چكيده پژوهش :
سوال پژوهشي اين است كه آيا بين ميزان اضطراب وسواس ، ترس مرضي شكايات جسماني، در دانشجويان پسر و دختر دانشگاه هاي آزاد و سراسري تفاوت معناداري وجود دارد يا ندارد ؟
اهداف پژوهشي به ترتيب مبين مقايسه ميزان اضطراب در بين دانشجويان پسر و دختر دانشگاه هاي آزاد و سراسري مي باشد . بررسي مقايسه ميزان وسواس در بين دانشجويان پسرو دختر دانشگاه هاي آزاد و سراسري مي باشد . بررسي مقايسه ميزان شكايات جسماني در بين دانشجويان پسر و دختر دانشگاه هاي آزاد و سراسري مي باشد .

بررسي مقايسه ميزان ترس مرضي در بين دانشجويان پسر و دختر دانشگاه آزاد و سراسري مي باشد .
فرضيه هاي پژوهش در پي آزمودن آن است كه آيا در ميزان اضطراب در بين دانشجويان دختر و پسر دانشگاه هاي آزاد و سراسري تفاوت معناداري وجود دارد ؟
آيا در ميزان وسواس بين دانشجويان پسر و دختر دانشگاه آزاد و سراسري تفاوت معناداري وجود دارد ؟

آيا در ميزان شكايات جسماني در بين دانشجويان پسر و دختر دانشگاه آزاد و سراسري تفاوت معناداري وجود دارد ؟
آيا در ميزان ترس مرضي در بين دانشجويان پسر و دختر دانشگاه آزاد و سراسري تفاوت معناداري وجود دارد ؟
روش تحقيق پژوهش حاضر براي مطالعه ي ارتباط بين متغيرها عبارت است از روش جامعه ي آماري يا هدف در اين پژوهش عبارت است از دانشجويان پسر و دختر دانشگاه آزاد و سراسري.

در بيان ومعرفي نمونه مي توان گفت ، در اين پژوهش دو گروه نمونه شركت خواهند داشت .
الف) دانشجويان پسر و دختر دانشگاه آزاد .

ب ) دانشجويان پسر و دختر دانشگاه سراسري.
دو گروه نمونه از دو جامعه ي متفاوت از رشته هاي مرتبط با علوم انساني
تعداد نمونه هاي پژوهش هاي حاضر ۹۰ نفر است . چون در اين پژوهش دو گروه يعني يك گروه از دانش

جويان دانشگاه آزاد و گروه ديگر از دانشجويان دانشگاه سراسري با هم مقايسه مي شوند . بنابراين در هر گروه ۴۵ نمونه شركت داده مي شوند تا بتوان مقايسه اي درست از ملاك ها به عمل آورد .
روش نمونه گيري با توجه به ملاك استنباط يا استدلال آماري ، روش نمونه گيري تصادفي است . ابزار اندازه گيري پرسشنامه ي Sclgor است روش آماري نتايج به دست آمده با استفاده از روش آماري آزمون T مورد تحليل قرار گرفت .

فصل اول

مقدمه :
انسان روزانه تحت فشارهاي گوناگون قرار مي گيرد ، نگراني در تمام نشدن كار به موقع و سر وقت نرسيدن و انجام ندادن مسئوليت محوله و هزاران مورد ديگر ، حال اين كه انسان چگونه تحت اين گونه فشارها واكنش از خود نشان مي دهد . موضوعي است كه از ديرباز ذهن روان شناسان را به خود مشغول كرده است . روان شناسان براي تبيين اين گونه واكنش ها و واكنش هايي كه در روبرو شدن با شكل هاي ديگر فشار رواني ابراز مي شود . مفهوم اضطراب را به ميان آورده اند . (پايدار ، ۱۳۷۰)

