مقدمه
انسان داراي دو بعد ملكوت و ناسوت است كه مراتب اين دو بعد شامل عقل، روح و غرائز و تمايلات مي شود. شگفتي انسان دربرخورداري از اين دو بعد متضاد است و هنرمندي انسان در ايجاد تعادل بين ابعاد مي باشد كه با كنترل اميال و غرائز حاصل مي گردد. شهوت يكي از اين غرايز است همانند غرايز ديگر، نه بايد سركوب گردد و نه آن كه بي هيچ محدوديتي پروبال داده شود. درتاريخ ملل و مذاهب راه حل هايي براي سازماندهي اين غريزة سازنده و در عين حال مخرب انديشيده

شده است يكي ازاين راه حل ها كه با هدف تهذيب اخلاق و تحكيم مباني خانوادگي است، پيوندي از قواعد طبيعي توليدنسل است زيرا انحراف جنسي، مخرب و عامل ويراني فرهنگ ها و جوامع قلمداد مي شود . چون انسان موجودي اجتماعي بوده و هر اجتماعي از كنش هاي متقابل

اجتماعي ساخته شده است، لذا هنجارهاي اجتماعي چگونگي روابط اجتماعي را معين مي نمايد.
هدايت غريزة شهوت دركانال قواهد تكوين شده دراجتماع امري ضروري و خروج از آن مسير انحراف جنسي تلقي مي گرددكه علاوه بر تزلزل بنيان هاي اخلاقي و ديني جامعه ، اثرات مخرب برجسم و روان فرد مي گذارد چون اصلي ترين مشخصه انسان اجتماعي بودن است و هراجتماعي داراي هنجارهايي براي تنظيم روابط فيمابين اعضاي خويش است. لذا عدول و تخطي از اين هنجارها گاه آن قدر مهم مي نمايد كه انحراف ناميده مي‌شود. اگر چه انحراف درهر جامعه اي معنايي نسبي داشته و وابسته به طرز تلقي جامعه ارزش ها است و با اين معنا چه بسا عملي درجامعه اي

انحراف و حتي جرم تلقي شود و درجامعه اي ديگر آن عمل درچارچوب هنجارها و روابط قانوني باشد. اما چون بسياري از ارزش ها جنبه مطلق داشته به طور ذاتي ارزش محسوب گرديده و تخصلي جوامع از آن ها موجب سقوط جامعه به پرتگاه انحراف خواهد شد۱٫

بيان مسئله
هم جنس بازي را نوعي ارتباط جنسي بين افراد يك جنس ذكر كرده اند كه درهمه مذاهب و دربسياري ازجوامع لغزش بزرگ به حساب آمده و حتي براي آن عقوبت ها و كيفرهائي را درنظر گرفته اند.
اين امر كه مقدمات آن حتي ممكن است دردوران كودكي گذارده شده و صورت ناآگاهانه‌اي داشته باشد درسنين تميز و نوجواني سبب پيدايش و دامنه دار شدن انحراف شده عوارض سخت و نگران كننده براي افراد پديد مي آورد .

درفلسفه احكام و درباب تحريم و نهي از اين گونه روابط ناروا يكي اين مسأله ذكر شده است كه تداوم و بقاي نسل براثر شيوع اين رفتار به خطر مي افتد و رغبت و تمايلي به داشتن خانواده و زندگي درافراد پديد نمي آيد.

اهميت موضوع
درريشه يابي انحراف هنوز امري به غير از جنبه غريزي و گرايش و تمايل نسبت به ارضاء به چشم نمي آيد كه اين حالت براساس تحقيق خود ناشي از يكي از جنبه هاي زير است:
۱- عدم دست يابي به ازدواج براي آنها كه درسنين بلوغند و تمناي داشتن همسر درآنان وجود دارد .
۲- دگرگوني احساس محبت نسبت به يك فرد كه خود ناشي از انحرافي رواني است و حكايت از اختلال آن دارد.
درعين حال محققان صاحب نظر از دو دسته عوامل و انگيزه ها دراين رابطه نام مي برند و معتقدند كه وجود و حضور آنها ممكن است سبب پيدايش انحرافي ايجاد كند كه حاصل آن تن دردادن به همجنس بازي مي گردد. آن عوامل كلاً‌ عبارتند از: عوامل و انگيزه هاي اجتماعي، عوامل و انگيزه هاي رواني است.

اهداف موضوع
۱-شناسايي اين كه ريشه اين انحراف درافراد ارثي است يا اينكه افراد براساس گرايش و غريزه جنسي خود دست به اين عمل مي زنند.
۲-آيا اينكه اين انحراف كه در افراد ايجاد مي شود و گرايش به جنس موافق خود دارند براثر چه عواملي است و ازكجا اين عوامل ايجاد مي شود.
۳-شناسايي اين كه انحراف همجنس بازي درمردان بيشتر گرايش دارد يا درزنان كه به اين عمل دست مي زنند.

روش تحقيق
به صورت اسنادي و كتابخانه اي است.
ازلحاظ بعد زماني
اين پايان نامه درتيرماه سال ۱۳۸۵ نوشته شده است.
ازلحاظ بعد مكاني
مكان هاي چون كتابخانه ملي – مشاركت امور زنان، كتابخانه مجلس كتابخانه گرمسار، مركز آمار و اطلاعات ايران.

فصل دوم :

انحراف جنسي

– مقدمه
– تعريف انحراف جنسي
– تاريخچه انحراف جنسي
– واژه انحراف جنسي
– انحراف جنسي از ديدگاه‌هاي مختلف
۱- انحراف جنسي ازنظر جامعه شناسان
۲- انحراف جنسي از نظر روانشناسان
۳- انحراف جنسي از نظر زيست شناسان
۴- انحراف جنسي از نظر علماي اخلاق
۵- قانون و مقررات اجتماعي انحراف جنسي
۶- قضاوت جامعه درباره انحراف جنسي

مقدمه
قبل از اينكه مسايل جنسي از نظر علمي مورد مطالعه قرار گيرد قوانين مذهبي برچنين اعمالي حكم مي كرد و مردم آنچه مذهب دستور مي داد مي پذيرفتند مردم هم اكنون نيز درمسايل جنسي تا حدودي پايبند مذهبند ليكن مذهب بيشتر روي قانون طبيعي اين غريزه و طرز استفاده مشروع آن نظر دارد كه هدف آن توليد مثل و بقاي نسل است با چنين ديدي آنچه دراين قالب و طرز فكر قرار نگيرد انحراف جنسي خواهد بود. بطور كلي دانشمندان علوم الهي قرون وسطي اعتقاد داشتند همان طور كه چشم براي ديدن است آلت تناسلي انسان نيز فقط براي توليد نسل ايجاد شده و وظيفه ي طبيعي آن تنها ايجاد نسل است.

