر از كنترل رد شكل مي گيرد ، پس مجازات آن فرد هيچ اثري ندارد . ( ولد و همكاران ، ۱۳۸۰)

آمار و وضعيت زندان ها
امروزه ۱۵۵ زنداني در ۱۵۰ و شهر كشور وجود دارد ، گرچه براي همة آنها لفظ واحدي اطلاق مي شود ولي اين لفظ براي همة آنها واقعيت يكسان را منعكس نمي نمايد ، همچنان كه لفظ خانه منعكس كننده خصوصيات يكساني در مورد همة خانه ها نمي باشد چه بسا تنها وجه اشتراك آنها فقط لفظ « خانه » باشد .

زنداني هاي كشور نيز از جهت وسعت محل سكونت و محل هوا خوري ، تراكم تعداد و انواع جرايم ، امكانات شغلي ، رفاهي ، درماني ، آموزشي و حتي غذايي و نيز از نظر نوع مديريت و مارد ديگر با يكديگر متفاوت اند .آمار موجودي زندان ها متغير است و حتي با جابه جايي هاي بي موردي تغييرات بيشتري به وجود مي آيد ولي نگاهي كلي به ضرفيت موجودي و ورودي به زندان هاي كشور نشان دهندة اهميت تاثيري است كه اين نهاد اجتماعي در زمينة مربوط ( جرم و مجرم مي تواند داشته باشد . همچنين نگاهي به پرسنل اداري و انتظامي و سرماية ثابت و متغيري كه به صورت ساختمان و تاسيسات هزينه گرديده و نيز حقوق و

مخارج جاري كه صرف اين نهاد گرديده و مي گردد ما را متوجه اين امر مي نمايد كه بالابردن نقاط مثبت زندان و كاستن از زواياي منفي آن و ضرورتي مبرم براي قوة قضاييه جمهوري اسلامي است . متاسفانه به علت شرايط اجتماعي خاص درطي سال هاي اخير بر تعداد تراكم زنداني ها افزوده گرديده و اين امر مسبب ايجاد مشكلاتي گرديد كه در نهايت كاهش راندمان زندان را در حصول نتايج دربر دارد ( عبدي ، ۱۳۷۱،صفحه ۱۱)
وضعيت محكومين ، سن ، تامل در قاتلين زن

تحقيقتا زيادترين ميزان محكوميت متعلق به زنان قاتل مي باشد ، آنها اكثرا بي سابقه مي باشند ( زنداني كه براي اولين بار وارد زندان شده است ) و از قوي ترين زندانيان به شمار مي رود به دليل اينكه به قاتلين عفو تعلق نمي گيرد اين گروه در زندان ماندني تر هستند . از قاتلين آن عده كه كشندة شوهران خود هستند و با همدستي معشوق خود مرتكب قتل شده اند اكثرا جوان و گروه سني ۲۹-۱۹ هستند. اما محكوميني كه به دلايل ديگر دست به قتل زده اند به عبارتي شخص ديگري غير از شوهر خود را كشته اند در گروههاي سني بالاتر مي باشند . در بين قاتلين ، مجرد يا هرگز ازدواج نكرده تقريبا وجود ندارد. آنان اكثرا بيوه و از نوع همسر مرده هستند زيرا خود قاتل شوهرانشان مي باشند ( عبدي ، ۱۳۸۱، صفحه ۲۲۸ )
– قاچاقچيان زن

از جهت ميزان محكوميت بين قاچاقچيان و معتادين تفاوت زيادي است . معتادين اگر در خريد و فروش مواد شركت نداشته باشند جرمشان سبك و حدود ۳ تا ۶ ماه يعني به اندازة ترك اعتياد در حبس هستند اما قاچاقچيان به خصوص قاچاقچياني كه خود معتاد هم نباشند جرمشان سنگين است ولي اين افراد نيز با گرفتن عفو هاي پي در پي حبسشان تقليل مي يابد . سن مجرمين مواد كه به خريد و فروش و قاچاق و حمل مواد مشغولند بر طبق نتايج جمع آ وري شده بين ۲۰تا ۴۰ است و از سنين ۴۰ به بالا قاچاق مواد كاهش مي ياد اكثر مجرمين مواد ( معتاد ، قاچاقچي ) داراي همسر و فرزند هستند و پايبند به خانواده مي باشند و اظهار مي كنند كه شوهرانشان آنها را به اين كار كشانده اند ( عبدي ، ۱۳۸۱، ص ۲۳۱)

زنان سارق
ميزان محكوميت در ساقين ساده كم و اين نوع مجرمين از زندانيان حبس سبك هستند ولي سارقين بزرگ داراي حبس هاي طولاني تري هستند . سن سارقين با توجه به مشاهدات و آزمونهاي انجام شده بين ۲۰ تا ۵۰ سال متغير است اكثر مجرمين سارق متا هل هستند . ( عبدي، ۱۳۸۱، ص ۲۳۱)