با شناخت مشكلات جوانان مي توان تا حدي اضطراب و تعارض هاي ناخواسته آنها را كم كرد .
ولي متاسفانه جامعه ي ما نه تنها در پي كشف مشكلات نوجوانان و جوانان نمي باشد ، بلكه بايد گفت در جامعه راهي براي راهنمايي و مشاوره نوجوانان و جوانان در خانواده و اجتماع وجود ندارد . مشكلات و تعارضات رواني با اضطراب به پايان نمي رسد . اين دوره مراحل خود را طي مي كند ، اما مشكلات در زندگي آينده فرد هم نقش بازي مي كند . پس با گذشت اين دوره مشكلات به پايان نمي رسد . (پاك نيت ، ۱۱۳۸۱)

اضطراب به منزلدي بخشي از زندگي هر انسان در همه افراد تا حدي اعتدال آميز وجود دارد و در اين حد به عنوان يك پاسخ سازش تلقي مي شود ، به گونه اي كه مي توان گفت ، اگر اضطراب نبود همه ما پشت ميزهايمان به خواب مي رفتيم . فقدان اضطراب ممكن است ما را با مشكلات و خطرات قابل ملاحظه اي مواجه گرداند (دباغ ۱۳۷۲ ) . بر اساس آخرين طبقه بندي تشخيصي و و آماري تجديد نظر شده ي رواني ، يعنيDSMIII-Rنابهنجاري هاي رواني مورد مي كند و ممكن است از چند ثانيه تا چند ساعت به طول انجامد .

يكي ديگر از موضوعاتي كه بايد در اينجا در موردش بحث شود ، فوي مي باشد . فوبي ترسي است دائمي از بعضي اشياء يا موقعيت ها كه هيچ خطر واقعي براي شخص نداشته و بي تناسب با جدي بودن واقعي آنها اغراق آميز شده است . فوي از واژه يونان فوبوس (نام خداي ترس يونان ) گرفته شده است . كه با نقاب به صورت و زره بر تن براي ترساندن دشمنان درصحنه حاضر مي شد .

فوبي ممكن است نه فقط به يك ترس مخصوص نسبت به اشياء يا موقعيت ها دلالت كند ، بلكه ممكن است به يك الگوي كلي ترس و رفتار اجتنابي دلالت داشته باشد . تاثير كلي كه اين موضوع ترس بر روش كلي زندگي فرد دارد ، در۱۹۶۸اسنيت را بر آن داشت كه معتقد شود بايد عبارت “ترس هاي مربوط به نا ايمني نا مشخص” جايگزين ترس از مكان هاي سرباز شود . اغلب افراد ممكن است ترس هاي بي دليل كمي داشته باشند . ولي در فوبي اين ترس ها شديد است . افراد مبتلا غالبا مي پذيرند كه هيچ دليلي وجود ندارد كه از چنين شيي يا موقعيتي عيني بترسند ولي اظهار مي دارند كه قادر نيستند خود را از آن ره

ا سازند و اگر به جاي اجتناب از موقعيت ترس آور ، كوشش كنند بدان نزديك شوند اضطراب بر آنان غلبه خواهد كرد . موضوع ديگري كه بايد در آن مورد بحث شود . خود بيمارانگاري مي باشد . خود بيمار انگاري به نوعي اشتغال ذهني بيمار به ترس از بيمار شدن يا اعتقاد وي مبني بر ابتلا به يك بيماري جديد گفته مي شود ، كه بيمار نشانه ها يا كاركردهاي بدني را اشتباه نتفسير مي كند . اصطلاح خود بيمار انگاري از اصطلاح طبي قديمي هيپوكوندريوم مشتق شده كه به معناي زير دنده ها است . خود بيمار انگاري ناشي از تعابير غير واقع گرايانه يا نادرست بيمار از نشانه ها يا احساس جسمي است .