دراين دوره اعمالي كه براي جلوگيري از آبستني صورت مي گرفت نيز نوعي انحراف شناخته شده لذا دانشمندان علوم ديني آن زمان معتقدبودند افرادي كه به مباني ديني و اصول ماوراء الطبيعه اعتقاد ندارند اعمال جنسي را به خاطر لذت آن انجام مي دهند نه به منظور توليد نسل كه هدفي طبيعي است. با توجه به اين طر تفكر به شوهرها و خصوصاً زنها چنين القا نموده بود كه اين عمل صرفاً براي توليد نسل است و هنگام مقاربت نبايد از آن لذت برد و عمل زناشوئي فقط براي بچه دار شدن است چنان چه زني درهنگام مقاربت دچارلذت مي شد آن را يك نوع انحراف مي دانستند. چنين طرز تفكري قرنها اعمال جنسي زن و شوهر را هدايت مي كرد و حتي هنوز هم بعضي افراد از اين طرز تفكر پيروي مي كنند۱٫

تعريف انحراف جنسي
انحراف جنسي عبارت است از منحرف شدن از حالت هنجار رفتار جنسي.
به عبارت ديگر اگر رفتار جنسي ازچهارچوب موازين مقبول خود خارج شود به انحراف تعبير مي شود. البته انحراف مسأله اي نسبي است به عبارت ديگر آنچه دريك فرهنگ و جامعه انحراف خوانده مي شود ممكن است درفرهنگ و جامعه ديگر انحراف تلقي نشود موازين اخلاقي، فرهنگي و عرض جامعه تعيين كننده حوزة روابط جنسي سالم است.

نكته حائز اهميت آن است كه رفتارهاي جنسي به صورت يك طيف نمي باشد و نمي توان افراد را به دو گروه سالم يا منحرف تقسيم كرد دامنة حالات جنسي از رفتارهاي سالم تا منحرف گسترده بوده و دربين آن افراد با درجات انحراف مختلف ديده مي شود. دربعضي انحراف خفيف و دربعضي شديد بوده و گاهي چند انحراف باهم ديده مي شود .

درتببين انحراف جنسي عقايد مختلفي ابراز شده عده اي معتقدند چون ترشح غدد جنسي امري طبيعي محسوب مي شود پس اتخاذ هر روشي از جمله همجنس بازي براي ارضاي انحراف جنسي سلسله وسيعي از رفتارهاي جنسي است كه تعدادي از آن ها شايع بوده و اجتماع در مقابل آن به تجاهل متوسل مي‌شود در حالي كه انحراف شديدتر كمتر رواج داشته اما اجتماع (و قانون) آن را مذموم مي شمارد و تقبيح مي نمايد. در علل انحراف جنسي كه به معناي تمام شامل ساديسم، مازوخيسم حيوان بازي، بچه بازي، خودنمايي جنسي، هم جنس بازي و … مي‌شود سخن بسيار رفته است زيست شناسان اختلال در جفت كروموزوم ها و عدم توازن غدد و مخصوصاً هورمون ها را در بروز انحراف مؤثر مي دانند. روان شناسان معتقدند كه اكثر منحرفان جنسي به اختلالات

شخصيتي و بيماري‌هاي مختلف رواني از جمله جنون، عصبانيت، آسيب هاي مغزي اختلال منش (پسيكوپات) و نقص عقل مبتلا بوده و به ضعف كنترل هاي حقيقي، اخلاقي و پرورش معيوب روابط جنسي دچار مي باشند به عنوان مثال شخص ساديست به علت طرد از جامعه و سرخوردگي يا خصومت و رفتار مخرب اين ناكامي را جبران مي‌كند آن طبيعي محسوب مي شود و عده اي ديگر كساني را منحرف مي دانند كه احساس لذت جنسي آنها يا رفتار اكثريت مردم عادي متفاوت باشد .
خداوند متعال به طور طبيعي نياز به جنس مخالف را درغريزة آدمي نهاده است و درجهت تأمين اين نياز طبيعي ازدواج را به عنوان عامل وحدت جسمي و رواني انسان ها براي ساختن نهاد خانواده درمسير همفكري و مساعدت دررفع نيازهاي مادي و روحي مجاز شمرده و نسبت به آن تشويق نموده است اما هدايت غلط غريزه سبب برآورده نشدن نياز واقعي و ايجاد نياز كاذب دروجود انسان ميگردد. اين انحراف گاه ريشه درفقر و عدم وجود امكانات ازدواج داشته و گاهي توجه زودرس و بيش از اندازه به غريزه شهوت موجب دلزدگي از جنس مخالف مي شود البته از شرايط اجتماعي نيز نبايد غافل بود.

تاريخچه انحراف جنسي
درگذشته قواعد و مقررات مذهبي بر اعمال جنسي حاكم بود و افراد مردم آنچه را كه مذهب درباره اعمال جنسي مقرر داشته بود، در مناسبات جنسي خود رعايت مي كردند. البته اصولي كه مذهب براي اين اعمال تعيين كرده بود بسيار است ولي مهمترين آنها پيروي از قاعده طبيعي درامور جنسي بود. بر طبق اين قاعده، يگانه هدف عمل جنسي، توليد نسل تقلي شده بود و هرنوع عمل جنسي كه دروراي اين هدف انجام مي گرفت انحراف تلقي مي گرديد.
مي دانيم كه انجيل مقرر داشته است: «درتوليد و تكثير نسل كوشش كن» همچنين مي‌دانيم كه «اونان» به علت اينكه از توليد نسل خودداري مي كرد مجازات شد و عمل وي به عنوان اونانيسم» يك انحراف جنسي شناخته شد.
بنابراين هرنوع عمل جنسي كه درگذشته به منظور توليد نسل انجام نمي گرفت انحراف شناخته مي شد واين اعمال حتي شامل بعضي از عمليات مقدماتي معاشرت هاي جنسي نيز مي شد.
حتي جلوگيري از آبستي و كليه اعمالي كه بدين منظور انجام مي گرفت انحراف شناخته مي شد و فهرستي كه براي انحرافات جنسي تهيه شده بود فهرست بسيار طويلي بود كه به غير از اعمالي كه به منظور توليد نسل انجام مي گرفت بقيه را انحراف نشان مي داد.

به طور كلي حتي اگر عمل جنسي با توجه به جنبه هاي لذت آور و تلذذ بخشش انجام مي‌گرفت يك نوع انحراف جنسي تلقي مي شد و دانشمندان علوم ديني آن زمان معتقد بودند افرادي كه به مباني ديني و اصول ماوراء الطبيعه و متافيزيك اعتقادي ندارند اعمال جنسي را به خاطر لذت آن ها انجام مي دهند نه به منظور توليد نسل كه هدف طبيعي و واقعي اين اعمال است.
بنا به علل مذكور، افرادي ديندار و پارسا شناخته مي شوند كه عمل جنسي را فقط به منظور توليد نسل انجام مي دادند و سعي مي كردند هنگام انجام اين عمل هرچقدر كه ممكن است كمتر لذت جنسي كسب كنند بسياري از افراد نيز براي اين كه هنگام عمل مزاجعت كمتر لذت به دست بياورند به بعضي شيوه هاي عجيب و قريب دست مي زند مخصوصاً‌ معتقد بودند كه زنان هنگام عمل جنسي هيچ نوع لذتي نبايد كسب بكنند و اگر زني عمل مزاجعت را به خاطر كسب لذت جنسي انجام مي داد عمل وي را يك نوع انحراف جنسي مي دانستند.

