چکيده :
هدف از تحقيق حاضر مقايسه طلاق در بين زوج هايی که ازدواج سنتی داشته اند و زوجينی که ازدواج مدرن داشته اند که فرضيه عنوان شده عبارت بود از اينکه بين زوجينی که ازدواج سنتی داشته اند ميزان شيوع طلاق متفاوت از ازدواج هایياست که به شيوه مدرن ازدواج کرده اند ۸۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیده

که انتخاب نمونه ها از طریق روش نمونه گیری در دسترس بوده است و آزمون طلاق بر روی آنهااجرا گردیده که جهت آزمون فرضیه ها از روش آماری t مستقل استفاده گردیده که نتایج نشان داد که بین زوجینی که ازدواج سنتی داشته اند میزان شیوع طلاق متفاوت از زوج هایي است که به شیوه مدرن ازدواج کرده اند . به عبارت دیگر میزان شیوع طلاق در زوج هایی که به صورت سنتی ازدواج کرده بودند بيشتر از زوج هایی بود که به شیوه جدید ازدواج کرده بودند .
واژهای کلیدی : طلاق ، ازدواج سنتی ، ازدواج به سبک جدید

فصل اول
کليات تحقیق

مقدمه :
ساختار زندگی که مفهوم مهمی در نظریه لوینسون است ، الگو یا طرح اساسي زندگی فرد در هر لحظه معین می باشداجرای تشکیل دهنده آن روابط فرد را با دیگران اعم از افراد ، گروهها و موسئسات هستند، فقط ساختار زندگی می تواند اجزای زیادی داشته باشند، ولی معمولاً فقط تعداد کمی از آنها که با زندگی زناشویی خانوادگی و شغل ارتباط دارند برای زندگی فرد حیاتی هستند با این حال ارزش عمده و جانبی اجزای ساختار زندگی تفاوت های فردی زیادی وجود

دارد گزارش های زندگی نامه ای خیلی ازافراد ، توصیف مراحل زندگی لوینسون را تایید می کنند. این گزارش ها همچنین نشان می دهند که اوایل بزرگسالی (جوانی ) دوره ي بیشترين انرژی در خود نعمت، تناقض و استرس است. این سالها، رضایت زیاد از عشق، تمایلات جنسی، زندگی خانوادگی، دستاورد های شغلی و تحقیق اهداف مهم زندگی را به همراه دارند اما این سالها فشارهای زیادی را نیز وارد می آورند: تصمیمات مهم در باره ازدواج فرزندان، کار و کسب

زندگی ، قبل از اینکه خیلی از افراد تجربه زندگی لازم را برای انتخاب عاقلانه داشته باشند زنان در طول زندگی ، بیشتر از مردان روابط صمیمی هم جنس دارند و زنان می گویند وقتی که با دوستانشان هستند ترجيح می دهند فقط صحبت کنند در حالی که مردان می گویند وقتی که با دوستانشان هستند ترجیح می

دهند کاری انجام دهند از این صحبت ها البته در کیفیت دوستی ، تفاوت های فردی وجود دارد که هويت جنسي و فعاليت زناشویی در آن دخالت دارند مردان و زنانی که بر اثر مشکلات روحی و رواني یکدیگر و یا عدم تفاهم با یکدیگر و تازه بعد از ازدواج خصوصیات رفتاری هم آگاهی پیدا می کنند که این خیلی دیر است و باعث مشکلات بعدی در زندگی می شوند و تازه بعد از مراسم ازدواج آنان به تعداد زیادی مسائل مي پردازد.

که قبلا به طور فردی درباره ي آنها تصمیم گرفته یا خانواده شان توصیفي کرده بودند آنها بايد به مسائل روزمره می پرداختند و از روابط هم آگاهانه با خبر می شدند چون تمام این مسائل می تواند درجه این و طلاق نقش بسزايي داشته باشد بخصوص افرادی که خارج از دامنه سنی هنجاری برای ازدواج قرار دارند اغلب

با استرسهايي مواجه می شوند که این انتقال را دشوارتر می سازد. آنهایی که پيش از موقع ازدواج می کنند، شاید از خانواده خود گریزان شدند یا خانواده ای را جستجو می کنند که هرگز نداشته اند اغلب این افراد، هنوز هويت ایمن و استقلال کافی را که برای پیوند زناشویی ضروری است پرورش نداده اند به رغم