موضوع مورد بحث ديگر ، اختلال وسواس فكري- عمليOCD مي باشد . OCD يك اختلال اضطراب است كه در آن ذهن با افكار پيوسته و غير قابل كنترل پر مي شود و فرد مجبور است كارهاي معيني را بارها و بارها تكرار كند . اختلال وسواس فكري – عملي شيوع مادام العمر به ميزان ۱ تا۲ درصد دارد و بيشتر روي زن ها تاثير مي گذارد تا روي مردها و در اوايل سنين بزرگسالي شروع مي شود اغلب بعد از يك حادثه ي استرس زا مثل حاملگي ، زايمان ، كشمكش هاي

خانوادگي يا مشكلات در سركار بروز اوليه در ميان مردها رايج تر است و با چك كردن كارها مرتبط است . بروز بعدي درميان زنان مكرر تر است و به وسواس كلي مرتبط است . اختلال وسواس فكري – عملي با ديگر اختلالات اضطراب مرتبط است . به ويژه همواره با هراس ، ترس بي مورد و با اختلالات شخصيت مختلف . فرد وسواسي در مجموع فرد باهوشي است . آيا مي توان براي متقاعد كردن او از هوش كمك گرفت ، نه ، بيش از ما خود فرد وسواس ، بارها با دليل و منطق

سعي كرده با بيماري خود مبارزه كند ، اما كوچكترين پيشرفتي حاصل نكرده است . ترغيب و تشويق او هيچ فايده اي ندارد او مي گويد همه اين ها را مي دانم ، اما نمي توانم قبول كنم ، آنچه در ذهن من وجود دارد ، قويتر از همه ي دلايلي است كه شما مي گويد . فرد وسواس مي گويد كاملا قبول دارم كه نبايد دست هايم را اينقدر بشويم ، شب و روز به اين فكر هستم و دائما آن را تكرار مي كنم ، اما نمي توانم حتي يك قدم هم عقب نشيني كنم .(گنجي ، ۱۳۸۳)

فكر وسواسي يك فكر ، احساس ، حس مزاحم و تكرار شونده است . عمل و وسواس فكر با رفتار خودآگاه ميزان شده تكراري نظير شمارش مي باشد .
فكر وسواس موجب افزايش اضطراب شخص مي گردد . در حاليكه انجام عمل وسواسي اضطراب شخص را كاهش مي دهد . معهذا ، وقتي شخص در مقابل انجام عمل وسواسي مقاومت مي كند ، اضطراب زايش مي شود. (سيد محمدي ۱۳۸۴)

بيان مسئله
عصر ما را عصر اضطراب نامگذاري كرده اند . در چنين عصري تظاهرات همراه با اضطراب مانند ترس وسواس ، ترس هاي مرضي و شكايات جسماني كه ريشه ي آن ها در داشتن اضطراب مي باشد بسيار فراوان است .
در گستره ي فعاليت هاي باليني هنگامي كه تشخيص به منظوري روان درمانگري يا به دليل مسائل مربوط به قلمرو پزشكي داخلي كه تنيدگي هاي زندگي آنها را به وجود آورده اند ، صورت مي گيرد . تعيين دقيق هر يك از اين تنش ها (اضطراب ، وسواس ، ترس هاي مرضي ، ، شكايات حسباني و) به هر صورتي دقيق و قابل اعتقاد از پيش ضرورت پيدا مي كند . همچنين در موقعيت هاي متعددي از روان شناسي اجتماعي و يا آموزشگاهي وجود دارد كه در آنها بخش طراز اين گونه اختلالات از اهميت خاصي برخوردار است .
روان شناسان معتقدند كه هر موقعيتي كه بهزيستي جاندار را به خطر اندازد حالت تنيدگي و اضطراب را به وجود مي آورد . تعارض ها و ناكامي ها ، يكي از خاستگاه هاي اين گونه اختلالات از قبيل اضطراب ، وسواس ، ترس مرضي ، شكايت جسماني هستند . هم چنين خطر آسيب پذير به خطر افتادن عزت نفس و وارد آمدن فشار براي انجام كارهايي فراتر از توانمندي هاي آدمي ، باعث ايجاد اين دسته از مشكلات در فرد مي شوند (هيلگارد ، ۱۹۸۳ ، نرجمه براهني)
روان شناسان اين مسئله را مورد اهميت قرار مي دهند كه اگر نيازهاي رواني و جسماني انسان برآورده نشود موجب پيدايش اختلالات و بيماري هاي مرضي مي شوند . (پاك نيت ، ۱۳۸۱)