دربين كليه اعمالي كه درآن زمان انحراف جنسي شناخته مي شدند اعمالي كه به منظور جلوگيري از آبستني انجام مي گرفت ازساير انحرافات جنسي شديدتر و خطرناك تر تلقي مي گرديد. عمل استناد و هم جنس بازي نيز مخصوصاً از انحرافات بسيار خطرناك جنسي به شمار مي رفتند و قرن ها عمل هم جنس بازي چون مخالف قواعد طبيعي بود مجازات مرگ داشت و افرادي كه به اين عمل مبادرت مي كردند اعدام مي شدند. تحقيقات علمي ربع قرن اخيراً‌ درباره روش هاي جنسي معتقدات زمان گذشته را تأييد نمي كند و حتي علوم«پسيك آناليز» و «پسيكيا تري» چنين طرز

فكري را درباره امور و مسائل جنسي محكوم مي كند و آن هارا براي بشريت گمراه كننده و مضر مي داند ازكليه تحقيقاتي كه درسال هاي اخير درباره امور و مسائل جنسي به عمل آمده نتيجه گرفته مي شود اگر مابخواهيم آن دسته از اعمال جنسي را كه به خاطر توليد نسل انجام نمي گيرد انحراف بدانيم بايد بطور كلي اصولاً كليه اعمال جنسي را انحراف تلقي كنيم زيرا به طور يقين مي توان گفت تعداد مردان و زناني كه اعمال جنسي را فقط به منظور توليد نسل انجام مي دهند آنقدر نادر است كه اصولاً نمي توانند رقمي را درتحقيقات علمي حائز شود.
ازتمام مباحث مذكور كه بگذريم امروزه علم «پسيكياتري» ثابت كرده است كه بسياري از هيجانات روحي افراد بشر به وسيله آنچه كه ما آنرا عشق مي ناميم و همچنين اعمال جنسي تشفي پيدا مي كند.

واژه انحراف جنسي
واژة انحرافات جنسي به معناي گستردة آن دسته از اعمال جنسي اطلاق مي گرددكه متفاوت يا غير معقول بوده و ازروش هاي جنسي مورد تصويب قانون و آداب و رسوم اجتماعي پيروي نمي كنند .
انحراف جنسي از ديدگاههاي مختلف
تعريف انحراف جنسي از نظر جامعه شناسان
ازنظر جامعه شناسان چنانچه ارضا و لذت و جنسي مورد قبول و تأييد جامعه نباشد انحراف به حساب مي آيد .
انحراف جنسي از نظر روان شناسان
روان شناسان معتقدند هرگونه ارضاي ميل جنسي كه هدفش خارج از حيطه توليد مثل باشد انحراف جنسي است .
انحراف جنسي از نظر زيست شناسان
زيست شناسان درروابط جنسي فقط به توليدمثل و بقاي نوع توجه دارند و هرگونه آميزش جنسي كه درراه ميل به اين هدف نباشد از نظر آنان انحراف به حساب مي آيد.

انحراف جنسي از نظر علماي اخلاق
علماي علم اخلاق هر نوع ارضاي جنسي كه مورد نكوهش قرار گيرد و بلافاصله به فرد ندامت دست دهد را انحراف جنسي به حساب مي آورند به نظر اخلاقيون كسي كه برخلاف تكليف اخلاق مرتكب خلاف شود دچار ندامت و پشيماني مي گردد و خود را خوشبخت به حساب نمي آورد و پس به نظر اين عده انحرافات جنسي يعني بيرون رفتن از خط فطرت و شريعت دررابطه با غريزه جنسي است.

انحراف مذكور به سبب گريز از اجتماع، انزوا، احساس عدم كفايت، حسادت نسبت به ديگران و اثرات سوء جسماني از قبيل: خستگي، فرسودگي، كم خوني و عوارض خطرناك ديگرمي شود.
چنان چه ارضاي غرايز جنسي از راهي صورت گيرد كه با فطرت و عقل و شريعت سازگار نباشد تشفي اين غرايز باعث انحراف جنسي مي شود و شخص مبتلا به اين عمل را منحرف گويند كه درجامعه ي ما با چشم ديگر به وي مي نگرند .
قانون و مقررات اجتماعي انحراف جنسي
هنگامي كه قوانين و مقررات اجتماعي را ازنظر جرائم جنسي مورد مطالعه قرار مي دهيم ملاحظه مي كنيم كه «جرائم جنسي» تقريباً‌ همان «انحرافات جنسي» بوده و انحرافات جنسي عبارت از آن دسته از اعمالي است كه ازحدود و معيار و ميزان متعارفي تجاوز كرده و يك عمل نامتناسب و مضر ضداجتماعي بشمار مي رود ولي بايد دانست معيار و ملاكي كه درهر اجتماع مرز مشروع و مجاز اعمال جنسي محسوب مي شود و از آن به بعد اين اعمال درحيطه «انحرافات جنسي» درمي آيند متفاوت است و هر اجتماعي اين اعمال را تا حدودي مجاز و مشروع دانسته ولي از آن حد به بعد رااجتماع نمي تواند غمض عين كند و ناچار است جزء« جرائم يا انحرافات جنسي» محسوب مي شوند .

قضاوت جامعه درباره منحرفين جنسي
چون انحرافات جنسي حتي ساده ترين آنها از نظر جامعه كثيف و مذموم و مشمئز كننده است واز طرفي طبق قوانين چنانچه كه گفته شده به هر صورت كه باشد جرم محسوب مي گردد. لذا عامه مردم درباره ي آنها پيش داوريهائي دارند كه خواه و ناخواه گناه آنانرا نابخشودني تر جلوه گر مي سازد. مهمترين اين پيش داوريها عبارتند از:

۱- منحرفين يا تكرار اعمال گناه آلود خود جامعه را به خطر مي افكنند، اگر از منحرفين خودنما، چشم چران و متمايلين به تغيير جنسيت بگذريم ساير منحرفين درصورت دستگيري و مجازات كمتر دست به تكرار جرم مي زنند و آمارهائي كه از اين گونه مجرمين دردست است نشان مي دهد كه درحدود هفت درصد از محكومين دست به تكرار عمل انحرافي مي زنند.

۲- منحرفين جنسي به تدريج دامنه انحراف و شدت آنرا بيشتر مي كنند و به تدريج به جنايت كاران خطرناكي تبديل مي گردند : اگر چه گاهي منحرفين جنسي از اعمال ملايمتر خود احساس ارضاء جنسي نكرده و ممكن است به خشونت دست بزنند ولي آمار نشان مي دهد كه اكثريت منحرفين تا آخر عمر به همان روشي كه از ابتدا از آن رضايت حاصل مي كردند ادامه مي دهد.
۳- منحرفين جنسي افراد ضد بشر و خطرناك هستند و درراه ارضاء اعمال گناه آلود خود از قتل وشكنجه خودداري نمي كنند: قتل همراه اعمال انحرافي جنسي بسيار كم است و آمار نشان مي دهد كه حدود پنج درصد انحرافات جنسي يا ضرب و جرح توأم است. جنايات و حشتناك عين اعمال انحرافي جنسي وقتي پيش مي آيد كه فاعل دچار درجاتي از اختلالات دماغي باشد.