پیشرفت در زمینه ي حقوق زنان، ازدواج های سنتی هنوز در کشور های غربی یافت می شود در این نوع ازدواج، نوعی تقسیم بندی آشکاربین نقشهای زن و شوهر وجود دارد. مرد رئیس خانواده است مسئولیت اصلی او تأمین مالی خانواده است زن خود را وقف مراقبت از همسر و فرزندان می کند وظیفه دارد آسایش

خانواده را تأمین نماید با این حال ازدواج های سنتی در دهه های اخیر تغییر کردند ارزشهای جنبش زنان را منعکس می کنند در این حالت، زن و شوهر به صورت برابر رابطه برقرار می کنند و قدرت و اختیار تقسیم می شود هر دو همسر می کوشند وقت و انرژی خود را صرف کار با بچه ها و روابط شان می کنند را متعادل سازند طلاق و جدایی شاید در این زوجین کمتر خود را نشان دهد ولی درهر هم زندگی تفاهم و درک روابط و حرفهای دو طرفین باید رعایت شود .(کرباسی ،۱۳۷۴ ، ص ۴۹)

 

بيان مسأله:
به طور کلی یکی از موضوعات اصلی دوره جوانی، ازدواج است. در ازدواج تداوم زندگی و امنیت خاطر از اهمیت بسیار برخوردار است در این پدیده اجتماعی طرفین در ارضاء نیازهای اولیه ، ارتباطات اجتماعی و پرورش فرزند از یکدیگر بهره می جویند و زوجین سعی می كنند تا نگرش ها ، باور ها و ارزش های فرهنگی را به فرزندان خود منتقل کنند در صورت عدم تفاهم در مسائل اجتماعی ، اقتصا دی و خانوادگی در زوجین گاهی اوقات جدایی و طلاق حرف اول را می زند و

همیشه در ذهن افرادی که مبادرت به طلاق دارند سوالاتی از قبیل این که به چه منظور ازدواج کرده که باعث جدایی و طلاق شده و این جدایی چه می تواند باشد به مشکلات پیش روی خود می افزاید و فرد می تواند با تفکر مثبت و هدفمند شدن افکار می توانند از این مسئله صرفنظر کند و از طرف دیگر گاهی انواع ازدواج ها و نوع آن می تواند در محکم شدن پایه ازدواج نقش بسزایی داشته باشد گاهی حضور والدین در ازدواج ها و تعیین همسر برای فرزند و مشخص کردن

معیار های ازدواج می تواند تأثیر گذار و مثبت باشد و در مشاوره قبل از ازدواج افراد با توجه به نیاز ها و تواناییها را و اطلاعات خود با تجربه مشاور می توانند به نقاط ضعف یکدیگر مطلع شوند ولی در کل هر نوع ازدواج چه سنتی و چه مدرن و به عبارت دیگر چه با انتخاب والدین وچه انتخاب خود فرد در محیط کاری یا تحصیلی مشکلات خاص خود را دارد که ریشه اصلی حل این مشکلات می تواند مهمتر از تمام مسائل دیگر باشد (ستوده ، ۱۳۸۵ ، ص۱۸۶ )
اهداف تحقيق:

هدف از تحقیق حاضر مقایسه میزان شیوع طلاق در بین زنانی که ازدواج سنتی داشتند بیشتر از زنانی که ازدواج مدرن داشتند و این که هدف کلی ما این است که آیا ازدواج های سنتی و با انتخاب والدین و تصمیم آنها و عدم تصمیم طرف مقابل و مراسم خواستگاری می تواند در طلاق بیشتر نقش داشته باشد تا ازدواج هایی که خود طرف برای خود با معیارهایی که در ذهن دارد تن می دهد و آیا انتخاب فرد همیشه بدون اشتباه و غلط بوده است و آیا تصمیم والدین نمی تواند در زندگی موفق نقش داشته باشد .