شخصيت مجرمان
شخصيت رانندگان مستعد تصادف در انگلستان در آمريكا ، آلمان و بسيار ي ديگر از كشور هاي مورد بررسي قرار گرفته و معمولا اين نتيجه به دست آمده است كه نسبت هاي نا معمولي از اين افراد داراي صفت هاي پرخاشگري ، بي باكي و جامعه ستيزي بوده و نسبت بزرگي از افراد اين گروه به روان رنجوري مبتلا بوده اند . اينها صفت هايي هستند كه در ميان مجرمان در عامترين مفهوم يافت مي شوند . بنابراين مشاهده مي كنيم كه شخصيت و رفتار انحرافي – اجتماعي را با يكديگر ارتباط دارند كردار آدمي به اندازه كافي كليت دارد . كه لازم است علت هاي اين كليت را مورد بررسي قرار دهيم ، و ديگر اين كه به نظر مي رسد كه اين كليت با شخصيت ارتباط دارد و اين ارتباط به حدي است كه پژوهش دربارة ماهيت دقيق اين ارتباط را ضروري مي رساند ( آيسينك، ۱۳۷۵،ص ۴۹و۴۸)

هوش در زندانيان
آزمون گروه هاي اوليه در مورد هوش زندانيان ، معمولا از فرضيه همايت مي نمودند كه ( يا دست كم آنهايي كه زنداني شده اند ) از نظر رواني پست تر اند پژوهش هاي بعدي مشخص كرد كه بيشترين مجرمان داراي هوش طبيعي بوده اند و براي مدت زماني اين نظريه كه بين مجرميت وهوش پايين ارتباطي وجود دارد، به ورطه ي بي اعتباري افتاد . ولي از دهه ۱۹۷۰ طرفداري از اين فرضيه بويژه در مورد اطفال ونوجوانان بزهكار ، ازسرگرفته شر( ولد وهمكاران ۱۳۸۰، ص ۷۹ )
طبقه اجتماعي ومجرميت
اين واقعيت كه فقير ترين ومحرومترين افراد وكساني كه از « نابرابريهاي » نظام اجتماعي بيشتر رنج مي برند ، بيشترين جرايم را مرتكب مي شوند . مجرمان معمولا در طبقات متوسط بيشتر از طبقات سطح پايين هستند . ( آيسنيك ، ۱۳۷۵، ص۲۹۶ )
دوستي ها در بين زندانيان

بايد توجه داشت كه راست رفتاران در زندان مي توانند از خود زندانيان باشند و هم از ماموران و هم از مريدان وهمچنين از كج رفتاران متقا بلا مي توانند هم از ماموران با شند وهم از خود زندانيان ودر ضمن اين نكته نيز قابل تامل مي باشد كه در اكثر زندانها زندانيان از اينكه در جمع آنها خود را تافته جدا بافته فرض نمايند ويا خود را بي گناه واز خيل آدمهاي متفاوت با آنها به شمار آورد ويا به زندانيان به چشم مجرم بزهكار وبه خويشتن به چشم يك فرد محترم وعادي وبا

شخصيت بنگرد بسيار بيزار هستند زندانيان سابقه دار كه زندان براي خود صاحب موقعيتي هستند نسبت به اين امر حساس مي باشند در نتيجه عكس العمل فوق از سوي زندانيان موقعيت را براي رشد وضعيت كج رفتاري تا حدودي مساعد مي نمايد ودر مورد ماموران نيز بايد افزود چنانچه آنها نيز در زندان دست به خلاف هايي بزنند كه معمولا از چشم زندانيان غايب نمي ماند . آنگاه رفتار مزبور به رشد وضعيت كج رفتاري كمك كرده است ( عبدي ، ۱۳۸۱ ، ص ۱۷۶ )

اصطلا حات رايج در بين زندانيان
بخشي از اصطلا حات ميان زندانيان به روابطشان مربوط مي گردد . اصطلا حاتي نظير : طرف آدم شوتيه ، آش ولاش ، اسكول ، سوسول ، موال ، نر گدا از اين نوع هستند كه در مقابل آن سعي مي كنند خصلتهاي نا پسند افراد را به طريق مورد تمسخر قرار دهند ودر مقابل آن سعي مي كنند تيز وزرنگ بودن ، باهوش بودن ، حاضر جواب بودن ( در مقابل ساير زندانيان ، مامورين واحيانا بازپرس ) جا خالي نكردن وميدان را براي حريف وانگذاشتن وغيره را به عنوان مصلتها ي برجسته ومهم زندانيان تلقي نمايند اگر چه كار برد اين ويژگي ها عمدتا در زمي نه هاي بزهكاري وقرار از قانون ومجازات مورد نظر است فصايل فوق حكم ارزش را براي زندانيان پيدا كرده وافراد را به تناسب درجه بهره مندي از اين ويژگي ها مورد تكريم واحترام قرار مي دهند ( عبدي ، ۱۳۸۱ ، ص ۱۷۴ )