۴- منحرفين جنسي از بيماري غدد داخلي يا اختلالات آن رنج مي برند: تجربه نشان مي‌دهد كه انحرافات جنسي حاصل تربيت غلط و تجربه هاي غيرمتعارف شخص است و تعادل با عدم تعادل هورمونهاي جنسي نقش جند زماني در اين مورد ندارد.
۵- منحرفين جنسي از نظر توانائي شهواني و نيروي جنسي قدرت فوق العاده دارند: اگر منحرفين جنسي مبتلا به ضعف قواي جنسي نباشند مسلماً قدرتي بيشتر از افراد عادي ندارند اين بيماران علاوه برضعف قواي جنسي از بي عرضگي و بي لياقتي و بي‌شخصيتي و عدم اتكاء به نفس رنج مي‌برند و قسمت اعظم آنان عرضه كافي براي انجام اعمال متعارف جنسي را خود نمي بينند. به همين سبب بسياري از آنان هنگام مقاربت با استفاده از زبان و ليسيدن دستگاه تناسلي طرف

جنسي زن و نشيمنگاه و مقعد زن و يا مرد و حتي بوكشيدن مدفوع و خوردن آن و استفاده از ادار معشوق يا معشوقه و يا انزال مني و ترشحات جنسي او يا به دهان كشيدن اندام جنسي و غيرجنسي طرف حتي البسه خاصي از زن و مرد با پوشيدن آن خودرا ارضاء مي‌كنند گاهي ديدن عكسها و فيلم هاي اعمال جنسي براي ارضاء آنان كافي است.
اين تبه كاران گاهي براي ارضاء تمايلات جنسي خود به شيوه هاي عجيب و غريبي دست مي زنند كه انسان را درعين حالي كه مشمئز و بيزار و متنفر ازچنين كثيف كاريهائي مي‌سازد و به تعجب و شگفتي شديد فرو مي برد .

فصل سوم:

انواع انحراف جنسي

۱- استمناء و ياخود ارضائي
۲- بچه بازي
۳- همجنس بازي
پيامد هاي انحراف جنسي
انحراف درپسران
انحراف دردختران

انواع انحراف جنسي
۱-استمناء ياخود ارضائي
استمناء يا خود ارضائي نوعي تحريك مكانيكي دردستگاه تناسلي است فرد عملاً با خود كاري مي كند كه به تخليه هيجاني منجر گردد اين يك انحراف است كه با عكس العمل از نوع جايگزيني رفتاري به جاي رفتار ديگر است.

استمناء يا خود ارضائي كه درجنس مذكر بسيارشايع است و علت آن سطحي بودن و دردسترس بودن نقطه حساس جنسي است استمناء تا هنگامي كه عادت نشود و به عبارت ديگر اتفاقي باشد جنبه انحراف جنسي پيدا نمي كند.جنبه عادتي ياانحرافي آن موجب گوشه گيري افراد گرديده و كم كم قبح اين عمل فراموش مي گردد تا جايي كه مبتلايان به اين گونه عادت جنسي درپاكها، اتوبوس ها، مجامع عمومي بدون خجالت از ديگران به استمناء مي پردازند و موجب جريحه دار شدن عفت عمومي مي گردند بعضي از اين منحرفين ازدواج مي كنند و بچه دار مي شوند ولي ارضاء جنسي آنان با وجود داشتن همسر فقط و فقط منوط به استمناء است.

۲-بچه بازي
قربانيان اين انحراف جنسي كودكاني خردسال و متجاوزين اغلب پيرمردان و افرادي با ناتواني جنسي مي‌باشند كه با ملامسه و مصاحبت كودكان ارضاء جنسي مي نمايند «تفخيذ». افرادي از اين دسته جواناني بچه باز مي باشند و قربانيان خود را براي دخول جنسي (اعم از پسران يا دختران) انتخاب مي نمايند اين گونه حوادث اغلب موجب صدمه بدني و نقض عضوي و حتي مرگ مي‌گردد والا پيرمردان و ناتوانان جنسي اغلب با مكيدن آلت تناسلي مردانه، ليسيدن مقعد، ليسيدن دستگاه تناسلي زنانه، ويا ديدن منظره ادار كردن و يا چشيدن و بوكردن ادار يا مدفوع فرد مورد علاقه ارضاء جنسي مي شوند.
۳-انحراف همجنس بازي
نزد انسان ها اعم از زن و مرد آثاري ازجنس مخالف حتي پس از بلوغ برجا مي ماند و درحقيقت همه افراد بشر داراي عوامل جنسي مردي و زني هر دو هستند و فقط درمردان كامل نري و درزنان كامل مادگي غالب است درصورتي كه درفردي عوامل مزبور كافي نباشد بسته به ميزان كمبود آن حالات مختلف جنسي بوجود مي آيد كه به صورت انواع انحراف ممكن است تجلي نمايد كه دررأس آن همجنس بازي قرار دارد و علاوه بر اين مسئله توجه به نكات چهار گانه زير نيز علاقه به هم جنس را ممكن است تسهيل نمايد.

۱-دو جنسي بودن جنين – درسنين پائين جنيني غدد تناسلي به طور اساسي هم شكل است و بارشد جنين به سوي مردانگي يازنانگي سير مي كند.
۲-دو جنسي بودن بافتي- كه حتي پس از بلوغ كامل نيز ,آثاري ازجنس مخالف از نظر نسجي برجاي مي ماند.
۳-دو جنسي بودن رواني – كه پسران و دختران تا بروز آثار بلوغ از نظر رواني تمايز جنسي ندارند.
۴-دو جنسي بودن هرمني – كه حتي پس از بلوغ هورمونهاي مردانه درزنان و زنانه درمردان موجود است هم جنس بازي درمردان و زنان منحرف ديده مي شود و به طور اتفاقي دراجتماع مردان بي زن مانند آسايشگاههاي پسرانه، سربازخانه ها و يا زنان بي مرد و مثل پانسيون هاي دخترانه به اين عمل مبادرت مي نمايند ولي براي بسياري از مردان و زنان اجتماع اين اعمال عادت شده و فقط به اين طريق است كه واقعاً‌ ارضاء جنسي مي شوند .

پيامدهاي انحراف جنسي
چنان چه بعضي از تحريكات جنسي بدون ارضاء باشد به نوعي ناراحتي روان – تني منجر مي شود.
اين گونه ناراحتي ها عبارتند از: تندي ضربان قلب، درد درناحيه قلب اشكال درتنفس، سردرد، نگراني و اضطراب، خستگي فكري و ضعف عمومي است.
معمولاً گزارش هاي اين نوع انحرافات دقيق نيست ليكن آمارهاي رسمي كه پيرامون كج رويهاي اجتماعي انتشار مي يابد نمي تواند صددرصد با واقعيت ها تطبيق كند به خاطر اين كه تعداد زيادي از اين انحرافات شناخته شده نيست و به خاطر طبع محرمانه بودن دليل اين ناخالصي است.

همجنس بازان، معتادان و ساير منحرفان جنسي را زماني پليس دستگيرمي كند كه محرمانه بودن كارشان برملا مي‌شود كه باعث به وجود آمدن فشارهاي اجتماعي و عمومي براي دستگيري آنان افزايش مي يابد . انحراف جنسي درجوامع مختلف اشكال گوناگون دارد آمار سال ۱۳۷۱ انحراف مربوط به مسايل جنسي كه درمراجع قضايي مطرح شده را درسه مورد به شرح زير گزارش نموده است:
جدول – انحراف جنسي
نوع انحراف تعداد
جرايم نسبت به اطفال
داير كردن اماكن فساد
ايجاد مزاحمت براي بانوان ۲۷۳
۱۱
۱۲۹۳
انحراف جنسي عللي است كه آنها را مي توان بطور كلي درچند بخش تقسيم نمود:
۱-انحراف جنسي اغلب با اختلال همراه است. تحقيق درمورد ۳۰۰ مجرم جنسي نشان داد كه ۱۴ درصد آنان از نظر رواني عادي بوده ۲۹ درصد به بيماري خفيف نوروتيك، ۳۵ درصد بيماري شديد نوروتيك، ۸ درصد درحد سايكوز، ۱۴ درصد بيماري رواني و ۴ درصد دچار نقص عقلي بوده اند.
۲-نقص تربيت اوليه جنسي كه دردروه طفوليت تمرين شده و به صورت عادت درآمده.
۳-ناكامي هاي از جانب محيط و اجتماع .