اهميت و ضرورت تحقیق :
طلاق انفجاری است که منظومه خانوادگی و روابط عاطفی و شناختی و اجتماعی نزدیکترین اعضای ارتباطی و عاطفی را از هم می پاشاند و امید و اعتماد و نقش پذیری کودکان و نوجوانان از والدین و نیاز های آنها به حمایت های مالی و عاطفی و درمانی و شناختي اجتماعی از آنها دچار بحران و دگرگونی می گردد و نوع احساس در ماندگی و احساس حقارت و خود کم بینی در افراد بوجود می آیند و امید است که با این گونه تحقیقات و بررسی علل طلاق در بین زوجین جواني و افرادی که در راستای ازدواج هستند اول از همه با حضور والدین و يا مشاورین ازدواج مشکلات بعد از ازدواج شناخته شود و سعی کنیم که در کاهش طلاق توسط زوجین راهکارهایی را به کار ببریم که بتوانیم زندگی خوب و خوشي را داشته باشند و ارائه این گونه تحقیقات در نهاد خانواده می تواند نقش بسزایی داشته باشد در ازدواج فرد دوست دارد که به نیاز های عاطفی و روابط اجتماعی بیشتری از طرف همسر خود قائل شود و اگر کمی این نردبان بخواهد بلغزد مشکلات بعدی را به همراه دارد .

 

سوال تحقیق :
آیا میزان شیوع طلاق در بين زوج هایی كه به طور سنتی ازدواج کرده اند متفاوت از زوج هایي است که به شیوه مدرن ازدواج کرده اند؟
تعاریف واژه ها و مفاهیم عملیاتی و نظری
طلاق عبارت است انفجاری که منظومه خانوادگی و روابط عاطفی و شناختی و اجتماعی نزدیکترین اعضای ارتباطی و عاطفی را از هم می پاشاند که این مسائل در بین زنان و شوهراني که به علت مشکلاتی مانند عدم تفاهم یکدیگر و یا عدم مراتب تحصیلی و اجتماعی آنها با هم نمی خورد و این مسائل باعث جدایی طرفین می شود .( دهنورد ۱۳۸۴)

تعریف عملیاتی طلاق :
عبارتند از نمره ا ی که آزمودني از آزمون طلاق به دست آورده است .
ازدواج سنتی :
عبارت است از ازدواجی که با سنت گذشته و حضور والدین و بزرگان فامیل و طبق تعیین خواستگار یا نامزد مناسب جهت ازدواج انتخاب گردیده است . (عسگري ۱۳۸۰)

ازدواج مدرن :
عبارتند از ازدواجی است که دختر یا پسر با آشنایی با جنس مخالف و آشنایی و دوستی و هم صحبتي با هم تن به ازدواج می دهند با استفاده از معیارهای خود شخصاً و بدون دخالت اطرافیان دست به انتخاب می زنند. (بهادري ۱۳۸۲)

فصل دوم
پیشینه و ادبیات تحقیق

تاريخچه طلاق
طلاق در ملل و ادیان مختلف :
تاریخچه طلاق به تاریخچه ازدواج بر می گردد به همان علت که بشر بنا به خواست طبیعی خود پیوند ازدواج می بندد، تا در کانون گرم خانواده در کنار هم به سکون و آرامش برسد، به همان گونه هم ممکن است که بنا به دلیلي از ادامه زندگی خود داری كرده، طلاق را بپذیرد «ولتر» می گوید : (طلاق و ازدواج در یک زمان در عالم پدید آمد ) . قدر مسلم این است که طلاق در بسیاری از ادیان الهی غير الهي پیش از اسلام هم وجود داشته است، بنا بر این به تاریخچه کوتاهی از طلاق در روزگاران گذشته اشاره خواهیم داشت .

عصر جاهليت :
در عصر جاهلیت طلاق بدست زن بود و به این گونه که اگر در های خانه به طرف راست بود، به طرف چپ قرار می داد و اگر بطرف شرق بود به طرف غرب قرار می داد. مرد که این وضعیت را می دید، متوجه می شد که همسرش او را طلاق داده و دیگر نزد او نمی آید . هنگامی که زنی با مردی ازدواج می کرد و شبي را نزد او می گذارند حق انتخاب با او بود، اگر می خواست نزد شوهرش می ماند و اگر نمی خواست می رفت و علامت رضایت مرد این بود که وقتی صبح می شد، خوراک خوبی برای او تهیه می نمود. در منابع دیگر بر خلاف این مسئله آمد ه است که طلاق در جاهلیت بسیار ساده و با الفاظ توهین آمیز صورت می گرفت : ( انت مخلی کهذا البعیر – تو مثل این شتر آزاد و رها هستي ) یا اینکه به او گفت :