انحراف درپسران
انحراف درپسران ممكن است درسنين قبل از ده سالگي نيز مشاهده شود ليكن دراغلب موارد صورت تقليدي دارد و لذا آنچه كه مربوط به جنبه سوءاستفاده ديگران قرار گرفتن مي شود ممكن است ناشي از سادگي، زود باوري و گاهي ترس و يا فريفته شدن به اسباب بازي يا شيئي ديگر باشد درنوجوانان تمايل به اين ار وجود دارد درحدود ده سالگي به بعد اين انحراف معني پيدا مي‌كند به اين علت كه ممكن است تجارب ناپسند قبلي براي آنها صورت تحريكي پيدا كند و موجبات بلوغ و بيداري جنسي را مهيا نمايد همچنين رفيق بازي و دخالت دراسرار يكديگر و درنتيجه بدآموزي هاي همبازي ها ممكن است به مشكل بيفزايد .

انحراف در دختران
اين انحراف دردختران وجود دارد ليكن افراد ناآگاه اين مسئله را منحصراً در رابطه با پسران مطرح مي كنند.
تحقيقات صورت گرفته درجوامع ديگر نشان مي دهد كه دختران مخصوصاً درسنين نوجواني، احساسات بسيار عميق و برجسته اي دراين باره دارند و ممكن است به دام همسالان ياافراد بزرگتر ازخود بيفتند. همين تحقيقات نشان گر آن است كه ميزان اين انحراف دردختران (انحراف جنسي) حتي شايعتر از پسران است ليكن با وضعيت آن ها دردنياي حاضر غلبه ي شرح به آنان حيا درخفايشان و كمتر علني بودن لغزش آن ها دراجتماع سبب مي شود كه اين مسايل درمورد آن ها كمتر از پسران مطرح شود بايد دانست كه آن ها هم دررابطه با وجه هاي گوناگون درمعرض تحريك شدن قرار مي‌گيرند.

انحراف از هرسني كه شروع شود درمرحله نوجواني توسعه مي يابد و درسنين بلوغ به منتهاي اوج خود مي رسد و اين هم براي پسرها و هم براي دخترها مورد تأييد است ولي صور مختلف آن دراين دو جنس فرق مي كند .

فصل چهارم:

جرم شناسي اختلالات و
انحراف جنسي درحوزه خانواده

۱- بررسي اختلالات جنسي دراسلام
۲- جرم شناسي انحراف جنسي
۳- جرم انگاري انحراف جنسي درخانواده
۴- تأثير اختلال وانحراف جنسي در خانواده

بررسي اختلالات و انحرافات جنسي دراسلام
و من آياته و خلق لكم ازواجاً لتسكنوا اليها وجعل بينكم موده و رحمه ان في ذلك آيات لقوم يتفكرون .
از آيات و موهبت هاي پروردگار، برقراري زوجيت درميان موجودات زنده اعم از انسان، حيوان و نباتات است دراين ميان پيوند ميان زن و مرد از دو جنس مختلف به عنوان احسن مخلوقات از خصوصيات متمايز و ويژه اي برخودار است كه تنها به ارضاي غريزه جنسي و يا توالد و تناسل محدود نمي گرددو يكي از موهبت هاي خلقت كه با گره خوردن عاطفي و رواني زن و مرد درسايه تشكيل

خانواده در آيه فوق بدان اشاره شده . سكوت و آرامش زوجين دركنار يكديگر است اين مسأله به قدري درزندگي فردي و شخصي انسان مؤثر گرديده كه قرآن كريم آنرا به عنوان يكي از آيات و نشانه هاي الهي معرفي نموده است علاوه بر آرامش روحي و رواني زن و مرد كه ريشه در باطن و عمق وجود انسان دارد قرآن كريم به نقش ظاهري و اجتماعي «زوجيت» و تشكيل خانواده اشاره نموده است درآنجا كه مي فرمايد:
هن لباس الكم و انتم لباس لهن
زن ومرد را لباس يكديگر معرفي كرده است لباسي كه معايب و زشتي هاي ظاهري و جسمي بدن رامي پوشاند و دراجتماع به انسان آبرو و حيثيت اجتماعي مي بخشد بديهي است زماني زن و شوهر مي توانند لباس و پوشاننده معايب يكديگر باشند كه سكونت و آرامش آنها درسايه زندگي مشترك تأمين و تثبيت شده باشد اين مسأله محقق نمي گردد مگر با ارضاي نيازهاي رواني و جسمي زن و مرد.

حال كه بايستي ازدواج و تشكيل خانواده بستر ترقي و تكامل و آرامش زوجين رافراهم آورد به منظور پايبندي، هدفمندي و تكامل زوجين و بارور ساختن اين نهال مقدس، قوانيني ازسوي شارع وضع گرديده كه عدم رعايت آنها نه تنها موجب بروز مشكلات اخلاقي و رواني و عدم سكونت و آرامش فرد خواهد بود آنچه در فقه شيعه و عمومات ادله و آيات قرآن كريم و روايات ائمه معصومين درباب رعايت حقوق و تكاليف زن و شوهر بسيار ديده مي شود كم نيست.

بنابراين هرگونه مصاديق جنسي نا متعارف و غيرطبيعي كه موجب آزار و ضررو زيان جسمي وروحي زن گردد با عمومات قواعد لا ضرر و لاحرج رفع و دفع مي گردد.
در قرآن كريم اعمالي كه موجب تهييج قراي شهواني و خروج آن از مسير عادي شود مورد نهي قرارگرفته و عامل انحطاط برخي جوامع همين امر معرفي شده است.

جرم شناسي انحرافات جنسي
انحرافات جنسي درغالب كشورها جرم تلقي مي شود كه از آن جمله مي توان به بياستوفيليا يا خوشايند جنسي با تجاوز به ديگران، فائل شهوتي يا تحريك جنسي با قتل، نكروفيليا يا تمايل جنسي به جسد انسان اشاره كرد.
جرم انگاري انحرافات جنسي بعضاً مورد توجه قانونگذار كيفري ايران قرار گرفته است اين توجه دردو حيطه قابل بحث است:
۱-جرم انگاري اعمالي كه معمولاً برخاسته از انحراف جنسي نبوده و ميل جنسي درمسير عادي ولي خلاف قانون وشرع هدايت شده است.

۲-جرم انگاري اعمالي كه معمولاً انحراف جنسي محسوب مي شوند: از اين افعال مي توان به هم جنس بازي زنان و مردان اشاره كرد.
قانون مجازات اسلامي درباب حدود كه عيناً برگرفته از متون شرعي است به لواط و مساحقه اشاره كرده است. تشويق مردم به فساد و فحشاء و اداره كردن مراكز فساد و فحشاء نيز درماده ۶۳۹ قانون مجازات اسلامي جرم انگاري شده است.
ماده ۶۳۹- افراد زير به حبس ازيك تا ده سال محكوم مي شوند و درمورد بند «الف» علاوه بر مجازات مقرر، محل مربوطه به طور موقت با نظر دادگاه بسته خواهد شد:
الف-كسي كه مركز فساد و يا فحشاء دايريا اداره كند.
ب-كسي كه مردم را به فساد يا فحشاء تشويق نموده يا موجبات آنرا فراهم نمايد.
راشد باورهاي فرهنگي جامعه درجهت نگرش به عمل ارتكابي و قبيح دانستن آن نيز عاملي درجهت پيشگيري از وقوع جرم است. امروزه چه بسا اعمالي درقانون جرم شناخته شده اند، اما به علت عدم تطابق آن با ارزش ها و باورهاي جامعه، بعضي ازمردم نه تنها تخطي ازقانون را زشت ندانسته بلكه آنرا نوعي زندگي به حساب مي آورند

.
انحرافات جنسي اولاً : درتعارض شديد با ارزش هاي اخلاقي و ديني جامعه بوده و موجب جريحه دار شدن وجدان عمومي مي شود.
ثانياً: تأثير سوء برروند طبيعي روابط جنسي درجامعه مي گذارد و مي‌تواند عاملي درجهت عدم تمايل افراد به ازدواج و تضعيف بنيان خانواده باشد. بنابراين پيشگيري و مجازات چنين اعمالي بايد مد نظر قانون گذار قرار گرفته و يا انصاف وصف كيفري به اين نوع اعمال از بروز مشكلات پيشگيري نمايد. توجه به اين نكته نيز لازم است كه صرف مجازات به تنهايي كافي نيست و اقدامات تأميني به ويژه اقدامات درماني بايد نسبت به فرد مجرم صورت گيرد و حتي بزه ديده نيازمند درمان است .

جرم انگاري انحراف جنسي درخانواده
غريزه جنسي براي بقاي مشروع و طبيعي نسل دروجود انسان به وديعه گذاشته شده است امازماني كه ازمسير طبيعي خارج شود آن چه رخ مي دهد انحراف جنسي است.
دراحصاء علل ايجاد انحرافات جنسي به موارد زير مي توان اشاره نمود:
۱-بدآموزي
۲- تجربيات بد گذشته
۳-اختلال هاي رواني نظير سرخوردگي
۴-احساس بي عرضگي و بي لياقتي
۵-عدم اعتماد به نفس
۶-اوضاع آشفته ي خانوادگي

۷-بي توجهي به قيود و ارزش هاي مذهبي مطابق مواد قانون مدني ايران درتعريف تمتعات جنسي مجاز داراي خلاء مي باشد و اين خلاء به قانون جزا نيز راه يافته است.
توضيح اين كه قانون مجازات اسلامي به اعمال جنسي انحرافي كه موجب ايذاء و اذيت همسر و ورود ضرر روحي و جسمي به وي مي شود اشاره اي ننموده است.

تأثير اختلال و انحراف جنسي درخانواده
انسان درزندگي نيازهايي دارد كه برآوردن اين نيازها موجب تعادل روحي- رواني و رضايتمندي وي از زندگي مي گردد نياز به وابستگي، عشق، عاطفه و نيازهاي جنسي دو نياز مهم است كه خداوند تعالي نكاح را مجراي رفع آن قرارداده است. برآوردن نياز جنسي، تعميق عشق ووابستگي عاطفي را به دنبال دارد و ارتباط اين دو امري غير قابل انكار است در بررسي ميداني تأثير اختلالات جنسي دردعاوي خانوادگي توجه به چند مسأله ضروري است.
اول: تشخيص نيازهاي عاطفي و جنسي به علت غيرمحسوس بودن آن امري سخت بوده و افراد آنچنان كه گرسنگي و تشنگي راتشخيص مي دهند به نيازهاي فوق الذكر توجهي ندارند.
دوم: عرف و فرهنگ مرسوم درخانواده ها به ويژه براي زنان حق اعلام تمايلات جنسي و برآوردن آنرا به عنوان يك نياز طبيعي انساني جايز ندانسته و حتي زني كه چنين تمايلاتي را اظهار نمايد مورد سرزنش قرار مي گيرد.
سوم: مشكل بودن اثبات اين عوامل به ويژه انحراف جنسي به عنوان علتي براي درخواست طلاق موجب شده كه كمتر به مسأله اختلالات و انحراف جنسي توجه شود.

فصل پنجم:

همجنس بازي

مقدمه
تعريف همجنس بازي
همجنس گرايي و تاريخچه آن
-عوامل همجنس بازي
۱-عوامل روان شناختي
۲-عوامل رواني اجتماعي
۳-عوامل زيستي (بيولوژيك)
-آثار همجنس گرايي.
-نظراديان درمورد همجنس گرايي
۱-اسلام
۲-مسيحيت
۳-يهوديت
۴-جامعه شناسان

مقدمه :
همجنس بازي
اصطلاح «هموسكشول» ازپيشوند يوناني «هومو» به معناي «همان» مشتق شده است. عده‌اي فكر مي كنند كه اين كلمات معني «براي مردان» مي دهد درصورتيكه اين تعبير درباره كلمه مذكور صحيح نيست و اين كلمه براي شرح احساسات عشقي دو نفر كه ازجنس يكسان باشند و نسبت به يكديگر احساسات عشقي داشته باشند اعم از زن يا مرد استعمال مي‌شود.
هموسكشول يا «عشق به همجنس» يكي از كهن ترين و باسابقه ترين انحرافات بشري است. كليه ادبيات و نوشته هاي باستاني ملل قديم حاكي است كه از قديمي ترين زمان‌هاي تاريخي اين انحراف با بشر بوجود آمده و بسياري از مشاهير و معاريف انساني به اين انحراف مبتلا بوده اند. عكس العمل حكومت هاي مختلف در گذشته نسبت به اين عمل متنوع بوده است. برخي براي مرتكبين اين عمل شديدترين مجازات ها را قائل شده و بعضي نيز تا حدي اين عمل را عادي و قانوني تلقي كرده اند.
ازطرف ديگر سوابق و اسناد تاريخي حاكي است كه دردنياي قديم هرموقع كه خواسته‌اند با ازدياد جمعيت مبارزه كنند عمل «همجنس بازي» را تجويز كرده اند. معروف است كه دريونان باستان و مخصوصاً موقعي كه يونان داراي عالي‌ترين قدرت هاي نظامي بوده است عمل همجنس بازي تقريباً يكي از خصوصيات اخلاقي و ملي آن ها به شمار مي‌رفته است دراين موضوع كاملاً ازمطالعه شعر و شاعري و فلسفه يونان باستان مشهود مي‌شود.دركشورهاي خاورميانه هنوز عمل همجنس بازي بين مردم شايع است و دركشورايران از بعد از انقلاب اين عمل به نسبت قابل توجهي كاهش يافته است. دركشور چين مخصوصاً در چين شمالي به مشابه مراكز فساد زنان، مراكز فسادي وجوددارد كه ازمردان تشكيل مي شودو گرچه البته تعداد آن ها به مراكز فساد زنان نمي رسد ولي معهذا اين مراكز رقم قابل توجهي را تشكيل مي دهند و شايد علت آن كمي زن دركشور چين باشد.
درافريقا دربين اهالي كنگو شمالي نيز عمل «هموسكشول» به حد وفور رواج دارد. «هموسكشول» يا عشق به همجنس را مي توان اين طور تعريف كرد «منحرف همجنس‌باز» فردي است كه غريزه جنسي او فقط با تماس با همجنس خودش ارضاء مي‌شود.