( الحقي با هللک فتعود طالقا – به افراد و فامیل خودت ملحق شو که طلاق گرفته ا ی به سوی آنها باز گردی) در روزگاری که دختران به جرم دختران زنده به گور می شدند به گور می شدند، طلاق به این گونه جای شگفتي ندارد . در عصر جاهلیت طلاق، ظهار و ایلاء وجود داشته که برخي از آنها اسلام لغو و برخي را امضاء و اصلاح نمود .
یونان باستان :

در اعصار گذشته، زن آلت دست شیطان به حساب می آمد، بنا بر این تنها به اندازه یک کالا ارزش داشت و خرید و فروش و معامله می شدو هر چیز به او ممنوع بود، بجز خانه داری و تربیت کودکان مرد می توانست آن را بفروشد، یا هدیه كند یا وصیت کند که متعه هر کس که می خواهد باشد، قطعاً حق طلاق از او سلب شده بود. در آن روزگاران حتی بحث از این مسئله به میان می امد که آیا اصلاً زن روح دارد یا نه ؟ اگر روح دارد آیا روح انسانی است یا حیوانی ؟ آیا شایستگی دارد که جز اجتماع انسانی باشد یا نه ؟

قانون بابل :
قانون بابل این بوده که مرد حق داشته در صورت بیماری زن یا ناتوانی او در انجام روابط زناشویی همسر دیگری بر گزیند. ولی نمی توانسته آن را طلاق بدهد، و حق زن بوده است که نزد مرد باقي بماند و نسبت به شان خود از شوهر نفقه در یافت کند . ولی اگر زن عقیم یا نازا بود، مرد حق نداشت با زن دیگری ازدواج کند بلکه کنیزی به خانه می آورد تا برای او فرزند ی به دنیا آورد و کنیز هم حق خود داری از این امر را نداشت .
هند :

در این سرزمین ارزش و منزلت زن آن گونه بود که چیزهایی زیان بخش مانند بیماری و با – مرگ – مارافعي و آتش بهتر از او بودند. در صورتی که مرد می مرد باید زن راهم زنده در آتش می سوزاندند، تا جایی که در سرزمین (مارتا ) یکی از فرمانروایان هندی ۱۷ زن داشت و پس از مرگ همگی زنده در آتش سوزاند، شدند (صائب تبریزی ) در وصف زنان هند و می گوید :

(چون ذهند و کسي در عاشقی مردانه نیست
سوختن برشمع مرده کار هر پروانه نیست)
قطعاً مسئله طلاق به عنوان حقوق زن به شمار نمي رفته است .
ايران باستان :
زن بسیار مورد ستم و تحقیر قرار می گرفت . مرد حق داشت، برای همیشه او را در خانه زندانی کند یا به قتل برساند ، یا مورد خرید و فروش قرار دهد و طلاق در این دوران جایز بود و بدست مرد انجام می شد.
دين يهود :
در مذهب یهود مرد می تواند حتي بدون دلیل زن را طلاق دهد اگر چه با میل به زن زیباتر باشد، اما به شرط آنکه طلاق زن در ﺷﺄن او باشد که طلاق دهد و گونه در افراد ی که از شئونات بالایی بر خودار هستند ، روا نیست که بدون دلیل همسران خود را طلاق دهند. زن به هیچ عنوان نمی تواند تقاضای طلاق نماید حتی اگر مرد زنا کرده باشد . دلایلي که بواسطه آن مرد حق دارد ، زن را طلاق دهد عمدتاً عبارتند از :
زنا، عقیم بودن ، عیوب جسمانی و اخلاقی. در ( تلمود ) آمده است: ( مرد حق طلاق دارد و برای زن چنین حقی نیست مرد می تواند با کمترین دلیل هم حتی سوزاندن غذا ، زن خود را طلاق دهد ، و جایز نیست با زنی با نیت طلاق ازدواج کند ، مگر اینکه قبلاً اورا خبر دهد . )