به طور كلي مي توان گفت كه ميل به همجنس بصور خفيف درهر فردي وجود دارد متنها بعضي ازافراد به علت قباحت اين عمل خود را كنترل مي كنند و هيچ گاه اجازه ابراز اين ميل را به خود نمي دهند امابايد دانست كه هرگاه اين ميل داراي ريشه هاي رواني باشد و در موقع خود تصفيه نشود و يا به علت وجود عوامل محيطي اين ميل خفيف در بعضي افراد تشديد شود آن وقت به انحراف «هموسكشول» تبديل مي شود.
عقايد و نظرات دانشمندان درمورد انحراف «هموسكشول» يكسان نيست. عده اي ميل به همجنس را ازخصوصيات بيولوژيستي زندگي اجتماعي افراد بشر دانسته و عقيده دارند به افرادي كه ميل داشته باشند غريزه جنسي خود را از اين طريق ارضاء كنند نبايد عنوان منحرف داده شود ولي بعضي ديگر بنابراين اصل كه «چون هر پديده و عملي كه مابين افراد اجتماعي دراقليت واقع شود و سبب بي نظمي ديگران شود انحراف است» پس «هموسكشول» را نيز يك انحراف دانست. مطالبي كه گفته شد كلياتي درمورد همجنس بازي بود .

همجنس بازي چيست
همجنس بازي انحراف جنسي ناشي ازشرايط اجتماعي فرهنگي و تربيتي است كه درفردي كه فطرتاً همجنس گرا نيست ظهور مي كند. مثلاً درشرايط فشار و سختگيري پيرامون مسائل جزئي جنسيتي، افرادي به ناچار و به علت دسترسي بهتر به هم جنسان خود براي ارضاء غرايز جنسي به همجنس بازي روي مي آورند در اين حالت اگر اين شرايط ادامه پيدا كند فرد به اين شرايط عادت كرده و فطرت اصولي جنسي اش كه هماناتمايل به جنس مخالف است به مرور تضعيف مي شود و به غلط تصور مي شود كه اين فرد همجنس گراست. همين طور درشرايط بي بندو باري جنسي، همجنس بازي بسيار مشاهده شده است فرد دراين شرايط به دليل غوطه ور شدن درمسائل

دچار يك نوع تنوع طلبي بيمارگونه مي شود و به انحرافات جنسي دچار مي شود. ديگر عامل جدي بروز انحراف همجنس بازي، عدم آگاهي كافي از روش ها و اصول ارتباط جنسي خود با مردان دچار يك نوع مرد سالاري عميق جنسي و به نوعي بهره كشي و آزار شده اند و حقوقشان درآميزش جنسي به هيچ گرفته شده است پس ازمدتي دچار سردمزاجي و زدگي و ترس از روابط جنسي مي شوند. دراين مواقع احتمال خطر همجنس بازي به وجود مي آيد. چون دراين گونه موارد فرد به يك نفر از جنس خود بيشتر و بهتر مي تواند اعتماد كند .

همجنس گرايي و تاريخچه آن
دراواخر قرن ۱۹ واژه همجنس گرايي توسط يك روانشناس آلماني به نام كارولي مارياتبكرت بكار رفت .
تمايلات همجنس گرايي (همجنس خواهي) اززمان هاي بسيار دور درفرهنگ هاي مختلف وجود داشته است چنين گرايشي – با توجه به اين كه بر خلاف سرشت الهي و فطرت معمول بشري بوده است – ازهمان زمان هاي قديم توسط اكثر جوامع و مذاهب – به خصوص دين مبين اسلام- مورد نكوهش قرار گرفته است. اما با وجود اين واقعيت آشكار، همجنس گرايي (همجنس خواهي) دربسياري از جوامع وجودي عيني دارد. دربعضي ازقبايل بدوي آفريقائي، مردان به گونه اي آشكار و بي شرمانه پسران خود را به يكديگر قرض مي دهند.

در جوامعي كه امكان رابطه بين دخترها و پسرها قبل از پيوند زناشويي وجود ندارد وحتي رابطه هاي غير جنسي آن ها كاملاً محدود مي گردد شيوع همجنس گرايي (همجنس‌خواهي) شديداً افزايش مي يابد؛ زايرا اگر روابط آشكار دو جنس مقابل را بتوان محدود كرد و اقعيتي به نام تمايلات جنسي را عملاً نمي توان خاموش يا نابود كرد . درنتيجه اين گرايشات و تمايلات جنسي ازحالت طبيعي دگر جنس خواهانه به سوي همجنس خواهي، بچه خواهي، حيوان خواهي و ساير انحرافات جنسي (پارافيلياها) منحرف خواهد گشت.
ازسال ۱۹۵۰تا ۱۹۷۳ كميته بهداشت رواني، همجنس

گرايي را يك اختلال رواني برمي‌شمرد ولي درسال ۱۹۷۳ انجمن روانپزشكي آمريكا، همجنس گرايي را به عنوان يك طبقه شخصيتي، كنار گذاشت و درسال ۱۹۸۰ آن را عملاً DSM حذف نمود.
دردهمين تجديد نظر طبقه بندي آماري و بين المللي بيماري ها و مشكلات بهداشتي وابسته (ICD) آمده است: گرايش جنسي به تنهايي يك اختلال محسوب نمي شود».
اين تغيير بازتاب تغييري است كه در همجنس گرايي روي داده است چرا كه امروزه همجنس گرايي، سبك ديگري از زندگي محسوب مي شودو كم و بيش به طور مرتب به عنوان نوعي تمايل جنسي انسان روي مي دهد و يك اختلال بيمار گونه نيست.
ديويدها فكينز مي گويد: «به نظر نمي رسد مسئله اصل وجود همجنس گرايي باشد بلكه مسئله اصلي ابراز آن است.

اصطلاح همجنس گرايي اغلب براي توصيف يك نوع رفتار آشكار شخصي، گرايش جنسي و حس هويت شخصي و اجتماعي به كار مي رود وقتي فرض آلفرد كينزي درسال ۱۹۴۸ يكي از نخستين و گسترده ترين مطالعات عمده درمورد ميزان بروز همجنس گرايي را انجام داد گزارش كرد.
بدين ترتيب كينزي پيشنهاد نمود كه گرايش جنسي را نبايد به صورت دو گروه همجنس‌گرا يا دگر جنس گرا طبقه بندي نمود بلكه بايد به عنوان يك پيوستار كه درانتهاي يك دامنه آن دگر جنس خواهي و درانتهاي ديگر همجنس خواهي قرار مي گيرد، درنظر گرفته شود .

عوامل همجنس بازي
انحراف مذكور موجب عوامل همجنس بازي مي شود و پيچيدگي موضوع به مشخص نمودن عوامل قدري رامشكل كرده است لذا بعضي از عوامل را به صورت زير مي باشد:
۱-جداشدن پدر از زندگي، يا خشونت هاي سنجيده ي او نسبت به فرزند هنگامي كه با صحبت هاي بي هدف و بدون حدو مرز توأم شود.

۲-درمورد زمان بايد زمان طفوليت و زمان رشد آن ها مورد توجه و بررسي قرار گيرد چون كه درآن زمان آن ها از توجه كردن به جنسي مخالف خود غافلند و فقط به چند نفر از زنان و دختران پيرامون خود علاقمند مي شوند كه ممكن است اين علاقه فاقد عشق ادامه پيداكند.
۳-الگوي تربيتي دختران مادران هستند چنان چه مادري بيش از حد به شوهرش علاقمند باشد ميزان علاقمندي و توجه او به دخترش كاسته مي شود.
۴-احساس امنيت و محرمانه بودن موضوع از طرف دو زن نسبت به هم جهت ارضاي تمايلات جنسي يكديگر بيشتر است.

۵-دربعضي موارد نيز دختري كه مادرخود را ازدست ميدهد و ازمحبت مادري محروم مي شود درپي پيدا كردن زني است ه جاي خالي مادرش را پر كند.
۶-دانشمندان و روان شناسان مانند آلفرد آدلر، فرويد و هونگ عقيده دارند كه دخترها درمسير تكامل رشد خود نسبت به پسرها وصفات مردانگي آن ها رشك مي برند اين عمل سبب بعضي ازكارهاي خلاف است .
۱-عوامل روان شناختي
عامل موثر دررفتار همجنس گرايانه به طور كلي شناخته نشده است فرويد همجنس گرايي را وقفة رشد رواني- جنسي تلقي مي كردو به ترسهاي اختگي و ترس از تسلط مادر درمرحله پيش اوديپي رشد رواني- جنسي اشاره مي كرد.
فرويد معتقد بود همجنس گرايي درزنان به دليل فقدان انحلال حسرت آلت به همراه تعارضات او ديپال حل نشده سبب پيدايش همجنس گرايي مي شود.

فرويد همجنس گرايي رايك بيماري رواني تلقي نمي كرد فرويد دركتاب «سه رساله درزمينة نظرية تمايلات جنسي» بيان نمود كه «همجنس گرايي در افرادي مشاهده مي‌شود كه انحراف جدي ديگري از بهنجاري ندارند كارآيي آن هامختل نشده است و درواقع رشد هوشي و فرهنگي اخلاقي بالايي دارند.»
درنظريه استورمز جهت گيري به سوي همجنس را درافرادي يافت كه رشد جنسي زودرس داشته اند نوجواناني كه تخيلات رشد جنسي آن ها در زمان رشد اجتماعي در خود تحريكي است به خصوص آن هايي كه بلوغ زودرس دارند قوي ترين جاذبه هاي هيجاني همجنس را دارا مي باشند.

ازنظريه استورمز چنين برداشت مي شود كه رجحان جنسي دربزرگسالي به محيط اجتماعي سال هايي ازنوجواني بستگي دارد كه درآن سائق جنسي به حداكثر نيرومندي خود مي رسد اگر دراين سالها محيط اصولاً ازيك گروه همجنس تشكيل شده باشد رجحان جنسي دربزرگسالي درجهت همجنس خواهي خواهد بود. اين نظريه جنسي بر فرض كنش متقابل است بين عوامل زيستي (بيولوژيك) مربوط به بروز سائق جنسي و ازسوي ديگر عوامل اجتماعي و رواني موثر بر رشد اجتماعي .
۲-علل رواني اجتماعي
مطالعات متعددي درچگونگي تربيت افراد هم جنس گرا به عمل آمده است كه براساس خاطرات كودكي افراد هم جنس گرا به اين نتيجه رسيده اند كه اغلب آنها دركودكي خود روابط سستي با پدر داشته يا متحمل غيبت طولاني پدر از خانه بوده اند.

روانكاوان ديگر مادران آن افراد هم جنس گرا را بيش از حد محافظت كننده يا بيش از حد محرم و نزديك توصيف كرده اند درمقايسه با زنان غير هم جنس گرا تعداد بيشتري اززنان هم جنس گرا رابط سست با والدين خود داشته اند بعضي از روانكاوان معتقدند كه هم جنس گرايي درزنها ازحل نشدن روابط با والدين دردروان اوليه كودكي ناشي مي‌شود كه درنتيجه روابط نزديك با مردان ترساننده جلوه كرده وزن به صورت تنها موضوع قابل عشق بازي درمي آيد .

بدترين نتيجه و عاقبت درافرادي است كه صفات ضد اجتماعي يا جنبه هاي از رفتار ضد اجتماعي زنانه (درمردها) دارند بطور كلي هرچه من بالاتر باشد احتمال تغيير مسير ميل جنسي كمتراست .
۳-عوامل زيستي (بيولوژيك)
مطالعات اخير، اين نظريه را كه اجزاء زيستي و ژنتيكي ممكن است درگرايش جنسي مؤثر باشند تقويت نموده است.
ميزان آندروژن هاي مردان همجنس گرا كمتر از مردان دگر جنس گرا گزارش شده است. به نظر مي رسد هورمون هاي دروان جنيني درسازمان دهي دستگاه عصبي مركزي نقش دارند. حضور مؤثر آندروژن هاي دروان جنيني درگرايش جنسي نيست به زنان مهم دانسته شده و كمبود آن ها يا عدم حساسيت بافتي نسبت به آن ها ممكن است سبب گرايش جنسي به سمت مردها مي شود.
دخترهايي كه دردوران جنسي درمعرض مقادير زياد آندروژن بوده اند پيش از سن بلوغ معمولاً پرخاشگرند.

دريك مطالعه نشان داده شده كه درزنان و مردان همجنس گرا گروهي از سلول هاي هيپوتالاموس كوچكتر ازمردان غير همجنس گرا مي باشد.
آثار همجنس گرايي
اين انحراف سبب پيدايش آثار و عوارض ناپسند در زندگي فردي واجتماعي مبتلايان مي‌شود كه جنبه هاي زير مورد بررسي است.
-ازجنبه سازش اجتماعي
براساس پاره اي بررسي هاآن ها كه همجنس بازند امكان سازش اجتماعي، شغلي و حتي جنسي شان درآينده دچار مخاطره خواهد شد زيرا امكان برآورده شدن نيازشان كه بدان عادت يافته اند نيست و درنتيجه با دشواري هاي مواجه مي شوند رفتار و ميل جنسي آنان تا مدتي حتي پس از دوران بلوغ راه و رسم خود رانمي يابد كه اين خود در رويدادهاي زندگي شان فوق العاده موثر است.

-ازنظر روابط خانوادگي
آثار بد اين انحراف كه كم و بيش درخانواده ها منعكس مي شوند كه موجب لغزش ها و ناراحتي هايي مي شود كه موجبات ناامني را دراين رابطه فراهم مي آورند دربرخي خانواده ها ديده شده كه فردي از راه انحراف و فريب در مواردي تهديد يا تطميع فردي از خانوادة خود را به آلودگي كشانده است و فردي كه مورد سوء استفاده واقع شده اين موضوع را به عللي ازساير افراد خانواده و اولياي خود پنهان داشته است.